والاستریت ژورنال خواستههای آمریکا در مذاکرات ژنو با ایران را منتشر کرد
روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد ایالات متحده در مذاکرات ژنو مجموعهای از مطالبات مشخص را به هیات ایرانی ارائه کرده است.
بر اساس این گزارش، این خواستهها شامل تخریب سه سایت هستهای فردو، نطنز و اصفهان است.
همچنین آمریکا خواستار تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده ایران به ایالات متحده شده است.
در این فهرست، حذف بندهای موسوم به «غروب» که محدودیتها را در بازه زمانی مشخص پایان میدهد نیز مطرح شده و بر اصل «غنیسازی صفر» تاکید شده است، هرچند ایران میتواند راکتور تهران را حفظ کند.
به نوشته والاستریت ژورنال، واشینگتن پیشنهاد داده است در مرحله نخست، کاهش محدودی از تحریمها اعمال شود و در صورت پایبندی ایران به تعهدات، تخفیفهای بیشتری در نظر گرفته شود.
سازمان بینالمللی مهاجرت اعلام کرد نزدیک به هشت هزار نفر در سال ۲۰۲۵ میلادی در مسیرهای پرخطر مهاجرتی جان باخته یا ناپدید شدهاند؛ اما آمار واقعی احتمالا بسیار بالاتر از این است، زیرا کاهش بودجهها، ثبت دقیق تلفات و دسترسیهای بشردوستانه را محدود کرده است.
سازمان بینالمللی مهاجرت وابسته به سازمان ملل است. این نهاد هشدار داد کاهش منابع مالی و محدود شدن دسترسی امدادرسانی، تصویر کاملتری از ابعاد واقعی فاجعه کشتهشدن مهاجران در مسیرهای مهاجرتی ارائه نمیدهد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه هفتم اسفند با استناد به گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت نوشت حدود هشت هزار نفر در سال گذشته میلادی در مسیرهایی مانند دریای مدیترانه و شاخ آفریقا جان باختند یا مفقود شدند.
ایمی پوپ، مدیرکل سازمان بینالمللی مهاجرت، در بیانیهای گفت: «تداوم از دست رفتن جان انسانها در مسیرهای مهاجرتی، یک شکست جهانی است که نمیتوانیم آن را عادی بدانیم.»
او تاکید کرد: «این مرگها اجتنابناپذیر نیستند. وقتی مسیرهای امن در دسترس نباشد، افراد ناچار میشوند به سفرهای خطرناک تن دهند و به دام قاچاقچیان انسان بیفتند.»
شمار مرگهای ثبتشده در سال ۲۰۲۵ در راه مهاجرتهای غیرقانونی، به هفت هزار و ۶۶۷ نفر رسید؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۹ هزار و ۲۰۰ نفر بود. با این حال، سازمان بینالمللی مهاجرت اعلام کرد این کاهش لزوما به معنای بهبود وضعیت نیست.
به گفته این سازمان، کاهش منابع مالی و محدود شدن دسترسی به اطلاعات، روند ثبت و مستندسازی مرگها را دشوار کرده است.
همچنین کاهش تلاش برای عبورهای نامنظم، بهویژه در قاره آمریکا، در افت آمار نقش داشته است.
این سازمان مستقر در ژنو از جمله نهادهایی است که از کاهش عمده کمکهای مالی ایالات متحده آسیب دیده و ناچار شده برخی برنامههای خود را کاهش دهد یا تعطیل کند. اقدامی که به گفته آنان، تاثیر شدیدی بر مهاجران خواهد داشت.
دریای مدیترانه همچنان یکی از مرگبارترین مسیرهای مهاجرتی جهان باقی مانده است.
در سال ۲۰۲۵ دستکم دو هزار و ۱۰۸ نفر در این مسیر جان باختند یا ناپدید شدند.
همچنین یک هزار و ۴۷ نفر در مسیر اقیانوس اطلس به سوی جزایر قناری اسپانیا کشته یا مفقود شدند.
در آسیا حدود سه هزار مورد مرگ مهاجران ثبت شد که بیش از نیمی از آنها شهروندان افغانستان بودند.
در مسیر شاخ آفریقا نیز ۹۲۲ نفر هنگام عبور از یمن به سوی کشورهای خلیج فارس جان خود را از دست دادند که این عدد نسبت به سال پیش افزایشی چشمگیر نشان میدهد.
تقریبا همه این افراد اتیوپیایی بودند و بسیاری در سه سانحه بزرگ غرق شدن کشتی جان باختند.
ادامه روند در سال ۲۰۲۶
سازمان بینالمللی مهاجرت اعلام کرد روند کشتهشدن مهاجران در مسیرهای مهاجرتی در سال جاری نیز ادامه دارد.
تا ۲۴ فوریه ۲۰۲۶، شمار مرگ مهاجران در دریای مدیترانه به ۶۰۶ نفر رسیده است.
این سازمان هشدار داد همزمان با محدودتر شدن مسیرهای قانونی مهاجرت و افزایش سیاستهای بازدارنده در اروپا، آمریکا و دیگر مناطق، افراد بیشتری در معرض خطر مسیرهای غیرایمن قرار میگیرند.
تصاویری به دست ایراناینترنشنال رسیده است که از سالنهای خالی از مسافر فرودگاه بینالمللی خمینی خبر میدهد.
علی شیرازی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «مردم به جمهوری اسلامی اعتماد ندارند، زیرا میدانند این حکومت پیشتر در شرایط احتمال جنگ، هواپیمای اوکراینی را هدف قرار داده است. آنها میدانند که در صورت بالا گرفتن تنشها، از مسافران به عنوان سپر انسانی استفاده میشود.»
با گذشت حدود دو ماه از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، همچنان گزارشهایی از نحوه کشته شدن معترضان و شلیک تیر خلاص به مجروحان به دست ایراناینترنشنال میرسد. محمد حامد قازقان، سجاد سلیمانی و محمد ربیعی، سه نمونه از این افراد هستند که پس از انتقال به بیمارستان و بازداشتگاه، کشته شدند.
در هفتههای اخیر مستنداتی از چند شهر مانند اهواز، زنجان و کرج به ایراناینترنشنال رسیده که نشان میدهد نیروهای امنیتی پس از تیراندازی به معترضان، با محاصره بیمارستانها و مراکز درمانی مانع انتقال مجروحان شدهاند و برخی زخمیها را از داخل بیمارستان ربوده و هدف شلیک دوباره قرار دادهاند.
شاهدان عینی از کرج گفتند ماموران در جریان اعتراضات ۱۹ دی بهطور مستقیم به سوی زخمیها شلیک کردند و اجازه امدادرسانی ندادند.
پیامهای رسیده از اهواز نیز حاکی از آن است که ماموران به معترضان گفتهاند «حکم تیر خلاص» دارند.
محمد حامد قازقان
محمد حامد قازقان، جوان ۱۸ ساله اهل روستای قازقان از توابع جاده میامی مشهد، پس از بازداشت در جریان انقلاب ملی ایرانیان، جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی نزدیکان محمد حامد، او ۱۹دی در بلوار حرِ شهرک رجایی مشهد بر اثر اصابت گلوله به ناحیه پا مجروح و پس از آن بازداشت شد.
خانواده برای روزها در بیخبری مطلق از وضعیت فرزندشان بودند. بعد از مدتی به آنها اطلاع دادند محمد حامد زنده و در بازداشت است.
با این حال، ۱۲بهمن به خانواده اطلاع داده شد که برای تحویل پیکر مراجعه کنند.
خانواده محمد حامد هنگام تحویل پیکر متوجه آثار شدید ضرب و جرح و نشانههایی از سوختگی بر بدن او شدند. همچنین روی پیشانی این جوان، جای گلوله و «تیر خلاص» دیده میشد.
به گفته نزدیکان، شدت آسیبها شناسایی پیکر را دشوار کرده بود. مادر محمد حامد او را از طریق نشانهای قدیمی مربوط به دوران کودکی توانست تشخیص دهد.
پیکر محمد حامد ۱۲ بهمن در زادگاهش روستای قازقان به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی برگزار شد.
خاکسپاری محمد حامد قازقان
سجاد سلیمانی
یکی از معترضان کشتهشده با تیر خلاص، سجاد سلیمانی ۴۱ ساله و پدر دختری پنج ساله است.
سجاد شامگاه ۱۸ دی برای اعتراض در تهران به منطقه آریاشهر رفت و نیروهای سرکوبگر با گلوله جنگی به پهلو و پای او شلیک کردند.
شدت جراحت او بالا و خونریزیاش شدید بود و همراهانش، او را به بیمارستان ابن سینا رساندند اما به گفته نزدیکانش، در بیمارستان همه همراهان را از بالین سجاد اخراج و بعد از مدتی به خانواده او اعلام کردند او در اثر خونریزی جان باخته است.
این در حالی است که وقتی خانواده سلیمانی پیکر سجاد را دیدند، متوجه جای گلوله روی پیشانی او شدند.
پیکر این معترض را به پزشکی قانونی کهریزک منتقل کردند و فردای همان روز به خانواده تحویل دادند.
سلیمانی کارگاه صنایع چوب داشت و از وضع مالی خوبی برخوردار بود.
مزار سجاد سلیمانی
محمد ربیعی
محمد ربیعی ۴۳ ساله نیز به شکلی دیگر اما با همان شیوه شلیک تیر خلاص کشته شد.
منابع ایراناینترنشنال گفتند محمد شامگاه ۱۹ دی در حال برگشت از محل کار به خانه بود که دید نیروهای بسیجی در مارلیک ملارد با زور و خشونت میکوشند دختر جوانی را با خود ببرند.
او مداخله کرد و نیروهای حکومتی خودش را بازداشت کردند.
خانواده محمد تا عصر بیستم دی بارها با تلفن او تماس میگیرند و در نهایت فردی موبایلش را پاسخ میدهد و میگوید او بازداشت شده و دیگر با این شماره تماس نگیرند.
خانواده محمد در روزهای بعد هم نمیتوانند با او صحبت کنند اما با پیگیریها متوجه میشوند او را به زندان کچویی کرج منتقل کردهاند و «خیالشان از اینکه زنده است، راحت میشود».
با این حال، شامگاه ۲۸ دی خبر مرگ محمد را به خانوادهاش میدهند و از آنها میخواهند برای تشخیص هویت به کهریزک مراجعه کنند.
محمد ربیعی
خانواده شبانه به کهریزک میروند اما راهشان نمیدهند. صبح فردای آن روز نیز به خانواده میگویند اسم محمد ربیعی در میان پیکرها نیست و آنها را روانه اداره آگاهی میکنند تا با نامهای از آنها، در میان پیکرهای ناشناس دنبال او بگردند.
وقتی خانواده دوباره به کهریزک برمیگردند در میان عکسهای کشتهشدگان که از مانیتور پخش میشده، محمد را شناسایی میکنند.
به گفته نزدیکانش، پیکر محمد را جزو افراد ناشناس طبقهبندی کرده بودند چون او «نان شرافتمندانه کارگری میخورد و آنچنان از دستهایش کار کشیده بود که اثر انگشتش از بین رفته بود».
وقتی خانواده پیکر را از نزدیک میبینند متوجه جای گلولهای میشوند که ظاهرا از فاصلهای نزدیک به پیشانی محمد شلیک شده بود.
به خانواده گفتند او همان شب ۱۹ دی جان خود را از دست داده، اما به گفته نزدیکانش «پیکر محمد تازه بود و حتی وقتی شروع به شستن پیکر و گل و خاکی که روی صورتش مالیده بود کردند، خون تازه از صورتش جاری شد».
پیکر محمد را ۳۰ دی به خانواده تحویل دادند و بدون هماهنگی، او را «شهید ترور» اعلام کردند، اما وقتی خانواده او را به «امامزاده ابراهیم» ملارد رساندند، نیروهای امنیتی با دیدن جمعیتی که برای خاکسپاری آمده بودند، اجازه دفن ندادند.
در نهایت، خانواده توانستند پیکر محمد را یکم بهمن به خاک بسپارند.
بر اساس ویدیوهای رسیده، در مراسم چهلم سعید خورچهفراهانی خانواده و نزدیکان سوگوارش برای ادای احترام به رشادت این جاویدنام تشویقش کردند و سنگ آرامگاه او را با گل آراستند. سعید، تعمیرکار شیشه و قفل خودرو، شامگاه ۱۸ دی در افسریه تهران بهدست سرکوبگران در ۳۲ سالگی کشته شد.