دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، اعلام کرد که در رابطه با جمهوری اسلامی «موفقیت قابل توجهی» کسب کرده است.
او افزود: «ایران دیگر رهبران مؤثری ندارد. آنها خیلی خیلی میخواهند به یک توافق برسند. شما اصلا نمیدانید چقدر زیاد میخواهند به توافق برسند. خواهیم دید چه میشود.»
ترامپ گفت: «ما با افراد درست در حال مذاکره هستیم و آنها تمایل دارند به توافق برسند».
او ادامه داد: «تقریبا هرچه داشتند از بین رفته است. ما آزادانه بر فراز تهران پرواز میکنیم. آزادانه حرکت میکنیم، هر کاری بخواهیم میتوانیم انجام دهیم.»
رییسجمهور آمریکا گقت: «امروز قرار بود که یک نیروگاه بسیار بزرگ تولید برق را هدف قرار دهیم، یکی از بزرگترینها در جهان. و فقط یک شلیک به محل درست، کل نیروگاه را از کار میاندازد و فرو میریزد. اما به خاطر اینکه در حال مذاکره هستیم، دست نگه داشتیم.»
رویترز گزارش داد که انتظار میرود ایالات متحده هزاران نیروی نظامی آمریکایی دیگر از یگان نخبه «لشکر ۸۲ هوابرد» به خاورمیانه اعزام کند.
این خبر را دو منبع آگاه به خبرگزاری رویترز گفتهاند.
در حالی که ترامپ اعلام کرده در پی انجام مذاکرات با ایران است، این اقدام به تقویت گسترده نظامی در منطقه میافزاید.
این مقامها که به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، مشخص نکردند این نیروها به کدام نقطه از خاورمیانه اعزام خواهند شد و چه زمانی به منطقه خواهند رسید.
یکی از منابع به رویترز گفت که هنوز تصمیمی برای اعزام نیرو به داخل خاک ایران گرفته نشده است، اما این نیروها ظرفیت لازم را برای عملیات احتمالی در آینده در منطقه تقویت خواهند کرد.
اعزام این سربازان علاوه بر اعزام هزاران تفنگدار دریایی و ملوان در هفته گذشته است که سوار بر یک ناو تهاجمی آبی-خاکی به همراه یگان اعزامی تفنگداران دریایی و ناوهای جنگی همراه آن، به منطقه اعزام شدند.
به گزارش ای ۲۴، رئیسجمهور اسرائیل اعلام کرد که دولت لبنان تصمیم بسیار جسورانهای برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است.
پیشتر گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، اعلام کرد از تصمیم لبنان برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی استقبال میکند.
سعار در ایکس نوشت: «این اقدامی موجه و ضروری در برابر حکومتی است که مسئول نقض حاکمیت لبنان، اشغال غیرمستقیم آن از طریق حزبالله و کشاندن آن به جنگ است.»
او با اشاره به حضور نمایندگان حزبالله در کابینه لبنان، از دولت این کشور خواست «اقداماتی عملی و موثر علیه حزبالله» اتخاذ کند.
لبنان محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر جمهوری اسلامی در بیروت، را «عنصر نامطلوب» خواند و او را از این کشور اخراج کرد.
یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان، چهارم فروردین در ایکس نوشت این تصمیم به کاردار سفارت جمهوری اسلامی در بیروت ابلاغ شده است.
رجی افزود شیبانی باید تا ۹ فروردین خاک لبنان را ترک کند.
لبنان همچنین احمد سویدان، سفیر خود در تهران، را برای مشورت فراخواند و اعلام کرد حکومت ایران هنجارهای دیپلماتیک و پروتکلهای تثبیتشده میان دو کشور را نقض کرده است.
اقدام علنی و بیپروای جمهوری اسلامی برای حذف نام علی دایی از بلواری در تهران از سوی سخنگوی شورای شهر، پردهبرداری رسمی از استیصال سیستمی است که در برابر اعتبار مردمی و جایگاه اجتماعی، سلاحی جز پاک کردن ندارد.
علیرضا نادعلی سهشنبه چهارم فروردین با طرح بهانه «شکایت مردم از سکوت چهرهها در شرایط جنگی»، در واقع اعتراف کرد که اتهام اصلی دایی، همراهی نکردن با روایتهای رسمی جمهوری اسلامی از درگیری با اسرائیل و آمریکاست.
این پروژه حذف که پیشتر با حملات تند حمید رسایی کلید خورده بود - که مدعی شد «علی دایی اسطوره ملت ایران نیست، اسطوره دشمنان ایران است» - حالا به مرحله اجرا رسیده است؛ غافل از آنکه نامی که همواره خرج مردم شده و در تالار افتخارات فیفا کنار لیونل مسی و کریستیانو رونالدو میدرخشد، با مصوبه شورای شهری که با رای حداقلی و سرسپردگی کامل در خیابان بهشت، برای اکثریت مردم تهران تصمیم میگیرد، از حافظه جمعی پاک نمیشود.
نگاهی به فشارهای سالهای اخیر نشاندهنده یک «جنگ فرسایشی» است که علیه دایی راه افتاده است.
از یک سو، وزیران و نمایندگان مجلس با ادبیاتی شعاری به ثروت او میتازند تا میان او و طبقه متوسط و فرودست شکاف ایجاد کنند و از سوی دیگر، هر کلام او درباره فقر، تورم ۸۰ درصدی و فساد آقازادههایی مانند «هکتور»، با سانسور حکومتی روبهرو میشود و حتی از روی خروجی خبرگزاریهایی که مصاحبه را انجام دادند، حذف میشود.
یادمان نرود کینه جمهوری اسلامی از محبوبیت «شهریار» تا جایی پیش رفت که حتی از بازگرداندن هواپیمای مسافربری حامل خانواده او از آسمان کشور خارجی ابایی نداشت؛ اقدامی که دایی در واکنش به آن پرسید: «آیا میخواستند تروریست بازداشت کنند؟»
پاسخهای کوبنده دایی و زبان صریح او، بیانگر درد دل مردمی است که به قول او «تخممرغ برایشان کالایی لوکس» شده است.
او در آخرین گفتوگوی خود با یادآوری «دکلهای نفتی گمشده»، نه تنها فساد ساختاری را نشانه رفت، بلکه به حاکمیت یادآوری کرد حافظه تاریخی ملت، بسیار دقیقتر از آرشیوهای سانسور شده صداوسیما و رسانههای حکومتی است.
دایی در تمام این سالها، از مصدومیت سنگین هیروشیما تا امروز، همواره بر لبه تیغ حرکت کرده است. او که پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی در جامجهانی ۲۰۲۲ را بهدلیل شرایط اجتماعی نپذیرفت، مدتهاست به تکیهگاهی برای مردم به تنگآمده از حکومت تبدیل شده است.
حتی وقتی یکی از پاسداران سپاه قدس در صداوسیما مدعی شد او فقط به خاطر قد بلندش گل میزده و باید از کشور برود تا «تطهیر» شود، دایی با صلابت پاسخ داد: «کسی میرود که آمده باشد، نه کسی که ریشه در این خاک دارد.»
حقیقت آن است که حذف نام دایی، پیش از آنکه تنبیه او باشد، نشانه ترس از مرجعیت اوست.
حاکمیت با حمله به «شهریار»، تنها شکاف میان خود و جامعه را عمیقتر میکند. در نهایت، آنچه باقی میماند، اعتبار مردی است که حتی در روزگار «دلالها و قالتاقها»، شرافت را به معامله نفروخت.
نام او اگر بر تابلوی خیابانها نباشد، در قلب ملتی حک شده که او را به عنوان نماد غرور ملی و صدای بیصدایان میشناسد.