چگونگی ساخت اهرام مصر؛ یافتههای جدید پرده از راز ۴ هزار ساله برداشتند
اهرام مصر به عنوان یکی از شگفتانگیزترین سازههای جهان، پس از گذشت چهار هزار سال همچنان اسرار خود را حفظ کردهاند. امروزه بیش از ۱۰۰ هرم از این شاهکارهای معماری پابرجا ماندهاند که نشاندهنده قدرت خارقالعاده ساختوساز در مصر باستان هستند.
به گزارش دیلیاستار، هرم بزرگ جیزه با ارتفاع ۱۴۷ متر، از حدود دو میلیون و ۳۰۰ قطعه سنگ ساخته شده است و وزن هر قطعه بین ۲/۵ تا ۱۵ تن است.
به گفته دکتر ایمان غنیم از دانشگاه ویلمینگتون کارولینای شمالی، هر چند هنوز درباره روش دقیق بالا بردن این قطعات سنگین به چنین ارتفاعی میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد اما مطالعات اخیر توانستهاند بخشی از این معما را حل کنند.
نظریه اصلی بر استفاده از سطوح شیبدار برای بالا کشیدن سنگها تاکید میکند. این نظریه با کشف بقایای سازههای شیبدار در نزدیکی برخی اهرام تقویت شده است.
دکتر رولاند انمارچ، مدرس ارشد مصرشناسی دانشگاه لیورپول، همراه تیم تحقیقاتی خود به کشف مهمی دست یافتهاند.
آنها در معدن باستانی هاتنوب، جایی که مصریان سنگهای مرمر مورد نیاز برای ساخت اهرام را از آن استخراج میکردند، یک سطح شیبدار کشف کردهاند. این سطح شیبدار که در دل سنگ حفر شده، دارای شیبی معادل ۲۰ درصد است؛ یعنی دو برابر شیبی که مورخان تا پیش از این تصور میکردند مصریان باستان از آن استفاده میکردهاند.
کتیبههای یافت شده در این محل که مربوط به دوران ساخت هرم بزرگ است، نشان میدهد به احتمال فراوان از همین فنآوری در ساخت خود هرم نیز استفاده شده است.
به باور دکتر انمارچ، بدون یک سطح شیبدار بسیار تند، نیاز به ساخت سازهای بزرگتر از خود هرم برای رسیدن به راس آن بوده است: «در آن دوران که میانگین عمر مردم تنها ۳۵ سال بوده، زمان برای سازندگان اهرام اهمیت ویژهای داشته است. آنها میبایست پیش از مرگ فرعون، ساخت خانه ابدی او را به پایان میرساندند. به همین دلیل، عملیات ساخت هرم بلافاصله پس از به تخت نشستن هر فرعون جدید آغاز میشد.»
بر اساس این گزارش، با وجود این فشار و محدودیت زمانی، سازندگان موفق شدند هرم بزرگ جیزه را تنها در مدت ۲۰ سال تکمیل کنند.
فرانک مولر-رومر، باستانشناس موسسه مصرشناسی و مطالعات قبطی مونیخ، در توجیه این سرعت شگفتانگیز ساخت، نظریهای را مطرح کرده است.
او معتقد است مصریان باستان از سیستمی هوشمندانه متشکل از چندین سطح شیبدار در چهار طرف هرم استفاده میکردهاند.
به گفته مولر-رومر، این روش راهحلی منسجم برای ساخت اهرام در کوتاهترین زمان ممکن ارائه میداده است: «انتقال مصالح و کارگران از طریق رود نیل صورت میگرفته است. با این حال، مسیر دقیق رودخانه، شاخههای فرعی و کانالهای آن در آن دوران هنوز برای ما مشخص نیست.»
به گفته دکتر غنیم، در طول هزاران سال، مسیر اصلی رود نیل تغییر کرده و بسیاری از شاخههای آن با گل و لای پر شدهاند. به همین دلیل، دانشمندان هنوز نتوانستهاند تصویر کاملی از شبکه آبی مورد استفاده در ساخت اهرام به دست آورند.
نتایج یک پژوهش تازه نشان میدهد قرنطینههای دوران کرونا با محدود کردن تماس افراد با میکروبهای محیطی، موجب افزایش چشمگیر سطح التهاب در بدن و اختلال در پاسخهای ایمنی شده است.
بر اساس گزارش دیلیمیل، محققان در هلند با انجام مطالعهای گسترده روی هزار و ۸۰۰ نفر، تغییرات قابل توجهی در عملکرد سیستم ایمنی افراد پس از دوره قرنطینه کرونا کشف کردهاند.
نتایج این تحقیق که در مجله فرانتیرز منتشر شده، نشان میدهد افرادی که قبل از قرنطینه در معرض باکتریها و ویروسهای معمول قرار میگرفتند، سطح التهاب متعادلی داشتهاند اما وضعیت پس از قرنطینه، بهطور چشمگیری تغییر کرده و مواجهه با همان عوامل بیماریزا، اکنون منجر به «التهاب بیش از حد» (هایپر اینفلمیشن) میشود.
چرا قرنطینه سیستم ایمنی را تضعیف کرده است؟
به گفته دکتر میهای نتیا، مدیر این پروژه تحقیقاتی در هلند، انسان در زندگی روزمره، مرتب با میکرو ارگانیسمهای مختلف در تماس است: «این تماسها نقشی حیاتی در آموزش سیستم ایمنی بدن دارند و به آن میآموزند چگونه میان عوامل خطرناک و بیخطر تمایز قائل شود.»
به گفته نتیا، بر اساس نتایج این تحقیق، قرنطینه با قطع این تعاملات ضروری، توانایی سیستم ایمنی را در ارائه پاسخهای متناسب مختل کرده و آن را به سمت «واکنشهای التهابی شدید» سوق میدهد.
پیامدهای احتمالی بلندمدت
محققان هشدار میدهند التهاب مزمن میتواند پیامدهای جدی برای سلامت داشته باشد.
مطالعات پیشین نشان میدهند سطوح بالای التهاب خطر رسوب پلاک در دیواره شریانها را افزایش میدهد و میتواند به تنگ شدن رگهای خونی منجر شود.
این وضعیت احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی را به طور قابل توجهی بالا میبرد و در درازمدت، میتواند ریسک ابتلا به سرطان و زوال عقل را نیز افزایش دهد.
یافتههای کلیدی
محققان این پژوهش از اکتبر ۲۰۱۹ تا اکتبر ۲۰۲۱، هزار و ۷۹۸ مورد شامل ۳۶۸ نفر در دوران پیش از همهگیری، ۸۵۱ نفر پس از آغاز قرنطینه و پیش از ابتلا به کووید-۱۹ یا دریافت واکسن، ۱۷۵ نفر پس از بهبودی از کرونا و ۴۰۴ نفر پس از تکمیل واکسیناسیون را مورد مطالعه قرار دادند.
از آنجا که افراد مبتلا به اِچآیوی به طور منظم برای بررسی سطح ویروس و میزان التهاب تحت آزمایش خون قرار میگیرند، بخش عمدهای از شرکتکنندگان را تشکیل دادند.
محققان در این مطالعه، سلولهای ایمنی را از نمونههای خون داوطلبان جدا کردند و واکنش این سلولها را در برابر چندین عامل بیماریزای مهم، از جمله باکتری اشرشیاکولای، عوامل ایجادکننده ذاتالریه، باکتری سل و قارچ کاندیدا آلبیکنس مورد بررسی قرار دادند.
فرضیه بهداشت
این یافتهها با «فرضیه بهداشت» همخوانی دارند که میگوید کاهش تماس با عوامل بیماریزا میتواند خطر مشکلات سیستم ایمنی را افزایش دهد.
محققان معتقدند نتایج این مطالعه میتواند توضیح دهد چرا برخی افراد پس از دورههای قرنطینه، واکنشهای شدیدتری به عفونتهای معمولی نشان میدهند.
به باور دکتر نتیا اگرچه قرنطینهها در ابتدای همهگیری ضروری بودند اما درک عمیقتر تاثیر تعاملات اجتماعی بر سیستم ایمنی میتواند به مدیریت بهتر بحرانهای آینده کمک کند.
این یافتهها میتوانند در تدوین سیاستهای بهداشت عمومی متعادلتر و موثرتر در همهگیریهای آتی موثر باشند.
استفاده از ماسک
اگرچه این مطالعه به طور مستقیم تاثیر ماسکها را بررسی نکرده اما نگرانیهایی درباره استفاده طولانیمدت از ماسک وجود دارد.
تجمع باکتریها و ویروسها روی ماسک و تنفس مجدد آنها میتواند به افزایش سطح التهاب در بدن منجر شود.
آیا از آن دسته والدینی هستید که تخت را با فرزندشان شریک میشوند یا ترجیح میدهید کودک خود را در تخت جداگانه بخوابانید؟ یک کارشناس بهداشت با استناد به آمار میگوید ۹۰ درصد والدین در دورهای از فرزندپروری، خواب مشترک در کنار فرزند را تجربه میکنند.
خواب مشترک با نوزاد و کودک یا خواباندن او در تخت جداگانه، موضوعی است که همواره نظرات متفاوت و گاه متضادی را برانگیخته است.
بر اساس گزارش گلاسترشایر، آمارهای انستیتوی ملی سلامت و تعالی مراقبت بریتانیا، یونیسف و لالابای تراست، نشان میدهند این مساله تنها یک چالش نظری نیست. از هر ۱۰ والد، ۹ نفر در مقطعی از دوران فرزندپروری خود تجربه خواب مشترک با نوزاد را داشتهاند.
نکته نگرانکننده این است که ۴۰ درصد این تجربهها به شکل ناایمن انجام شده است.
روث واتس، کارشناس بهداشت و سلامت بر این باور است که متخصصان سلامت نباید تنها والدین را از خواباندن نوزاد در کنار خود منع کنند بلکه وظیفه دارند شیوههای درست و ایمن این کار را به آنها یاد بدهند.
واتس که خود تجربه خواب مشترک با هر دو فرزندش را داشته، این روش را «دوستداشتنی» توصیف میکند و معتقد است که این راه، محیط مناسبی برای رشد مغز کودک و تقویت دلبستگی فراهم میکند.
به گفته واتس، بیشتر نوزادان وقتی از بیمارستان به خانه میآیند، دوست ندارند در گهواره بخوابند که این مساله میتواند پدر و مادر را نگران کند و به آنها احساس ناتوانی در تربیت فرزند بدهد.
سرویس سلامت ملی بریتانیا در دستورالعملهای خود تاکید میکند ایمنترین مکان برای خواب نوزاد، بهویژه در شش ماه نخست زندگی، تخت مخصوص اوست.
خواب مشترک در شرایط خاصی مانند تولد پیش از ۳۷ هفتگی یا وزن کمتر از ۲/۵ کیلوگرم هنگام تولد، به هیچ وجه توصیه نمیشود.
نکته مهمی که واتس بر آن تاکید میکند این است که خطر اصلی نه در خود عمل خواب مشترک، بلکه در انجام ناایمن آن است.
او به شدت در مورد خوابیدن با نوزاد روی مبل یا صندلی راحتی هشدار میدهد، زیرا این کار خطر سندروم مرگ ناگهانی نوزاد را به طور قابل توجهی افزایش میدهد.
پدر و مادرهایی که سیگار میکشند یا الکل، مواد مخدر و داروهای خوابآور مصرف میکنند، نباید کودک خود را در کنار خود بخوابانند زیرا میتواند برای نوزاد خطرناک باشد.
همچنین وقتی والدین خیلی خستهاند یا نوزاد تب و بیماری دارد، بهتر است از خواباندن او در تخت مشترک خودداری کنند.
نظرات کاربران درباره توصیههای واتس بسیار متفاوت بوده است.
یکی از والدین نوشته که بیش از یک سال است فرزندش را با رعایت همه نکات ایمنی در کنار خود میخواباند و از این کار راضی است.
در مقابل، والد دیگری گفته که هرگز این کار را نکرده و با وجود این که برای فرزندش هر کاری میکند، تختش را فضایی کاملا شخصی میداند و تمایلی برای به اشتراک گذاشتن آن ندارد.
این تفاوت دیدگاهها نشان میدهد نمیتوان یک نسخه واحد برای همه خانوادهها پیچید. آنچه مهم است، آگاهی از اصول ایمنی و انتخاب روشی است که هم برای والدین و هم برای نوزاد مناسب باشد.
صرف نظر از روش انتخابی، اولویت اصلی باید تضمین ایمنی کودک باشد.
پژوهشگران دانشگاه اسکس در مطالعهای تازه به یافتههای مهمی در زمینه سلامت جنسی زنان دست یافتهاند. این پژوهش نشان میدهد آگاهی از حسهای درونی بدن، نقش مهمی در تجربه رضایت جنسی دارد.
بر اساس گزارش نشریه سان، این توانایی که در علم روانشناسی دروننگری نامیده میشود، به معنای درک و تنظیم حسهای فیزیکی مانند ضربان قلب، تنفس و لامسه است.
نتایج این مطالعه، نشان میدهد زنانی که در این زمینه توانایی بیشتری دارند، معمولا تجربه رضایتبخشتری در روابط زناشویی خود دارند.
این مطالعه تاکید میکند کاهش اضطراب و عدم تمرکز بیش از حد بر نتیجه، میتواند به تجربه بهتر رابطه جنسی کمک کند.
پژوهشهای اخیر نشان میدهد تفاوت معناداری در تجربه ارگاسم بین زنان و مردان وجود دارد که به آن «شکاف ارگاسم» میگویند.
یافتههای تازه درباره رضایت زناشویی
دکتر مگان کلابوند، پژوهشگر دانشگاه اسکس، در مطالعهای که در مجله برینز ساینس منتشر شده، به بررسی عوامل موثر بر ارگاسم زنان پرداخته است.
در این پژوهش، ۳۱۶ زن در رده سنی ۱۸ تا ۶۹ سال شرکت داشتند.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد آگاهی از حسهای بدنی و توانایی تمرکز بر آنها، نقش مهمی در تجربه اوج لذت جنسی دارد.
به گفته کلابوند، هر چه فرد بتواند ارتباط بهتری با احساسات فیزیکی خود برقرار کند، تجربه رضایتبخشتری خواهد داشت.
این پژوهش تاکید میکند درک بهتر این فرایند میتواند به بهبود کیفیت روابط جنسی کمک کند.
متخصصان میگویند آرامش روانی و وضعیت عاطفی مثبت، نقش مهمی در رضایت از رابطه جنسی زنان دارد.
توصیه میشود برای افزایش رضایت از رابطه، افراد از نگرانیهای غیرضروری مانند نگرانی درباره ظاهر پرهیز کنند و تمرکز خود را بر احساسات فیزیکی معطوف کنند.
نظرسنجی موسسه یوگاو در سال ۲۰۲۲ نشان میدهد تفاوت قابل توجهی در تجربه ارگاسم بین زنان و مردان وجود دارد.
طبق این پژوهش، ۳۰ درصد زنان در مقایسه با ۶۱ درصد مردان از روابط زناشویی رضایت کامل دارند.
مطالعه دکتر کلابوند نشان داد احتمال رسیدن به ارگاسم در تنهایی ۲۰ درصد بیشتر از رابطه با شریک جنسی است.
تاثیر عوامل محیطی بر تجربه رضایت جنسی زنان
پژوهشهای جدید نشان میدهند عوامل متعددی میتواند بر کیفیت رابطه جنسی زنان تاثیرگذار باشد.
به گفته محققان، وقتی یک زن مجبور است همزمان به نیازهای عاطفی خود و شریک جنسیاش توجه کند، این امر میتواند باعث کاهش تمرکز او شود.
پژوهشگران دریافتهاند زنان در تنهایی میتوانند راحتتر بر احساسات فیزیکی خود متمرکز شوند اما در روابط جنسی مشترک، پیچیدگیهای عاطفی و اجتماعی بیشتری وجود دارد که میتواند بر کیفیت تجربه آنها تاثیر بگذارد.
این مطالعه نشان میدهد برای رسیدن زنان به رضایت جنسی بیشتر، مهم است که هم خودشان و هم شریک جنسیشان به تجربیات درونی بدن زن در طول رابطه جنسی اعتماد کنند.
لونلی پلنت، از معتبرترین راهنماهای گردشگری جهان، در فهرست سالانه خود ۱۰ مقصد برتر گردشگری سال ۲۰۲۵ را معرفی کرد که کامرون، کشوری در قلب آفریقا، در صدر این فهرست قرار دارد.
با نزدیک شدن به فصل سرما و طولانی شدن شبها مخصوصا در اروپا، بسیاری از مسافران برای برنامهریزی تعطیلات بعدی خود آماده میشوند.
به گزارش نشریه اکسپرس، شرکت راهنمای سفر لونلی پلنت برای کمک به تصمیمگیری برای این برنامهریزی، فهرست ۱۰ کشور برتر را برای بازدید در سال آینده ارائه کرده است. در میان این فهرست، تنها سه کشور اروپایی به چشم میخورند که آنها نیز انتخابهایی دور از انتظار به شمار میروند.
این لیست برای مسافرانی که میخواهند از شلوغی مقاصد پرطرفداری مانند اسپانیا، یونان و بالی در اندونزی دوری کنند، گزینههای جذابی پیشنهاد میکند.
کامرون
کامرون، سرزمینی شگفتانگیز در قلب آفریقا، در صدر فهرست مقاصد برتر لونلی پلنت برای سال ۲۰۲۵ قرار گرفته است. این کشور که در سال ۲۰۲۵ شصتوپنجمین سالگرد استقلال خود را جشن میگیرد، فرصتی بینظیر را برای کشف زیباییهای کمتر دیده شده آفریقا فراهم میکند.
سواحل شهر ساحلی کریبی با ماسههای طلایی، آبشارهای خروشان و نخلهای سر به فلک کشیده، تجربهای متفاوت از سواحل شلوغ و توریستی کانکون در مکزیک را رقم میزند.
در شهرهای پرجنبوجوش دوآلا و یائونده، ضربآهنگ زندگی با موسیقی رومبای آفریقای مرکزی جریان دارد.
لیتوانی
لیتوانی، دومین مقصد برتر لونلی پلنت در سال ۲۰۲۵ و یکی از سه کشور اروپایی فهرست، تجسم واقعی پایداری و حفاظت از محیط زیست است و گنجینهای از طبیعت بکر و میراث فرهنگی را در خود جای داده است.
در سرزمینی که تنها ۱/۱ میلیون گردشگر بینالمللی در مقایسه با ۸۵/۱ میلیون گردشگر اسپانیا از آن دیدن میکنند، جنگلهای دستنخورده، دریاچههای زلال و تپههای شنی در امتداد دریای بالتیک، چشماندازهایی بینظیر خلق کردهاند.
ویلنیوس، پایتخت شگفتانگیز لیتوانی، با ۶۱ درصد پوشش سبز شهری، نمونهای درخشان از همزیستی تاریخ و طبیعت است.
کاخ تازه بازسازی شده ساپیها، تنها یکی از جاذبههای چشمگیر این شهر به شمار میرود.
فیجی
این مجمعالجزایر با ۳۳۰ جزیره که در میان ۳/۴ میلیون کیلومتر مربع آبهای فیروزهای اقیانوس آرام پراکنده شدهاند، تجربهای متفاوت را برای گردشگران رقم میزند. این سرزمین با ۴۶۰ منطقه دریایی حفاظت شده، گنجینهای از تنوع زیستی را در خود جای داده است.
امروزه، فیجی با ابتکاری نوآورانه در حفاظت از اکوسیستمهای شکننده خود پیشگام شده است. کاشت مرجانها و توسعه جنگلهای حرا، بخشی از تلاشهای این کشور برای حفظ میراث طبیعی و فرهنگی به شمار میرود.
لائوس
لائوس، چهارمین مقصد برتر لونلی پلنت در سال ۲۰۲۵، با راهاندازی قطار پرسرعت بینالمللی، فصل تازهای را در گردشگری خود آغاز کرده است.
این خط ریلی مدرن که دشتهای آرام کوهستانی لائوس را به استان پرجنبوجوش یوننان چین متصل میکند، راهی مقرون به صرفه و پایدار برای کشف گنجینههای کمتر دیده شده آسیای جنوب شرقی فراهم میآورد.
قزاقستان
قزاقستان، مقصدی جامع و بکر برای ماجراجویان مشتاق، ترکیبی بینظیر از زیباییهای طبیعی، میراث تاریخی و فرهنگ غنی را به نمایش میگذارد. در اینجا، کوهنوردان میتوانند از مسیرهای متنوع پارک ملی سایرام-اوگام لذت ببرند؛ بدون آن که با ازدحام گردشگران روبهرو شوند.
شهر شیمکنت با بهترین غذاهای سنتی و آلماتی، پایتخت پیشین، با میراث دوران شوروی، هر کدام روایتگر بخشی از داستان این سرزمین پهناور هستند.
پاراگوئه
پاراگوئه در قلب آمریکای جنوبی، سرزمینی است که جوشش زندگی را با آرامشی دلپذیر در هم آمیخته است.
جنگلهای خاردار چاکو که زیستگاه جگوارها و مورچهخوارهای غولپیکر است در کنار روستاهای زیبا و آبشارهای خروشان، جلوههای متنوعی را از طبیعت به نمایش میگذارند.
آسونسیون، پایتخت پاراگوئه، با معماری التقاطی خود، تاریخ پرفراز و نشیب این کشور را روایت میکند.
ترینیداد و توباگو
این کشور کارائیبی که از دو جزیره زیبای ترینیداد و توباگو تشکیل شده، موزاییکی رنگارنگ از فرهنگها و طعمهاست. آشپزی این سرزمین با تاثیرپذیری از سنتهای آفریقایی، آسیای شرقی، فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی، هلندی، چینی و بومی، ضیافتی از طعمهای منحصر به فرد را به گردشگران هدیه میدهد.
اما شهرت اصلی ترینیداد و توباگو به کارناوال افسانهای آن باز میگردد. این جشنواره چندماهه با مسابقات نوازندگی ساز پَن (طبلهای فولادی سنتی)، نمایشهای چوببازی و رقابتهای موسیقی کالیپسو، در روزهای سوم و چهارم ماه مارس ۲۰۲۵ با رژههای پرشور و رنگارنگ به اوج خود میرسد.
وانواتو
وانواتو، جزیرهای کمتر شناخته شده در اقیانوسیه، سالانه تنها میزبان ۴۵ هزار گردشگر است.
این سرزمین بکر که در میان جنگلهای انبوه و سواحل خلوت محصور شده، با آتشفشانهای فعال و مسیرهای شگفتانگیز طبیعی، گنجینهای پنهان در اقیانوس آرام به شمار میرود.
اما آنچه وانواتو را واقعا متمایز میکند، میراث غنی و فرهنگ چندلایه مردم نی-وانواتو (بومیان ملانزیایی که به نی-وان نیز شهرت دارند) است.
اسلواکی
اسلواکی، دومین مقصد اروپایی در فهرست لونلی پلنت، با تمرکز بر گردشگری طبیعت، ماجراجوییهای فضای باز و پروژههای نوسازی شهری، چهرهای نو به خود گرفته است.
از براتیسلاوای تاریخی با گنجینههای فرهنگیاش گرفته تا جنگلهای راش و دشتهای پر از گلهای وحشی در دامنههای کوههای کارپات و مسیر راهآهن برقی تاترا، هر گوشه این سرزمین داستانی برای گفتن دارد.
ارمنستان
ارمنستان، سومین و آخرین مقصد اروپایی در فهرست لونلی پلنت، فرصتی است برای کشف سرزمینی که به زودی در کانون توجه گردشگران جهان قرار خواهد گرفت.
این کشور از صومعههای شگفتانگیز در دل کوههای قفقاز جنوبی گرفته تا مسیرهای تازه گشوده شده گردشگری و تاکستانهای تولید شراب آرنی نوآر، تجربههای متنوعی را برای گردشگران فراهم میکنند.
گفتن دروغهای مصلحتی والدین به کودکان، چه درباره پنهان کردن شکلات در کابینت چه داستانهای خیالی در مورد «قدرت هویج»، رفتاری آشنا در بسیاری از خانوادههاست اما آیا این دروغهای به ظاهر بیضرر، در بلندمدت به اعتماد و رشد عاطفی فرزندان آسیب نمیزنند؟
ربکا براون، پژوهشگر ارشد موسسه یوهیرو دانشگاه آکسفورد، در مقالهای در کانورسیشن به این موضوع میپردازد که دروغهای کوچک والدین اگرچه در لحظه، ممکن است کار را برای آنها راحتتر کند اما میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد.
به گفته او، حتی وقتی والدین با نیت خوب به کودکان میگویند خوردن هویج باعث دید بهتر در تاریکی میشود تا آنها را به خوردن سبزیجات تشویق کنند، باز هم باید درباره تاثیر این دروغهای به ظاهر بیضرر بر کودکان بیشتر فکر کرد.
این پژوهشگر که در زمینه اخلاق کاربردی و فلسفه پزشکی تخصص دارد، با اشاره به نمونههای دیگری از دروغهای والدین مینویسد که گاهی والدین با نیت مثبت به کودکان وعده میدهند که با خوردن غذای سالم قدرتهای ویژهای به دست میآورند اما: «اگرچه این وعدههای شیرین ممکن است در کوتاهمدت به شکلگیری عادتهای خوب در کودک کمک کند ولی پیامدهای بلندمدت آن چندان روشن نیست.»
به باور براون، در مواجهه با موضوعات دشوارتر مانند مرگ یا بیماری نیز والدین اغلب ترجیح میدهند با پنهان کردن حقیقت، فرزندان خود را از غصه خوردن دور نگه دارند. هر چند گفتوگو با کودکان درباره چنین مسائلی دشوار است و شاید پنهان کردن واقعیت راهحل سادهتری به نظر برسد اما پیش از آن که دروغ گفتن به عادتی همیشگی در تربیت فرزندان تبدیل شود، باید به دنبال راههای بهتری برای گفتوگو با آنها بود.
انواع دروغگویی
دروغ به معنای گفتن چیزی است که میدانیم درست نیست و هدف از آن گمراه کردن دیگران است اما همه موارد به این سادگی نیستند.
وقتی میگوییم «از آسمان سیل میبارد» یا «آنقدر گرسنهام که میتوانم یک اسب را بخورم»، قصدمان فریب کسی نیست بلکه میخواهیم شدت بارش باران یا گرسنگی خود را نشان دهیم.
دروغ سفید و دروغ مصلحتی
گاهی دروغها نیت مثبت دارند، مانند دروغهای سفید که برای حفظ روابط اجتماعی گفته میشوند. مثل تعریف از لباس کسی برای دلخور نشدنش یا دروغهای مصلحتی که در خدمت اهداف بزرگتری مانند حفظ آرامش جامعه هستند.
همه دروغها به قصد فریب نیستند: گاهی برای این که کسی حقیقت را باور کند، مجبوریم خلاف واقع بگوییم. مانند داستان بِن که همیشه دارچین و جوز هندی را اشتباه میگیرد. او عاشق دارچین است اما فکر میکند از آن متنفر است.
سالی که این را میداند، وقتی نان دارچینی به بن تعارف میکند، میگوید: «حتما از این خوشت میآید. پر از جوز هندی است.»
دستکاری حقیقت
براون مینویسد نوع دیگری از فریب وجود دارد که در آن دروغی گفته نمیشود بلکه بخشی از واقعیت در آن پنهان میماند.
برای نمونه وقتی کسی میپرسد آیا آن پنیر کپکزدهای را که نگه داشته بودم خوردی و ما در جواب میگوییم که من پنیر خامهای را بیشتر دوست دارم، با گفتن یک حقیقت بیربط، از پاسخ مستقیم طفره رفتهایم.
به این شیوه فریب که با حذف بخشی از واقعیت یا گفتن حقیقتی نامربوط انجام میشود، «دستکاری حقیقت» میگویند.
به باور براون، دروغهایی که والدین به فرزندانشان میگویند، معمولا از این جنس نیست.
دروغ گفتن میان بزرگسالان امری رایج است و گاه ناگزیر به نظر میرسد. هر چند فیلسوفانی مانند امانوئل کانت با گفتن هر گونه دروغی، حتی در شرایط بحرانی مخالفاند اما حتی اگر چنین سختگیر نباشیم، باز هم دروغ گفتن به کودکان موضوع نگرانکنندهای است.
بزرگسالان معمولا در تعامل با یکدیگر، آگاهانه و با سنجیدن شرایط دروغ میگویند اما وقتی پای کودکان در میان است، این دروغها بیمحابا و بدون توجه به پیامدهای آن گفته میشود.
مشکل اینجاست که بزرگترها نه فقط در شرایط بحرانی، بلکه برای مسائل پیش پا افتاده هم به کودکان دروغ میگویند. گاهی برای فرار از توضیح دادن، گاهی برای جلوگیری از گریه و بیتابی و گاهی فقط برای این که کارها سریعتر پیش برود یا بچهها حرفشنوی داشته باشند.
برخی از این دروغها میتوانند آسیبزا باشند. برای مثال وقتی به کودک میگویند اگر حرف گوش نکند، پلیس میآید و او را میبرد. بچههای کوچک هنوز قدرت تشخیص درستی و نادرستی چنین حرفهایی را ندارند و نمیتوانند بفهمند این تهدیدها واقعی نیستند.
چرا نباید به کودکان دروغ بگوییم؟
شاید به نظر برسد گفتن دروغهای کوچک به کودکان مشکلی ندارد اما پیامدهای مهمی برای این ماجرا وجود دارد:
- خدشهدار شدن اعتماد
کودکان دیر یا زود متوجه دروغهای ما میشوند. وقتی این اتفاق میافتد، اعتمادشان به ما، بهویژه به عنوان والدین، آسیب میبیند. این بیاعتمادی میتواند در آینده به مشکلات روانی و اجتماعی منجر شود.
- اختلال در رشد طبیعی
گاهی برای این که کودک ناراحت نشود یا گریه نکند به او دروغ میگوییم اما این دروغهای به ظاهر مهربانانه، فرصت یادگیری را از او میگیرند. کودک باید بیاموزد چطور با ناامیدی و ناکامی کنار بیاید و احساساتش را مدیریت کند.
- بیاحترامی به شخصیت کودک
کودکان هم انسان هستند. همانطور که به بزرگسالان احترام میگذاریم و به آنها دروغ نمیگوییم، باید به کودکان هم احترام بگذاریم. نمیتوانیم طوری رفتار کنیم که انگار درک و باورهای آنها اهمیتی ندارد.
بازنگری در رفتار
وقتی تصمیم میگیریم به کودک راست بگوییم، ناچار میشویم درباره رفتارهایمان فکر کنیم. برای مثال چرا واقعا نمیخواهیم کودک کارتون ببیند یا به زمین بازی برود؟
والدین قدرت زیادی بر فرزندانشان دارند و باید مسئولانه از آن استفاده کنند.
راستگویی ما را وادار میکند درباره شیوههای کنترل فرزندانمان و درست یا نادرست بودن آنها بیشتر فکر کنیم.
پرورش فرزندان کار آسانی نیست و گاهی دروغ گفتن سادهترین راهحل به نظر میرسد اما اگر میخواهیم فرزندانمان در مسیر درست رشد کنند، باید با آنها صادق باشیم.
پس دفعه بعد که کودک سهسالهتان شکلات خواست، به جای این که بگویید شکلات تمام شده، با مهربانی توضیح دهید که چرا نمیتواند همه شکلاتها را یکجا بخورد.
این گفتوگوی صادقانه هر چند دشوارتر است اما به رشد و تربیت بهتر فرزندان کمک میکند.