شاهزاده رضا پهلوی:از جانب میلیونها ایرانی ترور وحشیانه دو کارمند اسرائیلی را محکوم میکنم
شاهزاده رضا پهلوی در واکنش به قتل دو کارمند سفارت اسرائیل در واشینگتن، نوشت: «از جانب میلیونها ایرانی ترور وحشیانه یارون لیشینسکی و سارا میلگریم را محکوم میکنم و به خانوادههایشان صمیمانه تسلیت میگویم. یارون در همبستگی با مردم ایران و مبارزهشان برای آزادی، شجاع و شریف بود.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «مبارزه ما یکی است، مبارزه علیه نفرت و تروری که جمهوری اسلامی و متحدان و وابستگانش در اتحاد شوم سرخ و سیاه، برای دههها الهامبخش، تغذیهکننده و هدایتکننده آن بودهاند.»
او اضافه کرد: «برای آینده فرزندانمان، از یارون و سارا تا پویا و نیکا، ما در این نبرد پیروز خواهیم شد.»
یارون لیشینسکی، یکی از کارمندان سفارت اسرائیل که در تیراندازی مرگبار مقابل موزه یهودیان در واشینگتن دیسی به همراه نامزدش کشته شد، مشاور امور خاورمیانه سفارت اسرائیل بود.
لیشینسکی با انتشار پستهایی در حساب ایکس خود از مردم ایران در برابر جمهوری اسلامی حمایت میکرد.
علی شکوریراد، فعال اصلاحطلب، گفت: «ما که اصلاحطلبیم میگوییم این نظام بماند و اصلاح شود. واگرنه ما اصلاحطلبان و اصولگرایان جمعا نتوانستیم در انتخابات ۵۰ درصد مردم را پای صندوق بیاوریم. یعنی کسانی که میگویند این نظام باقی بماند تبدیل به اقلیت شدهاند.»
شکوریراد خیزش انقلابی مردم در سال ۱۴۰۱ را با اشاره به سخنان خمینی درباره امکان برخاستن مردم علیه حکومت «یومالله» خواند و گفت: «دلهای زنان به همدیگر کره خورد.»
او افزود اگر جمهوری اسلامی روی «پایههای اصلی» خودش قرار بگیرد میتواند رضایت مردم را جلب کند و این بهتر از این است که این نظام برود و نظام دیگری با هزینههای بسیار بیاید.
این فعال اصلاحطلب گفت: «براندازها هم به هیچ وجه افقی برای مملکت روشن نمیکنند.»
حمیدرضا جلاییپور، فعال اصلاحطلب، درباره مذاکره جمهوری اسلامی و آمریکا گفت حکومت ایران در بزنگاه مهم «تصمیم پخته و سنجیده» برای مذاکره گرفته و «بعضیها میگویند ترسیدند» که حرف درستی نیست.
او افزود هدف و ماهیت جمهوری اسلامی نه محو اسرائیل است و نه تحمیل حجاب.
این استاد دانشگاه حامی حکومت اشاره کرد اقتصاددانها میگویند اگر توافق شود اینطور نیست که ناترازیها ظرف چندماه بهبود پیدا کند، در میانمدت اثر خواهد گذاشت.
جلاییپور گفت که در کشور «تکثر» در زمینه حجاب و پوشش وجود دارد و نسبت مردم با حکومت بهتر شده است.
این فعال اصلاحطلب افزود: «حرف الکی میزدند که ماهیت جمهوری اسلامی تحمیل پوشش است.»
در پی فراخوان اتحاديه تشكلهای كاميونداران و رانندگان سراسر ایران، شماری از کامیونداران در شهرهای مختلف کشور دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
تصاویر رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند که بسیاری از کامیونداران و رانندگان باری در ایران، پنجشنبه اول خرداد در شهرهایی همچون اراک، ایلام، بندرعباس، تبریز، سیرجان، شیراز و کرمانشاه دست به اعتصاب زدند.
اتحاديه تشكلهای كاميونداران و رانندگان سراسر ایران در بیانیهای اعلام کرد: «ما اعتصاب کردیم چون خواهان حقمان هستیم. ما کنار هم ایستادیم، چون اتحاد ما تنها چیزی است که این چرخ را به نفعمان میچرخاند. امروز از قلب لرستان تا خاک خوزستان، از بنادر جنوب تا جادههای شمال، کامیونها خاموشاند اما صدای رانندگان بلندتر از همیشه در حال طنین انداختن است.»
رانندگان معترض گفتهاند در اعتراض به کاهش سهمیه گازوئیل، گرانی بیمه، پایین بودن کرایه حمل بار و دیگر مطالبات صنفی محقق نشده خود، به مدت یک هفته اعتصاب خواهند کرد.
دور جدید اعتراضات رانندگان و کامیونداران در اقدامی هماهنگ از دوشنبه ۲۹ اردیبهشت و با اعتصاب دهها تن از کامیونداران در بندرعباس آغاز شد و معترضان با توقف در مبادی ورودی و خروجی بندر، اعتصابی سراسری را آغاز کردند.
در میان ویدیوهای منتشر شده از اعتصابهای پنجشنبه، تصاویری از مسیرهای ترانزیتی کشور وجود دارد که به شکل کمسابقهای در آنها اثری از کامیونهای باری دیده نمیشود.
همچنین تصاویری از اقدام هماهنگ برخی کامیونداران در برگزاری تجمعهای مختلف در شهرهای مختلف منتشر شده است.
بهار سال گذشته نیز رانندگان کامیون به شیوه اختصاص سهمیه گازوئیل و عدم تناسب افزایش کرایهها با هزینهها اعتراض کردند و کامیونداران در تهران، کامیونهای خود را در اتوبان بابایی متوقف کرده و دست به اعتصاب زدند.
همزمان با افزایش قطعی برق و توقف تولید در کارخانههای سیمان، قیمت این ماده حیاتی در ساختوساز جهش کمسابقهای داشته است و فعالان صنعت ساختمان، از این جریان بهعنوان «فاجعه» برای بازار مسکن یاد میکنند.
پژمان جوزی، رییس انجمن صنعت ساختمان، پنجشنبه اول خرداد در واکنش به افزایش قیمت سیمان در پی کمبود برق و انرژی هشدار داد و گفت: «برای مردم، خبر گران شدن سیمان شاید فقط یک خبر باشد اما برای تولیدکنندگان مسکن، یک فاجعه با نتایج زیانبار است.»
او با انتقاد از تداوم قطع برق صنایع افزود: «مشکل مسکن در ایران، ریشه در مدیریت داخلی دارد نه تحریمهای خارجی. قطعی برق در صنایع پایه مثل سیمان، مستقیما به تولید مسکن ضربه میزند.»
اعداد متفاوتی برای میزان کسری برق در ایران اعلام میشود. صرفنظر از عدد دقیق مقدار آن، شواهد نشان میدهند در حالی که هنوز یکماه تا آغاز تابستان ۱۴۰۴ باقی مانده، بحران خاموشیها به مراتب نسبت به سال گذشته شدیدتر شده است.
جوزی با اشاره به مسئولیت وزارت نیرو گفت: «این وزارتخانه باید سهم عادلانهای از انرژی را برای صنایع حفظ کند چون تامین انرژی، زیرساخت اصلی فعالیتهای تولیدی است.»
توقف تولید، افزایش قیمت و آشفتگی در بازار
در هفتههای اخیر، قطع برق باعث تعطیلی یا کاهش تولید کارخانههای سیمان در استانهایی مانند اصفهان، ایلام و کردستان شد.
تشکلهای صنعتی هشدار دادهاند کاهش ۹۰ درصدی سهمیه برق به معنای تعطیلی عملی کارخانههاست.
مهرداد قدیمی، مشاور اتحادیه مصالحفروشان کرج درباره گران شدن سیمان گفت: «قیمت هر کیسه سیمان طی دو ماه گذشته در برخی مناطق از حدود ۵۳ هزار تومان به بیش از ۱۳۰ هزار تومان رسیده است.»
او افزود: «اگر تولید کارخانهها فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر بود، شاید این افزایش قیمت اصلا حس نمیشد.»
این بحران به گفته کارشناسان و فعالان بخش خصوصی، نتیجه تحریمها یا کمبود منابع نیست بلکه بیشتر ریشه در سوءمدیریت و نبود برنامهریزی برای تامین پایدار انرژی دارد.
مقامات دولتی از اواخر فروردین ماه به صورت گسترده نسبت به کمبود برق در سال جاری هشدار دادند.
در پی این هشدارها و خاموشیهای گستردهای که در شهرهای کشور رخ داد، مسعود پزشیکان، رییس دولت چهاردهم گفت: «قطع برق بخشهای تولیدی و صنایع آخرین انتخاب است و تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت تا برق صنایع قطع نشود.»
تاثیر بر بورس و سودآوری شرکتها
قطع برق تاثیر منفی فوری بر بورس کالا و بازار سرمایه داشته است و بهویژه سهام شرکتهای سیمانی و فولادی با نوسان شدید مواجه شدهاند.
احسان رضاپور، کارشناس بازار سرمایه، گفت: «خاموشیها باعث کاهش سود شرکتها شده و هزینههای عملیاتی بهشدت بالا رفته است.»
او افزود: «گرچه رشد نرخ ارز ممکن است بخشی از این زیان را جبران کند اما قطع برق همچنان یک ریسک ساختاری برای صنایع وابسته به انرژی است.»
به گفته رییس انجمن صنعت ساختمان، تداوم چنین اختلالهایی میتواند اعتماد تولیدکننده و سرمایهگذار را تضعیف کرده و اهداف توسعه مسکن را با چالش جدی روبهرو کند.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سخنرانی خود در افتتاحیه اولین نشست منطقهای دیپلماسی استانی در شیراز، با ابراز امیدواری در مورد یافتن فرصت خوردن فالوده و بستنی در این شهر، از مخاطبانش خواست نگران نباشند چون به گفته او، فالوده و بستی شیراز اثر شاورما را ندارد.
نشست شیراز در روزهای پنجشنبه و جمعه، اول و دوم خرداد برگزار میشود.
عباس عراقچی در آغاز این نشست گفت: «من صبح با دوستان جلسهای داشتم و یک شوخیای آنجا کردم. گفتم این همایش از نظر من کاملا جدی است و ما نیامدهایم شیراز که خلاصه فالوده و بستی و اینها بخوریم و برویم. برای کار جدی آمدهایم. البته فالوده و بستنی را هم میخوریم انشاالله. نگرانی چیست؟ اثر شاورما را ندارد. خیلی نگران نباشید.»
اشاره عراقچی به فالوده و بستی شیرازی که در میان عموم محبوب و معروفاند و مقایسه آن با اثر شاورما، به ماجرای شاورماخوری او در دمشق پیش از سقوط حکومت بشار اسد و فرار او به روسیه برمیگردد.
همزمان با پیشروی مخالفان اسد به سوی دمشق، عراقچی به این شهر سفر کرد و ۱۱ آذر ۱۴۰۳ در یک رستوران حضور یافت تا اوضاع را عادی جلوه دهد.
او رفتن به این رستوران و خوردن شاورما در کنار مردم سوریه را به «شب به یاد ماندنی در دمشق» توصیف کرد.
پس از سقوط اسد، موضوع شاورما خوردن عراقچی در این رستوران موضوع شوخی در شبکههای اجتماعی شد.
بر این اساس، زمانی که رژیم وقت سوریه به عنوان مهمترین متحد تهران در معرض تهدیدات جدی قرار داشت، عراقچی از تحلیل دقیق وضعیت و پیشبینی تحولات پیش رو عاجز ماند و بهدفاع از سیاست «مقاومت» پرداخت.
او یک روز قبل از سقوط اسد، در جلسهای با وزیر خارجه ترکیه و امیر قطر در دوحه، به خبرنگاران گفت: «الان در مرحلهای هستیم که همه در حال رایزنی هستند و زود است که تصمیمی گرفته شود. تحولات میدانی بهصورت سریع در حال رخ دادن است و وضعیت بسیار سیال است.»
انتشار تصاویری شاورما خوردن عراقچی در دمشق در همین روزها، اینطور القا کرد که همه چیز در آرامش است و جمهوری اسلامی بر شرایط مسلط؛ اما واقعیت چنین نبود و اسد خیلی سریع سقوط کرد.
او در توجیه این وضعیت در یک مصاحبه گفت: «پیشگو نیستیم و اینکه بگوییم و پیشبینی کنیم که بشار اسد سقوط میکند ممکن نیست؛ ولی مقاومت وظیفه خود را حتما انجام میدهد.»
این اظهارات علاوه بر اینکه نشاندهنده عدم درک واقعی از تحولات میدانی بود، بهطور غیرمستقیم ضعف سیاستهای ایران را در قبال سوریه فاش کرد.