قیمت نانهای فانتزی در ایران طی ۳ ماه دو برابر افزایش یافت
در حالی که افزایش قیمت انواع نان سنتی در ایران ادامه دارد، نوبت گرانی به نان فانتزی هم رسید. بررسی قیمتها نشان میدهد از اسفند ۱۴۰۳ تاکنون، طی تنها سه ماه، قیمت انواع نان حجیم یا فانتزی تقریبا دو برابر شده است.
در اسفند ۱۴۰۳ قیمت یک بسته نان باگت ۱۹ هزار تومان بود، اما قیمت همین بسته در اردیبهشت ۱۴۰۴ به ۲۹ هزار تومان افزایش یافت و اکنون به ۳۵ هزار تومان رسیده است.
پس از تغییرات یارانه آرد نانواییها از یکسو و دادن اختیار قیمتگذاری نان به استانداریها از سوی دیگر از هفته اول خرداد گزارشهایی از افزایش قیمت نان سنتی در استانهای مختلف کشور تا دو برابر منتشر شد.
محمد جلالی، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی، گفت استانداران مختارند در صورت نیاز اگر در شهری به دلیل افزایش قیمت سوخت یا حق بیمه، قیمت نان را افزایش دهند، تا بهموقع اقدام کنند و «از نابسامانی در قیمتگذاری و افزایش خودسرانه قیمت نان جلوگیری کنند».
مرتضی صادقی حسینی، عضو هیئت نمایندگان اتاق اصناف ایران هم گفت: «پرداخت ناقص یارانهها و مشکلات سامانه نانینو، نانوایان را در آستانه ورشکستگی قرار داده است.»
اظهاراتی از این دست نشان میدهد افزایش قیمت نان علاوه بر حذف سهمیه آرد نانواییها، به شکلی پیچیده به سایر بخشهای اقتصاد کشور که این روزها دچار کسری و بحران است، پیوند خورده.
طبق بند «ب» تبصره ۱۳ لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، درآمد دولت از فروش آرد یارانهای و غیر یارانه، ۲۰ هزار میلیارد تومان پیشبینی شده است.
بخشی از هرج و مرج فعلی در زمینه نان، مربوط به افزایش اختیارات استانداران است. دادن اختیار تعیین قیمت نان به استانداریها از سیاستهای دولت مسعود پزشکیان در راستای تمرکززدایی از حکومت مرکزی است. پیشتر نیز دولت او اختیار تعطیلی استانها را به استانداران داده بود.
اکنون از یکسو، سهمیه نان بسیاری از واحدهای نانوایی سنتی و صنعتی دچار دگرگونی شده، از سوی دیگر به دلیل بحران انرژی، بسیاری از این واحدها در شرایط بی برقی ضررهای هنگفتی متحمل میشوند و در مجموع هزینه تولید نانواییها افزایش یافته است.
دولت با سپردن اختیار به استانداران، هم مسئولیت را از دوش خود برداشته و هم با تحمیل قیمت نهایی نان، چوب لای چرخ نانواییها میگذارد.
در نتیجه، در هفتههای اخیر، اعتراضات نانوایی٬ها افزایش یافته است.
شنبه ۲۷ اردیبهشت نانواها در شهرهای مختلف کشور از جمله اصفهان، اهواز، بیرجند، کرمانشاه، قم، شاهینشهر و مشهد، دست به اعتراض زدند. این اعتصابات در شهرهای مختلف ادامه داشت، ۳۱ اردیبهشت نیز نانوایان فانتزی یزد به این اعتراضات پیوستند.
سوم خرداد ماموران امنیتی به اعتراض نانوایان مشهد حمله کردند. با تمام اینها، اعتراضات نانوایان ادامه دارد، چرا که با شرایط فعلی که جمهوری اسلامی پیش روی این صنف قرار داده، درآمد واحدها نمیتواند هزینههای تولید آنان را مثل قبل پوشش دهد و به این شرایط، بحران انرژی و سیاستهای دولت پزشکیان نیز اضافه شده است.
اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان سراسر ایران با اعلام اینکه اعتصابات به ۱۵۵ شهر در سراسر ایران گسترش یافته است، گفت اصلیترین خواسته شرکتکنندگان در دهمین روز اعتصاب، آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی همکاران دستگیرشده است.
این اتحادیه گفت ۹ تن از همکاران در بیجار نیز دستگیر شده و به سایر رانندگان بازداشت شده در شهرهای دیگر مانند کرمانشاه، اردبیل، گیلانغرب، فارس، اصفهان، هرمزگان و دیگر شهرها اضافه شدهاند.
این بیانیه با اعلام اینکه تاکسیداران سبزوار نیز به این خیزش سراسری پیوستهاند، تاکید کرد: «ما از خواستههایمان کوتاه نخواهیم آمد و در برابر فشارها میایستیم و صدایمان را بلندتر میکنیم.»
این اتحادیه همچنین خواستار حمایت جامعه حمل و نقل شهری و مسافربری از اعتصابات شد.
این بیانیه از همه اقشار معترض و مردم ایران خواست برای آزادی رانندگان زندانی تلاش کنند و رانندگان زندانی را «فریاد مردم ایران علیه ستم و بیعدالتی» توصیف کرد.
باراک راوید خبرنگار اکسیوس گزارش داد که یکی از موارد پیشنهادی آمریکا به جمهوری اسلامی این است که آمریکا حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را به رسمیت بشناسد، ولی ایران بهطور کامل غنیسازی اورانیوم را تعلیق کند.
راوید شنبه ۱۰ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقامهای آمریکایی میگویند این پیشنهاد مکتوب تلاش دارد تا بنبست بهوجودآمده بر سر اصلیترین نقطه اختلاف در مذاکرات یعنی درخواست ایران برای ادامه غنیسازی اورانیوم در خاک خود را برطرف کند.»
خبرنگار اکسیوس افزود: «یکی از ایدههایی که آمریکا مطرح کرده این است که یک کنسرسیوم منطقهای ایجاد شود که غنیسازی اورانیوم برای برنامههای هستهای غیرنظامی را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایالات متحده انجام دهد.»
او نوشت: «ایده دیگر، بنا بر گفته منابع آگاه، این است که آمریکا حق ایران برای غنیسازی اورانیوم را به رسمیت بشناسد، در حالی که ایران بهطور کامل غنیسازی اورانیوم را متوقف کند.»
همزمان، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که پیشنهاد ارائه شده آمریکا به جمهوری اسلامی برای توافق هستهای، مجموعهای از نکات کلیدی است و پیشنویس کامل توافق نیست.
بر اساس این گزارش، در این پیشنهاد از تهران خواسته شده است تمامی فعالیتهای غنیسازی اورانیوم را متوقف کند.
طبق این گزارش، واشینگتن پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای برای تولید انرژی هستهای را مطرح کرده است؛ کنسرسیومی که جمهوری اسلامی، عربستان سعودی، دیگر کشورهای عربی و ایالات متحده در آن مشارکت داشته باشند.
کرولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه، پیشنهادی «دقیق و قابل قبول» برای توافق هستهای به جمهوری اسلامی ارائه کرده است.
لیویت گفت: «به نفع ایران است که آن را بپذیرد.»
سخنگوی کاخ سفید در بیانیه خود تاکید کرد: «رییسجمهور ترامپ بهروشنی اعلام کرده است که ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد.»
او گفت که «با توجه به احترام به مذاکرات جاری، دولت جزئیات این پیشنهاد را با رسانهها در میان نخواهد گذاشت.»
این نخستین بار است که آمریکا در جریان مذاکرات جاری، پیشنهاد خود را بهصورت مکتوب ارائه میدهد.
این سند از طریق مقامات عمانی، که میزبان مذاکرات هستند، به طرف ایرانی تحویل داده شده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، روز شنبه در سفری کوتاه به تهران، مفاد یک پیشنهاد از سوی ایالات متحده را ارائه کرده است.
عراقچی در حساب ایکس خود نوشت: «این پیشنهاد بهگونهای شایسته و در چارچوب اصول، منافع ملی و حقوق مردم پاسخ داده خواهد شد.»
انتظار میرود دور ششم مذاکرات میان واشینگتن و تهران برای حل پرونده هستهای تهران به زودی برگزار شود.
تاریخ و محل برگزاری این دور از مذاکرات هنوز اعلام نشدهاند.
خبرنگار اکسیوس نوشت پیشنهاد مکتوب آمریکا، بهروزشده نتیجه دور اخیر مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در رم، یک هفته پیش، بوده است.
بر اساس این گزارش، مقامات جمهوری اسلامی پس از آنکه ویتکوف در دور چهارم مذاکرات سه هفته پیش یک پیشنهاد شفاهی ارائه کرد و در دور پنجم آن را با جزئیات بیشتری توضیح داد، درخواست کردند که موضع آمریکا بهصورت مکتوب ارائه شود.
وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی در بیانیهای مشترک، گزارش اخیر رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، درباره برنامه هستهای حکومت ایران را تکرار «اتهامات مغرضانه و بیاساس» گذشته خواندند.
در این بیانیه که شامگاه شنبه ۱۰ خرداد منتشر شد، آمده است گزارش جدید گروسی «سطح واقعی» همکاریهای تهران با آژانس بینالمللی را بازتاب نمیدهد و در تهیه آن از «اسناد جعلی» اسرائیل استفاده شده است.
وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی افزودند گزارش گروسی «با اهداف سیاسی از طریق فشار بر آژانس» تهیه شده و «فراتر از دامنه وظایف محوله به مدیرکل و در تعارض با الزامات حرفهای حاکم بر نهادهای بینالمللی مانند اصل بیطرفی» است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی ظهر شنبه در گزارشی محرمانه اعلام کرد ایران پیشتر در سه مکان که مدتهاست تحت تحقیقات قرار دارند، فعالیتهای محرمانه هستهای انجام داده است.
بر اساس این گزارش، سه مکان لویزان-شیان، ورامین و مریوان و احتمالا دیگر مکانهای مرتبط، بخشی از یک برنامه ساختاریافته اعلامنشده هستهای بودهاند که ایران تا اوایل دهه ۲۰۰۰ آن را اجرا کرده و در برخی از این فعالیتها از مواد هستهای اعلامنشده بهره برده است.
گروسی همچنین بار دیگر از جمهوری اسلامی خواست «فورا و بهصورت کامل و موثر» با آژانس همکاری کند.
وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی در بیانیه خود، گزارش دبیرکل آژانس را «نامتوازن» و «فاقد ارزیابی جامع» توصیف کردند.
این دو نهاد نوشتند بخشهایی از گزارش به موضوعاتی «غیرمرتبط، فراپادمانی و جزئی» اشاره دارد که هدف از طرح آنها، اعمال فشار «سیاسی» است.
آنها تهدید کردند اگر برخی کشورها بخواهند از گزارش آژانس «سوءاستفاده کنند»، جمهوری اسلامی «اقدامات متناسبی» را در دستور کار قرار خواهد داد.
پیشتر در ۲۵ اسفند ۱۴۰۳، گروسی با اشاره به نگرانیهای فزاینده جامعه جهانی از گسترش برنامه هستهای جمهوری اسلامی هشدار داده بود که تهران به نقطه عبور از «آستانه هستهای» بسیار نزدیک شده است.
گزارش جدید آژانس میگوید جمهوری اسلامی در بازه زمانی سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸، مواد هستهای ناشناخته یا تجهیزات بهشدت آلوده ناشی از برنامه هستهای اعلامنشده خود را در تورقوزآباد نگهداری کرده و پس از آن، این اقلام از آن مکان خارج شدهاند.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ساعتی پس از انتشار این گزارش محرمانه، با صدور بیانیهای رسمی، آن را «سنگین و روشن» توصیف و تاکید کرد تهران بهرغم هشدارهای بینالمللی، «بهطور کامل بر تکمیل برنامه ساخت سلاح هستهای متمرکز شده» است.
دفتر نتانیاهو تاکید کرد یافتههای آژانس موضع دیرینه اسرائیل مبنی بر «غیرصلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران» را تقویت میکند.
ارزیابی تازه آژانس در قالب گزارشی «جامع» انجام شده که تهیه آن به درخواست شورای حکام در نوامبر ۲۰۲۴ صورت گرفت. این گزارش حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچنان درباره مکانهای اعلامنشده، پاسخهای فنی معتبر و قابل قبولی ارائه نکرده است.
بر اساس این گزارش، ذخایر اورانیوم غنیشده ایران از زمان گزارش قبلی، بیش از ۹۵۳ کیلوگرم افزایش یافته و به ۹۲۴۷.۶ کیلوگرم رسیده است.
همچنین ذخایر اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد در قالب هگزافلوراید اورانیوم، با افزایش ۱۳۳.۸ کیلوگرمی به ۴۰۸.۶ کیلوگرم رسیده است.
یافتههای تازه آژانس میتواند پیامدهای فنی و دیپلماتیک قابل توجهی برای تعاملات بینالمللی جمهوری اسلامی در زمینه فعالیتهای هستهای بهدنبال داشته باشد.
۲۳۴ نفر از کنشگران ایرانی شامل زندانیان سیاسی، دانشگاهیان، فعالان سیاسی، فرهنگی و مدنی دموکراسیخواه با صدور بیانیهای مشترک، اقدامات نظامی اسرائیل در نوار غزه را بهشدت محکوم کردند و خواستار توقف فوری کشتار و محاصره غذایی و دارویی در این منطقه شدند.
امضاکنندگان با اشاره به «کشته شدن بیش از ۵۴ هزار نفر از جمله ۱۴ هزار کودک از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون»، آنچه را «نسلکشی فجیع» در غزه خواندند، محکوم کرده و دولت اسرائیل را به نقض گسترده حقوق بشر، قوانین بینالمللی و قطعنامههای شورای امنیت متهم کردند.
نویسندگان بیانیه با انتقاد از کشورهای غربی از جمله ایالات متحده، آلمان، فرانسه و بریتانیا بهخاطر حمایت تسلیحاتی از اسرائیل، تاکید کردند که در برابر «بزرگترین تراژدی قرن بیستویکم» یا سکوت کردهاند یا در کنار آن ایستادهاند.
امضاکنندگان، ضمن تاکید بر مخالفت با سیاستهای جمهوری اسلامی در منازعه اسرائیل–فلسطین، حمایت از فلسطینیها را موضوعی انسانی و مستقل از حاکمیت ایران دانستند و نوشتند «دفاع از فلسطین، در بنیاد خود ربطی به جمهوری اسلامی، که خود بخشی از مشکل است، ندارد.»
امضاکنندگان همچنین اقدامات خشونتبار گروههای افراطی فلسطینی در ۷ اکتبر و کشتار و اسارت غیرنظامیها را محکوم کرده، اما تاکید کردند که «۷ اکتبر نقطه آغاز این منازعه نیست» و باید زمینههای تاریخی آن از جمله اشغال سرزمین، تبعیض و آوارگی در داوریها لحاظ شود.
بر اساس یافتههای یک پژوهش جدید، الگوی مهاجرت در ایران تغییر کرده و از مهاجرت روستا به شهر به مهاجرت بینشهری تبدیل شده است.
بررسی الگوها و عوامل تعیینکننده مهاجرت داخلی در ایران نشان میدهد طی دهههای اخیر، سالانه بهطور متوسط یک میلیون نفر در داخل کشور مهاجرت کردهاند.
این تحقیق از سوی رسول صادقی، دانشیار گروه جمعیتشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، انجام شده و در آخرین شماره «فصلنامه علوم اجتماعی» دانشگاه علامه به چاپ رسیده است.
همزمان با کاهش نرخ تولد و مرگ و میر در کشور، ایران در سالهای اخیر شاهد تغییرات مهمی در ساختار سنی جمعیت خود بوده و اکنون در فاز «پنجره جمعیتی» قرار دارد.
در این دوره، جمعیت در سنین فعالیت که حدود ۷۰ درصد از کل جمعیت کشور را شامل میشود، عمدتا در پی دستیابی به فرصتهای تحصیلی و شغلی، به شهرها و مناطق مرکزی ایران مهاجرت کردهاند.
تغییر در الگوهای چهارگانه مهاجرت
یافتههای این پژوهش که بر اساس تحلیل ثانویه دادههای سرشماریهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ انجام گرفته، نشان میدهد در بستر رشد شهرنشینی در کشور، سهم مهاجرت شهر به شهر از ۴۰ درصد در بازه زمانی ۱۳۵۵-۱۳۶۵، به حدود ۷۰ درصد در سالهای اخیر افزایش یافته است.
در مقابل، در سالهای اخیر سهم مهاجرتهای روستا-شهری با افتی چشمگیر از ۵۶ به ۲۰ درصد رسیده و مهاجرتهای بین روستایی نیز در چهار دهه گذشته، از ۱۲ درصد به پنچ درصد کاهش یافته است.
شهرها، قطب اصلی جذب مهاجران
شهرها مقصد اصلی مهاجرتهای داخلی در ایران هستند و جذابیت آنها در طول زمان افزایش یافته است.
بر اساس یافتههای این تحقیق، ۸۳ درصد مهاجرتهای داخلی به سمت شهرها و تنها ۱۷ درصد به سمت روستاها جریان دارد.
تهران و استانهای اطراف با افزایش خالص جمعیت ناشی از مهاجرت روبهرو هستند. در مقابل، استانهای غربی و جنوب شرقی کشور که سطح توسعه پایینتری دارند، کاهش جمعیت ناشی از مهاجرت را تجربه میکنند.
جریان مهاجرتی قابلتوجهی از تهران به استان البرز نیز مشاهده میشود؛ روندی که نشاندهنده حومهنشینی و پیرامونی شدن مفرط پایتخت است.
تفاوتهای جنسیتی و سنی در انگیزههای مهاجرت
دلایل مهاجرت در گروههای سنی و جنسیتی مختلف، متفاوت است.
یکی از تحولات برجسته در این زمینه، افزایش حضور زنان در جریانهای مهاجرتی است. سهم زنان از ۴۶ درصد در دوره ۱۳۶۰-۱۳۷۰ به ۴۹ درصد در دوره ۱۳۹۰-۱۳۹۵ رسیده است.
تحصیل بهویژه برای زنان جوان ۱۵ تا ۲۹ ساله، مهمترین انگیزه مهاجرت به شمار میرود. اشتغال نیز دلیل اصلی مهاجرت مردان ۳۰ تا ۳۲ ساله است.
آمار نشان میدهد در بازه زمانی ۱۳۹۰-۱۳۹۵، به ازای هر ۱۰۰ زن مهاجر، ۱۰۵ مرد مهاجرت کردهاند.
مردان بیشتر با انگیزههای اقتصادی اقدام به مهاجرت میکنند، اما زنان بیشتر به دلایل اجتماعی، فرهنگی و پیروی از خانواده این تصمیم را میگیرند.
برای بسیاری از زنان، مهاجرت فرصتی برای رهایی از محدودیتهای ساختاری و خانوادگی و همچنین فرار از کنترل اجتماعی و تبعیض جنسیتی فراهم میکند.
پیامدها و چالشهای مهاجرت داخلی
الگوی جدید مهاجرت داخلی پیامدهای گستردهای را به همراه داشته است. هزینه بالای مسکن، تشدید ترافیک و مسائل محیط زیستی مانند آلودگی هوا در کلانشهرها از جمله این پیامدها محسوب میشوند.
جابهجایی گسترده به مناطق شهری باعث شده اکثریت جمعیت ۸۵ میلیون نفری ایران در حال حاضر در شهرهای بزرگ زندگی کنند. در مقابل، سکونتگاهها و روستاهای کوچک از جمعیت کمتری برخوردار هستند.
گسترش اشتغال غیررسمی در مناطق شهری و افزایش شکاف درآمد سرانه بین استانها از دیگر پیامدهای مهم اقتصادی این روند است.
در این پژوهش تاکید شده که نابرابری میان مناطق مختلف کشور منجر به رشد نامتوازن و ناهمگون در سطح ملی شده و در گسترش مهاجرت نقش قابل توجهی دارد.
نتایج این مطالعه که با مشارکت ۱۵ استان کشور انجام شده، پیشبینی میکند که در سالهای پیشرو، روند مهاجرتهای داخلی، بهویژه مهاجرتهای بیناستانی، افزایش خواهد یافت.
بر اساس این تحلیل، عواملی چون نابرابریهای منطقهای، ساختار سنی جوان و میانسال، افزایش سطح تحصیلات، نرخ بالای بیکاری در میان جوانان و کمبود فرصتهای شغلی در بسیاری از استانها و شهرستانها، از محرکهای اصلی این روند خواهند بود.