عضو کمیسیون انرژی مجلس: آمریکا به دلیل اهمیت تنگه هرمز از زدن زیرساختهای نفتی خودداری کرد


عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت، آمریکا به دلیل ارتباط میان دلار و نفت و همچنین اهمیت راهبردی تنگه هرمز، از هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی خودداری میکند.
مالک شریعتی در گفتوگویی که روز جمعه در رسانه «خط انرژی» منتشر شد افزود، اقتصاد آمریکا بر پایه دلار است و نفت پشتوانه ارزش آن به شمار میرود و به همین دلیل، تنگه هرمز اهرم اصلی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا است.
او افزود: «آمریکا در گذشته تاسیسات صنعتی ایران، از جمله مجتمعهای پتروشیمی و فولاد را هدف قرار داد اما به دلیل خطر اختلال در بازارهای جهانی انرژی و احتمال تشدید متقابل تنشها، از هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی خودداری کرد.»

به گزارش رویترز، جنگ ایران بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ از نظر کاهش روزانه تولید را ایجاد کرده است. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که اوج کاهش عرضه به بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز، معادل ۱۳.۶ درصد تقاضای جهانی نفت، رسیده است؛ رقمی که از شوکهای نفتی سال ۱۹۷۳، انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ بزرگتر است. این بحران علاوه بر نفت، عرضه گاز طبیعی مایع (LNG)، سوختهای پالایششده و کودهای شیمیایی را نیز مختل کرده و حدود یکپنجم تولید جهانی عرضه گاز طبیعی مایع قطر و نزدیک به ۵.۶ درصد تجارت سالانه عرضه گاز طبیعی مایع جهان را تحت تاثیر قرار داده است.
رویترز در عین حال تاکید میکند که انقلاب ۱۳۵۷ [۱۹۷۹ میلادی] ایران همچنان از نظر مجموع کاهش عرضه نفت بزرگترین بحران نفتی تاریخ باقی مانده است. برآوردها نشان میدهد کاهش تولید نفت ایران بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ حدود ۴.۳ میلیارد بشکه بوده، در حالی که کاهش عرضه ناشی از جنگ کنونی تاکنون حدود ۱.۵ میلیارد بشکه برآورد میشود. این رقم با وجود آنکه از مجموع کاهش عرضه در تحریم نفتی کشورهای عرب (حدود ۵۳۰ تا ۶۵۰ میلیون بشکه) و جنگ خلیج فارس (حدود ۵۱۶ میلیون بشکه) بیشتر است، هنوز به سطح بحران ناشی از انقلاب ایران نرسیده و انتظار میرود اختلال در بازار انرژی برای ماهها و در بخش گاز حتی برای سالها ادامه یابد.
جزییات بیشتر این گزارش را اینجا بخوانید.
رویترز در تحلیلی با استناد به دادههای آژانس بینالمللی انرژی، اوپک و وزارت انرژی آمریکا گزارش داد که جنگ ایران بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ از نظر کاهش روزانه تولید را ایجاد کرده است، اما انقلاب ۱۳۵۷ همچنان از نظر مجموع کاهش عرضه، بزرگترین بحران نفتی جهان به شمار میرود.
به نوشته رویترز، ابعاد اختلال ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بار دیگر مقایسههایی با تحریم نفتی کشورهای عرب در سال ۱۹۷۳، انقلاب ایران [۱۹۷۹] و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ را مطرح کرده، اما در عین حال نشان میدهد که بازارهای جهانی انرژی نسبت به آن دوران دستخوش تغییرات اساسی شدهاند.
رویترز مینویسد برخلاف بحرانهای گذشته که عمدتاً عرضه نفت خام را مختل میکردند، جنگ ایران به طور همزمان عرضه نفت خام، گاز طبیعی، فرآوردههای نفتی و کودهای شیمیایی را تحت تاثیر قرار داده است. این گزارش میافزاید که افزایش تقاضای جهانی انرژی، گسترش تجارت بینالمللی و تبدیل خاورمیانه به یکی از مراکز اصلی تولید سوختهای پالایششده، آسیبپذیری بازارهای جهانی را افزایش داده است.
در این گزارش آمده است که شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ موجب تغییرات گسترده در سیاستهای انرژی کشورهای صنعتی شد و در پی آن، آژانس بینالمللی انرژی برای هماهنگی امنیت انرژی و مدیریت ذخایر راهبردی تاسیس شد. به گفته رویترز، این نهاد در بحران کنونی با آزادسازی بیسابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی تلاش کرده بازار را متعادل نگه دارد و بخشی از کمبود عرضه خاورمیانه را جبران کند.
بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی که رویترز به آنها استناد کرده، اوج کاهش عرضه در بحران کنونی از ۱۴ میلیون بشکه در روز فراتر رفته که معادل حدود ۱۳.۶ درصد تقاضای جهانی نفت در سال جاری، یعنی ۱۰۳.۳ میلیون بشکه در روز، است. این رقم بهمراتب بیشتر از کاهش ۴.۵ میلیون بشکهای در تحریم نفتی کشورهای عرب، ۵.۶ میلیون بشکهای در انقلاب ایران و ۴.۳ میلیون بشکهای در جنگ خلیج فارس است.
رویترز همچنین گزارش میدهد که این جنگ حدود یکپنجم تولید جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را نیز متوقف کرده است؛ بازاری که در دهه ۱۹۷۰ تقریباً وجود نداشت و قطر نیز تا سال ۱۹۹۶ صادرات گاز طبیعی مایع را آغاز نکرده بود. علاوه بر این، توقف فعالیت پالایشگاههای کشورهای حوزه خلیج فارس موجب کمبود سوخت دیزل و سوخت هواپیما شده و بازار فرآوردههای نفتی را نیز با اختلال روبهرو کرده است.
به نوشته رویترز، موسسه «آرگوس مدیا» برآورد کرده که این جنگ حدود ۲۴ میلیون تن از عرضه گاز طبیعی مایع قطر و امارات متحده عربی را از بازار خارج کرده است. این میزان معادل حدود ۵.۶ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع در سال ۲۰۲۵ است که حجم آن ۴۲۸ میلیون تن برآورد شده است.
این گزارش با بررسی مدت بحران و میزان کاهش عرضه مینویسد که بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، مجموع کاهش عرضه تولیدکنندگان خلیج فارس تا ۱۳ مه [۲۳ اردیبهشت] از یک میلیارد بشکه فراتر رفته بود. رویترز محاسبه کرده است که با احتساب کاهش روزانه ۱۴ میلیون بشکه طی ۳۵ روز فاصله میان ۱۴ مه [۲۴ اردیبهشت] تا توافق موقت آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن [۲۷ خرداد] که به توقف جنگ انجامید، در مجموع حدود ۱.۵ میلیارد بشکه نفت از بازار جهانی حذف شده است. با وجود این، انتظار میرود اختلال در بازار نفت برای ماهها و در بازار گاز طبیعی حتی برای سالها ادامه یابد.
با این حال، رویترز تاکید میکند که انقلاب ایران همچنان از نظر مجموع کاهش عرضه نفت، بحران بزرگتری بوده است. برآورد وزارت انرژی آمریکا نشان میدهد تولید نفت ایران بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۱ به طور متوسط روزانه ۳.۹ میلیون بشکه کاهش یافت که معادل حدود ۴.۳ میلیارد بشکه کاهش تولید طی سه سال است؛ هرچند بخشی از این کاهش با افزایش تولید دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس جبران شد.
این گزارش همچنین به برآورد «ایان سیمور»، روزنامهنگار و نویسنده حوزه نفت، اشاره میکند که در کتاب خود در سال ۱۹۸۰ نوشته بود تولید نفت ایران در سال ۱۹۷۹ به طور متوسط به ۳.۱ میلیون بشکه در روز رسید، در حالی که پیش از انقلاب حدود ۶ میلیون بشکه در روز بود؛ موضوعی که به معنای حذف بیش از یک میلیارد بشکه نفت تنها در سال ۱۹۷۹ است. بر اساس دادههای اوپک نیز تولید ایران در سال ۱۹۸۰ به ۱.۴۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و مجموع کاهش تولید در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ نسبت به سطح تولید سال ۱۹۷۸ از ۲.۷ میلیارد بشکه فراتر رفت؛ رقمی که همچنان بیش از میزان کاهش عرضه ثبتشده تاکنون در بحران کنونی است.
رویترز در پایان مقایسه خود مینویسد تحریم نفتی کشورهای عرب در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ در مجموع حدود ۵۳۰ تا ۶۵۰ میلیون بشکه نفت را از بازار خارج کرد و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نیز با حدود چهار ماه اختلال در تولید، نزدیک به ۵۱۶ میلیون بشکه کاهش عرضه به همراه داشت؛ هر دو رقمی بهمراتب کمتر از کاهش عرضه برآوردشده در بحران کنونی هستند.
کشتهشدن علی خامنهای و دهها مقام ارشد نظامی، امنیتی و حکومتی، نه فقط جمهوری اسلامی که تاریخ سیاسی معاصر ایران را وارد دوران جدیدی کرده است.
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران اینترنشنال، درباره اهمیت و پیامدهای حذف دیکتاتور ایران و همراهانش توضیح میدهد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایران اینترنشنال ، وضعیت جسمی زینب موسوی، معروف به «آبان»، که در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود، بحرانی است.
به گفته منابع مطلع، او چندین شب است که در خواب دچار تشنج میشود و نیاز فوری به انتقال به خارج از زندان برای درمان دارد.
زینب موسوی و برادرش، حسن موسوی، پنجم اسفند بازداشت شدند. برای این دو به اتهام پرتاب کوکتل مولوتف در جریان اعتراضات، کیفرخواست محاربه صادر شده است.
منابع حقوق بشری هشدار دادهاند با توجه به احتمال صدور حکم اعدام، جان این دو زندانی در خطر است.
در نهم اسفند سال گذشته، در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، سیدعلی خامنهای کشته شد. او بیش از ۱۲۰ روز است که دفن نشده و حالا جمهوری اسلامی برنامه گستردهای برای خاکسپاری او ترتیب داده است.
حکومت او را در حالی «آقایِ شهید ایران مقتدر» میخواند که حضور پسرش، که جانشین پدر شده است، در مراسم خاکسپاری او در هالهای از ابهام است. موضوعی که اثرگذاری ولیفقیه را بیش از پیش میتواند خدشهدار کند.
مجتبی خامنهای، فرزندی که از زمان به ارث بردن عنوان پدر در فضای عمومی دیده یا شنیده نشده، با چالش هرروزه امنیت و تاثیرگذاری روبرو است. مراسم تدفین رهبر پیشین که برای جمهوری اسلامی به مهمترین نمایش سیاسی این نظام تبدیل شده است، نبود مجتبی در این نمایش، جایگاه او را متزلزل خواهد کرد و حضورش راه را برای تشدید انتقادها به حاکمیت باز خواهد کرد.
متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.