آلمان در پی اعدام جمشید شارمهد، کنسولگریهای جمهوری اسلامی را میبندد
وزارت خارجه آلمان اعلام کرد هر سه کنسولگری جمهوری اسلامی در این کشور را در واکنش به اعدام جمشید شارمهد خواهد بست، اما اجازه میدهد سفارت جمهوری اسلامی در برلین باز بماند. آلمان همچنین از اتحادیه اروپا خواست سپاه پاسداران را به فهرست گروههای تروریستی این اتحادیه اضافه کند.
آنالنا باربوک، وزیر خارجه آلمان که در نیویورک صحبت میکرد گفت روابط دیپلماتیک ما قبلا هم در سطح بسیار پائینی بود.
باربوک به خبرنگاران گفت: «ما بارها به ایران اعلام کردهایم که اعدام یک شهروند آلمانی عواقب جدی در پی خواهد داشت. بنابراین تصمیم گرفتم سه سرکنسولگری ایران در فرانکفورت، مونیخ و هامبورگ را ببندم.»
باربوک گفت حکومت ایران با گروگانها بازی سیاسی انجام میدهد و تهران را متهم کرد تلاش میکند برای توجیه کشتن شارمهد از حمایت آلمان از اسرائیل در درگیری در حال گسترش در خاورمیانه بهره بگیرد.
وزیر خارجه آلمان با اشاره به گفتوگویش با عباس عراقچی در نیویورک درباره بازداشت شهروندان آلمانی در ایران و تحولات خاورمیانه گفت: «کشتن جمشید شارمهد نشان داد رژیم دیکتاتوری آخوندها بر اساس منطق عادی دیپلماتیک عمل نمیکند و بیدلیل نیست روابط دیپلماتیک ما در سطح پایینی است.»
وزیر خارجه آلمان در ادامه با اشاره به اینکه شهروندان آلمانی دیگری هم در ایران به گروگان گرفته شدهاند، گفت: «سایر آلمانیها هم به ناحق بازداشت شدهاند. ما به شدت متعهد به آنها هستیم و همچنان بیوقفه برای آزادی آنها تلاش میکنیم.»
از فراخواندن سفیر آلمان از تهران تا بیانیه اتحادیه اروپا
آلمان سهشنبه به دنبال اعدام جمشید شارمهد، سفیر خود را از ایران فراخواند و کاردار ایران را برای بیان اعتراض برلین به این اقدام به وزارت خارجه احضار کرد.
بنا بر اعلام سخنگوی وزارت خارجه آلمان، سفیر این کشور صبح روز چهارشنبه ۹ آبان به دنبال فراخوانده شدن از سوی برلین پس از اعدام جمشید شارمهد، تهران را ترک کرد. این سخنگو افزود که اعدام شارمهد روابط برلین و تهران را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
ساعاتی پس از آن که آلمان در اعتراض به اعدام جمشید شارمهد، سفیر خود در تهران را فراخواند، اتحادیه اروپا نیز با انتشار بیانیه شدیداللحنی، کشتن این شهروند ایرانی- آلمانی را بهشدت محکوم و اعلام کرد که انجام اقداماتی هدفمند و چشمگیر علیه جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار خواهد داد.
اتحادیه اروپا در بیانیه خود اعدام جمشید شارمهد را با شدیدترین لحن ممکن محکوم کرد و با هشدار درباره اینکه اعدام یک شهروند اروپایی به شدت به روابط ایران و اتحادیه اروپا آسیب میزند، اعلام کرد: «با توجه به این رویداد وحشتناک، اتحادیه اروپا اکنون اقداماتی هدفمند و چشمگیر را مورد بررسی قرار خواهد داد.»
اتحادیه اروپا جلوگیری جمهوری اسلامی از دسترسی شهروندان زندانی اروپایی در ایران به خدمات کنسولی و دادگاههای منصفانه را غیرقابل پذیرش و نقض قوانین بینالمللی دانست.
این بیانیه مجازات اعدام را مجازاتی «بیرحمانه و غیرانسانی» خواند و با اشاره به افزایش چشمگیر اعدامها در ایران در سال گذشته و امسال، از جمهوری اسلامی خواست به مجازات اعدام در ایران پایان دهد.
مقامات جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی، دوشنبه اعلام کردند جمشید شارمهد به دلیل آنچه آنها «اقدامات تروریستی» خواندند، به اعدام محکوم شده و حکمش اجرا شده است.
این در حالی است که جمهوری اسلامی و دستگاه قضائی این کشور، شواهدی دال بر این ادعا ارائه نداده و سازمانهای حقوقبشری هشدار دادهاند که جمشید شارمهد زیر فشار و شکنجه ناچار شده علیه خودش دست به اعترافات اجباری بزند.
واکنشها به بستن کنسولگریهای ایران در آلمان
آبرام پیلی، قائممقام نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، از تصمیم آلمان مبنیبر بستن کنسولگریهای جمهوری اسلامی پس از اعلام تهران مبنیبر اعدام جمشید شارمهد استقبال کرد و نوشت: ما در کنار جامعه جهانی، خواستار پاسخگو کردن این حکومت هستیم.
در مقابل، وزارت خارجه جمهوری اسلامی هم کاردار آلمان در تهران را در اعتراض به بسته شدن کنسولگریهای جمهوری اسلامی در آلمان احضار کرد.
به گزارش رویترز، سازمان حقوق بشری هاوار که در برلین مستقر است پنجشنبه از تصمیم آلمان برای بستن کنسولگریها استقبال کرد اما گفت دولت آلمان باید تلاشهای خود برای آزادی دیگر شهروند آلمانی، ناهید تقوی ۷۰ ساله را که از اکتبر ۲۰۲۰ در ایران بازداشت شده، تشدید کند.
این سازمان در بیانیه خود نوشته است: «عدم برنامهریزی دولت فدرال آلمان برای برخورد با دیپلماسی گروگانگیری جمهوری اسلامی ایران باید سرانجام به پایان برسد.»
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال هم نشان میدهد در پی تعطیل شدن کنسولگری جمهوری اسلامی در شهر فرانکفورت آلمان، شامگاه پنجشنبه ۱۰ آبان، شماری از ایرانیان مقابل ساختمان این کنسولگری جمع شده و پایکوبی و شادی کردند.
سابقه تنش در روابط دیپلماتیک ایران و آلمان
روابط دیپلماتیک بین جمهوری اسلامی و آلمان در چهار دهه گذشته با فراز و نشیبهای متعددی همراه بوده است.
در یکی از شاخصترین موارد، در سال ۱۹۹۲، چهار تن از مخالفان کُرد ایرانی در رستوران میکونوس در برلین، به قتل رسیدند. ۵ سال بعد، دادگاهی در آلمان مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی را در این قتلها مقصر دانست.
این حکم باعث شد که تنشهای شدیدی بین جمهوری اسلامی و کشورهای اروپایی، بهویژه آلمان، ایجاد شود و اتحادیه اروپا سفرای خود را از تهران فراخواند و روابط دیپلماتیک طرفین کاهش یافت.
در زمینه تنشهای سیاسی به خاطر برنامههای هستهای جمهوری اسلامی، از اوائل دهه ۲۰۰۰ میلادی، آلمان در تحریمهای ایران همکاری کرده است و در مواردی هم دستگیری شهروندان دو تابعیتی ایرانی-آلمانی در ایران باعث تنشهای دیپلماتیک شده است و آلمان در برخی موارد سفرای جمهوی اسلامی را احضار کرده و نگرانی خود را ابراز کرده است. اما مخالفت با سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی به همین سطح از برخورد غیرموثر ختم شده است.
در نمونهای متاخرتر، دولت آلمان چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳، در بیانیهای فعالیت مرکز اسلامی هامبورگ را ممنوع اعلام کرد. این مرکز به تبلیغ ایدئولوژی جمهوری اسلامی، حمایت از حزبالله لبنان و اقدام علیه قانون اساسی آلمان متهم شده است.
در پی اقدام پلیس آلمان در بستن مرکز اسلامی هامبورگ و شماری از مراکز اسلامی مرتبط با آن، هانس اودو موتسل، سفیر آلمان در تهران از سوی مدیر کل غرب اروپا به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی احضار شد.
جستوجو و بازرسی از ۵۴ ساختمان وابسته به مرکز اسلامی هامبورگ (IZH) در هفت ایالت هامبورگ، برلین، بایرن، نیدرزاکسن، هسن، بادن-وورتمبرگ و نوردراین-وستفالن، زمینه را برای ممنوعیت فعالیت این مرکز و زیرمجموعههایش فراهم کرد.
شهردار هامبورگ پس از تعطیلی این مرکز گفت: «امروز برای جامعه شهری هامبورگ یک روز خوب است.»
کمبود واکسنهای آنفلوآنزا ایرانی و خارجی در داروخانههای کشور همچون سالهای گذشته ادامه دارد. این موضوع باعث شده که بخش زیادی از واکسنها سر از بازار سیاه درآورد و سه تا چهار برابر قیمت واقعی به فروش برسد.
سایت دیدهبان ایران، ۱۰ آبان در گزارشی با اشاره به اینکه تمام سه یا چهار میلیون نفری که هر سال باید واکسن آنفلوآنزا را در فصل سرد سال تزریق کنند، دیگر به گشتن و نبود آن در داروخانهها عادت کردهاند، نوشت که این مشکل جزو روتین هر سالهشان شده است.
این گزارش با بیان اینکه مردم در ایران هر سال برای خرید واکسن آنفلوآنزا با جواب «نه» داروخانهدارها مواجه میشوند، نوشت: «این همه ماجرا نیست، درست مانند روتین هر ساله، بخش زیادی از واکسنهای آنفلوآنزا سر از بازار سیاه درمیآورد و سه تا چهار برابر قیمت به فروش میرسد.»
دیدهبان ایران با اشاره به اینکه بررسیهای میدانی و پیامهای دریافتیاش حاکی از کمبود شدید واکسن آنفلوآنزا در داروخانههای تهران است، نوشت که با این وجود، مسئولان وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو، هیچ اعتقادی درباره لزوم رفع این کمبود ندارند.
نایاب شدن واکسنهای ایرانی و خارجی
مریم، مادر بارداری که امسال به تجویز پزشک باید واکسن آنفلوآنزا تزریق کند، به دیدهبان ایران گفت: «از ابتدای مهرماه که پزشکم من را به تزریق واکسن تجویز کرده است، من و همسرم در همه داروخانههای تهران به دنبال یک دوز واکسن هستیم.»
دیدهبان ایران با اشاره به اینکه آنها واکسنی پیدا نکردهاند، نوشت که آنها حتی از چند داروخانه در شهرهای دیگر هم پرسوجو کردهاند و هر چه بیشتر گشتهاند، کمتر پیدا کردهاند.
این مادر باردار میگوید که بعد از ناامید شدن از پیدا کردن واکسن خارجی، به سراغ واکسن ایرانی هم رفته و البته واکسن ایرانی هم پیدا نکرده است.
رضا، پیرمرد ۷۰ سالهای که بیماری قلبی دارد نیز پیدا کردن واکسن با مشکل همراه بوده است.
او در گفتوگو با دیدهبان ایران با اشاره به اینکه هر سال برای پیدا کردن واکسن به مشکل برمیخورم، گفت: «حتی برخی داروخانههای مرجع مثل داروخانه هلال احمر و ۱۳ آبان هم گاهی واکسن ندارند.»
این شهروند با بیان اینکه همیشه در «تیتک» (سامانه اینترنتی سازمان غذا و دارو) به دنبال واکسن آنفلوآنزا میگردد، گفت معمولا وقتی به داروخانههایی این سامانه معرفی کرده میرویم، آنها هم میگویند تمام کردهاند.
شهروند دیگری به نام لیلا که بیماری نقص سیستم ایمنی دارد و هر سال برای پیدا کردن واکسن آنفلوآنزا «باید کفش آهنی به پا کند»، به دیدهبان ایران میگوید: «همه داروخانههای محل من را میشناسند و همه هم میدانند که در ماههای اول پاییز، به دنبال واکسن هستم.»
او با بیان اینکه در سالهای قبل داروخانههای محل برای او واکسن نگه میداشتند، خاطرنشان کرد که امسال واکسن آنفلوآنزا نیامده، تمام شد و او مجبور شد که واکسن مورد نیاز خود را از بازار سیاه تهیه کند.
این شهروند با اشاره به اینکه برای واکسنی از بازار سیاه میخرد، باید حداقل دو تا سه برابر قیمت واکسن در داروخانه پول بدهد، گفت: «این روزها، قیمت واکسن هلندی و فرانسوی در داروخانه نزدیک به ۲۵۰ هزار تومان است، اما همین واکسنها در بازار سیاه بیش از ۹۰۰ هزار تومان قیمت دارند.»
شهروند دیگری به نام مریم که امسال برای خرید واکسن آنفلوآنزا به بازار سیاه سر زده، با قیمتهای بیشتری مواجه شده است.
او به دیدهبان ایران گفت هزینهای که باید برای به دست آوردن واکسن میکرد، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بود اما چون میترسید شرایط نگهداری واکسن آنفلوآنزا در دست دلالان بازار سیاه درست و اصولی نباشد، از خرید منصرف شده است.
چرخه توزیع دارو در کشور معیوب است
محمد فاطمی، پزشک داروساز به دیدهبان ایران گفت: «چرخه توزیع دارو در کشور معیوب است، در بسیاری از مواقع، داروی خارجی بیش از اندازه نیاز در داروخانهها توزیع میشود، حال آنکه ممکن است از همان دارو، چند شرکت دارویی داخلی هم تولید کنند و اصلا نیازی به خرید آن از خارج کشور نباشد.»
حیدر محمدی، رییس سازمان غذا و دارو، ۲۰ مهرماه امسال درباره تامین واکسن آنفلوآنزا آمار داد و گفت شرکت تولیدکننده واکسن آنفلوآنزا در ایران تاکنون ۱۹۵ هزار دوز واکسن تحویل معاونت بهداشت وزارت بهداشت برای تزریق رایگان به گروههای پرخطر، داده است.
محمدی همان زمان با بیان اینکه قرار است ۲۰۰ هزار دوز دیگر نیز برای توزیع در داروخانهها در اختیار شرکتهای پخش دارو قرار گیرد، گفت: «منتظریم این شرکت، واکسنهای تولیدی را زودتر تحویل دهد تا در اختیار مردم قرار دهیم.»
او درباره واردات واکسن هم گفت: «تا کنون در مجموع حدود دو میلیون و ۱۰۰ هزار دوز مجوز واردات واکسن داده شده که حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار دوز آن وارد کشور شده و در داروخانهها در دسترس مردم قرار دارد.»
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران درباره آمار افرادی که نیاز به تزریق واکسن آنفلوآنزا دارند، گفت: «کادر بهداشت و درمان، افراد بالای ۶۵ سال، کودکان ۶ ماه تا پنج سال، بیماران دیابتی، قلبی و عروقی، ریوی، کلیوی، افرادی که نقص سیستم ایمنی دارند و زنان باردار، حدود سه تا چهار میلیون نفر است.»
احمدی با استناد به همین آمار گفت که به نظر میرسد میزان واکسنی که سازمان غذا و دارو امسال برای واردات سفارش داده، کمتر از نیاز کشور است و به همین دلیل شاهد کمبود واکسن آنفلوآنزا خواهیم بود.
کمیاب یا نایاب شدن شماری از داروها در ایران طی چند سال گذشته بارها به مسالهای بحرانی تبدیل شده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، شهریور ماه امسال از کمبود بیش از ۳۰۰ قلم دارو در کشور خبر داد.
هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، اردیبهشت امسال از کمبود ۳۰۰ قلم دارو در داروخانههای کشور خبر داد و گفت مشکل داروخانهها «دخالت ارگانهای غیرمرتبط در حوزه سلامت» است.
مقامات اسرائیل از شناسایی و بازداشت یک هسته جاسوسی در این کشور خبر داده و اعلام کردند بازداشت شدهها، یک زوج آذربایجانی تحت حمایت و هدایت تهران هستند که از مقر موساد جاسوسی کرده و درباره فردی در موسسه مطالعات امنیتی که بهعنوان هدف ترور جمهوری اسلامی شناخته شده، تحقیق کردهاند.
اسرائیل که از لحاظ تاریخی یکی از سختترین مکانها برای استخدام جاسوسان و عوامل خارجی بوده، در هفتههای اخیر شاهد افزایش دستگیری مهاجران یهودی از روسیه و آذربایجان بودهاست.
در یک سال اخیر، موج دستگیریهای جاسوسان مرتبط با ایران به طور چشمگیری افزایش یافته و تنها در ماه اکتبر، شش شبکه جاسوسی ایران که اعضای آن از روسیه و آذربایجان بودند، در اسرائیل کشف شده است.
زوجی که دستگیر شدند
در آخرین دستگیریها، یک زوج ۳۲ ساله به نام رافائل و للا گلییف، ساکن شهر لود، به اتهام انجام فعالیتهای جاسوسی برای ایران بازداشت شدند.
تحقیقات نشان داد که رافائل گولیف از سوی یک همکار آذربایجانی خود به نام الشان آگایف، ۵۶ ساله که به نمایندگی از مقامات جمهوری اسلامی اقدام میکرد، برای این توطئه استخدام شده بود.
به گفته مقامات اسرائیلی، این افراد در چارچوب یک شبکه جاسوسی و خرابکاری جمهوری اسلامی فعالیت میکردند که ایران برای جذب مهاجران اسرائیلی از کشورهای قفقاز طراحی کرده است.
طبق گزارش پلیس اسرائیل، گلییف در این عملیات ماموریتهای شناسایی برای سایتهای امنیتی، از جمله مقر موساد و تحقیق درباره فردی در موسسه مطالعات امنیتی که بهعنوان هدف ترور جمهوری اسلامی شناخته شده، انجام داده است.
او موظف شده بود فردی را به عنوان عامل ترور برای این عملیات پیدا کند. برخی از وظایف گولیف با کمک همسرش للا انجام شده و قرار است برای او هم یک کیفرخواست صادر شود.
این دو اهل کشور آذربایجان هستند و از سال ۲۰۲۱ برای فعالیت در چارچوب این شبکه جاسوسی با آگایف در تماس بودند.
تحلیل کارشناسان امنیتی اسرائیل از تلاشهای ایران
آشر بن آرتزی، رییس سابق اینترپل اسرائیل، پنجشنبه پس از انتشار این خبر، به ایران اینترنشنال گفت این وضعیت منعکس کننده بخش جدا شده از جمعیت مهاجر اسرائیل است؛ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تعدادی از یهودیان از حق بازگشت استفاده کردند تا به اسرائیل نقل مکان کنند و هزاران روس دیگر در پی جنگ در اوکراین به این کشور گریختند.
او با تاکید بر این که این افراد از جامعهای بسیار بسته میآیند و مانند اسرائیلیهای بومی نیستند گفت: «در تمام سالهایی که در سرویسهای امنیتی اینجا بودم، هرگز فکر نمیکردم این روز را ببینم. این یک چیز غم انگیز است که افرادی که به دنبال پناه بردن به اینجا میآیند، میتوانند همه این کارها را برای تعقیب طمع انجام دهند.»
به گفته او مهاجران از اتحاد جماهیر شوروی سابق تمایل دارند در جوامع بستهتری زندگی کنند و کمتر از سایر مهاجران ادغام شوند و اغلب در میان اقشار ضعیفتر اقتصادی قرار دارند.
بنی سبطی، پژوهشگر اسرائیلی ایرانیالاصل در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، به ایران اینترنشنال گفت جمهوری اسلامی در حال شکار افراد یا جوامعی در اسرائیل است که حقوق کافی دریافت نمیکنند و از زندگی ناراضی هستند؛ این قشر از جامعه حدود یک میلیون نفر از جمعیت ۱۰ میلیون نفری اسرائیل را تشکیل میدهند.
ضعفهای امنیتی اسرائیل و پیامدهای جاسوسی از سوی ایران
رونن سولومون، تحلیلگر دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل، میگوید استفاده از زبان ترکی آذری از سوی شبکههای جاسوسی میتواند یک ضعف در سیستمهای نظارتی اسرائیل باشد، زیرا تمرکز آنها عمدتا روی زبانهای فارسی و عبری است.
به گفته سولومون، آذربایجانیهای استخدام شده ممکن است از اهالی ترک زبان آذربایجان ایران باشند، که آنها را به ویژه در برابر تلاش برای استخدام آسیبپذیر میکند.
بن ارزتی، یک کهنهکار بخش امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل، خاطرنشان کرد که ایران از آزادی عملیاتی بیشتری در آذربایجان برخوردار است و این امکان را برایش فراهم میکند تا به طور بالقوه عواملی را برای اعزام به اسرائیل در آنجا استخدام کند.
سولومون گفت، مشابه توطئههای قبلی، ارتباط آنها در تلگرام ضعف این پلتفرم را نشان میدهد که از هویت کاربران حتی در فعالیتهای مجرمانه محافظت میکند.
اهداف دیگر این عملیات شامل کنسولگری مولداوی در تلآویو، شرکت ملی برق، بندر حیفا، پناهگاههای عمومی در تلآویو و قبرهای قربانیان حملات هفتم اکتبر بودند.
جاسوسی به قیمت ۶۰۰ دلار
بر اساس کیفرخواست، گولیف برای هر روز نظارت و عکاسی در این ماموریت، مبلغی در حدود ۶۰۰ دلار دریافت کرده است و بنا بر اعلام پلیس، این زوج در مجموع حدود ۲۶ هزار دلار دریافت کردند.
مقامات اطلاعاتی به گولیف دستور داده بودند برای انتقال امن اطلاعات جمعآوریشده، یک تلفن عملیاتی، دوربینهای با کیفیت و یک لپتاپ خریداری کرده و از نرمافزار کدگذاری روی لپتاپ استفاده کند.
تامیر هایمن، رییس سابق اطلاعات دفاعی اسرائیل و رییس موسسه مطالعات امنیت ملی (INSS)، به وبسایت واینت اسرائیل گفت: «تعجبی ندارد که اعضای موسسه مطالعات امنیت ملی هدف تهران و عوامل آن قرار بگیرند. این موسسه با وجود آنکه یک موسسه تحقیقاتی مستقل است و بخشی از نهاد دفاعی دولتی محسوب نمیشود، به عنوان اصلیترین موسسه تحقیقات دفاعی اسرائیل شناخته میشود و جمهوری اسلامی به دنبال آسیب زدن به افراد آن است.»
هفته گذشته، کیفرخواستی علیه هفت ساکن شمال اسرائیل صادر شد که به عنوان بخشی از یک گروه سازمانیافته تحت هدایت یک عامل ایرانی فعالیت میکردند و در زمان جنگ به جمعآوری اطلاعات پرداخته بودند.
در ایران یک روز پس از نوشته ستار هاشمی، وزیر ارتباطات درباره واردات آیفون، شهروندان همچنان پیگیر سرنوشت آیفون هستند. سخنگوی دولت سه بار نوشتهاش در شبکه ایکس را تغییر داده، اصولگرایان میگویند آیفون بمب آمریکایی است و طرفداران دولت میگویند این دستاورد «دولت وفاق» است.
همه اینها تنها راجع به خرید یک گوشی تلفن همراه است؛ چیزی که در اکثر نقاط دنیا، امری طبیعی است، در جمهوری اسلامی به یک چالش تبدیل شده که یک روز تمام، تمام رسانهها به آن پرداختند.
ماجرا چیست؟
نهم آبان ۱۴۰۳، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت : «مشکل رجیستری آیفون با تدبیر دولت وفاق، حمایت رییسجمهور محترم و پیگیری فعالانه وزارت ارتباطات حل شد.»
به گفته وزیر ارتباطات دولت پزشکیان، با مصوبه چهارشنبه نهم آبان هیات دولت و «رفع ممنوعیتی که با همراهی معاون حقوقی رییسجمهوری و وزیر صنعت، معدن و تجارت (صمت) حاصل شد»، جزییات و آییننامه مرتبط با واردات آیفون در کوتاهترین زمان ممکن اعلام خواهد شد.
تعرفه ۹۶ درصدی
همزمان، رسانههای داخلی تصویر مصوبهای را به تاریخ نهم آبان ۱۴۰۳ منتشر کردند. مصوبهای با سربرگ ریاست جمهوری و امضای محمدرضا عارف، معاون اول مسعود پزشکیان. در این مصوبه آمده است: «واردات هر نوع تلفن همراه هوشمند با نشان تجاری اپل، با سود بازرگانی (۹۶) درصد مجاز میباشد.»
این تعرفه به تعرفه واردات خودرو شبیه است. در واقع با ۴ واحد درصد اختلاف، یعنی دولت چهاردهم میخواهد از هر گوشی آیفون، به اندازه خود گوشی آیفون عایدی داشته باشد. کمتر شرکتی در جهان میتواند روی محصولات خود سود صد درصدی داشته باشد. همین موضوع مورد توجه کاربران در شبکههای اجتماعی هم قرار گرفته است.
دستپاچگی سخنگوی دولت
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم که این روزها درگیر حاشیههای پخش موسیقی در جلسه رسمی مطبوعاتی است، سه بار یک نوشته خود درباره تعرفه واردات را در شبکه ایکس (توییتر سابق) تغییر داد. ابتدا در حساب شبکه ایکس خود نوشت در جلسه هیات دولت تنها درباره رفع ممنوعیت واردات آیفون تصمیمگیری شده و درباره سایر موضوعات مثل مثل نرخ تعرفه، در روزهای آتی تصمیمگیری خواهد شد.
با وجود این نوشته سخنگوی دولت، انتشار سند مصوبه هیات دولت نشان میداد همان زمانی که مهاجرانی این نوشته را منتشر کرده، دولت تصمیم خود را گرفته بود.
به فاصله کمی، مهاجرانی نوشته قبلی خود را اصلاح کرد و این بار نوشت در مورد نرخ تعرفه «اشتباهی» رخ داده است که به زودی اصلاح میشود.
کمی بعدتر، سخنگوی دولت دوباره پست شبکه ایکس خود را ویرایش کرد و این بار نوشت در روزهای آینده در مورد نرخ تعرفه تصمیمگیری خواهد شد.
تبدیل شرایط گوشی آیفون به خودرو، کار مشترک دولت رئیسی و پزشکیان
در دولت ابراهیم رئیسی و از ابتدای پاییز ۱۴۰۱ واردات آیفون۱۴ به بالا، به شکل تجاری و مسافری به ایران ممنوع شد. تنها دو هفته پس از این ممنوعیت، جمعآوری گوشیهای آیفون ۱۴ و ۱۵ قاچاق از بازار آغاز شد. این تصمیم باعث شد در ایران بر خلاف سایر نقاط جهان، قیمت آیفون۱۳ به دلیل امکان رجیستری از آیفون ۱۴ و ۱۵ قاچاق، گرانتر شود.
پنجم خرداد ماه ۱۴۰۳، خبرگزاری ایسنا با انتشار تصویری از مصوبه جلسه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ هیات وزیران نوشت: «تعرفه واردات آیفون در صورت لغو ممنوعیت، ۹۶ درصد تعیین شد.»
با وجود این، کمی پس از این خبر، عبدالمهدی اسدی، رییس انجمن واردکنندگان موبایل گفت گمرک به آنها اعلام کرده اجازه واردات آیفون ۱۳ را هم نمیدهد.
یک روز پس از این اظهارات دهقانینیا، حسین روزبه، عضو هیات مدیره انجمن واردکنندگان تلفن همراه، گفت که از زمان انتشار نامه وضع تعرفه ۹۶ درصدی روی گوشیهای آیفون، ثبت سفارش به کلی متوقف شده و حتی با وجود این تعرفه بالا، ترخیص آیفون انجام نمیشود.
جمهوری اسلامی از محل تعرفه گمرکی واردات رسمی موبایل، درآمد کسب میکند. در قانون بودجه سال ۱۴۰۲ درآمد گمرکی گوشیهای بالای ۶۰۰ دلار، در جدول شماره «۵»، بیش از دو هزار میلیارد تومان پیشبینی شده بود.
با وجود این، اسدی در یک نشست خبری در مرداد ۱۴۰۳ گفت دولت در سال گذشته حدود سه تا چهار هزار میلیارد درآمد از محل واردات آیفون، درآمد کسب کرده است.
دولت پزشکیان در لایحه بودجه سال آینده، نیم میلیارد یورو درآمد از محل واردات گوشیهای بالای ۶۰۰ دلار برای خود پیشبینی کرده است. عددی که با نرخ یورو در این لایحه (۵۰ هزار تومان)، حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان است. این عدد حدود ۱۲ برابر درآمد پیشبینی شده در قانون بودجه سال ۱۴۰۳ است و برای تحقق آن، طبیعتا باید مشکل واردات گوشیهای آیفون حل شود.
با رفع محدودیت واردات گوشیهای آیفون، هواداران دولت که آن را دستاوردی برای «دولت وفاق» عنوان میکنند راضی هستند؛ دولت هم با تحقق درآمد بالا از حقوق ورودی گوشی آیفون به نظر راضی میرسد. تعرفهای که تقریبا مشابه تعرفه واردات خودرو است.
در این میان تنها مصرفکننده ایرانی است که بر خلاف شهروندان اکثر نقاط جهان، برای موضوعی به سادگی خرید یک گوشی تلفن همراه، باید با بیم و امید اخبار را دنبال کند و در نهایت دقیقا برابر قیمت یک آیفون، به دولت حقوق ورودی پرداخت کند.
محسن رنانی، اقتصاددان، با اشاره به وضع اقتصادی جمهوری اسلامی و تشدید تنشها با اسرائیل، عدم افزایش قیمت دلار تا ۲۰۰ هزار تومان را معجزه دانست و تاکید کرد اگر حکومت ایران از فرصت بر سر کار آمدن مسعود پزشکیان استفاده نکند، دیگر راهی برای مدیریت فاجعهای که دچار آن شده، نخواهد داشت.
انجمن اقتصاد ایران در سومین نشست با عنوان «دولت چهاردهم، چالشها و افق پیش رو» میزبان محسن رنانی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه اقتصاد بود.
روزنامه هممیهن گزارشی از سخنان این اقتصاددان نهادگرا در تشریح اوضاع اقتصادی جمهوری اسلامی منتشر کرد.
رنانی در این نشست اوضاع کشور را به «هواپیمای انقلاب» تشبیه کرد که ۴۰ سال پس از نشستن و پایان سفر، خلبان همچنان اجازه نمیدهد مسافران کمربندها را باز کنند.
او گفت: «اگر دولت مسعود پزشکیان میخواهد موفق شود، باید وفاق خود را به افق تبدیل کند.»
به گفته رنانی، جمهوری اسلامی برای عبور از بحرانهای متعددی که گرفتار آن است، تنها یک مسیر دارد و آن تبدیل وفاق «همه با من» به وفاق «همه با هم» است.
رنانی گفت: «اگر توسعه را تبدیل به شش طبقه کنیم، ما در طبقه دوم و در زمان هشدار هستیم.»
به گفته او، از ۳۷۶ شاخص توسعه، حدود ۱۹۰ شاخص در ایران قرمز شده است: «حدود ۱۰۰ شاخص سفید و تنها بقیه شاخصها سبز هستند.»
رنانی با اشاره به این که اقتصاد ایران در مرحله «نااطمینانی پیچیده» قرار گرفته است، گفت: «اگر یک مرور سریع کنیم، در دوره ریاستجمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، سرمایهگذاران از اقتصاددانان و مشاوران اقتصادی میپرسیدند اگر در استان سیستان و بلوچستان کارخانه بزنیم، میتوانیم وام با بهره پایین بگیریم یا خیر؟»
به گفته این اقتصاددان، در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی سوال این بود که میخواهم در استانهای دارای کلانشهر سرمایهگذاری کنم اما وام استانهای کمبرخوردارتر، بهتر است. چه کاری انجام دهم مناسبتر است؟
رنانی در ادامه گفت: «در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد سوال این بود که میخواهم سرمایهگذاری کنم، دلار بخرم یا سکه و طلا؟ در دولت حسن روحانی هم سوال این بود که پولهای خود را به کدام کشور ببرم که بهتر باشد؟ ارمنستان یا ترکیه و امارات؟ در دولت ابراهیم رئیسی سوال تبدیل به این شد که من کجا مهاجرت کنم و پولهای خود را سرمایهگذاری کنم؟»
به گفته او، دولت چهاردهم وارث چنین مسیر تاریخیای است.
رنانی ادامه داد که شرایط جدید با اسرائیل هماکنون در کشور مشکلساز شده است: «به همین دلیل این معجزه است که تا این لحظه دلار ۲۰۰ هزار تومان نشده است. این نشان میدهد که همچنان مردم اطمینان دارند و عدم تمایلشان به جنگ را نشان میدهند.»
روندهای نزولی
رنانی با بررسی وضعیت اقتصاد کشور در دورهها و نقاط عطف تاریخ جمهوری اسلامی تاکید کرد که اقتصاد ایران از زمانی که برجام شکست خورد، وارد فاز «عدم اطمینانی پیچیده» شد.
او گفت بخش اعظم روندهای بهبود که از ۳۰ سال قبل آغاز شده بودند، از سال ۱۳۹۶ به بعد نزولی شدند: «از سال ۱۳۹۶، در دوران ریاستجمهوری روحانی و رئیسی، روندهای بهبود، همه نزولی شدند.»
استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان با تشریح شرایط ناپایدار اقتصادی افزود زمانی که اقتصاد به سمت عدم اطمینان پیچیده میرود، بازیگران هم به سمت استفاده از «عقل معنایی» میروند.
به گفته او، اقتصاد برای «عقل ابزاری» نوشته شده است نه عقل معنایی: «زمانی که یک جامعه به سطح نااطمینانی بسیار میرسد، عقل ابزاری دیگر وجود ندارد. به همین دلیل در نظرخواهی انجام شده از کارآفرینان، ۹۰ درصد آنان گفتهاند به اقتصاد ایران امید ندارند. این افراد به دلیل نااطمینانی در عقل ابزاریشان اختلال به وجود آمده است. عقل ابزاری، مختل شده چرا که عقل ابزاری، نیاز به چشمانداز دارد.»
رنانی که یکی از ۱۴۰ اقتصاددان حامی پزشکیان در انتخابات تیر ۱۴۰۳ بود، گفت تا زمانی که مردم باور کنند همه میخواهند مردم و سیستم با هم وفاق داشته باشند، مشکلات اقتصادی حل نمیشوند.
او گفت: «اکنون در مسائلی مانند بنزین، آب، تصادفات جادهای و بسیاری مشکلات دیگر، دچار فاجعه شدهایم.»
به گفته رنانی، حکومت به تنهایی نمیتواند «این فاجعه» را مدیریت کند: «الان حکومت باید فراخوان دهد و از مردم کمک بگیرد. بنابراین اگر اکنون که اعتمادی به دولت چهاردهم هست راهی نیابیم، دیگر زمان میگذرد.»
در پی انتشار ویدیویی از آزار و اذیت مهاجران اهل افغانستان در ایران، علی ربیعی، دستیار اجتماعی مسعود پزشکیان، برخوردها با مهاجران در ایران را «زشت و نژادپرستانه» خواند و گفت اینگونه رفتارها غیرقابل توجیه و دردآور است و با فرهنگ و روحیه ایرانی سازگار نیست.
ربیعی روز ۹ آبان با انتشار ویدیویی از مورد آزار و خشونت قرار گرفتن زنان مهاجر افغانستان در ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «کارهای زشت نژادپرستانه در قبال مهاجرین غیرقابل توجیه بوده و با فرهنگ و روحیه ایرانی نیز سازگار نیست.»
دستیار اجتماعی پزشکیان با بیان این که «اگر یک دختر ایرانی در اثر ظلم، متحمل رنج شود، قلبمان میلرزد»، خاطرنشان کرد: «دیدن سیلی خوردن دختران افغانستانی هم باید موجب درد و تاسف شود.»
او با تاکید بر این که مساله پناهجویان صرفا در چارچوب منطقی و از طریق برنامهریزی و سیاستگذاری قابل بررسی و تصمیمگیری است، نوشت: «انسان در هر جای دنیا که باشد باید کرامت انسانیاش حفظ شود.»
در ماههای گذشته و به دنبال افزایش سیاستهای مهاجرستیزانه جمهوری اسلامی علیه شهروندان اهل افغانستان در ایران، گزارشهای زیادی از برخوردهای توهینآموز با مهاجران اهل افغانستان منتشر شده است.
همزمان با افزایش این خشونتها، کارزارهایی افغانستیزانه و با خواست اخراج مهاجران از ایران در شبکههای اجتماعی به راه افتادهاند.
اخراج مهاجران اهل افغانستان از ایران
در ماههای اخیر فشار نیروهای امنیتی و انتظامی به مهاجران اهل افغانستان در ایران افزایش یافته و گزارشها از افزایش رد مرزهای غیرقانونی، همراه با برخوردهای شدید با این شهروندان حکایت دارند.
احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی کشور، روز هفتم آبان از رد مرز شدن ۸۵۰ هزار نفر از مهاجران از ایران خبر داد و آنها را «اتباع غیرمجاز» نامید.
پیش از آن، محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران در روز اول آبان با اعلام اینکه از دو و نیم میلیون تبعه ساکن این استان بیش از ۴۰ درصد (یک میلیون نفر) بهصورت غیرمجاز حضور دارند، بر لزوم اخراج این افراد تاکید کرد.
اسکندر مومنی، وزیر کشور دولت چهاردهم نیز تهران را مهاجرپذیرترین استان کشور اعلام کرد و گفت ساماندهی و «طرد اتباع بیگانه غیرمجاز» باید در اولویت قرار بگیرد.
خبرگزاری باختر، رسانه تحت کنترل طالبان، روز اول آبان گزارش داد که دستکم ۲۲۷ خانواده مهاجر افغان در یک روز از ایران اخراج شدند.
ولیالله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی مجلس، ۱۴ مهر گفت که بر اساس طرح ساماندهی اتباع خارجی، دیگر چیزی به عنوان اقامت دائم اتباع در ایران وجود ندارد و تنها سه نوع اقامت موقت شامل یک ساله، سه ساله و احتمالا هفت ساله پیشبینی شده است.
بیاتی خبر داد که طرح ساماندهی اتباع خارجی و اساسنامه سازمان ملی مهاجرت در دستور کار کمیسیون امور داخلی مجلس است.
روزنامه شرق ۲۰ مرداد امسال در گزارشی از بازداشت شماری نوجوان افغانستانی بین ۱۰ تا ۱۷ سال با وجود داشتن مدارک خبر داد و نوشت گرچه رد مرز کودکان زیر ۱۸ سال و زنان به تنهایی غیرقانونی است اما این اتفاقات در حال رخ دادن است.
علاوه بر جمهوری اسلامی، پاکستان هم در ماههای گذشته فشارها بر اتباع خارجی را در خاک خود افزایش داده و بر اساس اعلام سازمان ملل، در یک سال گذشته ۷۳۳ هزار افغان را اخراج کرده و به افغانستان باز گردانده است.
به گزارش افغانستاناینترنشنال، تعداد قابل ملاحظهای از افغانها پس از به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان، به ایران مهاجرت کردند.
تعداد زیادی از این مهاجران، زنان و دخترانی هستند که از حق آموزش و کار در افغانستان محروم ماندهاند.
بخشی دیگر از مهاجران، نظامیان و کارمندان حکومت پیشین هستند که از ترس انتقامجویی طالبان به ایران فرار کردهاند.
شماری از مهاجران نیز به دنبال بحران اقتصادی و بیکاری گسترده در افغانستان تحت کنترل طالبان، برای کار کردن راهی ایران شدهاند.