دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، عصر دوشنبه به وقت شرق آمریکا اعلام کرد که بهطور «غیرمستقیم» در مذاکرات میان ایالات متحده با جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای تهران مشارکت خواهد داشت.
او که در مسیر بازگشت از فلوریدا به کاخ سفید با خبرنگاران سخن میگفت، مذاکرات سهشنبه در ژنو را «بسیار مهم» ارزیابی کرد و افزود: «ایران خواهان توافق است. امیدوارم ایران به شیوهای معقول عمل کند. فکر نمیکنم ایران بخواهد با عواقب عدم دستیابی به توافق روبهرو شود.»

ترامپ در پاسخ به خبرنگاران درباره توان جمهوری اسلامی در به نتیجه رساندن مذاکرات گفت: «معمولا ایران مذاکرهکننده بسیار سرسختی است. آنها مذاکرهکنندگان خوبی هستند یا بد؟ من میگویم بد هستند، چون ما میتوانستیم بهجای اینکه B2ها را برای از بین بردن توان هستهایشان بفرستیم، به یک توافق برسیم، اما در نهایت مجبور شدیم B2ها را بفرستیم. امیدوارم که منطقیتر باشند.»
او در پایان تاکید کرد: «آنها میخواهند به توافق برسند.»

روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی نوشت بحران ایران عملا به زمین بازی محبوب ترامپ بدل شده که در آن رییسجمهوری آمریکا در موقعیتی ایدهآل قرار دارد، زیرا در قبال ایران دستش باز است و میتواند به هر سو حرکت کند.
والتر راسل مید در یادداشتی که دوشنبه ۲۷ بهمن در روزنامه والاستریت ژورنال منتشر کرد، نوشت گروه ضربتی ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» ماه گذشته در دریای کارائیب گشت میزد، زمانی که نیروهای آمریکایی نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، را بازداشت کردند. اکنون و در حالی که بنبست طولانیمدت میان ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای تازه و خطرناک میشود، بزرگترین ناو هواپیمابر جهان راهی خاورمیانه شده است.
بهنوشته راسل مید، ممکن است که برای برخی دولت ترامپ بیپروا، ناکارآمد و حتی دلقکمآب به نظر برسد، اما در عین حال این دولت میتواند به شکلی شگفتانگیز موثر هم باشد.
کاراکاس از زمانی که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ ونزوئلا را به مسیر فروپاشی برد—آن هم با تشویق بخشهایی از چپ آمریکا که چاویسم را «سوسیالیسمی که بالاخره جواب میدهد» میدانستند—به معضلی برای روسایجمهوری آمریکا بدل شد. در حالی که افول اقتصادی موجی از پناهجویان را به آنسوی مرزها راند و پیوند دولت با کارتلهای مواد مخدر بحران را تشدید کرد، ونزوئلا به کوبای سوسیالیستی یارانه داد و به پناهگاهی برای رقبای روسی و ایرانی آمریکا تبدیل شد.
در برابر این تحولات، بیل کلینتون، جورج بوش پسر، باراک اوباما و جو بایدن پاسخی موثر نداشتند. اما در دوره ترامپ، مادورو دستگیر و زندانی شد، جریان نفت به هاوانا قطع شد و دولت ونزوئلا پیش از هر تصمیم مهم با نگرانی به واشینگتن مینگرد.
بهنوشته والاستریت ژورنال اکنون که ابزار اصلی سقوط مادورو به سوی ایران در حرکت است، توجه جهان به برنامههای ترامپ برای قدیمیترین و سرسختترین دشمن آمریکا در خاورمیانه معطوف شده است و تحلیلگران با تبوتاب درباره تصمیم و اقدام ترامپ گمانهزنی میکنند.
نویسنده این یادداشت تاکید کرده که پیشبینی نتیجه بحران ناممکن است و حتی خود دونالد ترامپ نیز احتمالا نمیداند در نهایت چه خواهد کرد.
بهنوشته والتر راسل مید، یکی از کلیدهای روش دیپلماتیک او ایجاد موقعیتهایی است که تنها خودش قدرت اتخاذ تصمیمی سرنوشتساز را داشته باشد؛ تصمیمی که برای دیگر کشورها اهمیتی حیاتی دارد و آنها را به رقابت برای جلب رضایت او وامیدارد.
او نوشت در حال حاضر، ترامپ در موقعیتی ایدهآل قرار دارد. در قبال ایران دستش باز است و میتواند به هر سو حرکت کند. میتواند به سمت تغییر رژیم برود. میتواند توافقی ضعیف با تهران بپذیرد و آن را پیروزی جلوه دهد. میتواند مانند جنگ ۱۲روزه، اجازه دهد اسرائیل بخش عمده کار سخت را انجام دهد و در پایان برای کسب اعتبار وارد صحنه شود. حتی میتواند به روحانیون حاکم در تهران فرصتی تازه برای بقا بدهد.
همه کسانی که دغدغه ایران یا نفت آن را دارند، میدانند ترامپ قدرت آن را دارد که معادلاتشان را برهم بزند. مخالفان و حامیان توافق با ایران، اسرائیلیها، قطریها، روسها، چینیها، اروپاییها و ترکها، همه در انتظار تصمیم ترامپ هستند.
بهنوشته راسل مید، موضوع فقط اهرم فشار نیست، بلکه جایگاه است. وقتی سرنوشت کشوری که برای منطقه و بازار جهانی نفت حیاتی است به تصمیم او وابسته باشد، ترامپ به قابلمشاهدهترین و قدرتمندترین رهبر جهان بدل میشود. دیگران حرف میزنند؛ او تصمیم میگیرد.
مساله همچنین «امتیاز رسانهای» است. هرچه تحلیلگران بیشتر درباره نیت او گمانهزنی کنند و بازارهای مالی و سیاستگذاران جهانی بیشتر بکوشند مقصود او را از میان سخنانی—که اغلب عامدانه گمراهکننده است—استخراج کنند، سلطه ترامپ بر اخبار بیشتر میشود. پس از نزدیک به یک دهه حضور پررنگ در سیاست جهانی، باید پذیرفت که این سلطه برای او قدرتآفرین است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، در حالی که ترامپ پیشنهادهای مختلف را میسنجد و از اعتباری که بحران برایش به همراه دارد لذت میبرد، دشوار است تصور کنیم بخواهد این نمایش را بهسرعت پایان دهد. از دید او، شاید تنها نقطهضعف بحران ایران این باشد که نمیتواند تا ابد ادامه یابد.
او میتواند با حفظ وضعیت موجود هم سود ببرد، اما در نهایت باید انتخاب کند. اما انتخابها با خطر و هزینه همراهاند. به محض آنکه مسیری را برگزیند، گزینههای باقیمانده محدود میشوند. حمله به ایران خطر یک جنگ طولانی را دارد. پذیرفتن توافقی که از ترس جنگ طولانی تحمیل شود، میتواند او را در داخل ضعیف و در خارج بیاعتبار جلوه دهد.
بهنوشته والاستریت ژورنال در چنین شرایطی، اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه منطقی به نظر میرسد. ترامپ بهتدریج تنش را بالا میبرد، در حالی که یک گروه ضربتی ناو هواپیمابر بهآرامی از دو اقیانوس عبور میکند. این روند گزینههای او را باز نگه میدارد و همزمان برتری روانی و نظامیاش را بر حاکمان کشورهای خلیج فارس، اسرائیلیها و هرکسی که نگران قیمت نفت یا امنیت دریاهاست افزایش میدهد.
والتر راسل مید در پایان تحلیل خود تاکید کرده که ترامپ در ایران با برخی از زیرکترین و سرسختترین رقبای خود روبهروست و در مقابل، روحانیون حاکم در تهران با غیرقابلپیشبینیترین و تهاجمیترین رهبر آمریکا از زمان به قدرت رسیدنشان مواجهاند.
همزمان با فرا رسیدن چهلمین روز کشته شدن جانباختگانِ نخستین روزهای اعتراضهای اخیر در ایران، فهرستی شامل نام ۴۰۰ نفر از «کارگران و مزدبگیران» که در جریان این اعتراضها به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند، منتشر شد.
«پژواک کار ایران» که خود را رسانه خبری «کنفدراسیون کار ایران-خارج از کشور» معرفی میکند، با انتشار بیانیهای تاکید کرد است که زندگی هر کدام از افراد مندرج در این فهرست با «کار روزانه، دستمزد ماهانه و دغدغههای معیشتی» اداره میشد.
این گزارش ترکیب اجتماعی متنوع جانباختگان را نشاندهنده حضور گسترده اقشار مختلف نیروی کار، از کارگران کارخانه و ساختمانی تا معلمان، پرستاران، رانندگان، کارمندان، پزشکان، فروشندگان، استادان دانشگاه، کارگران فصلی و کودکان کار، در این اعتراضها ارزیابی کرده است.

تهیهکنندگانِ فهرست معتقدند این گستردگی بیانگر آن است که اعتراضات دی صرفا واکنشی مقطعی یا محدود به یک جریان سیاسی خاص نبود، بلکه ریشه در بحران عمیق اقتصادی و معیشتی دارد که در سالهای اخیر با تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامنی شغلی تشدید شدهاند.
در این گزارش همچنین به الگوی سرکوب، از جمله شلیک مستقیم گلوله جنگی، تیراندازی به سر و سینه معترضان، فشار بر خانوادهها و ارعابافکنی برای جلوگیری از دادخواهی اشاره شده است.
«کنفدراسیون کار ایران – خارج از کشور»، شبکهای از فعالان کارگری ایرانی در تبعید است که درباره وضعیت نیروی کار در ایران فعالیت و اطلاعرسانی میکند.

مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، اعلام کرد واشینگتن و اورشلیم در قبال ایران «کاملا همسو» هستند. همزمان لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه که به اسرائیل سفر کرده نیز تاکید کرد که بین اسرائیل و آمریکا در مورد ایران «هیچ فاصلهای» وجود ندارد.
هاکبی دوشنبه ۲۷ بهمن و در آستانه دور تازه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در ژنو، در جمع رهبران گروههای یهودی آمریکایی در نشست سالانه «کنفرانس روسای سازمانهای بزرگ یهودی آمریکا» در اورشلیم گفت هفته گذشته در واشینگتن در دیدارهایی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشت، حضور داشته است.
او تاکید کرد: «ایالات متحده و اسرائیل درباره ایران کاملا همسو هستند. ایران نمیتواند به برنامه هستهای و موشکی بالستیک خود ادامه دهد. ایران فقط مشکل اسرائیل نیست؛ مشکل جهان است.»
هاکبی افزود: «۴۷ سال است که ایران شعار مرگ بر آمریکا میدهد. پیش از آن میگوید مرگ بر اسرائیل، اما فقط چون اسرائیل سر راه است.»
هاکبی همچنین گفت شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی و حزبالله در بخشهایی از آمریکای جنوبی فعالاند.
سفیر ایالات متحده در اسرائیل با اشاره به مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی اسلامی گفت نمیداند آیا دور جدید مذاکرات میتواند تهدیدهای ناشی از برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی منطقهای را برطرف کند یا نه.
او افزود: «مذاکرات در جریان است. اما آیا این هفته چیزی از آن بیرون میآید که صلح به ارمغان بیاورد؟ تردیدهای جدی وجود دارد که تهدید هستهای، برنامه بالستیک و تامین مالی تروریسم از سوی حکومت ایران برطرف شود. اما اگر ایران بهدلیل درک پیامدهای عدم اقدام، حاضر به انجام این کار باشد، خوشحال خواهم شد.»
لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه و از متحدان نزدیک ترامپ، نیز پس از دیدار با نتانیاهو و نفتالی بنت در تلآویو درباره مذاکرات سخن گفت و اظهار داشت برای «اطمینانبخشی به مردم اسرائیل» به این کشور رفته است.
او تاکید کرد میان آمریکا و اسرائیل درباره ایران «هیچ فاصلهای» وجود ندارد.
گراهام افزود: «در مرحله تصمیمگیری، صحبت از هفتههاست نه ماهها.»
لیندسی گراهام رهبری جمهوری اسلامی را ضعیفترین حالت خود از سال ۱۳۵۷ به اینسو توصیف کرد و به اقتصاد آسیبدیده، تضعیف نظامی و اعتراضهای ضدحکومتی در ایران اشاره کرد.
پیشتر، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامیگفته بود: «میتوان با احتیاط نتیجه گرفت که موضع آمریکا در موضوع هستهای ایران واقعبینانهتر شده است.»
هیات آمریکایی در مذاکرات شامل استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه ترامپ، است. مشخص نیست دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا که در گفتوگوهای جمعه پیش در عمان حضور داشت و با انتقاد مقامهای جمهوری اسلامی روبهرو شد، در این دور از مذاکرات هم حضور خواهد داشت یا نه.
رزمایش دریایی سپاه و استقرار ناو هواپیمابر آمریکا در ۲۴۰ کیلومتری عمان
همزمان با ادامه تقویت نیروهای آمریکایی در منطقه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دوشنبه ۲۷ بهمن در تنگه هرمز رزمایشی نظامی برگزار کرد.
تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد این رزمایش با عنوان «کنترل هوشمند تنگه هرمز» برای آمادگی در برابر «تهدیدهای احتمالی امنیتی و نظامی» برگزار شده است.
براساس این گزارش، مرحله نخست این مانور شامل بهکارگیری «سلاحهای راهبردی» در سه جزیره خلیج فارس بوده است. خبرگزاریهای حکومتی در ایران نیز گزارش دادند که تمرکز رزمایش بر «پاسخ قاطع و جامع نیروهای عملیاتی سپاه به توطئههای ضد امنیتی در عرصه دریایی» بوده است.
جمهوری اسلامی بارها تهدید کرده در صورت تشدید تنشها، تنگه هرمز را مسدود میکند؛ آبراهی راهبردی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
بیبیسی نیز گزارش داد ناو هواپیمابر آمریکایی «یواساس آبراهام لینکلن» در تصاویر ماهوارهای حدود ۲۴۰ کیلومتر دورتر از سواحل عمان دیده شده است. به گزارش نیویورکتایمز، دومین ناو هواپیمابر اعزامی به منطقه «یواساس جرالد آر. فورد» خواهد بود که بههمراه گروه ضربتی خود وارد خاورمیانه میشود.
ارتش ایالات متحده در آستانه مذاکرات برنامهریزیشده با جمهوری اسلامی در ژنو، به تقویت گسترده توان هوایی و دریایی خود در خاورمیانه ادامه میدهد.
شبکههای سیانان و بیبیسی گزارش دادهاند که جابهجایی نیروها و ورود تجهیزات به منطقه با هدف افزایش فشار بر تهران و همچنین فراهم کردن گزینههای نظامی در صورت شکست مذاکرات هستهای انجام میشود.

بهگزارش سیانان و بهنقل از منابع آگاه، تجهیزات نیروی هوایی آمریکا مستقر در بریتانیا، از جمله هواپیماهای سوخترسان و جنگندهها، در حال انتقال به نقاطی نزدیکتر به منطقه هستند و سامانههای پدافند هوایی بیشتری نیز اعزام شده است.
تصاویر ماهوارهای هم نشان میدهند که ۱۲ فروند جنگنده اف-۱۵ آمریکا از ۲۵ ژانویه در پایگاه هوایی موفق السالتی اردن مستقر شدهاند.
گزارش کامل را اینجا بخوانید:
افزایش فشار نظامی آمریکا بر جمهوری اسلامی در آستانه مذاکرات ژنو
رسانه کریستیندِیلی، با استناد به گزارش سازمان «ماده ۱۸» مستقر در بریتانیا که آزادی مذهبی در ایران را رصد میکند، گزارش داد که در جریان سرکوب گسترده اعتراضهای ضدحکومتی در ایران، دستکم ۱۹ مسیحی، از جمله دو نوکیش که در تظاهرات جان باختند، کشتهاند.
بر اساس این گزارش، نادر محمدی، ۳۵ ساله، و زهرا ارجمندی، ۵۱ ساله، از نوکیشان مسیحی در جریان دو تجمع اعتراضی جداگانه در دو شهر دور از هم بر اثر اصابت گلوله کشته شدند.
ماده ۱۸ میگوید که کشتهشدگان مسیحی از شاخههای مختلف مسیحیت در ایران از جمله کلیساهای قومی بهرسمیتشناخته شده و همچنین جوامع زیرزمنی و غیررسمی نوکیشان هستند.
نادر محمدی، ساکن اصفهان، پدر سه کودک خردسال که روز ۱۸ دی برای یک سفر کاری به شهری در شمال ایران رفته بود، در این شهر هدف گلوله قرار گرفتن و سه روز بعد در سردخانهای در همان شهر از سوی خانوادهاش شناسایی شد.

طبق گزارش کریستیندِیلی صورت او به دلیل شدت جراحات قابل شناسایی نبود و اعضای خانوادهاش او را از روی نشانههایی در دیگر اعضای بدنش شناسایی کردند.
این گزارش درباره زهرا ارجمندی نیز نوشته است که او همراه با پسرش به اعتراضها پیوسته بود، اما جایی از او جدا افتاد و به دلیل قطع ارتباطات، آنها نتوانستند یکدیگر را پیدا کنند. ساعتی بعد پسرش او را در حالی که زخمی شده بود یافت و به بیمارستان رساند اما بهدلیل شدت جراحات در آغوش فرزندش جان باخت.
نیروهای امنیتی پیکر زهرا ارجمندی را شش رو در اختیار داشتند و در نهایت مشروط بر اعمال محدودیتهایی در خاکسپاری، پیکر او را تحویل دادند.






