رسانههای عراقی از افزایش احتمال رویارویی نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا خبر دادند.
پایگاه خبری بغدادالیوم به نقل از کارشناسان عراقی نسبت به وضعیت این کشور در سایه تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن ابراز نگرانی کرده است.
جزییات بیشتر با تروسکه صادقی، روزنامهنگار

ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند منطقه هفت تیر مشهد یکی از کانونهای اصلی تجمع معترضان در جریان انقلاب ملی بود و نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با خشونتی بیسابقه و با استفاده از تیر جنگی، مردم را هدف قرار دادند.
انقلاب ملی ایرانیان گستردهترین موج اعتراضات ضدحکومتی علیه جمهوری اسلامی را از زمان تاسیس آن در سال ۱۳۵۷ رقم زد.
حاکمیت در واکنش، خشونت افسارگسیخته را در دستور کار قرار داد و به قتلعام شهروندان روی آورد.
بر اساس یکی از ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال، مردی جوان که سن او بین ۲۶ تا ۳۰ سال برآورد میشود، شامگاه ۱۸ دی مقابل کلانتری بلوار هفت تیر مشهد هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
روایتهای مردمی متعدد از کشته و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان در این مکان در جریان اعتراضات اخیر حکایت دارند.
ویدیوی دیگری نیز که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، روایتگر لحظات هولناک هدف قرار گرفتن یک معترض از ناحیه گردن در بلوار هفت تیر مشهد است.
شاهدان عینی به ایراناینترنشنال گفتند تیراندازیها غالبا از کلانتری هفت تیر، برج آرمیتاژ و پشتبام رستوران مرادی در ابتدای بلوار به سوی مردم معترض انجام گرفته است.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد شدت تیراندازی در این منطقه به حدی بوده که معترضان ناچار شدند به هر شکل ممکن برای در امان ماندن از رگبار گلولهها پناه بگیرند.
حمید مهدوی، آتشنشان ۳۸ ساله، یکی از قربانیان تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی در منطقه هفت تیر مشهد بود.
تصاویر منتشرشده از او در حال کمکرسانی به یک شهروند مجروح و حمل او بر پشت خود، بازتاب گستردهای در میان مردم ایران داشت و بسیاری او را «قهرمان» نامیدند.
پیشتر یک مخاطب ایراناینترنشنال با ارسال پیامی منطقه پیرامون کلانتری هفت تیر در جریان اعتراضات ۱۸ دی را «میدان جنگ» توصیف کرد و گفت: «تمام خیابان پر از خون بود.»
به گفته این شهروند، شامگاه ۱۹ دی جمعیت بیشتری به خیابانها آمدند، اما شدت سرکوب افزایش یافت و تیراندازیها بهصورت پیاپی و «کور»، نه تنها به سوی مردم، بلکه به در و دیوار و خودروهای عبوری نیز انجام میشد.

یک شاهد عینی دیگر نیز که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی مشهد شرکت کرده بود، از تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوب و کشتار گسترده معترضان با استفاده از شمار زیادی تکتیرانداز خبر داد.
به گفته یک زن معترض، تجمعات ضدحکومتی و سرکوب خونین مردم در مشهد شامگاه ۲۰ دی نیز ادامه یافت.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.

بنابر اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، پژمان نوروز رجبی، ورزشکار موتورکراس، ۲۷ ساله و مجرد، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در شهر شهسوار مازندران به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
منابع ایران اینترنشنال میگویند جاویدنام پژمان نوروز رجبی، فرزند دوم خانواده بود، مشکل مالی نداشت؛ شغل اصلی او آرایشگری بود، خانه، ماشین شخصی و مغازه داشت، و با موتور خودش در مسابقات موتورکراس کوهستان شرکت میکرد، اما در روز نخست فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به جای حضور در مراسم عروسی رفیق صمیمیاش، ترجیح داد به معترضان بپیوندد و به خیابان رفت.
شاهدان عینی گفتهاند که ماموران سرکوب حدود ساعت ۹.۵ شب ۱۸ دی، در بلوار شیرودی شهسوار، روبری بانک رفاه، او را با گلوله جنگی هدف میگیرند. گلوله از پهلو به طحال او اصابت میکند. با وجود اینکه بیمارستان در نزدیکی محل حادثه بوده، اما به دلیل تصرف بیمارستان توسط نیروهای امنیتی، همراهانش او را با موتور به درمانگاه شهر شیرود میبرند.
پزشک درمانگاه به دلیل کمبود امکانات، نمیتواند کاری برای جراحتهای جاویدنام پژمان نوروز رجبی بکند، در ادامه او را با آمبولانس به بیمارستانی در رامسر منتقل میکنند.
راوی گفته که در بیمارستان رامسر، پژمان را سه ساعت در اتاق عمل نگهداشتهاند. پس از آن خبر جانباختن او را به همراهان اعلام میکنند. نزدیکان جاویدنام میگویند پژمان در حالی در اتاق عمل بیمارستان رامسر جانباخت که هیچ رسیدگی درمانی به او نشده بود «حتی سرم ساده هم به پژمان نزده بودند.»
به گفته آنها، جو بیمارستان رامسر کاملا امنیتی بود، پرستارها زیر فشار ماموران سپاه، نمیتوانستند به مجروحان کمک کنند.
پیکر جاویدنام پژمان نوروز رجبی را دو روز بعد تحویل گرفتند. ماموران برای خانواده شرط گذاشتند او باید ساعت ۴ صبح و پیش از طلوع آفتاب دفن شود، اما خانواده تمام تلاش خود را میکنند و تا ساعت ۸ صبح، پیکر را دفن نمیکنند.
منابع نزدیک به خانواده جاویدنام پژمان نوروز رجبی گفتهاند او عاشق رونالدو و موتور سواری بود، او به طور حرفهای، در مسابقات موتورکراس کوهستان شرکت میکرد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرد تاکنون اسامی ۱۶۳ کودک و نوجوان جانباخته در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه را گردآوری و منتشر کرده است.
این شورا با تاکید بر ضرورت «مستندسازی کامل این جنایت سازمانیافته»، از خانوادههای داغدیده، همکاران و مخاطبان خواست روایت خود از آنچه بر کودکان جانباخته، آسیبدیده یا بازداشتشده گذشته است را از طریق کانالهای ارتباطی شورا ارسال کنند.
در متن این فراخوان آمده است خانوادههایی که فرزندشان جان خود را از دست داده، دچار جراحت شده یا همچنان در بازداشت به سر میبرد، میتوانند با ثبت روایتهای خود به حفظ حقیقت و پیگیری دادخواهی جمعی کمک کنند. شورا اعلام کرده است در کنار خانوادهها ایستاده و دادخواه کودکان جانباخته و آسیبدیده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تاکید کرد ثبت روایتها به معنای «شکستن سکوت و مقابله با انکار رسمی» است و هدف آن جلوگیری از حذف این جنایتها از حافظه عمومی عنوان شده است.
در این فراخوان همچنین از خانوادهها خواسته شده از تهدیدهای نیروهای امنیتی نترسند، به وکلای مستقل مراجعه کنند و نام کودکان خود را رسانهای کنند.
این شورا ثبت روایتها را گامی ضروری برای پیگیری دادخواهی، حفظ حقیقت و جلوگیری از تکرار خشونت علیه کودکان دانسته و اعلام کرده است فهرست کودکان جانباخته که تاکنون در کانال شورا ثبت شده، برای عموم قابل مشاهده است.

سنای استرالیا از دولت این کشور خواست از تحقیقات مستقل درباره نقض حقوق بشر در ایران حمایت و عاملان جنایت علیه غیرنظامیان را پاسخگو کند، تحریمهای هدفمند علیه سرکوبگران را گسترش دهد و برای پایان فوری خشونت، بازگشت کامل اینترنت، توقف اعدامها و حفاظت از غیرنظامیان، دست به عمل بزند.
مجلس سنای استرالیا پنجشنبه ۱۶ بهمن، اعلام کرد با «نگرانی عمیق»، گزارشهای معتبر درباره «خشونت گسترده، بیرحمانه و در بسیاری موارد مرگبار» علیه «معترضان مسالمتآمیز» در ایران را مورد توجه قرار میدهد؛ از جمله گزارشهایی درباره «کشتار کورکورانه غیرنظامیان»، «هدف قرار دادن زنان و کودکان»، «بازداشتهای گسترده» و «سرکوب آزادیهای اساسی از طریق قطع اینترنت و ارتباطات».
این قطعنامه در حالی صادر شد که گروهی از وکلای ایرانی-استرالیایی ساکن ایالت ویکتوریا پیش از این با انتشار بیانیهای، سرکوب «سازمانیافته و مرگبار» معترضان در ایران را محکوم کردند.
در قطعنامه سنای استرالیا همچنین «رنج عمیق، ترس و اندوه» اعضای جامعه ایرانی-استرالیایی به رسمیت شناخته شده و آمده است بسیاری از این شهروندان نتوانستهاند با خانواده و دوستان خود در ایران تماس بگیرند و «روایتها و تصاویر هولناکی از خشونت، سرکوب و فقدان» دریافت کردهاند.
سنای استرالیا در ادامه، همبستگی خود را با مردم ایران و ایرانیان مقیم استرالیا اعلام کرد و «حق همه مردم برای اعتراض مسالمتآمیز، دسترسی به اطلاعات، و زندگی عاری از خشونت و ارعاب دولتی» را تایید کرد.
بر اساس متن ارائهشده، حامیان این قطعنامه سناتور راف چیکونی، رییس کمیته مشترک اطلاعات و امنیت پارلمان استرالیا (نهاد ناظر بر سازمانهای اطلاعاتی این کشور)، سناتور کلر چندلر، وزیر امنیت سایبری در دولت سایه، سناتور دیوید پوکاک و سناتور دیوید شوبرج هستند.
چنین حکومتی در نهایت سقوط میکند
پیش از صدور این قطعنامه، سناتور چیکونی ضمن محکوم کردن «خشونت بیسابقه و هولناک» جمهوری اسلامی علیه مردم ایران، هشدار داد چنین حکومتی در نهایت محکوم به سقوط است.
او خیزش مردم ایران را فراتر از مطالبات اقتصادی توصیف کرد و گفت این اعتراضات بازتاب «نارضایتیهای عمیق و دیرینه از سرکوب، فساد و محرومیت از حقوق بنیادین انسانی» است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
قتلعام سازمانیافته معترضان و مشارکت مستقیم سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی در آن، بیش از هر زمان دیگری مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بینالمللی به چالش کشیده است.
چیکونی پیام استرالیا را در قبال حکومت ایران روشن خواند و گفت استفاده از خشونت علیه غیرنظامیان، خاموش کردن صداهای مخالف و سازوکار نظاممند محروم کردن شهروندان از حقوق بشر، با بیتفاوتی مواجه نخواهد شد.
به گفته این سناتور استرالیایی، مردم ایران در برابر گلولههای جنگی، بازداشتهای گسترده و ارعاب سیستماتیک، «شجاعتی مثالزدنی» از خود به نمایش گذاشتهاند.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، مسعود سهامی و میلاد گنجدوست، دو دوستی بودند که ۱۸ دی در اسلامآباد غرب استان کرمانشاه، با شلیک گلوله جنگی کشته شدند.
مسعود نانآور خانواده و شاگرد مغازه تعویض روغنی و میلاد ورزشکاری ۲۶ ساله و پرستار بود.
پیامهای رسیده حاکی است مسعود سهامی شامگاه ۱۸ دی برای نجات یک دختر پیشقدم میشود و گلوله جنگی میخورد.
مسعود را داخل پتو پیچیدند و به خانه بردند. اما بعد از یک ساعت او را به بیمارستان منتقل کردند. با اینحال جان خود را از دست داد.
جمهوری اسلامی به خانواده فشار آوردند تا مسعود را «بسیجی» معرفی کنند که با مخالفت آنان مواجه شد.
همچنین چند نفر از اعضای خانواده را برای ثبت تعهد احضار کردند تا در تشییع او از بلندگو استفاده نکنند و شعار سر ندهند.
بر اساس گزارشها، ماموران اجازه دفن پیکر مسعود در شهر را ندادند و خاکسپاری او در یک روستا با کمترین تعداد از اعضای خانواده انجام شد.
میلاد گنجدوست نیز ۱۸ دی با شلیک گلوله ماموران حکومتی در اسلامآباد غرب زخمی شد و دو روز بیمارستان بستری بود.
او به دلیل نرسیدن خون و خودداری حکومت از تجهیز بیمارستان با وسایل جراحی، ۲۱ دی جان خود را از دست داد.






