یک مقام ارشد سیاسی در اسرائیل به ایراناینترنشنال گفت در صورتی که تهران و واشینگتن در مذاکرات پیش رو که قرار است یکشنبه ۲۵ خرداد برگزار شود، به توافق نرسند، اسرائیل آماده انجام حمله نظامی به ایران است.
هوشنگ حسنیاری، تحلیلگر مسائل نظامی، در پاسخ به این سوال ایراناینترنشنال مبنی بر اینکه اهداف حمله احتمالی اسرائیل چه خواهد بود، گفت: «اهدافی را که اسرائیل به احتمال خیلی زیاد، یا با همکاری مستقیم آمریکا و یا پشتیبانی آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی انجام خواهد داد، طبیعتا مراکز هستهای، موشکی، پهپادی، کنترل و فرماندهی سپاه پاسداران و سران سپاه پاسداران است و به احتمال زیاد، سران غیرنظامی از جمله بیت رهبری جمهوری اسلامی، علی خامنهای نیز خواهد بود.»
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال میگوید: «دور شدن از یک رویارویی نظامی حالا بسیار دشوارتر از چند هفته گذشته شده است. آمریکاییها برای دستیابی به توافق، ضربالاجلی تعیین کرده بودند که با برگزاری دور ششم گفتوگوها در روز یکشنبه، این مهلت به پایان میرسد.»
او اضافه کرد: «سطح امیدواری دونالد ترامپ و تیمش نسبت به نتیجهبخش بودن مذاکرات بهطور محسوسی کاهش یافته است. پیشنهاد واشنگتن روی میز است، پاسخ جمهوری اسلامی نیز کموبیش مشخص شده و به نظر نمیرسد تغییری جدی در روند گفتوگوها رخ دهد. فاصله میان دو طرف برای رسیدن به توافق همچنان زیاد است.»
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، در ارتباط با خروج کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا در عراق گفت: «اقدام به جابهجایی نیروهای آمریکایی در عراق میتواند نشانه یک رویارویی احتمالی و اقدامی احتیاطی برای خطرهای پیش رو از سوی جمهوری اسلامی باشد.»
حسن هاشمیان، تحلیلگر جهان عرب، در ارتباط با خبر خروج کارکنان غیرضروری سفارت آمریکا در عراق گفت: «جمهوری اسلامی یک عضو سپاه قدس را که اصالت عراقی دارد، بهعنوان سفیرش در عراق منصوب کرده تا راحتتر بتواند با گروههای نیابتی در عراق در ارتباط باشد. آمریکا نیز تحرکات ایران در عراق را بهدقت زیر نظر دارد.»
ابراهیم روشندل، دیپلمات سابق و کارشناس امنیت ملی و مسائل استراتژیک، در ارتباط با مذاکرات جمهوری اسلامی و غرب گفت: «این روزها از هر دو سوی گفتوگو شاهد تغییر مسیر دیپلماتیک به سمت مسیر تهدید و تخاصم هستیم و صدور قطعنامه در نشست شورای حکام آژانس میتواند شرایط را به سمت وخامت اوضاع پیش ببرد.»

میلیونها زن، هر روز، با ترس، بیاعتمادی و بدون هیچ تضمینی برای امنیت شخصی، سوار تاکسیهای اینترنتی میشوند. این در حالی است که نه نظارتی موثر بر فعالیت این پلتفرمها وجود دارد، نه سازوکار پاسخگویی شفافی، و نه ارادهای برای اصلاح ساختارهای معیوب.
پلتفرمهایی که قرار بود سفرهای شهری را ایمنتر کنند، امروز خود به مسئلهای نگرانکننده بدل شدهاند.
از وعدههای فناوری تا واقعیتهای نگرانکننده
فعالیت تاکسیهای اینترنتی در ایران از سال ۱۳۹۳ با ورود شرکتهایی مانند اسنپ و تپسی آغاز شد. در غیاب رقبای بینالمللی مانند اوبر، این شرکتها در فضایی نسبتاً انحصاری و بدون نظارت رقابتی رشد کردند.
اسنپ اکنون در بیش از ۱۰۰ شهر فعال است و تپسی نیز بهعنوان دومین بازیگر بزرگ بازار، وارد بورس شده و گزارشهای مالی دورهای منتشر میکند.
بر اساس اعلام پلیس فراجا، بیش از ۱۵ میلیون نفر تاکنون در این پلتفرمها بهعنوان راننده ثبتنام کردهاند؛ هرچند احتمالاً شمار قابلتوجهی از این افراد غیرفعالاند، برخی برآوردها از حضور پنج تا ۹ میلیون راننده فعال بهصورت سالانه حکایت دارد.
برای مقایسه، پلتفرم اوبر در سطح جهانی تنها حدود هشت میلیون راننده دارد.
رشد شتابزده این صنعت، ایران را به یکی از بزرگترین بازارهای اشتغال غیررسمی در حوزه حملونقل شهری بدل کرده است؛ اما این گسترش، همزمان زمینهساز بحرانی دیگر شده: ضعف نظارت، بیمسئولیتی ساختاری و غیبت پاسخگویی در مواجهه با تخلفات و جرایم.
روایتها و سکوتها
مسئولان انتظامی کشور از ضرورت غربالگری روانی رانندگان سخن گفتهاند و مدیران پلتفرمها مدعیاند که جذب راننده منوط به دریافت تاییدیههای امنیتی و رفتاری است. اما در برابر این ادعاها، آمار و روایتهای رسمی با تجربههای عینی کاربران فاصلهای معنادار دارد.
فرشاد مومنی، اقتصاددان، با اشارهای معنادار تاکید کرده که شمار رانندگان تاکسیهای اینترنتی از کل نیروی کار بخش صنعت کشور بیشتر است. در همین حال، شبکههای اجتماعی مملو از روایتهایی است که زنان قربانی خشونت، آزار یا تهدید در تاکسیهای اینترنتی به اشتراک گذاشتهاند؛ روایتهایی که اغلب یا بیپاسخ ماندهاند یا با واکنشی نمادین و بیاثر روبهرو شدهاند.
ابزارهایی مانند «دکمه اضطراری» یا «ارسال موقعیت مکانی» از نظر بسیاری از کاربران، نه یک راهحل واقعی، بلکه تنها نمایشی تبلیغاتی هستند که امنیت را تضمین نمیکنند، بلکه صرفاً توهم امنیت میسازند.
وقتی نوآوری، امنیت نمیآورد
در ساختاری که فقر، بیکاری و نبود حمایت اجتماعی، میلیونها نفر را به سمت رانندگی در تاکسیهای اینترنتی سوق داده، و در شرایطی که تعداد رانندگان از مجموع کارگران صنعتی کشور فراتر رفته، دیگر نمیتوان از «نوآوری فناورانه» سخن گفت. آنچه با آن روبهرو هستیم، نماد آشکاری از بحرانی ساختاری در بازار کار و ضعف نهادهای تنظیمگر است.
ما با بحرانی چندلایه مواجهایم: بحران امنیت برای زنان در فضاهای عمومی، بحران نظارت بر پلتفرمهای قدرتمند اما بیپاسخگو، بحران اشتغال در قالب بازارهای غیررسمی، و در نهایت، بحران انکار؛ انکار نظاممند خشونت، بیعدالتی، و مسئولیت.
«برنامه» و پرسشی از دل جامعه
در تازهترین قسمت «برنامه با کامبیز حسینی»، به این ماجرا پرداختیم. حسین قاضیان، جامعه شناس، مهمان برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان نظرات خود در این زمینه را با ما در میان گذاشتند. ما از مردم خواستیم که تجربه خود را با ما در میان بگذارند. از شما پرسیدیم: تجربه شما از تاکسیهای اینترنتی چیست؟





