واشینگتنپست: دو کشتی حاوی سدیم پرکلرات برای تولید سوخت موشک، چین را به مقصد ایران ترک کرد
روزنامه واشینگتنپست با استناد به دادههای رهگیری کشتیها، تصاویر ماهوارهای و سوابق وزارت خزانهداری آمریکا گزارش داد که دو کشتی متعلق به کشتیرانی جمهوری اسلامی که از سوی آمریکا به تامین مواد برای برنامه موشکهای بالستیک ایران متهم شدهاند، این هفته از بندری در چین به سمت ایران حرکت کردهاند.
بر اساس این گزارش، کشتیهای «شابدیس» و «برزین» که تحت تحریم آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا قرار دارند، از بندر مواد شیمیایی گائولان بارگیری کردهاند.
کارشناسان میگویند این بندر محل بارگیری موادی مانند سدیم پرکلرات است که در تولید سوخت موشک کاربرد دارد. ایزاک کاردن، پژوهشگر ارشد موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، به واشینگتنپست گفت شرایط این محمولهها بهشدت نشان میدهد که بار آنها سدیم پرکلرات است.
ترامپ، همزمان با حمله به زیرساخت سوخت در کلانشهرها و اعلام اینکه برنامههایی برای گسترش عملیات دارد، سیگنال ورود به مرحلهای تازه از تقابل را صادر کرد.
در روزهای گذشته، اولویت آمریکا مهار توان دریایی جمهوری اسلامی و بازگرداندن امنیت به تنگه هرمز بود. در جریان این عملیات، ۴۲ فروند از کشتیهای نیروی دریایی جمهوری اسلامی نابود شد. واشینگتن همچنین یک برنامه بیمه اتکایی ۲۰ میلیارد دلاری برای کاهش ریسک حملونقل در تنگه هرمز معرفی کرد.
در این حین، حملات جمهوری اسلامی علیه تاسیسات زیرساختی و نفتی در کشورهای همسایه، موجب مختل شدن استخراج در عراق، عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس شد، و در مواردی خسارتهای انسانی برجای گذاشت.
افزون بر این، اظهارات تند مقامات جمهوری اسلامی، تنشها را تا جایی شدت داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شدت دادن به اقدامات نظامی را پاسخی به «رفتار بد» جمهوری اسلامی خواند.
از شامگاه شنبه ۱۶ اسفند، دور تازه حملات گسترده به ذخایر سوخت در کلانشهرها آغاز شده است. بررسیهای مقدماتی نشان میدهد که آسیبهای وارد شده و ادامه حملات مشابه میتواند پیامدهایی فراتر از تضعیف توان نظامی داشته باشد. شبکه تامین و توزیع بنزین و گازوییل، نقشی کلیدی در حملونقل، زنجیره تامین کالا و فعالیت صنایع دارد و هرگونه اختلال در آن میتواند به افزایش قیمتها و تشدید تورم منجر شود.
طبق تخمینهای موجود، مخازن سوخت مناطق اطراف تهران نزدیک به یک چهارم ذخایر ایران را تشکیل میدهد. این در حالیست که در روزهای گذشته، زیرساختهای نفتی کشور نیز در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده و این موضوع، اهمیت ذخایر سوخت را بیش از پیش بالا برده بود.
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیتهای ارزی، تحریمها و فشارهای ساختاری مواجه است، هدف قرار گرفتن زیرساخت سوخت را میتوان پایانی بر نمایش مقامهای جمهوری اسلامی برای تحت کنترل جلوه دادن اوضاع دانست.
از منظر راهبردی، انتقال میدان تقابل از تاسیسات نظامی به زیرساخت انرژی، همچنین نشاندهنده تمایل دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای به سرانجام رساندن جنگ در اسرع وقت است.
با مرور رفتارهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته میتوان نتیجه گرفت که راهبردها آنها بر این فرض استوار است که با توجه به تجربیات پیشین در عراق و افغانستان، و همینطور فشارهای سیاسی، آمریکا تمایلی به استفاده از نیروی زمینی ندارد. در این چارچوب، تهران میکوشد با حملات پهپادی کمهزینه و پراکنده، امنیت کشورهای همسایه را مختل کند و با هدف قرار دادن زیرساختهای آنها، بهطور غیرمستقیم آمریکا را برای ترک مخاصمه تحت فشار بگذارد.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات منتشر شده، دولت آمریکا در حال بررسی گزینه اعزام نیروهای زمینی به ایران است. یکی از طرحهایی که در اختیار رییسجمهوری آمریکا قرار دارد و از سوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا و متحدان اسرائیلی طراحی شده، اعزام واحدهای عملیات ویژه به داخل ایران برای تصرف اورانیوم و نابودی تاسیسات کلیدی هستهای است.
در دو روز گذشته، حملات جمهوری اسلامی علیه تاسیسات نفتی در کشورهای همسایه، تنشهای منطقهای را افزایش داده است. این اقدامات از منظر واشینگتن تهدیدی علیه ثبات بازارهای منطقهای و امنیت شرکای آمریکا تلقی میشود.
همزمان، اظهارات تند برخی مقامهای جمهوری اسلامی علیه رییسجمهوری آمریکا، فضای سیاسی تقابل را تشدید کرده است. در چنین بستری، کاخ سفید واکنش خود را در قالب ضربات فزاینده نظامی، افزایش تولید مهمات و بررسی گزینههای گستردهتر تنظیم کرده است.
در چنین شرایطی، تصمیم ترامپ، تحت فشار گذاشتن نقطه ضعف جمهوری اسلامی یعنی توان اقتصادی و تابآوری داخلی است. چنین رویکردی دامنه فشار را به سطح معیشتی و اجتماعی گسترش میدهد و هزینه ادامه جنگ را برای تهران بالا میبرد.
رسانههای آمریکایی گزارش دادند که همزمان با طرح گزینه اعزام نیروهای ویژه آمریکا برای تصرف و نابودی تاسیسات هستهای در ایران، نهادهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که تهران ممکن است از طریق «نقطهای بسیار باریک» به ذخیره اورانیوم غنیشده مدفون در سایت هستهای اصفهان دسترسی پیدا کند.
وبسایت خبری-تحلیلی سمافور، در گزارشی که شامگاه شنبه ۱۶ اسفند منتشر شد، نوشت که اعزام واحدهای عملیات ویژه آمریکا، مشهور به دلتافورس، به درون مرزهای ایران با هدف تصرف و نابودی تاسیسات کلیدی هستهای یکی از گزینههایی است که از سوی فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده (سنتکام) برای بررسی در اختیار دونالد ترامپ قرار گرفته است.
همزمان نیویورکتایمز در گزارشی به نقل از «چندین مقام آگاه از گزارشهای محرمانه و مقامهایی که با ارزیابیهای اطلاعاتی آشنا هستند» نوشت که نهادهای اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که جمهوری اسلامی یا احتمالا یک گروه دیگر میتواند از طریق «یک نقطه دسترسی بسیار باریک» به ذخیره اورانیوم با غنای بالا که در تاسیسات مدفونشده اصفهان قرار دارد، دسترسی پیدا کند.
نیویورکتایمز تاکید کرده است که هنوز مشخص نیست ایران با چه سرعتی میتواند این اورانیوم را که به شکل گاز است و در مخازن مخصوص نگهداری میشود، جابهجا کند.
این رسانه همچنین به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت که نهادهای جاسوسی ایالات متحده بهطور مداوم سایت اصفهان را زیر نظر دارند و با اطمینان بالایی معتقدند که میتوانند هرگونه تلاش دولت ایران یا گروههای دیگر برای جابهجایی این مواد را شناسایی کنند و به آن واکنش نشان دهند.
شنبه، همزمان با انتشار گزارش سِمافور، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده هنگام بازگشت از مراسم ادای احترام به سربازان کشتهشده در جنگ اخیر، در برابر این سوال که آیا اعزام نیروی زمینی برای تامین امنیت اورانیوم با غنای بالا را در نظر دارد یا نه، گفت: «فعلا داریم آنها را بهطور کامل در هم میکوبیم و هنوز سراغ این گزینه نرفتهایم. ممکن است بعدا چنین کاری بکنیم، اما الان نه.»
آنچه سمافور به نقل از «کارشناسان نظامی و منابع آگاه از گزینههای مختلف نظامی تدوینشده در سالهای گذشته» نوشت به این اظهار نظر ترامپ بسیار نزدیک است. این رسانه نوشت که طرح اعزام نیروهای عملیات ویژه یکی از چند گزینهای است که احتمالا وقتی «تمرکز عملیات بر نابودی توانمندی هستهای» جمهوری اسلامی معطوف شود، بررسی خواهد شد.
ترامپ در ادامه همین گفتوگوی رسانهای تاکید کرد که اگر روزی تصمیم بگیرد نیروی زمینی در ایران پیاده کند، جمهوری اسلامی باید آنقدر نابود شده باشد که دیگر توان رویارویی زمینی نداشته باشد.
یک مقام ارشد نیز به نیویورکتایمز گفته است که عملیات یورش کماندویی در حال حاضر بخشی از طرح جنگ جاری با ایران نیست.
جاناتان هَکِت، کهنهسربازی که بهعنوان متخصص توانمندیهای عملیات ویژه در ارتش آمریکا خدمت میکرد، به سِمافور گفت که واحد ماموریتهای ویژه ارتش آمریکا موسوم به «دلتا فورس» از مدتها پیش برای ماموریتی موسوم به «مقابله با سلاحهای کشتار جمعی» آماده شده است.
هکت توضیح داد: «در ماموریتی که ما آن را عملیات مواد و تجهیزات هستهای رهاشده مینامیم، نیروها وظیفه دارند به محل وارد شوند، و مواد یا تجهیزات هستهای اعم از مواد شکافتپذیر، سانتریفیوژها یا هر تجهیزات دیگری را که به برنامه هستهای مرتبط شناسایی، جمعآوری و از محل خارج کنند.»
او تاکید کرد هرچند سابقه اجرای چنین عملیاتی در گذشته بسیار کم است، اما با وجود این نیروهای آمریکایی برای آن تمرین کردهاند و در آن مهارت دارند. هکت همچنین افزود که این عملیات یکی از گزینههای روی میز رییسجمهوری آمریکاست که در رسانهها چندان به آن اشاره نشده است.
سمافور ارزیابی کرده است که در هشت روز نخست حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، اقدامات نظامی بر «نابودی نیروی دریایی و صنعت موشکهای بالستیک» جمهوری اسلامی متمرکز بود و سایتهای کلیدی هستهای مانند تاسیسات مستقر در اصفهان تا حد زیادی دستنخورده باقی ماندهاند.
این رسانه همچنین به نقل از «یک مقام پیشین مطلع از مذاکرات دولتهای قبلی» با جمهوری اسلامی نوشت که حمله زمینی به تاسیسات هستهای ایران مدتهاست از سوی آمریکا و متحدان اسرائیلی مورد بررسی قرار گرفته است. به گفته این منبع در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، ایهود باراک، وزیر دفاع وقت اسرائیل، طرحهایی را به کاخ سفید ارائه کرد که شامل اعزام کماندوهای اسرائیلی به سایتهای هستهای اصفهان، فردو و قم بود، اما دولت وقت ایالات متحده آن طرحها را «دیوانهوار» ارزیابی کرد.
منبع دیگری که سمافور او را «فردی آشنا به موضوع» معرفی کرده به این رسانه گفته است که «طرحهای اضطراری برای اشغال موقت برخی نقاط» در آمریکا طراحی شده، هرچند هنوز پرسشهای بیپاسخ زیادی مانند «مدتزمان این عملیات، شرایط محیطی و خطرات مرتبط با مواد موجود و الزامات لجستیکی برای خارج کردن یا انهدام تجهیزات» باقی مانده است.
ترامپ چه گزینههای دیگری پیش رو دارد؟
دونالد ترامپ پس از جنگ ۱۲روزه بارها اعلام کرد که تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در پی حملات جنگندههای بی-۲ و فرو ریختن بمبهای غولپیکر سنگرشگن بهکلی نابود شدهاند، اما بهمرور، گزارشهایی از ادامه فعالیتها در سایتهای هستهای و اقدامات روبهگسترش حکومت ایران برای غنیسازی و رسیدن به سلاح هستهای منتشر شد.
مقامهای آمریکایی و موسسات پژوهشی هستهای مدتی پس از پایان جنگ ۱۲روزه، با استناد به تصاویر ماهوارهای اعلام کردند که جمهوری اسلامی تجهیزات حفاری را به اصفهان منتقل و تلاشها برای دسترسی دوباره به تونلهای زیرزمینی را آغاز کرده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شنبه ۱۶ اسفند در اظهار نظری گفت که تصمیم به جنگ با ایران تا حدی ناشی از آگاهی آمریکا و اسرائیل از تصمیم حکومت ایران برای انتقال پروژههای هستهای و موشکی خود به «عمق بسیار زیادی» بود که سبب مصونیت این تاسیسات در برابر «هرگونه حمله» میشد.
پس از انتشار گزارشهای مرتبط با چنین انتقالی، ایالات متحده اعلام کرد آغاز جنگی دیگر برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و همچنین مهار پیشرفت برنامه موشکی این کشور برای حمل کلاهک هستهای ضروری است.
سمافور تاکید کرده است در شرایطی که گزینه حمله نظامی برگزیده و اجرا شده است، ترامپ میتواند «ادامه حملات هوایی» یا «ورود کماندوها به خاک ایران» را انتخاب کند.
نیویورکتایمز، در ماه ژانویه گزارش داده بود که رییسجمهوری آمریکا در حال بررسی اعزام تیمهای کماندویی به درون مرزهای ایران است.
از سوی دیگر، ترامپ روز شنبه ۱۶ اسفند بهروشنی اعلام کرد که دولتش در حال مذاکره با گروههای کُرد مخالف ایران است و همزمان گمانهزنیها درباره تجهیز این نیروها و استفاده از آنها بهعنوان نیروی زمینی برای مقابله با جمهوری اسلامی را رد کرد.
او گفت: «واشینگتن به دنبال ورود نیروهای کُرد به ایران نیست و تمایلی به گسترش دامنه درگیری ندارد. همانطور که میدانید رابطه خوبی با کُردها داریم، اما نمیخواهیم جنگ را پیچیدهتر از آنچه هست کنیم. کردها مایل به ورود هستند، اما به آنها گفتهام نمیخواهم به این جنگ وارد شوند، نمیخواهم ببینم کردها آسیب ببینند و کشته شوند.»
در کنار همه گزینههای نظامی، استیو ویتکاف، مشاور و نماینده ویژه دونالد ترامپ که مسئولیت آخرین دور مذاکرات با جمهوری اسلامی را بر عهده داشت، همچنان راه دیپلماسی را باز میبیند. او که شنبه ۱۶ اسفند همراه با ترامپ در هواپیمای ویژه ریاستجمهوری با خبرنگاران صحبت میکرد، در پاسخ به این پرسش که آیا همچنان میتوان انتظار داشت که با باقیمانده جمهوری اسلامی به توافق رسید، گفت: «به نظر من این امکان وجود دارد، هرچند آنها در مذاکرات قبلی چندان همراه و منعطف به نظر نمیرسیدند. این نظر من است، اما تصمیم نهایی با رییسجمهوری خواهد بود.»
او مانند بیشترِ اظهار نظرهای این روزها، پس از کوبیدن به نعل، ضربهای به میخ هم وارد کرد و با نقل قولی از تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی که به در اختیار داشتن اورانیوم کافی برای ساختن ۱۱ بمب هستهای «مفتخر بودند»، افزود: «به من و جرد [کوشنر] گفتند "چیزی را که نتوانستید با زور نظامی بگیرید، از راه دیپلماتیک هم به شما نخواهیم داد"، بنابراین برای رسیدن به توافق آنها باید در نگرش خود تغییر ایجاد کنند.»
دولت ترامپ در حال بررسی اعزام نیروهای ویژه برای نابودی سایتهای هستهای ایران است؛ گزینهای در کنار حملات هوایی با بمبهای سنگرشکن. مقامهای آمریکایی میگویند هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است و همه گزینهها روی میز قرار دارد.
کارشناسان نظامی میگویند این گزینه در صورت تغییر تمرکز عملیات به نابودی کامل توان هستهای ایران، میتواند روی میز قرار گیرد. یگان ویژه «دلتا فورس» ارتش آمریکا سالها برای ماموریتهای مقابله با تسلیحات کشتار جمعی آموزش دیده و توانایی ورود به تاسیسات هستهای، جمعآوری یا نابودی مواد شکافتپذیر و تجهیزات حساس را دارد.
در حالی که تمرکز حملات اخیر آمریکا و اسرائیل بیشتر بر نیروی دریایی و برنامه موشکهای بالستیک ایران بوده، سایتهایی مانند تاسیسات زیرزمینی اصفهان همچنان مورد توجه قرار دارند. برخی گزارشها حاکی است ایران در حال تقویت ورودی تونلهای این مجموعه است.
در کنار گزینه عملیات زمینی، ادامه حملات هوایی با استفاده از بمبهای سنگرشکن عمیق نیز مطرح است. مقامهای آمریکایی تاکید کردهاند ایران به سلاح هستهای دست نخواهد یافت، اما درباره جزئیات برنامههای عملیاتی اظهار نظر نکردهاند. کاخ سفید نیز اعلام کرده رییسجمهوری همه گزینهها را در اختیار دارد.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، از جمهوری اسلامی و ایالات متحده خواست هرچه سریعتر به میز مذاکره بازگردند و تاکید کرد که «قدرتهای بزرگ» باید نقشی سازنده در کاهش تنشهای جاری در منطقه ایفا کنند.
او که در حاشیه نشست سالانه پارلمان این کشور با خبرنگاران گفتوگو میکرد، مدعی شد که «انقلاب یا تغییر حکومت در ایران» از «حمایت مردمی» برخوردار نیست.
وزیر خارجه چین تاکید کرد که «حاکمیت و امنیت ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس» باید مورد احترام قرار گیرد.
او همچنین هشدار داد که تحولات خاورمیانه «بهدرستی و به شکل مناسب» مدیریت شود تا از درگیری به دیگر مناطق گسترش نیابد.
وانگ یی برای اشاره به جنگ جاری میان جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا از عبارت «جنگی که نباید رخ میداد» استفاده و بار دیگر تاکید کرد که بهکارگیری از زور راهحل نیست.
وزیر امور خارجه چین همچنین تاکید کرد که کشورش در قبال ایران موضعی «عینی و بیطرفانه» را حفظ میکند.