وزیر خارجه امارات در دیدار با نخستوزیر اسرائیل خواستار پایان فوری جنگ غزه شد
شنبه ۳۱ شهریور بهوقت نیویورک، شیخ عبدالله بن زاید، وزیر خارجه امارات متحده عربی، در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، بر ضرورت پایان فوری جنگ غزه تاکید کرد.
بهگزارش خبرگزاری رسمی امارات، این مقام ارشد اماراتی در دیدار با نتانیاهو بر پیامدهای ادامه درگیری برای منطقه هشدار داده است.
هشدار امارات در حالی مطرح شده که این کشور در اوایل ماه سپتامبر نیز به تلآویو اعلام کرده بود که هرگونه تلاش برای الحاق اراضی اشغالی در کرانه باختری، «خط قرمز» محسوب میشود و میتواند اساس توافق ابراهیم، مبنای عادیسازی روابط ابوظبی و اسرائیل، را تضعیف کند.
وزیر خارجه امارات در دیدار با نخستوزیر اسرائیل خواستار پایان فوری جنگ غزه شد | ایران اینترنشنال
جواد نصرالله، دومین پسر حسن نصرالله، در گفتوگو با رویترز گفت پدرش در آخرین روزهای عمرش پس از عملیات پیجرها علیه حزبالله، «ناراحت، خشمگین و آزرده» بود و مدام میگفت چطور ممکن است چنین اتفاقی بیفتد.
پسر حسن نصرالله گفت پدرش خود را مسئول جان کسانی میدانست که در عملیات پیجرها هدف قرار گرفتند.
پسر حسن نصرالله گفت در زمان انفجار پیجرها، خانوادهاش مانند بیش از یک میلیون لبنانی دیگر، بر اثر حملات هوایی اسرائیل آواره شده بودند و سه ماه پدرش را ندیده بود.
پسر حسن نصرالله گفت خانوادهاش مثل بقیه مردم از طریق اخبار از کشته شدن پدرشان باخبر شدند، اما نمیتوانستند گریه یا ابراز احساسات کنند، زیرا ساکنان ساختمان جدیدی که در آن زندگی میکردند از نسبت آنها با حسن نصرالله بیخبر بودند.
جواد نصرالله گفت: «ما مثل دیگران لحظهای احساس بیگانگی داشتیم، علاوه بر وحشتهای آن دوره که برای همه وحشتناک بود: جنگ، بمباران، خشونت و افزون بر همه اینها، احساس بیگانگی.»
پس از هفتهها و بلکه ماهها تعلیق و تشویش در افکار عمومی، سرانجام فرآیند مکانیسم ماشه، نهایی و تکمیل و قطعنامه پیشنهادی روسبه و چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد رد شد.
به این ترتیب، و در عمل، مجموعهای از تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد که برای ۱۰ سال تعلیق شده بود، بار دیگر علیه ایران فعال میشود.
تحریمهایی که شامل این موارد است: ممنوعیت فناوری هستهای (ازجمله غنیسازی اورانیوم و ساخت و توسعه راکتور آبسنگین)؛ ممنوعیت واردات یا صادرات تجهیزات، مواد و فناوری حساس مرتبط با برنامه هستهای؛ ممنوعیت واردات و صادرات تسلیحات متعارف (سلاحهای سبک و سنگین)؛ محدودیتهای مربوط به موشکهای بالستیک؛ انسداد داراییها و مسدود شدن حسابهای افراد و نهادهای مرتبط با برنامههای اتمی یا موشکی؛ محدودیت شدید بر معاملات بانکی و سرمایهگذاریهای خارجی در بخشهای حساس؛ بازرسی اجباری محمولههای مشکوک در مسیر ایران (کشتیها و هواپیماها)؛ و ممنوعیت خدمات بیمه و پشتیبانی به کشتیهای حامل محمولههای مرتبط.
نقطه عطف جدید برای ایران بازگشت تحریمهای معلقشده شورای امنیت سازمان ملل، نه فقط جمهوری اسلامی، که ایران را وارد دوران جدیدی میکند.
ایران جدید، البته با ایرانی که پیش از سال ۲۰۱۵ و توافق برجام، از سال ۲۰۰۶ مجموعهای از قطعنامهها و تحریمها را متحمل شده بود، در وضع کاملا متفاوتی قرار دارد.
یک تفاوت فاحش، به شرایط اقتصادی و درآمدهای نفتی ایران امروز و ایران در دولت احمدینژاد مربوط است. مجموع درآمد نفتی در هشت سال دولتهای نهم و دهم، حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود.
بدیهی است که مجموع درآمدهای نفت و گاز و پتروشیمی ایران در حال حاضر، بهدلیل اعمال تحریمهای آمریکا و محدودیتهای جمهوری اسلامی برای فروش، در فاصله معناداری با دو دهه پیش قرار دارد.
این وضع، به کاهش بسیار شدید ارزش ریال نسبت به دوران پیشابرجام هم منجر شده است. نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران از حدود هزار تومان در ابتدای دهه ۹۰ حالا به حدود ۱۰۸ هزار تومان رسیده است.
تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، تراکنشهای دلاری و انتقال سرمایه را هم سختتر میکند. شرکتهای بینالمللی بیمه و کشتیرانی هم ریسک همکاری با جمهوری اسلامی را بالاتر خواهند برد؛ اقدامی که به معنای افزایش هزینه صادرات و واردات، و نیز گرانترشدن واردات کالاهای واسطهای و قطعات صنعتی خواهد بود.
این همه در حالی رخ میدهد که نرخ تورم سالانه از ۳۵ درصد، و نرخ تورم نقطه به نقطه از ۴۰ درصد گذشته است.
مجموعه شرایط اقتصادی که با بحرانهای تامین انرژی و آب، و روند فزاینده گرانی کالاهای اساسی پیوند خورده است.
تردیدی نیست که این همه، به معنای تشدید مشکلات معیشتی بخش قابل توجهی از جامعه، بهویژه حقوقبگیران و مزدبگیران، بازنشستگان و گروههای نابرخوردار خواهد بود.
بازگشت تحریمها در فضای پساجنگ آنچه که شرایط ایران را پیچیدهتر میکند، بازگشت تحریمهای جدید در فضای پس از جنگ ۱۲ روزه است. جنگی که هرچند در ظاهر به آتشبس رسیده، اما چیزی جز توقف موقت تخاصم نیست.
همین چند روز پیش بود که نتانیاهو در جمع فرماندهان ارتش اسرائیل گفت: «باید محور شر ایران را نابود کنیم. این خواست در دسترس، و در سال نو، پیش روی ماست».
خامنهای هم در جدیدترین سخنرانی خود از مخفیگاه، از «بنبست مذاکره با آمریکا» گفت و بر ادامه پشتیبانی جمهوری اسلامی از حزبالله تاکید کرد.
این دو دیدگاه، همزمان با ادامه شلیک حوثیها به اسرائیل، و انتشار اطلاعات جدید از ساخت تاسیسات موشکی زیرزمینی در یمن، بهقدر لازم شرایط امنیتی ایران را پیچیدهتر و چشمانداز را تیرهتر میکند.
به دشواری میتوان درباره تداوم آتشبس اسرائیل و جمهوری اسلامی حتی در میانمدت خوشبین بود. وضعی که به معنای ادامهیافتن سایه سنگین ناامنی و هراس از وقوع درگیری نظامی مجدد در فضای اجتماعی و اقتصادی ایران خواهد بود.
خروج سرمایههای مادی و انسانی از کشور، رکود تولید، تشدید گرانی، فقر، بیکاری، و شکاف طبقاتی، بدیهیترین نتایج مترتب بر این شرایط خواهند بود.
در چنین وضعی، تکلیف تابآوری اجتماعی و واکنش اکثریت ناراضی به جمهوری اسلامی، بیش از پیش در تردید و ابهام قرار میگیرد.
ترکیب فشارهای خارجی گرهخورده با تحریمها، و نارضایتی عمقیافته در لایههای اجتماعی مختلف، چشمانداز تحولات سیاسی در ایران را تیرهتر میکند؛ بهویژه آنکه رژیم سیاسی هیچگونه عزمی برای تغییر ساختاری در داخل، و دگرگونی بنیادین در سیاستهای اتمی، موشکی، منطقهای و بینالمللی خود نشان نداده است.
توپ در زمین ایران با نهاییشدن مکانیسم ماشه و رد قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل، حالا توپ تحولات در زمین ایران است؛ نه فقط رژیم سیاسی، که هم حاکمیت و هم جامعه.
واکنش جمهوری اسلامی و بهویژه تغییر مناسبات تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، میتواند حساسیتهای اسرائیل و آمریکا علیه فعالیتهای اتمی در ایران را تشدید کند، و خیلی زود به سقف حمله نظامی مجدد برساند.
شماری از مقامهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته از قطع همکاری با آژانس در صورت بازگشت تحریمها گفتهاند؛ تهدیدی که در صورت تحقق، سطح تنش با غرب را بالاتر خواهد برد.
تداوم و گسترش فعالیتهای موشکی جمهوری اسلامی هم میتواند به افزایش پیچیدگی و وخامت اوضاع، و بهانهای برای حمله مجدد اسرائیل، منجر شود.
اینچنین است تداوم حمله حوثیها به اسرائیل یا اقدامات حزبالله لبنان و دیگر نیروهای شبهنظامی و نیابتی سپاه پاسداران در منطقه، که چشمانداز آتشبس را تیره، و امنیت مبهم کنونی برای مردم ایران را هم مخدوش میکند.
جدای از این سه عرصه راهبردی، نحوه تعامل حکومت با مخالفان و منتقدان سیاسی و بهویژه تجمعات شهروندان ناراضی و اعتراضهای احتمالی خیابانی، یک فاکتور مهم دیگر در سرنوشت تحولات آتی ایران است.
از این زاویه، مفروض خواهد بود که ابعاد خیزشهای اعتراضی محتمل، و کیفیت و کمیت نافرمانی مدنی معترضان و تغییرخواهان، که نقطهعزیمت و انگیزههای گوناگونی دارد، تاثیر منحصربهفرد و جایگاهی راهبردی در شرایط کشور خواهد داشت.
مستقل از اینها، یک واقعیت غیرقابل اغماض، جایگاه خاص نحوه مواجهه اسرائیل با جمهوری اسلامی است. اینکه دولت نتانیاهو در راستای هدف قراردادن مقامهای حکومتی و تاسیسات اتمی و موشکی و نظامی جمهوری اسلامی یا حمله مجدد به ایران، چگونه و چه زمانی رفتار خواهد کرد، به مولفهای ویژه و بیسابقه تبدیل شده است.
واقعیت، قرار گرفتن ایران در گردنهای تاریخی است؛ گردنهای که اگر به گذار به دموکراسی منتهی نشود، میتواند به کویری سوزان یا پرتگاهی هولناک ختم شود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در پاسخ به سوال خبرنگار ایراناینترنشنال، مریم رحمتی، در خصوص واکنش شورای امنیت سازمان ملل به سخنرانی علی خامنهای گفت: «ما در سال ۲۰۱۵ [برجام] به توافق خوبی دست یافتیم؛ توافقی که جهان آن را دستاوردی بزرگ برای دیپلماسی خواند. اما تنها یک سال بعد، آمریکا از آن خارج شد و تحریمها را مجددا اعمال کرد.»
او در ادامه به مذاکرات ۲۰۲۵ با آمریکا اشاره کرد و افزود: «امسال نیز، ما وارد مذاکره شدیم و طرف آمریکایی نیز آن را پذیرفت. اما در میانه مذاکرات، آمریکا تصمیم به اقدام نظامی گرفت؛ اسرائیل حمله کرد و آمریکا نیز به آن پیوست.»
عراقچی درباره عدم اعتماد به ایالات متحده در زمینه مذاکرات گفت: «آنچه رهبری فرمودند کاملا صحیح است؛ مذاکره با آمریکا، در واقع بنبستی محض است.»
آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد بازرسیهای هستهای در ایران پس از وقفهای چندماهه از سر گرفته شده، اما از ارائه جزئیات درباره محل انجام این بازرسیها خودداری کرد.
در بیانیهای رسمی که جمعه منتشر شد، این نهاد ناظر سازمان ملل تایید کرد که «بازرسیهایی در هفته جاری انجام شدهاند» اما با اشاره به ماهیت محرمانه این فرایند افزود: «نمیتوانیم مکان این بازرسیها را تایید کنیم.»
بهدنبال حملات منتسب به آمریکا و اسرائیل علیه تاسیسات اتمی ایران، بازرسیهای آژانس مدتی متوقف شده بود. اکنون ازسرگیری این بازرسیها میتواند نشانهای از تلاش برای احیای همکاریهای فنی میان ایران و آژانس تلقی شود؛ هرچند جزئیات این همکاری همچنان در ابهام باقی مانده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، در تازهترین گزارش درباره وضعیت حقوق بشر در ایران، نوشت جمهوری اسلامی فعالان، خبرنگاران و مخالفان در خارج کشور را با آزار و اذیت خانوادههایشان در داخل کشور تهدید میکنند.
این گزارش همچنین گفت جمهوری اسلامی در مرگهای مشکوک در بازداشتگاهها و کشتار کولبران و سوختبران مسئول است.
طبق این گزارش، اقلیتها در ایران با محدودیتهای جدی، از جمله تبعیض در اشتغال و آموزش روبرو هستند.
ساتو همچنین با اشاره به قطعی برق و آب در ایران هشدار داد بحران آب در ایران شدت یافته است، مردم مناطق حاشیهای مثل سیستان و بلوچستان به دلیل خشکسالی، انتقال منابع و سوءمدیریت، خانههایشان را ترک کردهاند و قطعی برق نیز تاثیرات جدی بر آموزش، بهداشت و اشتغال گذاشته است.
گزارش مای ساتو با اشاره به دستکم ۱۰۸ مورد زنکشی در ایران گفت نبود قانون جامع علیه خشونت خانگی، جرم انگاری نشدن تجاوز زناشویی زمینه را برای خشونت بیشتر علیه زنان فراهم کرده است.
او همچنین حملههای اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی در ماه ژوئن را نقض قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل خواند.