پارلمان اروپا پنجشنبه ۲۳ بهمن قطعنامهای درباره «سرکوب سیستماتیک، شرایط غیرانسانی و بازداشتهای خودسرانه در ایران» تصویب کرد.
این قطعنامه که پیشنویس آن از سوی اعضای گروه سبزها و ائتلاف آزاد اروپا ارائه شده بود، به تشدید سرکوبها در دی ماه گذشته، استفاده از «زور مرگبار»، بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی قهری، شکنجه و قطع اینترنت اشاره کرده و این اقدامات را محکوم میکند.
بر اساس اصلاحیهای که به پیشنویس این قطعنامه اضافه شد، انتخاب جمهوری اسلامی به معاونت کمیسیون توسعه سازمان ملل، و همچنین پیام تبریک دبیر کل سازمان ملل به مناسبت پیروزی انقلاب ۵۷، محکوم شده است.
در متن قطعنامه آمده است که کادر درمان به دلیل درمان معترضان هدف قرار گرفتهاند و بازداشتشدگان از دسترسی به خدمات درمانی و وکیل محروم بودهاند.
در این قطعنامه چند مطالبه مشخص دیده میشود، از جمله: «آزادی فوری و بدون قید و شرط همه بازداشتشدگان سیاسی و معترضان، دسترسی بدون محدودیت نهادهای بینالمللی به مراکز بازداشت، تشدید تحریمها علیه افراد و نهادهای مسئول نقض جدی حقوق بشر، حمایت از جامعه مدنی ایران، از جمله با ابزارهای ارتباط امن و فناوریهای ضدسانسور و همکاری کامل ایران با سازوکارهای پاسخگویی سازمان ملل.»
در بندی دیگر، از تصمیم شورای اتحادیه اروپا برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی استقبال و بر اجرای منسجم آن در سراسر اتحادیه تاکید شده است.

مجله نیویورکر گزارش داد جمهوری اسلامی میکوشد کشتار اخیر در جریان انقلاب ملی را به «فراموشی اجباری» بسپارد و در این مسیر، علاوه بر معترضان مجروح، کادر درمان را نیز تحت فشار قرار داده است. افرادی که شاهد جنایتهای هولناکی بودهاند.
نیویورکر نوشت اعضای کادر درمان در هفتههای اخیر خود به مستندسازی شواهد حملات حکومت به مردم ایران پرداختهاند و برخی مدارک از جمله تصاویر سیتیاسکن مجروحان را در اختیار این مجله قرار دادهاند.
بر اساس این گزارش، بسیاری از بیمارستانهای دولتی در اعتراضات اخیر در عمل به بازوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شدند و مراجعهکنندگان برای درمان را زیر نظر گرفتند و هدف قرار دادند.
شماری از مجروحان در همان بخشهای درمانی بازداشت شدند؛ گاه در حالی که هنوز بیهوش بودند. به برخی دیگر هیچگونه خدمات پزشکی ارائه نشد و بسیاری حتی پیش از رسیدن به بیمارستان دستگیر شدند.
به گزارش نیویورکر، در واکنش به این وضعیت، گروهی از پزشکان و کارکنان بخش درمان در نقاط مختلف کشور، شبکهها و واحدهای پنهانی شکل دادند تا مجروحان اعتراضات را دور از چشم نهادهای امنیتی مداوا کنند.

از درمان آنفلوانزا تا بخیه زخم گلوله
نیویورکر در ادامه به نحوه کمکرسانی یک پزشک با نام مستعار «نرگس» به مجروحان انقلاب پرداخت.
«نرگس» شامگاه ۱۸ دی برای کمک به زنی زخمی راهی یک ساختمان مسکونی شد. این پزشک عمومی که در دهه چهارم زندگی خود است، با بستن روسری دور پای زن معترض کوشید تا جلوی خونریزی ناشی از گلوله را بگیرد و پای او را حفظ کند.
او به نیویورکر گفت: «در عرض ۲۴ ساعت، از درمان بیماران آنفلوانزا به درمان زخمهای جنگی رسیدم.»
از آن پس، تلفن نرگس بیوقفه زنگ میخورد و پیدرپی تماسهای کمک از سوی خانوادهها و آشنایان مجروحان به او میرسید.
او با همکاری یکی از دوستانش گروهی از پزشکان جوان را گرد هم آورد و روند درمان مجروحان را در فضاهایی مانند خانهها، آشپزخانهها و حتی رستورانها سامان داد.
در روزهای بعد، نرگس کولهپشتیاش را با وسایل ضروری پر میکرد؛ مسکنهایی که برخی داروسازان فراهم میکردند و تیغهای جراحی که ناچار بود آنها را در فر یا روی اجاق، ضدعفونی کند.
نیویورکر نوشت او ناچار بود برای ادامه کار درمان، خود را از نظر عاطفی از صحنههای هولناکی که پیشتر هرگز تجربه نکرده بود، جدا کند.
نرگس این وضعیت را «جهنمی» توصیف کرد: نوجوانی ۱۴ ساله با پاهایی نحیف که با ساچمههای فلزی هدف قرار گرفته بود؛ مردی با حفرهای به اندازه توپ تنیس در ساق پا که او در بخیه زدن آن کمک کرد.
جمهوری اسلامی در تعقیب کادر درمان
نیویورکر افزود خطر برای افرادی مانند نرگس «آشکار» است: جمهوری اسلامی نه تنها معترضان، بلکه کسانی را که به آنها یاری رساندهاند نیز تحت تعقیب قرار داده است.
در سایه افزایش تنشها با آمریکا و اسرائیل، تشدید فشارها در ایران بخشی از تلاش گستردهتر حکومت برای به دست آوردن مجدد کنترل خیابانها به شمار میرود.
سامان ضیاظریفی، مدیر اجرایی «سازمان پزشکان برای حقوق بشر»، با اشاره به بازداشت شماری از اعضای کادر درمان در ایران گفت: «حکومت در نبرد برای کنترل روایتهاست و میداند حقیقت چگونه در راهروهای بیمارستانها آشکار میشود.»
نیویورکر نوشت کارکنان بخش درمان در سراسر کشور آمار قربانیان بخشهای خود را به پزشکان و فعالان خارج از ایران رساندهاند و برآوردها نشان میدهد شمار واقعی کشتهشدگان «بسیار بالاتر» از آمار رسمی حکومت است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
کارزار «وحشت خاموش» حکومت
نیویورکر در ادامه گزارش خود به نقل از شماری از پزشکان، وکلا و روزنامهنگاران ایرانی نوشت جمهوری اسلامی پس از کشتار، «کارزار وحشت خاموش» به راه انداخته است.
یک فیلمساز سیوچندساله از تهران گفت خیابانهای پایتخت «از خون شسته شدهاند، اما هنوز غبار مرگ بر آنها نشسته است».
یک کنشگر نیز عکسهایی از ردیف قبرهای تازه برای نیویورکر فرستاده است که بسیاری از آنها تاریخ یکسانی دارند و شمارشان در حاشیه پایتخت پیوسته رو به افزایش است.
گروههای حقوق بشری گزارش دادند موارد بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازی در ایران روندی افزایشی پیدا کرده است.
صنم وکیل، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده چتمهاوس، اقدامات اخیر حکومت را «عملیات پاکسازی به سبک مافیا» خواند و هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد «هرچه سریعتر و موثرتر همه چیز را پاکسازی کند و نظم و وضعیت عادی را بازگرداند».
یک منبع در قوه قضاییه جمهوری اسلامی در مصاحبه با نیویورکر اذعان کرد روند دادرسی عادلانه برای معترضان بازداشتشده عملا وجود ندارد و خانوادهها هیچ راه موثری برای پیگیری وضعیت عزیزانشان ندارند.
به گفته این منبع، والدین نگران، روزانه تماس میگیرند تا بدانند آیا فرزندان ناپدیدشدهشان در میان اسامی محکومان به اعدام ثبت شدهاند یا خیر.
مهرداد محمدنژاد، زندانی سیاسی پیشین، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، نوشت: «با این همه کشته و چشمان کور، کدام کنکور؟ هیچ چیز عادی نیست و عادی نخواهد شد.» او افزود: «کنکور بماند برای زمانی که ایران آزاد شود و پدر ایران به وطن بازگشته باشد.»
این زندانی سیاسی سابق اضافه کرد: «از میان هزاران کشته، چند نفر مانند ما ماهها برای این آزمون مطالعه کرده بودند، اما سهمشان گلوله شد. صندلیهایشان باقی ماند برای خودیها و سهمیهایها. صندلی ما بازماندگان هم بماند برای همانها.»

سفارت آمریکا در عراق اعلام کرد: «آمادهایم تا با فعالیتهای بیثباتکننده ایران مقابله کنیم.»
سفارت آمریکا در بغداد اعلام کرد، دولت عراق باید کاملا مستقل بماند و بر تقویت منافع همه عراقیها متمرکز باشد.
به گفته این سفارتخانه، واشینگتن آماده است از همه ابزارها برای مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران در عراق استفاده کند.

ولادیسلاو هراسکویچ، ورزشکار اسکلتون اوکراین، پس از آن که درخواست کمیته بینالمللی المپیک برای استفاده نکردن از کلاه ایمنی متفاوت خود را نپذیرفت، از رقابتهای المپیک زمستانی کنار گذاشته شد. کلاه ایمنی او به یاد ورزشکارانی طراحی شده بود که در جنگ با روسیه جان خود را از دست دادند.
آسوشیتدپرس در این باره گزارش داد: «کریستی کاونتری، رییس کمیته بینالمللی المپیک، حدود ساعت ۸:۱۵ صبح پنجشنبه و تقریبا ۷۵ دقیقه پیش از آغاز مسابقه اسکلتون مردان، در بالای پیست منتظر هراسکویچ بود. آنها به محلی خصوصی رفتند و گفتوگویی کوتاه داشتند، اما کاونتری نتوانست نظر او را تغییر دهد.»
هراسکویچ هنگام صحبت کوتاه با خبرنگاران، تصمیم فدراسیون بینالمللی بابسلد و اسکلتون را در دست داشت و اعلام کرد به دادگاه حکمیت ورزش (CAS) شکایت خواهد کرد. او گفت: «سخت است که احساسم را بگویم یا به کلمه دربیاورم. فقط پوچی است.»
هراسکویچ با کلاه ایمنی سفارشی به المپیک آمده بود که تصاویر بیش از ۲۰ ورزشکار و مربی اوکراینی جانباخته در جریان جنگ را نشان میداد؛ جنگی که اندکی پس از پایان بازیهای المپیک زمستانی پکن ۲۰۲۲ آغاز شد.
کمیته بینالمللی المپیک دوشنبه شب اعلام کرد این کلاه ایمنی اجازه حضور در مسابقه را نخواهد داشت و به قانونی استناد کرد که هرگونه بیان سیاسی در میدان رقابتهای المپیک را ممنوع میکند. با این حال، هراسکویچ سهشنبه و چهارشنبه در تمرینها همین کلاه را بر سر گذاشت، در حالی که میدانست IOC ممکن است در نهایت مانع حضور او در مسابقه شود.
این رویداد در حالی است که IOC پیشتر از اقدامات مشابه هراسکویچ حمایت کرده بود. زمانی که او پس از چهارمین و آخرین سورتمهسواری خود در المپیک پکن ۲۰۲۲ تابلوی «نه به جنگ در اوکراین» را نشان داد، IOC اعلام کرد که او صرفا خواستار صلح شده و این اقدام را نقض منشور المپیک ندانست.
با این حال مارک آدامز، سخنگوی IOC، چهارشنبه گفت: «ما میخواهیم او رقابت کند. واقعا، واقعا میخواهیم مسابقهاش را داشته باشد. این موضوع بسیار مهم است. ما میخواهیم همه ورزشکاران مسابقه خود را تجربه کنند و هدف همین است. میخواهیم همه ورزشکاران در زمینی عادلانه و برابر رقابت کنند.»
طبق گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، جاویدنام ابوالفضل ترک شامگاه ۱۹ دی در محله شهر ری تهران هدف اصابت چند گلوله قرار گرفت و در درمانگاه خیابان ابن بابویه جان سپرد.
بهگفته دوستان و نزدیکان، این سرباز ۲۰ ساله عاشق حیوانات و پر از شوق زندگی بود.






