• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت پزشکیان چگونه خواهد بود؟

۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ۰۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، از صبح روز شنبه ۲۷ مرداد برای بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت مسعود پزشکیان آغاز شد.

پزشکیان در این جلسه حضور دارد تا در سخنرانی دو ساعت و نیمه، از ۱۹ وزیر پیشنهادی خود دفاع کند.

او پس از حدود یک ساعت سخنرانی، گفت که چندان بلد نیست صحبت کند و وقتی هم از روی کاغذ می‌خواند، «بدتر خراب می‌کند».

رییس دولت چهاردهم گفت که از بقیه وقت سخنرانی‌اش در مجلس در فرصت‌های بعدی استفاده می‌کند.

او در مورد «تشریح برنامه و خط‌مشی دولت چهاردهم» به خواندن سرفصل‌ها اکتفا کرد و دلیل آن را خسته شدن نمایندگان از سخنرانی خود عنوان کرد.

پزشکیان این استدلال را در برابر سر و صدای برآمده از نمایندگان مطرح کرد.

طبق برنامه‌های اعلام شده پس از سخرانی پزشکیان، پنج نفر نماینده موافق و پنج نماینده مخالف، هر کدام به مدت ۱۵ دقیقه در خصوص کلیت ترکیب پیشنهادی ورزا صحبت می‌کنند.

پس از آن، سخنگوی کمیسیون‌های تخصصی گزارشی از برنامه‌های وزرای پیشنهادی مربوط به کمیسیون خود ارائه می‌کنند.

در ادامه دو نماینده مخالف و دو نماینده موافق هریک در ۱۵ دقیقه از هر وزیر پیشنهادی حرف می‌زنند.

وزیر پیشنهادی بعد از این مرحله می‌تواند از برنامه‌ها و صلاحیت خود دفاع کند. به جای او، پزشکیان هم می‌تواند این دفاع را انجام دهد.

100%

پربازدیدترین‌ها

فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد
۱
تحلیل

فایننشال‌تایمز: بحران خلیج فارس شاید تازه آغاز شده باشد

۲
گزارش ویژه

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

۳

پوشش آزاد در قاب حکومت؛ واقعیت یا شو تبلیغاتی؟

۴
اختصاصی

آلمان بررسی بخشی از ویزاهای ایرانیان را به سفارت خود در ارمنستان منتقل کرد

۵

ترامپ: مذاکرات با تهران در مراحل نهایی است، توافق نکنند حمله می‌کنیم

انتخاب سردبیر

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی
    تحلیل

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

  • کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر
    گزارش ویژه

    کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

  • بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

    بحران جمعیت برای جمهوری اسلامی؛ چرا ایرانی‌ها دیگر فرزند نمی‌آورند؟

  • چگونه یک شبکه پول‌شویی مرتبط با سپاه پاسداران از لندن فعالیت می‌کند
    اختصاصی

    چگونه یک شبکه پول‌شویی مرتبط با سپاه پاسداران از لندن فعالیت می‌کند

  • یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است
    روایت شما

    یارانه یک خانواده‌ ۳ نفره، هم‌قیمت ۵ کیلو روغن است

•
•
•

مطالب بیشتر

سایه دائمی جنگ و سرکوب؛ فرصت‌طلبی جمهوری اسلامی برای مهار جامعه

۲۷ مرداد ۱۴۰۳، ۰۰:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
ماری محمدی

در طول چهل و شش سال گذشته که جمهوری اسلامی قدرت را در ایران در دست گرفته، پیکره و روان جامعه بستر التهابات و بحران‌های عمیق و تاریخی بوده، بحران و التهابی که جنگ و سرکوب و زیست مداوم زیر سایه‌شان از اصلی‌ترین آن‌هاست.

خشونت‌های انقلابی پس از تغییر حکومت در سال ۱۳۵۷، جنگ با عراق و کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت، سرکوب خون‌بار اعتراضات معیشتی در دهه هفتاد، تحمیل خفقان در اصلاحات دهه‌های هفتاد و هشتاد با چاشنی قتل‌های زنجیره‌ای، و همچنین کشتار و بازداشت معترضان سال ۸۸ چند نمونه از وقایع تروماتیکی هستند که جمهوری اسلامی در چند دهه نخست حکمرانی خود برای ایران رقم زد.

پس از آن نیز با تغییرات اجتماعی و سیاسی درون کشور و تحولات تکنولوژیک جهانی شیوه سرکوب و تحمیل هراس جمعی به مردم به شکلی مدرن انجام و وحشت‌آفرینی حکومت هم‌زمان با افول اقتصادی شدید و اوج گرفتن اختناق سیاسی و اجتماعی دنبال شد. از دهه ۹۰ سرعت و روند تروماهای جمعی برای مردم بیشتر از قبل شده است. بحرانی که افزایش ملموس خودکشی در جامعه و گسترش آن به سنین جوان و نوجوان تنها یکی از پیامدهای آن بوده است.

فارغ از تمامی رخ‌دادهای خشونت‌آمیز و هراس‌افکن دهه‌های نخست، سرکوب و کشتار حکومت در قبال اعتراضات سراسری سال‌های ۹۶ به بعد که با خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» به اوج خود رسید، به نوبه خود سهم بزرگ‌تر و موثرتری در ایجاد زخم‌های عمیق روانی در جامعه داشته است.

آمار مرگ‌های ناشی از خودکشی در دهه ۱۳۹۰ سیر تصاعدی ۴۰ درصدی داشته و از حدود ۳۵۶۰ مورد در سال به بیش از ۵۰۰۰ مورد افزایش یافته است. این آمار اقدام به خودکشی‌های ناموفق را شامل نمی‌شود و تنها خودکشی‌های منجر به مرگی که از سوی نیروی انتظامی ثبت شده‌اند را در برمی‌گیرد.

این تنها بخشی از ترومای گسترده و مداوم در جامعه ایران است. اما تروما، یا معادل فارسی آن روان‌زخم یا آسیب‌روانی، به چه معناست؟

انجمن روان‌شناسی آمریکا روان‌زخم را «یک واکنش عاطفی به یک رویداد وحشتناک مانند تصادف، تجاوز یا بلایای طبیعی» تعریف می‌کند. اما درباره تهدید جنگ که کل اجتماع را هدف قرار می‌‌دهد، مساله‌ ترومای جمعی مطرح می‌شود. کای اریکسون، رییس پیشین انجمن جامعه‌شناسی آمریکا، ترومای جمعی را «آسیب‌های مشترک به سلامت روانی و اجتماعی یک گروه از جمله اختلالات در بافت اجتماعی، از دست دادن هویت جمعی و کاهش حس جامعه‌پذیری گروه» می‌داند.

جمهوری اسلامی دهه‌هاست وحشت جنگ و سرکوب را بخشی از روزمره مردم ایران کرده است
100%
جمهوری اسلامی دهه‌هاست وحشت جنگ و سرکوب را بخشی از روزمره مردم ایران کرده است

تهدید گسترش جنگ؛ باز شدن زخم‌های کهنه

در چند ماه اخیر، تنش‌های جمهوری اسلامی با اسرائیل و تهدید گسترش جنگ در خاورمیانه برگی دیگر به تاریخ سیاه بحران‌ها و تروما‌های جامعه ایران در دوران جمهوری اسلامی افزوده است. این تروماهای جمعی به معنای واقعی کلمه روان جامعه را تحت تاثیر قرار داده‌اند.

آغاز و تداوم این جنگ میان جمهوری اسلامی و اسرائیل انگیزه‌ها و ریشه‌هایی دارد که نه برای کسب منافع برای مردم ایران است و نه حتی برای محافظت از آنان. مردم ایران به جبر جغرافیا در میانه این جبهه و در خطر گسیل گدازه‌های آتشفشان این جنگ قرار گرفته‌اند و تا این لحظه نیز از حرارت سوزنده آن در امان نبوده‌اند.

درگیری‌های مستقیم و پینگ‌پونگی میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، جنگ‌های روانی، رسانه‌ای و تهدیدهای کلامی مکرر طرفین به حمله نظامی گسترده، هر بار موجب تشدید و تعمیق نگرانی‌ها و روان‌زخم‌های مردم می‌شوند.

امامان جمعه، مقام‌های مذهبی و نظامی و دولتمردانی که هر روز در تریبون‌ها و رسانه‌های عمومی به هر دلیلی، از جمله خوشامد اصحاب قدرت، ماندن در پست و جایگاه یا هر انگیزه شخصی و سیاسی، حرف از «انتقام» و «حمله نظامی» می‌زنند. آن‌ها لرز و وحشت را برای مردم کشور بیش از پیش رقم می‌زنند. بماند به کنار آثار و عواقب سوء چنین سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌ای بر بازار و معیشت که خود زخمی دیگر بر روان جامعه است.

در حالی که شهروندان مدت‌هاست درگیر جنگ اقتصادی و روانی ناشی از این تنش‌ها هستند، تهدید آغاز جنگ نظامی گسترده نیز ماه‌ها است که مانند شمشیر داموکلس معلق بر بالای سرشان احساس می‌شود.

فارغ از اختلافات و موضع‌گیری‌های سیاسی افراد درباره این جنگ و بازیگران بین‌المللی‌اش و نحوه پایان و نتیجه این درگیری احتمالی، کشتار غیرنظامیان و خسارات جانی و مالی جبران‌ناپذیر کابوس واقعی هر جنگی است.

به دلیل هشت سال جنگ پرهزینه در دهه شصت با کشور همسایه، عراق، جامعه ایران یک جامعه جنگ‌زده محسوب می‌شود. آمار رسمی «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس» حاکی از درگیری پنج میلیون نفر از جامعه در جنگ و کشته‌شدن حدود ۱۹۰ هزار نفر در آن است. جنگی که خرابی‌های فیزیکی، بدن‌های مصدوم و مجروح و خسارات معنوی آن هنوز در جامعه در جریان است.

اما اکنون بازگشت تهدیدهای پی‌درپی جنگ به خانه‌ها و خیابان‌های ایران مردم را دچار «بازتراما» یا «بازروان‌زخم» می‌کند.

انجمن روان‌شناسی آمریکا در تعریف پدیده «بازروان‌زخم» می‌گوید این مساله زمانی رخ می‌دهد که «فرد دوباره با یادآورهای روان‌زخم مواجه می‌شود، که می‌تواند به تجربه مجدد علائم اختلال استرس پس از سانحه یا دیگر علائم مرتبط با روان‌زخم منجر شود. این امر می‌تواند از طریق مواجهه با رویدادهای مشابه، محیط‌ها، یا حتی بحث‌هایی که خاطرات روان‌زخم اولیه را تحریک‌ می‌کنند، اتفاق بیفتد.»

ایرانیان خارج؛ اشباع از روان‌زخم‌ها

دیاسپورا یا همان جامعه ایرانی ساکن خارج کشور نیز به‌رغم دوری از مرزهای کشور خود کماکان از گزند این ناآرامی‌ها در امان نیست. بنا بر آمار مقام‌های دولت، حدود ۴.۵ میلیون ایرانی در خارج کشور زندگی می‌کنند. دوری از محیط تراماتیک و داشتن یک زندگی استاندارد بخشی از دلایل تعداد قابل توجهی از دیاسپورای ایرانی برای جلای وطن و جا گذاشتن تعلقات و وابستگی‌های خود در ایران است.

اما واقعیت آن است که نگرانی‌ها و روان‌زخم‌های ناشی از تهدید جنگ از مرزها عبور می‌کنند و درون مرزهای کشوری نمی‌مانند. تماشای وضعیت هشدار و احساس مسئولیت و متعاقب آن، احساس گناه به دلیل ناتوانی در ایجاد تغییرات کلان و یا دست‌کم نجات خانواده و نزدیکان بخشی از ویژگی‌های روان‌زخم‌های دیاسپورای ایرانی است.

البته نمی‌توان ادعا کرد که تنها معضل پیش‌رو و روان‌زخم‌های مردم داخل ایران به مساله تهدید جنگ محدود می‌شود. مردم در حال حاضر به طور هم‌زمان با مجموعه پیچیده‌ای از معضلات و روان‌زخم‌های فردی و جمعی دست و پنجه نرم می‌کنند. انتقام جمهوری اسلامی از زنان و مبارزاتشان برای حق زیستن عادی، سرکوب روزافزون آزادی‌ها و حقوق ابتدایی شهروندان، سقوط ارزش ارز رایج و گرانی‌های افسارگسیخته از جمله بخش‌های این مجموعه‌ی پیچیده‌ هستند.

روان جامعه ایران چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ تعدد از روان‌زخم‌ها اشباع شده است.

جامعه ایرانی خارج کشور نیز به‌رغم دوری، خود را متاثر از وحشت سرکوب در ایران می‌داند
100%
جامعه ایرانی خارج کشور نیز به‌رغم دوری، خود را متاثر از وحشت سرکوب در ایران می‌داند

تداوم عامدانه روان‌زخم‌ها؛ سپر حفاظتی حکومت

جمهوری اسلامی نه‌تنها دغدغه‌ای برای سلامت روان و کاهش آلام روحی شهروندان ندارد، بلکه تلاشی نیز برای حفظ سلامت جامعه و کاهش فشارهای روانی ناشی از بحران‌ها به کار نمی‌بنند.

انجمن علمی روانشناسی در بیانیه‌ای در سال ۱۳۹۸ گفته بود: «شوربختانه در این دوران، زندگی برای بیشتر مردم دشوار شده است.» این انجمن بارها هشدار داده که حکومت باید سلامت روان مردم را جدی بگیرد. اما حکومت با سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد چه در بعد کارآمدی و چه روانی، جنگ‌طلبانه و ایدئولوژیک عمل می‌کند و همواره آسیب‌های روانی مضاعفی به مردم تحمیل کرده است.

نهادها و مقام‌های حکومت نه تنها نگران اثرات بلندمدت روان‌زخم‌های طولانی‌مدت بر بافت فرهنگی و اجتماعی ایران نیستند، حتی در مواردی تعمدا برای افزایش کمی و تداوم هر چه بیشتر تشویش‌ها و موقعیت‌های تراماتیک یا آسیب‌زا کوشش کرده‌اند. چرا که تداوم وضعیت‌های آسیب‌زا منجر به فرسایش و خستگی روانی جامعه می‌شود. حکومت تداوم موقعیت‌های فرسایشی را برای خود تبدیل به یک فرصت و استراتژی کرده تا بلکه خستگی روانی مردم احتمال خیزش و انقلاب را به حداقل برساند.

یکی از نمونه‌های این فرصت‌طلبی این است که در ماه‌های اخیر، حکومت هر بار به موازات افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره بالا رفتن احتمال وسعت یافتن زمین جنگ به خانه‌های مردم ایران و افزایش فشار روانی بر جامعه، سرکوب‌های داخلی را هم تشدید کرده است. تشدید سرکوب‌ها به منظور اعمال فشار و استهلاک روانی حداکثری بر مردم و به مثابه یک اولتیماتوم است تا بدانند حکومت حتی در میانه جنگ هم قرار نیست سرکوب داخلی را فراموش کند و به آن‌ها مجال اعتراض و انقلاب بدهد.

اما این فرسایش‌ها و ناامیدی‌ها در جامعه در حکم خاکستر روی آتش هستند. به ویژه از دی ماه سال ۱۳۹۶ شاهد بوده‌ایم که جرقه‌هایی از جنایات حکومت منجر به شعله‌ور شدن آتش خشم مردم شده و اعتراضات سراسری خیره‌کننده و خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» را هم پدید آورده است.

این خشم مردمی، حتی با وجود خاکستر در چشمانشان، به نظر می‌رسد به رقم زدن یک انقلاب همه‌جانبه متعهد است. اگر قرار بر مرگ انگیزه شهروندان برای اعتراض و خیزش بود، کشتار و سرکوب و جنگ سه دهه نخست جمهوری اسلامی می‌توانست مردم را متوقف کند.

اوپن‌ ای‌آی حساب‌های چت‌ جی‌پی‌تی کارزار اطلاعات نادرست جمهوری اسلامی را بست

۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ۲۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

شرکت اوپن‌ ای‌آی، مالک چت جی‌پی‌تی، روز جمعه، ۲۶ مرداد، اعلام کرد که یکی از کارزارهای نفوذ عوامل وابسته به جمهوری اسلامی را که اطلاعات نادرست درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا منتشر می‌کردند شناسایی و حساب‌های کاربری آنها را بسته است.

شرکت اوپن‌ای‌آی به تعداد دقیق حساب‌های کاربری بسته شده و جزییات مربوط به آنها اشاره نکرد اما گفت که از جمله ۱۲ حساب کاربری در پلتفرم ایکس و یک حساب در اینستاگرام که بر موضوعاتی مانند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، جنگ اسرائیل و حماس و حضور اسرائیل در بازی‌های المپیک پاریس تمرکز داشتند و با استفاده از فناوری هوش مصنوعی در چت جی‌پی‌تی اطلاعات نادرست تولید و منتشر می‌کردند.

به گفته اوپن‌ ای‌آی، عوامل جمهوری اسلامی در عملیاتی که به نام طوفان- ۲۰۳۵ (Storm-2035) شناخته می‌شود، پس از تولید محتوایی با اطلاعات نادرست با استفاده از چت‌ جی‌پی‌تی، این محتوا را از طریق شبکه‌های اجتماعی و وبسایت‌هایی که متعلق به جمهوری اسلامی است منتشر می‌کردند.

این شرکت گفته است که به‌نظر نمی‌رسد عوامل جمهوری اسلامی توانسته باشند به ارتباط معنادار و گسترده‌ای با مخاطبان دست یابند.

از روز دوشنبه، ۲۲ مرداد، که اف‌بی‌آی در اطلاعیه کوتاهی از تحقیق در این زمینه خبر داد، گزارش‌های متعددی از حملات سایبری هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی در رسانه‌های آمریکا منتشر شده است.

وبسایت آکسیوس، روز جمعه در گزارشی در همین زمینه نوشت جمهوری اسلامی و نه روسیه، ثابت کرده است که در حال حاضر بزرگ‌ترین تهدید از سوی یک حکومت خارجی برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است که قرار است روز پنجم نوامبر برگزار شود.

پیشتر نیز گوگل در روز چهارشنبه، ۲۴ مرداد، در گزارشی اعلام کرده بود که هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی همچنان فعالانه برای رخنه به حساب‌های کاربری افراد نزدیک به جو بایدن، رییس‌جمهوری آمریکا و معاون او کامالا هریس و نیز دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری پیشین ایالات متحده ادامه می‌دهند.

در این گزارش که به شرح فعالیت‌های یک گروه هکری متعلق به جمهوری اسلامی به نام APT42 پرداخته شده، گفته شده است که این گروه نزدیک به ۱۲ فرد مرتبط با جو بایدن و دونالد ترامپ، از جمله کسانی را که در دولت هستند و یا در ستادهای انتخاباتی دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه فعال هستند، هدف قرار داده است.

مایکروسافت نیز هفته گذشته گفت که یک مقام عالی‌رتبه در یکی از ستادهای انتخاباتی هدف یک حمله فیشینگ نیزه‌ای قرار گرفته است.

پیشتر نیز پژوهشگران مایکروسافت در گزارشی مشروح به فعالیت‌های اینترنتی عوامل جمهوری اسلامی در آمریکا با هدف تشدید تنش‌های سیاسی و اجتماعی پرداخته بودند.

محققان مرکز تجزیه و تحلیل تهدیدات مایکروسافت، که در هفته‌های اخیر در مورد هدف قرار دادن یک کارزار سیاسی ایالات متحده از سوی جمهوری اسلامی گزارش دادند، می‌گویند که تهران در سه ماه گذشته فعالیت‌های سایبری مخرب خود را «به‌طور قابل توجهی افزایش داده است».

به نوشته واشینگتن‌پست آنها در ایمیلی گفتند که این سطح از فعالیت منعکس‌کننده افزایش اقدامات سایبری جمهوری اسلامی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ است.

آنها گفتند: «برخلاف روسیه، فعالیت جمهوری اسلامی در اواخر دوران انتخابات آغاز می‌شود و بیشتر بر ایجاد هرج و مرج متمرکز است تا شکل دادن به نتیجه رای گیری.»

مایکروسافت در گزارش اخیر خود چهار وبسایت را مورد توجه قرار داد که به گفته این شرکت، جمهوری اسلامی آنها را به‌طور مخفیانه اداره می‌کند.

این وبسایت‌ها خود را رسانه‌های خبری قانونی معرفی و مقالاتی را در مورد موضوعات بحث‌برانگیز از جمله انتخابات ریاست جمهوری، حقوق دگرباشان جنسی و جنگ غزه منتشر می‌کنند.

پاتریک وارن، استاد و کارشناس اطلاعات نادرست و جعلی در دانشگاه کلمسون، روز چهارشنبه به واشینگتن‌پست گفت: «به نظر می‌رسد این مقالات برای دامن زدن به اختلافات سیاسی و اجتماعی ساخته و پرداخته شده‌اند. برخی از آنها شامل موضوعاتی هستند که احتمالا برای لیبرال‌های سیاسی جذاب هستند، در حالی که برخی دیگر گرایش محافظه‌کارانه دارند. به طور تناقض‌آمیزی، یکی از آنها حتی مقاله‌ای را منتشر کرد که در آن از ترور اسماعیل هنیه در تهران را ستایش شده بود.

وارن و همکارش، دارن لینویل، گفتند که اپراتورهای سایت‌ها ممکن است در تلاش باشند تا رسانه‌های خبری با ظاهر قانونی جلوه کنند تا در آینده اطلاعات نادرست و جعلی منتشر کنند.

به نوشته این روزنامه، ممکن است هوش مصنوعی به جمهوری اسلامی در ایجاد سایت‌هایی که مانند رسانه‌های خبری معتبر به نظر می‌رسند و خوانده می‌شوند، کمک کرده باشد. وارن گفت: «در مقایسه با تلاش‌های گذشته تهران برای ایجاد حساب‌ها و سایت‌های تأثیرگذار، این سایت‌ها بسیار معتبرتر و حرفه‌ای‌تر به‌نظر می‌رسند.

یک وبسایت دیگر که محققان امنیتی قبلا گفته بودند جمهوری اسلامی آن را اداره می‌کند، در مطلبی تند و تیز یک گردهمایی جمع‌آوری کمک‌های مالی برای ترامپ در آسپن، کلرادو، را به سخره گرفته است.

محققان دانشگاه کلمسون گفتند که این مقاله نیز با هوش مصنوعی نوشته شده است.

به گفته آنها شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد این سایت‌های مشکوک وابسته به جمهوری اسلامی مخاطبان زیادی دارند و یا مردم، مطالب آنها را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌کنند،‌ با این همه، این امکان وجود دارد که این وبسایت‌ها هنوز در مرحله ایجاد و کسب شهرت باشند تا بعد بتوانند محتوای هک شده را با یا بدون تغییر منتشر کنند.

سپاه پاسداران به دنبال کمک چین برای ماهواره‌های تجسسی پیشرفته‌تر است

۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ۲۱:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

واشینگتن‌پست نوشت سپاه پاسداران در تلاش است برای گسترش توانایی خود در زمینه نظارت از راه دور و جمع‌آوری اطلاعات با دو شرکت ماهواره‌ای چینی همکاری کند. این نظارت ممکن است شامل دریافت تصاویر با وضوح بالا از اهداف نظامی در اسرائیل و سراسر خاورمیانه باشد.

روزنامه آمریکایی واشینگتن‌پست روز جمعه به نقل از مقام‌های امنیتی غربی گزارش داد که در ماه‌های اخیر بین هیات‌های سپاه پاسداران و این شرکت‌های چینی چندین دیدار صورت گرفته است.

این روزنامه افزود که این دو شرکت چینی به نام‌های چانگ گوانگ و مینواسپیس در زمینه تولید ماهواره‌های کوچک با دوربین‌های قدرتمند تخصص دارند و ارزیابی‌های اطلاعاتی نگران کاربردهای نظامی احتمالی از این ماهواره‌هاست.

مقام‌های امنیتی غربی و خاورمیانه که نامشان فاش نشده، به واشینگتن‌پست گفتند درخواست جمهوری اسلامی از این دو شرکت به دقت تحت‌نظر است، زیرا این نگرانی وجود دارد که هرگونه توافق در این زمینه می‌تواند به ایران اجازه دهد تا به طور چشمگیری توانایی خود را برای جاسوسی از تاسیسات نظامی ایالات متحده و اسرائیل و همچنین رقبای عرب در خلیج فارس بهبود بخشد.

بر اساس این گزارش، تجهیزات نوری ماهواره‌های این دو شرکت حداقل دو برابر حساس‌تر از پیشرفته‌ترین ماهواره‌های ایران است.

دیدار هیات‌های چینی و سپاه پاسداران در حالی صورت می‌گیرد که روابط بین پکن و تهران در پی امضای یک پیمان همکاری سیاسی و اقتصادی بیست و پنج ساله که سه سال پیش توسط وزرای خارجه دو کشور امضا شد، نزدیک‌تر شده است.

ایران پیشتر از روسیه برای توسعه شبکه ماهواره‌های تجسسی تحت کنترل خود درخواست کمک کرده است.

با افزایش اتکای روسیه به ایران به عنوان تامین‌کننده پهپادهای تهاجمی مورد استفاده در جنگ مسکو علیه اوکراین، روابط بین تهران و مسکو گسترش یافته است.

یک ارزیابی محرمانه که از سوی واشینگتن‌پست در همین زمینه مشاهده شد، هشدار می‌دهد که توافق با چین می‌تواند توانایی هدف‌گیری تقویت‌شده برای زرادخانه موشک‌های بالستیک و همچنین سیستم‌های هشدار اولیه برای شناسایی حملات قریب‌الوقوع را به ایران بدهد.

این روزنامه نوشت ایران ممکن است در موقعیتی قرار گیرد که اطلاعات ماهواره‌ای را برای متحدانی مانند گروه حوثی‌های یمن که حملات موشکی به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ انجام داده‌اند، یا شبه‌نظامیان سوری و عراقی مسئول حملات پهپادی و موشکی به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده ارائه کند.

در این سند آمده که ایران تاکنون تصاویر ماهواره‌ای خریداری شده از چین را به چنین گروه‌هایی ارائه کرده است.

هیچ یک از دو شرکت‌ چینی چانگ گوانگ و مینواسپیس تحت تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده یا تحریم‌های بین‌المللی نیستند، اما سپاه پاسداران از سوی ایالات متحده یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی شده است.

کرملین غرب را به همراهی اوکراین در حمله به خاک روسیه متهم کرد

۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ۱۹:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

یکی از دستیاران بانفوذ ولادیمیر پوتین رییس‌جمهور روسیه کشورهای غربی و ناتو به کمک به اوکراین برای برنامه‌ریزی حمله غافلگیرانه به منطقه کورسک روسیه متهم کرد. واشینگتن این اتهام را رد کرده است.

نیکلای پاتروشف، دستیار کرملین، روز جمعه در مصاحبه با روزنامه ایزوستیا، اظهارات مقامات غربی را مبنی بر این که اوکراین درباره حمله غافلگیرانه خود به روسیه از قبل اطلاع‌رسانی نکرده بود، رد کرد.

او بدون اشاره به سندی در این زمینه، گفت: «عملیات در منطقه کورسک نیز با مشارکت ناتو و سرویس‌های ویژه غربی برنامه‌ریزی شده بود.»

پاتروشف افزود: «بدون مشارکت و حمایت مستقیم آن‌ها، نیروهای کی‌یف وارد خاک روسیه نمی‌شدند.»

نخستین حمله رسمی اوکراین به قلمروی اصلی روسیه با بازتاب بین‌المللی مواجه شده و در پی آن احتمال تشدید تنش بالا گرفته است.

ولادیمیر پوتین در جلسه شورای امنیت روسیه که پاتروشف در آن حضور داشت، گفت روسیه بر روی «راه‌حل‌های فنی جدید» متمرکز خواهد بود که در جنگ اوکراین استفاده می‌شود.

مقام‌های روسیه از جنگ اوکراین به عنوان «عملیات نظامی ویژه» نام می‌برند.

پاتروشف همچنین گفت: «تلاش‌های واشینگتن همه پیش‌نیازها را برای اوکراین ایجاد کرده تا حاکمیت خود و بخشی از سرزمین‌های خود را از دست بدهد.»

هم‌زمان، وزارت خارجه روسیه سفیر ایتالیا در مسکو را به دلیل آنچه که «عبور غیرقانونی از مرز» از سوی تیمی از خبرنگاران شبکه دولتی ایتالیا خواند، احضار کرد.

این اقدام واکنشی به گزارش خبرنگاران ایتالیایی از منطقه کورسک روسیه پس از تسلط از سوی اوکراین است.

100%

الکساندر سیرسکی، فرمانده ارتش اوکراین روز جمعه گفت که نیروهای کی‌یف بین یک تا سه کیلومتر در برخی مناطق در کورسک روسیه پیشروی می‌کنند.

اوکراین اعلام کرده که پس از انجام یک حمله بزرگ فرامرزی در ششم ماه اوت، ۸۲ شهرک را در مساحتی به وسعت ۱۱۵۰ کیلومتر مربع (۴۴۴ مایل مربع) در این منطقه به دست گرفته است.

حمله سه‌شنبه هفته گذشته اوکراین به روسیه که بزرگ‌ترین تهاجم یک قدرت خارجی به روسیه از زمان جنگ جهانی دوم به شمار می‌رود، شکست بزرگی برای ارتش روسیه خوانده شده است.

اوکراین گفت این تهاجم برای وادار کردن روسیه به آغاز گفت‌وگوهای صلح «عادلانه» لازم بوده است.

ایالات متحده و قدرت‌های غربی که تاکنون بر اجتناب از رویارویی مستقیم نظامی با روسیه تاکید کرده‌اند، گفتند که اوکراین از قبل اطلاع‌رسانی نکرده و واشینگتن در آن دخالتی نداشته است.

گزارش شده که تسلیحات ارائه شده از سوی بریتانیا و ایالات متحده به اوکراین در خاک روسیه استفاده شد.

اوکراین روز پنجشنبه اعلام کرد که یک فرمانده نظامی در منطقه تحت کنترل خود در روسیه مستقر کرده است. این در حالی است که روسیه حملات خود را در شرق اوکراین تشدید کرده است.

هم‌زمان وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که یک سری حملات اوکراین را در خط مقدم کورسک دفع کرده است.

وزیر ارشاد محبوب خامنه‌ای؛ این بار همه چیز فرق دارد

۲۶ مرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
احسان ابراهیمی

«نه خانی آمده و نه خانی رفته»؛ این ضرب‌المثلی است که ایرانیان به خوبی با آن آشنا هستند. حالا به نظر می‌رسد که مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم چنین استراتژی را برای حوزه فرهنگ و هنر در نظر گرفته‌است.

شکاف روزافزون میان جامعه و جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر تا حد بسیاری مربوط به حوزه‌های فرهنگ و هنر بوده، جایی که اکنون نهادهای نظامی، ایدئولوژیک و شخص علی خامنه‌ای حساسیتی بیش از پیش روی آن دارند.

همین مساله جایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز با آن‌که سر و صدا و حواشی کمتری متوجه آن می‌شود، بیشتر می‌کند، نهادی که پزشکیان قصد دارد سکانش را به دست عباس صالحی بسپارد؛ چهره‌ای با مختصات سیاسی و ایدئولوژیک خاص که او را بی‌دردسر به کرسی وزارت می‌رساند.

صالحی تحصیلات خود را در از کودکی، ۹ سالگی، و پیش از انقلاب در حوزه علمیه مشهد آغاز کرد. او بعد از انقلاب به قم رفت و تا دهه هفتاد مشغول به تحصیل و تدریس در حوزه بود. ورود او به عرصه فرهنگ با نشریه «حوزه» آغاز شد و با نشریه «پگاه» ادامه پیدا کرد.

صالحی مسیر دولت را نیز در بخش ایدئولوژیک پیش گرفت و عضو متوالی در هیات‌مدیره و هیات امنای دفتر تبلیغات اسلامی شد. او در دولت روحانی، به عنوان معاونت فرهنگی وزارت ارشاد منصوب و پس از استعفای جنتی، مدتی سرپرست این وزارتخانه شد. او همچنین در دولت دوم روحانی، وزیر ارشاد بود.

با روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، صالحی به ریاست دانشگاه مذاهب اسلامی منصوب و پس از درگذشت محمود دعایی، مدیرمسئول و نماینده خامنه‌ای در روزنامه اطلاعات شد.

حواشی دوران مدیریت

صالحی از مدیران بی‌سر و صدای جمهوری‌اسلامی است. تنها حاشیه جدی پیرامون مدیریت او به دولت اول حسن روحانی بازمی‌گردد. جایی که علی جنتی با هدف کاهش سخت‌گیری‌ها در حوزه کتاب و نشر، طرح حذف سانسور پیش از نشر کتاب را مطرح کرد و عباس صالحی به عنوان معاونت فرهنگی ارشاد، مسئول مستقیم اجرای این طرح بود. طرحی که با مخالفت گسترده ناشران مواجه شد.

ناشران معتقد بودند که واگذاری سانسور به آن‌ها، وجهه‌شان را در میان اهالی کتاب از بین می‌برد و رابطه آنان را متزلزل می‌کند. بنابر گفته‌های منوچهر حسن‌زاده، مدیر نشر مروارید، اگر ممیزی به ناشر سپرده می‌شد، ناشر از وحشت خمیر شدن کتاب، ناگزیر به‌ خودسانسوری دست می‌زد. اما اجرای همین سیاست نشان می‌دهد صالحی ظرفیت پیش بردن پروژه‌های خاص فرهنگی جمهوری اسلامی را دارد.

او در همان مدت مسئولیت با سیاست‌های حکومت برای تحدید فضای مجازی همراهی کرد. صالحی فضای مجازی را «آخر الزمان» خواند و حتی گفت که برای نظارت بر شبکه‌های اجتماعی «وزارت ارشاد شماره دو» تاسیس می‌شود، نهادی که مشخص نبود و نشد منظور او از آن چه بود.

دیدگاه این چهره معتمد خامنه‌ای درباره جلوگیری از شفافیت در حوزه‌های مختلفی خود را نشان داده است؛ تا جایی که در دوره شیوع کرونا، با سیاست دولت برای پنهان‌کاری و جلوگیری از انتشار آمار شیوع، او به شورای شهر تهران و گمرک نامه فرستاد و دستور داد آن‌ها آمار متفاوت از ستاد دولتی کرونا اعلام نکنند.

تئاتر نیز در دوره همین وزیر بود که با سختی‌های بیش از پیش مواجه شد تا جایی که ۲۵۰ هنرمند تئاتر با نوشتن نامه‌ای به او نسبت به سخت‌گیری‌ها در صدور مجوز پخش آنلاین و خانگی تئاتر انتقاد کرده و خطاب به صالحی گفتند: «تئاتر را کم‌خاصیت و کم‌مایه نکنید.»

دیگر حاشیه مدیریتی در دوران وزارت صالحی، بحران کمبود کاغذ بود که نارضایتی‌های بسیاری در پی داشت. بحرانی که موجب افزایش قیمت برخی نشریات حتی تا دو برابر و کاهش تعداد صفحات برخی دیگر مطبوعات شد.

جایگاه صالحی در دوگانه حکومت-هنرمندان

رابطه هنرمندان و نویسندگان با حکومت، از ابتدای انقلاب تا امروز، همواره پرتنش بوده‌است. مهاجرت و بیکاری بسیاری از هنرمندان پیش از انقلاب، کشتار و منزوی کردن بخش مهم و برجسته‌ای از نویسندگان و روشنفکران، دستگیری و اخراج بسیاری از روزنامه‌نگاران و همچنین اعمال سانسورهای شدید و سخت، حاصل چهل‌سال حکومت اسلامی در ایران بوده‌است.

رهبر جمهوری‌اسلامی حساسیت جدی بر عرصه فرهنگ و هنر داشته و بخش اعظم هنرمندان و نویسندگان را «دشمن» پنداشته‌است.

همه وزیران ارشاد، همواره در میانه این دوقطبی ایستاده‌اند. برخی کمی نزدیک‌تر به اهالی فرهنگ و هنر، که عموما با تذکرهای جدی و خشن خامنه‌ای مواجه شدند و دست آخر کارشان به استیضاح و استعفا رسید، و دسته‌ای دیگر نزدیک‌تر به خامنه‌ای و مغضوب اهالی فرهنگ و محبوب حکومت شدند.

سوابق صالحی در دوران مدیریتش نشان می‌دهد که او قطعا نزدیک به خامنه‌ای خواهد ایستاد. صالحی گرچه تلاش می‌کند با اجتناب از ادبیات تهاجمی، نگاهی توام با احترام و مصلحت‌اندیشی به هنرمندان داشته‌باشد، اما قطعا در همه تنش‌های پیش رو، پشت سنگر حکومت خواهد ایستاد. چه آن‌که او حتی قبل از رفتن به صحن مجلس برای رای اعتماد، طی روزهای گذشته در کنار عارف، معاون اول پزشکیان، به دیدار خامنه‌ای رفت و در کنار او نشست.

او به سانسور باور دارد و آن را حق قانونی حاکمیت می‌داند. تنها دستاورد دوران مدیریت او در حوزه کتاب، تسریع فرآیند ممیزی و تعیین تکلیف مجوزهای معلق مانده‌بود.

در حوزه سینما، انحلال موسسه رسانه‌های تصویری و واگذاری تصدی‌گری شبکه نمایش‌خانگی به نهاد حکومتی «ساترا» در دوران او به وقوع پیوست. اقدامی که بخش بزرگی از صنعت نمایش را به زیر چنبره تسلط صداوسیمای جمهوری اسلامی برد. در حوزه موسیقی نیز کنسرت‌های بسیاری در دوران او لغو شد.

در حالی که هنوز کابینه پزشکیان رای اعتماد مجلس را ندارد، صالحی در کنار عارف به دیدار خامنه‌ای رفت
100%
در حالی که هنوز کابینه پزشکیان رای اعتماد مجلس را ندارد، صالحی در کنار عارف به دیدار خامنه‌ای رفت

این بار فرق دارد

صالحی این‌بار با وزارتخانه‌ای متفاوت و با شرایطی بحرانی طرف خواهد شد. دو قطبی‌های گذشته به شدت تشدید و اختلافات حکومت و هنرمندان در حد بحرانی تعمیق شده‌است.

او نه سکان یک کشتی روی دریایی آرام که سکان یک کشتی طوفان‌زده و شکسته را تحویل گرفته‌است. هنرمندانی که خودخواسته حجاب از سر برداشتند و دیگر انذار و تهدید دولتی علیه آن‌ها کارساز نیست، فیلم‌سازانی که برای ساخت فیلم دیگر لزومی به اخذ مجوز از مدیران حکومتی نمی‌بینند و فیلم‌هایشان به جشنواره‌های بین‌المللی راه می‌یابد، نویسندگانی که دیگر تن به سانسورچی‌ها نمی‌دهند و آثارشان را در دهها بستر مجازی به مخاطب می‌رسانند، روزنامه‌نگارانی که در داخل و خارج کشور شجاعانه برای افشای ماهیت واقعی استبداد و فساد قد علم کرده‌اند.

دیگر کنترل مثل قبل برای جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ کارساز نیست، شاید به همین دلیل بود که صالحی در ابتدای مرداد ماه، پیشنهاد وزارت را رد کرد. هرچند صالحی با توجه به ارتباط بسیار نزدیکش با روحانیون و بیت خامنه‌ای، به سادگی از سد مجلس خواهد گذشت، اما روزهای ناآرام او به زودی فراخواهند رسید.

فرهنگ و هنری که در آن جمهوری اسلامی با سبک زندگی جامعه، پوشش زنان، محتوای نشر، مواضع هنرمندان، کلام خوانندگان و تحرکات سلبریتی‌ها گلاویز شده، حواشی بسیاری برای صالحی خواهد داشت؛ به خصوص در دوره پسامهسا که بیش از پیش صدای اعتراض جامعه از فرهنگ و هنر بر می‌خیزد و گوش جهان بیشتر بر روی این صدا متمرکز است.

«نه خانی آمده و نه خانی رفته»، این استراتژی پزشکیان در حوزه فرهنگ و هنر همان‌قدر ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد که پذیرش مسئولیت اداره کشور از سوی او ساده‌انگارانه بود. این بار اما همه چیز فرق دارد.