منبع مطلع: احمدینژاد زنده است و به مکانی امن منتقل شده | ایران اینترنشنال
اختصاصی
منبع مطلع: احمدینژاد زنده است و به مکانی امن منتقل شده
بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال از منابع آگاه در ایران، محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، زنده است، از سوءقصد جان سالم به در برده و در مکانی امن قرار دارد.
پیشتر رسانهها در ایران گزارشهایی درباره کشته شدن او در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل منتشر کرده بودند.
از دقیقه ۸۵ بازی تیمهای فوتبال زنان ایران و کره جنوبی در استرالیا، پرچمهای شیر و خورشید در استادیوم برافراشته شدند.
تماشاگران ایرانی که خود را به استادیوم Cbus شهر بریزبن رسانده بودند، در طول بازی با شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده»، فضای ورزشگاه را در دست گرفته بودند.
در دقیقه ۸۵ این بازی، ایرانیان بهصورت متحد، پرچمهای شیر و خورشید را درآوردند و تا سوت پایان بازی، شعارهای خود را سر دادند.
ورود پرچم شیر و خورشید به استادیوم ممنوع بود، اما حجم پرچمها و شعارها به حدی بود که تیم امنیتی مسابقات نتوانست پرچمها را جمع کند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است که باقیمانده ساختار فرماندهی سپاه پاسداران میکوشد هرچه سریعتر رهبر بعدی جمهوری اسلامی تعیین و این تصمیم تا ساعات آینده، یعنی در سحرگاه یکشنبه ۱۰ اسفند، نهایی شود.
به گفته این منابع، با توجه به ناممکن بودن تشکیل جلسه مجلس خبرگان رهبری در شرایطی که حملات هوایی ادامه دارد، سپاه پاسداران خواهان آن است که تعیین رهبر بعدی خارج از تشریفات مقرر قانونی انجام شود.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال همچنین حاکی است که پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، تشتت و سردرگمی در ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی تشدید شده است.
به گفته این منابع، در پی این وضعیت بخشی از سلسلهمراتب فرماندهی دچار اختلال شده و روند انتقال دستورها و هماهنگیهای عملیاتی با مشکل مواجه است؛ موضوعی که میتواند تصمیمگیری میدانی و مدیریت بحران را در ساعات و روزهای پیشرو پیچیدهتر کند.
این اطلاعات همچنین حاکی است که برخی فرماندهان نظامی و نیروهای ردههای پایینتر از مراجعه به مراکز و پایگاههای نظامی خودداری کردهاند. این اقدام بنا به گفته منابع ایراناینترنشنال، ناشی از نگرانی نسبت به تداوم حملات آمریکا و اسرائیل و خطر هدف قرار گرفتن مراکز فرماندهی و پشتیبانی است.
سپاه پاسداران همچنین بهشدت نگران است که با روشن شدن هوا در روز یکشنبه، مردم در نقاط مختلف کشور به خیابانها بیایند و موجی از تجمعها و اعتراضات شکل بگیرد.
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی از هویت اعضای یک شبکه بزرگ متشکل از فرماندهان ارشد سپاه و یک شرکت نفتی در کیش دست یافته که نشان میدهد آنها پس از ثبت جعلی واریز طلای حاصل از فروش نفت به چین در بانک مرکزی، طلا را میفروشند و پولش را تصاحب میکنند.
از زمان آغاز ریاستجمهوری ابراهیم رییسی، دولت جمهوری اسلامی در بودجه سالانه، به نیروهای مسلح اجازه داد که به نام «تقویت بنیه دفاعی کشور» مقدار مشخصی از نفت ایران را بفروشند و پول حاصل از آن را تصاحب کنند.
این روال با آغاز دولت مسعود پزشکیان هم ادامه پیدا کرد . دولت در سال ۱۴۰۴، به نیروهای مسلح مجوز داد که ۵۶۱ هزار میلیارد تومان از فروش نفت ایران را برای تقویت بنیه دفاعی هزینه کند.
نهادهای مختلفی در درون سپاه در بازار فروش نفت ایران فعالند اما یک منبع اطلاعاتی یک کشور اروپایی و یک منبع در سپاه پاسداران به ایراناینترنشنال گفتند که تمام این فعالیتها تحت نظر ستاد فرماندهی شهید پورجعفری سپاه پاسداران انجام میشود.
ستادی که نامش را از حسین پورجعفری، یکی از فرماندهان نیروی قدس و از چهرههای نزدیک به قاسم سلیمانی و حسن نصرالله گرفته که ۱۳ دی ماه سال ۱۳۹۸ در حمله هدفمند آمریکا به فرودگاه بغداد همراه با سلیمانی کشته شد.
صمد فتحی سلمی، مسئول مالی ستاد حسین پورجعفری
ایراناینترنشنال برای اولین بار هویت مسئول مالی این ستاد را فاش میکند. او صمد فتحی سلمی نام دارد، فردی ۳۵ ساله و اهل شلمزار که با نام مستعار هومن فرجی فعالیت دارد.
او عضو هیات مدیره صندوق تعاون و سرمایهگذاری مسکن و کارکنان سپاه پاسداران است، حتا نام اعضایش در آگهی رسمی هم با عبارت «برادر» آمده. پس از افشای ارتباط این نهاد با بنیاد تعاون سپاه، شرکتی جدید اما با حضور چند عضو پیشین تشکیل شد.
منابع ایراناینترنشنال گفتند صمد فتحی بهتازگی همراه با یک هیات به چین سفر کرد تا درباره چگونگی فروش نفت، تبدیل پول آن به طلا و خرید اسلحه با چینیها مذاکره کند.
پس از تحریم شرکتهای متعدد نفتی همکار سپاه، ستاد فرماندهی شهید پورجعفری از سه سال پیش، از پوشش شرکت پترو موج آرمان کیش برای فروش نفت و جابهجایی پول و طلا استفاده میکند. مدیرعامل و اعضای هیات مدیره این شرکت همگی عضو شبکه فروش نفت سپاه هستند.
جمهوری اسلامی از سال ۹۱، با تشدید تحریمهای بینالمللی علیه تهران، پنهانی از تمهید فروش نفت در ازای طلا استفاده میکرد. اما در دولت رییسی این کار با شدت بیشتر انجام شد.
محمدحسن غلامی، رییس انجمن پول و طلای کشور، در اردیبهشت سال ۱۴۰۲ تایید کرد که جمهوری اسلامی در ازای فروش نفت و بنزین، طلا وارد میکند.
اما یک منبع اطلاعاتی یک کشور اروپایی و یک منبع در سپاه پاسداران به ایراناینترنشنال گفتند ستاد فرماندهی شهید پورجعفری نفت را میفروشد و طلا وارد کشور میکند، اما پولش را به خزانه برنمیگرداند؛ هرچند ثبت میشود که پول را برگرداندهاند، اما بعد سپاه طلا را در بازار میفروشد و پولش را بدون واریز در خزانه تصاحب میکند.
دوم اسفندماه ۱۴۰۴، حسن صمصامی، نماینده تهران در مجلس، تایید کرد که برخی بانکها در این فعالیت فسادآور با تراستیها (طرفهای اقتصادی مورد اعتماد برای دور زدن تحریمها) خالیخوانی میکنند.
او گفت: ترفند خالی خوانی این است که تراستی با بانک تبانی میکند تا بانک اعلام کند پول نفت وارد حساب شده، در حالی که هیچ پولی واریز نشده است. بانک مرکزی هم بر اساس گزارش بانک عامل، واریز پول نفت را تایید میکند، اما در واقعیت پولی وجود ندارد.
یک منبع نزدیک به سپاه پاسداران به ایراناینترنشنال گفت بانک عامل ستاد فرماندهی شهیدپورجعفری سپاه پاسداران برای خالیخوانی، بانک شهر است که مدیرعامل آن از چهار سال پیش محمدمهدی احمدی است. او داماد محسن رضایی، فرمانده کل سابق سپاه، برادر عروس محمدباقر قالیباف رییس مجلس و بردار داماد عبدالرحمن فضلی، سفیر جمهوری اسلامی در چین است.
محمدمهدی احمدی، مدیرعامل بانک شهر
علاوه بر صمد فتحی، سه فرمانده ارشد سپاه پاسداران هم در این چرخه سرقت سپاه از پول نفت ایران در قالب طلا نقش پررنگی دارند. یکیشان سردار رحمت عارفی، مسئول بازرسی سپاه است که نامش در فاصل صوتی درزکرده از فساد سپاه پاسداران در شهرداری تهران هم آمده است.
احمد محمدیزاده، معاون پیشین هماهنگکننده نیروی دریایی سپاه و استاندار بوشهر در دولت رئیسی، و علیرضا فخاری، معاون هماهنگکننده قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، و استاندار سابق تهران هم از دیگر فرماندهانی هستند که این شبکه را هدایت میکنند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد وحید لزر منوچهری که در جریان سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در تهران دچار ناپدیدسازی قهری شده بود، با شلیک گلوله و ضربات قمه ماموران امنیتی جانباخته است و پیکرش ۷ اسفند تحت تدابیر امنیتی در یکی از روستاهای تنکابن به خاک سپرده شد.
به گفته یکی از نزدیکان این جانباخته، وحید که متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، پدر یک فرزند و اهل روستای لزربنِ تنکابن بود، به تنهایی در تهران زندگی میکرد و خانوادهاش از حضور او در اعتراضات بیخبر بودند: «خانواده نمیدانند دقیقا چه زمانی، کجا و در چه شرایطی وحید جانباخته است.»
بر اساس گفتههای این منبع، چهارشنبه ششم اسفندماه از پزشکی قانونی کهریزک با خانواده او تماس گرفته شد تا برای تحویلگرفتن پیکر فرزندشان به تهران بروند.
وقتی خانواده از فرد تماسگیرنده درباره علت مرگ سوال و اینکه چرا بعد از این مدت طولانی با آنها تماس گرفته میشود میپرسند، پاسخ میشنوند: «تعداد اجساد اینجا زیاد است و ما نمیدانیم، فقط بیایید جسد را ببرید.»
خانواده پس از مراجعه به کهریزک، پیکر او را به همراه گواهی فوتی که در آن علت مرگ «نارسایی تنفسی» قید شده بود، تحویل گرفتند.
این گواهی فوت اما موجب نشد خانواده ناچار به دادن تعهد نشود: «نهادهای امنیتی پیش از تحویل پیکر، از خانواده تعهد کتبی گرفتند که درباره مرگ او هیچ روایتی جز آنچه در گواهی فوت آمده است، ارائه ندهند.»
با گلوله زخمی شد و با قمه سلاخیاش کردند
خانواده پس از تحویلگرفتن پیکر از کهریزک، آن را به زادگاهش روستای لزربن میبرند. به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال صحبت کرد، در حین برگزاری مراسم شستشوی پیکر و دفن وحید، خانواده شواهدی میبینند که آشکار میکند او به شکلی بیرحمانه به قتل رسیده است.
وضعیت پیکری که جای گلوله و ساطور بر روی آن دیده میشد گواهی میداد که علت مرگ نه نارسایی تنفسی که قتل حکومتی است: «آثار شلیک گلوله جنگی به پشتش و ضربات قمه در پهلوی او به وضوح دیده میشد و سر او هم پر از ساچمه بود.»
وضعیت پیکر او تصویری احتمالی از شیوه جانباختنش به دست میدهد: «به نظر میرسد با شلیک گلوله به پشتش زخمی شده و احتمالا به زمین افتاده است، اما ماموران وقتی بالای سرش رسیدهاند به جای انتقال او به بیمارستان، با تفنگ ساچمهای از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرده و بعد با قمه سلاخیاش کردهاند.»
افزون بر این، خانواده گزارش دادهاند که نواحی قلب و کلیه این جانباخته تحت جراحی قرار گرفته و با بخیههایی بزرگ و بهصورت سرسری دوخته شده بود. مشخص نیست تحت چه شرایطی و چه کسانی این جراحی را انجام دادهاند.
پیکر وحید لزر منوچهری پنجشنبه هفتم اسفندماه، زیر سایه حضور سنگین ماموران امنیتی و با دستور اکید مبنی بر ممانعت از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری، در زادگاهش به خاک سپرده شد.
نگرانیهای بینالمللی از جانباختههای بیشتر
اول اسفند سال جاری، گزارشگران ویژه سازمان ملل در بیانیهای اعلام کردند که بسیاری از خانوادهها در ایران هنوز نمیدانند بستگانشان در بیمارستانها بستریاند، در بازداشتگاهها نگهداری میشوند یا در شمار جانباختگان مراکز پزشکی قانونی قرار گرفتهاند.
به گفته آنان، شکاف میان آمار رسمی و برآوردهای میدانی، رنج خانوادههایی را که به دنبال عزیزانشان هستند تشدید کرده و نشاندهنده بیاعتنایی عمیق حکومت به پاسخگویی و حقوق بشر است.
این کارشناسان هشدار دادهاند که در نبود شفافیت، گزارشهای تاییدنشده درباره محلهای دفن و اعدامهای مخفیانه فضا را پر میکند و از حکومت خواستهاند سرنوشت و محل نگهداری افراد بازداشتشده، ناپدیدشده یا مفقودشده را بهطور کامل روشن کند.
دیدهبان حقوق بشر هم ۵ اسفند در گزارشی با عنوان «ایران: سونامی بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیهای قهری» تایید کرده است که بسیاری از افرادی که در اعتراضات دیماه شرکت کرده بودند، هرگز به خانه برنگشتهاند و حکومت از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آنها (یا پیکرهایشان) خودداری میکند که مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.
پیکر ۵۰ زن معترض در کهریزک
انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی هم پیشتر در ۱۹ بهمن در گزارشی میدانی که در صفحههای اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت که دستکم پیکر ۵۰ زن معترض کشتهشده در اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دیماه همچنان بهصورت ناشناس و بدون شناسایی در پزشکی قانونی کهریزک نگهداری میشدند.
در این گزارش آمده که اعلام فهرستهای رسمی کشتهشدگان، همه جانباختگان را دربرنمیگیرد و وجود پیکرهای ناشناس نشان میدهد فرآیند شناسایی و پاسخگویی همچنان ناتمام است.
اطلاعاتی که از یک منبع مطلع به ایران اینترنشنال رسیده حاکی از آن است که با افزایش تنش و احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی و انتقال علی خامنهای به مخفیگاه، مقامهای حکومتی که قصد دیدار با او را دارند، با چشمبند به محل اختفایش منتقل میشوند.
این اقدام به این دلیل انجام میشود که محل مخفیگاه علی خامنهای افشا نشود.
یک عضو سپاه پاسداران که نخواست نامی از او علنی شود، در این زمینه به ایران اینترنشنال گفت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از جمله مقامهایی بوده که اخیرا با چشم بسته به محل اختفای خامنهای برده شد. او پیش از سفر به عمان و دیدار با مقامهای آن کشور به دیدار خامنهای رفته بود.
در بهمنماه و برای بار دوم پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، در پی ارزیابی مقامهای ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی درباره افزایش احتمال حمله آمریکا، خامنهای در پناهگاهی ویژه و زیرزمینی، شامل تونل های تودر تو در تهران مخفی شده است.
بنابر این اطلاعات، مسعود خامنهای پسر سوم او، کارهای دفتری روزانه را بر عهده دارد و مجتبی خامنهای، دیگر فرزند دیکتاتور ایران، با مقام های حکومتی در ارتباط است.
در هفتههای اخیر بهشکل فزایندهای احتمال هدف قرار گرفتن علی خامنهای و دیگر رهبران ارشد جمهوری اسلامی در جریان یک حمله نظامی مطرح شده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چند بار تاکید کرد که از محل اختفای رهبر جمهوری اسلامی آگاه است اما فعلا قصد ندارد او را هدف قرار دهد.
ترامپ از جمله ۲۷ خرداد ماه گذشته و در میانه جنگ ۱۲ روزه در شبکه اجتماعی تروث سوشیال اعلام کرد از محل اختفای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، آگاه است اما فعلا قصد کشتن او را ندارد.
او او با اشاره به اظهارات علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، که پس از آتشبس از یک در پناهگاه مخفی ضبط و منتشر شده بود، گفت تلاش او برای لغو تحریمها که به شدت بر این کشور اثر گذاشتهاند و دیگر موضوعات مرتبط با ایران میتوانست شانس بسیار بیشتری برای احیای سریع، کامل و تمامعیار ایران فراهم کند، متوقف شده است.
ترامپ نوشته چرا خامنهای «اینقدر آشکار و احمقانه اعلام کرده که در جنگ با اسرائیل پیروز شده است، در حالیکه خودش هم میداند این گفته دروغ است و واقعیت ندارد؟ او بهعنوان یک مرد باایمان، نباید دروغ بگوید. کشورش ویران شده، سه سایت شرورانه هستهایاش نابود شدهاند.»
رییسجمهوری آمریکا افزود: «من دقیقا میدانستم او در کجا پنهان شده بود، و اجازه ندادم که اسرائیل یا نیروهای مسلح ایالات متحده – که بیهیچ شکی بزرگترین و نیرومندترین ارتش جهان هستند – جان او را بگیرند.»
ترامپ در ادامه نوشت : «من او را از مرگی بسیار زشت و خفتبار نجات دادم، آیا لازم نیست او بگوید: متشکرم، رییسجمهوری ترامپ!»؟