اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد به دنبال نگرانی بدنه اصلاحطلبان از فروپاشی جمهوری اسلامی، شورای مرکزی «جبهه اصلاحات ایران» نشستی اضطراری و غیرعلنی برگزار کرده است که بررسی بیانیه این نشست، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.
این نشست، نگران از سقوط علی خامنهای، دیکتاتور تهران، به عنوان مسبب قتل عام شهروندان، پیشنویس بیانیهای را بررسی میکرده که در آن از خامنهای خواسته شده از قدرت کنارهگیری کند و اداره کشور به «شورای گذار» سپرده شود.
به گفته منابعی که در این باره با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند، بررسی این بیانیه و تصمیم برای انتشار آن، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.

بر اساس این اطلاعات، نشست فوقالعاده یکشنبه ۲۱ دی به ریاست آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و رییس جبهه اصلاحات ایران و با حضور چهرههای شاخص جریان اصلاحات در دفتر مرکزی «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» برگزار شده است.
به گفته منابع ایراناینترنشنال دستور کار این جلسه «واکنش فوری» به تغییر رویکرد نظام در تشدید سرکوب خونین معترضان در خیابانها بوده است.
به گفته این منابع، در جریان بحثهای طولانی درباره افزایش آمار کشتهها و مجروحان، پیشنهادهایی مطرح شده که در میان آنها، پیشنویس بیانیهای بیسابقه برجسته بوده است.
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید

اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد به دنبال نگرانی بدنه اصلاحطلبان از فروپاشی جمهوری اسلامی، شورای مرکزی «جبهه اصلاحات ایران» نشستی اضطراری و غیرعلنی برگزار کرده است که بررسی بیانیه این نشست، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.
این نشست، نگران از سقوط علی خامنهای، دیکتاتور تهران، به عنوان مسبب قتل عام شهروندان، پیشنویس بیانیهای را بررسی میکرده که در آن از خامنهای خواسته شده از قدرت کنارهگیری کند و اداره کشور به «شورای گذار» سپرده شود.
به گفته منابعی که در این باره با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند، بررسی این بیانیه و تصمیم برای انتشار آن، با دخالت و تهدید نهادهای امنیتی متوقف شده است.
بر اساس این اطلاعات، نشست فوقالعاده یکشنبه ۲۱ دی به ریاست آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و رییس جبهه اصلاحات ایران و با حضور چهرههای شاخص جریان اصلاحات در دفتر مرکزی «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» برگزار شده است.
به گفته منابع ایراناینترنشنال دستور کار این جلسه «واکنش فوری» به تغییر رویکرد نظام در تشدید سرکوب خونین معترضان در خیابانها بوده است.
به گفته این منابع، در جریان بحثهای طولانی درباره افزایش آمار کشتهها و مجروحان، پیشنهادهایی مطرح شده که در میان آنها، پیشنویس بیانیهای بیسابقه برجسته بوده است.
طبق این پیشنویس، جبهه اصلاحات خواستار کنارهگیری رهبر جمهوری اسلامی «برای پایان دادن به وضعیت موجود و هموار کردن مسیر گذار سیاسی» شده و پیشنهاد داده که یک «شورای گذار» مسئولیت اداره کشور و فراهم کردن مقدمات تغییر ساختار سیاسی را بر عهده بگیرد.
منابع مطلع همچنین گفتند در این نشست درباره «استعفای جمعی برخی مقامات ارشد» و «فراخوان برای تظاهرات گسترده خیابانی» در روزهای پس از اوج درگیریها نیز گفتوگو شده است.
به باور شماری از تحلیلگران، انتخاب محل برگزاری جلسه که دفتر انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران بود و از تشکلهای نزدیک به دولت شناخته میشود، حامل پیام سیاسی بوده است.
این تحلیلگران معتقدند برگزاری نشست در چنین مکانی میتواند نشانهای از گسترش نگرانی جدی و تردید در میان نیروهای نزدیک به بدنه دولت نسبت به توان مدیریت بحران و مهار سرکوبها باشد.
یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت: «آذر منصوری شخصا در تدوین متن پیشنویس نقش داشت و در آن بر ضرورت انتقال فوری قدرت به شورای موقت تاکید شده بود.»
به گفته این منبع، پیش از آنکه بیانیه به رسانهها داده شود، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی با اطلاع از محتوای نشست، رهبران جبهه اصلاحات را تحت فشار گذاشتند و به تهدید آنان پرداختند.
این منبع افزود: «تهدیدها سنگین و بیپرده بود و درباره بازداشتهای گسترده هشدار داده شد.»
بر اساس همین اطلاعات، این فشارها باعث شد جبهه اصلاحات از انتشار رسمی بیانیه و هرگونه فراخوان عمومی عقبنشینی کند.
منابع نزدیک به جریان اصلاحات میگویند واکنش نهادهای امنیتی نشان میدهد حاکمیت در میانه اعتراضات خیابانی، هر نشانهای از شکاف سیاسی در سطوح بالا را تهدیدی مستقیم تلقی میکند و تلاش دارد از شکلگیری هرگونه اجماع یا اقدام علنی در میان نیروهای سیاسی جلوگیری کند.

اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد همزمان با تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، علیرضا جیرانی حکمآباد، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو، محل کار خود را ترک کرده و از سوئیس درخواست پناهندگی کرده است.
بر اساس اطلاعاتی که منابع دیپلماتیک در ژنو در اختیار ایراناینترنشنال گذاشتهاند، این دیپلمات ارشد که با رتبه رایزن یکم و با سمت وزیرمختار، معاونت نمایندگی دائم جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل و چندین نهاد بینالمللی مستقر در ژنو را بر عهده داشت، به همراه خانواده خود از مقامهای سوئیسی درخواست پناهندگی کرده است.
به گفته این منابع، او بهدلیل ترس از بازگشت به ایران و نگرانی از پیامدهای احتمالی در شرایط انقلابی و احتمال فروپاشی ساختاری حکومت، حاضر به بازگشت نشده و اقدام به ارائه درخواست پناهندگی کرده است.
وزارت خارجه سوئیس و دبیرخانه دولتی امور مهاجرت این کشور تاکنون به درخواست ایراناینترنشنال درباره وضعیت پناهجویی این مقام دیپلماتیک جمهوری اسلامی پاسخ ندادهاند.
جیرانی حکمآباد متصدی «دیپلماسی اقتصادی» جمهوری اسلامی در ژنو بود و نام او در فهرست رسمی «بلوبوک» دفتر سازمان ملل در ژنو بهعنوان Minister در نمایندگی دائم ایران ثبت شده است.
عنوان مینستر/وزیر مختار معمولا به دیپلماتهای ارشد شاغل در نمایندگیهای دیپلماتیک داده میشود و آنان را در غیاب سفیر در جایگاه فرد دوم قرار و اختیار پیگیری و هدایت پروندههای تخصصی در نهادهای بینالمللی را به آنان میدهد.
جیرانی از سال ۲۰۱۷ و با سمت دیپلمات مشاور وارد هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در ژنو شد و از همان زمان وظیفه نمایندگی ایران در نهادهای اقتصا
این مسئولیت به معنای درگیر بودن با گفتوگوهای فنی و دیپلماسی پشتصحنه درباره قواعد تجارت، توسعه، سرمایهگذاری و سازوکارهای امور تجاری است.

در سالهای بعد، جایگاه جیرانی در ژنو ارتقا یافته و بر اساس گزارش رسمی «کمیسیون تجارت و توسعه» آنکتاد، او در آوریل ۲۰۲۵ بهعنوان رییس این کمیسیون سازمان ملل انتخاب شده است.
این نقش شامل مدیریت روند تصمیمسازی و تعامل نزدیک با هیاتهای دیگر کشورها برای پیشبرد دستورکارها و جمعبندی اختلافنظرهاست.
در همین چارچوب، پروندههایی که او در ژنو دنبال میکرد، بهطور طبیعی با مساله تحریمها هم تلاقی دارد که جمهوری اسلامی آن را «اقدامات قهری یکجانبه» و مانعی علیه تجارت و توسعه معرفی میکند.
بر اساس اطلاعاتی که از طریق منابع دیپلماتیک به ایراناینترنشنال رسیده است، حمایتهای فزاینده رهبران بینالمللی و پارلمان اروپا از مطالبات مردم ایران، موج تازهای در میان دیپلماتهای ایرانی در اروپا شکل داده است.
در این موج، شماری از دیپلماتها در هفتههای اخیر بهطور محرمانه با مقامات محلی در کشورهای اروپایی تماس گرفته و درخواست پناهندگی سیاسی ارائه کردهاند.
به گفته این منابع، این روند در حالی سرعت گرفته که فراخواندن شماری از دیپلماتهای ایرانی در اروپا و برخی کشورهای دنیا موجب نگرانی آنان درباره نیات واقعی حکومت از احضار آنان به تهران شده است.
طبق این ارزیابیها، دیپلماتهای احضارشده نگران هستند که حکومت ایران ممکن است تحت عنوان «جلسات اداری» یا «ارزیابیهای دورهای» برخی دیپلماتها را به کشور فرا بخواند، در حالی که هدف واقعی از این احضارها بازجویی، ارزیابی میزان وفاداری و کنترل شیوه زندگی این افراد است.
تصمیمگیری در سطح اروپا برای پذیرش پناهندگی دیپلماتها
منابع اروپایی به ایراناینترنشنال گفتهاند در سطح چند دولت اروپایی اصل پذیرش گستردهتر درخواستهای پناهندگی دیپلماتهای ایرانی، حتی در مواردی که مدارک کامل از «خطر جانی فوری» ارائه نشده باشد، مورد بررسی قرار گرفته یا تصمیمگیری درباره آن انجام شده است.
به گفته این منابع، این سیاست جدید با توجه به حساسیت شرایط ایران، گسترش اعتراضها و احتمال بروز واکنشهای غیرقابل پیشبینی از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی اتخاذ شده یا در حال نهایی شدن است.
سابقه پناهندگی دیپلماتهای جمهوری اسلامی
در دو دهه اخیر، پناهندگی شماری از دیپلماتها و کارکنان نمایندگیهای جمهوری اسلامی در اروپا، بهویژه در مقاطع بحران سیاسی داخلی، به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شده است.
این الگو معمولا با ادبیات «اعتراض به سرکوب و نقض حقوق بشر» همراه بوده و دولتهای میزبان هم غالبا بهدلیل قواعد محرمانگی پروندههای پناهندگی، از اظهارنظر مستقیم درباره آن خودداری کردهاند.
نمونه شاخص این موج، سالهای پس از اعتراضات ۱۳۸۸ موسوم به جنبش سبز بود؛ زمانی که چند دیپلمات ایرانی در اروپا استعفا دادند و پس از درخواست پناهندگی در کشور میزبان، هم تقلب انتخاباتی در آن سال را تایید کردند و هم از سرکوب معترضان و سلب مشروعیت جمهوری اسلامی سخن گفتند.
این افراد عبارت بودند از محمدرضا حیدری، کنسول ایران در نروژ، حسین علیزاده، کاردار در سفارت ایران در هلسینکی، احمد ملکی، کنسول ایران در میلان و اسدالله فرزاد فرهنگیان، کارمند سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل.
در سال ۱۳۹۲ هم رسانهها از درخواست پناهندگی یک کارمند/عضو سفارت ایران در نروژ خبر دادند، اما مشخص نشد این فرد دیپلمات بود یا صرفا کارمند اداری سفارت بود.
بنا به اطلاع ایراناینترنشنال، دیپلماتهای جداشده از جمهوری اسلامی فهرست بلندی را شامل میشوند که بیش از افراد نامبرده در این گزارش هستند.

ایران اینترنشنال به جزئیات تازهای دست یافته است که نشان میدهد نیروی قدس سپاه و نیروهای نیابتی همپیمان آن در منطقه، نقش محوری در کشتن معترضان ایرانی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی داشتند.
بر اساس این اطلاعات، لشکر فاطمیون افغانستان، لشکر زینبیون پاکستان و نیروهای حشد الشعبی عراق بخش قابل توجهی از کشتارها را انجام دادهاند.
حسن هاشمیان، کارشناس امور کشورهای عربی، به ایران اینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی به دلیل کمبود نیروی انسانی به استفاده از نیروهای خارجی روی آوردند. به گفته او، گستردگی اعتراضها در سراسر ایران فراتر از توان نیروهای امنیتی داخلی بوده است.
هاشمیان گفت: «اینکه بین ۱۲هزار تا ۲۰هزار نفر ظرف دو روز کشته شدهاند، نشان میدهد این گروهها مشخصا برای کشتن اعزام شده بودند. آنها آدمکشهای حرفهای هستند و تجربه قبلی از عراق و سوریه دارند.»

در حالی که ایران همچنان در وضعیت قطع تقریباً کامل ارتباطات قرار دارد، سه نفر در شهرهای مختلف روایت کردهاند که به باور آنها، بزرگترین اعتراضات از سال ۱۳۵۷ تاکنون شکل گرفته است؛ اعتراضاتی که با سرکوبی چنان شدید پاسخ داده شد که خشم و اندوه عمیقی بر جا گذاشت.
این روایتها که در قالب پیامهای صوتی کوتاه و از طریق پیامرسانهای رمزگذاریشده بین ۲۳ تا ۲۵ دی ماه ردوبدل شده، از سوی دو نفر در تهران—یک روزنامهنگار و یک صاحب کسبوکار—و یک مهندس در اصفهان ارائه شده است.
هر سه نفر فعال سیاسیاند و طی سالهای گذشته در چندین موج اعتراضی حضور داشتهاند؛ امری که به آنان امکان مقایسه روشن با اعتراضات پیشین و یادآوری دقیق روند آنها را میدهد.
هر سه تاکید کردهاند برداشتهایشان تنها مبتنی بر مشاهدات شخصی نیست، بلکه حاصل گفتوگو با دوستان، بستگان، کارکنان و همکاران در شهرها و مناطق مختلف است.
به گفته هر سه، تجمعات شامگاه ۱۸ دی از هر موج اعتراضی دیگری که دیده یا شنیده بودند، بهمراتب گستردهتر بود. یکی از آنان جمعیت را در مقیاس ملی «میلیونی» توصیف کرد.
یک دیپلمات اروپایی با استناد به اطلاعاتی که با ایراناینترنشنال به اشتراک گذاشته شده، گفت برآوردها نشان میدهد دستکم یکونیم میلیون نفر پنجشنبه ۱۸ دی ماه در تهران به خیابانها آمدند.
به گفته او، جمعه ۱۹ دی تعداد کمتر بود، زیرا نیروهای امنیتی بهطور سنگین در خیابانها مستقر شدند و در بسیاری موارد همزمان با شروع تجمع مردم، تیراندازی آغاز شد و افراد بهطور گسترده کشته شدند.
با این حال، همان دیپلمات اروپایی معتقد است با وجود کشتار گسترده، هنوز تا نیممیلیون نفر جمعه در تهران حضور داشتند.
بهدلیل نبود حضور دیپلماتها در خارج از تهران—تمام سفارتخانهها در پایتختاند—آمار شهرهای دیگر روشن نیست. با این حال، برآوردهای اطلاعاتی حاکی است که دستکم پنج میلیون نفر در اعتراضات سراسری پنجشنبه و جمعه شرکت کردهاند.
آنچه به گفته سه شاهد، شب پنجشنبه را متمایز میکرد، زمانبندی آن بود.
اعتراضات بیش از یک هفته جریان داشت که شاهزاده رضا پهلوی، برای برگزاری تجمعات هماهنگ در ساعت ۸ شبِ ۱۸ و ۱۹ دی ماه فراخوان داد. آنان گفتند این فراخوان آغازگر ناآرامیها نبود، اما به آن تمرکز بخشید. به تعبیر یکی از آنها اقدامی که «اثری تقویت کننده و سازماندهنده» داشت.
کمتر کسی انتظار چنین جمعیتی را داشت. حتی نیروهای امنیتی که در شهرها حضور داشتند، در ابتدا برای این مقیاس از جمعیت آماده به نظر نمیرسیدند.
این وضعیت بهسرعت تغییر کرد.
تا غروب روز بعد، پس از سخنرانی صبح جمعه رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، که اعتراضات را کار عوامل مورد حمایت خارجی معرفی کرد، فضا بهطور کامل دگرگون شد. نیروهای امنیتی از ساعات پیش از شب در نقاط مختلف مستقر شدند. خیابانهایی که شب قبل بهراحتی پر میشد، این بار مملو از نیروهای مسلح بود.
یکی از شاهدان، مهندس در اصفهان، درباره خشونتهای پس از آن گفت: «قتلعام بود»—قتلعامی بیسابقه در تاریخ معاصر ایران. شاهد دیگر، صاحب کسبوکار، افزود: «هر کسی که میبینید، کسی را میشناسد که کشته شده، زخمی شده یا ناپدید است.»
ایراناینترنشنال این هفته گزارش داد که دستکم ۱۲ هزار نفر در سرکوب کشته شدهاند؛ رقمی که در میانه قطع ارتباطات از دفتر ریاستجمهوری و شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران به این شبکه درز کرده است—نشانهای از آنکه شمار کشتهها چنان بالا رفته که وجدان برخی درون ساختار را لرزانده و آنان را به افشای عدد واداشته است.
شاهدی که صاحب کسبوکار است گفت: «این همان سیستمی است که برای حفظ بشار اسد در قدرت، به کشتار صدها هزار نفر در سوریه کمک کرد. فکر میکنید برای بقای خودش حاضر است چند نفر را بکشد؟»
آنان گفتند سرکوب فراتر از خودِ تجمعات ادامه یافته است. به گفته آنها، در چندین محله نوعی منع رفتوآمد غیررسمی برقرار شده: بیرونبودن پس از تاریکی هوا کافی است تا با توقف، تفتیش یا بازداشت روبهرو شوید.
گمان میرود هزاران نفر بازداشت شده باشند. در روزهای منتهی به اعتراضات، بسیاری از ایرانیان در اینستاگرام دیگران را به شرکت در تجمعات پنجشنبه و جمعه دعوت کرده بودند. بسیاری از کسبوکارها—از جمله مغازهداران عادی—نیز ویدئوهایی منتشر کردند که اعلام میکردند برای پیوستن به اعتراضات پنجشنبه و جمعه تعطیل خواهند بود.
بسیاری از پزشکان نیز راهنماییهای ابتدایی برای کمک به مجروحان منتشر کردند یا از مردم خواستند در صورت نیاز به کمک پزشکی با آنان تماس بگیرند. اکنون که اینترنت قطع است، آن پستها همچنان وجود دارد و نیروهای امنیتی از آنها برای شناسایی و بازداشت منتشرکنندگان استفاده میکنند.
روزنامهنگاری که روایت خود را با ایراناینترنشنال درمیان گذاشته گفت: «این روند ادامه دارد. الان دارند درِ خانهها را میزنند؛ بهویژه خانه کسانی که درست قبل از ۱۸ دی، وقتی همه هیجانزده و بیمحابا بودند، استوری گذاشته بودند.»
حتی کسانی که در خانه مانده بودند نیز در امان نماندهاند.
به گفته مهندس در اصفهان، چند دانشجویی که میشناخت—و در اعتراضات شرکت نکرده بودند اما همدلی عمومی خود را آنلاین ابراز کرده بودند—احضار و متهم شدهاند.
شاهدان همچنین از فراوانی شعارها و سرودهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی گفتند که پیش از ورود نیروهای امنیتی در خیابانها و میدانها طنینانداز بود.
برخلاف روایت حکومت، هر سه تاکید کردند کسانی که به خیابان آمدند «تروریست» نبودند، بلکه ایرانیان عادیِ بهستوهآمدهای بودند که برای گذران زندگی تقلا میکنند و بهدنبال راهی برای خروج از وضعیتی هستند که آن را وخامتِ برگشتناپذیر میدانند.
صاحب کسبوکار گفت: «اقتصاد نزدیک به یک دهه است که در سراشیبی پیش میرود. قبلتر بالا و پایین داشت. حالا فقط پایین میرود—و مردم باور دارند که بدتر هم میشود.»
مهندس گفت که در کارخانهاش بیشتر کارگران هر دو شب به اعتراضات پیوسته بودند. یکی بهشدت مجروح شد؛ دیگری هنوز ناپدید است. بسیاری از آنان، به گفته او، تنها یک سال پیش به رییسجمهوری اصلاحطلب، مسعود پزشکیان، رأی داده بودند.
او گفت: «این نشان میدهد حاضرند هر چیزی را امتحان کنند که فکر میکنند حتی اندکی زندگیشان را بهتر میکند.»
پیامهای بیرون از ایران نیز به افزایش مشارکت کمک کرد. رییسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، از ایرانیان خواسته بود به خیابانها بیایند و گفت «کمک در راه است».
به گفته این سه نفر، این پیامها و دیگر نشانههای علنی حمایت بهسرعت در گفتوگوهای خصوصی و شبکههای خانوادگی داخل ایران پخش شد و مردم را با وجود خطر، به حضور در خیابان تشویق کرد.
آنچه پس از آن آمد—به گفته آنان—به همان اندازه که خودِ اعتراضات چشمگیر و ناگهانی بود، تکاندهنده بود: سکوت.
صاحب کسبوکار گفت: «این یک پاکسازی بوده؛ نه فقط از بدنها، بلکه از روحها. فعلاً ارادهای برای جنگیدن نمیبینم.» مهندس از فضایی آکنده از سوگ فراگیر گفت: «شهر بوی مرگ میدهد؛ انگار خاک مرده بر سراسر ایران پاشیده شده است.»
هیچیک از این سه نفر از مداخله نظامی خارجی حمایت نمیکند. با این حال، هر سه گفتند اکنون اکثریت کسانی که با آنها صحبت میکنند آشکارا آرزوی حمله آمریکا را دارند، زیرا راهحل داخلی پیشِ رو خود نمیبینند. روزنامهنگار گفت: «این قطعاً احساس غالب است.»
مهندس از حمایت تقریباً همگانی از این دیدگاه در میان کارگرانش گفت: «در هر معنایی از کلمه، غمانگیز است—یأسِ مطلق.»
در حال حاضر، زیر سایه فضای امنیتی شدید و قطع ارتباطات، پرسش این است که گام بعدی چیست. یکی از این سه نفر هشدار داد که شاید مخربترین پیامد، از دسترفتن حس عاملیت باشد—این احساس که اگر تغییری هم قرار است رخ دهد، باید از بیرون بیاید.
صاحب کسبوکار گفت: «تلاش ترامپ برای تغییر رژیم به همان اندازه محتمل است که معاملهکردنش. هیچکس نمیداند این کشتی به کجا میرود. فعلاً بیشتر مردم آنقدر دریازدهاند که حتی توان نگاهکردن به جلو را ندارند.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، سه عضو از یک خانواده چهار نفره شامل بیژن مصطفوی، زهرا بنیعامریان، همسرش، و دانیال مصطفوی، فرزند آنها، ۱۹ دیماه در شهر کرج هدف تیراندازی ماموران حکومتی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
در پی این تیراندازی، سه نفر از سرنشینان خودرو جان باختند.
مصطفوی ۵۵ ساله و بازنشسته آموزش و پرورش بود. بنیعامریان ۴۸ سال داشت و از کارکنان بازنشسته سازمان تامین اجتماعی کرج بود. فرزندشان، دانیال، ۱۹ ساله و دانشجوی رشته کامپیوتر بود.
اطلاعات دریافتی حاکی از آن است که داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشته و با وجود اصابت گلوله، زنده مانده است.
با این حال، جزییاتی درباره شدت جراحات او منتشر نشده است.
شبکه وکلای «یککلمه»، پنجشنبه ۲۵ دی در بیانیهای اعلام کرد کشتار گسترده معترضان در روزهای اخیر نتیجه یک سرکوب «سازمانیافته و از پیش طراحیشده» بوده و از نظر حقوق بینالملل مصداق روشن جنایت علیه بشریت است.

خاکسپاری تحت تدابیر شدید امنیتی
همه اعضای خانواده مصطفوی که در کرج هدف گلوله قرار گرفتند، متولد شهرستان سنقر در استان کرمانشاه بودند.
گزارشها نشان میدهند این خانواده پیشتر در اعتراضات فعال بودند و بهطور مستمر در تجمعات مشارکت میکردند.
به گفته منابع محلی، پیکرهای سه عضو جانباخته این خانواده به سنقر انتقال یافت و در روزهای گذشته، پیش از ساعت شش صبح، تحت تدابیر شدید امنیتی و با اجبار ماموران در این شهرستان به خاک سپرده شد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج کشته شدند.
حساب فارسی وزارت امور خارجه آمریکا ۲۵ دی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت رژیم ایران در جریان انقلاب ملی ایرانیان، از فناوری پهپادهای نظامی علیه معترضان استفاده کرده است.
در این پیام آمده است: «رژیم جمهوری اسلامی شهروندان ایرانی را مانند مبارزان دشمن میبیند و علیه آنها جنگ به راه میاندازد. جهان آنچه را این رژیم انجام میدهد، میبیند و این فراموش نخواهد شد.»
از سوی دیگر ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند روند انتقال پیکر معترضان به پزشکی قانونی کهریزک همچنان ادامه دارد.
بر اساس ویدیویی که صحت آن به تایید ایراناینترنشنال رسیده، پیکر دهها معترض کشتهشده در سولههای پزشکی قانونی کهریزک در چهارشنبه ۲۴ دی دیده میشود.
در این ویدیو، همچنین یک تریلی مشاهده میشود که ماموران امنیتی در حال تخلیه شمار دیگری از اجساد از آن هستند.





