نیویورکتایمز: تصاویر ماهوارهای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد
نیویورکتایمز بر اساس تصاویر ماهوارهای گزارش داد جمهوری اسلامی بهسرعت چندین تاسیسات موشکهای بالستیک را که در جریان جنگ ۱۲روزه هدف حمله قرار گرفته بودند، ترمیم کرده است. بر اساس این گزارش، در ماههای گذشته عملیات تعمیر در دهها تاسیسات موشکی، از جمله مراکز تولید، انجام شده است.
کارشناسانی که برنامههای هستهای و موشکی تهران را از نزدیک دنبال میکنند هشدار دادهاند که با توجه به محدود بودن تصاویر ماهوارهای به نمای سطح زمین، میزان واقعی و کامل تعمیرات مشخص نیست.
به نوشته نیویورکتایمز، تصاویر بررسیشده نشان میدهد که برخی تعمیرات در تاسیسات موشکی مدت کوتاهی پس از حملات آغاز شده است؛ موضوعی که حاکی از آن است که جمهوری اسلامی تولید موشک را بهعنوان اولویت کوتاهمدت خود در نظر گرفته است.
سم لیر، پژوهشگر مرکز مطالعات منع گسترش سلاحهای هستهای جیمز مارتین در کالیفرنیا، گفت: «تمرکزی که بر بازسازی برنامه موشکی گذاشته شده، در تضاد با وضعیت برنامه هستهای است.»
او افزود که تاسیسات آزمایش موشکی شاهرود با سرعت زیادی بازسازی شده و گمان میرود ظرف چند ماه پس از حملات دوباره عملیاتی شده باشد. به گفته او، زمانی که ماه گذشته برف بارید، جادههای این تاسیسات بهسرعت پاکسازی شد و برف از روی سقفها آب شد که نشاندهنده فعال بودن سایت است.
این پژوهشگر تاکید کرد: «شاهرود بزرگترین و جدیدترین مرکز تولید موشکهای سوخت جامد ایران است، بنابراین منطقی است که بیشترین توجه به آن معطوف شده باشد.»
در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.
همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رییسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانیها هیچوقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچوقت هم مذاکرهای را نباختهاند.»
اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن بهجای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟
بر اساس این گزارش، ترامپ در ماههای گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».
این مواضع، بهویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا بهتدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت.
به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»
بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، بهعنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».
به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند.
بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.
در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحرانساز باقی مانده است.
از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.
هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
به گزارش تایمز اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در عمان، از «انباشت شرایط» برای فروپاشی حکومت ایران سخن گفت و کابینه امنیتی اسرائیل را زودتر از موعد تشکیل داد؛ مذاکراتی که اسرائیل شانس موفقیت آن را اندک میداند.
بر اساس این گزارش، قرار بود نشست کابینه امنیتی روز یکشنبه برگزار شود، اما نتانیاهو تصمیم گرفت آن را به پنجشنبه منتقل کند؛ تصمیمی که همزمان با تشدید تنشها و لفاظیهای متقابل حکومت ایران و آمریکا اتخاذ شد. قرار است عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در مسقط با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ارشد آمریکا، درباره برنامه هستهای ایران گفتوگو کند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل توضیحی درباره جزئیات این نشست ارائه نکرد، اما رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که نتانیاهو در جلسات غیرعلنی کنست تاکید کرده است مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی در حال شکلگیری است که میتواند ایران را به نقطهای بحرانی نزدیک کند؛ هرچند او اذعان کرده که مشخص نیست این شرایط بهتنهایی برای سقوط حکومت کافی باشد. نتانیاهو همچنین هشدار داده که هرگونه حمله ایران به اسرائیل با «پاسخی قدرتمند» روبهرو خواهد شد.
به نوشته تایمز اسرائیل، نخستوزیر اسرائیل در عین حال بر «هماهنگی بسیار نزدیک» با ایالات متحده تاکید کرده، اما گفته هنوز نمیتوان پیشبینی کرد دونالد ترامپ در نهایت چه تصمیمی درباره ایران خواهد گرفت. ترامپ نیز در اظهاراتی جداگانه گفته است ایران به این دلیل پای میز مذاکره آمده که نمیخواهد هدف حمله نظامی قرار گیرد و بار دیگر از حرکت «ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه سخن گفته است.
در تهران، مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که مذاکرات عمان صرفاً بر موضوع هستهای متمرکز خواهد بود و ایران حاضر نیست درباره برنامه موشکی یا فعالیتهای منطقهای خود گفتوگو کند. سخنگوی وزارت خارجه حکومت ایران گفته تهران با هدف دستیابی به «تفاهمی عادلانه و محترمانه» وارد گفتوگو میشود. در مقابل، واشینگتن تاکید کرده که برای رسیدن به توافقی معنادار، موضوعاتی چون برنامه موشکی، حمایت جمهوری اسلامی از گروههای مسلح منطقه و وضعیت حقوق بشر نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
تایمز اسرائیل همچنین گزارش داده که برخی کشورهای مسلمان از جمله عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان، امارات متحده عربی و پاکستان در تلاشاند چارچوبی برای یک «پیمان عدمتجاوز» میان ایران و آمریکا ارائه کنند؛ پیشنهادی که هنوز مشخص نیست در مذاکرات عمان مطرح شود. به گفته منابع دیپلماتیک، حکومت ایران با گسترش ترکیب مذاکرات و حضور کشورهای دیگر مخالفت کرده و همین امر باعث انتقال محل گفتوگوها از ترکیه به عمان شده است.
در مجموع، ارزیابیهای اسرائیل همچنان محتاطانه است. مقامهای این کشور معتقدند شکافها میان تهران و واشینگتن عمیق است و مذاکرات میتواند به ابزاری برای خرید زمان از سوی ایران تبدیل شود؛ به همین دلیل، گزینههای نظامی همچنان از نگاه اسرائیل روی میز باقی مانده است.
دولت حزب کارگر بریتانیا به رهبری کییر استارمر بهدلیل تعلل در تروریستی اعلامکردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موجی از انتقادها روبهرو است؛ همزمان گزارشها از فروش کالاهای تبلیغاتی حامی گروههای تروریستی در یک مرکز اسلامی مستقر در لندن خبر میدهند.
بر اساس گزارش پنجشنبه ۱۶ بهمن فاکسنیوز، اواخر ژانویه، مقامهای بریتانیایی تحقیق درباره فعالیتهای «مرکز اسلامی انگلستان» در لندن را آغاز کردند. بهگفته منابع آگاه، این مرکز در یک بازارچه در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ اقدام به فروش اقلامی با مضامین حمایتی از جمهوری اسلامی، حزبالله لبنان و سپاه پاسداران کرده است.
پایگاه رژیم و شبکه نفوذ
پتکین آذرمهر، کارشناس بریتانیایی-ایرانی، به فاکسنیوز گفت مرکز اسلامی انگلستان «پایگاه رژیم» است. به گفته او، رییس این مرکز مستقیم از سوی علی خامنهای، دیکتاتور تهران، منصوب میشود و متن حکم در مراسم افتتاحیه بهصورت علنی قرائت میشود.
به گفته آذرمهر این مرکز برای ترویج «اسلام سیاسی» جمهوری اسلامی و جذب شهروندان ناراضی بریتانیایی که برای آموزش به ایران اعزام میشوند، بهکار میرود.
اما شوبرت، پژوهشگر «انجمن هنری جکسون» بریتانیا، به فاکسنیوز گفت مرکز اسلامی انگلستان یک نهاد فعال و بخشی از «اکوسیستم نفوذ دولتی جمهوری اسلامی» در بریتانیا است که در قلب آن سپاه پاسداران قرار دارد. او هشدار داد تعویق در تروریستیخواندن سپاه، به شبکههای مخاصم اجازه میدهد زیر پوشش جامعه مدنی و حیات مذهبی به فعالیت ادامه دهند.
دیلی تلگراف اواخر ژانویه گزارش داد مقامهای بریتانیا در حال بررسی فروش قابهای تلفن همراه منتسب به حزبالله لبنان و جاسوئیچیها با تصاویر حمایتی از جمهوری اسلامی در این مرکز هستند. بریتانیا پیشتر حزبالله را در لیست تحریمهای خود قرار داده است.
طبق این گزارش، اقلام یادشده در بازارچه ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ عرضه شدهاند؛ از جمله جاسوئیچیای با عبارت «با لطف خدا، سیدعلی [خامنهای] رهبر ماست». این در حالی است که تنها هفته بعد حامنهای شخصا دستور کشتار هزاران معترض ایرانی را صادر کرد.
همچنین برچسبهایی از قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده سپاه پاسداران، در این بازارچه دیده شده است؛ فردی که بنا به اعلام دولت آمریکا مسئول قتل بیش از ۶۰۰ نیروی نظامی بوده و با دستور دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۰ در عراق هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
این گزارش در حالی منتشر میشود که با تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن، استارمر، نخستوزیر بریتانیا، جمعه ۹ بهمن اعلام کرد لندن از تلاشهای آمریکا برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و مقابله با سرکوب خونین معترضان حمایت میکند.
استارمر در جریان سفر به چین، در گفتوگو با بیبیسی این اهداف را «حیاتی» و سرکوب معترضان را «غیرقابل قبول» خواند؛ موضعی که همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و هشدار ترامپ درباره پایان فرصت مذاکره با تهران مطرح شد.
فعالیت در پوشش خیریه و دریافت کمک از دولت بریتانیا
مرکز اسلامی انگلستان بهعنوان یک نهاد خیریه ثبتشده فعالیت میکند. سخنگوی کمیسیون خیریه بریتانیا به فاکسنیوز گفت در چارچوب تحقیقات قانونی در جریان، نگرانیها درباره اقلامی که از سوی اشخاص ثالث در رویدادی برگزارشده در محل این خیریه عرضه شده بود، با متولیان مرکز در میان گذاشته شده است. او تاکید کرد هرگونه ارتباط میان خیریهها و افراطگرایی یا تروریسم «نفرتانگیز» بوده و به اعتماد عمومی به بخش خیریه آسیب میزند.
در مقابل، آذرمهر این روند را ناکارآمد خواند و گفت کمیسیون خیریه طی پنج سال گذشته بدون صدور تصمیم مشخص یا ارائه بهروزرسانی معنادار، تنها به «بررسی» پرونده بسنده کرده و مرکز اسلامی انگلستان همچنان به فعالیتهای خود ادامه میدهد. به گفته او، نخستین رییس این مرکز، محسن اراکی، اکنون عضو مجلس خبرگان جمهوری اسلامی و از چهرههای محوری در ترویج قدرت نرم جمهوری اسلامی در خارج از کشور است و اعضای خانوادهاش تابعیت بریتانیا دارند.
آذرمهر همچنین گفت دولت پیشین بریتانیا، که آلیسیا کرنز در آن نقش داشت، در دوران همهگیری کرونا بیش از ۱۰۰ هزار پوند کمک حمایتی به این مرکز پرداخت کرده است.
اتحادیه اروپا هفته گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ اقدامی که پیشتر از سوی آمریکا، کانادا و استرالیا نیز انجام شده بود.
در واکنش به این تحولات، نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات بریتانیا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وقتی در بریتانیا شعار حمایت از رژیم قلدر ایران سر داده میشود، ما به عنوان یک ملت با مشکل جدی روبهرو هستیم.»
بنیاد دفاع از دموکراسیها در آستانه مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در مسقط با انتشار مطلبی تاکید کرد که عمان یک میانجی «قابل اعتماد» برای واشینگتن نیست و انتخاب این کشور برای میزبانی مذاکرات «میتواند برای مذاکرهکنندگان آمریکایی دردسرساز باشد.»
در این مطلب تحلیلی که پنجشنبه ۱۶ بهمن منتشر شد، آمده است که گفتوگوهای برنامهریزیشده در مسقط میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در جمعه نقش منطقهای میزبان آنها، یعنی سلطنت عمان، را برجسته کرده است.
نویسندگان این مطلب تاکید کردند که در حال حاضر، عمان بهعنوان یک مرکز کلیدی برای یکی از «خطرناکترین نیروهای نیابتی ایران»، یعنی حوثیها در یمن، عمل میکند.
بر اساس این تحلیل، انتخاب عمان بهعنوان محل برگزاری این گفتوگوها، که قرار بود در ابتدا به میزبانی ترکیه برگزار شود، میتواند برای مذاکرهکنندگان آمریکایی دردسرساز باشد، زیرا ایالات متحده در پی پیشبرد یک دستور کار گسترده است که برنامه موشکهای بالستیک ایران و حمایت این کشور از نیروهای نیابتی تروریستی منطقهای، از جمله حوثیها، را نیز در بر میگیرد.
در مطلب بنیاد دفاع از دموکراسیها آمده که در مقابل، حکومت ایران میخواهد مذاکرات را به قالبی دوجانبه و صرفا متمرکز بر برنامه هستهای خود محدود کند، آن هم با میانجیگری کشوری که مدتهاست تسهیلگر و حامی حکومت ایران و نیروهای نیابتیاش بوده است.
در روزهای اخیر خبرهای ضد و نقیضی از برگزاری دور جدید مذاکرات تهران و واشینگتن منتشر شد. در نهایت، اعلام شد عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، جمعه ۱۷ بهمن در عمان دیدار خواهند کرد.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۱۵ بهمن اعلام کرد دستیابی به نتیجهای معنادار در مذاکرات با جمهوری اسلامی مستلزم محدود نماندن گفتوگوها به پرونده هستهای است و برنامه موشکی، گروههای نیابتی و نحوه برخورد حکومت با مردم ایران نیز باید در دستور کار قرار گیرند.
این در حالی است که مقامهای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند تنها در خصوص پرونده هستهای و موضوع مناقشهبرانگیز غنیسازی اورانیوم حاضر به مذاکره هستند.
عمان، شریان مالی ایران
در ادامه این مطلب به «شکوفایی روابط اقتصادی میان تهران و مسقط» اشاره شده و تاکید شده است که عمان از دیرباز بهعنوان شریان مالی ایران عمل کرده و حتی در اوج تحریمهای ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی، عمان روابط تجاری قدرتمند خود با تهران را حفظ کرد.
این بنیاد به نتایج برجام اشاره کرد و افزود که مسقط تسهیلکننده بازگرداندن میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران از طریق بانک خود بود و بانکهای ایرانی تحریمشده به دلیل تامین مالی تروریسم، مانند بانک صادرات و بانک ملی ایران، همچنان در عمان به فعالیت خود ادامه دادهاند و دسترسی مداوم تهران به نظام مالی بینالمللی را فراهم کردهاند.
حمایت عمان از نیروی نیابتی جمهوری اسلامی
در ادامه مطلب بنیاد دفاع از دموکراسیها آمده که حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی دفتری در مسقط دارند که ریاست آن بر عهده مذاکرهکننده ارشد این گروه، محمد عبدالسلام، است که از سوی آمریکا به عنوان یک «تروریست» شناخته میشود.
این بنیاد اضافه کرد: «در حالی که این دفتر ظاهرا برای امکانپذیر ساختن گفتوگوها میان این گروه تروریستی مورد حمایت ایران و طرفهای واسط ایجاد شده است، اما دورهای پیاپی تحریمهای ایالات متحده نشان دادهاند که حوثیها از عمان برای انجام فعالیتهای مالی و تامین تسلیحات استفاده میکنند. ارزش شبکه عبدالسلام بهتنهایی حدود یک میلیارد دلار برآورد میشود.»
نویسندگان این مطلب به گزارش هیات کارشناسان سازمان ملل متحد درباره یمن در سال ۲۰۲۵ اشاره کردند که بر اساس آن، عمان به گذرگاه محمولههای متعدد تسلیحاتی برای حوثیها تبدیل شده است.
آنان از دولت ترامپ خواستند که اگر عمان از گسستن روابط خود با جمهوری اسلامی و گروه نیابتیاش خودداری کند، ایالات متحده باید افراد و نهادهای مالی عمانی را بهدلیل دور زدن تحریمها مورد تحقیق قرار دهد.