از آتش تا گلوله؛ واشینگتنپست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد
واشینگتنپست در گزارشی تازه درباره کشتار در رشت نوشت نیروهای امنیتی دهها معترضِ در حال گریز از این آتشسوزی ویرانگر را به گلوله بستند. این گزارش، حاوی توصیفهایی مشابه با گزارش ایراناینترنشنال است و تایید میکند که نیروهای امنیتی مانع خاموش کردن آتش در بازار شدند.
واشینگتنپست در این گزارش که یکشنبه پنجم بهمن منتشر شد، با بررسی تصاویر موجود نتیجه گرفته است که در جریان آتشسوزی بازار رشت در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، بیش از ۳۰ واحد تجاری در داخل بازار، که به تودهای خاکستری و سوخته تبدیل شد، یا در خیابان شریعتی در بیرون آن، به طور کامل سوختند.
این روزنامه به نقل از شاهدان عینی، روایتی مطابق با آنچه در گزارش ایراناینترنشنال بر اساس روایتهای حاضران در این واقعه، ارائه میدهد و وضعیت را اینطور توصیف میکند: «پس از آنکه بازار روباز دچار آتشسوزی شد، معترضانی که برای پناه گرفتن از نیروهای امنیتی به کوچهها و راهروهای پیچدرپیچ بازار پناه برده بودند، شروع به فرار کردند و با نیروهای یگان ویژه و ماموران لباسشخصی مواجه شدند که بعضی سوار بر موتورسیکلت و بعضی پیاده، و به شاتگان و سلاحهای تهاجمی مجهز بودند. نیروهای امنیتی مستقیم به سمت مردم شلیک میکردند.»
شاهد دیگری به نام سامان به این روزنامه گفته است: «نیروهای امنیتی با کلاشنیکف به داخل بازار شلیک میکردند، وحشتناک بود. تعداد زیادی آدم را کشتند، حتی کسانی را که فقط داشتند فرار میکردند.»
اول گاز اشکآور، سپس شلیک مستقیم
این روزنامه در توصیف آغاز تجمعهای خیابانی در روز پنجشنبه ۱۸ نوشته است: «معترضان خیابانهای جنوب شهر را پر کردند و به سمت مرکز شهر حرکت کردند، راهها را بستند، خودروها را متوقف کردند و بوقها در خیابانها به صدا درآمد.گروهی دیگر نیز از خیابان تختی به سمت جنوب و به سوی بازار حرکت کردند. سیل جمعیت از هر خیابانی که به خیابان اصلی وصل میشد سرازیر میشد. تا حدود ساعت ۸:۳۰ شب اوضاع نسبتاً آرام بود، اما بعد از آن نیروهای امنیتی شروع کردند به شلیک مستقیم به مردم.»
یکی از معترضان حاضر در صحنه به این روزنامه گفته است: «وقتی جمعیت به بازار نزدیک شد، نیروهای امنیتی ابتدا با گاز اشکآور تلاش کردند آنها را متفرق کنند، اما معترضان مصمم بودند پیش بروند. در همین لحظه بود که نیروهای امنیتی شروع کردند به تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت. مردم یکییکی بر زمین میافتادند.»
قتلعام مردم در آخرالزمان
واشینگتنپست به نقل از سامان نوشته است که آتش حدود ساعت ۹ شب آغاز شد. معترض دیگری به این رسانه گفته است که برخی از تظاهرکنندگان هنگام شروع آتشسوزی داخل بازار بودند و برای در امان ماندن از تیراندازی به آنجا پناه برده بودند.
هرچند در این گزارش تاکید شده که نحوه آغاز و گسترش آتشسوزی روشن نیست اما به گفته دو نفر از شاهدان، شهر در آن شب بسیار بادی بود و یکی از دلایل گسترش سریع آتش میتواند همین باشد.
به گفته سامان، نیروهای امنیتی هر کس که از بازار بیرون میآمد زیر آتش بود. [نیروهای امنیتی] از خیابان شریعتی به آنها شلیک میکردند.
یک معترض دیگر نیز شرایط را اینطور توصف میکند: «معترضانی که از آتش بازار فرار میکردند درست در برابر دید مستقیم نیروهای مسلح امنیتی بودند. همنسلانم جلوی چشمم قتلعام شدند.»
شاهدی دیگر حالوهوای آن شب را «آخرالزمانی» توصیف کرده است.
جلوگیری از ورود ماشین آتشنشانی
دو نفر از شاهدان به این روزنامه گفتهاند که نیروهای سرکوبگر مانع رسیدن سریع خودروهای آتشنشانی به محل آتشسوزی شدند.
در بخشی از این گزارش آمده است: «سامان به یاد میآورد که نیروهای امنیتی تا بعد از ساعت یک بامداد اجازه ندادند خودروهای آتشنشانی وارد عمل شوند. پخش زنده تلویزیون دولتی در ساعت ۱۲:۵۲ بامداد ۱۹ دی، یعنی حدود چهار ساعت پس از زمانی که او میگوید بازار آتش گرفت، نشان میدهد که شعلهها همچنان در پسزمینه زبانه میکشند. ویدیوهای دیگر نیز نشان میدهد زمانی که سرانجام خودروهای آتشنشانی به محل رسیدند، ستونهای بلند شعلههای نارنجی و قرمز هنوز بالای بازار دیده میشد. همزمان عابران پیاده دیده میشوند که از کنار آنها و در میان بقایای سوخته در خیابان شریعتی رشت با عجله عبور میکنند.»
یکی دیگر از ساکنان رشت که نزدیک بازار زندگی میکند به این رسانه گفته است که هنگام بازگشت به خانه در آن شب شاهد اجساد و مجروحان پراکنده در سطح شهر و خیابانهای پر از خون بود.
فشار بر خانوادههای قربانیان؛ دفن کشتهشدگان در ملک شخصی
دو شاهد به واشینگتنپست گفتهاند که مقامات به خانوادههای قربانیان فشار آوردهاند تا آنچه رخ داده را علنی نکنند.
یکی از شاهدان که خود در نزدیکی بازار زندگی میکند به این رسانه گفته است که حدود ۱۰ نفر را از نزدیک میشناسد که در اعتراضات پنجشنبه یا جمعه کشته شدند و خانوادههایشان، تحت فشار حاضر نشدهاند قتل فرزندشان به دست حکومت علنی شود.»
سامان نیز در این باره گفته است: «من کسانی را میشناسم که فرزندانِ کشتهشدهشان را به بیمارستان یا پزشک رسمی نبردند، چون میترسیدند [مقامات] جسد را ضبط کنند و پس ندهند. آنها جسد را بردند و در باغ یا زمین کشاورزیشان دفن کردند تا به دست حکومت نیفتد.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.