ترامپ و پوتین در تماسی درباره ایران، خاورمیانه و جنگ اوکراین گفتوگو کردند


ترامپ و پوتین در تماسی ۸۵ دقیقهای درباره ایران، خاورمیانه، جنگ اوکراین و چند موضوع دیگر گفتوگو کردند. کردند. ترامپ اندکی قبل نیز با زلنسکی گفتوگو کرده بود. کرملین و زلنسکی اعلام کردند که محور این گفتوگوها، جنگ اوکراین در آستانه نشست ناتو در آنکارا بود.
یوری اوشاکوف، مشاور سیاست خارجی کرملین، به خبرگزاری ریانووستی گفت: «روسای جمهوری روسیه و آمریکا درباره حلوفصل مسئله اوکراین، از جمله حضور ترامپ در نشست ناتو در ترکیه گفتوگو کردند.»
اوشاکوف گفت دو رهبر در گفتوگوی ۸۵ دقیقهای خود همچنین درباره ایران و خاورمیانه و چند موضوع دیگر نیز رایزنی کردند.
زلنسکی نیز پیشتر در روز شنبه اعلام کرد که او و ترامپ درباره جنگ اوکراین گفتوگو کردهاند و این تماس را «بسیار خوب» توصیف کرد.






در حالی که شمار رسمی جانباختگان زلزلههای ویرانگر ونزوئلا به دو هزار و ۹۵۴ نفر افزایش یافته و بیش از ۴۱ هزار نفر همچنان مفقود هستند، بازماندگان و نیروهای داوطلب از تاخیر در رسیدن کمکها و کمبود تجهیزات سنگین برای آواربرداری انتقاد کردهاند.
خبرگزاری رویترز روز شنبه ۱۳ تیر گزارش داد شمار رسمی قربانیان دو زمینلرزه به بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ که ۲۴ ژوئن [۳ تیر] سواحل ونزوئلا را لرزاند، به دو هزار و ۹۵۴ نفر رسیده است. دولت همچنین اعلام کرد بیش از ۱۶ هزار نفر بر اثر این فاجعه بیخانمان شدهاند و آمار غیررسمی افراد مفقود از ۴۱ هزار نفر فراتر رفته است.
به گفته مقامهای ونزوئلا، نزدیک به ۳۰ هزار نیروی دولتی در کنار سه هزار و ۲۸۱ امدادگر بینالمللی در عملیات جستوجو و امدادرسانی مشارکت دارند. با این حال، نیروهای داوطلب و ساکنان مناطق آسیبدیده میگویند ارسال غذا، دارو و تجهیزات سنگین با تاخیر انجام شده و همین موضوع روند نجات افراد گرفتار زیر آوار را کند کرده است.
رویترز در گزارشی از شهر لاگوایرا، یکی از آسیبدیدهترین مناطق زلزله، روایت خوان زاپاتا، یکی از بازماندگان، را منتشر کرده است. او که هنگام وقوع زلزله در آپارتمان طبقه پنجم خود بود، بر اثر شدت لرزشها زیر آوار گرفتار شد و پس از دو روز و هفت ساعت توسط امدادگران داوطلب نجات یافت.
زاپاتا گفت هنگام نجات به امدادگران گفته بود در طبقه پنجم زندگی میکند، اما آنها به او گفتهاند زیرزمین ساختمان قرار دارد؛ موضوعی که به گفته او نشاندهنده شدت فروریختن ساختمان بوده است. او اکنون با شکستگی چند دنده، جراحات متعدد و آسیبدیدگی پاها در بیمارستان صحرایی تحت درمان است. زاپاتا همچنین تلفن همراه و مدارک هویتی خود را از دست داده و هنوز نتوانسته با دخترش در آمریکا و خواهرش در کانادا تماس بگیرد.
پیتر هولز، مدیر پزشکی بیمارستان صحرایی که با هماهنگی وزارت خارجه آمریکا و چند سازمان امدادرسان در ونزوئلا فعالیت میکند، به رویترز گفت تاکنون حدود ۴۰۰ بیمار در این مرکز درمان شدهاند و شمار جراحیها تا پایان روز شنبه به حدود ۳۰ مورد خواهد رسید. به گفته او، این بیمارستان بهتدریج فعالیت خود را به پزشکان محلی واگذار خواهد کرد و در آینده به یک مرکز خدمات درمانی دائمی برای منطقه تبدیل میشود.
در مقابل، دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، انتقادها درباره کندی واکنش دولت را رد کرده و از استقرار گسترده نیروهای امدادی خبر داده است. اما بسیاری از داوطلبان، اعضای خانواده قربانیان و تیمهای امداد خارجی میگویند کمکهای اولیه دیر به مناطق زلزلهزده رسید و کمبود ماشینآلات سنگین همچنان عملیات جستوجو را با مشکل مواجه کرده است.
در مجتمع مسکونی ویرانشده «لوس کوکوس» در لاگوایرا، گروهی از داوطلبان به سرپرستی الکساندر دلگادو، معلم تربیت بدنی، همچنان به جستوجوی قربانیان ادامه میدهند. میگل پولئو، که برای یافتن دخترخوانده و خانواده او به این گروه پیوسته، گفت تاکنون تنها سگ آنها را زیر آوار پیدا کرده است و دیگر امیدی به زنده بودن اعضای خانواده ندارد.
پولئو با انتقاد از عملکرد دولت گفت برخلاف ادعای مقامهای رسمی، کمکها بهموقع نرسید و مردم عادی نخستین کسانی بودند که به یاری آسیبدیدگان شتافتند. او همچنین از حضور نیروهای پلیس در منطقه بدون مشارکت موثر در عملیات امداد انتقاد کرد و گفت تنها خواسته خانوادهها این است که پیکر قربانیان پیدا شود تا بتوانند آنها را به خاک بسپارند.
رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران اعلام کرد در نخستین روز مراسم تشییع جسد علی خامنهای، بیش از چهار هزار نفر به مراکز درمانی مستقر در مصلی تهران مراجعه کردند و با وجود حجم بالای مراجعات، تاکنون هیچ مورد فوتی در محل مراسم و محدوده اطراف آن ثبت نشده است.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، نادر توکلی، رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران، شنبه ۱۳ تیر ضمن اعلام آمار مراجعه کنندگان گفت، عمده مراجعات مربوط به گرمازدگی، تشدید بیماریهای زمینهای و آسیبهای جسمی و جراحات بوده است. توکلی افزود تا ساعت ۱۶ حدود سه هزار نفر خدمات درمانی دریافت کرده بودند و این تعداد تا زمان ارائه گزارش از مرز چهار هزار نفر گذشت.
رییس دانشگاه علوم پزشکی ایران با اشاره به استقرار شش بیمارستان تخصصی سیار در محل مراسم گفت بیشتر بیماران بدون نیاز به انتقال، در همان محل درمان شدند و تنها شمار محدودی به مراکز درمانی تخصصی، از جمله برای مشکلات قلبی، تشدید بیماریهای زمینهای یا شکستگی لگن، اعزام شدند.
توکلی همچنین از ثبت یک مورد احیای موفق قلبی خبر داد و گفت یک بیمار میانسال که با ایست قلبی ـ تنفسی به بیمارستان سیار ارتش منتقل شده بود، پس از عملیات احیا و انتقال به بیمارستان قلب رجایی تحت درمان قرار گرفت و اکنون از وضعیت عمومی مناسبی برخوردار است.
او تاکید کرد که تاکنون هیچ مورد فوتی در داخل مصلی تهران و محدوده اطراف آن گزارش نشده و روند انتقال بیماران نیز بدون مشکل و طبق برنامه انجام شده است.
سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ درباره شرکتکنندگان در مراسم تشییع جسد علی خامنهای، سخنان رییسجمهوری آمریکا را محکوم کرد و نوشت: «انسانها را میتوان کشت، اما آرمانها را خیر.»
سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان شامگاه شنبه با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به ترامپ نوشت: «شما آیتالله خامنهای را ترور کردید، اما در واقع شیشه عطری را شکستید که رایحه آن همه جا پخش شد. شما این چیزها را نمیفهمید، چون نه تمدن دارید، نه تاریخ و شرف.»
این واکنش پس از آن منتشر شد که رییسجمهوری آمریکا در مصاحبه با اکسیوس با اشاره به مراسم دفن خامنهای گفت که آمریکا میتواند همه مقامهای جمهوری اسلامی حاضر در این مراسم را با یک شلیک از بین ببرد اما این کار را نخواهد کرد.
او گفته بود: «همه آنها آنجا هستند. با یک شلیک [میتوانیم همهشان را از بین ببریم]، اما این کار را نمیکنیم، چون در آن صورت دیگر کسی برای مذاکره باقی نمیماند.»
دونالد ترامپ با اشاره به مراسم دفن علی خامنهای گفت ایالات متحده میتوانست همه مقامهای جمهوری اسلامی حاضر در این مراسم را با یک حمله از بین ببرد، اما چنین کاری را انجام نداد، زیرا در آن صورت دیگر کسی برای مذاکره باقی نمیماند.
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، میگوید پیام ترامپ این است که جمهوری اسلامی باید دست از اقدامات تخریبی و وقتسوزی بردارد و بر اساس روح و مفاد تفاهمنامه عمل کند.
بعضی نویسندگان، جهان را روایت میکنند؛ بعضی دیگر، شیوه دیدن جهان را تغییر میدهند. شهرنوش پارسیپور از آن معدود نویسندگانی است که میان واقعیت و خیال، پلی ساخت تا ناگفتهترین روایتهای زن ایرانی را به ادبیات معاصر بیاورد.
گاهی یک نویسنده، فقط راوی قصهها نیست؛ خود، به قصهای بدل میشود که تاریخ ناگزیر از روایت آن است.
شهرنوش پارسیپور از همین تبار است؛ زنی که کلمات را نه برای آراستن جهان، که برای شکافتن آن به کار گرفت. انگار هر بار که واژهای بر صفحه مینشست، پردهای از پیش چشم زمان کنار میرفت؛ پردهای که سالها بر زندگی زنان، بر حافظه جمعی و بر حقیقت کشیده بودند.
ادبیات او از اتاقهای بسته آغاز نمیشود؛ از رویا آغاز میشود. از باغی که هنوز نفس میکشد، از درختی که حافظه دارد، از زنی که در سکوت، تاریخ را بر دوش میکشد و از شبی که پایان نمییابد، مگر آنکه کسی جرات کند چراغی روشن کند.
پارسیپور جهان را آنگونه که بود، ننوشت؛ آنگونه نوشت که میتوانست باشد. واقعیت را با افسانه درآمیخت، اسطوره را به زندگی روزمره آورد و خیال را چنان در تار و پود حقیقت تنید که مرز میان این دو، دیگر نه دیده میشد و نه اهمیتی داشت. زیرا حقیقت، همیشه در قلمرو آنچه دیده میشود، زندگی نمیکند؛ گاه در همان رویایی پنهان است که سالها از گفتنش ترسیدهایم.
در جهان او، زن، استعاره نیست؛ مرکز جهان است. نه قدیسه است و نه قربانی. انسانی است با همه بیمها، میلها، شکستها و امیدهایش. زنی که حق دارد سوال کند، انتخاب کند، خطا کند، دوست بدارد، ترک کند، دوباره برخیزد و روایت زندگی خویش را با صدای خودش بنویسد.
شاید به همین دلیل، کتابهای او فقط خوانده نمیشوند؛ در ذهن مخاطب رسوب میکنند. سالها بعد، هنوز تصویر باغی، زنی، درختی یا پنجرهای از میان سطرهایش سر برمیآورد و آرام در گوش خواننده زمزمه میکند که آزادی، پیش از آنکه در خیابان اتفاق بیفتد، در زبان متولد میشود.
سرنوشت شخصی او نیز چیزی از داستانهایش کم ندارد؛ زندان، توقیف، ممنوعیت انتشار، مهاجرت و دوری از سرزمینی که زبان مادریاش در آن ریشه داشت. اما بعضی آدمها وطن خود را بر دوش میکشند. پارسیپور، ایران را در چمدان نبرد؛ در واژههایش حمل کرد. هرجا نوشت، تکهای از آن سرزمین نیز با او نوشت.
او از نویسندگانی نیست که صرفا کتابی موفق نوشته باشند؛ از آنان است که راهی تازه برای اندیشیدن گشودهاند. آثارش، دعوت به عصیان نیست؛ دعوت به بیدار ماندن است. به آنکه انسان، حتی اگر نتواند جهان را تغییر دهد، دستکم اجازه ندهد جهان، رویاهایش را مصادره کند.
شاید راز ماندگاری شهرنوش پارسیپور همین باشد؛ او به ما نیاموخت چگونه داستان بخوانیم، بلکه آموخت چگونه جهان را از نو بخوانیم. و این، کاری است که فقط از ادبیات بزرگ برمیآید؛ ادبیاتی که با پایان کتاب تمام نمیشود، بلکه تازه در ذهن خواننده آغاز میشود.