رویترز: تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی نگران حمله اسرائیل در مسیر بازگشت از پاکستان بود
خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع آگاه گزارش داد نیروی هوایی پاکستان پس از شکست مذاکرات تهران و واشینگتن در اسلامآباد، هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی را در مسیر بازگشت به ایران اسکورت کرد.
بر اساس این گزارش، مقامهای جمهوری اسلامی ابراز نگرانی کرده بودند که اسرائیل ممکن است بهدنبال ترور آنها باشد.
دو منبع آگاه به رویترز گفتند پاکستان برای تامین امنیت این عملیات، بیش از ۲۰ جنگنده را به همراه سامانه هشدار و کنترل هوابرد به کار گرفت تا نظارت کامل هوایی بر مسیر بازگشت هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی از اسلامآباد برقرار باشد.
یک منبع پاکستانی تاکید کرد در صورت درخواست حکومت ایران، در دورهای بعدی مذاکرات احتمالی نیز چنین سطحی از حفاظت امنیتی ارائه خواهد شد.
در غیر این صورت، هواپیماهای پاکستانی تنها در محدوده حریم هوایی این کشور هیات جمهوری اسلامی را همراهی خواهند کرد.
۱۰۰ روز پس از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی، ابعاد سرکوب هنوز روشن نیست. دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدهاند، هزاران پرونده در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جریان است و همزمان با اعدام معترضان و قطع طولانیمدت اینترنت، بسیاری از خانوادهها از سرنوشت عزیزانشان بیخبرند.
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از هفتم دی با اعتصاب و تجمع کسبه و بازاریان در تهران آغاز شد و در مدت کوتاهی به دیگر اقشار گسترش یافت و دانشجویان، کارگران و شهروندان معترض به آن پیوستند و اعتراضات به یکی از گستردهترین خیزشهای سالهای اخیر تبدیل شد.
در ۱۸ و ۱۹ دی، این اعتراضات به اوج رسید و سرکوب نیز به همان نسبت شدت گرفت.
در پی برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی، هزاران نفر کشته و زخمی و دهها هزار نفر بازداشت، احضار یا بازجویی شدند.
به گزارش شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند اعتراضات کشته شدند.
در کنار این آمار، نهادهای حقوق بشری شمار بازداشتشدگان را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کردهاند و برخی منابع مستقل از احضار یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر خبر دادهاند.
این اختلاف آمارها، در کنار نبود اطلاعرسانی شفاف، نشان میدهد ابعاد واقعی سرکوب همچنان در تاریکی باقی مانده است.
از بازداشت تا دادگاه؛ انبوه پروندهها و خطر احکام سنگین
ابعاد سرکوب را میتوان در آمارهایی دید که خود مقامهای جمهوری اسلامی ارائه کردهاند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد برای بیش از ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر شده یا پرونده آنان در حال ارسال به دادگاههاست.
او تاکید کرد این روند در «شرایط فوقالعاده کشور» انجام میشود.
این تعبیر، برای بسیاری از ناظران، به معنای فاصله گرفتن بیشتر از روندهای عادی دادرسی بود که تا پیش از آن هم رعایت نمیشدند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد در ماههای گذشته، صدها پرونده با اتهامهایی چون «محاربه»، «بغی»، «افساد فیالارض»، «قتل یا ضربوجرح ماموران انتظامی، امنیتی، بسیجی و نیروهای لباسشخصی»، «جاسوسی» و «همکاری با دشمن» برای بازداشتشدگان تشکیل شده است. اتهامهایی که میتوانند به صدور احکام سنگین همچون اعدام منجر شوند.
در همین حال، مقامهای قضایی و امنیتی بارها بر «برخورد قاطع»، «عدم گذشت» و «اجرای سریع احکام» تاکید کردهاند.
غلامحسین محسنی اژهای، ربیس قوه قضاییه، بارها به صراحت اعلام کرد متهمان و محکومان مرتبط با اعتراضات در فهرست عفو قرار نخواهند گرفت و باید در اجرای احکام، از جمله مصادره اموال و اعدام، تسریع شود.
او همچنین برخی بازداشتشدگان را «خائن» و مرتبط با دشمنان خارجی معرفی کرد.
این موضعگیریها، در کنار حجم بالای پروندهها، نگرانیها را درباره صدور احکام سنگین و محاکمههای شتابزده افزایش داده است.
در همین چارچوب، اظهارات مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در اسفند ۱۴۰۴ نیز توجهها را جلب کرد. جایی که او از کشته شدن ۳۰۰ تا ۴۰۰ نیروی امنیتی سخن گفت.
چنین روایتهایی، برای بسیاری از فعالان حقوق بشر این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی ممکن است مانند موارد پیشین، با نسبت دادن کشتن نیروهای امنیتی به معترضان، زمینه صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، برای شمار بیشتری از بازداشتشدگان را فراهم کند.
محاکمه تحت فشار و اعتراف اجباری
در کنار سنگینی اتهامها، روند رسیدگی به این پروندهها نیز محل نگرانی جدی است.
به گفته وکلا و نهادهای حقوق بشری، بسیاری از بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل مستقل محروم ماندهاند، از جزییات اتهام خود اطلاع دقیقی ندارند و فرصت کافی برای دفاع به آنان داده نشده است.
این وضعیت، اصول دادرسی عادلانه را بهطور جدی نقض میکند.
همزمان، پخش اعترافات اجباری صدها تن از معترضان بازداشتشده از رسانههای حکومتی ادامه دارد.
خانوادهها و منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتهاند بسیاری از این اعترافات تحت فشار، تهدید و شکنجه اخذ شده است؛ بهویژه در مورد نوجوانان و جوانانی که تجربهای از مواجهه با بازجوییهای امنیتی ندارند و در برابر این فشارها آسیبپذیرترند.
این اعترافات، در بسیاری از پروندهها بهعنوان سند علیه متهمان استفاده میشود، در حالی که سازمانهای حقوق بشری آن را نقض آشکار حق دفاع موثر میدانند.
همزمانی پخش این اعترافات با تاکید مقامها بر محاکمه سریع و اجرای احکام، نگرانیها را درباره صدور مجازاتهای سنگین، از جمله اعدام، افزایش داده است.
۱۰۰ روز پس از اعتراضات دیماه، یکی از مهمترین پرسشها، وضعیت بازداشتشدگان است.
اطلاعات متعدد رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد زندانها و بازداشتگاهها با تراکم شدید مواجه شدهاند و شرایط نگهداری در بسیاری موارد نامناسب است.
از شکنجه، محرومیت از درمان، محدودیت تماس با خانواده و انتقال به مراکز غیرقانونی، گزارشهای متعددی منتشر شده است.
در میان بازداشتشدگان، شمار قابل توجهی کودک و نوجوان وجود دارد. بسیاری از افراد نیز با وثیقه یا کفالت آزاد شدهاند، اما همچنان در انتظار محاکمه به سر میبرند.
در عین حال، شمار زیادی از بازداشتشدگان همچنان در وضعیت نامعلوم و بهصورت بلاتکلیف هستند و خانوادههایشان از محل نگهداری یا وضعیت آنها اطلاعی ندارند.
نگرانیها در این میان به چند محور اصلی برمیگردد: مجروحانی که از بیمارستانها به بازداشتگاه منتقل شدهاند، افرادی که گزارشهایی از مرگ یا اعدام فراقضایی آنان منتشر شده و بازداشتشدگانی که با خطر احکام سنگین از جمله اعدام روبهرو هستند.
گزارشهایی نیز وجود دارد که نشان میدهد برخی افراد پس از بازداشت، در اثر شکنجه یا با «تیر خلاص» جان خود را از دست دادهاند.
نبود اطلاعرسانی شفاف و محدودیت تماس بازداشتشدگان، خانوادههای آنها را در وضعیتی از اضطراب و بلاتکلیفی نگه داشته است. وضعیتی که خود به بخشی از فشار سیستماتیک تبدیل شده است.
اعدامها ادامه دارد
اعدام معترضان در جمهوری اسلامی پدیدهای تازه نیست و در ماههای اخیر نیز ادامه یافته است.
در حدود ۴۰ روز گذشته، دستکم ۱۴ زندانی با اتهامهای سیاسی و امنیتی اعدام شدهاند که هفت نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه بودند.
۲۸ اسفند ۱۴۰۴، صالح محمدی، سعید داودی و مهدی قاسمی در قم اعدام شدند.
۱۳ فروردین سال جاری نیز امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله که در اعتراضات دیماه بازداشت شده بود، اعدام شد.
۱۶ فروردین، محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، از همپروندهایهای او و در ۱۷ فروردین نیز علی فهیم، دیگر معترض بازداشتشده دیماه، اعدام شدند.
این اعدامها در حالی انجام شده که شش نفر دیگر با اتهام «بغی» و «همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران» و یک نفر با اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل نیز در همین بازه زمانی اعدام شدند.
گزارشهایی نیز از انتقال محکومان بیشتری به سلولهای انفرادی منتشر شده که نگرانیها را درباره در خطر بودن جان آنها و اجرای احکام بیشتر، افزایش داده است.
قطع اینترنت و تلاش حکومت برای پنهانسازی حقیقت
یکی از عوامل مهم در پنهان ماندن ابعاد این سرکوب، قطع گسترده اینترنت است.
اینترنت در جریان اعتراضات دیماه برای مدتی طولانی قطع شد و با وجود برقراری نسبی آن در هفتههای بعد، همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، بار دیگر با محدودیتهای شدید و قطع گسترده مواجه شد.
این وضعیت که اکنون برای حدود ۵۰ روز ادامه یافته، اطلاعرسانی را بهشدت مختل کرده و باعث شده خانوادهها و نزدیکان بازداشتشدگان تا حد زیادی امکان پیگیری، تماس و اطلاعرسانی را از دست بدهند و از بسیاری از زندانها و بازداشتگاهها نیز خبر دقیقی در دست نباشد.
در نتیجه، خانوادههای بسیاری از بازداشتشدگان در بیخبری مطلق از سرنوشت عزیزان خود و پروندههای گشودهشده علیه آنان در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به سر میبرند.
این قطع ارتباطات، نه صرفا یک محدودیت فنی، بلکه بخشی از ساز و کار سرکوب است. ساز و کاری که با پنهان نگه داشتن اطلاعات، فشار روانی را بر خانوادهها و افکار عمومی افزایش میدهد.
چه باید کرد؟
۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، آنچه در جریان است تنها ادامه یک سرکوب نیست، بلکه تلاش برای تثبیت سرکوب از طریق پروندهسازی، صدور احکام سنگین و کنترل روایتهاست.
در چنین شرایطی، مهمترین اقدام، جلوگیری از فراموشی است.
مستندسازی دقیق بازداشتها، ثبت نامها و روایتها، پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی، افزایش فشار رسانهای و حمایت از خانوادهها، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند هزینه سرکوب را افزایش دهند.
تجربههای گذشته نشان داده است سکوت در قبال وضعیت بازداشتشدگان، تنها به دوام این چرخه کمک میکند.
اکنون، ۱۰۰ روز پس از ۱۸ و ۱۹ دی، سرنوشت هزاران بازداشتشده همچنان نامعلوم مانده است.
در حالی که شماری از معترضان اعدام شدهاند و برخی دیگر در معرض احکام سنگین قرار دارند، تداوم بیخبری، قطع ارتباطات و پنهانکاری جمهوری اسلامی، این نگرانی را تشدید کرده است که شمار بیشتری از بازداشتشدگان بیصدا به راهروهای مرگ و حبسهای طولانی رانده شوند.
جلوگیری از این سرنوشت، در گرو شکستن تاریکی تحمیلشده بر این پروندههاست.
آتشبس ۱۰ روزه میان اسرائیل و حزبالله برقرار شده است. ارتش لبنان از شهروندان خواسته است هنگام بازگشت به روستاها و شهرهای جنوب این کشور، احتیاط لازم را رعایت کنند.
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در مصاحبه با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت: «به امارات توصیه میکنیم از اقدامات زیانبار علیه ایران و جهان اسلام دست بردارد و از وابستگی به آمریکا و اسرائیل دست بکشد.»
او افزود: «دولت کنونی لبنان روش رفیق حریری را در پیش گرفته، اما حامیانش [آمریکا و اسرائیل] خود شکست خوردهاند. این روش به نفع لبنان نیست.»
ولایتی ادامه داد: «دولت لبنان همچون اصحاب کهف در خواب غفلت است. اگر به مخاصمه با حزبالله ادامه دهد، مردم آن را کنار خواهند گذاشت.»
احمد خاتمی، امام جمعه تهران، گفت: «شرایط فعلی همان وحدتی است که امام راحل، امام شهید و رهبر سوم به آن تاکید داشتند، یعنی باید یک صدا از ایران برخیزد و آن همان شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکاست.»
او خطاب به شرکت کنندگان در نماز جمعه افزود: «تیم مذاکره کنندگان از جنس شما بودند که تا دیدند آمریکاییها زیادهخواهی میکنند، میز مذاکرات را ترک کردند.»