سازمان بهزیستی: ۶۰ مرکز نگهداری نزدیک به مراکز حساس، در جنگ ۱۲ روزه تعطیل شدند
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی ایران اعلام کرد در جریان جنگ ۱۲ روزه، حدود ۶۰ مرکز نگهداری سالمندان و کودکان و افراد مبتلا به اعتیاد که نزدیک به پایگاهها و مراکز حساس و نظامی بودند، تعطیل شدند.
فاطمه عباسی سهشنبه ۱۸ آذر به روزنامه اعتماد گفت: «در مدت جنگ ۱۲ روزه، پذیرش مددجوی جدید را کاهش دادیم و ناچار شدیم ظرف کمتر از یک هفته، حدود ۶۰ مرکز نگهداری سالمندان، کودکان و معتادان را که نزدیک به پایگاه و مراکز حساس و نظامی بودند، هم تعطیل کنیم.»
او از این که مقامات این سازمان اطلاع نداشتند این مراکز در نزدیکی مراکز نظامی و حساس کشور واقع شدهاند، به عنوان «واقعیت تکاندهنده» نام برد و گفت: «نقص بانک اطلاعات مراکز و افراد پرخطر و نیازمند از دیگر ضعفهایی بود که در جنگ ۱۲ روزه آشکار شد.»
با این حال، این مقام سازمان بهزیستی مشخص نکرد این «مراکز حساس و نظامی» دقیقا چه مراکزی بودند و در چه شهرهایی قرار داشتند.
ساختمانهای بهزیستی ایمن نیستند
عباسی از ناایمن بودن ساختمانهای مراکز بهزیستی در ایران خبر داد و تاکید کرد: «در شرایط جنگی، در هیچ کدام از مراکز نگهداری بهزیستی، فضای امن و ایمن وجود نداشت.»
پیشتر حسین موسوی چلک، معاون سازمان بهزیستی، با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت: «ما ۴۰ سال منتظر این جنگ بودیم اما در کشور پناهگاه نداشتیم.»
او اضافه کرد: «در همین جنگ بود که فهمیدیم نباید مراکز اجتماعی را کنار سایتهای حساس بگذاریم؛ یا حتی مراکز حساس نباید کنار اماکن مسکونی باشند.»
غلامرضا جلالی، رییس سازمان پدافند غیرعامل، پیش از این اعلام کرد که سال گذشته دستورالعملی برای آمادهسازی پناهگاهها در تهران در نظر گرفته شد اما تنها مسئولین از آمادهسازی این پناهگاهها اطلاع داشتند.
او همچون برخی دیگر از مقامات جمهوری اسلامی، مردم را برای پناه گرفتن در مواقع اضطراری به «مکانهای موجود مانند متروها، پارکینگهای طبقاتی و زیرزمینها» ارجاع داد.
باز پس فرستادن مددجویان به خانوادههایشان
معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی ایران در بخش دیگری از اظهاراتش گفت که به دلیل ناتوانی این سازمان در نگهداری مددجویان در جریان جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از آنان به خانوادههایشان بازگردانده شدند.
او گفت: «تعدادی از مددجویان را به خانوادههایشان تحویل دادیم یا به سایر مراکز فرستادیم تا تعداد مددجو در مراکز نگهداری کاهش پیدا کند.»
عباسی در این زمینه نیز آمار دقیقی ارائه نکرد اما افزود: «روز دوم آتشبس به مرکزی رفتیم که حدود ۶۰ نفر از مددجویانش به خانوادهها تحویل داده شده بودند ولی تعداد دیگری که در مرکز ساکن بودند، جز این مرکز هیچ جایی برای زندگی نداشتند.»
این مقام سازمان بهزیستی تاکید کرد: «اگر این جنگ بیش از یک ماه طول میکشید، در بسیاری از مراکز نگهداری حتی با کمبود مربی برای ارائه خدمات مواجه میشدیم.»
بر اساس اعلام بهزیستی، در حال حاضر نزدیک به ۵۹ هزار نفر در هزار و ۱۹۰ مرکز و خانه تحت پوشش این سازمان اقامت دارند.
به غیر از موضوع مسائل ایمنی ساختمان، در سالهای گذشته گزارشهای متعددی از بدرفتاری کارکنان این مراکز با مددجویان منتشر شده است.
اوایل آبان، روزنامه هممیهن از آزار جنسی فجیع درسا، دختر معلول هفت ساله و بیسرپرست، بهدست مدیر یک مرکز توانبخشی در ایران خبر داد که منجر به آسیب جدی به ناحیه تناسلی این دختر شده است.
فعالان حقوق معلولان پیشنهاد میکنند نظارت بر این مراکز به سازمانی غیر از بهزیستی سپرده شود تا ذینفع نباشد.
این فعالان بارها هشدار دادهاند که فرآیند جذب نیرو در چنین مراکزی بدون نظارت کافی انجام میشود و کنترل دقیقی بر صلاحیت و آموزش کارکنان وجود ندارد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.