سعید کوزهچی، سفیر جمهوری اسلامی در سئول، در گفتوگو با خبرنگاران پس از احضار به وزارت خارجه کرهجنوبی، دخالت جمهوری اسلامی در حمله به یک کشتی کرهای را رد کرد و گفت: «جمهوری اسلامی همه اتهامها در این زمینه را رد میکند. ما مطلقا در این حمله دخالتی نداشتیم.»
خبرگزاری یونهاپ گزارش داد کوزهچی این اظهارات را هنگام خروج از ساختمان وزارت خارجه کرهجنوبی و از طریق مترجم مطرح کرده است.
او همچنین گفت: «شخصا مایلم بابت خسارتی که به کشتی کرهای وارد شده ابراز تاسف کنم.»
کوزهچی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا یافتههای دولت کرهجنوبی را میپذیرد یا اینکه آیا جمهوری اسلامی عذرخواهی خواهد کرد، بار دیگر دخالت جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت: «باید مراقب عملیاتهای پرچم دروغین از سوی کشورهای متخاصم باشیم.»
بر اساس گزارش یونهاپ، این حمله باعث انفجار و آتشسوزی در کشتی شد و یکی از ۲۴ خدمه آن دچار جراحات جزئی شد.







اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، در گفتوگو با ایسنا درباره تحولات قفقاز و طرح موسوم به «TRIPP» (مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی)، گفت موضع جمهوری اسلامی درباره امنیت در قفقاز جنوبی «روشن» است و هیچ شبههای در این خصوص وجود ندارد.
او افزود جمهوری اسلامی از گسترش مراودات اقتصادی و رفع انسداد از مسیرهای مواصلاتی استقبال میکند، اما نسبت به «نیات بدخواهانه» آمریکا که سابقه «شرارت و تجاوزگری» در مناطق مختلف جهان دارد، سوءظن شدید دارد و مخالفت خود را با حضور «ناامنساز» آن در قفقاز جنوبی صراحتا اعلام کرده است.
بقائی همچنین گفت قفقاز جنوبی «همسایه بلاواسطه ایران» است و جمهوری اسلامی صلح، ثبات و پیشرفت اقتصادی در این منطقه را در راستای منافع ملی خود میداند.
او افزود مداخله قدرتهای فرامنطقهای در تحولات منطقه، صلح، ثبات و منافع جمعی کشورهای منطقه را با چالش جدی مواجه میکند.
وزارت اطلاعات با انتشار بیانیهای از نفوذ گسترده امنیتی، اطلاعاتی و سایبری در کشور خبر داد.
در این بیانیه نسبت به پیامدهای جنگ ۴۰ روزه، شرایط امنیتی کشور و احتمال دور تازه اعتراضهای خیابانی هشدار داده شده است.
گفتوگو با مراد ویسی، تحلیلگر ارشد ایراناینترنشنال
تانکر ترکرز در شبکه ایکس اعلام کرد در پی محاصره دریایی آمریکا، نزدیک به ۶۰ میلیون بشکه نفت خام ایران متوقف شده و حدود شش میلیارد دلار درآمد نفتی در حال حاضر به تهران نمیرسد.
این نهاد ردیابی نفتکشها افزود هنوز نفتکشهای خالی زیادی برای بارگیری نفت بیشتر وجود دارد، اما با کاهش تولید نفت، بارگیری نفتکشها نیز کاهش یافته است.
ساعتی پیش از جلسه دولت آمریکا در کاخ سفید، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروتسوشال پستی درباره افزایش گزارشهای آزار و خشونت جنسی در زندانهای ایران را بازنشر کرد.
ارزیابی جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
گزارش سیبیاس نیوز به نقل از مقامهای اطلاعاتی آمریکا درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباطات او به پیکهای مورد اعتماد، بار دیگر پرسشهایی جدی درباره کارآمدی ساختار تصمیمگیری، فرماندهی نظامی و انسجام درونی جمهوری اسلامی مطرح کرده است.
گزارش اختصاصی سیبیاس نیوز بهنقل از مقامهای اطلاعاتی ایالات متحده، درباره پنهان شدن مجتبی خامنهای در مکانی نامشخص و محدود شدن ارتباط او با مقامهای جمهوری اسلامی، تصویری کمسابقه از وضعیت هسته مرکزی قدرت در ایران ارائه میدهد.
بر اساس این گزارش، مجتبی خامنهای از بیم تهدیدهای امنیتی، ارتباطات دیجیتال و الکترونیکی خود را بهشدت محدود کرده است و تماس او با جهان خارج و حتی شماری از نزدیکترین مقامهای حکومت، از طریق پیکهای مورد اعتماد انجام میشود.
اگرچه چنین شیوهای میتواند با هدف حفظ امنیت فیزیکی او اتخاذ شده باشد، اما پیامدهای آن برای ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی، بهویژه در شرایط جنگی و بحرانهای دیپلماتیک، میتواند بسیار سنگین باشد.
بحران تاخیر در فرماندهی و تصمیمگیری
در ساختارهای نظامی و امنیتی مدرن، سرعت انتقال اطلاعات و صدور دستور یکی از عوامل اصلی در مدیریت بحران است. محدود شدن ارتباطات رهبر یا فردی که در راس تصمیمگیری قرار دارد، میتواند روند ارزیابی، واکنش و هماهنگی میان بخشهای مختلف حکومت را دچار اختلال کند.
اگر اطلاعات مربوط به تحرکات نظامی، تهدیدهای امنیتی یا پیشنهادهای دیپلماتیک ناچار باشد از مسیر پیکها و واسطههای محدود عبور کند، تصمیمگیری در بالاترین سطح با تاخیر روبهرو میشود؛ تاخیری که در شرایط جنگی میتواند هزینهساز باشد.
بر اساس گزارشها، برخی مقامهای ارشد جمهوری اسلامی نیز گفتهاند اطلاعاتی که به مجتبی خامنهای میرسد، گاه با تاخیر و پس از گذشت زمان موثر به دست او میرسد.
چنین وضعیتی میتواند توان حکومت برای واکنش سریع به تحولات نظامی، امنیتی یا دیپلماتیک را کاهش دهد.
نشانهای از نگرانی عمیق امنیتی
پنهان ماندن محل اقامت مجتبی خامنهای حتی از برخی مقامهای ارشد، از نگاه ناظران میتواند نشانهای از نگرانی جدی درباره نفوذ امنیتی در ساختار جمهوری اسلامی باشد.
در سالهای اخیر، حملات و رخدادهایی که به کشته شدن چهرههای ارشد نظامی، امنیتی و مرتبط با برنامههای حساس جمهوری اسلامی انجامیده، پرسشهای جدی درباره میزان نفوذ سرویسهای اطلاعاتی خارجی در ساختار امنیتی ایران ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، محدود کردن دسترسی مقامها به رهبر جدید یا چهره اصلی تصمیمگیری، ممکن است برای کاهش خطر ترور یا نفوذ طراحی شده باشد، اما همزمان میتواند اعتماد درونی میان نهادهای حکومت را نیز تضعیف کند.
وقتی رأس هرم قدرت به فرماندهان، وزیران یا مدیران ارشد خود دسترسی مستقیم و عادی نمیدهد، هماهنگی میان دستگاههای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک دشوارتر میشود و تصمیمگیری جمعی جای خود را به روندی کند، بسته و پرابهام میدهد.
پیامدهای انزوا برای دیپلماسی
این انزوا در شرایطی گزارش شده که همزمان نشانههایی از تلاش برای مدیریت بحران، مذاکره یا ارسال پیامهای دیپلماتیک نیز دیده میشود. در چنین موقعیتی، هرگونه تاخیر در تصمیمگیری میتواند دست مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی را ببندد.
در مذاکرات بینالمللی، بهویژه در شرایط بحران، تغییر در جزئیات، پذیرش یا رد پیشنهادها و تعیین خطوط عقبنشینی یا امتیازدهی، نیازمند تصمیمگیری سریع در بالاترین سطح است.
اگر رهبر یا مرجع نهایی تصمیمگیری تنها از راه پیکهای محدود و با تاخیر در جریان تحولات قرار گیرد، تیمهای مذاکرهکننده ممکن است نتوانند در زمان لازم واکنش نشان دهند. نتیجه چنین وضعیتی میتواند کاهش انعطاف دیپلماتیک و از دست رفتن فرصتهای سیاسی باشد.
غیبت از انظار عمومی و بحران تصویر رهبری
جمهوری اسلامی همواره بر تصویر رهبری مقتدر، حاضر و تعیینکننده تاکید کرده است؛ رهبری که در لحظههای بحرانی با سخنرانی، پیام یا فرمان مستقیم، مسیر نیروهای وفادار به حکومت را تعیین میکند.
اما غیبت طولانیمدت مجتبی خامنهای از انظار عمومی و منتشر نشدن پیام صوتی یا تصویری از او، میتواند این تصویر را تضعیف کند. در شرایطی که حکومت با بحران امنیتی، فشار خارجی و شکاف داخلی روبهروست، نبود حضور علنی رهبر جدید میتواند به گسترش شایعات درباره میزان کنترل، سلامت یا توان تصمیمگیری او دامن بزند.
برای نیروهای عقیدتی و بدنه وفادار به جمهوری اسلامی، حضور مستقیم رهبر و دریافت پیامهای روشن از او بخشی از سازوکار انسجام سیاسی و روانی بوده است. غیبت طولانیمدت در چنین ساختاری میتواند به سردرگمی، تردید و کاهش روحیه در میان نیروهای حکومتی منجر شود.
رهبری در سایه و فلج ساختاری
پنهان شدن در مکانی نامشخص و قطع یا محدود کردن ارتباطات مدرن، شاید از منظر امنیتی به کاهش خطرهای فوری کمک کند، اما از نظر سیاسی و حکمرانی، هزینههای سنگینی دارد.
چنین وضعیتی میتواند جمهوری اسلامی را با نوعی «رهبری در سایه» روبهرو کند؛ رهبریای که از نظر فیزیکی محافظت میشود، اما از نظر عملیاتی، کمتر در دسترس است و توان او برای فرماندهی سریع و هماهنگ با محدودیت روبهروست.
در نتیجه، ساختار قدرت به جای پویایی و واکنش سریع، با تاخیر، احتیاط بیش از حد و بیاعتمادی درونی مواجه میشود. این همان نقطهای است که انزوای امنیتی میتواند به ضعف راهبردی تبدیل شود.
گزارش سیبیاس، اگرچه تنها بخشی از وضعیت درونی حاکمیت را نشان میدهد، اما تصویری مهم از بحرانی عمیقتر ارائه میکند: حکومتی که برای حفظ رهبر خود ناچار به پنهان کردن او شده، اما همین پنهانکاری میتواند توان آن را برای اداره جنگ، دیپلماسی و بحرانهای داخلی کاهش دهد.