زلنسکی: اوکراین میتواند به بازگشایی تنگه هرمز کمک کند
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، گفت کشورش میتواند به بازگشایی تنگه هرمز کمک کند؛ گذرگاهی که به گفته او فشار ایران بر آن اقتصاد جهانی را متزلزل کرده است.
او که پنجشنبه در جمع گروهی از خبرنگاران از جمله خبرنگار خبرگزاری فرانسه سخن میگفت، افزود هیچکس به طور مشخص از اوکراین نخواسته در موضوع تنگه هرمز دخالت کند، اما در سفرهای خود به مقامهای کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس اعلام کرده که اوکراین آماده است در هر موضوع مرتبط با دفاع کمک کند.
زلنسکی توضیح نداد اوکراین چگونه میتواند در این زمینه مشارکت کند، اما به تجربه این کشور در بازگشایی مسیر تردد در دریای سیاه پس از انسداد آن از سوی روسیه اشاره کرد.
اوکراین ابراز نگرانی کرده که با تمرکز جهانی بر جنگ در خاورمیانه، این کشور به حاشیه رانده شود و در همین راستا تلاش کرده از تجربه خود در مقابله با تهاجم روسیه استفاده کند.
زلنسکی هفته گذشته از چند کشور خاورمیانه بازدید و توافقنامههای دفاعی با قطر و عربستان سعودی امضا کرد و گفت معتقد است نگرش خاورمیانه و منطقه خلیج فارس نسبت به اوکراین را برای سالهای آینده تغییر داده است.
به گزارش اکسیوس، یک مقام آمریکایی و یک منبع آگاه اعلام کردند وزارت خارجه آمریکا در ماه دسامبر گذشته با استناد به نگرانیهای امنیت ملی، سعادت آقاجانی، معاون نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل را اخراج کرده است.
این تصمیم در آن زمان به طور محرمانه اتخاذ شد و یکی از دستکم سه مورد اخراج دیپلماتهای ایرانی در نیویورک طی شش ماه گذشته بوده است.
در اوایل دسامبر، وزارت خارجه آمریکا یادداشت رسمی برای نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نیویورک ارسال کرد و از آقاجانی خواست فورا آمریکا را ترک کند.
از این دیپلمات ایرانی خواسته شد بر اساس «رویه بخش ۱۳» آمریکا را ترک کند؛ فرآیندی داخلی در وزارت خارجه برای تسهیل اخراجی بیسروصدا، بدون اعلام رسمی وضعیت «عنصر نامطلوب».
وزارت خارجه آمریکا معمولا از روند بخش ۱۳ برای دیپلماتهایی استفاده میکند که به جاسوسی یا اقدام خلاف منافع یا امنیت ملی آمریکا متهم هستند، هرچند اتهام مشخصی علیه آقاجانی مطرح نشده است.
یک مقام آمریکایی گفت در ماه فوریه از فرزندان آقاجانی که پس از خروج پدرشان در نیویورک مانده بودند نیز خواسته شد آمریکا را ترک کنند.
دستکم دو دیپلمات رده پایینتر دیگر در نمایندگی جمهوری اسلامی نیز در دو ماه پیش از خروج آقاجانی اخراج شده بودند.
در ماه سپتامبر، وزارت خارجه آمریکا تردد دیپلماتهای ایرانی در نیویورک را به شعاع ۲۵ مایلی از مرکز منهتن محدود کرده بود.
به گفته یک مقام آمریکایی، دستکم یکی از دیپلماتهای اخراجشده چندین بار این محدودیتها را نقض کرده بود.
یک مقام وزارت خارجه آمریکا گفت: «میتوانیم تایید کنیم که ایالات متحده در چهارم دسامبر یادداشت رسمی درباره وضعیت برخی از کارکنان ایرانی در سازمان ملل ارسال کرد. به دلایل حریم خصوصی و امنیتی، درباره جزئیات اقدامات مربوط به کارکنان دیپلماتیک اظهار نظر نمیکنیم.»
او افزود این اقدام مدتها پیش از اعتراضات در ایران انجام شده و ارتباطی با آن رویدادها نداشته است.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل از اظهار نظر در این باره خودداری کرد.
گزارشهای رسیده از شاهدان عینی به ایراناینترنشنال در جمعه ۱۴ فروردین از شنیده شدن صدای جنگنده و وقوع چند انفجار در استانهای البرز، اصفهان، فارس، تهران و خوزستان حکایت دارد.
در کرج ساعت ۲:۲۰ بامداد صدای عبور جنگنده در ارتفاع پایین شنیده شد. در نجفآباد ساعت ۱۲:۰۸ سه صدای انفجار از شمال شهر گزارش شد و در شهر اصفهان ساعت ۱:۲۸ بامداد صدای انفجار شدید در جنوب شهر به گوش رسید. در شهرضا نیز بین ساعت ۵ تا ۱۰ صبح صدای پرواز جنگنده شنیده شد.
در جهرم ساعت ۹:۴۵ صبح دو پرتابه در شهر منفجر شد. در تهران عبور مکرر لانچر حامل موشک از خیابان ولیعصر در محدوده عباسآباد گزارش شده است.
در اندیمشک دو انفجار رخ داد و صدای جنگنده برای مدتی در منطقه شنیده شد. در امیدیه نیز ساعت ۶:۴۵ صبح یک موشک از منطقه پرتاب شد.
دفتر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، اعلام کرد این کشور در پی حمله پهپادی شبانه جمهوری اسلامی به یک تاسیسات نفتی در کویت، سامانه پدافند هوایی «رپید سنتری» را برای حفاظت از منافع بریتانیا و کویت در خلیج فارس در این کشور مستقر میکند.
سخنگوی دفتر نخستوزیری بریتانیا گفت استارمر صبح جمعه در تماس تلفنی با شیخ صباح خالد الحمد الصباح، ولیعهد کویت، درباره این استقرار گفتوگو کرده است.
او افزود: «نخستوزیر با محکوم کردن حمله پهپادی بیملاحظه شبانه به یک پالایشگاه نفت در کویت سخنان خود را آغاز کرد و تاکید کرد بریتانیا در کنار کویت و تمامی متحدان خود در خلیج فارس ایستاده است.»
در حالی که نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در لبنان و عراق فعال شده و توجهات بینالمللی را به خود معطوف کردهاند، با تداوم جنگ و افزایش تنشها، این خطر وجود دارد که تهران مهرههای خود را در جبهه دریای سرخ نیز بهطور کامل وارد میدان کند.
جمهوری اسلامی با بهرهگیری از توانمندی موشکی حوثیها در یمن و مهرههای خود در سودان، در دو سوی دریای سرخ نفوذ یافته است؛ نفوذی که میتواند مسیر پیونددهنده بازارهای آسیا به اروپا را با تهدیدی جدی روبهرو کند.
حوثیها و گشودن جبهه جدید
در ساحل شرقی دریای سرخ، حوثیها با حملات موشکی به اسرائیل، رسما جبهه جدیدی را در منازعات منطقهای گشودهاند. یحیی سریع، سخنگوی حوثیها، بر هماهنگی این حملات با «عملیات مجاهدین در ایران و حزبالله لبنان» تاکید کرده است.
اگرچه حوثیها ریشههای محلی دارند، اما اورشلیمپست با استناد به منابع یمنی در گزارشی از حضور نیروهای سپاه پاسداران در خاک یمن و نظارت آنها بر ظرفیتهای اطلاعاتی و موشکی خبر داد و نوشت: «حوثیها عمیقا در ساختار نظامی منطقهای سازماندهیشده به دست جمهوری اسلامی ادغام شدهاند. توانایی آنها برای ضربه زدن به دشمنان، مستقیما ناشی از رابطه با تهران است.»
احیای روابط دیپلماتیک تهران و خارطوم در اکتبر ۲۰۲۳، مسیر را برای ورود تسلیحات ایرانی هموار کرد و باعث نفوذ این کشور در سوی دیگر دریای سرخ و در خاک آفریقا شد.
به گزارش کانال ۷ اسرائیل، نفوذ جمهوری اسلامی در سودان فراتر از ارسال سلاح و ادوات نظامی است.
تهران با استفاده از پیوندهای ایدئولوژیک، نفوذ خود را در لایههای اعتقادی این کشور گسترش داده است.
نمونه بارز این نفوذ، تیپ «البراء بن مالک» است؛ شبهنظامیانی وابسته به اخوانالمسلمین سودان که اکنون تحت آموزش مربیان ایرانی قرار دارند.
به گزارش کانال ۷ «پهپادها در نهایت زنگ میزنند، اما فداکاری و تعصب مذهبی مدت زیادی دوام میآورد. ایران در تبدیل میدانهای نبرد به پایگاههای ایدئولوژیک خود استاد است و فرهنگ نظامی سودان در حال جذب این الگوست.»
ایجاد پایگاه استراتژیک در سواحل غربی
به گزارش کانال ۷، ویدیوهای میدان نبرد در اواخر مارس ۲۰۲۶، پرواز پهپادهای ایرانی بر فراز خارطوم و حضور مربیان نظامی جمهوری اسلامی را برای آموزش نیروهای ارتش سودان تایید میکند. این همکاری که از اوایل سال ۲۰۲۵ ورق نبرد را به نفع ارتش سودان برگرداند.
جمهوری اسلامی در ازای این حمایت، «موقعیت جغرافیایی» سودان را به عنوان پاداش دریافت کرده است.
سودان اکنون به ایستگاه شنود و رصد تحرکات دریایی آمریکا، عربستان سعودی و امارات تبدیل شده است. به گزارش کانال ۷ «جمهوری اسلامی یک متحد وفادار و وابسته در سواحل استراتژیک دریای سرخ درست کرده؛ مدلی که بسیار شبیه به آنچه ایران با حوثیها در یمن انجام داد، به نظر میرسد.»
خطر اصلی زمانی جدی میشود که نفوذ ایران در سودان (ساحل غربی) با قدرت حوثیها در یمن (ساحل شرقی) ترکیب شود.
این هماهنگی میان دو سوی دریا، پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهان به همراه دارد. اورشلیمپست گزارش میدهد که با بسته شدن تنگه هرمز، عربستان از بندر «ینبع» در دریای سرخ برای صادرات نفت استفاده میکند؛ اما تهدید حوثیها این مسیر جایگزین را ناامن کرده و باعث جهش قیمت نفت شده است.
به نوشته کانال ۷، نفوذ در دریای سرخ دست جمهوری اسلامی را برای فشار بر غرب افزایش میدهد: «شما حوثیها را در جنوب و بندر سودان را در شمال دارید. این آبراه کارخانههای آسیایی را به بازارهای اروپایی پیوند میدهد و ایران اکنون در حال محکم کردن نفوذ خود بر این بخش کلیدی از اقتصاد جهانی است.»
فراتر از دریا؛ لژیون آفریقایی جمهوری اسلامی
استراتژی تهران در سودان، پلی برای نفوذ به عمق آفریقا و حضور در کشورهایی نظیر مالی، نیجر، بورکینافاسو و چاد است.
به گزارش کانال ۷، ایران با صادرات پهپادهای ارزانقیمت به حاکمان نظامی جدید این کشورها، در حال گسترش قلمرو نفوذ خود است: «یک کارخانه پهپاد در خارطوم میتواند تا سال ۲۰۲۷ گروههای شورشی را در سراسر این منطقه تغذیه کند. سرمایهگذاری در دریای سرخ میتواند به کنترلی گسترده در سراسر قاره منجر شود.»
یک شهروند با ارسال ویدیو و تصاویری یک ساختمان تخریبشده در اثر حملات اسرائیل و آمریکا در تهران را نشان داده که در بزرگراه باقری قرار دارد.
او تصاویری از صفحات جزواتی را ارسال کرده که در پی تخریب ساختمان پخش شدهاند. این جزوات حاوی متنهای اطلاعاتی و امنیتی است.
اسناد بهدستآمده از ساختمانی هدف قرارگرفته در تهران نشان میدهد این محل برای آموزش و سازماندهی فعالیتهای اطلاعاتی و عملیاتی مورد استفاده قرار میگرفته است.
در میان این اسناد، جزوات آموزشی، یادداشتهای دستنویس و نقشههای عملیاتی دیده میشود که بهنظر میرسد بخشی از یک برنامه آموزشی در حوزه کار اطلاعاتی بودهاند.
بررسی این اسناد حاکی از تمرکز بر آموزش مفاهیمی مانند بهکارگیری مأمور و منبع، جمعآوری اطلاعات، و مدیریت عملیات در صحنه است.
همچنین در برخی صفحات به نحوه ارتباط با منابع، تفکیک نقشها میان «مأمور» و «منبع»، و تصمیمگیری در شرایط عملیاتی اشاره شده است. وجود مختصات جغرافیایی و نقشهها نیز نشان میدهد که بخشی از آموزشها جنبه میدانی و عملی داشته است.
در این اسناد همچنین به موضوعاتی مانند امنیت اطلاعات، کنترل انتشار دادهها، و حساسیت کار اطلاعاتی پرداخته شده است.
مجموعه این موارد نشان میدهد که این مکان نهتنها محل نگهداری اسناد، بلکه احتمالاً بهعنوان یک مرکز آموزش و هدایت فعالیتهای اطلاعاتی مورد استفاده قرار میگرفته است.