جواد اکبرین، روزنامهنگار، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به دیدگاههای مطرحشده از سوی رامین جهانبگلو گفت جهانبگلو بهعنوان استادی که سالها بر صلح و تغییر مسالمتآمیز تاکید داشته، یادآور میشود که خشونتپرهیزی مقصد نیست، بلکه مسیری است برای رسیدن به اهدافی چون حفظ جان، عدالت و کرامت انسانی.
او افزود در سالهای گذشته، روشنفکران، فیلسوفان و کنشگران مدنی بر پرهیز حداکثری از خشونت برای حفظ جان و کرامت ایرانیان تاکید داشتند، اما به گفته اکبرین، این رویکردها اکنون بهگونهای مورد استفاده حکومت قرار گرفته که امکان سرکوب گسترده و کشتار شهروندان را فراهم کرده و در عین حال، هرگونه واکنش را با برچسب خشونتورزی نفی میکند.
جمعی از ایرانیان مقیم آلمان در اعتراض به آنچه حمایت قطر از حکومت جمهوری اسلامی میدانند مقابل سفارت این کشور در برلین تجمع کردند.
گزارش احمد صمدی، خبرنگار ایراناینترنشنال و گفتوگوی او با نیک جعفرزاده، فعال سیاسی

ایراناینترنشنال برای روشن شدن موضع گرتا تونبرگ در مورد انقلاب ملی ایرانیان، از طریق تماس تلفنی و ایمیل تلاش کرد با او گفتوگو کند، اما او از انجام هرگونه مصاحبه یا اظهارنظر درباره اعتراضات ایران خودداری کرد؛ سکوتی که برای بسیاری، گویاتر از هر پاسخ صریحی است.
گرتا تونبرگ در سالهای اخیر به نماد نسل جدیدی از کنشگران جهانی تبدیل شده است؛ چهرهای که نهتنها درباره بحران اقلیمی، بلکه در موضوعات سیاسی و انسانی نیز مواضعی صریح اتخاذ میکند.
او در یک سال گذشته، بارها با چفیه و پرچم فلسطین در راهپیماییها حاضر شد، پیامهای تندی علیه اسرائیل منتشر کرد و کوشید خود را «صدای قربانیان غزه» معرفی کند.
همین حضور پررنگ، برای بسیاری او را به «الگویی از شجاعت اخلاقی و تعهد انسانی» تبدیل کرد، اما همین تصویر، امروز بهطور جدی زیر سؤال رفته است.
در حالیکه سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، بنا بر گزارشها، به کشته شدن دهها هزار نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر انجامیده است و شمار قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان تشکیل میدهند، گرتا تونبرگ ترجیح داده است سکوت کند؛ سکوتی کامل، بدون حتی یک پیام همدلانه یا اشاره کوتاه.
این سکوت، نه در حاشیه، بلکه در تضاد مستقیم با ادعاهای پیشین او درباره دفاع از جان انسانها قرار دارد.
منتقدان میگویند مساله، دیگر «فراموشی» یا «بیاطلاعی» نیست. گرتا تونبرگ نشان داده است که وقتی بخواهد، میتواند در کوتاهترین زمان ممکن به تحولات جهانی واکنش نشان دهد. بنابراین پرسش اصلی این است: چرا ایران نه؟ چرا وقتی معترضان غیرمسلح در خیابانها کشته میشوند ، بسیاری از کنشگرانی که مدعی عدالت جهانیاند، ناگهان خاموش میشوند؟
این سکوت در بستری رخ میدهد که خود بهشدت سیاسی شده است. دوشنبه ششم بهمن در سوئد، برخی از گروههای حامی فلسطین که طی دو سال گذشته بهطور مستمر در خیابانهای این کشور راهپیمایی میکردند، این بار پرچم جمهوری اسلامی را نیز به تجمعهای خود افزودند؛ اقدامی که در بخشی از شهر گوتنبرگ به حمله به راهپیمایی ایرانیان آزادیخواه انجامید.
برای بسیاری از ایرانیان، این اتفاق نماد روشنی از پیوند خطرناک میان برخی جریانهای بهاصطلاح «ضدجنگ» با یکی از سرکوگرترین حکومتهای منطقه خاورمیانه بود.
در چنین فضایی، سکوت گرتا تونبرگ دیگر یک «عدم موضعگیری» ساده تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان بخشی از یک الگوی بزرگتر دیده میشود: کنشگری انتخابی. الگویی که در آن، برخی قربانیان شایسته همدلی و پوشش رسانهایهستند و برخی دیگر، به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، نادیده گرفته میشوند.
این رویکرد، نهتنها اعتبار اخلاقی چهرههایی مانند گرتا تونبرگ را زیر سؤال میبرد، بلکه اساس مفهوم حقوق بشر جهانی را تضعیف میکند. اگر دفاع از جان انسانها وابسته به جغرافیا، ائتلافهای سیاسی یا روایتهای محبوب باشد، دیگر نمیتوان از «عدالت» سخن گفت؛ آنچه باقی میماند، سیاستورزی با نقاب اخلاق است.
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، در ایکس به لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، نوشت: «اجازه ندهید رژیمی که بدترین دشمن مردم ایران و یکی از بزرگترین دشمنان آمریکا است، به قتلعام غیرنظامیان ادامه دهد و خاورمیانه را به آتش بکشد.»
او افزود: «ما متحدان آمریکا هستیم و اکنون بیش از هر زمان دیگری به حمایت فوری شما نیاز داریم.»

وبسایت اسرائیلی والا نیوز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورت تصمیم ایالات متحده برای حمله به ایران، این اقدام بهصورت یک عملیات سریع و ضربتی انجام نخواهد شد، بلکه واشینگتن بهدنبال یک حمله چندمرحلهای و چندبعدی است که میتواند هفتهها یا حتی ماهها ادامه داشته باشد.
بر اساس این گزارش، برخلاف تصور رایج از حملات ناگهانی، آمریکا معمولا پیش از ورود به فاز نظامی، وارد دورهای از «صبر استراتژیک» میشود؛ مرحلهای که در آن فشارها بهتدریج افزایش مییابد و همزمان حوزههای اقتصادی، اطلاعاتی و جنگ سایبری را در بر میگیرد.
والا نیوز نوشت تحلیلگران معتقدند در سناریوی فعلی، آمریکا احتمالا در گام نخست تلاش میکند بدون درگیری نظامی گسترده، زیرساختهای حیاتی ایران را تضعیف کند؛ از جمله از طریق حملات سایبری و الکترونیکی، ایجاد اختلال در سامانههای فرماندهی و ارتباطی و آسیبزدن به شبکههای اقتصادی. هدف از این رویکرد، کاهش توان واکنش جمهوری اسلامی پیش از ورود به مراحل بعدی عملیات عنوان شده است.
این گزارش همچنین به نقش احتمالی حزبالله اشاره کرده و نوشته است اگرچه خطر ورود این گروه به درگیری در سطح یک بحران بزرگ منطقهای وجود دارد، اما چنین اقدامی میتواند برای حزبالله پیامدهایی فاجعهبار و حتی «خودکشیگونه» به همراه داشته باشد و هزینههای بسیار سنگینی را متوجه این گروه کند.

وبسایت والانیوز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورت تصمیم آمریکا برای حمله به ایران، این اقدام یک عملیات سریع و ضربتی نخواهد بود. ارزیابیها نشان میدهد واشینگتن بهدنبال حملهای چندبُعدی و مرحلهای است؛ عملیاتی که ممکن است هفتهها یا حتی ماهها به طول بینجامد.
براساس این گزارش، برخلاف تصور رایج از حملات ناگهانی، آمریکا معمولاً پیش از ورود به فاز نظامی، وارد دورهای از «صبر استراتژیک» میشود. در این مرحله، فشارها بهتدریج افزایش مییابد؛ هم در حوزه اقتصادی، هم در حوزه اطلاعاتی و هم در میدان جنگ سایبری.
والانیوز همچنین عنوان کرد در سناریوی فعلی نیز تحلیلگران معتقدند آمریکا احتمالاً در گام نخست تلاش میکند زیرساختهای حیاتی ایران را بدون شلیک گسترده گلوله تضعیف کند؛ از حملات سایبری و الکترونیکی گرفته تا ایجاد اختلال در سامانههای فرماندهی، ارتباطی و حتی شبکههای اقتصادی. هدف از این اقدامات، کاهش توان واکنش جمهوری اسلامی پیش از هرگونه درگیری مستقیم است.
براساس این گزارش، در این میان، خطر ورود حزبالله به جنگ در سطح یک بحران بزرگ منطقهای وجود دارد، اما برای این گروه، چنین اقدامی میتواند پیامدهایی فاجعهبار و حتی خودکشیگونه به همراه داشته باشد و هزینههای سنگینی را متوجه خود حزبالله کند.






