عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، در ایکس به لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، نوشت: «اجازه ندهید رژیمی که بدترین دشمن مردم ایران و یکی از بزرگترین دشمنان آمریکا است، به قتلعام غیرنظامیان ادامه دهد و خاورمیانه را به آتش بکشد.»
او افزود: «ما متحدان آمریکا هستیم و اکنون بیش از هر زمان دیگری به حمایت فوری شما نیاز داریم.»

وبسایت اسرائیلی والا نیوز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورت تصمیم ایالات متحده برای حمله به ایران، این اقدام بهصورت یک عملیات سریع و ضربتی انجام نخواهد شد، بلکه واشینگتن بهدنبال یک حمله چندمرحلهای و چندبعدی است که میتواند هفتهها یا حتی ماهها ادامه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، برخلاف تصور رایج از حملات ناگهانی، آمریکا معمولا پیش از ورود به فاز نظامی، وارد دورهای از «صبر استراتژیک» میشود؛ مرحلهای که در آن فشارها بهتدریج افزایش مییابد و همزمان حوزههای اقتصادی، اطلاعاتی و جنگ سایبری را در بر میگیرد.
والا نیوز نوشت تحلیلگران معتقدند در سناریوی فعلی، آمریکا احتمالا در گام نخست تلاش میکند بدون درگیری نظامی گسترده، زیرساختهای حیاتی ایران را تضعیف کند؛ از جمله از طریق حملات سایبری و الکترونیکی، ایجاد اختلال در سامانههای فرماندهی و ارتباطی و آسیبزدن به شبکههای اقتصادی. هدف از این رویکرد، کاهش توان واکنش جمهوری اسلامی پیش از ورود به مراحل بعدی عملیات عنوان شده است.
این گزارش همچنین به نقش احتمالی حزبالله اشاره کرده و نوشته است اگرچه خطر ورود این گروه به درگیری در سطح یک بحران بزرگ منطقهای وجود دارد، اما چنین اقدامی میتواند برای حزبالله پیامدهایی فاجعهبار و حتی «خودکشیگونه» به همراه داشته باشد و هزینههای بسیار سنگینی را متوجه این گروه کند.

سوگواری همواره ابزاری برای بازتولید نظم جامعه زندگان تلقی شده است. آیینهای جمعی از جمله عزاداری، لحظاتی هستند که جامعه با رجوع به نمادهای مشترک، انسجام خود را ترمیم میکند.
آنچه در سوگواریهای جانباختگان دی ۱۴۰۴ رخ میدهد اما دقیقا وارونه این منطق است: آیینها نه برای ترمیم نظم، بلکه برای افشای فروپاشی آن شکل گرفتند.
این سوگها نه بازگشت به «ما»ی تثبیتشده، بلکه اعلام گسست از آن هستند. جامعه، بهجای آن که از خلال سوگ دوباره با نظم مسلط آشتی کند، از سوگ بهعنوان لحظهای برای نامشروع کردن آن نظم استفاده میکند. از این روست که باید این آیینها را نه «سوگواری»، بلکه نوعی «کنش آیینیِ اعتراضی» فهمید.
سوگ در وضعیت بینابینی
آیینها اغلب در لحظههایی رخ میدهند که معنا در حالت تعلیق است. زمانی که فرد یا جامعه نه کاملا در وضعیت قبلی قرار دارد و نه هنوز به وضعیت تازهای رسیده است. سوگواریهای دی ۱۴۰۴ دقیقا در همین میانه شکل گرفتهاند. این مراسم نه شبیه عزاداریهای شناختهشده است و نه بهطور کامل به جشن شباهت دارد. نه خاموش و فروخورده است و نه صرفا فریاد خشم. آنها در جایی میان اندوه و اعتراض ایستادهاند و از همین موقعیت میانی، معنای تازهای ساختهاند.
رقص در سوگ، موسیقی در تشییع، شبهعروسی برای مردگان جوان و موارد مشابه، همه نشانههای یک وضعیت آستانهایاند: جامعهای که میان زندگی و مرگ، امید و خشم، اندوه و مقاومت، معلق مانده است.
اما تفاوت مهم اینجاست که این تعلیق، منفعل نیست و آستانه، به صحنه مداخله بدل میشود. یعنی جامعه، بهجای عبور آرام از این آستانه، در آن مکث میکند و معنا را بازمینویسد.
بدن سیاسی؛ وقتی بدن سوگوار سخن میگوید
بدن صرفا حامل معنا نیست؛ خود معناست. در این چارچوب، آنچه در رقصهای سوگوارانه دیده میشود، چیزی فراتر از بیان احساسات است.
بدن، در برابر قدرتی که میخواهد آن را به ابژهای خاموش بدل کند، به فاعل تبدیل میشود.
سوگ، به ویژه سوگ فرد کشتهشده به دست حکومت، امری سیاسی است، زیرا تعیین میکند کدام زندگی «سوگپذیر» است.
رقص در این سوگها، اعلان این حقیقت است که این جانها خلاف آنچه حکومت سعی کرد با ایشان بکند، سوگپذیرند، ارزشمندند و مرگشان قابل عادیسازی نیست.
بدن رقصان، در برابر بدن سرکوبشده، به شهادتنامهای زنده بدل میشود.
در ادامه بدن فرد جانباخته، حالا بدن سوگوار است که اطاعت نمیکند: نه مینشیند، نه فرو میریزد، نه خاموش میشود. حرکت، خود مقاومت است.
در این معنا، رقص نه تزیین سوگ، بلکه سیاست بدن است.
صدا در برابر الهیات سکوت
نفی نوحه و دعا و جایگزینی آن با موسیقی، شکل دیگری از سوگواریهای امروز برای جانباختگان وطناند.
این کنار گذاشتن سنتهای مذهبی، شکلی از قطع پیوند با «الهیات سکوت» است.
در منطق رسمی، آیین مرگ باید یا قدسی برگزار شود یا خاموش.
دعاخوانی، وعده معنا در جهانی دیگر است. روشی برای تعلیق خشم و به تعویق انداختن میل به عدالت برای زندگان. اما موسیقی، معنا را به اینجا و اکنون بازمیگرداند.
موسیقی در این آیینها نه تسلی میدهد و نه پاسخ نهایی است، بلکه فقدان را زنده نگه میدارد. این همان چیزی است که قدرت از آن هراس دارد: سوگی که بسته نشود، سوگی که به نتیجه نرسد، سوگی که مطالبه بماند.
جشن جوانان ناکام
شبهعروسیها و آیینهای جشنگون هم شکل دیگری از این سوگواریها هستند.
این گونه مراسم را باید از منظر «سیاست زمان» دید.
مرگ جوانان، فقط حذف یک بدن نیست؛ قطع یک آینده است که میتوانست سرشار از اتفاقها باشد.
این آیینها، زمان از دست رفته را احضار میکنند. جامعه با برگزاری مراسمی که باید در آینده رخ میداد، خشونت را نه در لحظه مرگ، بلکه در تغییر معنای زمان افشا میکند.
در این معنا، سوگ از گذشتهمحور بودن فاصله میگیرد و آیندهمحور میشود.
این سوگ، برای آنچه رخ داده نمیگرید؛ برای آنچه هرگز اجازه نیافت رخ دهد، عزاداری میکند.
این همان نقطهای است که سوگ به نقد ساختاری بدل میشود.
رنگ، نماد و گسست از اقتصاد رسمی معنا
برخی خانوادههای داغدار خلاف رسم سنتی ایران، پوشش سفید را برای مراسم سوگ برگزیدند.
انتخاب سفید بهجای سیاه را هم باید در چارچوب بازی با قدرت فهمید.
سیاه، رنگ سوگ مشروع است. رنگی که نظام معنا آن را مجاز کرده است. خروج از سیاه، خروج از مجوزهای رسمی است.
سفید، در اینجا نه رنگ پاکی مذهبی، بلکه رنگ امتناع است. امتناع از همدلی با روایتی که مرگ را طبیعی جلوه میدهد.
اینجاست که رنگ، به زبان بیصدا بدل میشود. انتخاب رنگ، کنشی است که بدون شعار و بدون بیانیه، نظم نمادین را مختل میکند.
سوگ مدنی در برابر سیاست مرگ
در نهایت، این آیینها را میتوان مقاومت در برابر «سیاست مرگ» دانست: جایی که قدرت تصمیم میگیرد چه کسی بمیرد و مرگش چگونه معنا شود.
سوگواریهای دی ۱۴۰۴ تلاشی هستند برای پس زدن این رویکرد.
این آیینها نمیخواهند مرگ را توجیه کنند، قدسی کنند یا فرد درگذشته را فراموش کنند بلکه میخواهند آن را افشا کنند.
در این معنا، سوگ به کنش بدل میشود؛ کنشی زیباییشناسانه، بدنی، جمعی و عمیقا سیاسی.
سوگواریهای دی ۱۴۰۴ را باید بهمثابه لحظهای نادر در تاریخ معاصر ایران دید: لحظهای که جامعه، حتی در مرگ، از اطاعت سر باز میزند. میرقصد، مینوازد، رنگ عوض میکند، آیینها را میشکند و از دل فقدان، معنا میسازد.
این سوگها پایان نیستند. تعلیق هستند. پروندهای که هنوز بسته نشده و قرار نیست بسته شود.
با اتصال محدود اینترنت، روایتها و تصاویر جدیدی از جنایت و کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان در ۲۰ و ۲۱ دیماه به ایراناینترنشنال رسیده است.
فرنوش فرجی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گزارش میدهد.

در سی و یکمین روز از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، انتشار گزارشهای تکاندهنده از ابعاد گسترده سرکوب معترضان در ایران همچنان ادامه یافت و همچنین نرخ دلار و طلا در بازار آزاد ایران نیز بار دیگر رکوردهای تازهای به ثبت رساند.
روزنامه بریتانیایی گاردین سهشنبه هفتم بهمن در گزارشی درباره کشتار معترضان در ایران نوشت که در جریان این کشتار در سراسر ایران، در سردخانهها و قبرستانها، اجساد روی هم انباشته شده بودند.
بر اساس این گزارش، این اجساد بهحدی بود که بسیاری از بیمارستانها و مراکز پزشکی قانونی از عهده آن برنیامدند و مجبور شدند کامیونهای حامل اجساد را بازگردانند.
گاردین نوشت: «کارکنان گورستانها و پزشکی قانونی از آشفتگی سخن میگویند، همراه با گزارشهایی از فشار مقامات برای دفن سریع و دستهجمعی اجساد بهمنظور پنهانکردن تعداد واقعی کشتهشدگان.»
در یکی از سردخانهها، کارکنان به گاردین گفتند که با چندین کامیون پر از جسد مواجه شدند که بسیار فراتر از ظرفیت سردسازی و نگهداری آن مرکز بود و وقتی کارکنان اعتراض کردند که نمیتوانند این حجم از اجساد را پردازش کنند، دو کامیون حامل اجساد به مکانی دیگر منتقل شد اما وقتی کارکنان سردخانه تلاش کردند پیگیری کنند که اجساد به کجا برده شدهاند، دریافتند که هیچیک از مراکز بزرگ پزشکی قانونی در منطقه آنها را تحویل نگرفته است.
گاردین نوشت: «پزشکان به این موضوع مظنون شدند که این اقدام به دفن دستهجمعی [اجساد] مرتبط است».
آلمان: ایرانیان منتقد حکومت جمهوری اسلامی در معرض خطر قرار دارند
وزارت کشور آلمان اعلام کرد ایرانیان منتقد حکومت جمهوری اسلامی که در آلمان زندگی میکنند، در معرض خطر قرار دارند.
این وزارتخانه در پاسخ به پرسش کتبی مارسل امریش، نماینده حزب سبزها در پارلمان آلمان، نوشت «بهطور منظم گزارشهایی درباره سرکوب فرامرزی» از سوی جامعه ایرانیان خارج از کشور به برلین میرسد. به گفته این وزارتخانه، افراد هدف میتوانند از جمله قربانی حملات سایبری جمهوری اسلامی شوند.
وزارت کشور آلمان تاکید کرده است که دستکم «با یک وضعیت تهدید انتزاعی علیه بخش منتقد حکومت در میان دیاسپورا» مواجه است. این نهاد افزوده که چنین تهدیدهایی بهطور جدی از سوی دستگاههای امنیتی رصد میشود.
بر اساس این پاسخ، دولت آلمان فعالیت نهادهای دولتی خارجی یا عوامل وابسته به آنها در خاک این کشور را «بسیار جدی» تلقی میکند و تحمل نخواهد کرد؛ بهویژه در مواردی که پای تهدید افرادی در میان باشد که در آلمان به دنبال پناه و حفاظت هستند.
همچنین علی کریمی، ستاره پیشین تیم ملی فوتبال ایران در گفتوگویی با روزنامه گاردین درباره نامه سرگشاده به فیفا درباره کشتار و تهدید ورزشکاران بهدست جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان گفت: «ایرانیها طی دههها برای کسب حقوق اولیه خود بهای سنگینی مانند جان و آزادیشان پرداختهاند.»
در این نامه که غیر از کریمی، بهوسیله چند ملیپوش پیشین، مربی و داور فوتبال و تعدادی از روزنامهنگاران ورزشی امضا شده، از جیانی اینفانتینو، رییس فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا)، خواسته شده تا کشتار و بازداشت فوتبالیستها و تهدیدهایی را که علیه بازیکنان در ایران صورت گرفته، محکوم کند.
این مطالبه در قالب نامهای سرگشاده مطرح شده که علاوه بر اینفانتینو، خطاب به روسای بیش از ۲۰۰ فدراسیون ملی عضو فیفا نیز ارسال شده است.
کریمی دراینباره گفته است: «من همیشه خودم را یکی از مردم دانستهام. حالا که کشورم یکی از حساسترین و اندوهبارترین دورههای خود را میگذراند، کمترین کاری که میتوانم انجام دهم این است که صدای مردمم باشم.»
کریمی درباره انقلاب ملی ایرانیان به گاردین گفته که معترضان «امیدوارتر از همیشه» هستند و آنچه میخواهند «آزادی و دموکراسی از طریق صندوق رأی» است.
وزارت خارجه آمریکا ادامه قطعی اینترنت در ایران را محکوم کرد
وزارت خارجه آمریکا با اشاره به ادامه قطع اینترنت در ایران و اجازه حکومت به تاجران برای اتصال ۲۰ دقیقهای به اینترنت در اتاق بازرگانی تحت نظارت ماموران حکومتی، در ایکس نوشت این اقدام «پارانویا و ترس عمیق رژیم جمهوری اسلامی از جریان اطلاعات» را نشان میدهد.
این وزارتخانه در ایکس نوشت: «این اقدام سرکوبگرانه، با هدف جلوگیری از به اشتراک گذاشتن تصاویر اعتراضها با خارج از ایران و ساکت کردن مخالفان است.»
وزارت خارجه آمریکا افزود: «جمهوری اسلامی استفاده کسبه از اینترنت را مورد نظارت قرار میدهد تا هر تلاشی را برای به اشتراک گذاشتن تصاویر اعتراضها، تماس با فعالان، یا دور زدن «اینترنت حلال» حکومت، مسدود کند. این سطح از کنترل فقط سرکوبگرانه نیست، بلکه تلاشی ناامیدانه برای ساکت کردن مخالفتها و جدا کردن ایرانیان از جهان است.»
قیمت دلار در بازار آزاد تهران از ۱۵۰ هزار تومان عبور کرد
قیمت دلار در بازار آزاد تهران رکوردی تازه به ثبت رساند و از ۱۵۰ هزار تومان عبور کرد.
این در حالی است که کمتر از یکماه پیش و پس از نوسانات شدید قیمت دلار، انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی با اعتصاب بازاریان آغاز شد.
همچنین قیمت سکه طلای موسوم به «امامی»، به حدود ۱۸۲ میلیون تومان رسیده است.
افزایش دوباره قیمت دلار در شرایطی است که ۱۶ دیماه، بهای آن در بازار آزاد تهران رکوردی جدید به ثبت رسانده و از ۱۴۷ هزار تومان عبور کرده بود.
پیش از آن، رییسکل بانک مرکزی تغییر کرد تا از افزایش قیمت ارز جلوگیری شود اما در فاصلهای کوتاه از بازگشت عبدالناصر همتی به این سمت، قیمت دلار حدود ۱۰ درصد افزایش یافت.
ایران سفیر ایتالیا را احضار کرد
رسانههای حکومتی در ایران سهشنبه گزارش دادند که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، سفیر ایتالیا را در پی تلاشهای رم برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا، احضار کرده است.
بر اساس این گزارش، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نسبت به «پیامدهای ویرانگر» هرگونه اقدام علیه سپاه پاسداران هشدار داده و از وزیر امور خارجه ایتالیا خواسته است که «رویکردهای نسنجیده خود در قبال ایران را اصلاح کند».
پیشتر آنتونیو تایانی، وزیر امور خارجه ایتالیا، با اشاره به سرکوب گسترده معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان اعلام کرد این کشور از قرار گرفتن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت میکند.
تایانی دوشنبه ششم بهمن در شبکه اجتماعی ایکس نوشت «تلفات سنگینی» که جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر به غیرنظامیان در ایران وارد آورده، «مستلزم پاسخی روشن است».
او افزود پنجشنبه ۹ بهمن در نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل، «در هماهنگی با سایر شرکا» پیشنهاد خواهد داد سپاه پاسداران بهعنوان سازمانی تروریستی اعلام شود.
حمید و وحید ارزانلو، از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان ایران و مالکان شرکت «آیسا مبل کیان»، در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شدند. این شرکت برای دستکم هزار نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم اشتغالزایی کرده است.
گفتوگو با آرش آزرمی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال






