مدیر کمپین معلولان: مراکز نگهداری از معلولان، جای مجرمان جنسی نیست
برخی قضات در ایران، برای مجازات مجرمان جنسی، آنها را به کار اجباری در مراکز نگهداری از افراد دارای معلولیت وادار میکنند. بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، خواستار اصلاح رویههای قضایی شد و گفت چنین احکامی، امنیت افراد دارای معلولیت را به شدت به خطر میاندازند.
اواسط بهمن، دادگاهی در تهران، رانندهای که یک زن را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده بود به شلاق و پنج ماه کار اجباری رایگان در مراکز نگهداری افراد دارای معلولیت، وابسته به بهزیستی، محکوم کرد.
روزنامه شرق سهشنبه ۱۴ اسفند در گزارشی با اشاره به این حکم نگاه تنبیهی قوه قضاییه به افراد دارای معلولیت را تاسفبار خواند و نوشت که نگهداری از معلولان را «راهی برای مجازات مجرمان میدانند» اما به از بین رفتن امنیت آنها فکر نمیکنند.
مدیر کمپین معلولان به شرق گفت صدور چنین حکمی امنیت افراد دارای معلولیت را بهطور جدی به خطر میاندازد و میتواند پیامدهای خطرناکی برای آنها، بهویژه زنان و کودکان ساکن در مراکز نگهداری داشته باشد.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی از برخوردهای خشونتآمیز، آزار و اذیت و تعرض و تجاوز به شهروندان دارای معلولیتی منتشر شده که عمدتا در مراکز دولتی نگهداری میشوند.
یکی از واکنشبرانگیزترین این خبرها مربوط به اسفند سال گذشته و گزارش موارد متعددی از تعرض، تجاوز، ضرب و جرح و گرفتن شهریههای نامتعارف در مرکز نگهداری بیماران اعصاب و روان مردان «مهرآفرین کرج»، تحت نظر سازمان بهزیستی بود.
مروتی که سال گذشته درباره پرونده مرکز مهرآفرین کرج اطلاعرسانی کرده بود، به شرق گفت مجازاتهای مرتبط با جرایم جنسی باید شامل برنامههای رواندرمانی و توانبخشی و استفاده از مجازاتهای جایگزین در حوزههایی مانند محیط زیست یا خدمات شهری باشد که ارتباطی با گروههای آسیبپذیر ندارند.
او قرار دادن مجرمان جنسی را که به دلیل تخلفات سنگین تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند، در محیطی که ساکنانش بیدفاعترین و آسیبپذیرترین افراد جامعه هستند، غیرمنطقی خواند و خواستار اصلاح آییننامههای قضایی و تعیین ضوابط ممنوعکننده در اجرای چنین احکامی شد.
تجمع اعتراضی افراد دارای معلولیت
محمد شریعت، وکیل، در گفتوگو با شرق، محکومیت یک مجرم جنسی به کار در مرکز نگهداری از معلولان را به دلیل احتمال وقوع مجدد جرم، «غیرعقلانی و قابل اعتراض» دانست.
مروتی نیز خواستار تقویت نظارت بر مراکز نگهداری از معلولان و جلوگیری از ورود افراد دارای سوابق جنسی به این مراکز شد.
تیر ۱۴۰۲ گزارشی از آزار معلولان مرکز توانبخشی «فاطمه الزهرا» در جهرم از سوی کارکنان و مرداد همان سال ویدیویی از برخورد خشونتآمیز با افراد دارای معلولیت ذهنی در یک مرکز نگهداری واقع در بوشهر منتشر شد.
پیشتر و در ۲۷ آذر امسال، رییس موسسه تحقیقات جمعیتی ایران گفته بود در سال ۱۴۰۲، یک نفر از هر شش فرد ۶۰ سال و بالاتر، نوعی سوءاستفاده را در محیطهای اجتماعی تجربه کردهاند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد چند کارشناس ارشد موشکی روسیه در ماههای اخیر، همزمان با تشدید تنشها میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، به ایران سفر کردهاند.
این گزارش که سهشنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، بر پایه سوابق سفر و اطلاعات شغلی این کارشناسان تهیه شده است.
رویترز با استناد به مدارک رزرو بلیت و فهرست مسافران یک پرواز نوشت برای سفر هفت کارشناس تسلیحاتی روس از مسکو به تهران، در دو تاریخ پنجم اردیبهشت و ۲۷ شهریور بلیت رزرو شده است.
بر اساس مستندات رزرو بلیت هواپیما که در آن، شماره گذرنامه این شهروندان روس نیز به چشم میخورد، شش تن از آنها دارای گذرنامههایی با پیششماره «۲۰» هستند.
این پیششماره مربوط به گذرنامههایی است که برای ماموریتهای رسمی دولتی صادر میشود و در سفرهای کاری خارجی و برای نیروهای نظامی مستقر در خارج از کشور، در اختیار مقامات دولتی قرار میگیرد.
پس از حمله مرگبار هفتم اکتبر حماس و رویارویی مستقیم گروههای نیابتی جمهوری اسلامی و اسرائیل، تنشها میان حکومت ایران و اسرائیل به اوج خود رسید.
شامگاه ۲۵ فروردین، جمهوری اسلامی با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این نخستین حمله مستقیم حکومت ایران به خاک اسرائیل بود.
جمهوری اسلامی همچنین ۱۰ مهر با حدود ۲۰۰ موشک بالستیک خاک اسرائیل را هدف قرار داد.
در سال جاری، اسرائیل نیز در دو عملیات تلافیجویانه، به اهداف نظامی در ایران حمله کرد. در نخستین عملیات، اسرائیل بامداد ۳۱ فروردین پایگاه هوایی هشتم شکاری اصفهان را هدف قرار داد.
جنگندههای ارتش اسرائیل بامداد پنجم آبان هم به دهها هدف نظامی در ایران حمله کردند.
بازدید کارشناسان روس از یک سایت موشکی در نزدیکی بندر امیرآباد
رویترز در ادامه گزارش خود نوشت موفق به شناسایی جزییات فعالیت این هفت متخصص موشکی روسیه در ایران نشده است.
با این حال، یک مقام ارشد وزارت دفاع جمهوری اسلامی تایید کرد کارشناسان موشکی روس سال گذشته میلادی چندین بار از سایتهای تولید موشک در ایران، از جمله دو مجموعه زیرزمینی، بازدید کردند و برخی از این بازدیدها در ماه سپتامبر (۱۱ شهریور تا ۹ مهر ۱۴۰۳) انجام شده است.
این مقام که به دلیل مسائل امنیتی خواست هویتش فاش نشود، محل دقیق این تاسیسات موشکی را مشخص نکرد.
یک مقام دفاعی غربی نیز که همکاریهای نظامی تهران و مسکو را رصد میکند، در همین رابطه گفت شماری از کارشناسان موشکی روس، سپتامبر ۲۰۲۴ از یک پایگاه موشکی جمهوری اسلامی، واقع در حدود ۱۵ کیلومتری غرب بندر امیرآباد در سواحل دریای خزر، بازدید کردند.
رویترز نتوانست تایید کند که آیا کارشناسان موشکی مورد اشاره این دو مقام ایرانی و غربی، همان متخصصان روسی هستند که پنجم اردیبهشت و ۲۷ شهریور به ایران سفر کردهاند یا خیر.
روابط تهران و مسکو، بهویژه در حوزه نظامی و تسلیحاتی، در سالهای اخیر گسترش یافته است.
جمهوری اسلامی یکی از متحدان اصلی روسیه در جنگ اوکراین به شمار میرود و با ارائه حمایتهای موشکیو پهپادی، نقش مهمی در این کارزار ایفا میکند.
مسعود پزشکیان و ولادیمیر پوتین، روسای جمهوری دو کشور، ۲۸ دی در مسکو با یکدیگر دیدار کردند و تفاهمنامه راهبردی میان روسیه و جمهوری اسلامی را به امضا رساندند.
سوابق نظامی هفت کارشناس موشکی روس
رویترز در ادامه گزارش خود نوشت هفت کارشناس روس که اردیبهشت و شهریور به ایران سفر کردند، همگی دارای پیشینه نظامی سطح بالا هستند.
طبق بررسی پایگاههای داده روسی که اطلاعات مربوط به مشاغل یا محل کار شهروندان، از جمله سوابق مالیاتی، تلفن و خودرو را در بر میگیرد، دو نفر از آنها دارای درجه سرهنگی و دو نفر دیگر دارای درجه سرهنگ دومی هستند.
به گزارش رویترز، دو نفر از این افراد کارشناس سامانههای موشکی پدافند هوایی هستند، سه تن در حوزه توپخانه و صنایع موشکی تخصص دارند، یکی در زمینه توسعه تسلیحات پیشرفته سابقه فعالیت دارد و نفر دیگر نیز در یک مرکز آزمایش موشکی مشغول به کار بوده است.
رویترز بهصورت تلفنی با این هفت نفر تماس گرفت؛ پنج تن از آنها حضور در ایران، همکاری با ارتش روسیه یا هر دو را تکذیب کردند، یک نفر حاضر به پاسخگویی نشد و نفر دیگر تلفن را قطع کرد.
وزارت دفاع و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روابط عمومی سپاه پاسداران و وزارت دفاع روسیه نیز از اظهار نظر درباره گزارش رویترز خودداری کردند.
پیت هگست و یسرائیل کاتز، وزیران دفاع آمریکا و اسرائیل، در تماسی تلفنی از توافق همکاری نزدیک به منظور مقابله با تهدید جمهوری اسلامی در منطقه سخن گفتند.
در بیانیه وزارت دفاع آمریکا که دوشنبه ۱۳ اسفند و پس از این تماس تلفنی منتشر شد، آمده است: «هر دو وزیر توافق کردند ایران همچنان تهدیدی برای امنیت منطقه است و تاکید کردند که در این چالش با یکدیگر همکاری کنند.»
هگست در این تماس درباره منافع دوجانبه، تحولات و فرصتهای منطقهای و اولویتهای کمکهای امنیتی به اسرائیل سخن گفت و بار دیگر تاکید کرد که «ایالات متحده ۱۰۰ درصد به امنیت اسرائیل متعهد است» و بر «پیوند ناگسستنی بین ایالات متحده و اسرائیل» تاکید کرد.
وزیر دفاع اسرائیل نیز به همتای آمریکایی خود گفت: «ایران تهدید اصلی است. برای جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهای با هم همکاری خواهیم کرد.»
او همچنین از حمایت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و دولت او در تسریع ارسال تسلیحات و تجهیزات نظامی به اسرائیل و همچنین تعهدش به اتحاد محکم میان دو کشور قدردانی کرد.
کاتز گفت که اسرائیل با طرح پیشنهادی نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه موافقت کرده است. او همچنین بر ضرورت بازگرداندن تمامی گروگانها و نابودی حکومت حماس در غزه تاکید کرد.
«فعالیتهای ارتش اسرائیل در کرانه باختری علیه تروریسم در اردوگاههای پناهجویان» و «مناطق امنیتی در لبنان و سوریه» از دیگر موضوعات مورد بحث در این گفتوگو بود.
اسرائیل طی سالهای گذشته بارها مواضعی در سوریه را هدف قرار داده بود اما پس از سقوط حکومت بشار اسد این حملات شدت گرفت.
ارتش اسرائیل دوشنبه اعلام کرد در حملهای به قرداحه در شمال غربی سوریه، یک سایت نظامی را هدف قرار داده که در آن سلاحهای متعلق به دوران حکومت اسد نگهداری میشد.
کاتز، هفته گذشته تایید کرد که ارتش این کشور حملهای در جنوب سوریه انجام داده و گفت: «اجازه نخواهیم داد جنوب سوریه به جنوب لبنان تبدیل شود.»
مقامات نظامی اسرائیل گفتند که برتری هوایی بر سوریه میتواند مسیر امنتری را برای هواپیماهای نیروی هوایی اسرائیل در یک حمله احتمالی به ایران فراهم کند.
آلیس جیل ادواردز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه، با انتقاد از بازداشت چهرههای جامعه مدنی و اتباع دوتابعیتی در ایران به دلایل سیاسی،در گزارشی گفت از سال ۲۰۱۰ تاکنون، دستکم ۶۶ مورد «گروگانگیری دولتی» در جمهوری اسلامی گزارش شده است.
ادوراردز با اشاره به این گزارش که سهشنبه منتشر شد، گفت: «خبرنگاران، امدادگران، دانشگاهیان، مسافران تجاری و مدافعان حقوق بشر بهویژه در معرض خطر هستند. اتباع دوتابعیتی اغلب بهطور خاص هدف قرار میگیرند و در برخی موارد از دریافت کمکهای کنسولی از کشور دیگر خود محروم شدهاند.»
این گزارش ضمن اشاره به گروگانگیری در چندین کشور، به حکمی از دیوان بینالمللی دادگستری استناد کرده است که نشان میدهد علاوه بر گروههای شبهنظامی، حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی نیز در این اقدامات دست دارند.
جمهوری اسلامی سیاست گروگانگیری را انکار میکند، اما بارها مخالفان، اتباع خارجی و دوتابعیتیها را برای مبادله با اتباع بازداشتشده خود یا دریافت امتیازات اقتصادی دستگیر کرده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه گفت: «گروگانگیری، بیرحمی محض است و تقریباً همیشه با شکنجه همراه است. این اقدام باعث رنج شدید جسمی و روانی برای گروگانها و خانوادههایشان میشود.»
یک منبع در وزارت خارجه آلمان یکشنبه ۱۲ اسفند به ایراناینترنشنال گفت سفارت این کشور در تهران در حال بررسی گزارشهایی درباره بازداشت یک شهروند آلمانی است و این موضوع را با مقامات جمهوری اسلامی مطرح کرده است.
این منبع آگاه تاکید کرد وزارت خارجه آلمان گزارشهای مربوط به بازداشت شهروندان آلمانی را «بسیار جدی میگیرد» و موضوع را با طرف ایرانی در میان گذاشته است.
فعالان حقوق بشر بازداشت شهروندان کشورهای غربی به دست جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میخوانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیاز از آن استفاده میکند.
با تشدید تنشهای دیپلماتیک بر سر برنامه هستهای مورد مناقشه تهران، جمهوری اسلامی اقدام به بازداشت تعداد بیشتری از شهروندان غربی کرده است.
جمهوری اسلامی ماه گذشته کریگ و لیندزی فورمن، یک زوج بریتانیایی، را که در یک سفر جادهای جهانی بودند، به جاسوسی متهم کرد. قوه قضاییه، سهشنبه ۳۰بهمن، اعلام کرد اطلاعات سپاه استان کرمان این دو گردشگر بریتانیایی را دی ماه سال جاری بازداشت کرده است.
کریگ و لیندزی فورمن، زوج بریتانیایی بازداشت شده در ایران
بریتانیا یکی از سه کشور اروپایی درگیر در مذاکرات جاری با تهران درباره پرونده هستهای است.
وزارت خارجه بریتانیا در واکنش به اعلام قوه قضاییه مبنی بر اتهام جاسوسی علیه زوج بریتانیایی بازداشتشده در کرمان، با انتشار بیانیهای اعلام کرد عمیقا نگران آنهاست و برای ارايه کمکهای کنسولی لازم به آنها بهطور مستقیم با مقامهای جمهوری اسلامی در ارتباط است.
پیش از آن چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی، ۱۹ دی و پس از گذراندن ۲۰ روز در زندان جمهوری اسلامی آزاد شد و چهار روز پس از آن، کارلو نوردیو، وزیر دادگستری ایتالیا، دستور آزادی فوری محمد عابدینی نجفآبادی، ایرانی بازداشت شده در ایتالیا به اتهام همکاری نظامی با سپاه پاسداران، را صادر کرد.
در اواسط دی ماه نیز ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد وضعیت سه شهروند فرانسوی بازداشتشده در ایران رو به وخامت است و برخی از آنها در شرایطی مشابه شکنجه نگهداری میشوند. ژان-نوئل بارو از فرانسویها خواست از سفر به ایران خودداری کنند.
از سوی دیگر، روابط جمهوری اسلامی و سوئد نیز بهویژه پس از بازداشت و محاکمه حمید نوری، بهجرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ متشنج و تیره شده است.
نوری پس از دادگاهی طولانی به حبس ابد محکوم شد اما سرانجام پس از پنج سال در اقدامی جنجالبرانگیز با یک دیپلمات سوئدی و یک شهروند دو تابعیتی ایرانی-سوئدی مبادله شد.
اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، ۲۶ خرداد امسال خبر تبادل نوری را با یوهان فلودروس و سعید عزیزی که در ایران زندانی بودند، تایید کرد.
در حال حاضر احمدرضا جلالی، یک شهروند ایرانی-سوئدی دیگر همچنان در ایران زندانی است.
او دی ماه امسال در پیامی صوتی از زندان اوین که نسخهای از آن بهدست ایراناینترنشنال رسید، دولت سوئد را به بیتوجهی به وضعیت خود متهم کرد و گفت بهنظر میرسد بهدلیل تابعیت دوگانهاش، بهعنوان شهروندی درجه دوم محسوب میشود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، جلالی را به اعدام محکوم کرده است.
به نظر میرسد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از امکان مذاکره دلخواه خود با آمریکا قطع امید کرده است و با توجه به سیاستهای قاطع دونالد ترامپ، که خواهان برچیدن کامل برنامههای هستهای جمهوری اسلامی است، او تصمیم گرفته خود را برای یک رویارویی احتمالی با آمریکا آماده کند.
برکناری عبدالناصر همتی و فشار برای استعفای محمدجواد ظریف دو چهرهای که به تعامل با آمریکا معتقد بودند میتواند نشانهای از این باشد که خامنهای دیگر نیازی به سیاست تعامل با آمریکا نمیبیند و نظام را برای یک مواجهه، و حتی یک جنگ احتمالی، آماده میکند. این رویکرد، سالها در ادبیات سیاسی خامنهای مطرح بوده است.
به نظر میرسد خامنهای به این نتیجه رسیده است که بازی «وقتکشی» که با دولت جو بایدن دنبال میکرد، در برابر ترامپ دیگر کارایی ندارد. ترامپ بر خلاف بایدن، به دنبال تعطیلی کامل برنامههای هستهای و حتی موشکی جمهوری اسلامی است. از همین رو، خامنهای دریافته که دیگر امکان ادامه مذاکرات بینتیجه و طولانیمدت را که در دوره بایدن وجود داشت، نخواهد داشت.
معادلات خامنهای به هم ریخته است. در ابتدا، او از مذاکره بدش نمیآمد، اما زمانی که فهمید هدف ترامپ از مذاکره، تسلیم کامل جمهوری اسلامی در این دو حوزه است، مسیر خود را تغییر داد. برکناری همتی و استعفای ظریف، در واقع پیامی است مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی دیگر برای مذاکره آماده نیست، بلکه خود را برای مواجهه آماده میکند.
در جریان انتخابات ریاستجمهوری ایران، خامنهای تصمیم گرفت مسعود پزشکیان را وارد صحنه کند، تا هم مانع از کاهش شدید مشارکت مردم در انتخابات شود و هم برای خود در برابر تحولات انتخابات آمریکا قدرت مانور ایجاد کند. او حساب کرده بود که اگر کامالا هریس، نامزد دموکراتها، در انتخابات پیروز شود، جمهوری اسلامی میتواند با خیال راحت سیاستهای گذشته خود را ادامه دهد، زیرا هریس به احتمال زیاد سیاست مماشات بایدن را در قبال ایران دنبال میکرد.
این سناریو به تهران اجازه میداد که نفت خود را بدون فشار زیادی بفروشد، از تحریمهای سخت فرار کند و در عین حال، به حمایت از گروههای نیابتی خود ادامه دهد اما زمانی که ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد، این تحلیل خامنهای بههم ریخت.
با این حال، در روزهای نخست پس از پیروزی ترامپ، رهبر جمهوری اسلامی همچنان سعی داشت مواضع خود را دوپهلو مطرح کند. او بهدنبال فرصتی برای وقتکشی در مذاکرات با ترامپ بود و حتی به «عقبنشینی تاکتیکی» اشاره کرد، که برخی آن را نشانهای از آمادگی او برای یک «نرمش قهرمانانه» دیگر تفسیر کردند.
با این حال، خامنهای بهتدریج به این نتیجه رسید که نمیتوان با ترامپ همان بازی را کرد که با بایدن انجام داد. ترامپ بهطور صریح اعلام کرد که هرگونه توافقی به معنای برچیده شدن کامل برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی خواهد بود. این نقطهای بود که خامنهای متوجه شد «توافق» در واقع به معنای از دست دادن تمام ابزارهای تهدید علیه آمریکا و اسرائیل است.
با توجه به اینکه گروههای نیابتی، بهویژه حزبالله و حماس، در حملات اسرائیل بهشدت تضعیف شده بودند، خامنهای دریافت که اگر برنامههای هستهای و موشکی را نیز در توافقی با ترامپ کنار بگذارد، جمهوری اسلامی عملا خلع سلاح خواهد شد
برکناری همتی و اجبار ظریف به استعفا، که هنوز مشخص نیست پزشکیان آن را خواهد پذیرفت یا خیر، نشاندهنده این است که خامنهای دیگر به تعامل با آمریکا و اروپا امیدی ندارد. همتی و ظریف نمایندگان تفکری بودند که بر حل مشکلات اقتصادی و بینالمللی جمهوری اسلامی از طریق تعامل با جهان تاکید داشتند.
بحث درباره قانونی یا غیرقانونی بودن انتصاب ظریف نیز نکته جدیدی نیست. اگر مسئله اجرای قانون مطرح بود، با توجه به اینکه از همان ابتدا که ظریف به این سمت منصوب شد، برخی مسئولان مجلس و قوه قضاییه اعلام کردند که انتصاب او غیرقانونی است، در مورد او اقدام میشد. اما در واقع، در یک نظام دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی، قانون ابزاری در دست حاکم است و تنها زمانی اجرا میشود که به نفع او باشد.
احضار ظریف از سوی محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه، و درخواست از او برای استعفا، عملا به معنای تحقیر پزشکیان است. این اقدام که در آن رییس یک قوه، معاون رییسجمهور را احضار میکند و از او میخواهد استعفا دهد، نشانهای از تضعیف جایگاه پزشکیان بهشمار میرود.
اما نکته مهمتر این است که در مدت هفت ماه، پزشکیان مجبور شد وعدههای انتخاباتی خود درباره تعامل با دنیا را کنار بگذارد و به جای مذاکره با ترامپ که خود به آن معتقد بود از تقابل با آمریکا حمایت کند. او در جلسه اخیر مجلس، آشکارا تاکید کرد که این تغییر رویکرد، خواست خامنهای است.
در این شرایط، انتظار نمیرود که پزشکیان برخلاف نظر خامنهای اقدامی انجام دهد. حال که خامنهای تصمیم گرفته مسیر تقابل و آمادهسازی برای یک جنگ احتمالی را در پیش بگیرد، پزشکیان نیز از مواضع انتخاباتی خود عقبنشینی کرده و در کنار رهبر نظام قرار گرفته است.
تصمیم برای کنار گذاشتن ظریف، قطعا بدون هماهنگی با خامنهای نبوده است. در نظام جمهوری اسلامی، موضوعی به این حساسیت نمیتواند بدون تایید خامنهای انجام شود. حال که تصمیم به برکناری او گرفته شده، نشان میدهد که خامنهای به این جمعبندی رسیده که دیگر نیازی به گفتمان تعامل با جهان نیست و جمهوری اسلامی خود را برای مواجهه با آمریکا آماده میکند.
هادی حقشناس، استاندار گیلان، ضمن هشدار درباره وضعیت محیط زیست این استان گفت رسوبات ۵۰ ساله فاضلاب شهری، کشاورزی و صنعتی نفس تالاب انزلی را به شماره انداخته است.
حقشناس در گفتوگو با روزنامه شرق گفت عمق تالاب انزلی از ۱۰ متر در سالهای پیش از انقلاب به کمتر از ۵۰ سانتیمتر رسیده و در برخی نقاط عمق تالاب از بین رفته است.
استاندار گیلان هشدار داد که شیرابه فاضلاب، رودخانههای گوهررود و زرجوب را در آستانه مرگ کامل قرار داده و مردم موجی از انواع ویروس و میکروب و ذرات سنگین حاصل از فاضلاب و پسابهای انسانی، صنعتی و کشاورزی را تنفس میکنند.
او با بیان اینکه برای جلوگیری از وخامت اوضاع به رقمی حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان برای ساختن تصفیهخانههای مهم شهر نیاز است، گفت دست دولت تنگ است و این بودجه در اختیار استان نیست.
تالاب انزلی با بیش از ۲۴ هزار هکتار مساحت، همراه با دریاچه ارومیه و تالاب بینالمللی میانکاله، برخی از اکوسیستمهای رو به نابودی در ایران هستند.
کارشناسان و فعالان محیط زیست بارها نسبت به خشک شدن این اکوسیستمها و چندین تالاب دیگر در سراسر کشور هشدار دادهاند.
حقشناس در بخشی از صحبتهای خود اعلام کرد که تنها در عمق پنج متری تالاب انزلی با وسعت ۲۰۰ هزار مترمربع، حدود یک میلیارد مترمکعب پساب انباشت شده است.
او با تاکید بر اینکه وضعیت لایروبی تالاب انزلی به شرایط وخیمی رسیده است، افزود اگر تمام تجهیزات لایروبی کشور در استان گیلان به کار گرفته شود، تنها میتواند ۳۰ میلیون مترمکعب پساب را لایروبی کند.
به گفته استاندار گیلان، عمق کم چاههای آب در این استان سبب میشود که آب آشامیدنی در این منطقه بیشتر در معرض آلایندهها باشد.
پیش از این در ۱۱ بهمن محمدعلی ویشکایی، مدیرکل مدیریت بحران گیلان، درباره وضعیت محیط زیست در این استان هشدار داد و گفت: «میزان بارشها به حداقل رسیده و تالاب انزلی در حال خشک شدن است. در گیلان هم مانند جنوب ایران با پدیده ریزگردها مواجه شدهایم.»
او همان زمان گفت دریای خزر که تامینکننده بخشی از آب تالاب انزلی است، عقبنشینی چشمگیری داشته است.
اسفندماه ۱۴۰۲، سفیر ژاپن در تهران از آمادگی کشورش برای همکاری در احیای دریاچه ارومیه و تالابهای مختلف، از جمله تالاب انزلی، خبر داد.