درباره «سندرم لرزش خیالی» یا توهم دیجیتال چه میدانید
آیا تا به حال در طول روز احساس کردهاید گوشیتان زنگ خورده یا لرزیده است اما وقتی آن را چک کردهاید، هیچ تماس یا پیامی ندیدهاید؟ این تجربه که اغلب آن را نادیده میگیریم، در واقع پدیدهای روانی به نام «سندرم لرزش خیالی» و نشاندهنده وابستگی ذهنی ما به گوشیهای هوشمند است.
در عصر دیجیتال، گوشیهای هوشمند به بخشی جداییناپذیر از زندگی ما تبدیل شدهاند.
این دستگاههای کوچک اما قدرتمند، امکاناتی باورنکردنی در اختیار ما قرار دادهاند. از تسهیل ارتباطات گرفته تا دسترسی آسان به اطلاعات.
اما آیا تا به حال فکر کردهاید این ارتباط نزدیک با تکنولوژی چه تاثیراتی بر روان ما میگذارد؟
سندرم لرزش خیالی چیست؟
به گزارش فربز، تحقیقات روانشناختی اخیر پدیدهای جدید را به نام «سندرم لرزش خیالی» (Phantom Vibration Syndrome) شناسایی کردهاند.
این سندرم زمانی رخ میدهد که فرد احساس میکند گوشیاش در حال لرزیدن است در حالی که هیچ اعلان یا تماسی دریافت نکرده است.
به عبارت دیگر، مغز ما توهمی از لرزش یا صدای اعلان گوشی را ایجاد میکند، بدون این که در واقعیت چنین اتفاقی افتاده باشد.
مطالعهای که در سال ۲۰۱۲ در مجله کامپیوترها در رفتار انسان (Computers in Human Behavior) منتشر شد، نشان داد که نزدیک ۸۹ درصد از شرکتکنندگان، دستکم هر دو هفته یک بار این پدیده را تجربه میکنند.
این آمار نشان میدهد «سندرم لرزش خیالی» بسیار رایجتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
علل سندرم لرزش خیالی
محققان توضیحات مختلفی برای این پدیده ارائه کردهاند که در بیشتر موارد ریشه در علوم اعصاب دارند.
مطالعهای در سال ۲۰۱۰ در مجله بیاِمجی نشان داد مغز ما برای مقابله با حجم زیاد اطلاعات حسی، از فیلترها یا طرحوارههایی استفاده میکند.
این فرآیند که «جستوجوی هدایتشده فرضیه» نامیده میشود، میتواند منجر به تفسیر نادرست برخی محرکهای حسی شود.
مطالعهای دیگر در سال ۲۰۱۳ سندرم لرزش خیالی را بخشی از مجموعهای گستردهتر از مسائل مربوط به اضطراب فنآوری، موسوم به «iDisorders» طبقهبندی کرد.
این نظریه بیان میکند که وابستگی بیشتر ما به دستگاههای هوشمند میتواند منجر به اضطراب و در نتیجه بروز چنین توهماتی شود.
تحقیقی در سال ۲۰۱۵ نشان داد انتظار مداوم برای دریافت پیام، ایمیل یا اعلان جدید میتواند باعث ایجاد اضطراب و در نتیجه تجربه ارتعاشات خیالی شود.
تاثیرات گستردهتر
اگرچه سندرم لرزش خیالی به خودی خود ممکن است آسیبی جدی به همراه نداشته باشد اما نشاندهنده مسالهای بزرگتر یعنی رابطه عمیق و فزاینده ما با فنآوری است.
این پدیده نشان میدهد دستگاههای هوشمند تا چه حد در زندگی روزمره ما ادغام شدهاند.
علاوه بر سندرم لرزش خیالی، پدیدههای دیگری نیز در ارتباط با استفاده بیش از حد از گوشیهای هوشمند شناسایی شدهاند که از جمله این پدیدهها میتوان به «دوماسکرواینگ» یا تمایل به جستوجوی مداوم اخبار منفی در شبکههای اجتماعی، «نُموفوبیا» یا ترس از دور بودن از گوشی همراه، پدیده «اضافه بار اعلانها» که باعث استرس ناشی از دریافت حجم زیادی از اعلانها میشود و «خستگی دیجیتال» که ناشی از استفاده مداوم از دستگاههای دیجیتال است، اشاره کرد.
این پدیدهها نشاندهنده تاثیرات گستردهتر فنآوری بر جامعه و زندگی روزمره ما هستند.
سندرم لرزش خیالی اگرچه به ظاهر بیضرر به نظر میرسد اما زنگ خطری برای توجه بیشتر به رابطه ما با فنآوری است.
این پدیده نشان میدهد که تکنولوژی چگونه میتواند بر ادراک حسی و روان ما تاثیر بگذارد.
به توصیه کارشناسان بهتر است برای کاهش اینگونه اثرات، زمانهایی را برای «دیجیتال دیتاکس» یا پاکسازی دیجیتال در نظر بگیریم و استفاده از گوشیهای هوشمند را محدود کنیم.
آگاهی از این پدیده میتواند به ما کمک کند تا با آرامش بیشتری با آن برخورد کنیم.
دانشمندان بهتازگی بزرگترین فوارههای سیاهچاله شناخته شده را که ۲۳ میلیون سال نوری طول دارند، در دورترین نقاط جهان کشف کردهاند. این فوارههای عظیم ذرات که از یک سیاهچاله فوقالعاده بزرگ به بیرون پرتاب شدهاند، بیش از صد برابر بزرگتر از کهکشان راه شیری هستند.
در سال ۲۰۲۲، دانشمندان یکی از بزرگترین فوارههای سیاهچالهای قابل مشاهده در آسمان شب را در کهکشان انجیسی-۲۶۶۳ کشف کردند.
این کهکشان که در نزدیکی کهکشان راه شیری است، با استفاده از تلسکوپ «استرالیایی اسکایپاتفایندر» (ایاسکیایپی) به عنوان یکی از بزرگترین فوارههای موجود در آسمان شب شناسایی شده است.
اما کشف جدیدی که در مجله معتبر نیچر منتشر شده، همه انتظارات را پشت سر گذاشته است. به گفته پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، این فواره که پورفیریون (یکی از غولهای اساطیر یونان) نامگذاری شده، بیش از ۲۰ برابر بزرگتر از فواره انجیسی-۲۶۶۳ است و ابعاد عظیمی دارد.
پورفیریون، غول کیهانی
پورفیریون، با طول حیرتآور ۲۳ میلیون سال نوری، در کهکشانی دور دست قرار دارد و نشان میدهد که چگونه ماده در داخل و خارج کهکشانها جریان مییابد.
این فواره نهتنها عظیم، بلکه تقریبا مستقیم است، همین مساله دانشمندان را متحیر کرده است.
این فواره با استفاده از «تلسکوپ الاوافآیآر» کشف شد. این تلسکوپ در واقع شبکهای از حسگرهای رادیویی است که در هلند مستقر شده و از سوئد تا بلغارستان و از ایرلند تا لتونی گسترده شده است.
تلسکوپهای رادیویی بر خلاف چشم انسان توانایی مشاهده امواج رادیویی را دارند.
سیاهچالهها، منبع فوارههای عظیم
این فوارهها در مرکز کهکشانی قرار دارند که از سوی یک سیاهچاله فوقالعاده بزرگ هدایت میشود. هنگامی که ماده به سمت سیاهچاله کشیده میشود، سیاهچاله برخی از آنها را میبلعد.
برخی دیگر در اطراف سیاهچاله بهصورت یک صفحه چرخان در میآیند و بخشی از آن هم بهوسیله میدانهای مغناطیسی شدید به دو فواره پرقدرت در جهتهای مخالف پرتاب میشوند.
چیزی که پورفیریون را متمایز میکند، راست بودن تقریبا کامل این فواره است.
فوارههای سیاهچالههای دیگر اغلب دارای انحنا یا شکستگی هستند، همانند فواره «ارواح رقصان» که ایاسکیایپی آن را شناسایی کرده بود.
این تصویر که به وسیله تلسکوپ الاوافایار گرفته شده است، پورفیریون را نشان میدهد که میزبان سیاهچالهای عظیم در مرکز است. بزرگترین ساختار لکه مانند در نزدیکی مرکز یک سیستم جت کوچکتر جداگانه است. اندازه نسبی کهکشان راه شیری ما در گوشه پایین سمت راست نشان داده شده است.
معمای فواره مستقیم
بسیاری از عوامل مانند برخورد با ابرهای متراکم، تغییرات در جهتگیری سیاهچاله، میدانهای مغناطیسی قوی و یا بادهای میانکهکشانی میتوانند فوارهها را خم کنند.
اما پورفیریون بهطرزی عجیب بدون هیچ اختلالی در حدود دو میلیارد سال در حال حرکت بوده است.
این کشف دو ابهام بزرگ را مطرح میکند؛ اول اینکه پورفیریون در مکانی بسیار دور از ما قرار دارد. نور این فواره هفت میلیارد سال سفر کرده تا به زمین برسد، که به این معناست که ما آن را به شکلی میبینیم که شش میلیارد سال پس از بیگ بنگ بوده است.
دوم، فوارهای که به مدت دو میلیارد سال قدرت خود را حفظ کرده باشد، به منبعی پایدار و غنی از مواد نیاز دارد، اما وجود چنین محیطی معمولا با یک فواره مستقیم ناسازگار است.
پژوهشهای آینده
دانشمندان امیدوارند با مطالعات بیشتر به راز این فواره پی ببرند. تلسکوپهای رادیویی به کاوش در این زمینه ادامه خواهند داد تا بتوانند فوارههای بیشتری را کشف کنند و به بررسی چگونگی تشکیل آنها بپردازند.
این پژوهشها به درک بهتر ساختار و رفتار کهکشانها و نقش سیاهچالهها در کیهان کمک خواهد کرد.
به گزارش نشریه تایمز لندن، پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه سائوپائولو برای نخستین بار وجود ذرات میکروپلاستی در مغز انسان را تایید کردند. این یافته میتواند پیامدها و دستاوردهای گستردهای درباره درک ما از بیماریهای عصبی داشته باشد.
وجود ذرات ریزپلاستیکی که تقریبا همه جا از مناطق شهری گرفته تا دورافتادهترین نقاط مانند قطب جنوب یافت میشوند، تا پیش از این در بخشهای دیگر بدن انسان از جمله ریهها، قلب، دستگاه گوارش، کبد، جفت جنین و حتی در مایع منی و خون گزارش شده بود.
در این مطالعه گروهی از پژوهشگران برزیلی اعلام کردهاند برای اولین بار، وجود این ذرات را در بخشی از مغز که مسئول پردازش حس بویایی است، شناسایی کردهاند.
تاکنون هیچ گزارش علمی معتبری مبنی بر نفوذ میکروپلاستیکها به مغز انسان که با سد خونی-مغزی محافظت میشود، منتشر نشده بود.
سد خونی-مغزی یک ساختار حفاظتی در مغز است که از ورود مواد مضر، میکروبها و مولکولهای بزرگ به مغز جلوگیری میکند.
این تحقیق که نتایج آن در مجله «جاما اوپن نتورک» منتشر شده، نشان میدهد در مغز هشت فرد از ۱۵ فرد فوت شده در سائوپائولو که مورد پژوهش قرار گرفتهاند، ذرات میکروپلاستیک یافت شده است.
این ذرات که اندازهای حدود ۵/۵ میکرومتر و بزرگتر داشتهاند، در بخشی از مغز به نام «پیاز بویایی» که مسئول پردازش بو است، شناسایی شدند.
محققان برای اطمینان از صحت یافتههای خود، از دو روش مختلف برای شناسایی میکروپلاستیکها استفاده کردند.
در روش اول، بافت تعدادی از مغزها با یک آنزیم خاص تجزیه شدند تا تنها مواد غیر بیولوژیکی از جمله پلاستیک باقی بماند.
در روش دوم، از برشهای یخزده مغز و میکروسکوپهای مادون قرمز برای شناسایی میکروپلاستیکها در محل استفاده شد.
محققان با توجه به محل حضور این ذرات حدس میزنند افراد احتمالا این ذرات را از طریق بینی استنشاق میکنند.
وجود سلولهای عصبی در حفره بینی که به پیاز بویایی متصل هستند، این فرضیه را تقویت میکند.
پژوهشهای اخیر در زمینه آلودگی هوا نیز نشان دادهاند ذرات بسیار ریز معلق در هوا، موسوم به «پیام-۲/۵» قادرند به مغز نفوذ کنند.
این یافتهها احتمال ورود میکروپلاستیکها به مغز را از طریق مسیر تنفسی، تقویت میکند.
تاثیر بر سلامت انسان
گرچه تاثیر دقیق میکروپلاستیکها بر سلامت انسان هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما مطالعات اخیر نشان دادند حضور این ذرات در بدن میتواند خطر ابتلا به برخی بیماریها را افزایش دهد.
برای نمونه، یک تیم تحقیقاتی ایتالیایی دریافته است بیمارانی که ذرات میکروپلاستیک در شریانهای کاروتید خود دارند، با احتمال بیشتری دچار سکته میشوند.
علاوه بر این، نگرانیهایی در مورد ارتباط احتمالی بین حضور میکروپلاستیکها در مغز و بروز بیماریهای عصبی و روانی، به ویژه در مغز در حال رشد، وجود دارد.
این موضوع، بهخصوص در مورد کودکان و نوجوانان که مغزشان هنوز در حال تکامل است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
یکی از چالشهای اصلی محققان در این مطالعه، جلوگیری از آلودگی نمونههای مغزی با میکروپلاستیکهای موجود در محیط آزمایشگاه بوده است.
از آنجا که امروزه تقریبا همه چیز از پلاستیک ساخته میشود، محققان مجبور بودهاند روشهای آزمایش خود را به دقت تنظیم کنند تا از آلودگی نمونهها جلوگیری شود.
در گزارش این پژوهش، به این نکته اشاره شد که علت عدم مشاهده میکروپلاستیک در تمامی ۱۵ نمونه مغزی مورد بررسی، علیرغم فراگیر بودن ذرات پلاستیکی، با قطعیت قابل تبیین نیست.
احتمالا در برخی نمونهها، شناسایی این ذرات با دشواریهایی همراه بوده است. علاوه بر این، ارتباط معناداری میان حضور میکروپلاستیکها و پیشینه شغلی افراد متوفی یافت نشده است.
این یافتهها همچنین با نتایج «پیش چاپ» یک مطالعه که در ماه گذشته منتشر شد، همخوانی دارد.
در آن مطالعه نیز وجود میکروپلاستیکها در مغز انسان گزارش شده بود.
دکتر متیو کامپن از دانشگاه نیومکزیکو که در مطالعه پیشچاپ مشارکت داشته، معتقد است اندازه میکروپلاستیکهای یافت شده در پژوهش دانشگاه سائوپائولو به قدری بزرگ است که احتمالا از طریق بینی وارد پیاز بویایی شدهاند.
به گفته کامپن، اگرچه در حال حاضر شواهد قطعی مبنی بر ارتباط مستقیم بین میکرو یا نانوپلاستیکها و بیماریهای عصبی وجود ندارد اما دانشمندان نسبت به افزایش قرار گرفتن انسان در معرض این ذرات نگران هستند.
به گفته این پژوهشگران، اکنون از مرحله بررسی وجود میکروپلاستیکها در بدن انسان عبور کردهایم: «ما وارد مرحلهای شدهایم که باید به دنبال پاسخ به این سوال مهم باشیم: آیا وجود میکروپلاستیکها در بافتهای بدن، مضراتی برای سلامت ما به همراه خواهد داشت؟»
گزارش جدید سازمان ملل هشدار میدهد که سرمایهگذاری ناکافی دولتها روی توانمندسازی زنان و دختران، منجر به از دست رفتن فرصتهای اقتصادی میلیارد دلاری میشود.
طبق این گزارش، نابرابری جنسیتی در دسترسی به اینترنت طی پنج سال آینده، ۵۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط آسیب میزند.
گزارش تصویری جنسیتی آژانس زنان ملل متحد نشان میدهد که هزینه جهانی ناشی از آموزش ناکافی زنان جوان، سالانه به ۱۰ تریلیون دلار میرسد. این گزارش همچنین پیشبینی میکند که در صورت نبود اقدام جدی، پدیده ازدواج کودکان ممکن است تا سال ۲۰۹۲ ادامه یابد.
به گزارش گاردین این یافتهها اهمیت سرمایهگذاری در توانمندسازی زنان و دختران را برجسته میکند و لزوم اقدامات فوری برای رفع نابرابریهای جنسیتی را آشکار میسازد. این ارقام نشان میدهد که دسترسی برابر به فناوری اطلاعات و ارتباطات، نه تنها یک حق اساسی، بلکه یک ضرورت اقتصادی است.
در بخش کشاورزی نیز، این گزارش به پتانسیل عظیم نهفته در توانمندسازی زنان اشاره میکند. بهبود حمایت از کشاورزان زن میتواند یک تریلیون دلار به تولید ناخالص داخلی جهانی بیفزاید. این امر نشان میدهد که سرمایهگذاری در توانمندسازی زنان، نه تنها یک مساله اخلاقی، بلکه راهکاری برای رشد اقتصادی پایدار است.
موضوع نگرانکننده کودک-همسری
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای این گزارش، مربوط به کودک همسری است. با روند فعلی، این پدیده ممکن است تا سال ۲۰۹۲ ادامه یابد. این آمار ضرورت اقدام فوری برای حمایت از حقوق کودکان و به ویژه دختران را آشکار میسازد.
به گفته پاپا سک، رییس بخش تحقیقات و دادههای زنان سازمان ملل، هزینه دستیابی به برابری جنسیتی بسیار زیاد است، اما در عین حال، بازده بالقوه انجام این کار برای جوامع نیز به قدری چشمگیر است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
این گزارش همچنین به مسائل دیگری مانند ناامنی غذایی و تاثیرات تغییرات اقلیمی بر زنان میپردازد. طبق این گزارش، ۴۷.۸ میلیون زن بیشتر از مردان با ناامنی غذایی متوسط یا شدید مواجه هستند. پایان دادن به فقر شدید زنان ممکن است ۱۳۷ سال دیگر طول بکشد. علاوه بر این، تغییرات آب و هوایی میتواند ۱۵۸ میلیون زن و دختر بیشتر از مردان و پسران را به فقر بکشاند.
در بخش قوانین و مقررات نیز، گزارش نشان میدهد که هیچ کشوری تمام قوانین لازم برای منع تبعیض، جلوگیری از خشونت مبتنی بر جنسیت، حمایت از حقوق برابر در ازدواج و طلاق، و تضمین دسترسی کامل به سلامت جنسی و باروری را ندارد. این امر نشاندهنده شکاف عمیق بین آرمانهای برابری جنسیتی و واقعیتهای موجود است.
قانونهایی که در نقش مانع عمل میکنند
از میان ۱۲۰ کشوری که اطلاعات آنها در دسترس است، بیش از نیمی دارای حداقل یک محدودیت قانونیاند که زنان را از اشتغال در مشاغل مشابه مردان بازمیدارد. افزون بر این، در نیمی از این کشورها، قوانین موجود تجاوز جنسی را بر مبنای عدم رضایت قربانی تعریف نمیکنند.
کارشناسان معتقدند که برای غلبه بر این چالشها، دولتها باید اقدامات جدی و فوری انجام دهند. ریچل ساندرز، کارشناس حقوق زنان در دانشگاه ناتینگهام بریتانیا، خواستار وضع قوانین جدید برای شفافیت حقوق و اطلاعرسانی درباره مجرمان جنسی شد. به گفته ساندرز حتی قوانین موجود مانند قانون برابری ۲۰۱۰ به طور کامل اجرا نمیشوند. شکاف دستمزد جنسیتی همچنان پابرجاست و انتظار میرود زنان بیشتر از مردان از مرخصی والدین استفاده کنند، به جای اینکه این مرخصی بین والدین تقسیم شود.
دومینیک پلیکوت، مرد ۷۱ ساله فرانسوی روز سهشنبه ۲۷ شهریور در دادگاه بهطور علنی اعتراف کرد که خود را «یک متجاوز جنسی» میداند. او به خوراندن دارو، تجاوز به ژینل پلی کوت، همسرش و دعوت از دهها مرد دیگر برای تجاوز به همسرش در حالت بیهوشی متهم شده است.
در جلسه دادگاه، پلیکوت با اشاره به ۵۰ مرد دیگری که در دادگاه برای تجاوز به همسرش دعوت کرده بود گفت: «من یک متجاوز جنسی هستم، مانند دیگران در این اتاق.»
پلیکوت با بیان این که آنها همه میدانستند برای تجاوز دعوت شدهاند، تاکید کرد که همسرش لایق این وضعیت نبود.
شهادت پلیکوت برای ۵۰ مرد دیگر در دادگاه، که سنهای آنها از ۲۶ تا ۷۴ سال است، تعیینکننده خواهد بود.
پلیکوت به خوراندن داروهای ضد اضطراب به همسرش در طول نزدیک به یک دهه، از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ متهم است.
پلیکوت در حالی که همسرش بیهوش بود، به او تجاوز میکرد و دهها مرد دیگر را که بهطور آنلاین ملاقات کرده بود، برای انجام همین کار جذب میکرد.
برخی از متهمان اعتراف کردهاند که پلیکوت به آنها گفته بود که به همسرش دارو داده است، در حالی که دیگران ادعا میکنند که فکر میکردند در یک فانتزی جنسی زوجها شرکت دارند.
این اولین بار است که پلیکوت بهطور مفصل از زمان آغاز دادگاه در دو سپتامبر صحبت میکند.
وکیل پلیکوت، پیش از این اعلام کرده بود که موکلش به دلیل مشکل لخته خون در مثانه و شروع عفونت کلیه، از شرایط جسمانی نامناسبی برخوردار است. با این حال، معاینه پزشکی درخواست شده از سوی قاضی نشان داد که او در وضعیت مناسبی برای حضور در دادگاه قرار دارد.
ژیزل درخواست کرده است که این دادگاه در شهر آویگنون بهطور عمومی برگزار شود تا آگاهی درباره استفاده از داروها برای ارتکاب به سوءاستفاده جنسی افزایش یابد.
این پرونده واکنشهای گستردهای را در فرانسه به همراه داشته است، و هزاران نفر در آخر هفته میلادی به خیابانها آمده و از ژیزل پلیکوت حمایت کردند.
او خطاب به حامیانش گفت: «به لطف شما، من قدرت دارم که این مبارزه را تا انتها ادامه دهم.»
آنتوان کامو، وکیل این زن به خبرگزاری فرانسه گفت محاکمه این افراد برای قربانی «تجربهای وحشتناک» است زیرا او برای اولین بار با اسناد و تصاویر این جرائم روبهرو خواهد شد.
پلیس تحقیقات خود را درباره دومینیک در سپتامبر ۲۰۲۰ آغاز کرد. او در آن زمان به اتهام فیلمبرداری مخفیانه از زیر دامن سه زن در یک مرکز خرید بازداشت شد.
به گزارش سازمان جهانی هواشناسی، با وجود فوران آتشفشانیِ شدید در اقیانوس آرام جنوبی، لایه اُزون همچنان در مسیر بهبود بلندمدت قرار دارد. این سازمان اعلام کرد که تلاشهای جهانی برای حذف تدریجی مواد شیمیایی مخرب اُزون، تاثیرات مثبتی بر بازسازی این لایه حیاتی داشته است.
براساس پیشبینیها، لایه اُزون تا حدود سال ۲۰۶۶ در قطب جنوب، ۲۰۴۵ در قطب شمال و ۲۰۴۰ در سایر نقاط جهان به سطح سال ۱۹۸۰ باز خواهد گشت.
با این حال، فوران آتشفشانی در نزدیک تونگا در اوایل سال ۲۰۲۲، به دلیل افزایش بخار آب در جو، باعث تخریب موقت لایه اُزون در قطب جنوب شد.
سازمان جهانی هواشناسی در بولتن سالانه خود اعلام کرد که این خسارات در مجموع محدود بوده است.
لایه اُزون چیست و چه کارکردی دارد؟
لایه اُزون زمین را از تابشهای مضر فرابنفش خورشید محافظت میکند که این تابشها میتوانند خطر ابتلا به سرطان پوست و سایر مشکلات سلامتی را افزایش دهند.
اُزون شکل یک لایه محافظتی در جو زمین است که در فاصله ۱۲ تا ۵۵ کیلومتری از سطح زمین واقع شده و ۹۷-۹۹ درصد از اشعه فرابنفش خورشید که برای زندگی بر روی زمین مضر است را جذب می کند.
تابشهای فرابنفش میتوانند خطر ابتلا به سرطان پوست و سایر مشکلات سلامتی را افزایش دهند.
تراز ۱۹۸۰ لایه اُزون
ضخامت اُزون از نظر فصلی و جغرافیایی متفاوت است. تشخیص سوراخ اُزون در سال ۱۹۸۰ یکی از مهمترین اکتشافات علمی چند دهه گذشته است که تاثیر قابل توجهی در سیستم جوی کره زمین به ویژه در قطب جنوب داشت.
در سال ۱۹۸۰لایه اُزون هنوز به طور قابل توجهی تحت تاثیر مواد شیمیایی مخرب مانند کلروفلوئوروکربنها (سی.اف.سی) قرار نگرفته بود، به همین دلیل سطح لایه اُزون در سال ۱۹۸۰ به عنوان یک نقطه مرجع در نظر گرفته میشود.
در دهههای بعد، به دلیل انتشار گسترده این مواد، ضخامت لایه اُزون بهویژه در مناطق قطبی، کاهش یافت و به ایجاد سوراخ ازون منجر شد.
بازگشت لایه اُزون به سطح ۱۹۸۰ به معنای بازیابی آن به وضعیتی است که قبل از شروع تخریب گسترده ناشی از فعالیتهای انسانی داشت و این لایه به طور موثرتر از زمین در برابر تابشهای مضر فرابنفش محافظت میکرد.
پروتکل مونترال که در سال ۱۹۸۹ به اجرا درآمد، موفقیت قابل توجهی در حذف سی.اف.سی و سایر مواد مخرب اُزون داشته است.
دبیرکل سازمان ملل متحد، آنتونیو گوترش، این توافق را «نمادی قوی از امید» در دورهای که همکاریهای بینالمللی با چالشهای متعددی مواجه شده است، توصیف کرد.
سی.اف.سیها بهطور عمده با هیدروفلوئوروکربنها (اچ.اف.سی) جایگزین شدهاند که اگرچه به تخریب اُزون منجر نمیشوند، اما از گازهای گلخانهای قوی و مسبب گرمایش زمین هستند.
در حال حاضر، کشورها در حال اجرای اصلاحیه کیگالی (Kigali) پروتکل مونترال هستند که به کاهش تولید اچ.اف.سی منجر خواهد شد و پیشبینی میشود از افزایش ۰/۵ درجهای دمای کره زمین تا سال ۲۱۰۰ جلوگیری کند.
چین به عنوان بزرگترین تولیدکننده اچ.اف.سی در جهان متعهد شده مصرف این گازها را تا سال ۲۰۴۵ به میزان ۸۵ درصد کاهش دهد. این کشور در حال کاهش سهمیههای تولید و مقابله با تولید غیرقانونی است، اما همچنان با چالشهایی در یافتن جایگزینهای مناسب برای این گازها روبهروست.