• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نوروزستیزی؛ جنگ ناموفق خامنه‌ای با فرهنگ ایرانی

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۲۵ اسفند ۱۴۰۳، ۲۱:۲۳ (گرینویچ)

جشن‌های نوروز همچنان زنده و پرشور در سراسر ایران برگزار می‌شود؛ این نه از سر لطف حکومت، بلکه به دلیل ایستادگی مردم در برابر سرکوب فرهنگی است.

نوروز به‌عنوان جشنی ریشه‌دار در تاریخ ایران فراتر از یک مناسبت تقویمی است. این آیین نماد هویت ملی، پیوندهای فرهنگی و ایستادگی در برابر تحمیل ایدئولوژیک است.

حکومت جمهوری اسلامی از همان ابتدای استقرار خود کوشیده است تا نوروز و سایر سنت‌های ملی ایرانیان را کم‌رنگ کند. مقابله با نوروز تنها محدود به امسال نیست، بلکه روندی است که از سال ۱۳۵۷ آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

از تغییر نام چهارشنبه‌سوری به «چهارشنبه آخر سال» گرفته تا معرفی «روز طبیعت» به‌جای سیزده‌بدر، همگی تلاش‌هایی بوده‌اند برای تحریف سنت‌های ایرانی و تحمیل یک قرائت حکومتی بر فرهنگ مردم.

با این حال، همان‌گونه که مردم در برابر تلاش‌های گذشته برای حذف نوروز ایستادگی کردند، امروز نیز با وجود تهدیدات امنیتی، بازداشت‌ها، و ممنوعیت‌های رسمی، جشن‌های نوروزی را با شور و حرارت برگزار می‌کنند.

نوروز تنها یک جشن نیست، بلکه یک بیانیه است. هر سال که مردم علی‌رغم فشارهای حکومت، آیین‌های نوروزی را برگزار می‌کنند، در واقع پیام روشنی به حاکمان می‌دهند: این سرزمین تاریخی طولانی دارد که فراتر از حکومت‌های گذراست.

۲۸۰۰ سال پیش مادها نوروز را در آغاز بهار جشن می‌گرفتند، ۲۶۰۰ سال پیش در دوران هخامنشیان این آیین در سراسر امپراتوری گسترده شد، و امروز نیز علی‌رغم تمام سرکوب‌ها، نوروز همچنان پابرجاست.

اصرار حکومت بر جلوگیری از جشن‌های نوروزی در شهرهای کردنشین و دیگر نقاط ایران، نه‌تنها مانع از برگزاری این جشن‌ها نشده، بلکه به نمادی از مقاومت فرهنگی مردم تبدیل شده است.

همان‌گونه که اقدامات جمهوری اسلامی برای جلوگیری از بزرگداشت روز کوروش در پاسارگاد ناکام ماند، تلاش‌های حکومت برای محدود کردن نوروز نیز نتیجه‌ای جز افزایش همبستگی ملی در برابر تحمیل‌های ایدئولوژیک نداشته است.

حکومتی که از مردم می‌خواهد در برابر مشکلاتی همچون قطعی برق، کمبود آب و تورم افسارگسیخته صبر پیشه کنند، چگونه انتظار دارد که همان مردم در برابر ممنوعیت شادی و جشن نیز سکوت کنند؟

این برخوردهای حکومتی بیش از آنکه نشانه‌ای از قدرت باشد، نشان‌دهنده ترس و ضعف است.

حکومتی که از نوروز، از جشن و شادی مردم وحشت دارد، به‌روشنی در برابر یک حقیقت تاریخی و فرهنگی شکست خورده است؛ نوروز برخلاف اراده حکومت، نه‌تنها خاموش نخواهد شد، بلکه سال‌ به‌ سال پررنگ‌تر و با صلابت‌تر ادامه خواهد یافت. نوروز تجلی روح ایرانی است و این روح را هیچ حکومتی نمی‌تواند از میان بردارد.

نکته مهم آنکه تقابل با نوروز و سایر اشکال فرهنگ ایرانی از بالاترین سطوح حکومت تا پایین‌ترین رده‌های آن در جریان است و در واقع به امر و رضایت علی خامنه‌ای صورت می‌گیرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد
۱
اختصاصی

سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد

۲

ارتش اسرائیل: دقت سامانه هشدار موشکی افزایش می‌یابد

۳

شاهزاده رضا پهلوی: گارد جاویدان زمینه تضعیف و فروپاشی نهایی دستگاه سرکوب را فراهم کند

۴

شاهزاده رضا پهلوی: سامانه گذار آماده در دست گرفتن اداره کشور است

۵

ارتش اسرائیل: بیش از ۲۰۰ هدف در غرب و مرکز ایران را طی ۲۴ ساعت گذشته هدف قرار دادیم

Banner

انتخاب سردبیر

  • تایید گزارش ایران‌اینترنشنال درباره لغو مجوز مراکز وابسته به جمهوری اسلامی در امارات

    تایید گزارش ایران‌اینترنشنال درباره لغو مجوز مراکز وابسته به جمهوری اسلامی در امارات

  • نت‌بلاکس: اینترنت برای مردم ایران قطع است، اما «اینفلوئنسرهای منتخب» حکومت دسترسی دارند

    نت‌بلاکس: اینترنت برای مردم ایران قطع است، اما «اینفلوئنسرهای منتخب» حکومت دسترسی دارند

  • ترامپ: اگر رهبر جمهوری اسلامی زنده باشد، هوشمندانه‌ترین کارش تسلیم است

    ترامپ: اگر رهبر جمهوری اسلامی زنده باشد، هوشمندانه‌ترین کارش تسلیم است

  • سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد
    اختصاصی

    سند محرمانه‌ای که از پروژه اطلاعات سپاه پاسداران برای رهبری مجتبی خامنه‌ای پرده برمی‌دارد

  • حمله آمریکا به خارک؛ گلوگاه حیاتی ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، زیر فشار

    حمله آمریکا به خارک؛ گلوگاه حیاتی ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، زیر فشار

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران و ترکیه در آستانه بحران؛ سوریه جرقه یک رویارویی جدید دیپلماتیک؟

۲۳ اسفند ۱۴۰۳، ۱۴:۴۱ (گرینویچ)
•
عطا محامد

مدتی است که روابط ایران و ترکیه تیره شده است، تحولات اخیر در سوریه، به‌ویژه سقوط دولت بشار اسد و تغییرات در معادلات قدرت، این رقابت ژئوپلیتیکی را وارد مرحله تازه‌ای از رویارویی آشکار دیپلماتیک کرده است.

در حالی که هر دو کشور پیش‌تر تلاش داشتند اختلافات خود را در سطحی کنترل‌شده مدیریت کنند، اظهارنظرهای اخیر مقامات طرفین نشان داده که شکاف میان تهران و آنکارا عمیق‌تر از آن است که با دیپلماسی پشت پرده پوشانده شود.

رسانه‌های دو کشور به شدت یکدیگر را هدف قرار داده‌اند و حتی دیدار هفته گذشته وزرای خارجه ایران و ترکیه نیز نتوانسته از شدت تنش بکاهد. در آنکارا، ترکیه خود را پیروز معادلات سوریه می‌داند و تهران را به بازی با کارت‌های سوخته متهم می‌کند، در حالی که در تهران، ترکیه را متهم به خیانت، ماجراجویی و همدستی با گروه‌های افراطی می‌کنند.

اما آن چه بیش از پیش این تقابل را تشدید کرده، کشتار علویان در سوریه طی روزهای اخیر است. برخی مقامات ایران ترکیه را مسئول این جنایت می‌دانند و از آنکارا خواسته‌اند که موضع خود را شفاف کند. ترکیه اما ایران را متهم به ایجاد تفرقه در سوریه کرده و مقامات تهران را همدست جنایت‌های اسد می‌داند.

از اظهارات فیدان تا تهدیدهای تهران؛ تنش ایران و ترکیه به کجا می‌رسد؟

سرآغاز تنش اخیر میان ایران و ترکیه، اظهارات هاکان فیدان، وزیرخارجه ترکیه روز ۱۰ اسفند در مصاحبه‌ای با الجزیره بود، جایی که او ایران را متهم کرد که با تکیه بر گروه‌های شبه‌نظامی، نه‌تنها امنیت خود را به خطر انداخته، بلکه هزینه‌ای فراتر از دستاوردهایش پرداخته است.

او با اشاره به نقش ایران در سوریه و حمایت احتمالی تهران از نیروهای کُرد، هشدار داد: «اگر کشوری در امور داخلی کشور دیگری دخالت کند و از گروه‌هایی برای بی‌ثبات کردن آن کشور حمایت کند، ممکن است خود نیز با اقدام متقابل مواجه شود.»

او همچنین با لحنی کنایه‌آمیز گفت: «هیچ‌چیز در دنیای امروز پنهان نمی‌ماند. قابلیت‌هایی که شما دارید، دیگران هم دارند. بنابراین، اگر نمی‌خواهید به پنجره‌تان سنگ پرتاب شود، به پنجره دیگران سنگ پرتاب نکنید.»

این اظهارات، واکنش فوری و تند تهران را در پی داشت. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در پاسخ تاکید کرد که ایران همواره از مقاومت حمایت کرده و در عین حال، با تروریسم و خشونت مقابله کرده است. اما این پاسخ، آنکارا را قانع نکرد و رسانه‌های ترکیه، ایران را به ایجاد ناامنی، به‌ویژه در مناطق کُردنشین، متهم کردند.

حتی در سطح دیپلماتیک نیز تنش‌ها فروکش نکرد. هر دو کشور سفیر کشور مقابل را برای ارائه توضیحات «دعوت» کردند، اما به عمد از واژه «احضار» پرهیز شد. این تلاش دیپلماتیک ظاهراً برای کنترل سطح تنش صورت گرفت، اما مواضع تند مقامات ایران و اتفاقات منطقه تنش را همچنان جدی نگه داشته است.

علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داد که «ایران هرگز در برابر گزافه‌گویی‌ها سکوت نخواهد کرد.» از سوی دیگر، ابوالفضل ظهره‌وند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ترکیه را متهم کرد که با ریسک بزرگی در سوریه وارد شده و دولت قانونی آن را سرنگون کرده است. او در ادامه مدعی شد: «ترکیه امروز شریک و متحد اسرائیل شده است.»

از سوریه تا قفقاز؛ نبرد مواضع!

این روزها سوریه، نقطه اوج اختلافات ژئوپلیتیکی ایران و ترکیه است. تنش‌ها میان دو کشور پس از سقوط بشار اسد در آذر ۱۴۰۳ شدت گرفت و لحن مقامات آنکارا در قبال تهران تندتر شد.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در ۲۰ اسفند، با کنایه‌ای مستقیم به ایران گفت: «کسانی که به مدت ۱۴ سال و در حالی که کودکان بی‌گناه با بمب‌های بشکه‌ای و سلاح‌های شیمیایی {در سوریه} کشته می‌شدند، سکوت کردند، امروز نمی‌توانند بیایند و نسبت به ما گستاخی کنند.»

این موضع‌گیری، ادامه همان نگاهی است که اردوغان در سال ۲۰۱۴ به رهبر جمهوری اسلامی گفته بود. اما اکنون جایگاه تهران و آنکارا در سوریه تغییر یافته است.

فیدان، که رسانه‌های نزدیک به حکومت ایران او را «جاسوس سابق» می‌خوانند، پس از سقوط دمشق اعلام کرد: «ما در طرف درست تاریخ ایستاده‌ایم. آن‌چه در سوریه رخ می‌دهد، شبیه مبارزات استقلال ترکیه است.»

این موضع‌گیری نشان داد که آنکارا خود را پیروز میدان می‌داند و موقعیت جدید را فرصتی برای تثبیت نفوذ منطقه‌ای خود می‌بیند و تهران یکی از مهمترین تهدیدات پیش رو است.

اما سوریه تنها میدان تنش میان تهران و آنکارا نیست. رقابت در قفقاز جنوبی نیز از دیگر محورهای اختلاف دو کشور است. ایران، نفوذ فزاینده ترکیه در این منطقه را تهدیدی برای موقعیت ژئوپلیتیکی خود می‌داند و آن را تلاشی برای محاصره تهران ارزیابی می‌کند.

در مقابل، ترکیه سیاست خود را بخشی از راهبرد گسترش نفوذ در جمهوری آذربایجان و کشورهای ترک زبان آسیای مرکزی معرفی می‌کند. این تلاش ترکیه، در تهران با سوءظن دنبال می‌شود و برخی تحلیلگران، آنکارا را حامیان جریان‌های «پان‌ترک» در ایران می‌دانند و آن را مصداق همان تهدید فیدان درباره «سنگ به پنجره» اعلام می‌کنند.

روزنامه شرق نیز گزارش داده که ترکیه به‌طور ضمنی از برخی «گروه‌های تجزیه‌طلب آذربایجانی» حمایت کرده و این مسئله می‌تواند تنش‌های میان دو کشور را افزایش دهد.

ایران و ترکیه؛ تقابل نیابتی یا جنگ مستقیم؟

با افزایش تنش‌ بین تهران و آنکارا، برخی رسانه‌های غربی و تحلیلگران سیاسی سناریوی تقابل نظامی مستقیم میان ایران و ترکیه را مطرح کرده‌اند. برندون ویچرت، تحلیلگر نشنال اینترست، در اواسط بهمن هشدار داد که این رویارویی ممکن است و عراق می‌تواند به میدان نبرد دو کشور تبدیل شود، زیرا گسترش نفوذ ترکیه در منطقه، ایران را به واکنشی تهاجمی‌تر سوق می‌دهد.

در مقابل، «میدل ایست آی» این تنش را بخشی از رقابت سنتی میان تهران و آنکارا می‌داند. هرچند این اختلافات می‌تواند درگیری‌های نیابتی را تشدید کند.

اما با وجود شکاف عمیق در دیدگاه‌های تهران و آنکارا، هیچ نشانه‌ای از تمایل دو کشور به درگیری مستقیم دیده نمی‌شود. ایران که درگیر تهدیدات امنیتی متعددی، از جمله حضور آمریکا در منطقه و فشار اسرائیل است، نمی‌خواهد جبهه جدیدی بگشاید که موقعیت راهبردی‌اش را پیچیده‌تر کند.

علاوه بر این، رویارویی مستقیم با ترکیه، که عضو ناتو است، می‌تواند برای تهران هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد.

از سوی دیگر، ترکیه نیز با وجود سیاست‌های تهاجمی خود، با بحران‌های اقتصادی و چالش‌های داخلی روبه‌روست. در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ با همسایه شرقی، ریسک بالایی برای آنکارا خواهد داشت.

به نظر می‌رسد تقابل ایران و ترکیه احتمالاً در بدترین حالت، همچنان در قالب جنگ‌های نیابتی در عراق و سوریه ادامه یابد—همان‌گونه که در سال‌های گذشته نیز شاهد آن بوده‌ایم.

ترکیه، با اتکا بر گروه‌های اسلام‌گرای مسلح در سوریه، می‌تواند از آن‌ها به‌عنوان ابزاری علیه ایران استفاده کند، درحالی‌که ایران نیز با نفوذ بر گروه‌های شیعه در عراق و سوریه، می‌تواند درصدد محدود کردن قدرت آنکارا برآید.

خامنه‌ای: مذاکره نمی‌کنیم، حمله کنید حمله می‌کنیم

۲۲ اسفند ۱۴۰۳، ۲۲:۰۹ (گرینویچ)
•
مراد ویسی

شکست پی در پی تلاش‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری‌ها میان ایران و آمریکا. روز چهارشنبه نماینده ویژه امارات با سفر به تهران، نامه‌ای از دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، را به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تحویل داد.

با این حال، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «مذاکره نمی کنیم و هر اقدامی علیه خود را با اقدام متقابل جواب می دهیم.»

خامنه‌ای آمریکا را به قلدری متهم کرد در حالی که در واقع آنکه قلدری می کند جمهوری اسلامی است. آمریکا و جامعه جهانی خواستار آن هستند که ایران کشوری عادی مانند بقیه ۲۰۰ کشور جهان باشد و در پی نابودی اسراییل و بی ثباتی در خاورمیانه نباشد.

اما این موضع‌گیری خامنه‌ای ، بار دیگر تاکیدی بر استراتژی تقابل‌محور جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و متحدانش است. خامنه‌ای در این سخنان، ایالات متحده را متهم به «قلدری» کرد و مدعی شد که جمهوری اسلامی در برابر این سیاست‌ها تسلیم نخواهد شد.

این در حالی است که بسیاری بر این باورند که در واقع جمهوری اسلامی است که باید سیاست‌های خود را تغییر دهد. کشورهای غربی از تهران می‌خواهند که از سیاست‌های تهاجمی خود در منطقه، از جمله حمایت از گروه‌های مسلح نیابتی، مسلح‌سازی حزب‌الله لبنان و تهدید اسرائیل دست بردارد.

خامنه‌ای و فرماندهان سپاه همواره ادعا کرده‌اند که ایالات متحده قصد دارد برنامه موشکی جمهوری اسلامی را متوقف کند اما نگرانی اصلی، نه صرفا توان موشکی ایران، بلکه استفاده جمهوری اسلامی از این توانایی برای حمایت از گروه‌های نیابتی در عراق، یمن، لبنان و غزه است.

برخلاف جمهوری اسلامی ، سایر کشورهای منطقه نیز از توان موشکی برخوردارند، اما به‌دلیل عدم پیگیری سیاست‌های تهاجمی، با واکنش‌های مشابه مواجه نشده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه سخنان خود، وضعیت کنونی ایران را با شرایط پیامبر اسلام پس از شکست در جنگ احد مقایسه و تاکید کرد که کشته شدن فرماندهان نیابتی جمهوری اسلامی و حتی مرگ ابراهیم رئیسی، ربیس‌جمهوری سابق، به معنای تضعیف نظام نیست.

این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، کشته شدن چهره‌هایی مانند حسن نصرالله، یحیی سنوار و اسماعیل هنیه، به‌وضوح ضربه‌ای جدی به محور مقاومت و سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی وارد کرده است.

خامنه‌ای بار دیگر بر مخالفت خود با هرگونه مذاکره با آمریکا تاکید کرد و ضمن رد نامه ترامپ، تلاش‌های دیپلماتیک میانجی‌گران از جمله روسیه، قطر و امارات را بی‌نتیجه دانست.

او همچنین به انتقاد از برخی تحلیلگران و روزنامه‌نگاران داخلی پرداخت که خواهان مذاکره با آمریکا هستند. خامنه‌ای با لحنی تحقیرآمیز به این دیدگاه پاسخ داد و هرگونه نظر مخالف سیاست‌های خود را رد کرد.

مجموع این مواضع نشان می‌دهد که خامنه‌ای همچنان بر سیاست عدم توافق با آمریکا اصرار دارد. او به‌خوبی آگاه است که هدف اصلی ترامپ، تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، محدودسازی توان موشکی، و قطع حمایت از گروه‌های نیابتی است؛ مسائلی که جمهوری اسلامی آن‌ها را به‌عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای خود تلقی می‌کند.

با تضعیف گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی، از جمله حماس و حزب‌الله، و فشارهای اقتصادی فزاینده، به نظر می‌رسد که جمهوری اسلامی در یکی از دشوارترین دوره‌های خود قرار گرفته است. با این حال، رهبر جمهوری اسلامی همچنان بر سیاست‌های پیشین خود پافشاری می‌کند و حاضر به تغییر مسیر و تغیر رفتار نیست.

فراموش‌شدگان شب عید در ایران

۲۱ اسفند ۱۴۰۳، ۲۳:۱۶ (گرینویچ)
•
مراد ویسی

چند روزی بیشتر تا فرا رسیدن نوروز باقی نمانده است. در فرهنگ ایرانی، این روزهای پایانی سال را «شب عیدی» می‌نامند.

در این ایام، خانواده‌ها به تدارکات نوروز می‌پردازند، خانه‌های خود را نظافت و آماده می‌کنند و تا حد امکان، خریدهای عیدانه همچون پوشاک، آجیل و میوه را انجام می‌دهند. این سنت دیرینه ایرانی، که نمادی از نو شدن و شادی استقبال از بهار است، در سال‌های اخیر تحت تاثیر مشکلات شدید اقتصادی ناشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی، برای بسیاری از مردم دشوار شده و هر ساله برای شمار زیادی از ایرانیان به چالشی بزرگ تبدیل می‌شود.

خرید که در حالت عادی باید برای مردم تجربه‌ای خوشایند باشد، در این روزها برای بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه سرپرستان خانوار، به معضلی جدی و منبعی از استرس مبدل شده است.

آنچه کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود، حقوق‌ها و مطالبات پرداخت‌نشده بسیاری از کارگران و حتی کارمندان است. افرادی که می‌توان آنان را «فراموش‌شدگان شب عید» نامید.

بسیاری از کارگران در سراسر کشور، یک سال تمام را به امید تامین معیشت خود و خانواده‌هایشان کار کرده‌اند، اما اکنون که شب عید فرارسیده، دستمزدهایشان پرداخت نشده و آن‌ها در شرایطی ناگوار قرار گرفته‌اند.

در ایران، تاخیر در پرداخت حقوق کارگران به امری رایج تبدیل شده است. در حال حاضر، کارگرانی وجود دارند که بین سه تا نه ماه حقوق طلب دارند. به‌عنوان نمونه، کارگران شرکت کیش چوب در استان هرمزگان هنوز سه ماه حقوق معوقه خود در آذر، دی و بهمن‌ماه را دریافت نکرده‌اند و به آن‌ها گفته شده که در عوض عیدی سال گذشته‌شان داده خواهد شد!

مسئله اصلی این است که حقوق و دستمزد زمانی اهمیت دارد که فرد به آن نیاز دارد. اگر در موعد مقرر پرداخت نشود، دریافت آن در زمان دیگر تاثیر چندانی بر زندگی کارگر نخواهد داشت. اکنون که شب عید است و مردم در حال خرید هستند، کارگران بیش از هر زمان دیگری به حقوق خود نیاز دارند. اما زمانی که کارفرمایان - که اغلب نهادهای دولتی یا پیمانکاران وابسته به دولت هستند - حقوق این کارگران را پرداخت نکنند، آن‌ها نمی‌توانند برای اعضای خانواده خود پوشاک و مایحتاج مناسب خریداری کنند.

اگر پس از تعطیلات اعلام شود که حقوق کارگران پرداخت شده، این موضوع کمکی به شب عید دشوار آن‌ها نخواهد کرد. چنین تاخیرهایی هم به روح و روان کودکان آسیب می‌زند و هم کارگران را در برابر خانواده‌هایشان در موقعیتی ناخوشایند قرار می‌دهد. این در حالی است که تقصیر کارگران نیست، بلکه حکومت و کارفرمایان مسئول این بحران هستند.

این مشکل سال‌ها است که در جمهوری اسلامی ادامه دارد. بسیاری از کارگران زحمتکش در پایان سال برای دریافت حقوق و دستمزدهای معوقه خود به تکاپو می‌افتند، اما صدای آن‌ها در رسانه‌های حکومتی شنیده نمی‌شود.

در حالی که تنها هشت روز تا نوروز باقی مانده است، حقوق اسفندماه بازنشستگان تامین اجتماعی هنوز پرداخت نشده و دولت و سازمان تامین اجتماعی با وعده‌های تکراری، پرداخت آن را به تعویق می‌اندازند. همچنین، بدهی‌های دولت به معلمان خرید خدمت نیز همچنان تسویه نشده است.

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که گروه‌های متعددی از کارگران در سراسر کشور هنوز حقوق و دستمزد خود را دریافت نکرده‌اند. برخی از این گروه‌ها عبارت‌اند از:
کارگران کارخانه فولاد سیادن ابهر در آذربایجان شرقی که دو ماه حقوق، عیدی و سنوات خود را دریافت نکرده‌اند؛
نیروهای پیمانکاری مخابرات در خراسان رضوی و آذربایجان غربی که هنوز مطالبات معوق دو سال پیش خود را دریافت نکرده‌اند؛
کارگران شهرداری سنندج که دست‌کم دو ماه حقوق نگرفته‌اند؛
کارگران کارخانه آب معدنی داماش در رودبار که چهار ماه حقوق معوقه دارند&
کارگران خدماتی شاغل در شهرداری دره‌شهر استان ایلام که سه ماه حقوق و عیدی طلبکارند؛
کارگران اداره منابع طبیعی ایلام که شش ماه حقوق عقب‌افتاده دارند؛
بازنشستگان صنعت فولاد در اصفهان، شاهرود و اهواز که مطالبات معوقه خود را دریافت نکرده‌اند؛
بازنشستگان مخابرات در تهران، هرمزگان، همدان، بیجار، تبریز و مریوان که هنوز حقوق و هزینه‌های درمانی آن‌ها تسویه نشده است؛
هفت هزار کارگر ابنیه فنی تراورس که عیدی آن‌ها به‌صورت ناقص پرداخت شده است.
کارکنان شرکت تأسیسات دریایی که دو ماه حقوق نگرفته‌اند و عیدی آن‌ها نیز پرداخت نشده است.
در چنین شرایطی که جمهوری اسلامی در پرداخت حقوق کارگران و بازنشستگان خود ناتوان مانده است، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه سه ماه پیش، مبالغ هنگفتی به خانواده‌های لبنانی آسیب‌دیده از جنگ پرداخت شد؟ چرا اولویت پرداخت‌های حکومت، خانواده‌های لبنانی بوده و نه حقوق‌بگیران ایرانی؟

بر اساس گزارش‌ها، جمهوری اسلامی به هر خانواده لبنانی مبلغی بین یک میلیارد و صد تا یک میلیارد و سیصد میلیون تومان پرداخت کرده است. این مبلغ معادل ۱۸۱ برابر حداقل دستمزد یک کارگر ایرانی است. با این پول می‌توانستند ۱۸۱ ماه حداقل حقوق یک کارگر ایرانی را پرداخت کنند، اما این کار صورت نگرفت و اکنون بسیاری از کارگران ایرانی ماه‌ها حقوق طلب دارند.

از سوی دیگر، جمهوری اسلامی در همین اسفندماه در تلاش است که از افزایش حداقل دستمزد کارگران جلوگیری کند.

در حالی که برای هر افزایش جزئی در حقوق کارگران چانه‌زنی می‌شود، حکومت بدون هیچ مقاومتی ۱۸۱ برابر همان مبلغ را به خانواده‌های لبنانی پرداخت کرده است. این تضاد آشکار نشان‌دهنده اولویت‌های حکومت است که تامین منافع نیروهای نیابتی خود در منطقه را بر رفاه و معیشت شهروندان ایرانی مقدم می‌داند.

افشاگری بی‌سابقه درباره مخالفت خامنه‌ای با رفاه مردم: رفاه مردم را بی‌دین می‌کند

۲۱ اسفند ۱۴۰۳، ۰۲:۰۷ (گرینویچ)
•
مراد ویسی

مسعود روغنی زنجانی، رییس سابق سازمان برنامه و بودجه ایران، در گفت‌وگویی با وب‌سایت «عبدی‌مدیا» فاش کرد که علی خامنه‌ای در دیداری با اکبر هاشمی رفسنجانی، مخالفت خود را با بهبود وضعیت معیشتی مردم ایران اعلام کرده بود.

به گفته روغنی زنجانی، خامنه‌ای در این دیدار تصریح کرده بود که «رفاه مردم آن‌ها را بی‌دین خواهد کرد» و بر این اساس، از سیاست‌های اقتصادی که منجر به رفاه عمومی شود، حمایت نمی‌کند.

این اظهارات که می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین افشاگری‌های ۳۵ سال اخیر دانست، پرده از دیدگاه کلان رهبری جمهوری اسلامی نسبت به اقتصاد و معیشت مردم ایران برمی‌دارد.

این نگرش، علاوه بر اینکه سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی را توضیح می‌دهد، علت توجه ویژه حکومت به حمایت مالی از گروه‌های منطقه‌ای مانند حزب‌الله لبنان و حماس را نیز روشن‌تر می‌کند.

بر اساس گزارش‌های موجود، جمهوری اسلامی به هر خانواده لبنانی مبالغی بین یک میلیارد و صد میلیون تا یک میلیارد و سیصد میلیون تومان پرداخت می‌کند، در حالی که حل مشکلات اقتصادی مردم ایران در اولویت سیاست‌های کلان کشور قرار ندارد.

روغنی زنجانی همچنین با اشاره به سیاست‌های اقتصادی دولت و تأثیر آن‌ها بر بازار ارز، پیش‌بینی کرده است که در صورت ادامه این روند و عدم تغییر رویکرد در سیاست خارجی، قیمت دلار به‌زودی به ۲۰۰ هزار تومان خواهد رسید.

او تاکید کرد که مخالفت خامنه‌ای با توافق با آمریکا، همراه با سیاست‌های کنترل اقتصادی، وضعیت اقتصادی کشور را بیش از پیش بحرانی خواهد کرد.

تا پیش از این، گمان می‌رفت که رهبر جمهوری اسلامی، ولو به‌منظور حفظ قدرت خود، تلاش خواهد کرد که سطحی از رفاه را برای مردم تامین کند اما اظهارات جدید، نشان می‌دهد که خامنه‌ای اساسا رفاه عمومی را تهدیدی برای بقای نظام تلقی می‌کند و آن را عامل کاهش دینداری جامعه می‌داند.

این مسئله توضیح می‌دهد که چرا حکومت، با وجود فشارهای اقتصادی شدید بر مردم، اولویتی برای رفع مشکلات اقتصادی قائل نیست.

این رویکرد، زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که توجه کنیم پیش‌بینی‌های اقتصادی مسعود روغنی زنجانی نشان می‌دهد که اگر کشور به همین شیوه اداره شود و خامنه‌ای همچنان به سیاست‌های ضدآمریکایی خود ادامه دهد، ایران در ماه‌های آینده با فهرستی طولانی از بحران‌های اقتصادی مواجه خواهد شد. این بحران‌ها نه‌تنها مشکلات موجود را تشدید خواهد کرد، بلکه موجب افزایش بی‌سابقه نارضایتی عمومی خواهد شد.

این افشاگری، همچنین نقش مسئولان دولتی، از جمله مسعود پزشکیان و مقامات بانک مرکزی، در بحران اقتصادی را آشکارتر می‌کند.

طبق این گزارش‌ها، بانک مرکزی، به‌جای اتخاذ سیاست‌هایی برای کنترل قیمت ارز و حفظ ارزش پول ملی، خود در فرآیند افزایش نرخ دلار مشارکت دارد.

این مسئله به معنای آن است که حکومت نه‌تنها برای بهبود وضعیت اقتصادی مردم برنامه‌ای ندارد، بلکه سیاست‌های آن، عملا در جهت خلاف منافع مردم حرکت می‌کند.

این افشاگری را می‌توان یکی از مهم‌ترین شواهد بر سیاست عامدانه حکومت برای افزایش فشار اقتصادی بر مردم دانست.

زمانی که رهبر جمهوری اسلامی، به‌عنوان سیاست‌گذار کلان اقتصادی، به‌صراحت با رفاه عمومی مخالفت می‌کند و آن را تهدیدی برای دینداری مردم می‌داند، و در کنار آن، مقامات دولت و بانک مرکزی نیز در فرآیند افزایش قیمت ارز و گسترش فقر عمومی نقش‌آفرینی می‌کنند، این مسئله را نمی‌توان صرفا به سیاست‌گذاری‌های غلط یا اشتباهات مدیریتی نسبت داد بلکه باید آن را به‌عنوان سیاستی هدفمند برای کنترل جامعه از طریق ایجاد بحران‌های معیشتی تحلیل کرد.

یادداشت حسین رونقی؛ با اتحاد و همبستگی، می‌توان شاهد آزادی کشور و شادی مردمان بود

۲۰ اسفند ۱۴۰۳، ۱۴:۰۰ (گرینویچ)
•
حسین رونقی

دشمن اصلی ایران و مردمش در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی است که عامل تفرقه، تباهی، ویرانی کشور و رنج ملت است اما ما باور داریم که با اتحاد و همبستگی، می‌توانیم سقوط این حکومت، آزادی کشور و شادی مردممان را شاهد باشیم.

آشفتگی و گسست سیاسی در اپوزیسیون و عدم همبستگی در مقابل جمهوری اسلامی به‌عنوان دشمن مشترک، نتیجه‌ عملکرد بخشی از نیروهای سیاسی و مخالف حکومت است که نه‌تنها دشمن واقعی را گم کرده‌اند، بلکه به‌دلیل حب و بغض‌های شخصی و رقابت‌های ناسالم سیاسی، همراه با دستگاه امنیتی-اطلاعاتی جمهوری اسلامی، اقدام به انتشار تهمت و دروغ علیه مخالفان حکومت، سفیدشویی وضعیت، خون‌شویی و رفع مسئولیت از جمهوری اسلامی می‌کنند.

اگر این اعمال را آگاهانه انجام می‌دهند، رفتارشان مصداق «خیانت» و اگر ناآگاهانه است، نشان‌دهنده‌ عدم بلوغ سیاسی و ناتوانی در انجام مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی است که در هر صورت، نتایج چنین رفتارهایی علیه مردم و منافع کشور خواهد بود.

شاید تصور می‌کنند که با پخش دروغ و تهمت علیه فعالان، می‌توانند جایگاه دیگر چهره‌ها را تصاحب کنند اما آن‌چه در نهایت نصیبشان خواهد شد، سقوط است.

دروغ، تهمت و تخریب سازمان‌یافته ممکن است در کوتاه‌مدت اثرگذار باشد (که به‌خاطر شبکه‌های اجتماعی و گردش آزاد اطلاعات، کارکرد سابق را ندارد) اما در بلندمدت، دین بزرگی بر دوش کسانی خواهد بود که روایت‌ها را جعل کرده و روی حقیقت خاک می‌پاشند.

زمانی‌ که حقیقت آشکار شود، آن‌ها باید پاسخگو باشند.

همان‌طور که مردم به‌دلیل شجاعت و آگاهی‌شان از زندان، گلوله و سرکوب حکومت نمی‌ترسند، باید بدانیم هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند صدای مردم را انحصاری، ساکت یا خفه کند زیرا «صدا و قدرت مردم، از قدرت سرکوب، تخریب و پروپاگاندا بیشتر است» و «قدرت حقیقت و آگاهی مردم، از توان فریب و دروغ‌ها زیادتر».

پیش از این، هدف دستگاه امنیتی از انتشار دروغ‌ به‌واسطه‌ نیروهای نفوذی، سایبری‌ها و پروپاگاندا، بی‌اعتبار کردن مخالفان حکومت بود اما با وجود رسانه‌های آزاد و شبکه‌های اجتماعی، این اقدامات دیگر تاثیر زیادی ندارند. امروز، این اقدامات که بخشی از آن توسط بازوی آگاه یا ناآگاه حکومت در خارج از کشور صورت می‌گیرد، به منظور فرسوده کردن افکار عمومی، ایجاد یأس و تخریب روحیه‌ قشر فعال و مبارز جامعه ایران دنبال می‌شود تا آن‌ها را از هر تغییر و بهبودی مایوس کند.

همه‌ فعالان، کنشگران و مردم باید در برابر چنین رویه‌های مخربی بایستند و اجازه ندهند حکومت و عوامل آن، آینده‌ای را که تصور می‌کنیم، مخدوش کرده یا هر آن‌چه را که امید ماست، به ابتذال و ویرانی بکشانند.

دشمن اصلی ایران و مردمش در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی است که عامل تفرقه، تباهی، ویرانی کشور و رنج ملت است اما ما باور داریم که با اتحاد و همبستگی، می‌توانیم سقوط این حکومت، آزادی کشور و شادی مردممان را شاهد باشیم.