محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، در پیامی صوتی گفت با وجود توقف حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی پس از آتشبس، «تحرکات آشکار و پنهان دشمن» نشان میدهد که همچنان اهداف نظامی خود را دنبال میکند و به دنبال «دور جدیدی از جنگ و ماجراجویی» است.
قالیباف گفت نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از فرصت آتشبس برای «بازسازی توان نظامی» استفاده کردهاند و «دشمن را از تعرض مجدد به جمهوری اسلامی پشیمان خواهند کرد.»
او همچنین گفت رییسجمهوری آمریکا میان دو گزینه «اولویت دادن به پایان جنگ» و پرداخت هزینههای آن، یا «شروع مجدد جنگ و ادامه محاصره دریایی» برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم، دچار تردید شده است.
قالیباف افزود آمریکا بهاشتباه تصور میکند میتواند با تداوم محاصره و فشار اقتصادی و تشدید فشار نظامی، جمهوری اسلامی را در میدان دیپلماسی به پذیرش «زیادهخواهیها» وادار کند.







خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت گزارش داد سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، اعلام کرد امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۵ ساخت خط لوله جدیدی را که برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده، پیش برده و این پروژه اکنون ۵۰ درصد تکمیل شده است.
به گفته الجابر، امارات متحده عربی اجرای این پروژه را برای بهرهبرداری تا سال ۲۰۲۷ تسریع کرده است.
دفتر رسانهای ابوظبی نیز هفته گذشته اعلام کرده بود این خط لوله قرار است ظرفیت صادرات نفت امارات از طریق بندر فجیره را تا سال ۲۰۲۷ دو برابر کند.
الجابر گفت بخش زیادی از انرژی جهان همچنان از چند گلوگاه محدود عبور میکند و امارات به همین دلیل بیش از یک دهه پیش تصمیم گرفت در زیرساختهایی سرمایهگذاری کند که تنگه هرمز را دور میزنند.
سایت رویداد۲۴ گزارش داد یک مرد جوان مجرد از جنگزدگان ساکن هتل لاله تهران، در روزهای ابتدایی جنگ و در پی فشار شدید روانی ناشی از جنگ، آوارگی و بیخانمانی خودکشی کرده و جان باخته است.
بر اساس این گزارش، علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، گفته بود وزارت بهداشت برای ارائه مشاورههای روانشناختی به آوارگان آمادگی کامل داشته، اما شهرداری تهران از ورود تیمهای متخصص این وزارتخانه جلوگیری کرده است.
در مقابل، محمد صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، این صحبتها را رد کرد و گفت پیشنهاد همکاری وزارت بهداشت «بسیار دیر» و پس از آتشبس ارائه شد؛ زمانی که به گفته او، شهرداری از قبل مقدمات خدماترسانی را فراهم کرده بود.
صاحب همچنین گفت این خودکشی پیش از استقرار کامل فرآیند خدمات مشاورهای و پروتکلهای حمایتی شهرداری رخ داده و جزئیات وضعیت روانی فرد جانباخته بهطور کامل ثبت نشده است.
(به توصیه کارشناسان، اگر با فردی روبهرو شدید که از جملات یا عباراتی حاکی از افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکند، از او بخواهید با یک پزشک متخصص معتمد، نهادهای فعال در این زمینه یا فردی مورد اعتماد درباره نگرانیهایش صحبت کند. اگر خودتان به خودکشی فکر میکنید، در ایران میتوانید با اورژانس اجتماعی با شماره ۱۲۳ تماس بگیرید.)
چهار دهه پس از آنکه جمهوری اسلامی حجاب اجباری را به یکی از اصلیترین ستونهای هویتی و ایدئولوژیک خود تبدیل کرد، اکنون همان حکومت در مراسم و تجمعهای رسمی، زنانی با پوشش اختیاری را مقابل دوربینهای رسانههای حکومتی به نمایش میگذارد.
تصاویری که برای بسیاری نه نشانه تغییر، بلکه بخشی از پروژهای تبلیغاتی برای بازسازی چهره حکومت به شمار میرود.
زن بیحجاب؛ قاب تازه تبلیغات حکومتی
از زمان آغاز جنگ و برگزاری راهپیماییها و تجمعهای شبانه حامیان حکومت، این نمایش رسانهای پررنگتر شده است؛ تصاویری که هم برای مخاطب داخلی طراحی شدهاند و هم برای بازتاب در رسانههای خارجی.
در این قابها، زنانی دیده میشوند که بدون حجاب اجباری در مراسم حضور دارند، اما بهعنوان حامیان جمهوری اسلامی معرفی میشوند؛ روایتی که حکومت میکوشد از طریق آن نشان دهد حتی بخشی از زنانی که به پوشش اجباری پایبند نیستند نیز همچنان در کنار نظام ایستادهاند.
این چرخش تبلیغاتی در حالی رخ میدهد که جمهوری اسلامی طی سالها حجاب را یکی از خطوط قرمز ایدئولوژیک خود معرفی کرده بود. علی خامنهای نیز بارها در سخنرانیهایش «کشف حجاب» را نه فقط یک ناهنجاری اجتماعی، بلکه «حرام شرعی و سیاسی» توصیف کرده و آن را بخشی از پروژه مقابله با جمهوری اسلامی دانسته بود.
حکومتی که طی ۴۷ سال گذشته زنان را بهدلیل نوع پوشش با بازداشت، شلاق، زندان و انواع فشارهای امنیتی و قضایی مواجه کرده و در مواردی نیز برخوردهای مرتبط با حجاب به جانباختن زنان انجامیده، اکنون در رسانههای رسمی خود زنانی با پوشش اختیاری را بهعنوان حامیان نظام نمایش میدهد.
واقعیت خیابان؛ فشار ادامه دارد
همین تناقض باعث شده بسیاری از زنان در ایران، تصاویر تازه رسانههای حکومتی را نه نشانه عقبنشینی، بلکه سوءاستفاده تبلیغاتی از زنان بدانند.
در هفتههای اخیر، همزمان با انتشار این تصاویر، گزارشهای متعددی از ارسال پیامکهای هشدار حجاب، ابلاغیههای قضایی و برخورد ماموران لباسشخصی با زنان منتشر شده است.
هرچند رسانههای حکومتی ارسال این پیامکها را تکذیب کردهاند، اما بسیاری از زنان، بهویژه در اصفهان، با انتشار تصاویر پیامکها و روایت تجربههای خود در شبکههای اجتماعی میگویند فشارها همچنان ادامه دارد.
یکی از این زنان میگوید: «صدای ما را برسانید. هرچه از جمهوری اسلامی پخش میشود، شو حکومتی است. حکومتی که سنگبنایش بر حجاب اجباری بوده، حالا از حق ما زنان سوءاستفاده میکند. واقعیت زندگی ما این است که بدون حجاب با تهدید، تحقیر و برخورد مواجه میشویم، نه اینکه حامی حکومت باشیم.»
«پرستوهای ولایی»؛ روایت مردم از زنان قاب تلویزیون
زن دیگری در اصفهان میگوید زنانی که با پوشش اختیاری مقابل دوربین صداوسیما ظاهر میشوند، در میان برخی مردم لقب «پرستوی ولایی» گرفتهاند: «اینها هر نقشی لازم باشد بازی میکنند؛ یک روز با چادر، یک روز با بلوز و شلوار، فقط برای اینکه نشان دهند جمهوری اسلامی هنوز طرفدار دارد.»
در رشت، یک دانشجو از تناقض میان واقعیت خیابان و تصویر رسانههای حکومتی میگوید: «ما وقتی به دانشگاه میرویم پیامک میگیریم که شئونات اسلامی را رعایت کنیم و تهدید به برخورد میشویم، اما همان حکومت در تلویزیونش زن بیحجاب نشان میدهد. برای ما دست حکومت رو شده، ولی عجیب است که بعضی رسانههای خارجی هم این تصاویر را بدون توجه به واقعیت داخل ایران بازنشر میکنند.»
روایت پول برای حضور مقابل دوربین
برخی روایتها حتی از تلاش سازمانیافته برای تولید این تصاویر حکایت دارد. زنی که سابقه بازداشت دارد میگوید چند روز پیش در خیابان، زنی محجبه با بازوبند پرچم جمهوری اسلامی به او نزدیک شده و پس از گفتوگویی طولانی، پیشنهاد داده در ازای حضور مقابل دوربین صداوسیما در یکی از تجمعهای شبانه، پول دریافت کند.
او میگوید: «گفت اگر امشب با همین سر و وضع بیایی و جلو دوربین حاضر شوی، سه میلیون تومان به حسابت واریز میکنند. آنقدر عصبانی شده بودم که دلم میخواست فریاد بزنم، اما همزمان میترسیدم بازداشت شوم. به دروغ گفتم مادر مریض دارم و رفتم، ولی هنوز بغضش در گلویم مانده است.»
از «زن، زندگی، آزادی» تا بازسازی چهره حکومت
این روایتها در جامعهای مطرح میشود که هنوز خاطره جانباختن ژینا امینی و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» را فراموش نکرده است؛ اعتراضاتی که پس از مرگ او در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد و در جریان سرکوب آن دهها زن دیگر نیز کشته شدند.
منتقدان میگویند دستاورد اجتماعی پرهزینه جنبش ۱۴۰۱، اکنون به ابزاری تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ حکومتی که میکوشد از تغییرات اجتماعی تحمیلشده از پایین، برای ترمیم تصویر آسیبدیده خود بهرهبرداری کند.
برای بسیاری از زنان ایرانی، مساله فقط چند تصویر تلویزیونی نیست، بلکه شکافی عمیق میان روایت رسمی حکومت و واقعیت روزمره زندگی زنان در ایران است؛ شکافی میان آنچه در قاب رسانههای حکومتی نمایش داده میشود و آنچه زنان هر روز در خیابان، مترو، دانشگاه و محل کار تجربه میکنند.
در یک سو، حکومت تلاش میکند تصویری نرمتر و منعطفتر از خود ارائه دهد و در سوی دیگر، همان ساختار امنیتی و قضایی همچنان زنان را بهدلیل نوع پوشش تحت فشار قرار میدهد.
به همین دلیل، منتقدان معتقدند جمهوری اسلامی در شرایطی که با بحران مشروعیت اجتماعی روبهروست، میکوشد از همان زنانی که سالها تحت فشار قرار داده، بهعنوان ابزار تازهای برای بازسازی چهره خود استفاده کند؛ نمایشی که بهگفته بسیاری از زنان، فاصلهای عمیق با واقعیت زندگی روزمره در ایران دارد.
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، گفت: «ما نیاز به تضمین از پیمانشکنان نداریم، مردم و نیروهای مسلح بزرگترین تضمین برای ما هستند.»
او افزود جمهوری اسلامی با اتکا به توان خود ثابت کرده است هر کس بخواهد در برابر این کشور قد علم کند، تجاوز کند و رهبران ما را بکشد، محکوم به شکست است و «این بزرگترین تضمین آینده ماست.»
ظریف در ادامه گفت «دوستان ما در عرصه دیپلماسی» میتوانند با خودباوری و عزت نفس «در برابر قلدران آدمکش» بایستند، از حقوق «مردم ایران» دفاع کنند و نگران آینده نباشند.
در ادامه لفاظیهای مقامهای حکومت، محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت: «ما نیاز به تضمین از قولشکنان و پیمانشکنان نداریم. مردم و نیروهای مسلح ما بزرگترین تضمین برای ما هستند.»
او ادامه داد: «آینده پر از فرصت است برای ایران تهدیدها هستند، اما تهدیدگران فهمیدند که با تهدید و قلدری و زورگویی نمیتوانند این مردم را تسلیم کنند.»
ظریف با تکرار سخنان علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران افزود: «دوران بزن در رو تمام شده است.»