لوبیای سحرآمیز و منازعه امنیتی؛ بالا گرفتن جنگ درونحکومتی بر سر قدرت و مذاکره با آمریکا
درگیری در سطح بالای حکومت که حالا در قالب جنگ رسانهای میان خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، و سایت رجانیوز، نزدیک به سعید جلیلی، متبلور شده، از یک سو نشاندهنده خلأ قدرت و تزلزل در کانون مرکزی تصمیمگیری و از سوی دیگر نشاندهنده جنگ گروههای انقلابی برای کسب قدرت است.
در حالی که سایه مذاکرات با آمریکا بر فضای سیاسی سنگینی میکند، تقابل میان جناحهای حکومتی بر سر قدرت از پشت پرده به صحنه علنی رسانهها کشیده شده است. نبردی تمامعیار میان محمدباقر قالیباف و بخشی از سپاه پاسداران از یک سو، و سعید جلیلی و جبهه پایداری از سوی دیگر.
لوبیای سحرآمیز؛ استعارهای که آتش به پا کرد
جرقه دور جدید تنشها زمانی زده شد که خبرگزاری تسنیم در بخش اخبار سایر رسانهها، مطلبی را با کلیدواژه «لوبیای سحرآمیز» منتشر کرد.
این تعبیر کنایهآمیز، سقف مطالبات مطرحشده برای توافق را به «لوبیای سحرآمیز» تشبیه کرد و با زیر سوال بردن امکان تحقق مواردی چون «تضمین صلح تا دهها سال برای ایران و شکوفایی اقتصادی»، این رویکرد را دلفریب اما غیرعملی دانست.
این موضعگیری که شروط آتشبس را فانتزی و فراتر از واقعیت توصیف میکرد، موجی از اعتراض را در میان جریان پایداری برانگیخت.
رجانیوز در واکنشی تند، این اقدام تسنیم را «کمرنگ کردن خطوط قرمز رهبری» خواند و گفت این رسانه با توصیف مطالبات حکومت به «لوبیای سحرآمیز»، همان مسیری را میرود که در سال ۹۴ به «خسارت محض» برجام منجر شد.
تسنیم در پاسخ، ضمن حذف مطلب مذکور، منتقدان خود را یک «گروه کوچک و مشکوک» نامید که با تفرقهافکنی در حال تکمیل پروژه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هستند.
این خبرگزاری با ادبیاتی کمسابقه، مخالفان خود در جبهه پایداری را به «نفوذ» متهم کرد و حتی از بازداشت برخی افراد در این زمینه خبر داد.
تسنیم در بیانیهای تند، روش رجانیوز را به «روش کشمیری» تشبیه کرد و آنها را متهم کرد که با تندرویهای خود، مسبب اصلی روی کار آمدن دولتهایی چون حسن روحانی بودهاند.
پسزمینه بحران؛ چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری
این دعوای قدرت بین قالیباف و جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ به شکل عریان در «نشست مشهد» خود را نشان داد. جایی که به نوشته رسانههای داخلی، اسماعیل قاآنی تلاش کرد میان جلیلی و قالیباف ائتلاف ایجاد کند، اما با بنبست مواجه شد.
روایتهای متضادی از آن جلسه نقل شده است. یاران قالیباف میگویند جلیلی با سرپیچی از توصیهها و حتی نادیده گرفتن پیام غیرمستقیم علی خامنهای برای کنارهگیری به نفع قالیباف، موجب شکست کل «جریان انقلابی» شد.
در مقابل، جبهه پایداری میگوید خامنهای در پاسخ به پرسش مستقیم وحید جلیلی، «تکلیف کردن به قالیباف» را رد کرده است.
پایداری علیه قالیباف در مجلس
این تنشها به سرعت در راهروهای مجلس شورای اسلامی نیز طنینانداز شد.
در جریان صدور بیانیه حمایت ۲۶۱ نماینده از تیم مذاکرهکننده به ریاست قالیباف، نبود نام هفت چهره کلیدی جبهه پایداری، از جمله حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و مرتضی آقاتهرانی، پیام روشنی به هسته سخت قدرت داد.
این افراد با امتناع از امضای بیانیه، رسما نشان دادند ریاست قالیباف را بر پرونده مذاکرات، برنمیتابند.
ایراناینترنشنال پیشتر خبر داد که قالیباف در جلسات خصوصی، سعید جلیلی و اطرافیانش را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده که با لجاجت خود «ایران را نابود خواهند کرد».
قالیباف نگران است که این فشارها در نهایت به حذف او از ریاست مجلس و کنار گذاشته شدن عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، منجر شود.
نگاه واشینگتن به این دعوا
این دودستگی از دید مقامهای آمریکایی نیز پنهان نمانده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، صراحتا به این شکاف اشاره کرده و گفته است در جمهوری اسلامی همه تندرو هستند، اما برخی درک میکنند که باید یک اقتصاد را اداره کنند، در حالی که گروه دیگر صرفا با انگیزههای صلب مذهبی عمل میکنند.
همچنین کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تاکید کرده است حکومت ایران اکنون با یک «تشتت و اختلاف داخلی شدید» روبهروست که مانع از ارائه یک پیشنهاد واحد در مذاکرات میشود.
خلأ قدرت در نبود مجتبی خامنهای
شاید بنیادیترین علت این درگیریهای افسارگسیخته را باید در لایههای پنهان جانشینی جستوجو کرد.
غیبت فیزیکی و رسانهای مجتبی خامنهای در این برهه حساس، یک «خلأ قدرت» جدی ایجاد کرده است.
در ساختار سنتی جمهوری اسلامی، همواره یک «فصلالخطاب» وجود داشت که دعواهای جناحها را پایان میداد، اما اکنون، در حالی که جمهوری اسلامی در میانه یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود قرار دارد، عملا مجتبی خامنهای در میان نیست.
این خلأ قدرت باعث شده باندهای درون حاکمیت برای سهمخواهی بیشتر به جان هم بیفتند.
نبرد تسنیم و رجانیوز تنها یک مشاجره رسانهای نیست. این جنگی برای تعیین جهتگیری آینده حکومت در دوران رهبری سوم است. دورانی که در آن «لوبیای سحرآمیز» مذاکره میتواند هم نردبانی برای بقا باشد و هم طنابی برای حذف رقیب سیاسی.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.