گفتن دروغهای مصلحتی به کودکان، راهحل ساده اما پرهزینه
گفتن دروغهای مصلحتی والدین به کودکان، چه درباره پنهان کردن شکلات در کابینت چه داستانهای خیالی در مورد «قدرت هویج»، رفتاری آشنا در بسیاری از خانوادههاست اما آیا این دروغهای به ظاهر بیضرر، در بلندمدت به اعتماد و رشد عاطفی فرزندان آسیب نمیزنند؟
ربکا براون، پژوهشگر ارشد موسسه یوهیرو دانشگاه آکسفورد، در مقالهای در کانورسیشن به این موضوع میپردازد که دروغهای کوچک والدین اگرچه در لحظه، ممکن است کار را برای آنها راحتتر کند اما میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد.
به گفته او، حتی وقتی والدین با نیت خوب به کودکان میگویند خوردن هویج باعث دید بهتر در تاریکی میشود تا آنها را به خوردن سبزیجات تشویق کنند، باز هم باید درباره تاثیر این دروغهای به ظاهر بیضرر بر کودکان بیشتر فکر کرد.
این پژوهشگر که در زمینه اخلاق کاربردی و فلسفه پزشکی تخصص دارد، با اشاره به نمونههای دیگری از دروغهای والدین مینویسد که گاهی والدین با نیت مثبت به کودکان وعده میدهند که با خوردن غذای سالم قدرتهای ویژهای به دست میآورند اما: «اگرچه این وعدههای شیرین ممکن است در کوتاهمدت به شکلگیری عادتهای خوب در کودک کمک کند ولی پیامدهای بلندمدت آن چندان روشن نیست.»
به باور براون، در مواجهه با موضوعات دشوارتر مانند مرگ یا بیماری نیز والدین اغلب ترجیح میدهند با پنهان کردن حقیقت، فرزندان خود را از غصه خوردن دور نگه دارند. هر چند گفتوگو با کودکان درباره چنین مسائلی دشوار است و شاید پنهان کردن واقعیت راهحل سادهتری به نظر برسد اما پیش از آن که دروغ گفتن به عادتی همیشگی در تربیت فرزندان تبدیل شود، باید به دنبال راههای بهتری برای گفتوگو با آنها بود.
انواع دروغگویی
دروغ به معنای گفتن چیزی است که میدانیم درست نیست و هدف از آن گمراه کردن دیگران است اما همه موارد به این سادگی نیستند.
وقتی میگوییم «از آسمان سیل میبارد» یا «آنقدر گرسنهام که میتوانم یک اسب را بخورم»، قصدمان فریب کسی نیست بلکه میخواهیم شدت بارش باران یا گرسنگی خود را نشان دهیم.
دروغ سفید و دروغ مصلحتی
گاهی دروغها نیت مثبت دارند، مانند دروغهای سفید که برای حفظ روابط اجتماعی گفته میشوند. مثل تعریف از لباس کسی برای دلخور نشدنش یا دروغهای مصلحتی که در خدمت اهداف بزرگتری مانند حفظ آرامش جامعه هستند.
همه دروغها به قصد فریب نیستند: گاهی برای این که کسی حقیقت را باور کند، مجبوریم خلاف واقع بگوییم. مانند داستان بِن که همیشه دارچین و جوز هندی را اشتباه میگیرد. او عاشق دارچین است اما فکر میکند از آن متنفر است.
سالی که این را میداند، وقتی نان دارچینی به بن تعارف میکند، میگوید: «حتما از این خوشت میآید. پر از جوز هندی است.»
دستکاری حقیقت
براون مینویسد نوع دیگری از فریب وجود دارد که در آن دروغی گفته نمیشود بلکه بخشی از واقعیت در آن پنهان میماند.
برای نمونه وقتی کسی میپرسد آیا آن پنیر کپکزدهای را که نگه داشته بودم خوردی و ما در جواب میگوییم که من پنیر خامهای را بیشتر دوست دارم، با گفتن یک حقیقت بیربط، از پاسخ مستقیم طفره رفتهایم.
به این شیوه فریب که با حذف بخشی از واقعیت یا گفتن حقیقتی نامربوط انجام میشود، «دستکاری حقیقت» میگویند.
به باور براون، دروغهایی که والدین به فرزندانشان میگویند، معمولا از این جنس نیست.
دروغ گفتن میان بزرگسالان امری رایج است و گاه ناگزیر به نظر میرسد. هر چند فیلسوفانی مانند امانوئل کانت با گفتن هر گونه دروغی، حتی در شرایط بحرانی مخالفاند اما حتی اگر چنین سختگیر نباشیم، باز هم دروغ گفتن به کودکان موضوع نگرانکنندهای است.
بزرگسالان معمولا در تعامل با یکدیگر، آگاهانه و با سنجیدن شرایط دروغ میگویند اما وقتی پای کودکان در میان است، این دروغها بیمحابا و بدون توجه به پیامدهای آن گفته میشود.
مشکل اینجاست که بزرگترها نه فقط در شرایط بحرانی، بلکه برای مسائل پیش پا افتاده هم به کودکان دروغ میگویند. گاهی برای فرار از توضیح دادن، گاهی برای جلوگیری از گریه و بیتابی و گاهی فقط برای این که کارها سریعتر پیش برود یا بچهها حرفشنوی داشته باشند.
برخی از این دروغها میتوانند آسیبزا باشند. برای مثال وقتی به کودک میگویند اگر حرف گوش نکند، پلیس میآید و او را میبرد. بچههای کوچک هنوز قدرت تشخیص درستی و نادرستی چنین حرفهایی را ندارند و نمیتوانند بفهمند این تهدیدها واقعی نیستند.
چرا نباید به کودکان دروغ بگوییم؟
شاید به نظر برسد گفتن دروغهای کوچک به کودکان مشکلی ندارد اما پیامدهای مهمی برای این ماجرا وجود دارد:
- خدشهدار شدن اعتماد
کودکان دیر یا زود متوجه دروغهای ما میشوند. وقتی این اتفاق میافتد، اعتمادشان به ما، بهویژه به عنوان والدین، آسیب میبیند. این بیاعتمادی میتواند در آینده به مشکلات روانی و اجتماعی منجر شود.
- اختلال در رشد طبیعی
گاهی برای این که کودک ناراحت نشود یا گریه نکند به او دروغ میگوییم اما این دروغهای به ظاهر مهربانانه، فرصت یادگیری را از او میگیرند. کودک باید بیاموزد چطور با ناامیدی و ناکامی کنار بیاید و احساساتش را مدیریت کند.
- بیاحترامی به شخصیت کودک
کودکان هم انسان هستند. همانطور که به بزرگسالان احترام میگذاریم و به آنها دروغ نمیگوییم، باید به کودکان هم احترام بگذاریم. نمیتوانیم طوری رفتار کنیم که انگار درک و باورهای آنها اهمیتی ندارد.
بازنگری در رفتار
وقتی تصمیم میگیریم به کودک راست بگوییم، ناچار میشویم درباره رفتارهایمان فکر کنیم. برای مثال چرا واقعا نمیخواهیم کودک کارتون ببیند یا به زمین بازی برود؟
والدین قدرت زیادی بر فرزندانشان دارند و باید مسئولانه از آن استفاده کنند.
راستگویی ما را وادار میکند درباره شیوههای کنترل فرزندانمان و درست یا نادرست بودن آنها بیشتر فکر کنیم.
پرورش فرزندان کار آسانی نیست و گاهی دروغ گفتن سادهترین راهحل به نظر میرسد اما اگر میخواهیم فرزندانمان در مسیر درست رشد کنند، باید با آنها صادق باشیم.
پس دفعه بعد که کودک سهسالهتان شکلات خواست، به جای این که بگویید شکلات تمام شده، با مهربانی توضیح دهید که چرا نمیتواند همه شکلاتها را یکجا بخورد.
این گفتوگوی صادقانه هر چند دشوارتر است اما به رشد و تربیت بهتر فرزندان کمک میکند.
دانشمندان در یک کشف علمی تازه پرده از راز تولد کهکشانهای غول پیکر برداشتند. یافتهها نشان میدهند که تصادمهای عظیم در فضا، کارخانههای غولپیکر تولید ستاره را شکل میدهند که سرعت ستارهسازی در آنها تا ۱۰۰ برابر کهکشان راه شیری است.
به گزارش گاردین پژوهشگران دانشگاه ساوتهمپتون در مطالعهای جدید، پرده از رویدادی شگفتانگیز در تاریخ جهان برداشتهاند. آنها دریافتهاند ۱۲ میلیارد سال پیش، برخوردهای عظیم کیهانی بین کهکشانها رخ داده که به احتمال فراوان نقشی کلیدی در پیدایش ابرکهکشانهای بیضوی شکل داشته است.
این یافتههای هیجانانگیز میتوانند پاسخی برای آنچه دانشمندان آن را «معمای بین کهکشانی» مینامند، فراهم کنند و درک ما را از چگونگی تکامل ساختارهای عظیم در جهان هستی به طور چشمگیری افزایش دهند.
نبرد کیهانی، زایش ابرکهکشانهای کروی
برای دهههای متمادی، شکل خاص و متمایز کهکشانهای غولپیکر، ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است. این کهکشانها بر خلاف ساختار مسطح و دیسک مانند کهکشان راه شیری ما، به شکل کرههای عظیم و برآمده در فضا خودنمایی میکنند.
اکنون دکتر آناگرازیا پولیسی و تیمش در پژوهشی که در مجله نیچر منتشر شده، به کشفی هیجانانگیز دست یافتهاند.
به گفته این دانشمند برجسته، برخورد دو کهکشان دیسک مانند، رویدادی دراماتیک را رقم میزند: گازهای کیهانی، ماده حیاتی برای تولد ستارگان، به سمت مرکز برخورد سقوط میکنند و در نتیجه، کارخانه عظیمی برای تولید تریلیونها ستاره جدید شکل میگیرد.
سفری به آغاز جهان، کشف اسرار تولد کهکشانها
در دورانی که جهان هنوز بسیار پرتکاپو بود، حدود هشت تا ۱۲ میلیارد سال پیش، رویدادهای شگفتانگیزی رقم خورد که سرنوشت کیهان را تغییر داد. اکنون دانشمندان با کشف این برخوردهای کیهانی باستانی، در حال بازنویسی فصل مهمی از تاریخ جهان هستند و معمایی که سالها ذهن منجمان را به خود مشغول کرده بود، در آستانه گشوده شدن است.
این پژوهش بینالمللی، حاصل همکاری مشترک دانشمندان با رصدخانه پرپل مانتین چین و آکادمی علوم این کشور است. تیم پژوهشی با بهرهگیری از «آلما»، قدرتمندترین تلسکوپ رادیویی جهان که در دل صحرای آتاکامای شیلی قرار دارد، به مطالعه بیش از ۱۰۰ کهکشان پرداختهاند. این کهکشانها که در فواصل بسیار دور قرار دارند، کارخانههای عظیم تولید ستاره در جهان اولیه بودهاند.
کشفی که دههها انتظارش را میکشیدیم
دکتر کینگ-هوا تن، از رصدخانه پرپل مانتین، با استفاده از روشی نوآورانه در بررسی پراکنش نور کهکشانهای دوردست و فوق درخشان، به یافتهای تاریخی دست پیدا کرده است. او این پژوهش را سرپرستی کرده و نتایج آن، پرده از رازی برمیدارد که دههها ذهن اخترفیزیکدانان را به خود مشغول کرده بود.
دکتر تن توضیح میدهد: «سرانجام شواهد قطعی به دست آوردهایم که نشان میدهد کهکشانهای کروی چگونه شکل میگیرند. این فرآیند در هسته کهکشانهای دوردست و از طریق دورههای شدید ستارهزایی رخ میدهد.»
این کارگاههای کیهانی با سرعتی خیرهکننده به تولید ستاره میپردازند. گازهای کیهانی با شتاب به سمت سیاهچالههای مرکزی کشیده میشوند و زایش انفجاری ستارگان را رقم میزنند. فرآیندی که ۱۰ تا ۱۰۰ برابر سریعتر از آنچه در کهکشان راه شیری ما میبینیم، رخ میدهد.
برای تکمیل این تصویر شگفتانگیز، دانشمندان دادههای خود را با مشاهدات تلسکوپ فضایی جیمز وب، ماهواره اقلیدس و ایستگاه فضایی چین ترکیب میکنند. این همگرایی دادهها به آنها امکان میدهد تا نقشه دقیقی از ساختار ستارهای این کهکشانها ترسیم کنند.
به گفته دکتر پولیسی این یافتهها تصویری جامع از شکلگیری کهکشانهای نخستین به ما میدهند و درک ما را از سیر تکاملی جهان، از لحظه پیدایش تا به امروز، به شکلی چشمگیر عمیقتر میکنند.
موسسه مطالعات خانواده در ویرجینای آمریکا، دوشنبه ۱۹ آذر در مطلبی به قلم کریستین هایم، روانپزشک و استاد دانشگاه نیوکاسل استرالیا هشدار داد استفاده بیرویه از شبکههای اجتماعی میتواند بر سلامت روان کاربران تاثیر منفی بگذارد.
در این تحلیل، هایم با اشاره به پژوهشهای انجام شده درباره استفاده از شبکههای اجتماعی یادآوری کرده در یک دهه گذشته، پژوهشهای بسیاری درباره مضر بودن استفاده بیش از حد از شبکههای اجتماعی انجام گرفته است.
بر اساس این مطالعات، مقایسههای مطرح شده در شبکههای اجتماعی و انتظارات غیرواقعی ناشی از آن، به افسردگی و اضطراب در میان کاربران دامن میزند. استفاده از این شبکهها همچنین با تاثیر منفی بر مغز، حس و توان همدلی و روابط انسانی را تحتالشعاع قرار میدهد.
نویسنده موسسه مطالعات خانواده ضمن استقبال از تصمیم اخیر سنای استرالیا مبنی بر ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کودکان و نوجوانان، افزوده این اقدام میتواند از تبعات اعتیاد به فضای مجازی در این ردههای سنی جلوگیری کند.
سنای استرالیا هشتم آذر طرح ممنوعیت استفاده افراد زیر ۱۶ سال از شبکههای اجتماعی را به تصویب رساند.
این برای نخستین بار است که چنین قانونی در جهان وضع میشود، هرچند این قانون تا دستکم ۱۲ ماه دیگر در این کشور به اجرا در نخواهد آمد.
پس از اجرایی شدن این قانون، در صورتی که شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک، فیسبوک، ایکس، اینستاگرام و اسنپچت، بهصورت نظاممند مانع از ایجاد حساب کاربری برای کودکان زیر ۱۶ سال نشوند، مشمول جریمه خواهند شد.
پروفسور هایم در ادامه مطلب خود نوشته تحقیقات انجام شده نشان میدهند افراد زیادی، از جمله نوجوانان و جوانان، از اعتیاد به شبکههای اجتماعی رنج میبرند که این پدیده میتواند به به «نارضایتی، عزت نفس پایین و احساس پوچی» در میان آنها بینجامد.
بر اساس آمار، ۶۸ درصد از جوانان در هنگام خواب تلفن همراه را در کنار خود قرار میدهند و پس از بیدار شدن، به سراغ شبکههای اجتماعی میروند.
پژوهشها همچنین حاکی از آن است که افراد در سنین پایینتر، آنلاین بودن را به حضور در مهمانیها ترجیح میدهند.
هایم در ادامه افزود میان استفاده از شبکههای اجتماعی و کوچک شدن شکنج جلویی مغز، ارتباط مستقیم وجود دارد. این بخش از مغز مسئول فرآیندهای مربوط به همدلی و تنظیم احساسات است.
شکنج (Gyrus) به معنای برجستگیهای چینخوردهای است که در سطح قشر مغز دیده میشود.
ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کودکان و نوجوانان، موضوعی است که علاوه بر متخصصان، مورد استقبال خانوادهها هم قرار دارد.
برای نمونه، بر اساس یافتههای یک نظرسنجی که ۱۰ آذر منتشر شد، اکثر شهروندان آلمانی با ممنوعیت استفاده افراد زیر ۱۶ سال از شبکههای اجتماعی موافق هستند.
دانشمندان برای اولین بار موفق به طراحی آزمایش ادراری شدهاند که میتواند نخستین نشانههای احتمالی سرطان ریه را آشکار کند. این آزمایش از حسگری تزریقی بهره میبرد که پس از ورود به بدن، بخش کوچکی از آن در صورت وجود سلولهای سرطانی، آزاد و وارد ادرار میشود.
یکی از مشکلات بزرگ در درمان سرطان ریه این است که معمولا دیر تشخیص داده میشود. با این روش جدید، بیماران میتوانند درمان را زودتر شروع کنند و شانس بیشتری برای غلبه بر بیماری خواهند داشت.
بر اساس گزارش گاردین، پژوهشگران دانشگاه کمبریج و موسسه اِرلی کَنسر، روشی تازه برای تشخیص سرطان ریه ابداع کردهاند که نوعی پروتئین خاص را در بدن ردیابی میکند. این پروتئینها از سلولهایی خاص ترشح میشوند که گرچه زندهاند اما توانایی رشد و تکثیر خود را از دست دادهاند و به همین دلیل به آنها سلولهای خاموش یا «زامبی» میگویند.
دانشمندان در آزمایشهای خود روی موشها به نتایج امیدوارکنندهای دست یافتهاند و امیدوارند به زودی بتوانند این روش را روی انسان نیز آزمایش کنند.
این سلولهای زامبی با تغییر محیط اطراف خود، زمینه را برای رشد سلولهای سرطانی فراهم میکنند و به بافتهای سالم آسیب میرسانند.
پژوهشگران موفق به ساخت حسگری شدهاند که پس از تزریق با پروتئینهای خاصی در بدن واکنش نشان میدهد. این حسگر با شناسایی این پروتئینها، بخش کوچکی از خود را در ادرار آزاد میکند که به راحتی قابل تشخیص است.
پروفسور لیلیانا فروک در این باره به گاردین گفت: «پیش از پیدایش سرطان، در بافتهای آسیبدیده تغییراتی رخ میدهد. یکی از این تغییرات، انباشتگی سلولهای آسیبدیده است. این سلولها گرچه آنقدر آسیب ندیدهاند که بدن آنها را از بین ببرد اما با آزاد کردن پیامهای خاصی، محیط را برای رشد سرطان آماده میکنند.»
فروک در ادامه توضیح داد: «ما پروتئین ویژهای را که از این سلولها در بافت ریه آزاد میشود شناسایی کردهایم و حسگری ساختهایم که در برخورد با این پروتئین، به دو بخش تقسیم میشود. بخش کوچکتر این حسگر از راه کلیهها وارد ادرار میشود و قابل شناسایی است.»
هنگامی که بخش کوچک کاوشگر وارد ادرار میشود، به دلیل اندازه بسیار ناچیز آن، به تنهایی قابل تشخیص نیست اما با افزودن محلول نقره، همان ترکیبی که در چاپ عکسهای آنالوگ استفاده میشد، این بخش کوچک قابل مشاهده میشود.
به این ترتیب، پزشکان میتوانند با بررسی رنگ ادرار پس از تزریق کاوشگر، وجود سلولهای مشکوک در ریه را تشخیص دهند. این سلولها میتوانند نشانههای اولیه تغییراتی باشند که ممکن است به سرطان بینجامد.
فروک گفت: «هدف ما آزمایشی بود که به پزشکان کمک کند نشانههای اولیه سرطان را ماهها و حتی سالها پیش از آشکار شدن علائم بیماری تشخیص دهند.»
پژوهشگران این طرح که با پشتیبانی مالی موسسه کنسر ریسِرچ بریتانیا انجام شده، در پی یافتن روشی کمهزینه به جای اسکنهای گرانقیمت هستند.
سرطان ریه همچنان از مرگبارترین انواع سرطان در جهان است و سالانه نزدیک به یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر جان خود را بر اثر آن از دست میدهند.
در مواردی که این بیماری دیر تشخیص داده میشود و تومورها گسترش مییابند، شانس زنده ماندن افراد بسیار کم است.
یک مرد در استرالیا چندین سال سنگی سرخ رنگ را به امید وجود طلا در آن نگهداری میکرد غافل از این که گنجی بسیار ارزشمندتر در دست دارد. زمینشناسان پس از بررسی دریافتند که این سنگ نه طلا، بلکه شهابسنگی نادر و ارزشمند است.
به گزارش دیلی گلکسی، دیوید هول در سال ۲۰۱۵ با فلزیاب خود به جستوجو در پارک ماریبورو در حومه ملبورن رفت. این منطقه به خاطر معادن طلایش شهرت داشته و همین موضوع باعث شد هول با یافتن سنگی سرخرنگ و غیرعادی سنگین، به وجود طلا در درون آن امیدوار شود.
سالها تجربه جستوجوی طلا به او میگفت که این سنگ باید گنجی ارزشمند در دل خود پنهان کرده باشد. با این باور، هول مشتاقانه تلاش کرد تا راهی برای دستیابی به این گنج پیدا کند، غافل از این که ارزش واقعی این یافته، بسیار فراتر از طلایی است که در جستوجویش بود.
هول با تمام ابزارهایی که میشناخت به جنگ سنگ رفت. اره سنگ، سنگ فرز و حتی اسید را امتحان کرد اما سنگ مقاومت میکرد و تسلیم نمیشد.
کشف حیرتانگیز در موزه ملبورن
پس از سال ها ناامیدی، هول تصمیم گرفت این سنگ مرموز را برای شناسایی به موزه ملبورن ببرد. زمینشناسان موزه، از جمله بیل برچ و درموت هنری، با دیدن ظاهر ویژه و فرورفتگیهای سنگ، به راز مقاومت غیرعادی آن پی بردند.
آنان پس از بررسی دریافتند که این سنگ نه طلا، بلکه شهابسنگی نادر و ارزشمند است.
شهابسنگ ماریبورو (Maryborough)، با وزن ۱۷ کیلوگرم، یکی از تنها ۱۷ شهابسنگ ثبتشده در ایالت ویکتوریا است. این شهابسنگ از نوع «کندریت اِچ۵» است که به دلیل محتوای بالای آهن و ویژگیهای منحصربهفردش، از نظر علمی بسیار ارزشمند محسوب میشود.
ویژگیهای بینظیر یک شهابسنگ
به گفته برچ، این شهابسنگ به طرز غیرعادی سنگین است. پس از برش آن با اره الماس، محققان به کندرولها، ذرات متبلور و فلزی دست یافتند که اسرار شکلگیری منظومه شمسی را در خود نهفته دارند.
این کشف نه تنها به دلیل کمیابی، بلکه از نظر مطالعات علمی نیز بسیار ارزشمند است.
این شهابسنگ با قدمتی ۴/۶ میلیارد ساله، داستانی شگفتانگیز از آغاز منظومه شمسی روایت میکند.
هنری، زمینشناس موزه ملبورن، توضیح میدهد که این سنگ آسمانی از کمربند سیارکی بین مدار مریخ و مشتری سرچشمه گرفتهاست.
به گفته او، برخورد سیارکها در این ناحیه سبب شده تا این قطعه از مسیر اصلی خود خارج شود و پس از سفری طولانی به زمین برسد.
این مسافر فضایی فرصتی بینظیر در اختیار دانشمندان قرار داده تا با مطالعه آن، رازهای شکلگیری منظومه شمسی را بهتر درک کنند.
ارزشی فراتر از طلا
اگرچه طلا همواره نماد ثروت بوده اما در جامعه علمی، شهابسنگها گنجینهای به مراتب ارزشمندتر محسوب میشوند.
به گفته هنری، شهابسنگها مقرون به صرفهترین روش اکتشاف فضایی هستند: «این سنگهای آسمانی ما را به گذشته میبرند و اطلاعات ارزشمندی درباره سن، چگونگی شکلگیری و ترکیب شیمیایی منظومه شمسی در اختیارمان میگذارند.»
برخلاف طلا که تنها ارزش مادی دارد، شهابسنگها میتوانند رازهای جهان ما، از جمله منشاء حیات را آشکار کنند.
در حالی که هزاران قطعه طلا در طول سالها در ایالت ویکتوریا کشف شده، شهابسنگ ماریبورو، هفدهمین شهابسنگی است که در این منطقه یافت شده است.
به گفته هنری، این آمار به خوبی نشاندهنده کمیابی و ارزش استثنایی این کشف است.
هر چند هنوز برخی از اسرار شهابسنگ ماریبورو ناگشوده مانده اما ارزش علمی آن به مراتب فراتر از جذابیت طلاست. این مسافر فضایی نه تنها پنجرهای به گذشته منظومه شمسی میگشاید بلکه ممکن است کلید درک چگونگی پیدایش حیات را نیز در خود نهفته داشته باشد.
آژانس فضایی اروپا (ایی.اس.اِی) پنجشنبه ۱۵ آذر، ماموریت پیشرفته مطالعه خورشید، پروبا-۳، را با استفاده از موشک پرچمدار سازمان تحقیقات فضایی هند (آی.اس.آر.او) به فضا پرتاب کرد.
موشک پرچمدار، اصلیترین و پیشرفتهترین سیستم پرتاب یک سازمان فضایی است که معمولا برای انجام ماموریتهای مهم، پیشرفته و استراتژیک مورد استفاده قرار میگیرد و نماینده تواناییهای فنی و فناوری سازمان فضایی مربوطه است.
این پرتاب که از مرکز فضایی ساتیش داوان انجام شد، در ابتدا برای روز چهارشنبه برنامهریزی شده بود اما به دلیل مشکلات فنی به تاخیر افتاد. پروبا-۳، متشکل از یک سیستم دو ماهوارهای است که بیش از یک دهه توسعه یافته است و به مدت دو سال فعالیت خواهد کرد.
این ماموریت در ساعت ۱۰:۳۴ به وقت گرینویچ با موشک آی.اس.آر.او به فضا پرتاب شد و در حدود ساعت ۱۰:۵۸، م. جایاکومار، مدیر ماموریت، اعلام کرد که ماهواره با موفقیت در مدار قرار گرفته است.
اهمیت ماموریت پروبا-۳
پروبا-۳ قابلیتهای تحقیقاتی سازمان فضایی اروپا در حوزه خورشیدی را تقویت میکند و در کنار ماموریت مدارگرد خورشیدی این آژانس، به بررسی پویاییهای پیچیده خورشید میپردازد.
به گفته «استر باستیدا پرتهگاز»، مهندس سیستمهای پروبا-۳ یکی از اهداف این ماموریت، درک چگونگی ایجاد بادهای خورشیدی و خروج جرمهای کرونایی در این منطقه است.
این ماموریت امکان مشاهده کرونای داخلی خورشید را برای مدت حداکثر شش ساعت در هر دور فراهم میکند، که بهمراتب بیشتر از لحظات کوتاه خورشیدگرفتگیهای طبیعی است که حدود ۶۰ بار در هر قرن رخ میدهند.
این پروژه، با هزینهای حدود ۲۰۰ میلیون یورو، از سوی بیش از ۴۰ شرکت اروپایی پشتیبانی میشود.
سازمان فضایی اروپا به دلیل کارایی و هزینه مناسب، از موشک آی.اس.ار.او برای پرتاب این ماموریت استفاده کرده است.
موشک آی.اس.ار.او در حال پیشبرد برنامه گاگانیان برای ارسال فضانوردان هندی به فضا و برنامهریزی برای کاوشهای بیشتر در ماه، مریخ و زهره است و خود را بهعنوان یک ارائهدهنده جهانی پرتابهای تجاری مطرح میکند.