مناطق مختلف استانهای تهران و البرز هدف حمله قرار گرفتند
مناطق مختلف استانهای تهران و البرز بر اساس پیامهای مخاطبان ایران اینترنشنال بامداد سهشنبه هدف حمله قرار گرفتند.
مناطق مختلف استانهای تهران و البرز بر اساس پیامهای مخاطبان ایران اینترنشنال بامداد سهشنبه هدف حمله قرار گرفتند.
به گفته مخاطبان، از ساعت ۳:۰۲ تا ۳:۰۷ در مناطق شمالشرق (لویزان، نارمک، هروی، نیاوران، نوبنیاد، آجودانیه، اقدسیه)، غرب (صادقیه، اکباتان، پونک، جنتآباد، شهرک غرب، باغفیض)، مرکز (منیریه، ولیعصر، یوسفآباد، اسکندری، بلوار کشاورز) و جنوب (شهرری، منطقه ۱۹ و ۲۰، جوادیه) صدای انفجارهای متعدد و پرواز جنگندهها شنیده شد. صدای چند انفجار مهیب حدود ساعت ۳ بامداد سهشنبه در شهریار شنیده شد. به گفته مخاطبان، قبل و بعد از ساعت ۳ بامداد، صدای چندین انفجار در حسنآباد فشافویه، اسلامشهر، شهر قدس، شهرک واوان، پردیس و دماوند در استان تهران شنیده شد.
به گفته مخاطبان از ساعت ۳:۰۰ تا ۳:۰۸ در مناطق گوهردشت، مهرشهر، عظیمیه، مهرویلا و جهانشهر کرج صدای چندین انفجار نزدیک و مهیب شنیده شد. در فردیس و شهرک بنفشه نیز حوالی ۳:۰۸ صدای چند انفجار شنیده شد.
اورشلیمپست گزارش داد که دستگاه اطلاعاتی روسیه فهرستی حاوی اطلاعات دقیقی از ۵۵ زیرساخت حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار حکومت ایران قرار داده است؛ فهرستی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد حملات موشکی دقیقتری علیه شبکه انرژی اسرائیل انجام دهد.
این رسانه، دوشنبه ۱۷ فروردین به نقل از منبعی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اوکراین، این تبادل اطلاعات را نشانهای از «تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان مسکو و تهران» خواند و نوشت که روسیه به مقامهای جمهوری اسلامی اطلاع داده است که حتی آسیب زدن به چند جزء معدود اما حساس و هستهای شبکه برق اسرائیل میتواند به «فروپاشی کامل و بلندمدت» انرژی در این کشور بینجامد.
بهنوشته اورشلیمپست، روسیه اینطور ارزیابی میکند که شبکه برق اسرائیل «برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی منزوی» است و از آنجا که این کشور یک «جزیره انرژی» بدون اتکا به واردات برق از دیگر کشورها به شمار میآید، آسیب جزئی اما حیاتی به تاسیسات برق آن به خاموشیهای گسترده و اختلالهای فنی منجر میشود که بهراحتی قابل جبران نیست.
این نخستین بار نیست که منابع اطلاعاتی اوکراین روسیه را به همکاری نزدیک با جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری متهم میکنند.
پس از حمله سپاه پاسداران به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در جنوب ریاض در هفتم فروردین، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در گفتوگو با شبکه خبری اِنبیسی گفت که «صددرصد» اطمینان دارد که روسیه مسئول ارائه اطلاعات مرتبط با حمله به جمهوری اسلامی بوده و تنها چند روز پیش از حمله تصاویر ماهوارهای این پایگاه هوایی را در اختیار حکومت ایران قرار داده است.
در این حمله یک فروند هواپیمای «ایی-تری سنتری» که بخشی از سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد آمریکاست، دچار آسیب جدی شد.
زلنسکی در این گفتوگو خلاصهای از گزارش روزانه ریاستجمهوری را که از سوی نهادهای اطلاعاتی اوکراین دریافت میکند به اشتراک گذاشت. این گزارش نشان میداد ماهوارههای روسی در روزهای ۲۰ مارس، ۲۳ مارس و ۲۵ مارس (هفت تا دو روز پیش از حمله ۷ فروردین) از این پایگاه هوایی تصویربرداری کردهاند. بهگفته او این تصویربرداری پیدرپی نشان میدهد حملهای در حال برنامهریزی بوده است.
اورشلیمپست در گزارش تازه خود همچنین تاکید کرد که فهرست ارائهشده به جمهوری اسلامی اهداف مورد نظر را در یک دستهبندی دقیق «بر پایه اهمیت راهبردی» به سه سطح تاسیسات حیاتی تولید، مراکز عمده انرژی شهری و صنعتی، و زیرساختهای محلی تقسیم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سطح یک، مشخصات تاسیسات حیاتی تولید و مکانهایی قرار دارد که تخریب آنها به فلج شدن سیستم ملی انرژی میانجامد. نیروگاه «اوروت رابین» یکی از اهدافی است که مشخصات آن در سطح یک قرار گرفته است.
اوروت رابین [در زبان عبری به معنای چراغهای رابین] نیروگاه برق در شهر بندری خدرا در شمال تلآویو، بزرگترین نیروگاه اسرائیل است و بخش عمده برق این کشور را تامین میکند.
بخش عمده اهدافی که در سطح دوم قرار گرفتهاند در مرکز اسرائیل قرار دارند و به جمعیتهای بزرگ خدمات ارائه میدهند. سطح سوم نیز پستهای برق منطقهای را شامل میشود که از مناطق صنعتی و نیروگاههای کوچکتر پشتیبانی میکنند.
زلنسکی پیشتر در گفتوگو با اورشلیمپست درباره انتقال «دانش روسیه به خاورمیانه» هشدار داده و روسیه را متهم کرده بود که تجربه و اطلاعات بهدستآمده در میدانهای نبرد با اوکراین را به متحد خود، یعنی جمهوری اسلامی میدهد.
او این موضوع را در شبکه اجتماعی ایکس نیز طرح کرده بود. رییسجمهوری اوکراین سوم فروردین با انتشار پستی ادامه حمایت اطلاعاتی روسیه را «بهوضوح مخرب» خواند و افزود در حالی که کشورهای مختلف در تلاشاند امنیت را تضمین و از گسترش بحران جلوگیری کنند، این حمایت اطلاعاتی بحران را تشدید میکند.
پس از سفر زلنسکی به عربستان و دیدار او با مقامهای ارشد این کشور، خبرهایی مبنی بر کمک تکنیکی متخصصان نظامی اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف مقابله موثرتر با حملات جمهوری اسلامی منتشر شد.
اورشلیمپست در ادامه نوشت که روسیه با انتقال این اطلاعات هدفی دوگانه را دنبال میکند؛ تقویت متحد اصلی خود در منطقه از یک سو و منحرف کردن توجه جهانی از جنگ در اوکراین از سوی دیگر.
این روزنامه اسرائیلی در پایان به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل نوشت که روسیه ادعاهای منابع اطلاعاتی اوکراین را رد و بر گفتوگو و همکاری با اسرائیل درباره مسائل امنیتی تاکید میکند.
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
نویسنده در ابتدای یادداشت خود تاکید کرده است: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
نویسنده در ابتدای یادداشت خود تاکید کرده است: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
او سپس در ادامه به بررسی تاثیرات این جنگ بر قدرتهای بزرگ جهانی از چین و هند گرفته تا روسیه و اروپا و خود آمریکا پرداخته و نوشته است: «چین هزاران کیلومتر از خلیج فارس فاصله دارد، اما هم بهدلیل نیاز خود به نفت خلیج فارس و هم بهخاطر تاثیرات جنگ ایران بر همسایگان و شرکای تجاری چین، این درگیری آثار عمدهای بر پکن گذاشته است. برخی از این آثار، از نگاه شی جینپینگ، مثبت هستند. بازگشت چین به برنامهاش برای ساخت جزایر جدید در دریای جنوبی چین تقریبا در واشینگتن بیتوجه مانده است؛ جایی که توجه بهطور کامل بر خاورمیانه متمرکز شده است. اما چین از افزایش قیمت سوخت استقبال نمیکند و اقتصاد وابسته به صادرات آن از هر رکود جهانی آسیب سختی خواهد دید.»
بهنوشته راسل مید، میتوان انتظار داشت پکن با شدت بسیار بیشتری بر کسب توانایی اعمال قدرت در خلیج فارس و پیرامون آن تمرکز کند. چین تاکنون توانسته است از رابطهاش با پاکستان برای تقویت نفوذ دیپلماتیک و امنیتی خود بر تحولات خاورمیانه بهره ببرد. این امر به احتمال زیاد، از جمله، به تشدید رقابت چین و هند در اقیانوس هند و خلیج فارس منجر خواهد شد. چین به دنبال دسترسی بیشتر به بنادر و مسیرهای راهبردی خواهد بود و هند برای ناکام گذاشتن این طرحها تلاش خواهد کرد.
در یادداشت والاستریت ژورنال آمده است: «ژاپن نیز دریافته است که فاصله، این کشور را از رویدادهای خاورمیانه مصون نمیکند. در عین حال، توکیو درک میکند که تردیدها درباره رییسجمهوری ترامپ، آن را از نیازش به رابطهای قوی با یک ایالات متحده نیرومند بینیاز نمیکند. تلاشهای چین برای افزایش قدرت و نفوذ خود در خلیج فارس و در امتداد مسیرهای اصلی دریایی، تهدیدهایی راهبردی برای دسترسی ژاپن به منابع خلیج فارس ایجاد میکند. توکیو بهخوبی میداند که بدون قدرت آمریکا، دسترسی به نفت و گاز خلیج فارس به دمدمیمزاجیهای یک حکومت در ایران وابسته خواهد شد که در آن متعصبان مذهبی همسو با روسیه و چین قدرت را در دست دارند. انتظار میرود ژاپن تلاشهای خود برای تجدید تسلیح، گسترش شراکتهای امنیتی با کشورهای دوست همسایه، و حفظ نزدیکترین روابط ممکن با واشینگتن غیرقابل پیشبینی را دوچندان کند.»
برای هند، از نظر والتر راسل مید، شوک جنگ ایران عمیق بوده است. این کشور از قیمتهای بالای انرژی و اختلال در کشتیرانی و سفر، ضربه اقتصادی جدی خورده است. افزون بر این، رقیب هند، پاکستان، درست در زمانی که رابطه خود را با چین عمیقتر کرده، توانسته است خود را وارد قلب دیپلماسی خاورمیانه کند. پاکستان، بهعنوان همسایه ایران و کشوری با اکثریت سنی و دارای پیوندهای تاریخی با کشورهای عربی خلیج فارس، جایگاه مناسبی برای ایفای نقش میانجی در گفتوگوهای صلح دارد. موفقیت اسلامآباد در معرفی خود به واشینگتن بهعنوان یک میانجی بالقوه، به این کشور نفوذ دیپلماتیک تازهای بخشیده است که هند اکنون باید برای مقابله با آن تلاش کند.
در ادامه این یادداشت، جنگ ایران برای اروپا، نمونه دیگری از کاهش اهمیت این قاره در امور جهانی، مشکلات حفظ رابطهای مثبت با آمریکا در دوران ترامپ، و دشواری همسو کردن سیاستهای کشورهای اروپایی در مسائل مهم قلمداد شده است.
بهنوشته راسل مید، کشورهای اروپایی در تصمیم آغاز جنگ مورد مشورت قرار نگرفتند، نفوذ آنها بر روند جنگ بسیار اندک یا نزدیک به صفر بوده، و بعید است منافعشان در صدر ذهن کسانی باشد که در نهایت به جنگ پایان میدهند. شاید بدتر از همه این باشد که این جنگ بیش از آنکه کشورهای اروپایی را متحد کند، آنها را از هم جدا کرده است. در حالی که آقای ترامپ و جنگ ایران تقریبا در همه جای اتحادیه اروپا بسیار نامحبوب هستند، ایتالیا و اسپانیا اقداماتی انجام دادهاند تا برای تلاش جنگی آمریکا مانع ایجاد کند، در حالی که آلمان و رومانی حمایت بیشتری از واشینگتن از خود نشان دادهاند.
نویسنده سپس به وضعیت روسیه پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته است پس از طرفهای درگیر واقعی، شاید روسیه بیشترین چیزها را برای از دست دادن در این جنگ داشته باشد. کمبود سوخت در مقطعی حساس، درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده است و جنگی طولانیتر احتمالا به معنای تقاضای بیشتر برای نفت و گاز روسیه با قیمتهای بالاتر در بازارهای بیشتری در سراسر جهان خواهد بود. فراتر از آن، منافع روسیه پیچیدهتر است. توانایی اوکراین در فروش تخصص پهپادی خود به کشورهای عربی خلیج فارس، حتما برای کرملین شوکی ناخوشایند بوده است. افزایش تلخی روابط میان ایران و همسایگان عرب آن نیز برای تلاشهای روسیه جهت حفظ پیوندهای عمیق خود با ایران و در عین حال توسعه همکاری با کشورهایی مانند امارات متحده عربی مشکلآفرین است. در همین حال، خطر بیگانه کردن دولت ترامپ رو به افزایش است. کرملین ممکن است از تلافی حمایت آمریکا از اوکراین از طریق کمک به حکومت ایران برای هدف قرار دادن تاسیسات آمریکایی در خلیج فارس، تا حدی رضایت عاطفی به دست آورد، اما هزینههای چنین اقدامی میتواند بالا باشد.
از منظر روسیه، بدترین پایان ممکن برای این جنگ، فروپاشی رژیم ایران و پایان انزوا و جدایی طولانی ایران از غرب خواهد بود. این امر، مسکو را از یک متحد محروم میکند و ارزش ادراکشده ائتلاف با روسیه را در میان مستبدان جهان کاهش میدهد. پیوستن ایران به غرب همچنین به هدفی که ولادیمیر پوتین بیش از همه عزیز میدارد، یعنی بازگرداندن قدرت روسیه در سراسر قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق، آسیب جدی وارد میکند.
از نگاه نویسنده، ادغام دوباره ایران در اقتصاد جهانی به توسعه مسیرهای متعدد خط لوله و حملونقل برای صادرات نفت، گاز و مواد معدنی از جمهوریهای محصور در خشکیِ سابق شوروی در آسیای مرکزی منجر خواهد شد، و احتمالا هر امیدی را برای اینکه مسکو بتواند بار دیگر بر هر یک از آنها سلطه پیدا کند، از میان خواهد برد.
بهنوشته راسل مید، از دیدگاه آمریکا، افزایش پویایی اقتصادی آسیای مرکزی و در عین حال کاهش وابستگی آن به چین و روسیه، شانس دستیابی به صلحی پایدار در بلندمدت در جهان را بهطور چشمگیری بهبود خواهد بخشید.
نویسنده در پایان یادداشت خود نوشته است: «این جنگ به همه ما نشان میدهد که امنیت خلیج فارس برای همه اهمیت دارد. اگر در پایان جنگ، ایران توانایی بستن تنگه هرمز را حفظ کند، هر کشوری روی زمین برای دسترسی به سوخت و کالاهای حیاتی به رضایت تهران نیاز خواهد داشت. فارغ از آنکه کسی درباره آقای ترامپ و تصمیم او برای آغاز خصومتها چه فکر میکند، پیروزی سریع و کامل آمریکا بهترین امید را برای آیندهای صلحآمیز در خلیج فارس و فراتر از آن فراهم میکند.»
نشریه اسرائیلی واینت به نقل از مقامهای این کشور گزارش داد، چهار سرباز ارتش اسرائیل به ظن جاسوسی برای رژیم ایران بازداشت شدهاند. به گفته مقامات، این پرونده یک موضوع امنیتی جدی برای اسرائیل است.
نشریه اسرائیلی واینت به نقل از مقامهای این کشور گزارش داد، چهار سرباز ارتش اسرائیل به ظن جاسوسی برای رژیم ایران بازداشت شدهاند. به گفته مقامات، این پرونده یک موضوع امنیتی جدی برای اسرائیل است.
به نوشته واینت، تحقیقات روی پرونده این نظامیان که چند هفته پیش بازداشت شدند همچنان ادامه دارد. بنا به اعلام دادگاه، به نظر میرسد مظنونان به درخواست عوامل ایرانی اقدام به ساخت مواد منفجره کرده و آزمایشهایی روی این مواد انجام دادهاند.
وای نت گزارش داد که بر اساس اتهامات مطرح شده، اقدامات این چهار نظامی اسرائیلی در جریان جنگ اخیر صورت گرفته است. پلیس و شین بت در پرونده ای دیگر اعلام کردند که علیه یک جوان ۲۱ ساله ساکن اورشلیم اعلام جرم خواهد شد. این جوان متهم است که در سال ۲۰۲۵، از طریق شبکههای اجتماعی با یک عامل اطلاعاتی ایران تماس برقرار کرد، مجموعهای از وظایف، از جمله جمعآوری اطلاعات و مستندسازی مکانهای مختلف در سراسر اسرائیل را انجام داد و دستمزد خود را به صورت ارز دیجیتال دریافت کرد.
در ششمین هفته از آغاز درگیریهای نظامی اسرائیل و ایالاتمتحده با جمهوری اسلامی، منابع آگاه در خاورمیانه از تغییر ساختار حکمرانی در تهران خبر میدهند. این منابع نسبت به عواقب تداوم این حکومت در درازمدت، هم به مردم ایران و هم به بسیاری از کارگزاران داخلی نظام، هشدار میدهند.
یک منبع آگاه منطقهای در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.
به گفته او، انتصاب مجتبی خامنهای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیشنیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.
پیش از این، ایراناینترنشنال، گزارش داده بود پیوند بیت و سپاه تقویت شده و مرکز تصمیمگیری در ایران جابهجا شده است.
ایراناینترنشنال از جمله ۱۲ اسفند گزارش داد مجلس خبرگان زیر فشار سپاه، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرده است که چهرهای با پیوند نزدیک، عمیق و بلندمدت با سپاه و شاخههای امنیتی است.
۱۱ فروردین هم ایراناینترنشنال گزارش داد که مسعود پزشکیان در «بنبست کامل سیاسی» قرار گرفته و سپاه پاسداران، با مقاومت در برابر انتصابات و تصمیمهای او، در عمل مدیریت اجرایی کشور را از کنترل دولت خارج کرده است.
بر اساس این گزارش، تشدید تنش میان دولت و فرماندهان نظامی، موجب دست بالا گرفتن سپاه در ساختار تصمیمگیری شده است. وضعیتی که با روایت منابع آگاه درباره تغییر ماهیت قدرت در تهران همخوانی دارد.
به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال گفتوگو می کرد، جمهوری اسلامی یک ماه پس از کشته شدن علی خامنهای، دیگر هویت پیشین خود را ندارد. در عوض، رژیمی در حال تثبیت است که بازیگر و تصمیمگیرنده اصلی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. روندی که موجب افراطیتر شدن نظام و اعمال خشونتی بهمراتب شدیدتر علیه منتقدان و حتی شهروندان عادی خواهد شد. خشونتی که در «روز پس از جنگ»، گریبان مقامات کنونی و پیشین متمایل به میانهروی، از محمدجواد ظریف تا مسعود پزشکیان، را نیز خواهد گرفت.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که در هفتههای اخیر، حملات لفظی تند جناحهای وابسته به سپاه علیه پزشکیان و ظریف شدت گرفته است. این تنشها از زمانی آغاز شد که پزشکیان بابت حملات سپاه به کشورهای همسایه از آنها «عذرخواهی» کرد.
در روزهای اخیر، این تقابل به تهدیدهای عریان فیزیکی رسیده است؛ چنانکه سعید حدادیان، مداح نزدیک به هسته سخت قدرت، با تعیین ضربالاجلی سهروزه برای ظریف، تهدید کرد که در صورت عدم توبه و عذرخواهی، به خانه او «لشکرکشی» خواهد کرد.
با حذف علی خامنهای از صحنه قدرت، دیگر وزنه تعادلی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات داخلی به تسویهحسابهای خونین وجود ندارد.
منبع آگاه دیگری که به شرط ناشناسماندن با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد معتقد است خشونت کلامی در جریان و چهرههای وابسته به سپاه بهزودی به برخورد فیزیکی تمامعیار بدل خواهد شد.
به گفته او، نهتنها مخالفان جدی، بلکه جناحهای اصلاحطلب و حتی بخشهایی از ارتش که مخالف بلعیده شدن قدرت از سوی سپاه هستند، باید نگران امنیت خود در پایان جنگ باشند.
این منبع تاکید کرد: «ایستهای بازرسی در خیابانهای ایران با توقف غرش جنگندهها جمع نخواهند شد؛ بلکه در آن لحظه، نیروهای بسیج و سپاه برای تسویهحسابهای سیاسی و شخصی وارد میدان میشوند.»
او در ادامه خطاب به چهرههای موسوم به میانهرو، هشدار داد که آنها هدف اصلی پاکسازیهای پس از جنگ خواهند بود و باید «علاج واقعه را قبل از وقوع» کنند: «زمان برای واکنشی سریع فرا رسیده است؛ پیش از آنکه ساختار فعلی جمهوری اسلامی کاملا فرو بپاشد و جای خود را رسما به حکومت نظامی سپاه پاسداران بدهد، باید دست به اقدام بزنید.»