• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رهبران بریتانیا، فرانسه و آلمان: مرزها نباید با زور تغییر کنند

۴ آذر ۱۴۰۴، ۲۰:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

رهبران بریتانیا، فرانسه و آلمان پس از نشست ائتلاف داوطلبان اعدام کردند: «مرزها نباید با زور تغییر کنند.»

رهبران بریتانیا، فرانسه و آلمان همچنین حمایت خود را از تلاش‌های دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای پایان دادن به جنگ تکرار و تاکید کردند که هرگونه راه حلی باید اوکراین را به طور کامل در بر بگیرد.

این کشورها در بیانیه‌ای که روز سه‌شنبه در پایان نشست خود منتشر کردند، تاکید کردند که اوکراین در هر گونه راهکاری اوکراین باید به طور کامل نقش داشته باشد و تمامیت ارضی ان حفظ شود و منطبق با اصول سازمان ملل متحد بوده و امنیت دراز مدت اوکراین را تضمین کند.

این نشست با هدایت مشترک اوکراین، المان، بریتانیا و فرانسه برگزار شد و تعدادی از مقام‌های کشورهای دیگر از مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا و ولودیمیر زلنسکی به طور مجازی در آن شرکت کردند.
بیانیه همچنین تاکید کرده است که صلح به تضمین معتبر و بادوام امنیتی برای اوکراین نیاز دارد. رهبران کشورهای حاضر در نشست با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا توافق کردند که به همکاری مشترک با امریکا به منظور پیشبرد برنامه ریزی برای چنین تضمینی شتاب ببخشند.

پربازدیدترین‌ها

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم
۱

ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

۲

جوییش کرونیکل از پیشنهاد ۴۰ هزار پوندی برای قتل روزنامه‌نگار ایرانی خبر داد

۳
اختصاصی

انتشارات دانشگاه کمبریج اتهامات جعل علمی یک استاد طرفدار خامنه‌ای را بررسی می‌کند

۴

جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

۵
گزارش ویژه

شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

انتخاب سردبیر

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

  • ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

    ترامپ وارد پکن شد؛ انتظارهای بزرگ با دستور کار مبهم

  • نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

    نسخه جمهوری اسلامی برای اقتصاد دیجیتال: اینترنت را ببند، غرفه اجاره بده

  • جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی احسان افرشته، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی» اعدام کرد

  • آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟
    تحلیل

    آیا ترامپ می‌تواند به یک توافق هسته‌ای جدید با جمهوری اسلامی دست یابد؟

  • ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

    ترامپ و سفر چین؛ دیپلماسی در سایه بحران

•
•
•

مطالب بیشتر

تماس احتمالی ترامپ با مادورو؛ چرخشی غیرمنتظره در سخت‌ترین کارزار آمریکا علیه ونزوئلا

۴ آذر ۱۴۰۴، ۲۰:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

در حالی که عملیات نظامی آمریکا در کارائیب هر روز گسترده‌تر می‌شود و ده‌ها قایق مظنون به حمل مواد مخدر زیر آتش موشک‌های آمریکایی منفجر می‌شوند، یک تغییر لحن ناگهانی از سوی رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، معادلات واشینگتن و کاراکاس را به شکلی غیرمنتظره دگرگون کرده است.

گزارش اختصاصی اکسیوس تایید می‌کند که ترامپ قصد دارد مستقیماً با نیکولاس مادورو گفت‌وگو کند ــ اقدامی که می‌تواند مسیر سخت‌گیرانه‌ترین عملیات آمریکا علیه ونزوئلا در سال‌های اخیر را وارد نقطه‌ای تازه و مبهم کند.

این تماس بالقوه، درست در همان روزی مطرح شد که دولت آمریکا یک گروه دیگر ونزوئلا را که امریکا می‌گوید تحت هدایت مادورو قرار دارد، رسماً به‌عنوان سازمان تروریستی خارجی معرفی کرده است؛ اقدامی که معمولاً مقدمه عملیات نظامی یا رهگیری فراسرزمینی تلقی می‌شود. در عین حال، در پشت‌پرده سیاست‌های دولت ترامپ ترکیبی از تهدید نظامی، فشار دیپلماتیک، گفت‌وگوهای مشروط و بازی روانی دیده می‌شود.

عملیات پرابهام آمریکا که حالا در سایه مذاکره قرار گرفته
عملیات Southern Spear، که طی ماه‌های اخیر به ستون اصلی حضور نظامی آمریکا در کارائیب بدل شده، در ظاهر مأموریت مقابله با قاچاق مواد مخدر را بر عهده دارد، اما مقام‌های آگاه به سیاست‌های کاخ سفید اذعان می‌کنند که هدف واقعی از این عملیات، ایجاد چنان فشار نظامی و امنیتی بر کاراکاس است که رژیم مادورو را در موقعیتی شکننده و ناگزیر از امتیازدهی قرار دهد. این عملیات نه‌فقط شامل استقرار حدود ۱۰ هزار نیروی نظامی، ملوان و خلبان در پورتوریکو است، بلکه سلسله‌ای از حملات موشکی دقیق را نیز در بر گرفته که به گفته منابع آمریکایی، تاکنون ۲۱ حمله انجام شده و حداقل ۸۳ نفر در جریان آن‌ها کشته شده‌اند.

در چنین فضایی، که هر نشانه‌ای از نرمش معمولاً به‌عنوان مقدمه‌ای برای تشدید تنش تفسیر می‌شود، تصمیم ترامپ برای گفت‌وگو با مادورو پیام دوگانه‌ای حمل می‌کند: از یک سو نشان می‌دهد که کاخ سفید به این نتیجه رسیده است که ادامه عملیات بدون یک مسیر موازی دیپلماتیک ممکن است به بن‌بست سیاسی منجر شود، و از سوی دیگر نشان می‌دهد که واشینگتن قصد ندارد سطح بازدارندگی نظامی را کاهش دهد، بلکه به دنبال آن است که این بازدارندگی را به اهرمی مؤثر برای مذاکره تبدیل کند.

پارادوکس سیاست ترامپ: مادورو هم «نارکوتروریست» است، هم «قابل مذاکره»
یکی از پیچیده‌ترین جنبه‌های رویکرد دولت ترامپ، این تناقض آشکار است که از یک طرف مادورو را در فهرست تروریستی قرار می‌دهد ــ اقدامی که از نظر حقوقی و نمادین، یکی از خشن‌ترین برچسب‌های ممکن در روابط بین‌الملل محسوب می‌شود ــ و از طرف دیگر، درباره گفت‌وگوی مستقیم با همین فرد صحبت می‌کند. مقام‌های نزدیک به رئیس‌جمهوری [ترامپ] توضیح می‌دهند که این ظاهراً تناقض، در واقع بخشی از یک راهبرد محاسبه‌شده است؛ راهبردی که در آن فشار حداکثری با روزنه‌های محدود اما هدفمند دیپلماتیک همراه می‌شود تا طرف مقابل همواره در وضعیت «تردید نسبت به نیت واقعی آمریکا» باقی بماند.

یکی از مقامات می‌گوید: «هیچ‌کس فعلاً برنامه‌ای برای اقدام مستقیم علیه مادورو ندارد، اما این بدان معنا نیست که چنین گزینه‌ای برای همیشه از روی میز برداشته شده است.» همین فضای تعلیق میان تهدید و گفت‌وگو، همان چیزی است که دولت ترامپ آن را مؤثرترین شکل اعمال فشار بر ونزوئلا می‌داند.

محاسبات مادورو؛ میان وعده‌های تکراری و ترس از «حامیان کوبایی»
ترامپ اگر در نهایت با مادورو صحبت کند، احتمالاً با همان الگوی وعده‌هایی روبه‌رو خواهد شد که مادورو بارها در سال‌های گذشته به آمریکا و اروپا ارائه کرده است؛ وعده‌هایی همچون برگزاری انتخابات آزاد در چند سال آینده، واگذاری بخشی از منابع نفتی به آمریکا یا توقف ارسال نفت به روسیه. اما مقام‌های آمریکایی تاکید دارند که این وعده‌ها هیچ‌گاه عملی نشده و مقامات دیپلماتیک به ترامپ هشدار داده‌اند که نباید فریب «تضمین‌های تکراری و فاقد پشتوانه» را بخورد.

در واقع، پیچیدگی اصلی در خود کاراکاس نهفته است: مادورو خوب می‌داند که اگر به‌طور واقعی وارد روند امتیازدهی شود و به فشارهای آمریکا تن دهد، احتمال آن وجود دارد که حامیان امنیتی کوبا ــ که از ستون‌های اصلی حفظ حکومت او هستند ــ او راه تحت فشار بگذارند. این توازن ترس، یکی از دلایلی است که روند تغییر در ونزوئلا سال‌هاست در نقطه‌ای نیمه‌قفل‌شده باقی مانده است.

100%

نقش روبیو و مهندسی دوباره ساختار سیاست خارجی بر اساس اراده ترامپ
تصوری که برخی منتقدان در داخل آمریکا مطرح می‌کنند این است که مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ، پشت پرده سیاست‌های سختگیرانه علیه ونزوئلا قرار دارد. اما مقام‌های دولت تاکید می‌کنند که برعکس، این خود ترامپ است که از ابتدا بر اتخاذ سیاست‌های تهاجمی اصرار داشته و روبیو و استیون میلر تنها معماران اجرایی آن هستند. یک مقام ارشد می‌گوید: «باز اصلی ونزوئلا ترامپ است، بعد میلر و سپس روبیو.»

در ماه‌های گذشته، روبیو و ژنرال دن کین ساختار سیاست خارجی را به‌گونه‌ای بازطراحی کرده‌اند که هرگونه مقاومت بوروکراتیک در وزارت خارجه یا شورای امنیت ملی در برابر رویکرد تهاجمی ترامپ به حداقل رسیده است؛ روندی که شامل تغییر نیروها، کنار گذاشتن منتقدان داخلی و تقویت کانال‌های تصمیم‌گیری مستقیم کاخ سفید بوده است. نتیجه این مهندسی نهادی، فراهم شدن شرایطی است که در آن ترامپ می‌تواند بدون مانع بزرگ در دستگاه دیپلماتیک، مسیر گفت‌وگو با مادورو را به‌عنوان بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر دنبال کند.

چماق و هویج؛ الگویی که ترامپ بار دیگر در آمریکای لاتین آزمایش می‌کند
تماس احتمالی ترامپ با مادورو، از دل همان الگویی بیرون می‌آید که رئیس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر در پرونده کره‌شمالی و ایران نیز دنبال کرده بود: ایجاد حداکثر فشار نظامی و اقتصادی در کنار بازکردن یک کانال محدود برای تعامل مستقیم. پیش از آغاز عملیات Southern Spear نیز، ترامپ تلاش کرده بود از طریق ریک گرنل، نماینده غیررسمی خود، به مادورو پیام‌هایی دوستانه اما مشروط ارسال کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که مادورو حتی حاضر شده بود منابع نفتی خود را به آمریکا پیشنهاد دهد، پیشنهادی که ترامپ آن را نشانه‌ای از «فهم مادورو نسبت به قدرت آمریکا» می‌دانست.

اما چون مادورو بر ماندن در قدرت پافشاری می‌کرد، این مسیر مسدود شد. اکنون اما با افزایش فشار نظامی و قرار گرفتن مادورو در فهرست تروریستی، ترامپ احساس می‌کند تماس مستقیم می‌تواند «آخرین فشار مؤثر» باشد؛ فشاری که اگر نتیجه ندهد، راه را برای اقدامات سخت‌تر باز می‌گذارد.

تماس احتمالی، نه پایان تنش است و نه آغاز آشتی؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه
تصمیم ترامپ برای گفت‌وگو با مادورو را نباید به‌عنوان عقب‌نشینی یا نرمش در برابر ونزوئلا تعبیر کرد؛ بلکه بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر است که در آن ترکیب تهدید نظامی، حملات هدفمند، فشار اقتصادی و گفت‌وگوی محدود در کنار هم عمل می‌کنند تا واشینگتن بتواند کنترل بیشتری بر روندهای امنیتی نیمکره غربی پیدا کند. آن‌چه اکنون در جریان است، در واقع ورود به مرحله‌ای جدید از تنش میان آمریکا و ونزوئلاست؛ مرحله‌ای که در آن، امکان مذاکره و خطر تشدید تقابل به‌طور هم‌زمان افزایش یافته است.

اگر این تماس به امتیازدهی مادورو منجر شود، ترامپ یک پیروزی نمادین مهم را در کارنامه سیاست خارجی خود ثبت خواهد کرد. اما اگر مادورو مقاومت کند — که بسیاری معتقدند محتمل‌تر است — تماس مستقیم با او تنها به‌عنوان مقدمه‌ای برای دوره‌ای سخت‌تر و پیچیده‌تر از عملیات Southern Spear عمل خواهد کرد.

در هر دو حالت، این لحظه نقطه عطفی در روابط آمریکا و ونزوئلا و بخشی از بازطراحی نقشه ژئوپلیتیک آمریکای لاتین است؛ نقشه‌ای که ترامپ می‌کوشد نامش در مرکز آن حک شود.

وزیر نفت: خودروهای نو باید بنزین پنج هزار تومانی بزنند

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)

محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی گفت در مصوبه جدید قیمت بنزین خودروهای نوشماره، وارداتی، دولتی و مناطق آزاد از نیمه آذر مشمول سهمیه بنزین نخواهند بود و باید با نرخ سوم، یعنی لیتری پنج هزار تومان سوخت‌گیری کنند.

به گفته او کارگروه تصمیم‌گیر درباره نرخ سوخت شامل وزارت نفت، کشور، اطلاعات، اقتصاد، سازمان برنامه‌وبودجه و بهینه‌سازی مصرف سوخت است که متناسب با شرایط اقتصادی تصمیم می‌گیرد.

مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس درباره مصوبه جدید قیمت بنزین گفت: وزیر نفت اعلام کرده که با مصوبه گرانی بنزین مخالف است، اما چون دولت تصمیم گرفته، اجرا می‌شود.

او افزود: طرح جدید بنزین دو ناعدالتی دارد؛ خانواده‌هایی با چند خودرو هنوز بنزین ۱۵۰۰ تومانی می‌زنند، اما خانواده‌ای که یک خودروی نو خریده، باید بنزین ۵۰۰۰ تومانی بزند.

ترامپ: تنها چند مورد اختلاف در طرح صلح باقی مانده است

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گفت امیدوار است «به‌زودی» با ولودیمیر زلنسکی و ولادیمیر پوتین، روسای جمهور اوکراین و روسیه دیدار کند. ترامپ انجام این دیدار را مشروط به آن دانست که توافق پایان جنگ اوکراین «نهایی شده یا در مراحل پایانی» باشد.

او تاکید کرد که در طرح صلح پیشنهادی آمریکا «تنها چند مورد اختلاف» باقی مانده و طرف‌ها به مراحل حساس برای دستیابی به توافق نزدیک شده‌اند.

ترامپ گفت به امید نهایی کردن طرح صلح، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خود را برای دیدار با پوتین به مسکو فرستاده‌ است.

او همچنین افزود دن دریسکول، وزیر ارتش آمریکا، با اوکراینی‌ها دیدار خواهد کرد.

چرا نظم سیاسی ایران با وجود فرسایش ساختاری، ادامه دارد؟

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
عطا محامد

نظم سیاسی ایران پس از جنگ ۱۲روزه بیش از گذشته درگیر کشاکش میان نیروهای چندلایه و متعارض شده است.

این نیروها هرکدام در تلاش‌اند جایگاه خود را در میدان قدرت حفظ یا بازتعریف کنند، اما در مرکز این میدان همچنان جمهوری اسلامی قرار دارد؛ ساختاری که قابلیت توسعه و اصلاح را از دست داده و تنها با اتکای به کنترل امنیتی، تنظیم دسترسی و جابه‌جایی منابع می‌تواند سطح حداقلی از اداره کشور را تداوم بخشد.

در برابر جمهوری اسلامی، سه نیروی عمده صف‌بندی کرده‌اند: جامعه‌ای جزیره جزیره شده که در ده‌ها جبهه معیشتی، صنفی و محلی درگیر است و فاقد شبکه‌های سازمان‌یافته است؛ اپوزیسیون خارج از کشور که توان روایت‌سازی، نمادسازی و برجسته‌کردن بحران‌ها را دارد اما از ایجاد اتصال میدانی و ترجمه دقیق تجربه زیسته مردم ناتوان است؛ و بازیگران خارجی که به نظر می‌رسد نه طرحی برای تغییر رژیم دارند و نه اراده‌ای برای تغییر قواعد بازی، بلکه بیشتر در پی محدودسازی ظرفیت‌های جمهوری اسلامی هستند. برهم‌کنش این سه نیرو با ساختار امنیتی‌شده قدرت، آینده را نه به سمت اصلاحات پایدار می‌برد و نه به‌سمت انفجار فوری؛ بلکه وجود این نیروها ماندگاری جمهوری اسلامی را در مسیر «تداوم همراه با فرسایش» قرار داده است.

یک نظام و چندین صدا
جمهوری اسلامی اگرچه در کانون خود چهره مرکزی رهبر را دارد که سخن نهایی را می‌گوید، اما این کانون، مجموعه پیچیده‌ای از نهادها و گروه‌ها را ساخته است که در آن انسجام ساختار قدرت بر ترکیب پیچیده‌ای از نهادهای موازی، شوراهای امنیتی، حلقه‌های وفاداری و سلسله‌مراتب‌های چندگانه تکیه دارد. نهادها به امور مختلف می‌پردازند و تصمیم‌سازی در لایه‌های مختلف پخش است، اما در نهایت همه تصمیم‌های کلان به نقطه‌ای می‌رسد که در آن وزن اصلی را رهبری تعیین می‌کند. می‌توان گفت در نظم استبدادی جمهوری اسلامی، ساختار رهبری، سقف مجاز خواسته‌ها را تعیین می‌کند.

اظهار اخیر رییس‌جمهوری در مجلس درباره نگرانی از «مرگ رهبری و بروز اختلاف داخلی» نشان می‌دهد که مساله اصلی تصمیم‌گیران نه اجرای یک استراتژی ملی، بلکه هماهنگی میان شبکه‌های قدرت است؛ شبکه‌هایی که بدون محوریت رهبری ظرفیت واگرایی دارند. همین وضعیت در سخنان الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت و ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصول‌گرا، نیز بازتاب دارد که به «اختلال در نقاط تصمیم‌ساز» یا «تضعیف اقتدار دولت» اشاره دارند. آن‌ها ساختاری را توصیف می‌کنند که در آن تصمیم‌سازی چندکاناله است اما تصمیم‌گیری تک‌کاناله.

در این معماری سیاسی، دولت تنها یکی از اجزای فرایند است، نه مرکز آن. نهادهای امنیتی، اقتصادی و موازی هرکدام خط‌‌مشی‌های خود را جلو می‌برند و رهبری بیش از آنکه مدیر یک دستگاه یکپارچه باشد، تنظیم‌کننده نهایی تعارضات میان این شبکه‌هاست.

100%

با این حال، جنگ ۱۲ روزه این ساختار چندلایه را در معرض چالش‌های تازه قرار داده است. حذف برخی چهره‌های شاخص سپاه که در حوزه‌های مختلف نفوذ داشتند، موجب شده تا گروه‌های داخل نظم سیاسی هنوز نتوانند تعادل گذشته را بازیابی کنند و حساسیت نسبت به اختلافات داخلی افزایش یابد. اما این اختلافات نه به‌سوی نمایندگی مطالبات مردمی، بلکه به سمت تامین منافع گروهی حرکت کرده است. این وضعیت را در مناقشه پیرامون بابک زنجانی نیز می‌توان دید؛ جایی که دستگاه قضا در حمایت از او در برابر بانک مرکزی ایستاده، درحالی‌که حسین رحیمی، رییس پلیس امنیت اقتصادی، می‌گوید او «بیشتر از اندازه خودش حرف می‌زند». این نمونه صرفاً مصداقی از همان سازوکار است: رقابت درونی شبکه‌ها برای حفظ منافع، در غیاب یک تعادل تثبیت‌شده پس از جنگ.

نارضایتی گسترده، سازمان‌یابی حداقلی
پس از جنگ، بار مالی حکومت سنگین‌تر شد و بخش قابل‌توجهی از این فشار از طریق سیاست‌های تورم‌زا به جامعه منتقل شد و خود را در رشد قیمت‌ها و کاهش توان معیشتی مردم نشان داد و همین اسباب نارضایتی‌ها بیشتر عمومی شد. جامعه ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که می‌توان آن را «فعال اما نامنظم» توصیف کرد؛ مجموعه‌ای از کنش‌های پراکنده در شهرها و حوزه‌های صنفی مختلف قابل رویت است، اما به‌دلیل فقدان سازوکارهای میانجی، در همان سطح محلی یا صنفی متوقف می‌مانند. اعتصاب پرستاران مشهد، با شعارهایی که مستقیم فساد ساختاری و نابرابری در توزیع منابع را نشانه می‌رفت، نمونه بارز همین وضعیت است. با وجود آن‌که فساد به دال مرکزی بسیاری از اعتراض‌ها تبدیل شده، نبود شبکه‌های ارتباطی و نهادهای پشتیبان مانع آن می‌شود که این صداها به کنش سیاسی مشترک بدل شوند. انرژی اعتراضی وجود دارد، اما «حامل سازمانی» نه.

در کلان‌شهرها، فشار اقتصادی و فرسایش ساختار کار خود را در قالب رانده‌شدن میلیون‌ها نفر به مشاغل بی‌ثبات و پلتفرمی نشان می‌دهد. آمار هشت میلیون راننده اسنپ و تپسی به‌تنهایی نشانه فروپاشی بازار کار نیست، اما ابعاد بحران درآمدی را آشکار می‌کند: بخش بزرگی از جامعه در مدار مشاغلی می‌چرخد که نه امنیت دارد و نه درآمد کافی و پایدار. این وضعیت هرچند نارضایتی جدی ایجاد کرده، اما سطح انرژی و افق روانی افراد را برای سازماندهی جمعی فرسوده است. برای اکثریت جامعه، نوعی وضعیت اضطرار دائمی شکل گرفته که در آن دغدغه معیشت روزانه عملاً امکان ایفای نقش سازمان‌دهنده را از بین می‌برد.

برخلاف مراکز استانی که الگوی اعتراض در آن‌ها بیشتر صنفی و اقتصادی است، در مناطق پیرامونی تعارض با دولت غالباً در قالب «مواجهه امنیتی» تجربه می‌شود. تخریب خانه‌های شهروندان در بلوچستان؛ نمونه‌ای از رفتاری است که در سال‌های اخیر بارها در مناطق پیرامونی تکرار شده است. این نوع سیاست‌ها شکل‌گیری مقاومت‌های محلی را برمی‌انگیزند، اما این مقاومت‌ها به‌دلیل ماهیت دفاعی‌شان و نبود شبکه‌های واسطه‌ای که بتوانند آن‌ها را به مطالبات مرکز پیوند دهند، به‌ندرت ظرفیت تبدیل‌شدن به نیروی بزرگ‌تر را پیدا می‌کنند. به این ترتیب برخی از اعتراضات زیر سایه شکاف مرکز و پیرامون عمل مدفون می‌اند؛ شکافی که هم ساختاری است و هم امنیتی، و عملاً مسیر هم‌افزایی را مسدود می‌کند.

می‌توان نتیجه گرفت که نیروهای مخالف داخل در وضعیتی جزیره‌گون قرار گرفته‌اند؛ و در خارج، اپوزیسیون اگرچه از نظر رسانه‌ای فعال است و روایت‌ها و نمادهای متعددی تولید می‌کند، اما این فعالیت‌ها به بازنمایی دقیق بحران‌های زندگی روزمره یا ساختن زبان سیاسی مشترک منتهی نمی‌شود. خروجی رسانه‌ای وجود دارد، اما ظرفیت ترجمه آن به خواست جمعی و کنش سازمانی ناچیز مانده است. همین ناتوانی در انعکاس دقیق مطالبات، اعتماد عمومی به اپوزیسیون را کاهش داده و توان آن برای تأثیرگذاری در داخل را محدود کرده است. فاصله میان گفتمان خارج و واقعیت زیسته داخل، اپوزیسیون را به «تقویت‌کننده بخشی از صدا» بدل کرده، نه «برهم‌زننده موازنه». جامعه در داخل شبکه ندارد؛ اپوزیسیون در خارج شبکه نمی‌سازد؛ و همین عدم اتصال، شکاف پایدار میان «صدا» و «زندگی» را بازتولید می‌کند.

بقا در لبه پرتگاه
با این حال جمهوری اسلامی امروز در وضعیتی قرار دارد که می‌توان آن را «تداوم همراه با فرسایش» نامید. ساختار سیاسی همچنان بازیگر مسلط میدان است، اما این سلطه دیگر محصول ظرفیت نهادی یا ابتکار سیاسی نیست؛ بیشتر نتیجه یک نظم امنیتی و در عین حال نبود نیروی برهم زننده نظم است. سیستم ادامه می‌دهد، اما نه به‌مثابه دولت کارآمد، بلکه همچون سازوکاری که بحران‌ها را از روزی به روز دیگر منتقل می‌کند. ابزارهای امنیتی جایگزین سیاست شده‌اند و میزان هزینه‌ای که حکومت برای تثبیت موقعیت خود می‌پردازد، پیوسته افزایش می‌یابد. این روند، ادامه مقطعی را ممکن می‌کند اما کیفیت حکمرانی را تحلیل می‌برد.

در سطح خارجی نیز مسیر گذار سیاسی از بیرون گشوده نیست. قطعنامه تروئیکای اروپایی درباره تعلیق کامل غنی‌سازی و تهدیدهای مقطعی آمریکا و اسراییل نشان می‌دهد هدف فعلی این بازیگران مهار ظرفیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران است، نه مهندسی تغییر در ساختار داخلی. فشار خارجی می‌تواند سرعت فرسایش اقتصادی و زیرساختی را بیشتر کند، اما موتور تغییر سیاسی را روشن نمی‌کند؛ چون مسئله ایران برای غرب عمدتاً یک پرونده امنیتی است، نه یک پروژه سیاسی.

در چنین وضعیتی، گذار سیاسی نه محصول یک جرقه بیرونی است و نه نتیجه یک کنش واحد. جمهوری اسلامی تا زمانی می‌ماند که فرسایش درونی‌اش به نقطه اختلال نرسیده و در برابرش نیرویی سازمان‌یافته و مرتبط با جامعه شکل نگرفته باشد.

تغییر زمانی آغاز می‌شود که دو روند هم‌زمان فعال شوند: از یک‌سو، فرسایش داخلی به سطحی برسد که محور رهبری، سازوکارهای بازتوزیع و شبکه بوروکراتیک توان حفظ انسجام را از دست بدهند؛ و از سوی دیگر، نیروهای معارض داخل و خارج بتوانند حداقلی از سازمان‌یابی و بازسازی اعتماد اجتماعی را شکل دهند. بازیگران خارجی می‌توانند این روند را تسریع یا تشدید کنند، اما شرط لازمِ گذار، اتصال نیروهای داخلی و بیرونی به یک زبان و هدف مشترک است، نه اتکای کامل به اراده خارجی. تا زمانی که این نقطه تلاقی به‌وجود نیاید، جمهوری اسلامی در وضعیت «تداوم همراه با فرسایش» باقی خواهد ماند؛ نظمی که همچنان نیروی قاهر وضعیت موجود است، اما هر روز کمتر از گذشته قادر به تولید ثبات، خدمات یا مشروعیت است.

ترامپ: تنها چند مورد اختلاف در طرح صلح باقی مانده است

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، گفت امیدوار است «به‌زودی» با ولودیمیر زلنسکی و ولادیمیر پوتین، روسای جمهوری اوکراین و روسیه دیدار کند.

ترامپ انجام این دیدار را مشروط به آن دانست که توافق پایان جنگ اوکراین «نهایی شده یا در مراحل پایانی» باشد.

او تاکید کرد که در طرح صلح پیشنهادی آمریکا «تنها چند مورد اختلاف» باقی مانده و طرف‌ها به مراحل حساس برای دستیابی به توافق نزدیک شده‌اند.

ترامپ گفت به امید نهایی کردن طرح صلح، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خود را برای دیدار با پوتین به مسکو فرستاده‌ است.

او همچنین افزود دن دریسکول، وزیر ارتش آمریکا، با اوکراینی‌ها دیدار خواهد کرد.