وزیران دفاع آمریکا و اسرائیل درباره مقابله با تهدید جمهوری اسلامی توافق کردند

پیت هگست و یسرائیل کاتز، وزیران دفاع آمریکا و اسرائیل، در تماسی تلفنی از توافق همکاری نزدیک به منظور مقابله با تهدید جمهوری اسلامی در منطقه سخن گفتند.

پیت هگست و یسرائیل کاتز، وزیران دفاع آمریکا و اسرائیل، در تماسی تلفنی از توافق همکاری نزدیک به منظور مقابله با تهدید جمهوری اسلامی در منطقه سخن گفتند.
در بیانیه وزارت دفاع آمریکا که دوشنبه ۱۳ اسفند و پس از این تماس تلفنی منتشر شد، آمده است: «هر دو وزیر توافق کردند ایران همچنان تهدیدی برای امنیت منطقه است و تاکید کردند که در این چالش با یکدیگر همکاری کنند.»
هگست در این تماس درباره منافع دوجانبه، تحولات و فرصتهای منطقهای و اولویتهای کمکهای امنیتی به اسرائیل سخن گفت و بار دیگر تاکید کرد که «ایالات متحده ۱۰۰ درصد به امنیت اسرائیل متعهد است» و بر «پیوند ناگسستنی بین ایالات متحده و اسرائیل» تاکید کرد.
وزیر دفاع اسرائیل نیز به همتای آمریکایی خود گفت: «ایران تهدید اصلی است. برای جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هستهای با هم همکاری خواهیم کرد.»
او همچنین از حمایت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و دولت او در تسریع ارسال تسلیحات و تجهیزات نظامی به اسرائیل و همچنین تعهدش به اتحاد محکم میان دو کشور قدردانی کرد.
کاتز گفت که اسرائیل با طرح پیشنهادی نماینده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه موافقت کرده است. او همچنین بر ضرورت بازگرداندن تمامی گروگانها و نابودی حکومت حماس در غزه تاکید کرد.
«فعالیتهای ارتش اسرائیل در کرانه باختری علیه تروریسم در اردوگاههای پناهجویان» و «مناطق امنیتی در لبنان و سوریه» از دیگر موضوعات مورد بحث در این گفتوگو بود.
اسرائیل طی سالهای گذشته بارها مواضعی در سوریه را هدف قرار داده بود اما پس از سقوط حکومت بشار اسد این حملات شدت گرفت.
ارتش اسرائیل دوشنبه اعلام کرد در حملهای به قرداحه در شمال غربی سوریه، یک سایت نظامی را هدف قرار داده که در آن سلاحهای متعلق به دوران حکومت اسد نگهداری میشد.
کاتز، هفته گذشته تایید کرد که ارتش این کشور حملهای در جنوب سوریه انجام داده و گفت: «اجازه نخواهیم داد جنوب سوریه به جنوب لبنان تبدیل شود.»
مقامات نظامی اسرائیل گفتند که برتری هوایی بر سوریه میتواند مسیر امنتری را برای هواپیماهای نیروی هوایی اسرائیل در یک حمله احتمالی به ایران فراهم کند.

آلیس جیل ادواردز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه، با انتقاد از بازداشت چهرههای جامعه مدنی و اتباع دوتابعیتی در ایران به دلایل سیاسی،در گزارشی گفت از سال ۲۰۱۰ تاکنون، دستکم ۶۶ مورد «گروگانگیری دولتی» در جمهوری اسلامی گزارش شده است.
ادوراردز با اشاره به این گزارش که سهشنبه منتشر شد، گفت: «خبرنگاران، امدادگران، دانشگاهیان، مسافران تجاری و مدافعان حقوق بشر بهویژه در معرض خطر هستند. اتباع دوتابعیتی اغلب بهطور خاص هدف قرار میگیرند و در برخی موارد از دریافت کمکهای کنسولی از کشور دیگر خود محروم شدهاند.»
این گزارش ضمن اشاره به گروگانگیری در چندین کشور، به حکمی از دیوان بینالمللی دادگستری استناد کرده است که نشان میدهد علاوه بر گروههای شبهنظامی، حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی نیز در این اقدامات دست دارند.
جمهوری اسلامی سیاست گروگانگیری را انکار میکند، اما بارها مخالفان، اتباع خارجی و دوتابعیتیها را برای مبادله با اتباع بازداشتشده خود یا دریافت امتیازات اقتصادی دستگیر کرده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه گفت: «گروگانگیری، بیرحمی محض است و تقریباً همیشه با شکنجه همراه است. این اقدام باعث رنج شدید جسمی و روانی برای گروگانها و خانوادههایشان میشود.»
یک منبع در وزارت خارجه آلمان یکشنبه ۱۲ اسفند به ایراناینترنشنال گفت سفارت این کشور در تهران در حال بررسی گزارشهایی درباره بازداشت یک شهروند آلمانی است و این موضوع را با مقامات جمهوری اسلامی مطرح کرده است.
این منبع آگاه تاکید کرد وزارت خارجه آلمان گزارشهای مربوط به بازداشت شهروندان آلمانی را «بسیار جدی میگیرد» و موضوع را با طرف ایرانی در میان گذاشته است.
فعالان حقوق بشر بازداشت شهروندان کشورهای غربی به دست جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میخوانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیاز از آن استفاده میکند.
با تشدید تنشهای دیپلماتیک بر سر برنامه هستهای مورد مناقشه تهران، جمهوری اسلامی اقدام به بازداشت تعداد بیشتری از شهروندان غربی کرده است.
جمهوری اسلامی ماه گذشته کریگ و لیندزی فورمن، یک زوج بریتانیایی، را که در یک سفر جادهای جهانی بودند، به جاسوسی متهم کرد. قوه قضاییه، سهشنبه ۳۰بهمن، اعلام کرد اطلاعات سپاه استان کرمان این دو گردشگر بریتانیایی را دی ماه سال جاری بازداشت کرده است.

بریتانیا یکی از سه کشور اروپایی درگیر در مذاکرات جاری با تهران درباره پرونده هستهای است.
وزارت خارجه بریتانیا در واکنش به اعلام قوه قضاییه مبنی بر اتهام جاسوسی علیه زوج بریتانیایی بازداشتشده در کرمان، با انتشار بیانیهای اعلام کرد عمیقا نگران آنهاست و برای ارايه کمکهای کنسولی لازم به آنها بهطور مستقیم با مقامهای جمهوری اسلامی در ارتباط است.
پیش از آن چچیلیا سالا، روزنامهنگار ایتالیایی، ۱۹ دی و پس از گذراندن ۲۰ روز در زندان جمهوری اسلامی آزاد شد و چهار روز پس از آن، کارلو نوردیو، وزیر دادگستری ایتالیا، دستور آزادی فوری محمد عابدینی نجفآبادی، ایرانی بازداشت شده در ایتالیا به اتهام همکاری نظامی با سپاه پاسداران، را صادر کرد.
در اواسط دی ماه نیز ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، اعلام کرد وضعیت سه شهروند فرانسوی بازداشتشده در ایران رو به وخامت است و برخی از آنها در شرایطی مشابه شکنجه نگهداری میشوند. ژان-نوئل بارو از فرانسویها خواست از سفر به ایران خودداری کنند.
از سوی دیگر، روابط جمهوری اسلامی و سوئد نیز بهویژه پس از بازداشت و محاکمه حمید نوری، بهجرم مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ متشنج و تیره شده است.
نوری پس از دادگاهی طولانی به حبس ابد محکوم شد اما سرانجام پس از پنج سال در اقدامی جنجالبرانگیز با یک دیپلمات سوئدی و یک شهروند دو تابعیتی ایرانی-سوئدی مبادله شد.
اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد، ۲۶ خرداد امسال خبر تبادل نوری را با یوهان فلودروس و سعید عزیزی که در ایران زندانی بودند، تایید کرد.
در حال حاضر احمدرضا جلالی، یک شهروند ایرانی-سوئدی دیگر همچنان در ایران زندانی است.
او دی ماه امسال در پیامی صوتی از زندان اوین که نسخهای از آن بهدست ایراناینترنشنال رسید، دولت سوئد را به بیتوجهی به وضعیت خود متهم کرد و گفت بهنظر میرسد بهدلیل تابعیت دوگانهاش، بهعنوان شهروندی درجه دوم محسوب میشود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی، جلالی را به اعدام محکوم کرده است.

به نظر میرسد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، از امکان مذاکره دلخواه خود با آمریکا قطع امید کرده است و با توجه به سیاستهای قاطع دونالد ترامپ، که خواهان برچیدن کامل برنامههای هستهای جمهوری اسلامی است، او تصمیم گرفته خود را برای یک رویارویی احتمالی با آمریکا آماده کند.
برکناری عبدالناصر همتی و فشار برای استعفای محمدجواد ظریف دو چهرهای که به تعامل با آمریکا معتقد بودند میتواند نشانهای از این باشد که خامنهای دیگر نیازی به سیاست تعامل با آمریکا نمیبیند و نظام را برای یک مواجهه، و حتی یک جنگ احتمالی، آماده میکند. این رویکرد، سالها در ادبیات سیاسی خامنهای مطرح بوده است.
به نظر میرسد خامنهای به این نتیجه رسیده است که بازی «وقتکشی» که با دولت جو بایدن دنبال میکرد، در برابر ترامپ دیگر کارایی ندارد. ترامپ بر خلاف بایدن، به دنبال تعطیلی کامل برنامههای هستهای و حتی موشکی جمهوری اسلامی است. از همین رو، خامنهای دریافته که دیگر امکان ادامه مذاکرات بینتیجه و طولانیمدت را که در دوره بایدن وجود داشت، نخواهد داشت.
معادلات خامنهای به هم ریخته است. در ابتدا، او از مذاکره بدش نمیآمد، اما زمانی که فهمید هدف ترامپ از مذاکره، تسلیم کامل جمهوری اسلامی در این دو حوزه است، مسیر خود را تغییر داد. برکناری همتی و استعفای ظریف، در واقع پیامی است مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی دیگر برای مذاکره آماده نیست، بلکه خود را برای مواجهه آماده میکند.
در جریان انتخابات ریاستجمهوری ایران، خامنهای تصمیم گرفت مسعود پزشکیان را وارد صحنه کند، تا هم مانع از کاهش شدید مشارکت مردم در انتخابات شود و هم برای خود در برابر تحولات انتخابات آمریکا قدرت مانور ایجاد کند. او حساب کرده بود که اگر کامالا هریس، نامزد دموکراتها، در انتخابات پیروز شود، جمهوری اسلامی میتواند با خیال راحت سیاستهای گذشته خود را ادامه دهد، زیرا هریس به احتمال زیاد سیاست مماشات بایدن را در قبال ایران دنبال میکرد.
این سناریو به تهران اجازه میداد که نفت خود را بدون فشار زیادی بفروشد، از تحریمهای سخت فرار کند و در عین حال، به حمایت از گروههای نیابتی خود ادامه دهد اما زمانی که ترامپ در انتخابات آمریکا پیروز شد، این تحلیل خامنهای بههم ریخت.
با این حال، در روزهای نخست پس از پیروزی ترامپ، رهبر جمهوری اسلامی همچنان سعی داشت مواضع خود را دوپهلو مطرح کند. او بهدنبال فرصتی برای وقتکشی در مذاکرات با ترامپ بود و حتی به «عقبنشینی تاکتیکی» اشاره کرد، که برخی آن را نشانهای از آمادگی او برای یک «نرمش قهرمانانه» دیگر تفسیر کردند.
با این حال، خامنهای بهتدریج به این نتیجه رسید که نمیتوان با ترامپ همان بازی را کرد که با بایدن انجام داد. ترامپ بهطور صریح اعلام کرد که هرگونه توافقی به معنای برچیده شدن کامل برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی خواهد بود. این نقطهای بود که خامنهای متوجه شد «توافق» در واقع به معنای از دست دادن تمام ابزارهای تهدید علیه آمریکا و اسرائیل است.
با توجه به اینکه گروههای نیابتی، بهویژه حزبالله و حماس، در حملات اسرائیل بهشدت تضعیف شده بودند، خامنهای دریافت که اگر برنامههای هستهای و موشکی را نیز در توافقی با ترامپ کنار بگذارد، جمهوری اسلامی عملا خلع سلاح خواهد شد
برکناری همتی و اجبار ظریف به استعفا، که هنوز مشخص نیست پزشکیان آن را خواهد پذیرفت یا خیر، نشاندهنده این است که خامنهای دیگر به تعامل با آمریکا و اروپا امیدی ندارد. همتی و ظریف نمایندگان تفکری بودند که بر حل مشکلات اقتصادی و بینالمللی جمهوری اسلامی از طریق تعامل با جهان تاکید داشتند.
بحث درباره قانونی یا غیرقانونی بودن انتصاب ظریف نیز نکته جدیدی نیست. اگر مسئله اجرای قانون مطرح بود، با توجه به اینکه از همان ابتدا که ظریف به این سمت منصوب شد، برخی مسئولان مجلس و قوه قضاییه اعلام کردند که انتصاب او غیرقانونی است، در مورد او اقدام میشد. اما در واقع، در یک نظام دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی، قانون ابزاری در دست حاکم است و تنها زمانی اجرا میشود که به نفع او باشد.
احضار ظریف از سوی محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه، و درخواست از او برای استعفا، عملا به معنای تحقیر پزشکیان است. این اقدام که در آن رییس یک قوه، معاون رییسجمهور را احضار میکند و از او میخواهد استعفا دهد، نشانهای از تضعیف جایگاه پزشکیان بهشمار میرود.
اما نکته مهمتر این است که در مدت هفت ماه، پزشکیان مجبور شد وعدههای انتخاباتی خود درباره تعامل با دنیا را کنار بگذارد و به جای مذاکره با ترامپ که خود به آن معتقد بود از تقابل با آمریکا حمایت کند. او در جلسه اخیر مجلس، آشکارا تاکید کرد که این تغییر رویکرد، خواست خامنهای است.
در این شرایط، انتظار نمیرود که پزشکیان برخلاف نظر خامنهای اقدامی انجام دهد. حال که خامنهای تصمیم گرفته مسیر تقابل و آمادهسازی برای یک جنگ احتمالی را در پیش بگیرد، پزشکیان نیز از مواضع انتخاباتی خود عقبنشینی کرده و در کنار رهبر نظام قرار گرفته است.
تصمیم برای کنار گذاشتن ظریف، قطعا بدون هماهنگی با خامنهای نبوده است. در نظام جمهوری اسلامی، موضوعی به این حساسیت نمیتواند بدون تایید خامنهای انجام شود. حال که تصمیم به برکناری او گرفته شده، نشان میدهد که خامنهای به این جمعبندی رسیده که دیگر نیازی به گفتمان تعامل با جهان نیست و جمهوری اسلامی خود را برای مواجهه با آمریکا آماده میکند.

هادی حقشناس، استاندار گیلان، ضمن هشدار درباره وضعیت محیط زیست این استان گفت رسوبات ۵۰ ساله فاضلاب شهری، کشاورزی و صنعتی نفس تالاب انزلی را به شماره انداخته است.
حقشناس در گفتوگو با روزنامه شرق گفت عمق تالاب انزلی از ۱۰ متر در سالهای پیش از انقلاب به کمتر از ۵۰ سانتیمتر رسیده و در برخی نقاط عمق تالاب از بین رفته است.
استاندار گیلان هشدار داد که شیرابه فاضلاب، رودخانههای گوهررود و زرجوب را در آستانه مرگ کامل قرار داده و مردم موجی از انواع ویروس و میکروب و ذرات سنگین حاصل از فاضلاب و پسابهای انسانی، صنعتی و کشاورزی را تنفس میکنند.
او با بیان اینکه برای جلوگیری از وخامت اوضاع به رقمی حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان برای ساختن تصفیهخانههای مهم شهر نیاز است، گفت دست دولت تنگ است و این بودجه در اختیار استان نیست.
تالاب انزلی با بیش از ۲۴ هزار هکتار مساحت، همراه با دریاچه ارومیه و تالاب بینالمللی میانکاله، برخی از اکوسیستمهای رو به نابودی در ایران هستند.
کارشناسان و فعالان محیط زیست بارها نسبت به خشک شدن این اکوسیستمها و چندین تالاب دیگر در سراسر کشور هشدار دادهاند.
حقشناس در بخشی از صحبتهای خود اعلام کرد که تنها در عمق پنج متری تالاب انزلی با وسعت ۲۰۰ هزار مترمربع، حدود یک میلیارد مترمکعب پساب انباشت شده است.
او با تاکید بر اینکه وضعیت لایروبی تالاب انزلی به شرایط وخیمی رسیده است، افزود اگر تمام تجهیزات لایروبی کشور در استان گیلان به کار گرفته شود، تنها میتواند ۳۰ میلیون مترمکعب پساب را لایروبی کند.
به گفته استاندار گیلان، عمق کم چاههای آب در این استان سبب میشود که آب آشامیدنی در این منطقه بیشتر در معرض آلایندهها باشد.
پیش از این در ۱۱ بهمن محمدعلی ویشکایی، مدیرکل مدیریت بحران گیلان، درباره وضعیت محیط زیست در این استان هشدار داد و گفت: «میزان بارشها به حداقل رسیده و تالاب انزلی در حال خشک شدن است. در گیلان هم مانند جنوب ایران با پدیده ریزگردها مواجه شدهایم.»
او همان زمان گفت دریای خزر که تامینکننده بخشی از آب تالاب انزلی است، عقبنشینی چشمگیری داشته است.
اسفندماه ۱۴۰۲، سفیر ژاپن در تهران از آمادگی کشورش برای همکاری در احیای دریاچه ارومیه و تالابهای مختلف، از جمله تالاب انزلی، خبر داد.

وبسایت سایبرسکیوریتی دایو (Cybersecurity Dive) گزارش داده است که حملاتی گسترده اغلب از مبداء ایران به شرکتهای مخابراتی و پلتفرمهای بازیهای ویدیویی صورت گرفته است.
به گزارش این وبسایت، محققان موسسات امنیتی نوکیا دیپفیلد ( Nokia Deepfield) و گرینویز (GreyNoise) دریافتهاند که یک باتنت عظیم متشکل از بیش از ۳۰ هزار دوربین امنیتی هکشده و ضبطکنندههای ویدیویی شبکه برای انجام حملات DDoS علیه شرکتهای مخابراتی و پلتفرمهای بازیهای ویدیویی مورد استفاده قرار گرفته است.
بات۱۱؛ تهدیدی بزرگ برای زیرساختهای اینترنتی
این باتنت که با نام بات۱۱(Eleven11bot) ردیابی شده، از روشهای حمله موسوم به آزمون و خطا یا نیروی بیرحم (Brute Force) برای نفوذ به سیستمهای ورود استفاده میکند و دستگاههای IoT (اینترنت اشیا) با رمزهای عبور ضعیف و پیشفرضها را هدف قرار میدهد.
حمله با آزمون و خطا (Brute Force)، نوعی حمله سایبری است که در آن هکر یا مهاجم سعی میکند با امتحان کردن تمام ترکیبهای ممکن، به چیزی مثل رمز عبور، کلید رمزنگاری یا اطلاعات محرمانه دسترسی پیدا کند. از این روش معمولا زمانی استفاده میشود که مهاجم هیچ اطلاعات قبلی یا سرنخی درباره هدف نداشته باشد و صرفا با تکیه بر قدرت محاسباتی و زمان، به نتیجه برسد.
دستگاههای IoT (اینترنت اشیا) به ابزارها و وسایلی گفته میشود که به اینترنت متصل هستند و میتوانند دادهها را جمعآوری، ارسال یا دریافت کنند و با دیگر دستگاهها یا سیستمها تعامل داشته باشند. این دستگاهها معمولا برای هوشمندسازی و خودکار کردن کارها طراحی شدهاند و نیازی به دخالت مستقیم انسان ندارند.
طبق گزارش موسسه امنیتی گرینویز، بیش از ۶۰٪ از هزار و ۴۲ آیپی آدرس مشاهدهشده مربوط به ایران است. این مؤسسه امنیتی بهطور رسمی این حملات را به هیچ کشوری نسبت نداده، اما اشاره کرده که این حملات چند روز پس از اعمال تحریمهای جدید دولت ترامپ علیه ایران صورت گرفته است.
آمریکا و کشورهای اروپایی در سالهای اخیر همواره جمهوری اسلامی را به انجام عملیات سایبری برای هک و نفوذ و به مخاطره انداختن امنیت زیرساختها در کشورهای خود متهم کردهاند.
ابعاد و شدت حملات
محققان هشدار دادهاند که این باتنت با توان عملیاتی بسیار بالا، فعالیت مداوم و مقیاس قابل توجهی دارد. جروم مایر، محقق امنیتی در موسسه امنیتی نوکیا دیپفیلد در همین زمینه در شبکه اجماعی لینکدین نوشت: «اندازه این باتنت در میان گروههای غیردولتی بیسابقه است و آن را به یکی از بزرگترین کارزارهای شناختهشده حملات DDoS از زمان تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ تبدیل کرده است.»
شدت حملات باتنت از چند صد هزار تا چند صد میلیون بسته در ثانیه متغیر بوده است.
جزییات فنی و آسیبپذیریها
در حالی که موسسه گرینیوز طی ۳۰ روز گذشته ۱,۰۴۲ آدرس IP مخرب را شناسایی کرده است، محققان موسسه سنسیس(Censys) فهرستی شامل هزار و ۴۰۰ آیپی آدرس مرتبط با بات۱۱ منتشر کردهاند.
براساس این گزارشها، ۹۶٪ از این دستگاهها غیرقابل جعل هستند، به این معنا که از منابع واقعی و دستگاههای قابل دسترسی کنترل میشوند.
این باتنت مدلها برندهای خاصی از دوربینهای امنیتی را هدف قرار داده است که دارای اطلاعات ورود از پیشتعیینشده (Hardcoded Credentials) هستند. یکی از این برندها ویاستارکم (VStarcam) گزارش شده است.
چگونه از شبکه خود محافظت کنیم؟
وبسایت سایبرسکیوریتی دایو در ادامه گزارش خود به نقل از محققان موسسه گرینویز راهکارهایی برای محافظت از شبکه در مقابل بات۱۱ ارائه کرده است: تغییر رمزهای عبور پیشفرض، غیرفعال کردن دسترسی از راه دور و بهروز رسانی مداوم در دستگاههای IoT، بررسی لاگهای شبکه برای شناسایی تلاشهای مشکوک برای ورود، مسدودسازی دسترسیهای غیرمجاز به Telnet و SSH و شناسایی و مسدود کردن آیئی آدرسهای شناخته شده مرتبط با حملات سایبری.

حسن باقرینیا، عضو سابق هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری، با حکم غلامرضا اکبریمقدم، رییس شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۰ سال و ۹ ماه حبس، دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و دیگر موسسات آموزشی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
سایت حقوق بشری هرانا دوشنبه، ۱۳ اسفند، با اعلام این خبر نوشت باقرینیا به اتهام «تشکیل و اداره گروه با هدف برهم زدن امنیت کشور» به شش سال حبس، بابت اتهام «توهین به رهبری» به ۱۵ ماه حبس و به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور» به سه سال و شش ماه حبس، محکوم شده است.
به نوشته هرانا، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این استاد سابق دانشگاه در اول بهمن برگزار شد و پنج سال از حکم صادره علیه او به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.
این عضو سابق هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری بابت مجازاتهای تکمیلی نیز به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها، موسسات آموزش عالی، مدارس و کانونهای آموزشی اعم از دولتی، خصوصی، انتفاعی و غیرانتفاعی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.
بخش دیگری از پرونده باقرینیا در شعبه اول دادگاه کیفری مشهد در دست بررسی است.
این استاد سابق دانشگاه در مرداد ماه سال جاری از سوی مهدی عالینژاد بازپرس شعبه ۹۰۲ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برای دفاع از اتهامات انتسابی احضار شد.
اتهامات او در این ابلاغیه «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی / خارجی کشور، اهانت به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، اهانت به مقدسات اسلام، اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور (تحریک افراد به اعمال خشونت آمیز در بستر فضای مجازی ) و نشر اکاذیب از طریق تشویش اذهان عمومی» عنوان شده بود.
این استاد منتقد حکومت، ۱۳ خرداد امسال درحالیکه برای شکایت از رییس دانشگاه به خاطر قطع حقوق و بیمه خود به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد رفته بود، بازداشت و پس از ۱۰ روز با وثیقه دو میلیارد تومانی از زندان وکیلآباد مشهد آزاد شد.
باقرینیا، استادیار فلسفه تعلیم و تربیت در گروه علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه حکیم سبزواری بود که به دنبال موضعگیری در برابر سرکوب و کشتار معترضان در جریان خیزش انقلابی ایرانیان از دانشگاه اخراج شد.
او پس از اخراج از دانشگاه حاضر به سکوت نشد و به انتقادات خود از سیاستهای سرکوبگرانه حکومت و نحوه حکمرانی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ادامه داد.
باقرینیا در آذرماه ۱۴۰۲ از رهبر جمهوری اسلامی خواست تا با برگزاری رفراندوم در جهت اصلاح گذشته، گام بردارد.
این استاد اخراج شده از دانشگاه با اشاره به سرکوب مردم در جریان جنبش مهسا، از جمله کشتار جمعه خونین زاهدان، از خامنهای پرسید: «چرا باید نسبت به جانهای گرفته شده و چشمهای کور شده بیتفاوت باشید؟»
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره استادان دانشگاه منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است. این سرکوبها از زمان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» شدت گرفته است.
در شهریور امسال محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی از مجازات اداری بیش از ۱۵۰۰ استاد دانشگاه در ایران به دلیل همراهی با خیزش «زن، زندگی، آزادی» خبر داد.





