• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سناتور لیندزی گراهام: در نهایت باید آیت‌الله را از میان برداریم

۵ اسفند ۱۴۰۴، ۰۲:۱۵ (گرینویچ)

سناتور لیندزی گراهام در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز با اشاره به مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی گفت: «من با گفت‌وگو با تهران مشکلی ندارم، اما در نهایت باید آیت‌الله را از میان برداریم. آن‌ها به دلیل اقدامات ترامپ، در ضعیف‌ترین وضعیت خود از سال ۱۹۷۹ قرار دارند.»

او گفت: «هیچ توافق لعنتی‌ای وجود ندارد که بتوان با خامنه‌ای انجام داد تا ماهیتش را تغییر دهد. آن‌ها خود را وقف ماموریت مذهبی‌شان کرده‌اند. به باور خودشان، از سوی خدا مامور شده‌اند هر چیزی را که دوست ندارند نابود کنند.»

گراهام همچنین با بازنشر بخشی از این مصاحبه، در ایکس نوشت: «ضعف آیت‌الله نتیجه مستقیم قدرت ترامپ است. من از تلاش‌ها برای دیپلماسی قدردانی می‌کنم، اما باید درک کنیم که با طرفی غیرصادق روبه‌رو هستیم.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق
۱

استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق

۲

هشدار دموکرات‌های سنا پس از جلسه محرمانه درباره حمله به ایران: مساله جدی است

۳

اخبار ایران و سلامت روان‌تنی؛ چگونه آگاه بمانیم و هم‌زمان از خود مراقبت کنیم؟

۴

تشدید خشونت کارتل‌ها در مکزیک و احیای نگرانی‌ها درباره شبکه‌های مرتبط با جمهوری اسلامی

۵

ترامپ: رهبران خطرناک جمهوری اسلامی فقط در ماه گذشته ۳۲ هزار نفر را در کشور خود کشتند

Banner

انتخاب سردبیر

  • استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق

    استقرار گسترده موشک‌ها و سامانه‌های راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق

  • اخبار ایران و سلامت روان‌تنی؛ چگونه آگاه بمانیم و هم‌زمان از خود مراقبت کنیم؟

    اخبار ایران و سلامت روان‌تنی؛ چگونه آگاه بمانیم و هم‌زمان از خود مراقبت کنیم؟

  • گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

    گروسی: بدون توافق، احتمال استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی وجود دارد

  • ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟
    تحلیل

    ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

  • بلومبرگ: ناتو پروازهای خود را برای رصد ایران افزایش داده است

    بلومبرگ: ناتو پروازهای خود را برای رصد ایران افزایش داده است

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد
    اختصاصی

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

•
•
•

مطالب بیشتر

خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۱۷ (گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

از شب ۱۹ دی و به مدت ۱۹ شب، خانه یک خانواده سه نفره در غرب تهران به پناهگاه امنی برای برخی معترضان زخمی تبدیل شد. دختر دندان‌پزشک و پدر و مادر سالخورده‌اش با حداقل امکانات و تا خروج آخرین نفر، از معترضان مجروح پرستاری کردند و برای زخمی‌های گلوله جنگی خورده، پزشک به خانه بردند.

ساعات پایانی ۱۹ دی‌ماه، شماری از معترضان زخمی در غرب تهران، یکی‌یکی به یک خانه پناه بردند. آنان یا در خیابان هدف گلوله‌های ساچمه‌ای یا جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفته بودند یا از ترس بازداشت، جایی برای ماندن نداشتند.

دختر خانواده تا جایی که می‌توانست، خودش گلوله‌های ساچمه‌ای را از بدن زخمی‌ها خارج می‌کرد، اما خیلی زود و با افزایش شمار زخمی‌ها و شدت جراحات، روشن شد برخی گلوله جنگی خورده‌اند ولی امکان انتقالشان به بیمارستان نیست.

در چنین وضعیتی، خانواده خطر بزرگ‌تری را پذیرفت: پزشک را به خانه آوردند و با حداقل امکانات، گلوله‌ها همان جا از تن زخمی‌ها خارج شد و درمان ادامه یافت.

پناه آوردن زخمی‌ها

در فاصله ۱۴ تا ۱۹ روز، این خانه به محل پرستاری از زخمی‌شدگان بدل شد. زخمی‌ها همان‌جا می‌خوابیدند، پانسمان می‌شدند و با مراقبت مداوم برای حفظ جانشان تلاش می‌شد.

یکی از اعضای این خانواده به ایران‌اینترنشنال گفت: «همه چیز ناخواسته شروع شد. چند نفر را داخل آوردیم، اما اوضاع طوری شد که دیگر نمی‌توانستند بروند. می‌دانستیم اگر بیرون بروند، شاید زنده نمانند.»

تا هفتم یا هشتم بهمن، پس از روزها مراقبت، آن‌هایی که جان سالم به در برده بودند، یکی‌یکی خانه را ترک کردند. گرچه خانه دیگر آن خانه پیش از آن نبود.

دختر خانواده که خود را با نام مستعار مریم معرفی کرد، در این‌باره به ایران‌اینترنشنال گفت: «دیدیم تک‌تیراندازها روی پشت‌بام‌ها مستقر شده‌اند و با گلوله‌های جنگی به معترضان بی‌سلاح شلیک می‌کنند. از بلندگو اعلام کردند حکم تیر دارند. همان لحظه گلوله‌ای از کنارم رد شد و دختر جوانی کنار دستم روی زمین افتاد؛ گلوله وسط پیشانی‌اش نشسته بود و چشمانش باز مانده بود.»

او افزود: «با چند نفر دیگر بلندش کردیم و به گوشه‌ای از پیاده‌رو بردیم. همان لحظه صدای رگبار آمد و چند نفر همزمان زمین افتادند. بعضی زخمی شدند و بعضی در همان لحظه جان دادند. تمام بدنم می‌لرزید و بغضم شکسته بود، اما نمی‌توانستم گریه کنم.»

مریم در ادامه گفت که شلیک‌ها محدود به پشت‌بام‌ها نبود؛ نیروهای لباس‌شخصی، بسیجی و ماموران سپاه پاسداران از فاصله نزدیک به مردم تیراندازی می‌کردند و حتی به زخمی‌ها تیر خلاص می‌زدند.

به گفته او، «ماموران آدم‌کش علی خامنه‌ای برای کشتن آمده بودند و نمی‌خواستند کسی زنده بماند».

مادر خانواده که خود را نسرین معرفی کرد، به ایران‌اینترنشنال گفت: «وقتی دخترم در را باز کرد، چند جوان همراه او وارد خانه شدند. بعد چند نفر زخمی آمدند و خون کف حیاط را پر کرد. از خیابان هم صدای مرگ بر خامنه‌ای و حیدر حیدر و شلیک‌های پی‌درپی می‌آمد.»

او توضیح داد که چند نفر، از جمله زخمی‌ها را از حیاط به داخل هدایت کرده و دخترش در رفت‌وآمدهای بعدی افراد دیگری را هم به خانه رسانده است.

در خانه ماندن یا بازگشت به خیابان؟

خسرو، پدر خانواده، به ایران‌اینترنشنال گفت در آن شب‌ها تلاش کرده است فضا در خانه آرام بماند و به پناه‌گرفته‌ها تاکید می‌کرده بی‌سروصدا و بدون جر و بحث بمانند؛ هر‌چند بعضی از آن‌ها اصرار داشته‌اند دوباره به خیابان برگردند و دیگران را تنها نگذارند.

او که تجربه «دهه ۶۰» را دارد، گفت دیدن جوان‌هایی که با وجود کشتار شب قبل دوباره به خیابان آمده بودند، تکان‌دهنده بود.

به گفته خسرو، بسیاری از آن‌ها به‌دنبال از دست دادن دوستان و نزدیکانشان، می‌گفتند دیگر برایشان مهم نیست زنده بمانند: «ما فقط شعار دادیم و سنگ پرت کردیم، اما گلوله خوردیم.»

مریم، دختر خانواده، در ادامه گفت که پس از فروکش کردن نسبی تیراندازی، چند نفر تلاش کردند خانه را ترک کنند، اما وقتی نتوانستند از میان ماموران عبور کنند، بازگشتند و ناچار همان‌جا ماندند.

به گفته او، با همان امکانات محدود خانه، درمان زخمی‌ها آغاز شد: «ساچمه‌های سطحی، به‌ویژه از بدن زن‌ها و دخترها و پسران نوجوان، همان شب خارج شد و خود زخمی‌ها هم در حد توان کمک می‌کردند.»

او در ادامه گفت: «همان شب، ساچمه‌های ریز و درشت را از بدن حدود ۱۰ نفر بیرون کشیدیم. فقط یک نفر بود که صورتش پر از ساچمه بود و توانستیم چندتایش را خارج کنیم. کلی آدم کنارم بودند که سر و صورتشان پر از ساچمه بود.»

صبح شنبه ۲۰ دی، در حالی که برخی هنوز خواب بودند و بعضی دیگر مشغول ادامه درمان، صدای شلیک‌های پی‌درپی دوباره خیابان را پر کرد: «یکی از جوان‌ها روی مبل نشسته بود و با گریه می‌پرسید با مردم چه می‌کنند.»

به گفته مریم، آدم‌ها تلاش می‌کردند همدیگر را آرام کنند و از امید، از کنار هم ماندن و از ادامه راه تا رسیدن به آزادی حرف می‌زدند، در حالی که صدای تیراندازی گاهی قطع و دوباره از سر گرفته می‌شد.

صبحی همراه پیکرها؛ نان، گریه و سکوت

صبح، نسرین برای تهیه نان و چند وسیله ضروری از خانه بیرون رفته و وقتی برگشته، وسایل را زمین گذاشته، نشسته و شروع به گریه کرده است: «همه جا جنازه بود. هیچ جا امن نیست. با مردم چه می‌کنند این قاتل‌ها؟ ...»

به گفته نسرین، در یکی از مسیرها از او عکس گرفته‌اند و پرسیده‌اند کجا می‌رود؛ اما چیزی نگفته‌اند و اجازه داده‌اند برود.

بر اساس این روایت، برخی پناه‌گرفته‌ها کم‌کم چیزی خورده‌اند: «پدر و مادر خانواده و برخی دیگر با اصرار دیگران لقمه‌ای برداشتند. چند نفر آبمیوه خوردند، چند نفر سیگار روشن کردند. همه کنار هم ماندند؛ بی‌آنکه چیزی بگویند، شبیه یک خانواده زیر یک سقف انتظار می‌کشیدند.»

با وخیم شدن وضعیت چند زخمی گلوله‌خورده، بحث درباره انتقال آن‌ها به بیمارستان بالا گرفته است؛ خطری که بیشتر حاضران آن را به‌معنای بازداشت یا تیر خلاص می‌دانسته‌اند.

آنان در نهایت، به پیشنهاد آوردن پزشک به خانه رضایت داده‌اند: «یکی از پسران حاضر گفت پزشکی را می‌شناسد که می‌توان به او اعتماد کرد و اگر بداند، می‌آید.»

نسرین برای آوردن پزشک، همراه او می‌رود.

به گفته دختر خانواده، وقتی مادر او همراه پزشک و همسرش وارد خانه شدند، انگار همه جان تازه‌ای گرفتند: «پزشک همان‌جا لباس عوض کرد، تشک‌ها و ملافه‌ها کنار هم چیده شد و خانه به شکل یک بخش درمانی کوچک درآمد.

لحظه‌های امید و گلوله‌هایی که خارج می‌شدند

مریم در ادامه روایت خود گفت که پزشک یکی‌یکی زخمی‌ها را معاینه کرد، با تزریق مسکن و دارو دردشان را کم کرد و هر بار که گلوله‌ای از بدن کسی خارج شد، فضای خانه برای لحظه‌ای با لبخند و اشک شوق روشن شد: «وقتی می‌فهمیدیم گلوله‌ای از بدن کسی خارج شده، خوشحال می‌شدیم و دست می‌زدیم.»

مادر مریم نیز گفت پزشک با آرامش و دقت کار می‌کرد و چند روز در خانه ماند: «همسرش هم مرتب وسایل پانسمان و سرم می‌آورد.»

به گفته او، خانه بی‌هیچ برنامه قبلی، شبیه یک بخش درمانی شده بود و همه، با اشک شوق، هر کاری از دستشان برمی‌آمد انجام می‌دادند.

خسرو، پدر خانواده، گفت در ساعت‌های اول، به‌دلیل پارازیت و قطع اینترنت و تلفن، هیچ راه ارتباطی وجود نداشت و خبرها ابتدا از تلویزیون حکومتی دنبال می‌شد: «با بهتر شدن وضعیت ماهواره و دیدن ایران‌اینترنشنال بود که فهمیدیم کشتار فقط به محله ما محدود نبوده و شهرهای دیگر هم با نیروهای سرکوب درگیر بوده‌اند.»

یکی از معترضان که در همین خانه درمان شده است، به ایران‌اینترنشنال گفت باور نمی‌کرده زنده بماند. او نجاتش را شبیه «خیال و معجزه» توصیف کرد و گفت تصاویر جنازه‌ها و آن شب‌ها تا همیشه با او خواهد ماند.

این معترض افزود با توجه به اختلاف‌نظرها، وقتی بحث‌ها بالا می‌گرفت، نسرین همه را به آرامش دعوت می‌کرد و خانه را مثل یک خانواده نگه می‌داشت: «می‌گفت من مادرتان هستم. همه‌تان آزادی و سلامتی می‌خواهید. باید کنار هم آرام باشید. همه به او گوش می‌دادند.»

این معترض جوان ادامه داد: «از شب ۱۹ دی که گلوله به پای راستم خورد، توان راه رفتن نداشتم. دو شب بعد نوبت من شد و گلوله را خارج کردند. قبل از من شش نفر دیگر گلوله از پا و شکمشان خارج شده بود. دو نفر هم گلوله در دستشان داشتند.»

او گفت: «بعضی که حالشان زودتر بهتر شد، خجالت می‌کشیدند بمانند و با وجود خطرها، به‌تدریج خانه را ترک کردند. بعضی ترسیدند شناسایی شده باشند و به خانه‌های خودشان نرفتند و به شهرهای دیگر و خانه آشنایانشان رفتند. بعضی هم روزهای بیشتری ماندند.»

آوازها، سوگ و خاطره

این شهروند ادامه داد: «آن شب‌ها همه خاطره شد. درد زیادی کشیدیم و مرگ عزیزان و آدم‌هایی را دیدیم که نمی‌شناختیم، اما هدفمان یکی بود. یک شب یکی از بچه‌ها برایمان کُردی خواند. ترانه‌ای پر از سوز. خیلی‌ها معنی‌اش را نمی‌فهمیدند، اما اشک همه سرازیر شد.»

او افزود: «یکی لُری خواند و "دایه دایه وقت جنگه" را خواند. چند روز قبلش در اینستاگرام دیده بودیم، اما آن‌جا، از زبان کسی که شکمش پر از ساچمه بود، جور دیگری بود. زنی که همراه پسرش بود، چند بیت ترکی خواند و آقا خسرو هم سرودی انقلابی از دهه ۶۰ خواند. آوازها نقطه مشترکمان شده بود.»

به گفته این معترض، وقتی آنان عکس کشته‌شده‌ها را از تلویزیون می‌دیدند، با هم گریه می‌کردند: «وقتی تصاویر جان‌باختگان در کهریزک تهران و سردخانه‌های مشهد و دیگر شهرها آمد، همه بغض کردیم و همدیگر را بغل می‌کردیم. آقا خسرو از دهه ۶۰ برایمان می‌گفت و می‌گفت بعضی وقت‌ها شرایط حتی از این هم بدتر بود، اما دوام آوردیم چون به آزادی معتقد بودیم.»

دختر جوانی که همراه مریم اغلب کارهای پرستاری را انجام می‌داد نیز گفت: «حدود سه هفته در آن خانه بودم و فضا پر از اضطراب بود. هر بار زنگ در صدا می‌داد، همه از جا می‌پریدند. دیده بودیم چه جنایتی مرتکب شده‌اند، اما ما همدیگر را داشتیم و می‌خواستیم هر طور شده زنده بمانیم.»

او ادامه داد: «بعد از آن‌که از خانه بیرون رفتم، فهمیدم خانه‌مان را بازرسی کرده‌اند و دنبالم هستند. به یکی از شهرستان‌های شمال ایران رفتم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. دو نفر از دوستانم در تهران و رشت کشته شده‌اند. چند نفر هم ناپدید شده‌اند و امیدواریم بازداشت شده باشند. خیلی‌های دیگر هم شبیه ما هستند.»

روایت پزشک؛ ترس از بیمارستان و تیر خلاص

پزشک جوانی که همراه با همسرش به معترضان زخمی کمک کرده است، به ایران‌اینترنشنال گفت: «سال ۱۴۰۱ هم تجربه‌ای شبیه این داشتم، اما این بار حجم جنایتی که حکومت مرتکب شد وحشتناک بود و همه چیز ناگهان اتفاق افتاد.»

این پزشک در ادامه گفت بسیاری از زخمی‌ها می‌توانستند زنده بمانند: «از همکارانم در شهرهای مختلف شنیدم که در بیمارستان‌ها و حتی در مسیر انتقال به بیمارستان، ماموران بارها به معترضان زخمی تیر خلاص زده‌اند.»

او ادامه داد: «این یکی-دو مورد نبود که بتوان گفت بزرگ‌نمایی شده است. از هر شهری خبر می‌رسید. مردم را به رگبار بسته بودند. شنیدیم کسانی که جان سالم به در برده بودند و با گلوله در دست، پا یا شکمشان به بیمارستان پناه برده بودند، بعد جنازه‌شان در سردخانه یا جایی دیگر پیدا شده؛ با گلوله‌ای در پیشانی یا پشت سر. معلوم است که جنایت شده است.»

همسر این پزشک نیز گفت: «وقتی وارد آن خانه شدیم، دیدیم با یک پناهگاه واقعی روبه‌رو هستیم. جایی که آدم‌ها فقط برای زنده ماندن کنار هم جمع شده بودند. هیچ چیز عادی نبود، اما همه سعی می‌کردند آرام بمانند و به هم کمک کنند. با همه تفاوت عقیده‌ها به هم کمک کردند زنده بمانند و ادامه دهند.»

آن خانه در غرب تهران حالا دوباره به زندگی روزمره برگشته است، اما آن ۱۹ شب از آن جدا نمی‌شود. خانه‌ای که برای روزها، بی‌هیچ برنامه‌ای، به پناه زخمی‌ها بدل شد و جان‌هایی در آن حفظ شد که امکان ماندن در خیابان یا رفتن به بیمارستان را نداشتند.

اهل خانه گفتند کاری جز آنچه پیش آمده و از توانشان برمی‌آمده، نکردند؛ همان‌قدر که توانسته‌اند و شرایط اجازه داده است.

آن‌ها تاکید کردند کاش می‌توانستند جان‌های بیشتری را نجات دهند.

زخمی‌شدگانی که به این خانه پناه آورده بودند، حالا رفته‌اند، اما خیابان‌ها هنوز پر از رد خون کشته‌شدگان و زخمی‌هاست و تصاویر آن شب‌ها در ذهن همه کسانی که آن‌جا بوده‌اند، باقی مانده است.

دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند؛ مرحله‌ای تازه در گسست ملت از حاکمیت

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۰۶ (گرینویچ)
•
بزرگمهر شرف‌الدین

آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی در سه دانشگاه تهران در دوشنبه چهارم اسفند، نشانه‌ای تازه از عمیق‌تر شدن شکاف میان نظام سیاسی حاکم بر ایران و جامعه است.

جنبش اعتراضی در ایران دیگر مانند گذشته به‌طور انتخابی نمادهای جمهوری اسلامی را هدف نمی‌گیرد. اکنون دامنه اعتراض‌ها به هر آنچه رسیده که جمهوری اسلامی را نمایندگی می‌کند؛ حتی پرچم رسمی.

یکی از نخستین نشانه‌های آشکار گسست مردم ایران از نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ پدیدار شد؛ زمانی که دانشجویان تصویری از روح‌الله خمینی را به آتش کشیدند. آن زمان این اقدام چنان تابوشکنانه بود که رهبران جنبش سبز گفتند ممکن است کار نیروهای وابسته به نهادهای امنیتی بوده باشد تا بهانه‌ای برای سرکوب شدیدتر فراهم شود.

در همان دوره، معترضان شعار «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» سر دادند. شعاری که نشان‌ می‌داد بخشی از جامعه از ایدئولوژی فراملی و شیعی جمهوری اسلامی به سوی نوعی هویت ملی چرخیده است.

  • دانشجویان در سومین روز تجمع اعتراضی خود پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند

    دانشجویان در سومین روز تجمع اعتراضی خود پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند

جمهوری اسلامی این اقدام‌های اعتراضی را در تبلیغات خود به کار گرفت و سعی کرد به کمک آنها معترضان را بی‌اعتبار کند. با این حال، هر بار بخش‌هایی از جامعه همان اقدامات را تکرار کردند و آن را به عرصه‌ای تازه برای مقابله با حاکمیت بدل کردند.

این فرآیند از سال ۱۳۹۶ با شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا/ دیگه تمومه ماجرا» ابعاد و دامنه‌ای یکسره متفاوت پیدا کرد و آغازکننده مسیری بود که تا امروز طی شده و در جریان انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه ۱۴۰۴ به تمامی تجلی پیدا کرده است.

تا پیش از آن، جمهوری اسلامی موفق شده بود منازعات سیاسی و اجتماعی و اعتراضات را در چارچوب‌های درون‌حاکمیتی بگنجاند، اما در روندی رو به گسترش در نزدیک به یک دهه اخیر، جمهوری اسلامی فارغ از جناح‌بندی‌های درونی‌اش، به‌عنوان یک کلیت از سوی مردم ایران رد و طرد شد.

دامنه خشم مردم از حکومتی ناکارآمد، فاسد و غیرمتعهد به منافع ملی، به‌طور مستقیم متوجه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی مانند قاسم سلیمانی که تجسم فعالیت‌های فرامرزی جمهوری اسلامی بود، کشیده شد. پوسترهای آنان پایین کشیده و سوزانده شد.

اما این خشم و عبور تنها به خامنه‌ای یا فرماندهان سپاه پاسداران یا یک طیف از حاکمان محدود نماند و به سرعت همه جناح‌ها و چهره‌هایی را در بر گرفت که در تحلیل نهایی، مدافعان نظم موجود و پاسداران جمهوری اسلامی به شمار می‌آیند.

این مرزبندی روشن، حتی از عرصه‌های سیاسی نیز فراتر رفت.

در جریان جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، حتی تیم ملی فوتبال ایران نیز هدف خشم بخشی از افکار عمومی قرار گرفت؛ تیمی که برای بسیاری نه صرفا یک تیم ورزشی، بلکه نماینده جمهوری اسلامی بود.

در نگاه مردم، حضور بین‌المللی تیم فوتبال ایران به جمهوری اسلامی امکان می‌داد وجهه جهانی خود را بازسازی کند و به سرکوب داخلی بیفزاید.

عمق این گسست به‌ویژه در خرداد ۱۴۰۴ آشکار شد؛ زمانی که بخشی از مردم ایران از کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی به‌دست ارتش اسرائیل ابراز خرسندی کردند. چهره‌هایی که چهار دهه پیش در جنگ ایران و عراق به‌عنوان قهرمانان ملی معرفی می‌شدند، دیگر نمایندگان ملت دیده نمی‌شدند.

آتش زدن پرچم

چهارم اسفند، دانشجویان در چندین دانشگاه ایران برای سومین روز پیاپی تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند و شعارهایی علیه خامنه‌ای و در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر دادند.

آنها در جریان این تجمع‌ها، پرچم جمهوری اسلامی را لگدمال و آن را به سمت نیروهای امنیتی پرتاب کردند.

در دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه تهران و دانشگاه الزهرا، دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را به آتش کشیدند.

جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ کوشید عناصر ملی و اسلامی را در پرچم رسمی تلفیق کند. رنگ‌های پرچم پیش از انقلاب حفظ شد اما عبارت «الله اکبر» در میانه و روی نوارهای سبز و قرمز آن افزوده شد؛ بخشی که امروز بسیاری از ایرانیان با آن احساس همدلی ندارند.

در قوانین جمهوری اسلامی اهانت به پرچم ملی جرم تلقی نمی‌شود، اما از آنجا که واژه «الله» روی پرچم نقش بسته، حاکمیت ممکن است به‌عنوان اهانت به مقدسات، آن را مورد پیگرد قانونی قرار دهد.

جمهوری اسلامی در برابر ایران

جمهوری اسلامی از همان آغاز شکل‌گیری، توجه چندانی به بسیاری از سنت‌ها و نمادهای ایرانی نداشت. خمینی و متحدانش کوشیدند نوروز را با مناسبت‌های دینی و عیدهای اسلامی جایگزین کنند؛ هر‌چند در این مسیر ناکام ماندند.

در حالی که کاخ سفید هر سال سفره هفت‌سین نوروز می‌چیند، خامنه‌ای سخنرانی‌های سال نو را بدون سفره نوروز و تنها با تصویری از خمینی در پس‌زمینه برگزار می‌کند.

سال‌ها پس از انقلاب حتی پرچم ملی جایگاهی در صحنه عمومی نداشت.

این وضعیت در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد تغییر کرد؛ زمانی که نمایش پرچم‌ جمهوری اسلامی به‌طور چشمگیری گسترش یافت. خیابان‌ها و ساختمان‌های دولتی با پرچم‌های تازه و براق آذین شد.

این اقدام همزمان با تشدید مناقشه هسته‌ای، تلاشی هدفمند برای معرفی برنامه اتمی جمهوری اسلامی به‌عنوان مساله‌ای ملی، و نه صرفا حکومتی، بود.

پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، جمهوری اسلامی کوشید برخی نمادهای ملی را احیا کند.

در مقطعی، خامنه‌ای پس از خروج از پناهگاه جنگی خود از یک مداح خواست قطعه‌ «ای ایران» را اجرا کند. اما برای بسیاری از ایرانیان، این اقدام‌‌ها هم دیر بود، هم ناکافی و هم البته ریاکارانه و دروغین.

شکاف میان بخش‌هایی از جامعه و حاکمیت و هر آنچه جمهوری اسلامی نمایندگی می کند، چنان عمیق شده که حتی برخی آیین‌های مذهبی دیرینه نیز رنگ باخته‌اند.

قرائت قرآن در مراسم خاکسپاری تا حد زیادی جای خود را به پخش موسیقی داده و در برخی مراسم مربوط به جان‌باختگان اعتراض‌های دی‌ماه، حاضران می‌رقصند و دست می‌زنند.

در مواردی نیز برخی به‌جای سیاه، لباس سفید بر تن کرده‌اند. بازگشتی نه به سنت‌های پیش از انقلاب، بلکه به آیین‌هایی که ریشه در دوران پیش از اسلام در ایران دارد.

گردباد مرگباری که چون عذاب الهی به زودی بر سر ملاها فرود می‌آید

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۳۳ (گرینویچ)

نوآ روتمان، نویسنده ارشد نشریه نشنال ریویو، در یادداشتی تحلیلی در این نشریه با اشاره به استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در نزدیکی ایران، از آمادگی ایالات متحده برای اجرای حملاتی سخن گفت که او آن را «گردبادی مرگبار» توصیف کرد.

به گفته روتمان، این حملات که در صورت صدور دستور دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، انجام خواهد شد، می‌تواند توازن قدرت منطقه‌ای را دگرگون کند.

این در حالی است که به‌دنبال تشدید تنش‌ها در منطقه، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا تایید کرد سفارت ایالات متحده در بیروت، در آنچه «اقدامی پیشگیرانه در برابر تحولات منطقه‌ای مورد انتظار» خوانده شده، ده‌ها نفر از کارکنان غیرضروری خود را از لبنان خارج کرده است.

تکرار تجربه ونزوئلا در ایران

شش هفته پیش، ایالات متحده یک عملیات نظامی بی‌سابقه در سطح تاکتیکی و راهبردی انجام داد.

حمله‌ای که به بازداشت نیکولاس مادورو، رهبر قدرتمند ونزوئلا، انجامید، در همه سطوح، گستره خیره‌کننده توانمندی‌های آمریکا را به نمایش گذاشت.

  • از حمله بامدادی آمریکا به ونزوئلا تا اعلام بازداشت مادورو چه گذشت؟

    از حمله بامدادی آمریکا به ونزوئلا تا اعلام بازداشت مادورو چه گذشت؟

این عملیات حاصل یک دستاورد اطلاعاتی بود.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از چند ماه قبل با اعزام یک تیم مخفی که الگوهای سفر مادورو را رصد می‌کرد و منابع انسانی در حلقه اطراف او را به خدمت گرفته بود، زمینه‌سازی این حمله را آغاز کرده بود.

این عملیات همچنین نمایشی از برتری فناورانه در عرصه دیجیتال بود.

ترامپ پس از این حمله گفت: «هوا تاریک بود؛ چراغ‌های کاراکاس تا حد زیادی خاموش شده بود؛ به‌واسطه تخصصی که ما داریم.»

اشاره‌ای به توانمندی‌های سایبری اعلام‌نشده آمریکا که علیه رژیم ونزوئلا به کار گرفته شد.

روتمان در ادامه نوشت: «این حمله همچنین نمونه‌ای چشمگیر از به‌کارگیری همزمان نیروهای چندگانه بود. عملیاتی با استفاده از ۱۵۰ ابزار هوایی ـ شامل جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌های بی-۱، پهپادهای شناسایی بدون سرنشین و بالگردهای نفوذی ـ شبکه راداری و پدافند هوایی ونزوئلا را از کار انداخت و همزمان نیروهای ویژه آمریکایی را وارد و خارج کرد.»

او تاکید کرد که این نیروها ـ مشخصا کماندوهای دلتا از ارتش آمریکا ـ با دقت کامل عملیاتی را اجرا کردند که ماه‌ها در ماکتی هم‌اندازه از محل اختفای مادورو تمرین کرده بودند: «این کماندوها حتی از سلاحی جدید استفاده کردند که ترامپ تنها از آن با عنوان "گیج‌کننده" یاد می‌کند. سلاحی که باعث شد سامانه‌های دفاعی ونزوئلا کار نکنند.»

  • ترامپ از به‌کارگیری یک «سلاح محرمانه» در عملیات دستگیری مادورو خبر داد

    ترامپ از به‌کارگیری یک «سلاح محرمانه» در عملیات دستگیری مادورو خبر داد

افزون بر آن، گزارش‌ها حاکی از به‌کارگیری دستگاهی است که نیروهای ونزوئلایی را از کار انداخت.

نشنال ریویو از قول یکی از بازماندگان این حمله نوشت: «ناگهان احساس کردم سرم از درون در حال انفجار است.»

این سلاح بنا بر گزارش‌ها «سربازان ونزوئلایی را به زانو درآورد، به‌طوری که از بینی خونریزی می‌کردند و خون بالا می‌آوردند».»

نیروهای امنیتی ونزوئلا و کوبا مقاومت کردند، اما هیچ تلفات آمریکایی گزارش نشد.

۳۲ تن از کوبایی‌هایی که در گارد ویژه مادورو خدمت می‌کردند، در جعبه‌هایی به هاوانا بازگردانده شدند.

توانمندی‌های آمریکایی که در این عملیات به نمایش درآمد، اثری هوشیارکننده بر دشمنان آمریکا گذاشت.

از کار انداختن سریع سامانه‌های راداری «ضد پنهانکار» چین و سامانه‌های پدافند هوایی اس-۳۰۰ روسیه، حتی سرسخت‌ترین منتقدان آمریکا را واداشت اذعان کنند که باید به ارتش ایالات متحده حق داد.

رسانه دولتی چین اعتراف کرد: «کلید موفقیت ماموریت این بود که نیروهای آمریکا از برتری مطلق در قدرت نظامی برخوردار بودند.»

اما این تنها آغاز ماجراست.

  • اکسیوس: حمله به ایران ممکن است زودتر و گسترده‌تر از حد تصور آغاز شود

    اکسیوس: حمله به ایران ممکن است زودتر و گسترده‌تر از حد تصور آغاز شود

استقرار قدرتی بی‌سابقه در اطراف ایران

میزان قدرت آتشی که ایالات متحده تا پایان این هفته در فاصله حمله به ایران مستقر خواهد کرد، از زمان آمادگی‌های پیش از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون در خاورمیانه بی‌سابقه است.

نشنال ریویو با وجود این نوشت: «با این حال، مقایسه با دوره جنگ عراق نیز گمراه‌کننده است، چرا که عراق متعلق به نسلی پیش است؛ نه فقط از نظر زمانی بلکه از نظر فناوری سامانه‌های تسلیحاتی آمریکا.»

نویسنده این نشریه در ادامه تاکید کرد: «امروز، جنگنده‌های اف-۲۲ و اف-۳۵ نسل جدید، هواپیماهای پیشرفته فرماندهی و کنترل و ناوهای مدرن، توانمندی‌های متعارفی را که آمریکایی‌ها در میدان‌های نبرد دیده‌اند، ارتقا داده‌اند.»

بر این اساس، یک ناوگروه هوایی می‌تواند در عرض ۲۴ ساعت بیش از ۱۰۰ ماموریت بمباران انجام دهد و تا پایان هفته، ایالات متحده دو گروه ناو هواپیمابر را در موقعیت اجرای حمله به اهدافی در ایران مستقر خواهد داشت.

روتمان تاکید کرد: «اگر ملایان ایران در برابر خواسته‌های رییس‌جمهوری آمریکا تسلیم نشوند، در آستانه تجربه گردبادی مرگبار و عذابی الهی قرار خواهند گرفت.»

دریاسالار بازنشسته، باب هاروارد، گفت: «در حالی که پیش‌تر می‌شد روزانه ۴۰ یا ۵۰ حمله انجام داد، اکنون توان انجام صدها حمله در روز را داریم. این خود معادله را برای رژیم کاملا تغییر می‌دهد. فکر نمی‌کنم کسی واقعا مقیاس یا ظرفیت ما را درک کند، زیرا هیچ‌کس پیش‌تر آن را ندیده است.»

  • آمریکا بزرگ‌ترین آرایش توان هوایی خود از ۲۰۰۳ را در خاورمیانه مستقر می‌کند

    آمریکا بزرگ‌ترین آرایش توان هوایی خود از ۲۰۰۳ را در خاورمیانه مستقر می‌کند

سناریوی مرحله‌ای و پیام به چین و روسیه

اگر ترامپ چراغ سبز حمله به اهداف ایرانی را بدهد، انتظار می‌رود رویکردی مرحله‌ای در پیش گرفته شود: «ابتدا اهداف نظامی ایران شامل پرتابگرهای موشک بالستیک، سامانه‌های پدافند هوایی و نیروهای نیابتی منطقه‌ای هدف قرار می‌گیرند. سپس زیرساخت‌هایی که رژیم و سپاه پاسداران را قادر به سرکوب داخلی می‌سازد، مورد حمله قرار خواهند گرفت.»

نویسنده یادداشت نشنال ریویو تاکید کرد: «در صورت وقوع درگیری، جهان شاهد نمایشی خواهد بود که از نظر اندازه، مقیاس، سرعت و ظرفیت بی‌سابقه است؛ چه برای روسیه و چه برای چین که به‌دقت تحولات را زیر نظر دارند.»

در عین حال، اطلاعات متناقضی درباره گستره و مدت احتمالی حملات منتشر شده و حتی هدف دقیق ماموریت در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

با این حال، به اعتقاد نویسنده، «رویکرد محدود» چندان منطقی نیست.

بر اساس این تحلیل، اگر درگیری آغاز شود، ماموریت آمریکا در خلیج فارس می‌تواند هفته‌ها به طول انجامد و خطر برای نیروهای نظامی و غیرنظامیان آمریکایی، واقعی است.

با تشدید تنش‌ها در منطقه، شماری از کارکنان سفارت آمریکا در بیروت از لبنان خارج شدند

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۴۸ (گرینویچ)

یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا تایید کرد سفارت ایالات متحده در بیروت، در آنچه «اقدامی پیشگیرانه در برابر تحولات منطقه‌ای مورد انتظار» خوانده شده، ده‌ها نفر از کارکنان غیرضروری خود را از لبنان خارج کرده است.

ابتدا شبکه تلویزیونی ال‌بی‌سی‌آی لبنان دوشنبه چهارم اسفند گزارش داد این کارکنان و خانواده‌های آنان از طریق پروازهای عادی از فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری، بیروت را ترک کردند.

سفارت آمریکا یا وزارت امور خارجه این کشور هنوز بیانیه‌ای رسمی در این زمینه منتشر نکرده، اما اغلب رسانه‌های منطقه به‌ویژه در لبنان و اسرائیل ضمن انتشار این خبر، در عین حال تاکید کرده‌اند سفارت همچنان فعال است و خدمات کنسولی به شهروندان آمریکایی ادامه دارد.

  • افسران سپاه پاسداران هدایت میدانی حزب‌الله را بر عهده گرفته‌اند

    افسران سپاه پاسداران هدایت میدانی حزب‌الله را بر عهده گرفته‌اند

خبر تخلیه کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا در بیروت در حالی منتشر می‌شود که تنش‌ها میان آمریکا و جمهوری اسلامی به بالاترین سطح خود در ماه‌های اخیر رسیده است.

روزنامه نیویورک تایمز چهارم اسفند گزارش داد دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گزینه‌های نظامی محدود علیه تاسیسات کلیدی ایران را بررسی می‌کند تا تهران را به توقف برنامه هسته‌ای وادار کند.

هم‌زمان، آمریکا دو ناوگروه هواپیمابر و صدها جنگنده را در منطقه مستقر کرده است.

پیش‌تر گزارش‌هایی درباره احتمال ورود حزب‌الله لبنان به جنگ در صورت حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی منتشر شده بود.

حزب‌الله که اصلی‌ترین گروه نیابتی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود بارها هشدار داده است در صورت حمله آمریکا به جمهوری اسلامی، به اسرائیل حمله خواهد کرد.

  • در سایه افزایش تنش‌های منطقه‌ای، حزب‌الله لبنان وعده واکنش به حملات اسرائیل را داد

    در سایه افزایش تنش‌های منطقه‌ای، حزب‌الله لبنان وعده واکنش به حملات اسرائیل را داد

در مقابل اسرائیل نیز در هفته‌های اخیر بر میزان حملات خود به مواضع حزب‌الله در لبنان افزوده و تاکید کرده است به هر حمله احتمالی، «پاسخی بسیار قاطع» خواهد داد.

حزب‌الله دوم اسفند هشدار داد پس از حمله هوایی اسرائیل به اهدافی در شرق و جنوب لبنان که به کشته شدن دست‌کم هشت عضو این گروه انجامید، «چاره‌ای جز ادامه مقاومت» نخواهد داشت.

ارتش اسرائیل اول اسفند اعلام کرد مراکز فرماندهی حزب‌الله در شرق لبنان و همچنین اهدافی مرتبط با گروه فلسطینی حماس در جنوب این کشور را هدف قرار داده است.

حزب‌الله دوم اسفند تایید کرد هشت نفر از نیروهایش در این حملات کشته شده‌اند.

وزارت بهداشت لبنان نیز از کشته شدن ۱۰ نفر در شرق و دو نفر در جنوب خبر داد.

محمود قماطی، از مقام‌های حزب‌الله، در سخنرانی‌ای که از شبکه المنار پخش شد، گفت: «آنچه دیروز در بقاع رخ داد، یک قتل‌عام جدید و یک تجاوز تازه است. چه گزینه‌ای برای دفاع از خود و کشورمان باقی مانده است؟ چه گزینه‌ای جز مقاومت داریم؟ دیگر هیچ گزینه‌ای نداریم.»

خبرگزاری فرانسه نوشت این حملات در شرایطی انجام شد که دولت لبنان چند روز پیش اعلام کرده بود ارتش اجرای مرحله دوم طرح خلع سلاح حزب‌الله در جنوب کشور را آغاز خواهد کرد.

جوزف عون، رییس‌جمهوری لبنان، حملات جمعه اسرائیل را «اقدامی آشکار برای تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک» آمریکا و دیگر کشورها به‌منظور تثبیت اوضاع دانست.

اسرائیل تاکید کرده است با وجود آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ که برای پایان دادن به بیش از یک سال درگیری با حزب‌الله برقرار شد، حق دفاع از خود را محفوظ می‌داند.

آخرین تخلیه گسترده کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا در بیروت، پیش از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه امسال صورت گرفت.

به گفته کارشناسان، تخلیه سفارتخانه‌ها یا بیرون بردن خانواده نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، بخشی از یک پروتکل استاندارد امنیتی و نشان‌دهنده آمادگی واشینگتن برای سناریوهای بدبینانه بدون توقف کامل فعالیت‌های دیپلماتیک است.

گزینه‌های حمله ترامپ به ایران چیست و آیا بازدارندگی آمریکا کارساز است؟

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۱۸ (گرینویچ)

در حالی که آمریکا حضور نظامی خود را در خاورمیانه به بالاترین سطح در بیش از دو دهه اخیر رسانده، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در برابر ایران مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی در اختیار دارد. گزینه‌هایی که از حمله محدود تا کارزار هوایی گسترده و حتی تغییر رژیم را در بر می‌گیرد.

مجله اکونومیست دوشنبه چهارم اسفند نوشت که ترامپ در هفته‌های اخیر با افزایش کم‌سابقه نیروهای نظامی در خاورمیانه، فشار بر جمهوری اسلامی را تشدید کرده است.

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه او در امور خاورمیانه، دوم اسفند به فاکس‌نیوز گفت ترامپ نمی‌تواند درک کند چرا تهران با وجود «حضور گسترده نظامی آمریکا» تسلیم نشده است.

در روزهای گذشته، هواپیماهای هشدار زودهنگام E-3 آواکس به پایگاه‌های عربستان سعودی منتقل شدند تا در صورت وقوع جنگ، عملیات پیچیده هوایی علیه جمهوری اسلامی را هماهنگ کنند.

با ورود دومین ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه، شمار جنگنده‌های مستقر به حدود ۲۰۰ فروند خواهد رسید. همچنین ناوهای مجهز به موشک‌های کروز تاماهاوک، سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت، و جنگنده‌های F-15E در منطقه مستقر شده‌اند.

  • ابراز نارضایتی اسرائیل از رویکرد ویتکاف در قبال تهران و بی‌توجهی آمریکا به برنامه موشکی

    ابراز نارضایتی اسرائیل از رویکرد ویتکاف در قبال تهران و بی‌توجهی آمریکا به برنامه موشکی

دامنه گزینه‌های نظامی آمریکا

ترامپ پیش‌تر نیز دستور حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران را صادر کرده است.

خرداد امسال، هفت فروند بمب‌افکن رادارگریز B-2 از ایالت میزوری پرواز کردند و بمب‌های سنگرشکن بر اهداف هسته‌ای ایران ریختند؛ اما در صورت صدور دستور حمله جدید، دامنه اهداف می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد.

یکی از گزینه‌ها، هدف قرار دادن رهبران ارشد جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران است.

برخی تحلیلگران منطقه‌ای احتمال داده‌اند واشینگتن به‌دنبال سناریویی مشابه ونزوئلا باشد؛ یعنی ظهور چهره‌ای دیگر در ساختار قدرت که آمادگی بیشتری برای توافق با آمریکا داشته باشد.

  • ترامپ: در صورت شکست دیپلماسی یا حمله محدود، حمله‌ای «بسیار بزرگ‌تر» تدارک می‌بینم

    ترامپ: در صورت شکست دیپلماسی یا حمله محدود، حمله‌ای «بسیار بزرگ‌تر» تدارک می‌بینم

گزینه دیگر، حمله مستقیم به سپاه پاسداران، بازوی نظامی حکومت، است. نهادی که در قتل عام و سرکوب خونین اعتراضات اخیر نیز نقش داشته است.

حمله به مقرهای منطقه‌ای سپاه پاسداران یا حذف فرماندهان ارشد آن هم از جمله سناریوهای مورد بحث است.

همچنین پایگاه‌های موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی که تهدیدی علیه پایگاه‌های آمریکا و متحدانش محسوب می‌شوند، می‌توانند در فهرست اهداف قرار گیرند.

ایالات متحده ممکن است تاسیسات هسته‌ای باقی‌مانده ایران را نیز هدف بگیرد یا ترکیبی از این اهداف را در قالب یک کارزار هوایی مستمر دنبال کند.

به گفته ایدن آتیاس، ژنرال پیشین نیروی هوایی اسرائیل، «انباشت تجهیزات آمریکا نشان می‌دهد اگر حمله‌ای صورت گیرد، به احتمال زیاد محدود و یک‌باره نخواهد بود، بلکه کارزاری مداوم خواهد بود».

  • قرارداد ۵۰۰ میلیون یورویی تهران و مسکو برای خرید مخفیانه موشک‌های پیشرفته دوش‌پرتاب

    قرارداد ۵۰۰ میلیون یورویی تهران و مسکو برای خرید مخفیانه موشک‌های پیشرفته دوش‌پرتاب

گزینه‌های تلافی‌جویانه تهران

در مقابل، جمهوری اسلامی گزینه‌های محدودتری دارد. نیروی هوایی ایران عمدتا متکی به جنگنده‌های قدیمی آمریکایی مربوط به دوران پیش از انقلاب سال ۵۷ است.

با این حال، حکومت ایران طی سال‌های گذشته توان موشکی و پهپادی خود را گسترش داده است.

در جنگ ۱۲ روزه، تهران با وجود برتری هوایی اسرائیل، موفق شد چندین نوبت حملات موشکی به این کشور انجام دهد.

جمهوری اسلامی می‌تواند بار دیگر اسرائیل را هدف قرار دهد یا به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، به‌ویژه در کشورهای حوزه خلیج فارس، حمله کند؛ مشابه حمله به پایگاه العدید در قطر در تابستان گذشته.

همچنین احتمال دارد متحدان منطقه‌ای تهران، از جمله حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن، وارد درگیری شوند.

یک مقام ارشد نظامی اسرائیل گفته است: «در دورهای قبلی، همه طرف‌ها به‌دنبال راه خروج بودند. اما اگر رهبران ایران تصور کنند حمله آمریکا مقدمه‌ای برای تغییر رژیم است، ممکن است تصمیم بگیرند همه توان خود را به کار گیرند.»

  • بقایی: بازرسی آژانس از تاسیسات اتمی آسیب‌دیده ایران پیش‌شرط توافق با آمریکا نیست‬

    بقایی: بازرسی آژانس از تاسیسات اتمی آسیب‌دیده ایران پیش‌شرط توافق با آمریکا نیست‬

معمای استراتژیک ترامپ

در حالی که مذاکرات تهران و واشینگتن قرار است هفتم اسفند در ژنو ادامه یابد، ترامپ همچنان بر تمایل خود به‌منظور دستیابی به توافق هسته‌ای تاکید کرده است. اما حفظ سطح کنونی آمادگی نظامی پرهزینه است و می‌تواند تمرکز آمریکا را از دیگر مناطق جهان منحرف کند.

حملات محدود ممکن است برای وادار کردن تهران به امتیازدهی کافی نباشد، و حمله گسترده نیز خطر کشاندن آمریکا به جنگی طولانی و پرهزینه در خاورمیانه را در پی دارد.

از این رو، مشخص نیست کاخ سفید از این نمایش گسترده قدرت نظامی دقیقا چه هدفی را دنبال می‌کند و آیا فشار نظامی به تنهایی می‌تواند تغییر سیاسی مورد نظر را رقم بزند یا نه.