بر اساس پیام یک شاهد عینی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در آبادان، ماموران امنیتی در مناطق امیری و احمدآباد مردم را محاصره کردند و در همان حال، پهپادها بر فراز مردم پرواز میکردند و با تیراندازی، معترضان را هدف گلوله قرار دادند.
این شاهد عینی گزارش داد که در بیمارستان آبادان، نیروهای امنیتی عملا اجازه حضور کادر درمان را نمیدادند و کنترل بیمارستان در اختیار آنها بود.
به گفته او، حضور ماشینها در آبادان موجب شد ارتباط نیروهای امنیتی قطع شود و به همین دلیل پهپاد آورده بودند، مردم ماشین آورده بودند و ماموران عملا امکان حمل و جابجابیشان محدود شده بود.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است، احمد خسروانی، بسکتبالیست ۲۱ ساله تهرانی و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان با شلیک مستقیم نیروی سرکوب جمهوری اسلامی، کشته شد.
خسروانی که با تیم تیم فرزان شمیران در مسابقات بسکتبال سه نفره تهران قهرمان شد بود، بهعنوان برترین بازیکن لیگ تهران در سال ۱۴۰۴ نیز انتخاب شده بود.
پدر احمد خسروانی، از مجروحان جنگ ایران و عراق بهشمار میرود.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای لباسشخصی حکومت و سپاه پاسداران به خانههای کشتهشدگان اعتراضات و همسایگان آنها در مناطق شرق تهران حمله کردهاند.
به گفته منابع آگاه، این نیروها ضمن حمله به منازل، به سمت دیوارها شلیک کرده، اعضای خانوادهها را مورد ناسزاگویی قرار داده و اقدام به خالی کردن یخچال خانهها کردهاند.
منابع مطلع از وضعیت خانوادههای قربانیان همچنین به ایراناینترنشنال گفتهاند که به آنها اعلام شده برای تحویل پیکر کشتهشدگان باید بامداد مراجعه کنند و موظفاند خاکسپاری را بهصورت انفرادی و تا ساعت ۴ صبح انجام دهند.
بنا بر این گزارش مقامهای امنیتی اعلام کردهاند که بابت هر گلوله شلیکشده، باید مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان از سوی خانوادهها پرداخت شود
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل با محکومکردن نقضهای گسترده حقوق بشر در جریان اعتراضهای سراسری ایران، از مقامهای جمهوری اسلامی خواستند فورا از جان معترضان حفاظت کنند، چرخه خشونت را بشکنند و امکان گفتوگوی واقعی را فراهم آورند.
به گزارش سازمان ملل، گروهی از کارشناسان مستقل حقوق بشر این نهاد در بیانیهای که سهشنبه ۲۳ دی ماه در ژنو منتشر شد، اعلام کردند استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان مسالمتجو، بازداشتهای خودسرانه—از جمله بازداشت کودکان—و حمله به مراکز درمانی «نقض آشکار حقوق بشر بینالمللی» است.
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید

همزمان با تشدید سرکوب و قطع اینترنت در ایران، شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از اعمال وضعیتی مشابه حکومت نظامی در شماری از شهرهای ایران، محدودیت در پذیرش معترضان مجروح در بیمارستانها، بازداشتهای گسترده و جمعآوری ماهوارهها روایت میکنند.
یک مخاطب ۲۳ دی با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت در شهر بندرعباس، محلههای پارک لاله، خواجه عطا، شمیلیها، سهراه سازمان، سهراه برق، فلکه برق، شیرسوم، اوقاف، اتوبوسرانی، چهارراه مرادی از پنجشنبه ۱۸ دی تا ۲۱ دی صدها نفر دستگیر و به زندان شهرک شغو منتقل شدهاند.
شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت در مشهد «از هر خانواده دستکم یک نفر دستگیر یا کشته شده است».
مخاطبی دیگر گفت بیمارستانها در تهران بدون ثبت کد ملی در سیستم بیمارستان، مجروحها را پذیرش نمیکنند.
جمهوری اسلامی کوشیده کشتار معترضان، جلوگیری از انتقال آنان به بیمارستانها را به «عوامل موساد» نسبت دهد، با اینحال گزارشها و ویدیوها از ایران، حاکی از حملات مستقیم نیروهای حکومتی به بیمارستانها و شلیک «تیر خلاص» به معترضان مجروح است.
به گفته یک مخاطب، جمهوری اسلامی در چند روز اخیر «بانکهای خون را بسته و به معترضان و آسیبدیدگان، اجازه دریافت خون را نمیدهد».
در هفدهمین روز از انقلاب ملی ایرانیان، شهروندان از تشدید جو امنیتی و استقرار نیروهای نظامی و امنیتی در شماری از شهرهای ایران گزارش کردهاند.
به گفته یک مخاطب، در مشهد وضعیتی شبیه اعلام حکومت نظامی وجود دارد و تنها پیامکهای بانکی دریافت میشود.
در پیام دیگری از مشهد تاکید شده که گردان «امام حسین» برای هدف قرار دادن معترضان، در تاریخ ۲۳ دی در این شهر مستقر شده است.
شهروندی دیگر گفت در تهران در «تکتک کوچهها» نیرو مستقر شده و به نظر میرسد همگی «دستور تیر دارند» و هر کسی را که بعد از تاریکی هوا با ماسک به خیابان میآید بلافاصله هدف قرار میدهند.
در روایت دیگری آمده است در ۱۸ و ۱۹ دی، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در محله اوقافیها در کرج، افراد مسلح به طور بیرحمانهای به مردم حمله کردند و «تعدادی از آنها را در برابر چشمان دیگران به قتل رساندند».
شورای سردبیری ایراناینترنشنال با بررسی اطلاعات رسیده از منابع متعدد در داخل جمهوری اسلامی و روایت شاهدان عینی، به این نتیجه رسیده است که در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، عمدتا در دو شب پیاپی، ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر به قتل رسیدهاند.
این کشتار در قطع گسترده اینترنت و فلجسازی ارتباطات انجام گرفته است.
افرادی که به اینترنت استارلینک دسترسی دارند، جزو معدود راههای ارتباطی معترضان داخل ایران با خارج از کشور هستند.
با اینحال به گفته شهروندان، ماموران در شماری از شهرها مانند کرج «خانه به خانه» هجوم میبرند و سعی در جمعآوری دیشهای ماهواره و استارلینک دارند.
از تهران نیز پیام مشابهی به دست ایراناینترنشنال رسیده که میگوید ماموران حکومتی ۲۲ دی در محله شریعتی به خانهها یورش بردند و دیشهای ماهواره را شکستند.
شهروندی نیز گفت: «۲۳ دی دریافت شبکه تلویزیون ایراناینترنشنال از طریق هاتبرد و یاهست در تهران به دلیل پارازیت شدید قطع شده است.»
با انتشار گزارشهایی درباره برقراری امکان تماس تلفنی مستقیم از داخل به خارج، مخاطبی گفت به نظر میرسد حکومت درصدد «ایجاد یک پایگاه داده از شمارههای ایرانیان مقیم خارج و خانوادههایشان» است.
با اینحال همین تماس تلفنی مستقیم نیز به گفته شماری از شهروندان، از شهر به شهر، خط تلفن و شرایط امنیتی متفاوت است.
علاوه بر این روایتها، گزارشهایی از پخش سازمانیافته اعلامیههایی منتسب به پیام شاهزاده رضا پهلوی در کرج منتشر شده که در آنها به دروغ آمده «معترضان دلیل کشتار زیاد فعلا به خیابانها نیایند».

کشتار دستکم ۱۲ هزار نفر از معترضان در ایران، عمدتا در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی، خبر از تغییر راهبرد سرکوب از بازدارندگی به حذف راهبردی میدهد. همچنان که حکومت با مهندسی خاموشی به دنبال جعل حقیقت است، مداخله بشردوستانه هدفمند، یک ضرورت سیاسی و اخلاقی برای توقف کشتار در ایران است.
ایران را دوباره در همان لحظه تاریخی آشنا میبینیم؛ زمانی که حکومت میکوشد با توسل به تاریکی، رد خون را از خیابانها پاک کند. قطع سراسری اینترنت و دیگر راههای ارتباطی، از سیاست مدیریت بحران و کنترل امنیتی فراتر میرود، این تلاشی برای پاککردن سازمانیافته صحنه جرم است. صحنه جرم کشتار گسترده و به لحاظ تاریخی بیسابقه مردم معترض و بیدفاع با استفاه از سلاحهای جنگی و تک تیراندازهای سپاه، بسیح، اطلاعات، یگان ویژه و نیروهای انتظامی.
دستکم ۱۲ هزار نفر جانباخته در چند روز، آنچنان که ایراناینترنشنال توانسته راستیآزمایی کند و در بیانیه شورای سردبیری ما آمده، از سطح یک فاجعه انسانی گذشته است. کشتاری این چنین گسترده همچنان که در بیانیه آمده نه نتیجه برخوردهای پراکنده، که حاصل یک سازوکار هماهنگ و تصمیمگیریِ از پیش مهیا شده برای حذف راهبردی معترضان و استراتژی مقاومت و اعتراض است.
قطع اینترنت و راههای ارتباطی؛ از حاشیه سرکوب به متن جنایت
خاموشی ناشی از قطع اینترنت و سایر راههای ارتباطی به بیان نمادین یک «اتاق تاریک» میسازد؛ اتاقی که در آن کشتار بیصدا رُخ میدهد، پیکرها از خبرها جا میمانند و روایتهای سرکوب و مقاومت در غیاب شبکه حمایتی و راههای ارتباطی، ناشنیده میمانند. قطع ارتباطات اینجا ابزار حکومت است برای بریدن زنجیرهای که از واقعه که میتواند به مسئولیت و دادگاه احتمالی آینده برسد و برای همین خاموشی حاکم میشود چون به نظر میرسد ثبت و مستندسازی برای حکومت خطرناکتر از رُخ دادن است.
اما با وجود قطع اینترنت، گزارشهای پراکنده رسیده از لابهلای همین تاریکی و از طریق شمار بسیار اندکی از استارلینکهای فعال در ایران، خبر از تکرار یکی از الگوهای سابقهدار جمهوریاسلامی در سرکوب میدهد: تکتیراندازهایی که افراد را برای کشتن انتخاب میکنند. علاوه بر این، روایاتی تائیدشده از زدن تیر خلاص به شماری از مجروحان بازداشتشده به گوش میرسد. شیوهای که پیش تر در خرداد ۱۳۶۰ به طور رسمی توصیه شده بود، زمانی که محمد محمدیگیلانی، داستان وقت کل کشور به طور رسمی و از طریق رسانهها از ماموران خواست «زخمیها را در خیابان تمامکُش کنند». وضعیتی که خبر از تغییری قابلتوجه در سیاست سرکوب میدهد: زبان حکومت از بازدارندگی فعال به حذف راهبردی نه فقط در عرصه بدنها که در عرصه معنا، تغییر کرده است.
این همان جایی است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با ادعای دستداشتن «نیروهای خارجی» در زدن تیرخلاص به معترضان، مکانیزم دروغ حکومتی را فعال میکند: جابجاییِ حقیقت بهجای انکار آن. حکومت با این کار میکوشد با عوضکردن جای قاتل و جانباخته، با تحریف در روایت، زمان هم بخرد؛ زمانی برای پاککردن رد رخُداد و فرسودهکردن جامعه. این همان جنایت دوم است: جنایتی علیه حافظه عمومی.
منطق خونین؛ کشتار به مثابه تنها راه بقا
در نظامهای استبدادی، سطح و شدت سرکوب، بازتابی است از هراس حاکمیت. رسیدن از عدد ۱۵۰۰ جانباخته در جریان سرکوب و کشتارِ معترضان در آبان ۹۸ به عدد حداقلی ۱۲ هزار نفر در سرکوب روزهای اخیر نشان میدهد حکومت به این جمعبندی رسیده که هزینه سیاسی عقبنشینی برایش به مراتب سنگینتر از هزینه انسانی کشتار است. در این نقطه، همه ارکان حکومتی از جمله بخشهای نظامی و دستگاههای امنیتی آن به یک «ماشین واحد» تبدیل میشوند که تنها یک کارویژه دارد: تثبیت ترس آغشته به خون از رهگذر سیاست مرگ در خیابان.
اینجا دیگر با یک بحران داخلی طرف نیستیم؛ با یک وضعیت اضطراری انسانی طرفیم که آزمون وجدان جمعی جهانی هم هست. اگر جهان در واکنش به این کشتار تنها به «ابراز نگرانی» بسنده کند، عملا به حکومت جمهوریاسلامی پیام داده که سیاست کشتار در تاریکی برایش کار میکند.
مسئولیت جهانی؛ از همدردی زبانی تا سیاست مداخله
بحث اصلی این نیست که جهان با مردم ایران همدردی میکند یا نه؛ بحث بر سر وظیفه حفاظت از جان انسانهاست. حکومت خامنهای از ترس سقوط، دریای خون به راه انداخته و هر ساعت تعلل جامعه جهانی، به معنای جانباختن تعداد بیشتری از مردم بیدفاع است.
به عنوان کسی که با مداخله نظامی خارجی به طور اصولی مخالف است، معتقدم در این لحظه تاریخی و در این مورد خاص، «مداخله بشردوستانه» برای توقف ماشین کشتار در ایران نه یک واکنش سیاسی که یک ضرورت بشردوستانه فوری است. وقتی یک حکومت به سلاح کشتارِ جمعی علیه ملت خود تبدیل میشود، هدف گرفتن مراکز فرماندهی آن مشروع است.
مداخله هوایی هدفمند بینالمللی به پایگاههای نظامی و مراکز امنیتی و همچنین هدف گرفتن خامنهای و دیگر مقامات ارشد مسئول در کشتار مردم، تنها راه عملیاتی ممکن برای از کار انداختن ماشین سرکوب است. هر دقیقه بیشتر ادامه بقای این حکومت، یعنی بخشیدن فرصت جنایت بیشتر به نظام سرکوب. در این شرایط، حمله هدفمند برای از کار انداختن مراکز دخیل در سرکوب، ضرورتی مشروع برای نجات مردم ایران است.
حافظه علیه فراموشی
بخشی مهم از کار امروز رسانهها و فعالان، گریز از کمند گمراهکننده آمار صرف و نجاتدادن جانباختهها از غبار فراموشی است. حکومت روی فراموشی جمعی حساب کرده، اما تاریخ مقاومت را با تعداد نامهایی مینویسند که در حافظه ما زنده میمانند.
شناسایی جان باختهها، روایت زندگی و مقاومتشان، ساختن پرونده، ثبت الگوهای شلیک و مستندکردن نقش و هویت آمران و عاملان سرکوب و پیگیری حقوقی از جمله چیزهایی است که ماشین جنایت را کند کرده و از کار می اندازد.
اگر جهان واقعا نخواهد شریک فراموشی و فرسایش حقیقت شود، باید به جای ابراز نگرانی، با عملکردن، هزینه جنایت را بالا ببرد. فاجعهای در مقیاس ملی رُخ داده که نباید عادی شود. سکوت جامعه بینالمللی در عمل به معنای زماندادن به جنایتکار است؛ زمان برای تکرار جنایت. سکوتی که جهان را، آنها که میتوانستند کاری بکنند، شریک جرم میسازد.






