یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی گفت: «من فریلنسر حوزه وب هستم و با قطعی اینترنت درآمدم به صفر رسیده. بهخاطر بدهی دارم وسایلم را میفروشم.»
در پیام دیگری آمده است: «من بهعنوان دانشجو و تکنسین کامپیوتر در بیتکلیفی ماندهام. کلاسهای آنلاین با اختلالات شدید همراه است و برای پروژه، اینترنتی در کار نیست تا تحقیق کنم. محل کار هم مشتری مراجعه نمیکند.»
مخاطبی نوشت: «با خدا تومن کانفینگ تونستم وصل شم. من کارم با اینترنت هست و بهخاطر قطعی نت بیکار شدم. کلی قسط دارم که باید تسویه بشه و اجاره باید بدم. کسانی رو میشناسم که در شرایط من هستن.»
یک شهروند گفت: «قیمتها چندین برابر شده. خیلیها بیکار شدهاند. حداقل ۵۰ درصد مغازه ها تعطیل هستند. بیشتر تعمیرات ماشین و مارکتها باز هستند و حتی کارهای دولتی یکی الی دو نفر کار میکنند.»







پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش شدید قیمت داروها و کمبود اقلام حیاتی پزشکی و طیف وسیعی از داروها از اعصاب و روان تا قلب و پارکینسون است.
افزایش شدید قیمت خدمات درمانی از جمله موضوعاتی است که در روزهای اخیر بارها در گزارشهای شهروندان تکرار شده است.
یک شهروند گفت هزینه ویزیت پزشک متخصص به ۵۰۰ هزار تومان رسیده و بسیاری از مردم دیگر توان مراجعه به پزشک را ندارند.
به گفته او، حتی هزینه یک سونوگرافی ساده شکم و لگن به حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
قطع برق روزانه پس از آتشبس و کمبود برخی داروهای ساده نیز نگرانیها را افزایش داده است.
یکی از شهروندان با اشاره به قطع برق و کلافگی عمومی میان مردم، خبر داد که در داروخانهها «داروهای هورمونی ساده هم پیدا نمیشوند».
جهش قیمت دارو و نگرانی بیماران
یکی از مخاطبان گفت داروی «داسپتون» که برای بیماران مبتلا به پارکینسون شدید تجویز میشود، پیشتر برای یک ماه با بیمه حدود چهار میلیون تومان هزینه داشت، اما اکنون برای ۲۰ عدد از این آمپول باید حدود ۹۰ میلیون تومان پرداخت کرد.
شهروندی دیگر که خود را عضو کادر درمان در بیمارستان معرفی کرد، از افزایش شدید قیمت داروی «ویزیپک» خبر داد. این دارو برای سیتیاسکن با کنتراست استفاده میشود.
به گفته او، این دارو پیشتر کمتر از یک میلیون تومان قیمت داشت، اما اکنون اگر بیماران بتوانند آن را پیدا کنند، با قیمت چهار تا ۱۰ میلیون تومان عرضه میشود، در حالی که معمولا برای هر تصویربرداری، دو عدد از آن نیاز است.
در پیام دیگری نیز به کمبود داروی «پلاویکس» اشاره شده است.
به گفته یک شهروند، این داروی مهارکننده پلاکت خون یا یافت نمیشود یا در صورت موجود بودن، با قیمت ۷۰۰ هزار تا یک میلیون تومان فروخته میشود؛ در حالی که پیشتر حدود ۱۰۰ هزار تومان قیمت داشت.
از سوی دیگر به گفته شهروندان، بسیاری از داروهای اعصاب و روان مانند «ونلافاکسین» و «ریتالین»، مدتهاست در داروخانهها یافت نمیشوند.
افزایش قیمت برخی اقلام بهداشتی و داروهای عمومی و بدون نسخه نیز گزارش شده است.
برای نمونه، محلول ریزش موی «ماینوکسیدیل» بهطور ناگهانی از ۱۲۰ هزار تومان به ۲۳۰ هزار تومان رسیده است.
پیشتر نیز شهروندان از کمبود و افزایش قیمت طیف گستردهای از داروها مانند انواع انسولین، آمپولهای مورد نیاز بیماران مبتلا به سرطان و بیماران قلبی خبر داده بودند.
با این حال کمبودها تنها به داروهای خاص محدود نیست و حتی داروهای عمومی و ساده مانند ژلوفن نیز در برخی شهرها بهسختی پیدا میشود.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال از سیستان و بلوچستان گفت: «اینجا اوضاع خیلی خراب است. قیمت اجناس بالا رفته و مشاغل خوابیده. هر روز هم ایست و بازرسی مردم را به بهانههای مختلف میگیرند، میبرند و اذیت میکنند.»
مخاطب دیگری نوشت: «از وقتی آتشبس شده، جمهوری اسلامی پایش را روی خرخره مردم گذاشته است. داروها کمیاب شدند، قیمت مواد غذایی فضایی شده و وامها به صورت خودکار از حساب افراد برداشته میشوند؛ حتی اگر موجودی کافی نداشته باشی، هر چقدر پول در حساب باشد را برمیدارند.»
در پیام دیگری آمده است: «حقوق یک ماه کارگر در تهران ۷۵ دلار و خرجها بالای ۳۰۰۰ دلار است. اگر کار جمهوری اسلامی تمام نشود، زندگی خیلیها به پایان میرسد.»
یک شهروند گفت: «پلاستیک از کیلویی ۲۲۰ هزار تومان به ۵۰۰ هزار تومان رسیده است؛ یک نمونه از تورم و حمله به پتروشیمیها.»
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال از قشم گفت: «من کاسب هستم. اینجا اوضاع اقتصادی بهشدت افتضاح است. همه کاسبها از دم ورشکست شدند. همان روز اول جنگ ۸۰ درصد جمعیت قشم را خالی کردند.»
شهروندی از اسلامشهر نوشت: «بعد از ۴۰ روز به اینترنت وصل شدم. ما بیپولی و کمبود مواد غذایی و دارو را تحمل میکنیم، به امید اینکه یک روز در آزادی زندگی کنیم.»
در پیام دیگری آمده است: «در یک هفته گذشته، تمامی محصولات غذایی در ایران حداقل ۵۰ درصد گران شدهاند. مردم دیگر توان خرید ضروریات زندگی را ندارند و بیکاری و فقر بیداد میکند.»
مخاطبی نوشت: «عرق سگی یکونیم لیتری قبلا ۴۰۰ هزار تومان بود. حالا یک لیتر آن شده یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان.»
در حالی که بیش از ۴۰ روز از آغاز درگیریهای نظامی در ایران میگذرد و آتشبسی موقت برای مذاکرات برقرار شده، ساختار آموزشی ایران با یکی از بزرگترین چالشهای تاریخ خود پس از جنگ ایران و عراق روبهروست.
تعطیلی گسترده مدارس و دانشگاهها که بهگفته مقامات حکومتی با هدف «حفظ جان دانشآموزان» آغاز شد، اکنون با قطع سراسری اینترنت بینالمللی و جایگزینی آن با شبکه ملی اطلاعات، به یک بنبست آموزشی تبدیل شده است.
وعدههای دولتی و واقعیتهای «شاد»
وزارت آموزش و پرورش در آخرین ابلاغیه خود که در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ صادر شد، رسما اعلام کرد که تمامی مدارس کشور تا ۳۱ فروردین ماه بهصورت غیرحضوری فعالیت خواهند کرد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، مدعی شده است که پلتفرم «شاد» بر بستر شبکه ملی بدون مشکل در حال ارائه خدمات است.
با این حال، واقعیت روی زمین حکایت از یک «تبعیض آموزشی» گسترده دارد. در حالی که ترافیک این شبکه طبق ابلاغیه ۱۷ فروردین رایگان اعلام شده، اما قطع اینترنت بینالمللی و اختلال در زیرساختهای مخابراتی، دسترسی دانشآموزان در مناطق محروم و درگیر جنگ را عملا به صفر رسانده است.
از سوی دیگر، وزارتخانه با تعلیق تصمیمگیری درباره امتحانات نهایی پایه دوازدهم به «اقتضای زمان»، صدها هزار دانشآموز را در وضعیت بلاتکلیفی مطلق قرار داده است.
دانشگاهها؛ تحصیل در انزوای علمی
در آموزش عالی، وضعیت از اختلال گذشته و به بنبست رسیده است. بر اساس بخشنامه ۹ فروردین ۱۴۰۵، تمامی دانشگاهها موظف به برگزاری صرفا مجازی کلاسها و جلسات دفاع شدهاند.
یک مخاطب با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «دانشجوی تحصیلات تکمیلی نیاز به اینترنت دارد. هیچ چشماندازی توسط دانشگاه برای این ترم مشخص نشده است. کلاسهای آزمایشگاه، تاریخ تصویب و دفاع پروپوزال و …، همهچیز بهنوعی در حالت تعلیق درآمده و به بخشنامههای سطحی و گنگ تبدیل شده که به تمامی زمانهای حدودی اعلام شده هم، مدتزمان جنگ اضافه خواهد شد.»
این دانشجو همچنین با اشاره به نبودن برنامهای مشخص برای حضوری کردن کلاسها، دلیل این تصمیم را «کنترل فضای امنیتی و استفاده از مراکز آموزشی برای نیروهای سرکوبگر» عنوان کرد و گفت: «واقعا توهینآمیز است، تنها کار عملیاتی که انجام شده، انتقال کلاسها به پیامرسانهای داخلی است. با این شرایط دانشجویان ارشد و دکتری چطور میتوانند از لحاظ روانی، ذهنی و سختافزاری کارآمد باشند؟»
دانشجوی دیگری در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «دوره لیسانس ما هیچ و پوچ بود. از کرونا تا جنبش مهسا، از انقلاب ملی تا جنگ؛ دانشگاه یا تعطیل و غیرحضوری بود، یا مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار میگرفت، یا محل استقرار آنها بود.»
او با اشاره به اینکه در ترم پایانی قرار دارد و باید از پایاننامه خود دفاع کند، گفت: «رشته من عکاسی است و باید برای دروس عملی و پایاننامهام عکاسی کنم. اما این روزها بالا بردن گوشی تلفن همراه برای عکاسی هم میتواند جرم باشد و تبعات داشته باشد، چه برسد به اینکه سهپایه و دوربین در شهر بگذاری. همین میتواند با اتهامات امنیتی جدی روبهرو شود.»
این دانشجو همچنین موضوع تعلیق کلاسها و روند آموزشی و دسترسی به منابع مختلف برای نوشتن پایاننامه و حتی در دسترس نبود استادان راهنما و تعطیلی دانشگاهها برای پیگیری چگونگی روند جلسات دفاع را از مهمترین موضوعات دانشجویان در قطعی اینترنت دانست.
تحصیل در خانه؛ کلاس درسی که دیگر نیست
بخش بزرگی از بحران آموزش در زمان جنگ اما بر دوش والدینی است که میان دو راهی «نان و جان» گرفتار شدهاند.
در حالی که ادارات بهصورت نوبتی فعالیت میکنند، بسیاری از والدین مجبورند فرزندان خود را در خانه تنها بگذارند و یا به نزدیکان خانواده از جمله پدر و یا مادربزرگ بسپارند که این وضعیت بار آموزشی را به دوش خانوادههایی انداخته است که خود تحت فشار شدید معیشتی و روانی هستند.
یک مخاطب ایراناینترنشنال گفت: «من و همسرم هر دو شاغل هستیم و تا ۵ عصر کار میکنیم. کلاسهای آنلاین دختر کلاس اولمان اما از ساعت ۱۲ ظهر شروع میشود. در این شرایط ما مجبور هستیم او را پیش مادربزرگش بگذاریم که کار کردن با این اپلیکیشنهایی را که مدام قطع میشود بلد نیست و طبیعتا با سیستم آموزشی و نحوه دروس آشنا نیست.»
این مخاطب، چنین وضعیتی را آزار مضاعف خانوادهها و خالی شدن کلاسها از بار علمی و پیشرفت بچهها دانست و تاکید کرد کودکان این رده سنی که در دوره کرونا، دو جنگ و دو اعتراض بسیار بزرگ زندگی کردهاند، زیست و آموزششان بهشدت آسیب دیده است.
این مادر به موضوع پرداختن شهریه کامل یک سال تحصیلی اشاره کرد و گفت: «ما فرزند خود را در یک مدرسه غیردولتی ثبتنام کردیم و هزینه کامل یک سال را هم پرداخت کردیم، اما تقریبا بیشتر سال تحصیلی یا مدارس تعطیل بود، یا غیرحضوری و بار آموزش به دوش ما و خانواده بود. همینطور این هزینه شامل کلاسها و فعالیتهای جانبی بود که فرزند ما از هیچکدام از آنها استفاده نکرد و خب مدرسه هم هیچ برنامهای برای بازپس دادن هزینه ندارد و این هم یک مشکل بزرگ دیگر است.»
تثبیت شکاف آموزشی در زیر سایه موشک
آنچه امروز در ایران رخ میدهد، صرفا یک اختلال موقت تحصیلی نیست؛ بلکه تثبیت سیستم «اینترنت طبقاتی» در ساختار آموزشی است. درحالیکه اقلیتی با دسترسی به اینترنتهای خاص از جمله سیمکارت سفید به منابع آموزشی دسترسی دارند، یا گروهی اندک با پرداخت هزینههای بسیار زیاد به اینترنت ماهوارهای استارلینک متصل هستند، اکثریت جامعه با مدارس و دانشگاههایی که تنها نامی از آنها باقی مانده، رها شدهاند.
جمهوری اسلامی مدعی مدیریت بحران است، اما تمدید پیدرپی تعطیلیها و سکوت درباره سرنوشت امتحانات نهایی و کنکور، نشاندهنده نبود کمترین چشمانداز برای آینده است. با تداوم قطعی بیش از ۴۵ روزه اینترنت، حق آموزش در ایران به یک «امتیاز سیاسی» تبدیل شده و نسلی در حال شکلگیری است که هزینه جنگ را نه فقط با امنیت، بلکه با ویرانی آینده تحصیلی خود میپردازد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف حاکی از موج گسترده تعدیل کارگران پتروشیمی و تعطیلی صنایع است. شهروندان از تشدید فشار اقتصادی، افزایش بیسابقه قیمتها و تعطیلی کسبوکارها خبر دادند.
در بسیاری از این پیامها، قطع اینترنت، رکود در صنایع و کاهش توان مالی مردم بهعنوان عوامل تشدیدکننده بحران معیشتی مطرح شده است.
یکی از شهروندان با اشاره به مجموعهای از مشکلات همزمان، وضعیت کنونی را چنین توصیف کرد: «اینترنت قطع، شماری از اجناس کمیاب و قیمتها بهصورت تصاعدی هر روز افزایش پیدا میکند. این وضعیت کشوری است که مردمش را در سختی رها کرده و در خیابان مانور پیروزی خیالی میدهد.»
پیامهای متعددی به رکود در صنایع و کاهش فعالیت کارخانهها اشاره دارند.
نگرانی از تعطیلی کارخانهها
در یکی از پیامها آمده است مشاغل مرتبط با پتروشیمی، از جمله فروشندگان لولههای یوپیویسی، فعالیت خود را متوقف کردهاند، زیرا قیمت مشخصی وجود ندارد و فروش ممکن است به زیان آنها منجر شود.
به گفته یکی از شهروندان، شرکتهایی که مواد اولیه آنها پلیپروپیلن بوده، پس از آسیب دیدن پتروشیمیها، با کمبود مواد اولیه مواجه شدهاند.
او توضیح داد در مرودشت، شهرکهای صنعتی یکی پس از دیگری در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند و «هنوز قرارداد امسال با هیچ کارگری امضا نشده و پاسخگویی مشخصی هم وجود ندارد».
پیشتر نیز اطلاعاتی از اصفهان به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد نبود ورق آهن و مواد پتروشیمی باعث تعطیلی بسیاری از کارگاههای صنعتی شده است و کارگران نسبت به تمدید نشدن قراردادهای خود اعتراض دارند.
در شهرکهای صنعتی قزوین نیز شرایط مشابهی گزارش شده است.
به گفته یکی از مخاطبان، کارخانهها در قزوین بهتدریج کارگران را تعدیل کرده و آنها را با عنوان «عدم نیاز» به بیمه بیکاری معرفی میکنند. شرایطی که باعث شکلگیری «موج شدیدی از رکود و بیکاری» شده است.
یکی دیگر از شهروندان که خود کارفرماست، از شرایط دشوار اقتصادی گفت و توضیح داد که به اجبار، دست به تعدیل نیرو زده است.
او گفت که از سوی دیگر بیشتر مشتریان توان پرداخت بدهیهای خود را ندارند و این موضوع فشار مضاعفی بر شرکتها وارد کرده است.
از شهرهای دیگری نیز گزارشهایی از افزایش فقر و بیکاری به ایراناینترنشنال رسیده است.
یک شهروند گفت با گذشت حدود یک ماه از آغاز سال جدید، حقوق کارگران افزایش نیافته و اداره کار نیز رسیدگی موثری به شکایتها نمیکند.
به گفته او، هنگام مراجعه به اداره کار به کارگران گفته میشود که دولت دستور جدیدی برای افزایش حقوق صادر نکرده و وعده افزایش ۶۰ درصدی نیز اجرایی نشده است.
فشار معیشتی و پیامدهای قطع اینترنت
در کنار رکود اقتصادی، بسیاری از شهروندان از کوچکتر شدن سفرههای خانوار خبر دادند.
یکی از مخاطبان گفت: «فشار اقتصادی، کسبوکارها و زندگی مردم را کاملا نابود کرده. چکهای برگشتی، بدهیهای سنگین و مردمی که حتی نان شب ندارند.»
شهروند دیگری نیز از افزایش مداوم قیمت کالاها خبر داد و گفت هر بار که کالاهای جدید وارد مغازهها میشود، دستکم با دو برابر قیمت عرضه میشوند.
به گفته او، «سفرهها یکی پس از دیگری خالی میشوند».
در کنار مشکلات اقتصادی، برخی پیامها به نگرانیهای اجتماعی و آموزشی نیز اشاره دارند.
یک شهروند ۱۸ ساله گفت او و همسن و سالهایش از شرایط بدون اینترنت خسته شدهاند و احساس میکنند بیش از آنکه برای زندگی و تفریح تلاش کنند، صرفا در حال دست و پا زدن برای «بقا» هستند.
یک نوجوان از رشت با هشدار درباره وضعیت دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم که امسال امتحان نهایی و کنکور دارند، گفت این دانشآموزان نمیدانند «با چه آرامش نداشتهای باید امتحان به آن سختی را بدهند».
شهروندی با اشاره به وضعیت بحرانی کنونی، گفت: «کسی که بیرون از زندان است نمیتواند شخص داخل قفس را کاملا درک کند. امید و آرزوهای ما در حال ته کشیدن است. ما مردم کمک لازم داریم. لطفا کمکمان کنید ...»