وزیر ورزش ایتالیا درباره حضور در جامجهانی: جایگزینی کشورم با ایران کار درستی نیست

آندریا آبودی، وزیر ورزش ایتالیا، در گفتوگو با اسکاینیوز، ایده جایگزینی ایتالیا با ایران در جامجهانی را رد کرد.

آندریا آبودی، وزیر ورزش ایتالیا، در گفتوگو با اسکاینیوز، ایده جایگزینی ایتالیا با ایران در جامجهانی را رد کرد.
وزیر ورزش ایتالیا، پنجشنبه ۳ اردیبهشت به شیکه بریتانیایی اسکاینیوز گفت: «بازگشت احتمالی ایتالیا به جامجهانی ۲۰۲۶، که بر اساس گزارشها از سوی پائولو زامپولی، فرستاده دونالد ترامپ، به فیفا پیشنهاد شده است، در درجه اول غیرممکن و در درجه دوم کار درستی نیست. نمیدانم کدامیک اولویت دارد؛ صعود به جامجهانی باید در زمین بازی رقم بخورد.»
طبق گزارش فایننشالتایمز، پائولو زامپولی، نماینده ویژه دونالد ترامپ، در پیشنهادی جنجالی از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، خواسته است تیم ملی ایتالیا را جایگزین ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ کند.
زامپولی با اشاره به پیشینه درخشان و چهار قهرمانی لاجوردیپوشان، استدلال کرده است که حضور ایتالیا در تورنمنتی که به میزبانی آمریکا برگزار میشود، انتخابی توجیهپذیر است؛ هرچند طبق قوانین فیفا، در صورت حذف یک تیم آسیایی، اولویت جایگزینی معمولا با تیمی از همان قاره، مانند امارات، خواهد بود.
به نوشته فایننشالتایمز این طرح بیش از آنکه جنبه ورزشی داشته باشد، تلاشی دیپلماتیک برای ترمیم روابط تنشآلود میان دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، تلقی میشود.
روابط این دو متحد دیرین، پس از انتقاد ملونی از سخنان ترامپ درباره پاپ لئو چهاردهم و همچنین مخالفت رم با استفاده جنگندههای آمریکایی از پایگاههای نظامی سیسیل برای عملیات در ایران، به تیرگی گراییده بود.
در واقع، فرستاده ترامپ امیدوار بود با اعطای این امتیاز ورزشی بزرگ به ایتالیا، خشم عمومی در این کشور را کاهش دهد و همکاریهای نظامی و سیاسی رم را دوباره جلب کند.
با این حال، واکنش صریح وزیر ورزش ایتالیا نشان داد که این کشور تمایلی ندارد خارج از عرف ورزشی و به قیمت حذف ایران، وارد مهمترین رویداد فوتبالی جهان شود.







فایننشالتایمز چهارشنبه دوم اردیبهشت گزارش داد پائولو زامپولی، نماینده ارشد دونالد ترامپ رییسجمهوری آمریکا، از فیفا خواسته ایران را در جام جهانی پیش رو با ایتالیا جایگزین کند؛ درخواستی که پس از آتشبس شکننده با جمهوری اسلامی مطرح شده و ابعاد سیاسی گستردهای یافته است.
به نوشته فایننشالتایمز، پائولو زامپولی، فرستاده ویژه آمریکا، این پیشنهاد را با جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، و همچنین با ترامپ، به عنوان رهبر کشوری که یکی از میزبانان مشترک این رقابتهاست، در میان گذاشته است.
به گفته افرادی آگاه از موضوع، او استدلال کرده است که چهار قهرمانی ایتالیا در جام جهانی، اعطای این سهمیه را توجیه میکند.
به گفته این افراد، این طرح تلاشی برای ترمیم روابط میان ترامپ و جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، بوده است؛ روابطی که پس از حملات رییسجمهوری آمریکا به پاپ لئو چهاردهم در پی جنگ ایران، دچار تنش شد.
زامپولی به فایننشالتایمز گفت: «تایید میکنم که به ترامپ و اینفانتینو پیشنهاد دادهام ایتالیا جایگزین ایران در جام جهانی شود. من اصالتا ایتالیایی هستم و دیدن آزوری در تورنمنتی که در آمریکا برگزار میشود، یک رویا خواهد بود. با چهار عنوان قهرمانی، آنها سابقهای دارند که حضورشان را توجیه میکند.»
این گزارش در حالی منتشر میشود که در فاصله دو ماه تا شروع بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، حضور تیم ملی در خاک آمریکا به یک کلاف سردرگم سیاسی-امنیتی تبدیل شده است.
با وجود آغاز اردو آمادهسازی تیم ملی در تهران، شواهد نشان میدهد که تصمیم نهایی اعزام یا انصراف، نه در فدراسیون فوتبال، بلکه در لایههای عالی حاکمیتی و شورای عالی امنیت ملی گرفته خواهد شد.
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال در جمهوری اسلامی که همراه اعضای تیم ملی در تجمعات شبانه در حمایت از حکومت شرکت کرده بود، گفت: «در حال آمادهسازی و تدارک برای جام جهانی هستیم اما مطیع تصمیم حاکمیت هستیم. تصمیم الان آمادگی کامل تیم ملی برای جام جهانی است.»
او همچنین درباره شرکت اعضای تیم ملی در تجمعات حکومتی گفت: «برنامه تیم ملی این است که بازیکنان تیم ملی هر شب در تجمعات شرکت کنند. آنها هر چه دارند از مردم است و خودشان هم مردمی هستند. سر تمرین بودیم و با بازیکنان به تجمع آمدیم.»
او اجبار بازیکنان به حضور در این تجمعات را رد کرد و افزود: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقهمند هستند. این سنت حسنهای است و هرکسی اینجا بیاید مردمی میشود.»
احمد دنیامالی، وزیر ورزش، نیز در آخرین نشست ستاد جامجهانی با صراحت اعلام کرد که تصمیمگیرنده نهایی «دولت و شورای عالی امنیت ملی» هستند.
او گفت: «در موضع شخصی خودم قطعا مخالف شرکت در جامجهانی هستم. اینفانتینو عامل آمریکاست که به ترامپ جایزه صلح میدهد؛ بعد هم میآید در رختکن تیم ملی ما خوشرقصی میکند. نمیخواهیم آقا، غیرت ما کجا رفته است؟»
دنیامالی تاکید کرد که اگر مصلحت بر عدم حضور باشد، تیم ملی از رقابتها کنار خواهد رفت. این در حالی است که جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، بر حضور قطعی ایران تاکید دارد.
فایننشالتایمز نوشت که فیفا از اظهارنظر درباره تلاشهای لابیگری خودداری کرد، اما به بیانیههای اخیر اینفانتینو اشاره کرد.
رییس فیفا هفته گذشته در نشستی در واشینگتن گفت: «تیم ایران قطعا میآید. امیدواریم تا آن زمان، وضعیت صلحآمیز باشد. این قطعا کمک خواهد کرد. اما ایران باید بیاید تا نماینده مردم خود باشد. آنها صعود کردهاند... آنها واقعا میخواهند بازی کنند و باید بازی کنند.»
به نوشته فایننشالتایمز، نمایندگان کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا نیز از اظهارنظر خودداری کردند.
اینفانتینو که تابعیت سوئیسی-ایتالیایی دارد، همچنین در اواخر ماه مارس پیش از دیدار تیم ایران در ترکیه با این تیم دیدار کرد و پس از آن گفت فیفا «برای تضمین بهترین شرایط ممکن در مسیر آمادهسازی برای جام جهانی از تیم حمایت خواهد کرد.»
انتخاب ایتالیا، همچون انتخاب اینترمیامی
ایران به عنوان یکی از هشت تیم کنفدراسیون فوتبال آسیا به این رقابتها راه یافته است، در حالی که ایتالیا یکی از ۱۶ سهمیه اروپا را از دست داد؛ سومین جام جهانی پیاپی که این کشور موفق به صعود به آن نشده است. ایتالیا در حال حاضر در ردهبندی فیفا در جایگاه دوازدهم جهان قرار دارد؛ بالاترین رتبه در میان کشورهایی که در این رقابتها حضور ندارند.
به نوشته فایننشالتایمز کتاب قوانین فیفا به این نهاد «اختیار انحصاری» میدهد تا در صورت انصراف ایران، درباره اقدام لازم تصمیمگیری کند. در این قوانین آمده است: «فیفا میتواند تصمیم بگیرد انجمن عضو شرکتکننده مربوطه را با انجمن دیگری جایگزین کند.»
پیش از جام جهانی باشگاهها در تابستان گذشته، فیفا از اختیارات خود استفاده کرد و یک سهمیه به اینتر میامی داد تا لیونل مسی، ستاره جهانی فوتبال، بتواند در این تورنمنت بازی کند.
جریمه در انتظار فوتبال ایران
این درحالی است که اگر شورای عالی امنیت ملی در نهایت حکم به انصراف بدهد، فوتبال ایران با پیامدهایی از جمله پرداخت حداقل ۶۰۰ هزار دلار جریمه به فیفا و محرومیت طولانیمدت به دلیل دخالت مستقیم سیاست در ورزش مواجه خواهد شد.
این پیشنهاد درحالی است که پیشتر گفته شده طبق قوانین فیفا و با تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا، در صورت انصراف ایران، به احتمال زیاد تیم ملی امارات جایگزین ایران در جدول مسابقات خواهد شد.
تلاشی برای بهبود روابط زیر سایه جنگ
فایننشالتایمز با اشاره به روابط ملونی و ترامپ به نقل از ٖافراد آگاه مینویسد که این طرح تلاشی برای ترمیم روابط میان ترامپ و جورجا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، بوده است؛
ملونی یکی از نزدیکترین متحدان اروپایی ترامپ بوده و حتی در قبال برخی از جنجالیترین اقدامات او، از جمله تهدید به تصرف گرینلند از دانمارک با زور و حملات هوایی به ایران، از انتقاد علنی خودداری کرده است.
با این حال، ترامپ هفته گذشته به طور علنی از ملونی انتقاد کرد، پس از آنکه او ناچار شد حمله ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال به پاپ لئو را «غیرقابل قبول» توصیف کند؛ حملهای که در ایتالیا خشم عمومی گستردهای به دلیل بیاحترامی رییسجمهوری آمریکا به رهبر معنوی کاتولیک متولد آمریکا برانگیخت.
ترامپ در مصاحبههای رسانهای مختلف در روزهای بعد، از خودداری رم برای اجازه دادن به استفاده هواپیماهای جنگنده آمریکایی درگیر در بمباران ایران از یک پایگاه نظامی آمریکا در سیسیل برای سوختگیری شکایت کرد.
او گفت از عدم همکاری ملونی در کارزار ایران «شگفتزده» شده و افزود: «فکر میکردم او شجاعت دارد، اما اشتباه میکردم.»
با وجود آغاز اردو آمادهسازی تیم ملی در تهران، شواهد نشان میدهد که تصمیم نهایی اعزام یا انصراف، نه در فدراسیون فوتبال، بلکه در لایههای عالی حاکمیتی و شورای عالی امنیت ملی گرفته خواهد شد.
در حالی که کمتر از دو ماه تا شروع بزرگترین رویداد فوتبالی جهان باقی مانده است، حضور تیم ملی در خاک آمریکا به یک کلاف سردرگم سیاسی-امنیتی تبدیل شده است.
هراس از تکرار سناریوی استرالیا؛ پناهندگی در قلب آمریکا
دلیل اصلی تردید مقامها و اصرار رسانههایی چون روزنامه «جوان»، وابسته به سپاه پاسداران، بر گرفتن «تضمینهای سفتوسخت»، ریشه در ترس از تکرار ماجرای پناهندگی و همچنین شکلگیری اعتراضات ضد حکومتی در زمان بازیهای تیم ملی دارد.
پناهندگی اعضای تیم ملی فوتبال زنان در استرالیا، آن هم پس از امتناع از خواندن سرود جمهوری اسلامی در پی کشته شدن علی خامنهای، ضربه سنگینی به جمهوری اسلامی زد.
حالا کابوس تکرار این سناریو برای تیم ملی مردان، مقامهای سیاسی و امنیتی را نگران کرده است.
مقامها نگرانند که حضور در خاک آمریکا، فرصتی برای بازیکنان فراهم کند تا با اعلام پناهندگی، ضربه حیثیتی بزرگی به بدنه نظام وارد شود.
به همین دلیل، گرفتن ضمانت اجرایی از فیفا، بیشتر شبیه به اهرم فشار برای جلوگیری از فروپاشی تیمی است که احتمال دارد کنترل آن از دست فدراسیون خارج شده باشد.
لسآنجلس و سیاتل؛ ورزشگاههایی که بوی اعتراض میدهند
تیم ملی قرار است در شهرهایی چون لسآنجلس و سیاتل به میدان برود؛ مناطقی که از مراکز اصلی تجمع مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور هستند.
برخلاف تجربه جامجهانی قطر که دولت توانست با اعزام لیدرهای حکومتی و هواداران سازماندهیشده فضای استادیوم را مدیریت کند، این بار در آمریکا خبری از ویزا برای نیروهای حامی حکومت نیست.
پیشبینی میشود سکوهای ورزشگاهها، بهویژه تحت تاثیر فضای پس از کشتار دیماه ۱۴۰۴، به صحنه اعتراضات گسترده علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.
این موضوع باعث شده است مقامها با تردیدی جدی روبهرو شوند؛ آیا نمایش فوتبال ارزش خطر دیده شدن این حجم از مخالفت در پخش زنده بازیهای جامجهانی را دارد؟
وزیر ورزش: مصلحت نباشد، نمیرویم
احمد دنیامالی، وزیر ورزش، در آخرین نشست ستاد جامجهانی با صراحت اعلام کرد که تصمیمگیرنده نهایی «دولت و شورای عالی امنیت ملی» هستند.
او افزود: «در موضع شخصی خودم قطعا مخالف شرکت در جامجهانی هستم. اینفانتینو عامل آمریکاست که به ترامپ جایزه صلح میدهد؛ بعد هم میآید در رختکن تیم ملی ما خوشرقصی میکند. نمیخواهیم آقا، غیرت ما کجا رفته است؟»
دنیامالی تاکید کرد که اگر مصلحت بر عدم حضور باشد، تیم ملی از رقابتها کنار خواهد رفت. این در حالی است که جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، بر حضور قطعی ایران تاکید دارد.
تبعات سنگین انصراف
اگر شورای عالی امنیت ملی در نهایت حکم به انصراف بدهد، فوتبال ایران با پیامدهایی از جمله پرداخت حداقل ۶۰۰ هزار دلار جریمه به فیفا و محرومیت طولانیمدت به دلیل دخالت مستقیم سیاست در ورزش مواجه خواهد شد.
همچنین طبق قوانین فیفا و با تصمیم کنفدراسیون فوتبال آسیا، در صورت انصراف ایران، به احتمال زیاد تیم ملی امارات جایگزین ایران در جدول مسابقات خواهد شد.
مهدی طارمی، مهاجم ایرانی تیم المپیاکوس یونان، که در ماههای نخست حضورش با پیراهن این تیم در سوپرجام، سوپرلیگ و جام حذفی یونان و لیگ قهرمانان اروپا ۱۶ گل به ثمر رسانده بود، در ۱۱ بازی اخیر المپیاکوس ناکام مانده است.
طارمی آخرین بار روز ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ و در دیدار برابر آستراس برای المپیاکوس گل زد.
مهدی طارمی در ۱۱ مسابقه گذشته، فقط در دیدار با لوادیاکوس در فهرست المپیاکوس قرار نداشت. او یکشنبه شب نیز برابر پاناتینایکوس روی نیمکت نشست و فرصت حضور در زمین را پیدا نکرد؛ اتفاقی که در سه ماه گذشته سابقه نداشت.
آخرین گلهای مهدی طارمی در بازیهای ملی و دو دیدار تدارکاتی که در آنتالیا برگزار شد به ثمر رسید؛ یک گل برابر نیجریه و دو گل از روی نقطه پنالتی مقابل کاستاریکا.
او در فیفادی فروردین ۱۴۰۵ به ۵۹ گل ملی رسید و سردار آزمون را پشت سر گذاشت تا در ردهبندی برترین گلزنان ملی، پس از علی دایی، در جایگاه دوم قرار بگیرد.
ماری لوئیزه اتا، مربی ۳۴ ساله، شب گذشته یونیون برلین را در بازی با وولفسبورگ هدایت کرد تا اولین مربی زن بوندسلیگا، سطح اول فوتبال مردان آلمان لقب بگیرد. چنین اتفاقی تا کنون در بوندسلیگا و البته پنج لیگ برتر فوتبال اروپا سابقه نداشته است.
او پیشتر به عنوان دستیار در باشگاه یونیون برلین، کارش را در لیگ آلمان شروع کرده بود و پیشتر با تیم توربین پوتسدام، قهرمان لیگ قهرمانان زنان اروپا شده بود.
اتا روز شنبه این سمت را بر عهده گرفت و جایگزین اشتفن باومگارت شد؛ آن هم پس از شکست اخیر یونیون که این تیم را تنها هفت امتیاز بالاتر از جایگاه پلیآف سقوط قرار داد.
او پیشتر نیز هدایت تیم مردان را بر عهده گرفته و در اوایل سال ۲۰۲۴، زمانی که نِناد بلیتسا، سرمربی وقت تیم، محروم شده بود، یونیون را به یک پیروزی، یک تساوی و یک شکست رساند. در آن زمان، او یکی از دستیاران بلیتسا بود و به نخستین زنی تبدیل شد که چنین سمتی را در بوندسلیگا بر عهده داشت.
او همچنین در تیم زیر ۱۹ سال باشگاه درخشیده و انرژی، حضور موثر و درک تاکتیکی خود را نشان داده است.
با این حال، دوره حضور اتا روی نیمکت اصلی احتمالا کوتاه خواهد بود، دستکم در این مقطع. او قراردادی امضا کرده تا هدایت تیم زنان باشگاه را بر عهده بگیرد و انتظار میرود از فصل آینده آن مسئولیت را آغاز کند.
صد روز از انقلاب ملی ایرانیان میگذرد؛ انقلابی که پیوند عمیق میان تودههای مردم و قهرمانان ملی را به شکلی بیسابقه بازسازی کرد. در این انقلاب، ورزشکاران ایران فراتر از کسب مدال و القاب ورزشی، نقش «مرجعیت اجتماعی» خود را ایفا کردند.
آنها نشان دادند که قهرمان و پهلوان واقعی کسی است که در روزهای سخت، مدال شرافت را با ایستادن در کنار مردم به گردن میآویزد.
از اسطورههای بازنشسته تا ستارههایی که اموالشان توقیف شد و نوجوانانی که رویاهایشان زیر چکمههای سرکوب و طناب دار پرپر شد، همگی بخشی از هویت جنبشی شدند که خواستار تغییرات بنیادین و پایان دادن به دههها ظلم و بیعدالتی جمهوری اسلامی است.
ورزشکاران ایرانی در این صد روز ثابت کردند که بخش جداییناپذیر از پیکره جامعه هستند.
آنها با درک این موضوع که ایستادن در «سمت درست تاریخ» به معنای همراهی با مطالبات بهحق مردم است، هزینههای سنگینی را از بازداشت و توقیف اموال تا اهدای جان، به جان خریدند.
حضور دوگانه ورزشکاران، در قالب جانفشانیهای میدانی و حمایتهای معنوی، ورزش ایران را به یکی از اصلیترین سنگرهای انقلاب ملی ایرانیان تبدیل کرده است.
مدالهای سرخ؛ از شلیک مستقیم تا طناب دار
هزینه این انقلاب برای جامعه ورزشی بسیار سنگین بود. خون قهرمانانی بر زمین ریخت که یا در خیابان سینه خود را سپر کردند یا در بیدادگاههای حکومتی، جانشان به قربانگاه برده شد.
صالح محمدی؛ ستارهای که اعدام شد
یکی از تکاندهندهترین پردههای سرکوب ورزشکاران، اعدام صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله تیم ملی بود.
صالح که متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ بود، تنها چند ماه پیش از بازداشت، در شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات بینالمللی «سایتییف» روسیه خوش درخشید و مدال برنز را به گردن آویخت.
اما جمهوری اسلامی این امید آینده کشتی ایران را بدون طی کردن مراحل دادرسی عادلانه، به اتهام مشارکت در قتل دو مامور فراجا در ۱۸ دی ۱۴۰۴، در سحرگاه ۲۸ اسفند به دار آویخت.
صالح محمدی نخستین ورزشکار بازداشتشده این انقلاب بود که اعدام شد؛ قهرمانی که بهجای سکوی افتخار، بر سکوی اعدام ایستاد تا نامش به عنوان نماد مظلومیت ورزشکاران معترض در تاریخ ثبت شود.
جاویدنام مسعود ذاتپرور؛ نماد شرافت و پهلوانی
در میان بدنسازان، جاویدنام مسعود ذاتپرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان، به نماد اصلی شرافت و پهلوانی تبدیل شد.
سکوت هادی چوپان در برابر کشته شدن همرشتهایهای خود از جمله ذاتپرور، عرشیا براری، محمدحسین وثوقی و عرفان بزرگی، خشم عمومی بزرگی را برانگیخت.
در حالی که ذاتپرور پیش از این برای قهرمانی چوپان از «اشک شوق» نوشته بود، چوپان با بیتفاوتی و «تقدیر» خواندن جانباختن جوانان، محبوبیت خود را از دست داد.
این موضوع منجر به شکلگیری کارزار گستردهای شد که طی آن، باشگاهداران تصاویر هادی چوپان را از دیوار سالنهای ورزشی پایین کشیدند و عکس جاویدنام مسعود ذاتپرور را به عنوان الگوی واقعی پهلوانی جایگزین کردند.
رویاهای پرپرشده در مستطیل سبز و استخر
در اراک، علی نوری، فوتبالیست ۱۶ ساله آکادمی بهمن، در حالی که رویای تشویق شدن در استادیومهای بزرگ را در سر داشت، با گلوله سرکوبگران کشته شد.
همبازیانش در مراسم چهلم او، نامش را به سبک استادیومی فریاد زدند: «قرار بود یه استادیوم اسمتو صدا بزنه، الان یه دنیا اسمتو میدونن.» او در آخرین پیامش نوشته بود: «اگه روز آزادی من نبودم، تو بهجای من قشنگ برقص.»
همچنین مجتبی ترشیز، بازیکن سابق نساجی و تراکتور، در لحظاتی دراماتیک در شهرک اندیشه، بدن خود را سپر همسرش آرزو مدنی کرد تا او را نجات دهد و خود جان باخت.
میلاد (مهدی) لواسانی، مربی فوتبال، در حالی که ویدیویی از شعار «جاوید شاه» خود در نارمک ثبت میکرد، هدف گلولههای جنگی قرار گرفت.
در قرچک نیز امیر یکتایی یگانه، استعداد ۱۶ ساله فوتبال، جانش را فدای میهن کرد. در گرگان، آرنیکا دباغ، شناگر نوجوان، بهجای رکورد ملی، مدال ابدی شجاعت را به دست آورد.
خواهرش نوشت: «امسال میخواستی رکورد ملی بزنی، نشدی اما مدال جهانی برایمان آوردی.»
از «درد نان» تا «آزادی»؛ موج بیسابقه حمایت قهرمانان
در جبهه حمایتهای اجتماعی، چهرههای شاخص ورزش ایران تریبون انعکاس درد مردم شدند. رسول خادم، جهانپهلوان کشتی، با استعارهای تاریخی از فیلم «مرگ یزدگرد» گفت که مردم از پند سیر شده و بر نان گرسنهاند.
او سرطان وطن را نابرابری دانست. علی دایی، اسطوره فوتبال، با انتقاد از رانتخواری آقازادههایی چون «هکتور» و تورم افسارگسیخته، برای مردم اشک ریخت و مدیریت کشور را به چالش کشید.
دایی صراحتا اعلام کرد که اگر کسی از بیتالمال دزدیده، همین مسئولان و صادرکنندگانی هستند که دلارها را بازنمیگردانند.
در کنار این اسطورهها، چهار چهره ورزشی با مواضعی شجاعانه، خشم دستگاههای امنیتی را برانگیختند و هزینه دادند.
علیرضا فغانی، داور بینالمللی که پس از اعتراض صریح به کشتار مردم، با توقیف اموالش از سوی قوه قضاییه روبهرو شد، گفت قرار ما با سرکوبگران نه دادگاه و بخشش، بلکه رقص بر گور آنهاست. او نوشت: «برای بقای کثیف خودتون، جون عزیزانمون رو بلعیدید.»
سردار آزمون، مهاجم تیم ملی که با خالکوبی «از خون جوانان وطن» کنار مردم ایستاد، در پی آن با کشتن شخصیت از سوی رسانههای سپاه، توقیف اموال و اخراج از تیم ملی مواجه شد. او تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور میمانم.»
رشید مظاهری، دروازهبان، شجاعانه و صریحا راس هرم قدرت را مسئول جنایات دانست و اعلام کرد فرماندهی خامنهای بر این خاک به پایان رسیده است.
سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، با انتقاد از مجریان صداوسیما بابت نمک پاشیدن روی زخم مردم، از سوی مدیران انتصابی باشگاه با تهدید به اخراج روبهرو شد.
او گفت: «دردهای بزرگ آدم را لال میکنند.» اکنون آینده سروش در پرسپولیس در هالهای از ابهام است و رسانههای سپاه خواهان اخراج او از تیم هستند.
صدای بیصدایان
بخش بزرگی از بدنه ورزش ایران در این صد روز به اشکال مختلف همبستگی خود را با مردم نشان دادند.
مجتبی محرمی با صراحتی بیسابقه از گرسنگی مردم و علاقهاش به هویت ملی سخن گفت و اعلام کرد که شاه فقید به او خدمت کرده است.
مهدی مهدویکیا هشدار داد که قطع اینترنت به معنای خاموش کردن حقوق بشر است و از جامعه جهانی خواست که صدای مردم ایران را بشنوند.
محمد خاکپور و محمد طلایی نیز برچسب «اغتشاشگر» را برای مردمی که زیر بار گرانی له شدهاند، نپذیرفتند. طلایی نوشت: «فریادی که از سر فقر بلند میشود، اغتشاش نیست، به ستوه آمدن است.»
ستارههای دیگری چون مسعود شجاعی، اشکان دژاگه، فرهاد مجیدی و روزبه سینکی با استفاده از اعتبار بینالمللی خود، جهان را به تماشای وضعیت ایران فراخواندند. شجاعی نوشت: «این مردم مجرم نیستند، آنها خواهان آزادی و کرامت انسانی هستند.»
در این میان، جانباختگانی چون احمد خسروانی (بسکتبالیست دانشگاه شریف)، ریبین مرادی (فوتبالیست ۱۷ ساله سایپا) و معین بصیری (هوادار پرسپولیس) نشان دادند که ورزشگاههای ایران اکنون نه در سازههای بتنی، بلکه در هر کوچهای است که با خون این جوانان سرخ شده است.
در ستایش جانهای جاوید
اگرچه محدودیتهای نگارش اجازه نمیدهد شرح قهرمانی و جانفشانی تکتک ورزشکاران میهن را در این مجال بازگو کنیم، اما نام هر یک از آنها بهتنهایی فصلی از کتاب شجاعت ایران است.
آنها که بدنهای ورزیده خود را در برابر تیر تیره استبداد قرار دادند، پیروز واقعی این میدان هستند.
در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی میداریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیمزاده، مسعود ذاتپرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهریپی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاحپور، محمد حاجیپور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علیمحمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضانزاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنجدانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرینخو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانیراد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسینیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایینو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقیمحسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمیراد، حمیدرضا حدادیشاندیز، علیرضا باقریمنجیلی، پژمان نوروزرجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علیاصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروز تا طاها سلیمانی.
یادشان مانا و راهشان پررهرو باد.
