رییس بانک جهانی: تاثیر جنگ بر اقتصاد جهان حتی در صورت حفظ آتشبس قابل ملاحظه خواهد بود
آجای بانگا، رییس بانک جهانی، به خبرگزاری رویترز گفت که تاثیر جنگ در خاورمیانه بر اقتصاد جهان، حتی اگر آتشبس اعلام شده توسط دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا حفظ شود، قابل ملاحظه خواهد بود.
او افزود که اگر آتشبس شکست بخورد و درگیری تشدید شود، این آسیب بسیار عمیقتر خواهد بود.
بانگا سهشنبه گذشته گفته بود که رشد جهانی میتواند در سناریوی پایه، با پایان زودهنگام جنگ، سه دهم تا چهاردهم درصد و در صورت ادامه جنگ، تا یک درصد کاهش یابد.
او پیشبینی کرده بود که اگر جنگ ادامه یابد، تورم میتواند ۲۰۰ تا ۳۰۰ واحد پایه افزایش یابد و تأثیر بسیار بیشتری - تا نه دهم درصد - خواهد داشت.
بانگا به رویترز گفت: «پرسش اصلی این است که آیا آتشبس و مذاکراتی که قرار است انجام شود، منجر به صلح پایدار و سپس بازگشایی تنگه (هرمز) خواهد شد؟ و اگر چنین نشود و درگیری دوباره رخ دهد، آیا این تأثیر حتی بزرگتر یا طولانی مدتی بر زیرساختهای انرژی خواهد داشت؟»
روزنامه والاستریت ژورنال نوشت ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد جمهوری اسلامی همچنان هزاران موشک بالستیک در اختیار دارد و با وجود حملات اخیر آمریکا و اسرائیل، قادر است پرتابگرهای ذخیرهشده در تاسیسات زیرزمینی را بازیابی کند.
این روزنامه به نقل از همین ارزیابیها افزود نیروی موشکی ایران به طور قابل توجهی تضعیف شده اما همچنان عملیاتی است و بیش از هزارموشک بالستیک میانبرد از حدود ۲۵۰۰موشک ذخیره شده قبل از درگیری هنوز در زرادخانه آن وجود دارد.
والاستریت ژورنال نوشت مقامهای آمریکایی گفتهاند بیش از نیمی از پرتابگرهای ایران نابود شده، آسیبدیده یا در سایتهای زیرزمینی دفن شدهاند، هرچند بسیاری از آنها قابل تعمیر هستند یا میتوان آنها را از مجتمعهای مستحکم کوهستانی بازیابی کرد.
روزنامه گاردین گزارش داده است که اعزام جیدی ونس به مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد، در حالی انجام میشود که او با اهرمهای محدود و در شرایطی پرریسک وارد گفتوگوها شده است.
بر اساس این گزارش، ونس که پیشتر از منتقدان جنگهای آمریکا در خاورمیانه بود، اکنون باید با مذاکرهکنندگانی از ایران روبهرو شود که بهدلیل کنترل تنگه هرمز و مقاومت در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، موقعیت خود را تقویتشده میبینند. حضور او، این مذاکرات را به بالاترین سطح تماس میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل کرده است.
گاردین مینویسد ماموریت ونس پر کردن شکاف میان یک آتشبس شکننده و دستیابی به توافقی پایدارتر است، اما او با انتخابی دشوار مواجه است: یا امتیازهای قابلتوجهی به حکومت ایران بدهد تا آتشبس حفظ شود و تنگه هرمز بازگشایی شود، یا با شکست مذاکرات، عملاً به بازگشت به جنگی تن دهد که در داخل آمریکا با مخالفتهایی روبهروست.
این گزارش تاکید میکند که حتی آغاز مذاکرات نیز با ابهام همراه است. حملات اخیر اسرائیل به لبنان و اختلاف بر سر گنجاندن این کشور در آتشبس، موجب نارضایتی تهران شده است. محمدباقر قالیباف نیز اعلام کرده که آزادی داراییهای بلوکهشده ایران پیششرط آغاز مذاکرات است؛ شرطی که واشینگتن تاکنون با آن موافقت نکرده است.
به نوشته گاردین، مذاکرهکنندگان ایرانی به رویکردی فرسایشی و مداوم در گفتوگوها شناخته میشوند؛ سبکی که عباس عراقچی آن را «چانهزنی به سبک بازار» توصیف کرده است. این در حالی است که ونس تجربه محدودی در حوزه دیپلماسی دارد و ممکن است در برابر چنین رویکردی با چالش مواجه شود.
ونس پیش از سفر به پاکستان اعلام کرده که تیم او دستورالعملهای روشنی از دونالد ترامپ دریافت کرده و تاکید کرده است که آمریکا در صورت مذاکره «با حسن نیت» از سوی حکومت ایران، آماده تعامل خواهد بود.
با این حال، تحلیلگران به گاردین میگویند کنترل [حکومت] ایران بر تنگه هرمز، اهرم فشار مهمی در مذاکرات ایجاد کرده است. حتی اگر آمریکا از مذاکرات خارج شود، قادر نخواهد بود جریان آزاد انرژی از خلیج فارس را تضمین کند؛ موضوعی که میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای در سطح جهانی داشته باشد.
این گزارش همچنین به پیامدهای سیاسی این مذاکرات برای ونس اشاره میکند. به نوشته گاردین، نتیجه این گفتوگوها میتواند بر آینده سیاسی او، از جمله احتمال نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، تاثیر بگذارد؛ بهویژه در شرایطی که موضع او درباره جنگ از ابتدا با تردید همراه بوده است.
گاردین در ادامه مینویسد که نقش ونس در جریان جنگ تاکنون نسبتاً حاشیهای بوده و چهرههایی مانند وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا حضور پررنگتری در هدایت و اطلاعرسانی داشتهاند. خود ترامپ نیز اذعان کرده که ونس نسبت به ورود به جنگ «کماشتیاقتر» بوده است.
در نهایت، این گزارش تاکید میکند که ونس اکنون مامور پایان دادن به جنگی شده که گفته میشود از ابتدا تمایلی به آن نداشته است؛ ماموریتی که با توجه به شکافهای عمیق میان دو طرف و فضای بیاعتمادی، با ریسکهای جدی همراه است.
نشریه فارن پالیسی در تحلیلی تاکید کرده است که چالشهای دیپلماسی آمریکا تنها به دوران دونالد ترامپ محدود نمیشود و ریشهای عمیقتر در ساختار سیاست خارجی این کشور دارد.
در این تحلیل به قلم «اما اشفورد»، ستوننویس این نشریه، آمده است که با اعلام آتشبس دو هفتهای با حکومت ایران، بار دیگر جرد کوشنر و استیو ویتکاف در مرکز تلاشهای دیپلماتیک آمریکا قرار گرفتهاند؛ دو چهرهای که نقش مهمی در سیاست خارجی دولت ترامپ داشتهاند اما به دلیل فقدان تجربه دیپلماتیک، عملکرد موفقی نداشتهاند.
به نوشته این نشریه، هرچند این دو نفر اغلب بهعنوان نماد ضعف دیپلماسی دولت ترامپ معرفی میشوند، اما در واقع «تنها نوک کوه یخ» هستند. مشکل اصلی، ناتوانی ساختاری در ترکیب «انعطافپذیری» با «تخصص» در دیپلماسی آمریکاست؛ ضعفی که باعث شده این کشور در نوعی رکود دیپلماتیک گرفتار شود.
فارن پالیسی با اشاره به اینکه دیپلماسی در نظریه همواره ارزشمند تلقی میشود، مینویسد که در فضای سیاسی واشینگتن نوعی بدبینی نسبت به گفتوگو با دشمنان وجود دارد و چنین تعاملاتی اغلب بهعنوان امتیازدهی تعبیر میشود. این نگاه محدود به دوران کنونی نیست و حتی در زمان رونالد ریگان نیز وجود داشته است.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از دستاوردهای مهم سیاست خارجی آمریکا - از کنترل تسلیحات با اتحاد شوروی تا گشایش روابط با چین و تاسیس سازمان ملل - از مسیر دیپلماسی حاصل شدهاند، نه از طریق قدرت نظامی.
در عین حال، نویسنده معتقد است که کوشنر و ویتکاف به دلیل فقدان تجربه و نیز روابط مالی و شخصی در منطقه - از جمله در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل - برای مدیریت مذاکرات پیچیده مناسب نیستند. بهویژه، بیاعتمادی ویتکاف به تخصص و عدم تمایل این دو به تشکیل تیمهای کارشناسی، خطر تکرار اشتباهات گذشته را افزایش داده است.
این مشکلات به گفته فارن پالیسی در دیگر پروندهها، از جمله مذاکرات اوکراین، نیز دیده شده است؛ جایی که تمرکز بیش از حد بر مسائل سرزمینی، بیش از آنکه بازتاب واقعیتهای سیاسی باشد، به پیشینه تجاری مذاکرهکنندگان نسبت داده شده است.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که مشکل دیپلماسی آمریکا محدود به افراد نیست. حتی پیش از دوران ترامپ، نهادهای دیپلماتیک آمریکا بیش از آنکه بر مذاکره واقعی با رقبا تمرکز کنند، به مدیریت روابط با متحدان و فرآیندهای اداری پرداختهاند. در دولت جو بایدن نیز تمرکز اصلی بر هماهنگی با متحدان در جنگ اوکراین بوده و تماس مستقیم با رقبا محدود باقی مانده بود.
در موارد حساس، دولت بایدن حتی ترجیح داد مذاکرات مهم را از طریق کانالهای غیررسمی، مانند ماموریتهای محرمانه مدیر سیا، پیش ببرد؛ در حالی که تلاشها برای احیای توافق هستهای ایران با موانع بوروکراتیک و سیاسی مواجه شده است.
به نوشته این نشریه، مشکل دیپلماسی آمریکا در واقع دوگانه است: از یک سو، رویکرد شخصی و فاقد تخصص در دوره ترامپ، و از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد بر فرآیندها و مذاکرات محدود در دورههای دیگر.
فارن پالیسی در ادامه با اشاره به مذاکرات پیشرو میان آمریکا و جمهوری اسلامی در پاکستان، هشدار میدهد که خطر بازگشت به تشدید تنشها همچنان بالاست. شش هفته جنگ، اقتصاد جهانی را مختل کرده، موجب سهمیهبندی سوخت در بخشهایی از آسیا شده و خسارات گستردهای در منطقه خلیج فارس بر جای گذاشته است.
این تحلیل میافزاید که کوشنر و ویتکاف به دلیل نقشآفرینی در مذاکراتی که همزمان با عملیات نظامی انجام شده، در تهران از اعتبار کافی برخوردار نیستند.
در این میان، اعزام جیدی ونس به مذاکرات اقدامی مثبت ارزیابی شده است. به گفته نویسنده، او هرچند تجربه محدودی دارد، اما رویکردی محتاطانهتر نسبت به جنگ داشته و احتمالاً تمایل بیشتری به مذاکره واقعی نشان خواهد داد.
در نهایت، فارن پالیسی نتیجهگیری میکند که برای موفقیت دیپلماسی آمریکا در آینده، باید از نوسانات شدید در رویکردها پرهیز شود و تعادلی میان تخصص و انعطافپذیری ایجاد گردد؛ در غیر این صورت، این کشور همچنان با همان مشکلات ساختاری در سیاست خارجی خود مواجه خواهد بود.
بیش از ۵۰ تشکل جمهوریخواه در بیانیهای اعدام شماری از زندانیان سیاسی در ایران را بهشدت محکوم کردند و نسبت به افزایش موج اعدامها هشدار دادند.
در این بیانیه با اشاره به اعدام چند معترض و زندانی سیاسی در هفتههای اخیر و خطر اعدام برای دیگر زندانیان، تأکید شد که حکومت ایران همچنان از مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب و ایجاد رعب استفاده میکند.
پنج بلوک جمهوریخواه همچنین به وخامت وضعیت زندانیان در شرایط جنگی و گزارشهای مربوط به افزایش اعدامها اشاره کردند و از جامعه بینالمللی و نهادهای حقوق بشری خواستند برای توقف فوری اعدامها، نظارت بر وضعیت زندانیان و تضمین شرایط انسانی نگهداری آنان اقدام کنند.
از جمله امضاکنندگان بیانیه «اتحاد جمهوری خواهان ایران، حزب چپ ایران، جبهه ملی ایران ـ اروپا، و جنبش جمهوریخواهان دموکرات و لائیک ایران» هستند.
بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران نوشت جمهوری اسلامی بار دیگر با امتناع از بازگرداندن اجساد شش زندانی سیاسی اعدام شده؛ بابک علیپور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، ابوالحسن منتظر، وحید بنیعامریان و محمد تقوی، «نوع دیگری از آزار و اذیت خانوادهها را به نمایش گذاشت.»
این بنیاد با اشاره به اعدام «ناگهانی و مخفیانه» این شش زندانی سیاسی افزود با گذشت بیش از یک هفته، مقامات قضایی - برخلاف مقررات داخلی خود - از تحویل اجساد آنها خودداری میکنند.
بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران اشاره کرد: «این روایت محدود به این شش مرد نیست؛ تاریخ جمهوری اسلامی مملو از اجسادی است که یا هرگز بازگردانده نشدهاند یا شبانه و دور از چشم عزیزانشان دفن شدهاند.»
این بنیاد در همین مورد به اعدامهای دهه ۶۰ گرفته و قربانیان اعتراضات اخیر استناد کرد و نوشت: «ربودن اجساد و استفاده از بقایای قربانیان به عنوان اهرمی برای ساکت کردن بازماندگان و تحریف حقیقت به ابزاری سیستماتیک برای سرکوب تبدیل شده است.»
بنیاد عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران تاکید کرد: «این اقدام نه تنها نقض آشکار قوانین داخلی است، بلکه نمونهای آشکار از شکنجه روانی خانوادهها نیز بهشمار میرود.»