بهنوشته روبین تندروها معمولا آخرین افرادی هستند که باقی میمانند و ترامپ باید به خواسته آنها برای جنگیدن تا مرگ جامه عمل بپوشاند.
او در این یادداشت که چهارشنبه دوم اردیبهشت در وبسایت آمریکن انترپرایز منتشر شد، نوشت رییسجمهوری دونالد ترامپ اعلام کرده است که پیشاپیش به تغییر رژیم در ایران دست یافته است. او در ۲۹ مارس ۲۰۲۶ استدلال کرد که این تغییر به این دلیل رخ داده که بسیاری از رهبران ارشد کشته شدهاند و مدعی شد رهبران جدید ایران بسیار معقولتر هستند.
بهنوشته روبین، « ترامپ از یک نظر درست میگوید. افراد در کما یا مرده مانند رهبر فرضی، مجتبی خامنهای، پاسخی نمیدهند. محمدباقر قالیباف، که چهار بار در انتخابات ریاستجمهوری شکست خورده، در عین حال مدتهاست جاهطلبی خود را نشان داده است. او هم نقش «پلیس خوب» را در برابر «پلیس بد» احمد وحیدی، فرمانده سپاه، بازی میکند و هم برای حفظ منافع مالی خود مذاکره میکند؛ جنگ برای کسبوکار او بد است.»
روبین افزود: «ترامپ اغراق میکند، اما منتقدان او نیز زیادهروی میکنند. بسیاری تاکید دارند که با کشته شدن تعداد زیادی از رهبران ارشد، ترامپ رژیم را رادیکالتر کرده است، زیرا اکنون تندروها بر سطوح بالای جمهوری اسلامی مسلط شدهاند.»
مایکل روبین در انتقاد از این دیدگاه نوشت کسانی که بر رادیکالتر شدن جمهوری اسلامی بهدلیل حمله آمریکا و اسرائیل و کشته شدن رهبران ارشد تاکید میکنند، دو نکته را نادیده میگیرند: « نخست، افرادی که در بمبارانهای آمریکا و اسرائیل کشته شدند یا در سرکوب شریک بودند یا از آن دفاع میکردند. بهعنوان مثال، رهبر پیشین، علی خامنهای، خود یک تندرو تمامعیار بود. همچنین محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران؛ اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات؛ مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه؛ و دیگران.»
بهنوشته روبین، نکته دوم این است که بهاصطلاح میانهروها پیش از جنگ قدرت و تمایل لازم را برای اعمال تغییرات در جمهوری اسلامی نداشتند. وعدههای نادرست آنها، خوشبینی بیش از حد برخی تحلیلگران در غرب و سادهانگاری دیپلماتهای غربی باعث شد جمهوری اسلامی در برنامه هستهای خود پیشرفت کند و سرکوب داخلی را ادامه دهد.
او افزود یکی از واقعیتهای کمتر گفتهشده درباره تعامل دیپلماتیک غرب با جمهوری اسلامی این است که سرکوب در ایران همزمان با گفتوگو افزایش یافت، زیرا دستگاه امنیتی رژیم میخواست به مردم نشان دهد وعدههای گفتوگو در دوران روسایجمهوری محمد خاتمی، حسن روحانی و مسعود پزشکیان صرفا برای مصرف خارجی است. سکوت این افراد نیز نشانه همدستی آنها در سرکوب است.
بهنوشته روبین، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همواره مشکل اصلی بوده است. هیچ میزان اصلاح تدریجی یا «گفتوگوی تمدنها» این واقعیت را تغییر نمیدهد که سپاه برای حفاظت از رژیم نهتنها در برابر دشمنان خارجی، بلکه در برابر مردم ایران ایجاد شده است. هر راهبردی که به شکاف در سپاه منجر نشود، محکوم به شکست است. تغییر رژیم مستلزم ایجاد شکاف در سپاه است.
در این تحلیل تاکید شده که ایجاد شکاف در سپاه پاسداران امری غیر ممکن نیست، زیرا سپاه پاسداران یکپارچه نیست. بسیاری از اعضای آن معتقدان واقعی هستند، اما بسیاری دیگر صرفا فرصتطلبانیاند که بهدنبال پول، دسترسی یا امتیاز بودهاند.
بهگفته مایکل روبین، در چنین شرایطی، طبیعی است که تندروها آخرین افراد باقیمانده باشند. این وضعیت در کامبوج تحت حکومت خمرهای سرخ نیز رخ داد. پل پوت و حلقه نزدیک او بسیار بیشتر از نیروهای عادی مقاومت کردند. آنچه اکنون باید در ایران رخ دهد، مشابه همان اتفاق در کامبوج است: کسانی که به دلایل ایدئولوژیک میخواهند تا مرگ بجنگند، باید به خواسته خود برسند.
او افزود این مساله برای ترامپ به معنای آن است که منتظر ارائه یک پیشنهاد واحد نماند یا در دام بازیهای «پلیس خوب/پلیس بد» رژیم نیفتد، بلکه تمام تندروهای باقیمانده را بدون ملاحظه هدف قرار دهد. زمان آن رسیده است که افرادی که از ایدئولوژی قالیباف، وحیدی یا محمدباقر ذوالقدر در ایران و نوری المالکی و هادی العامری در عراق حمایت میکنند، از میان برداشته شوند. اگر رژیم امروز نسبت به دو ماه پیش رادیکالتر شده است، پس باید نتیجه گرفت که همه کسانی که هنوز در آن باقی ماندهاند باید هدف قرار گیرند.
روبین در پایان تحلیل خود نوشت آلمان دادگاه نورنبرگ را داشت. ژاپن دادگاههای توکیو را داشت. اگر رهبران جمهوری اسلامی تا مهلتی مشخص کشور را ترک نکنند و به تبعید در روسیه نروند، باید برای برگزاری «دادگاه تهران» برنامهریزی کرد؛ جایی که آخرین اعدامهای علنی مربوط به اعضای سپاه باشد که خود بسیاری را به پای چوبه دار فرستادهاند.