پزشکیان: بعید میدانم اسرائیل در ایران ۲۱ هزار جاسوس جذب کرده باشد
پزشکیان در مصاحبه با انبیسی نیوز در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات مقامهای انتظامی ایران درباره بازداشت ۲۱ هزار نفر در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، گفت ضعف و شکست اطلاعاتی در جمهوری اسلامی وجود داشته، اما بعید است اسرائیل توانسته باشند این تعداد افراد را جذب کرده باشد.
پزشکیان درباره اینکه آیا به بازرسان آژانس اعتماد دارد یا نه، گفت که بازرسان به هر صورت «مورد اتهام» جاسوسی هستند و اطلاعاتی درباره دستاندرکاران هستهای جمهوری اسلامی در اختیار آنها بوده است.
پیشتر سخنگوی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی از بازداشت ۲۱هزار نفر در ارتباط با جنگ ۱۲روزه با اسرائیل خبر داده بود.
پزشکیان: بعید میدانم اسرائیل در ایران ۲۱ هزار جاسوس جذب کرده باشد | ایران اینترنشنال
وزارت خارجه کرهجنوبی اعلام کرد وزیر خارجه این کشور در دیدار با همتای روس خود در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، نسبت به همکاری نظامی میان مسکو و پیونگیانگ ابراز «نگرانی شدید» کرده است.
بهگزارش رسانههای کرهجنوبی، چو هیون، وزیر خارجه این کشور روز جمعه در نیویورک با سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه دیدار کرده و هشدار داده است که حمایت تسلیحاتی کرهشمالی از روسیه برای جنگ اوکراین، از جمله اعزام نیرو و ارسال سلاح، «موجب تشدید بیثباتی منطقهای و نقض آشکار قطعنامههای شورای امنیت» خواهد بود.
سئول بارها اعلام کرده هرگونه همکاری نظامی میان روسیه و کرهشمالی را مغایر با تعهدات بینالمللی میداند و آن را تهدیدی علیه امنیت در شرق آسیا ارزیابی میکند.
شبکه انبیسی نیوز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که ارتش آمریکا در حال طراحی گزینههایی برای حمله به قاچاقچیان مواد مخدر در خاک ونزوئلا است؛ اقدامی که میتواند ظرف چند هفته آینده آغاز شود.
هرچند هنوز دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هیچ تصمیم نهایی برای اجرای این حملات اتخاذ نکرده، گفتوگوهایی میان واشینگتن و کاراکاس با میانجیگری رهبران خاورمیانه در جریان است.
این گزارش میگوید برنامهها عمدتاً شامل حملات پهپادی به اعضا و رهبران گروههای قاچاق مواد مخدر و همچنین نابودی آزمایشگاههای تولید مواد مخدر است. پیشتر نیز ارتش آمریکا دستکم سه قایق ونزوئلایی را هدف قرار داده بود؛ قایقهایی که به ادعای واشینگتن حامل قاچاقچیان و محمولههای مواد مخدر بودند. در یکی از این موارد، مقامات جمهوری دومینیکن وجود مواد مخدر در آبهای ساحلی را تایید کردند.
مقامات دولت ترامپ دلیل افزایش فشار نظامی را ناکامی نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا، در مهار جریان قاچاق مواد مخدر عنوان کردهاند. در عین حال، آمریکا طی هفتههای اخیر هشت کشتی جنگی با بیش از چهار هزار نیرو به منطقه اعزام کرده و جنگندههای اف-۳۵ را در پورتوریکو مستقر کرده است. یک مقام ارشد آمریکایی تاکید کرده است که ترامپ «آماده استفاده از همه ابزارهای قدرت آمریکا برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به کشور و کشاندن عاملان آن به پای میز عدالت است.»
این تحولات در حالی رخ میدهد که وزارت دادگستری آمریکا پیشتر مادورو را به قاچاق مواد مخدر متهم کرده و دولت ترامپ جایزه دستگیری او را به ۵۰ میلیون دلار افزایش داده است. هرچند ونزوئلا تولیدکننده عمده کوکائین محسوب نمیشود، اما یکی از مسیرهای اصلی ترانزیت این مواد به دیگر کشورها شناخته میشود. همزمان برخی مقامهای آمریکایی تغییر رژیم در کاراکاس را نیز یکی از اهداف عملیات نظامی میدانند و به گفته منابع، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از طرفداران این سیاست است.
واکنشها در کاراکاس نیز ادامه دارد. انیبال سانچز، تحلیلگر سیاسی ونزوئلایی، به انبیسی گفته است هرگونه حمله به خاک این کشور پیامدهایی از اعتراضات دیپلماتیک تا افزایش فشارهای داخلی بر مخالفان به همراه خواهد داشت و حتی میتواند باعث اتحاد بیشتر مردم به نام دفاع از حاکمیت ملی شود. در همین حال، دولت ونزوئلا که تاکنون نقش داشتن در قاچاق مواد مخدر را انکار کرده، این اقدامات آمریکا را تلاشی برای برکناری مادورو از قدرت میداند.
شنبه ۳۱ شهریور بهوقت نیویورک، شیخ عبدالله بن زاید، وزیر خارجه امارات متحده عربی، در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، بر ضرورت پایان فوری جنگ غزه تاکید کرد.
بهگزارش خبرگزاری رسمی امارات، این مقام ارشد اماراتی در دیدار با نتانیاهو بر پیامدهای ادامه درگیری برای منطقه هشدار داده است.
هشدار امارات در حالی مطرح شده که این کشور در اوایل ماه سپتامبر نیز به تلآویو اعلام کرده بود که هرگونه تلاش برای الحاق اراضی اشغالی در کرانه باختری، «خط قرمز» محسوب میشود و میتواند اساس توافق ابراهیم، مبنای عادیسازی روابط ابوظبی و اسرائیل، را تضعیف کند.
جواد نصرالله، دومین پسر حسن نصرالله، در گفتوگو با رویترز گفت پدرش در آخرین روزهای عمرش پس از عملیات پیجرها علیه حزبالله، «ناراحت، خشمگین و آزرده» بود و مدام میگفت چطور ممکن است چنین اتفاقی بیفتد.
پسر حسن نصرالله گفت پدرش خود را مسئول جان کسانی میدانست که در عملیات پیجرها هدف قرار گرفتند.
پسر حسن نصرالله گفت در زمان انفجار پیجرها، خانوادهاش مانند بیش از یک میلیون لبنانی دیگر، بر اثر حملات هوایی اسرائیل آواره شده بودند و سه ماه پدرش را ندیده بود.
پسر حسن نصرالله گفت خانوادهاش مثل بقیه مردم از طریق اخبار از کشته شدن پدرشان باخبر شدند، اما نمیتوانستند گریه یا ابراز احساسات کنند، زیرا ساکنان ساختمان جدیدی که در آن زندگی میکردند از نسبت آنها با حسن نصرالله بیخبر بودند.
جواد نصرالله گفت: «ما مثل دیگران لحظهای احساس بیگانگی داشتیم، علاوه بر وحشتهای آن دوره که برای همه وحشتناک بود: جنگ، بمباران، خشونت و افزون بر همه اینها، احساس بیگانگی.»
پس از هفتهها و بلکه ماهها تعلیق و تشویش در افکار عمومی، سرانجام فرآیند مکانیسم ماشه، نهایی و تکمیل و قطعنامه پیشنهادی روسبه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد رد شد.
به این ترتیب، و در عمل، مجموعهای از تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد که برای ۱۰ سال تعلیق شده بود، بار دیگر علیه ایران فعال میشود.
تحریمهایی که شامل این موارد است: ممنوعیت فناوری هستهای (ازجمله غنیسازی اورانیوم و ساخت و توسعه راکتور آبسنگین)؛ ممنوعیت واردات یا صادرات تجهیزات، مواد و فناوری حساس مرتبط با برنامه هستهای؛ ممنوعیت واردات و صادرات تسلیحات متعارف (سلاحهای سبک و سنگین)؛ محدودیتهای مربوط به موشکهای بالستیک؛ انسداد داراییها و مسدود شدن حسابهای افراد و نهادهای مرتبط با برنامههای اتمی یا موشکی؛ محدودیت شدید بر معاملات بانکی و سرمایهگذاریهای خارجی در بخشهای حساس؛ بازرسی اجباری محمولههای مشکوک در مسیر ایران (کشتیها و هواپیماها)؛ و ممنوعیت خدمات بیمه و پشتیبانی به کشتیهای حامل محمولههای مرتبط.
نقطه عطف جدید برای ایران بازگشت تحریمهای معلقشده شورای امنیت سازمان ملل، نه فقط جمهوری اسلامی، که ایران را وارد دوران جدیدی میکند.
ایران جدید، البته با ایرانی که پیش از سال ۲۰۱۵ و توافق برجام، از سال ۲۰۰۶ مجموعهای از قطعنامهها و تحریمها را متحمل شده بود، در وضع کاملا متفاوتی قرار دارد.
یک تفاوت فاحش، به شرایط اقتصادی و درآمدهای نفتی ایران امروز و ایران در دولت احمدینژاد مربوط است. مجموع درآمد نفتی در هشت سال دولتهای نهم و دهم، حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
بدیهی است که مجموع درآمدهای نفت و گاز و پتروشیمی ایران در حال حاضر، بهدلیل اعمال تحریمهای آمریکا و محدودیتهای جمهوری اسلامی برای فروش، در فاصله معناداری با دو دهه پیش قرار دارد.
این وضع، به کاهش بسیار شدید ارزش ریال نسبت به دوران پیشابرجام هم منجر شده است. نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران از حدود هزار تومان در ابتدای دهه ۹۰ حالا به حدود ۱۰۸ هزار تومان رسیده است.
تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، تراکنشهای دلاری و انتقال سرمایه را هم سختتر میکند. شرکتهای بینالمللی بیمه و کشتیرانی هم ریسک همکاری با جمهوری اسلامی را بالاتر خواهند برد؛ اقدامی که به معنای افزایش هزینه صادرات و واردات، و نیز گرانترشدن واردات کالاهای واسطهای و قطعات صنعتی خواهد بود.
این همه در حالی رخ میدهد که نرخ تورم سالانه از ۳۵ درصد، و نرخ تورم نقطه به نقطه از ۴۰ درصد گذشته است.
مجموعه شرایط اقتصادی که با بحرانهای تامین انرژی و آب، و روند فزاینده گرانی کالاهای اساسی پیوند خورده است.
تردیدی نیست که این همه، به معنای تشدید مشکلات معیشتی بخش قابل توجهی از جامعه، بهویژه حقوقبگیران و مزدبگیران، بازنشستگان و گروههای نابرخوردار خواهد بود.
بازگشت تحریمها در فضای پساجنگ آنچه که شرایط ایران را پیچیدهتر میکند، بازگشت تحریمهای جدید در فضای پس از جنگ ۱۲ روزه است. جنگی که هرچند در ظاهر به آتشبس رسیده، اما چیزی جز توقف موقت تخاصم نیست.
همین چند روز پیش بود که نتانیاهو در جمع فرماندهان ارتش اسرائیل گفت: «باید محور شر ایران را نابود کنیم. این خواست در دسترس، و در سال نو، پیش روی ماست».
خامنهای هم در جدیدترین سخنرانی خود از مخفیگاه، از «بنبست مذاکره با آمریکا» گفت و بر ادامه پشتیبانی جمهوری اسلامی از حزبالله تاکید کرد.
این دو دیدگاه، همزمان با ادامه شلیک حوثیها به اسرائیل، و انتشار اطلاعات جدید از ساخت تاسیسات موشکی زیرزمینی در یمن، بهقدر لازم شرایط امنیتی ایران را پیچیدهتر و چشمانداز را تیرهتر میکند.
به دشواری میتوان درباره تداوم آتشبس اسرائیل و جمهوری اسلامی حتی در میانمدت خوشبین بود. وضعی که به معنای ادامهیافتن سایه سنگین ناامنی و هراس از وقوع درگیری نظامی مجدد در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران خواهد بود.
خروج سرمایههای مادی و انسانی از کشور، رکود تولید، تشدید گرانی، فقر، بیکاری، و شکاف طبقاتی، بدیهیترین نتایج مترتب بر این شرایط خواهند بود.
در چنین وضعی، تکلیف تابآوری اجتماعی و واکنش اکثریت ناراضی به جمهوری اسلامی، بیش از پیش در تردید و ابهام قرار میگیرد.
ترکیب فشارهای خارجی گرهخورده با تحریمها، و نارضایتی عمقیافته در لایههای اجتماعی مختلف، چشمانداز تحولات سیاسی در ایران را تیرهتر میکند؛ بهویژه آنکه رژیم سیاسی هیچگونه عزمی برای تغییر ساختاری در داخل، و دگرگونی بنیادین در سیاستهای اتمی، موشکی، منطقهای و بینالمللی خود نشان نداده است.
توپ در زمین ایران با نهاییشدن مکانیسم ماشه و رد قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل، حالا توپ تحولات در زمین ایران است؛ نه فقط رژیم سیاسی، که هم حاکمیت و هم جامعه.
واکنش جمهوری اسلامی و بهویژه تغییر مناسبات تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میتواند حساسیتهای اسرائیل و آمریکا علیه فعالیتهای اتمی در ایران را تشدید کند، و خیلی زود به سقف حمله نظامی مجدد برساند.
شماری از مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته از قطع همکاری با آژانس در صورت بازگشت تحریمها گفتهاند؛ تهدیدی که در صورت تحقق، سطح تنش با غرب را بالاتر خواهد برد.
تداوم و گسترش فعالیتهای موشکی جمهوری اسلامی هم میتواند به افزایش پیچیدگی و وخامت اوضاع، و بهانهای برای حمله مجدد اسرائیل، منجر شود.
اینچنین است تداوم حمله حوثیها به اسرائیل یا اقدامات حزبالله لبنان و دیگر نیروهای شبهنظامی و نیابتی سپاه پاسداران در منطقه، که چشمانداز آتشبس را تیره، و امنیت مبهم کنونی برای مردم ایران را هم مخدوش میکند.
جدای از این سه عرصه راهبردی، نحوه تعامل حکومت با مخالفان و منتقدان سیاسی و بهویژه تجمعات شهروندان ناراضی و اعتراضهای احتمالی خیابانی، یک فاکتور مهم دیگر در سرنوشت تحولات آتی ایران است.
از این زاویه، مفروض خواهد بود که ابعاد خیزشهای اعتراضی محتمل، و کیفیت و کمیت نافرمانی مدنی معترضان و تغییرخواهان، که نقطهعزیمت و انگیزههای گوناگونی دارد، تاثیر منحصربهفرد و جایگاهی راهبردی در شرایط کشور خواهد داشت.
مستقل از اینها، یک واقعیت غیرقابل اغماض، جایگاه خاص نحوه مواجهه اسرائیل با جمهوری اسلامی است. اینکه دولت نتانیاهو در راستای هدف قراردادن مقامهای حکومتی و تاسیسات اتمی و موشکی و نظامی جمهوری اسلامی یا حمله مجدد به ایران، چگونه و چه زمانی رفتار خواهد کرد، به مولفهای ویژه و بیسابقه تبدیل شده است.
واقعیت، قرار گرفتن ایران در گردنهای تاریخی است؛ گردنهای که اگر به گذار به دموکراسی منتهی نشود، میتواند به کویری سوزان یا پرتگاهی هولناک ختم شود.