بلومبرگ: عمان به اروپاییها اعلام کرده بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در تنگه هرمز ممکن نیست


به گزارش بلومبرگ، عمان به مقامهای اروپایی اعلام کرده است که بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در تنگه هرمز دیگر ممکن نیست و احتمال دارد از کشتیهای عبوری هزینههایی دریافت شود.
بر اساس این گزارش، مقامهای عمانی اعلام کردهاند که همچنان به قوانین بینالمللی دریانوردی پایبند خواهند بود، اما ممکن است برای خدماتی مانند پاکسازی آلودگی در تنگه هرمز یا کمک به هدایت کشتیها، هزینههایی در نظر گرفته شود.
به نوشته بلومبرگ، هنوز مشخص نیست که این هزینهها اجباری خواهد بود یا نه.






اعتراضات انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابانهای ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارشها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترکنشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.
در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دیماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.
در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.
از سوی دیگر، روایتهای شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضربوشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه بهعنوان محل نگهداری موقت بازداشتشدگان است.
گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی
آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوتترین استانهای ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
بررسی دادههای رسیده نشان میدهد اعتراضات دستکم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای دادهاند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترکنشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمعهای خیابانی بودند و همزمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.
در ارومیه، تجمعها در خیابانهای اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلیخان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمعهای خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل میداد.
در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارشهای متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوانهای اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.
فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری
بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان میدهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنهای، را هدف قرار میداد تا اعتراضها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.
در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمیگرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام بردند.
همزمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده میشد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان میدهد.
سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی
همزمان با گسترش اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایتهای مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمعها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی و کنترل خیابانهای اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.
در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.
در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی همزمان با اعتصابها و تجمعهای اعتراضی گزارش شد.
روایتهای میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشتشدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمعها حکایت دارد.
مسجد لطفعلیخان؛ روایت بازداشتهای خشونتآمیز
یکی از متفاوتترین روایتهای رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلیخان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارشهای مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
شاهدان میگویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل میکردند و سپس آنها را به مراکز دیگر میبردند.
همچنین گزارشهایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تکتیراندازان بر بام ساختمانهای اطراف مطرح شده است.
مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونتآمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایتهای شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی، درباره عبور از تنگه هرمز اعلام کرد: «ما در حال بررسی هدف قرار گرفتن یک کشتی هستیم که دیروز پس از عبور از تنگه هرمز از مسیر جنوبی عبور کرده بود و ما با طرفهای متعدد در منطقه در حال همکاری هستیم تا تضمینهایی ارائه شود مبنی بر اینکه کشتیها در معرض تهدید قرار نگیرند.»
به گزارش الجزیره، او گفت: «دو مسیر برای خروج از تنگه هرمز وجود دارد: یکی تحت کنترل ایران و دیگری تحت کنترل ایالات متحده و سلطنت عمان. اکثر کشتیها از مسیر شمالی تنگه هرمز که تحت کنترل ایران است استفاده میکنند.»
او افزود: «توانستیم در چهار روز گذشته ۱۵۰ کشتی را که ۴ هزار دریانورد در آنها بودند، تخلیه کنیم. بیش از ۶۰۰ کشتی همچنان در آن سوی تنگه هرمز گرفتار هستند و از آغاز بحران کنونی در تنگه هرمز، ۱۴ دریانورد جان خود را از دست دادهاند.»
دومینگز ادامه داد: «ما بر تضمین ایمنی دریانوردان تمرکز داریم و مذاکراتی برای فعالسازی گذرگاههای تخلیه انجام دادهایم. ما بر تامین آب و سوخت برای کشتیها و همچنین غذا و کمکهای پزشکی برای دریانوردان گرفتار تمرکز داریم.»
دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی تاکید کرد: «نمیتوان شرایط بدی را که دریانوردان گرفتار در تنگه هرمز با آن مواجه هستند، پذیرفت و نباید از حملونقل دریایی بهعنوان ابزار فشار در هیچ درگیری ژئوپلیتیکی استفاده شود. ما با مقامات عمان، ایران و ایالات متحده در تماس هستیم و آنها حمایت قابل توجهی از ما دارند.»
جمهوری اسلامی در واکنشی تند به بیانیه مشترک شش کشور عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس و آمریکا، این بیانیه را «مداخلهجویانه، غیرمسئولانه و تحریکآمیز» خواند و بار دیگر بر حق خود برای کنترل تنگه هرمز تاکید کرد.
کاظم غریبآبادی، معاون امور حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، جمعه پنجم تیرماه درباره عبور شناورها از تنگه هرمز گفت: «عبور ایمن در تنگه هرمز با ترتیبات مبهم، مسیرهای موازی یا تصمیمسازی خارج از ملاحظات ایران، به عنوان دولت ساحلی، تضمین نمیشود.»
او در پستی در شبکه اجتماعی ایکس افزود: «هر چارچوب معتبر باید بر هماهنگی با ایران و مفاد بند پنج یادداشت تفاهم اسلامآباد استوار باشد و در غیر اینصورت، نتیجه، تعلیق مسیر تعیین شده موازی میشود.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز جمعه پنجم تیر در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:« بدون تردید ایران بیشتر از هر طرف دیگری، دغدغه امنیت جمعی منطقه را دارد. اینکه شورای همکاری خلیج فارس، تصور کند راه حل رفع این دغدغه، پناه بردن به بزرگترین ناقض امنیت است، خود نقض غرض است و طنزی تلخ و نشانهای مایوسکننده از عدم درسآموزی از تجربههای تلخ اخیر.»
او افزود: « باید از همسایگان جنوبی پرسید چرا خود، با نقض اصل حسن همجواری و قواعد بنیادین حقوق بینالملل، در حمله تجاوزکارانه علیه همسایه مسلمان همراهی کردند و اجازه دادند که از قلمرو آنها علیه ایران استفاده یا از آنجا موشک شلیک شود؟»
بقایی نوشت: «چرا آنها درباره مسابقه تسلیحاتی مخرب و خرید و ذخیرهسازی صدها میلیارد دلار انواع تسلیحات پیشرفته که هیچ توجیه دفاعی ندارند، تغافل میکنند؟»
پیش از او، علیاکبر ولایتی، مشاور امور بینالملل رهبر جمهوری اسلامی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس با لحنی تند نوشته بود: « ثبات امروز اعراب حاشیه خلیجفارس، مدیون مدیریت قرنواره ایران بر شاهرگ تنگه هرمز است؛ غرب جز وحشیگری و غارت، دستاوردی برای منطقه نداشته است.»
او افزود: «حاشیه نشینان و اطفال سیاسی منطقه به بیانیههای سفارشی دل خوش ندارند و بدانند حیات شما ریزهخواری از این سفره است. در بازآرایی معادلات بزرگ، کوچکهای حاشیهنشین جایی پای میز ندارند؛ حذف میشوند و حیات استراتژیکشان وامدار سقف تحمل تهران است.»
وزیران امور خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجشنبه جهارم تیر در بیانیهای مشترک تاکید کردند دستیابی به صلح و امنیت پایدار در منطقه مستلزم مقابله با «تمامی شکلهای تهدیدهای ایران»، از جمله موشکهای بالستیک، پهپادها و حمایت تهران از نیروهای نیابتی است.
این بیانیه، در پایان سفر روبیو به منطقه و پس از نشست وزارتی مشترک میان آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس در منامه، پایتخت بحرین صادر شد. در این بیانیه بر اهمیت بازگشایی تنگه هرمز تاکید شده و آزادیِ «بدون قید و شرط و بدون محدودیت» ناوبری، از جمله حق عبور ترانزیتی تضمینشده در حقوق بینالملل، برای امنیت منطقهای و جهانی ضروری دانسته شده است.
این بیانیه در حالی بر برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی و حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه تاکید میکند، که هیچیک از این موارد در یادداشت تفاهمی که ۲۷ خرداد بهطور رسمی میان حکومت ایران و آمریکا امضا شد، ذکر نشدهاند.
در بخش دیگری از این بیانیه به موضوع دریافت عوارض از کشتیهای عبوری تنگه هرمز میپردازد. امضاکنندگان، هرگونه اعمال عوارض، مالیات یا تلاش برای تحمیل کنترل بر تنگه هرمز را رد کردند و از اعلام عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی درباره آغاز اجرای طرح تخلیه بیش از ۱۱ هزار دریانورد گرفتار در منطقه استقبال کردند.
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته بارها تاکید کردهاند که تنگه هرمز تنها به مدت ۶۰ روز به وضعیت پیش از جنگ بازگشته است و پس از آن سازوکار تازهای برای عبور و مرور از این تنگه در نظر خواهند گرفت.
توقف عملیات سازمان بینالمللی دریانوردی
در پی این تحولات پرس تیوی، شبکه انگلیسیزبان جمهوری اسلامی، بهنقل از یک منبع آگاه گزارش داد خط ارتباطی میان حکومت ایران و ایالات متحده در تنگه هرمز بر اساس بیانیه نهایی مذاکرات سوئیس برقرار شده است تا از وقوع حوادثی که می تواند موجب تشدید نظامی شود، جلوگیری شود.
در همین حال، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی جمعه پنجم در تماسی تلفنی با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، بر لزوم پایبندی کامل به مفاد توافق آمریکا و جمهوری اسلامی، لزوم حفاظت از گذرگاههای دریایی و آزادی کشتیرانی از جمله در تنگه هرمز تاکید کرد.
جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، نیز تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را محکوم کرد و گفت این ابتکار عمان به کاهش تنشها، تقویت امنیت دریایی و حفظ جریان تجارت منطقهای و بینالمللی کمک میکند.
او با استقبال از تصمیم عمان برای ایجاد یک مسیر موقت دریایی در تنگه هرمز، با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی، گفت این ابتکار امکان استفاده بیش از ۱۱ هزار دریانورد گرفتار از یک مسیر موقت را فراهم میکند و به تقویت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، بر اساس قوانین بینالمللی و حقوق دریاها، کمک خواهد کرد.
این در حالی است که در پی حمله جمهوری اسلامی به یک کشتی باری در نزدیکی عمان، سازمان بینالمللی دریانوردی اعلام کرد که عملیات خود را بهطور موقت متوقف کرده است.
حمله به کشتی باری سنگاپوری که با اعتراض این کشور همراه شد، بار دیگر شکنندگی توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ ایران را برجسته کرد.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز گزارش داد که سه نفتکش خارجی که تلاش کرده بودند از آنچه «مسیرهای غیرمجاز» در تنگه هرمز خوانده شد عبور کنند، پس از دریافت هشدار از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مجبور به بازگشت شدند.
با وجود تفسیرهای متناقض درباره توافق موقت هفته گذشته میان تهران و واشینگتن و همچنین کاهش تردد کشتیها در تنگه هرمز، مسیری که به طور معمول یکپنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند، قیمت نفت روز جمعه بیش از سه درصد کاهش یافت و در مسیر ثبت یکی از شدیدترین افتهای هفتگی خود قرار گرفت.
بر اساس دادههای کشتیرانی، شرکت آرامکو عربستان جمعه بارگیری نفت خام را در پایانه رأس تنوره در خلیج فارس، بزرگترین بندر صادرات نفت جهان، پس از وقفهای نزدیک به چهار ماه از سر گرفت.
شرکت کشتیرانی تایوانی اورگرین مارین (Evergreen Marine) بامداد جمعه اعلام کرده بود که کشتی اور لاولی (Ever Lovely) این شرکت با پرچم سنگاپور، پنجشنبه در نزدیکی عمان با «یک شیء ناشناس» مورد اصابت قرار گرفته است. این کشتی در حال حرکت در مسیری بود که از سوی مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) توصیه شده بود.
در این حادثه هیچکس آسیب ندید و کشتی بعدا به مسیر خود برای خروج از تنگه ادامه داد.
دو مقام آمریکایی به خبرگزاری رویترز گفتند که جمهوری اسلامی به سوی این کشتی آتش گشوده است.
سازمان مدیریت تنگه خلیج فارس ایران، نهادی که تهران برای مدیریت درخواستهای عبور کشتیها از تنگه ایجاد کرده است، اعلام کرد عبور از مسیرهای غیرمجاز «بر عهده مالک، بهرهبردار و فرمانده کشتی خواهد بود.»
دولت آمریکا بلافاصله واکنشی به این موضوع نشان نداده است اما دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اوایل این ماه هشدار داده بود که اگر جمهوری اسلامی به توافق موقت از جمله بازگشایی تنگه هرمز پایبند نماند، آمریکا احتمالا بار دیگر بمباران این کشور را از سر خواهد گرفت.
با وجود امضای تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی و آتشبس شکننده، وضعیت امنیتی در منطقه همچنان در هالهای از ابهام است. جنگ و تفاهمنامه، فرصتها و چالشهای فراوانی برای بازیگران منطقهای ایجاد کرده است.
حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در برنامه «پیوست»، چالشها و ابهامهای مرتبط با تفاهم تهران و واشینگتن را بررسی میکند:
پیروزی اخیر چند نامزد دموکرات مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در انتخابات مقدماتی کنگره بار دیگر بحث درباره نفوذ جریان «سوسیالیسم دموکراتیک» در حزب دموکرات را به صدر اخبار بازگردانده است.
هر سه نامزد مورد حمایت ممدانی توانستند رقبای مورد حمایت جریان سنتی حزب را شکست دهند؛ رخدادی که برخی رسانهها از آن بهعنوان «زلزله سیاسی» در حزب دموکرات یاد کردند و آن را نشانه افزایش نفوذ جناح چپ این حزب دانستند.
در مقابل، چهرههای میانهرو هشدار دادند که نباید نتایج نیویورک را به کل آمریکا تعمیم داد، زیرا شرایط سیاسی و اجتماعی این شهر با بسیاری از ایالتهای دیگر تفاوت دارد.
این تحولات بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا آمریکا واقعا در مسیر سوسیالیستی شدن قرار دارد یا آنچه امروز در نیویورک و برخی شهرهای بزرگ دیده میشود، بیش از آنکه بازگشت به سوسیالیسم کلاسیک باشد، بازتاب دگرگونیهای اجتماعی، اقتصادی و نسلی در بخشی از جامعه آمریکاست.
در نگاه نخست، حمایت از افزایش مالیات بر ثروتمندان، گسترش خدمات عمومی، تقویت اتحادیههای کارگری یا نقش پررنگتر دولت در حوزههایی مانند آموزش و درمان، یادآور برخی اصول شناختهشده چپ کلاسیک است اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بخش مهمی از حامیان جریانهای چپ جدید را نه طبقه کارگر سنتی، بلکه فارغالتحصیلان دانشگاهی، ساکنان کلانشهرها و اقشار دارای سرمایه فرهنگی تشکیل میدهند.
این تغییر پایگاه اجتماعی اهمیت زیادی دارد. طبقه کارگر سنتی معمولا دغدغههایی مانند اشتغال، دستمزد، تورم و امنیت اقتصادی را در اولویت قرار میدهد، در حالی که بخش قابل توجهی از گفتمان چپ جدید علاوه بر مسائل اقتصادی، بر موضوعاتی چون هویت، عدالت اجتماعی، تغییرات فرهنگی، محیط زیست، نژاد و جنسیت تمرکز دارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جریان بیش از آنکه ادامه مستقیم سنت سوسیالیسم قرن بیستم باشد، محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و نسلی قرن بیستویکم است.
در عین حال، نمیتوان نقش مشکلات اقتصادی را در رشد این گفتمان نادیده گرفت. افزایش هزینه مسکن، هزینههای درمان، بدهیهای دانشجویی و بالا رفتن هزینه زندگی، بهویژه در میان نسل جوان، احساس نارضایتی گستردهای ایجاد کرده است.
بسیاری از آمریکاییها معتقدند دستیابی به سطح رفاه و ثبات اقتصادی که نسلهای پیشین تجربه کردهاند، برای آنها دشوارتر شده است. این احساس، زمینه مناسبی برای استقبال از سیاستهایی فراهم کرده که خواهان مداخله بیشتر دولت در اقتصاد هستند.
با این حال، منتقدان این جریان معتقدند میان اولویتهای فعالان سیاسی شهری و دغدغههای بخش بزرگی از طبقه کارگر فاصلهای قابل توجه وجود دارد.
از نگاه آنها، تمرکز گسترده بر مسائل فرهنگی و هویتی گاهی سبب شده موضوعات معیشتی و اقتصادی در حاشیه قرار گیرد؛ موضوعی که میتواند بخشی از کاهش حمایت رأیدهندگان سنتی از جریانهای چپ را توضیح دهد.
از سوی دیگر، حتی اگر نفوذ جناح چپ در حزب دموکرات افزایش یابد، ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده تحقق الگوهای کلاسیک سوسیالیستی را بسیار دشوار میکند.
نظام فدرال، تفکیک قوا، نقش پررنگ ایالتها، نفوذ گسترده بخش خصوصی، بازار سرمایه قدرتمند و جایگاه تاریخی مالکیت خصوصی در فرهنگ سیاسی آمریکا، همگی موانعی جدی برای حرکت به سمت یک اقتصاد دولتی محسوب میشوند.
به همین دلیل، بسیاری از سیاستمدارانی که در رسانهها «سوسیالیست» خوانده میشوند، در عمل از حذف سرمایهداری دفاع نمیکنند، بلکه خواهان اصلاح آن از طریق افزایش خدمات عمومی، حمایتهای اجتماعی و کاهش نابرابری هستند.
در نتیجه، برخی پژوهشگران ترجیح میدهند به جای واژه «سوسیالیسم» از اصطلاح «سوسیالدموکراسی» استفاده کنند؛ مدلی که در آن اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی حفظ میشود، اما دولت نقش فعالتری در تامین خدمات عمومی و کاهش شکافهای اقتصادی ایفا میکند. این الگو شباهت بیشتری به تجربه کشورهای شمال اروپا دارد تا نظامهای سوسیالیستی قرن بیستم.
بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا آمریکا در حال سوسیالیستی شدن است یا خیر؛ بلکه این باشد که چه گروههایی امروز نمایندگی مطالبات اجتماعی را بر عهده گرفتهاند، این مطالبات تا چه اندازه با نیازهای اقشار مختلف جامعه همخوانی دارد و آیا این جریان میتواند فراتر از کلانشهرهایی مانند نیویورک، در دیگر ایالتهای آمریکا نیز پایگاه اجتماعی گستردهای پیدا کند؛ پرسشی که انتخابات میاندورهای پیش رو، پاسخ روشنتری به آن خواهد داد.