دولت لایحه اصلاح قوانین مدنی تابعیت ایران را به مجلس فرستاد
دولت با ارسال لایحهای به مجلس قصد دارد تغییراتی در احکام مدنی مربوط به تابعیت ایجاد کند. مهمترین تغییرات این لایحه به دادن تابعیت به فرزندان حاصل از مادران ایرانی و پدران غیر ایرانی و همچنین نخبگان و سرمایه گذاران خارجی اختصاص دارد.
یکشنبه ۱۷ تیرماه سید محمود حسینیپور سرپرست معاونت پارلمانی ریاست جمهوری از ارسال لایحه «اصلاح تابعیت» به مجلس خبر داد.
به گفته حسینیپور، قانونی که برای ممنوعیت تصدی سمتهای حساس از سوی افراد دو یا چند تابعیتی تصویب شده، ضوابط قانونی حاکم بر این افراد را تحت تاثیر قرار داده و دولت با تهیه این لایحه به دنبال ایجاد هماهنگی در این زمینه است.
بر اساس این لایحه که با امضای محمد مخبر سرپرست ریاست جمهوری به مجلس شورای اسلامی ارسال شد، قرار است بعد از ۹۰ سال مواد ۹۷۶ تا ۹۹۱ جلد دوم کتاب قانون مدنی مصوب ۲۷ بهمن ۱۳۱۳ اصلاح شود.
در مقدمه توجیهی این لایحه با تاکید بر «اصل وحدت تابعیت» گفته شده ماده ۹۷۶ قانون مدنی که «اقسام اشخاص تابع دولت جمهوری اسلامی ایران» را تعیین میکند؛ اصل وحدت تابعیت را مخدوش کرده است.
دولت در این لایحه یکی از اصلیترین زمینههای بروز اشکال در نظام حقوقی ایران را استفاده همزمان از نظام اعطای تابعیت مبتنی بر خاک و نظام مبتنی بر خون اعلام کرده است.
به گفته دولت در قانون فعلی، حکم اشخاص دارای تابعیت دوگانه مشخص است ولی انواع مختلف افراد با تابعیت دوگانه مشخص نیست و اختلافات در تفسیر این ماده، مشکلات و ناهماهنگیهای زیادی در کشور به وجود آمده است.
در سال ۱۳۹۶ جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، طرح «اصلاح قانون تابعیت» را تهیه و تدوین کردند.
براساس آن طرح بهکارگیری یا استخدام افرادی که بدون ترک تابعیت ایرانی، تابعیت سایر کشورها را دارند ممنوع بود و متخلف به جزای نقدی یا حبس و استرداد تمام حقوق و مزایایی که دریافت کرده، محکوم میشد.
مهمترین تغییرات پیشنهادی دولت
پیشنهاد دولت برای تغییر قانون مدنی تابعیت حداقل در شش مورد قابل توجه است:
یکم: فرزندان مادران ایرانی، پدران غیر ایرانی
ماده ۹۷۶ قانون مدنی در هفت بند مشخصات کسانی که شامل تابعیت ایرانی میشوند را مشخص کرده است. در بند یک این ماده نوشته شده «همه افراد ساکن در ایران به جز کسانی که تابعیت خارجی دارند شامل تابعیت ایرانی» میشوند.
در اصلاحیه جدید این عبارت حذف شده و به جای آن آمده است:
«افرادی که مطابق قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان غیر ایرانی مصوب ۱۳۹۸ در ایران متولد شده یا میشوند و حداقل پنج سال در ایران اقامت داشته باشند مشروط به نداشتن مشکل امنیتی به تشخیص وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»
در قانون مصوب سال ۱۳۹۸ فرزندان زنان ایرانی از همسران غیر ایرانی در صورت درخواست مادر تا سن ۱۸ سالگی و یا درخواست شخصی پس از ۱۸ سالگی میتوانند تابعیت ایران اخذ کنند.
دوم: حذف نظام تابعیت مبتنی بر خاک
همچنین در بند چهارم ماده ۹۷۶ فرزندان زوجهای خارجی که یکی از آنها متولد ایران بود، میتوانستند به تابعیت ایران در آیند، اما در اصلاحیه دولت، بند چهارم حذف شده و دیگر تابعیت ایران به این افراد تعلق نمیگیرد.
همچنین قرار است «شرط نداشتن مشکل امنیتی به تشخیص وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» برای اعطای تابعیت ایرانی به افراد در همه موارد، لحاظ شود.
سوم: اعطای تابعیت به نخبگان و سرمایهگذاران خارجی
با اصلاح مواد ۹۸۰ و ۹۸۳ قانون مدنی، «اتباع خارجی که به جمهوری اسلامی ایران خدمت کردهاند، دارای مقامات علمی یا تخصصی بالا هستند، شرایط نخبگی دارند، در ایران سرمایهگذاری کردهاند، یا ایثارگران و فرزندان شهدای خارجی که تقاضای تابعیت ایران دارند» در صورت نداشتن مشکل امنیتی (به تشخیص وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) به تابعیت ایران پذیرفته شوند.
چهارم: تعیین تکلیف تابعیت فرزندان اتباع ایران
با اصلاح ماده ۹۸۴ قرار است فرزندان (زیر سن قانونی) مردانی که تابعیت ایران را کسب میکنند، تبعه ایران محسوب شوند. همسر این افراد هم در صورت درخواست و حداقل شش ماه اقامت در ایران و نداشتن مشکل امنیتی (به تشخیص وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) تبعه ایران میشود.
ماده ۹۸۶ قانون مدنی هم قرار است حذف شود. این ماده شامل مقرراتی است که به زن غیر ایرانی که با مرد ایرانی ازدواج میکند، اجازه میدهد پس از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود بازگردد. در این ماده محدودیتهایی برای داشتن اموال غیرمنقول برای این زنان وجود دارد.
پنجم: نفی تابعیت دوگانه
با وجود تغییراتی در ماده ۹۸۹ قانون مدنی، کماکان جمهوری اسلامی تابعیت دوگانه را نفی میکند.
در ماده ۹۸۹ هر کس بدون رعایت قانون، تابعیت دولت دیگری را کسب کند یا دولت دیگری او را تبعه خود بداند، یا هر کس که بدون ترک تابعیت قبلی خود تابعیت ایران را کسب کند، تابعیت خارجی او نادیده گرفته میشود و تنها تبعه ایران شناخته میشود.
ششم: استثنا در پذیرش تابعیت دوگانه نخبگان
قرار است به شرط «احراز عدم وجود مشکل امنیتی» از سوی وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه و «تایید کار گروهی متشکل از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی»، امکان «جذب، تبدیل وضعیت و ارتقای مرتبه» آن دسته از نخبگان متقاضی عضویت در هیات علمی دانشگاهها و موسسات آموزشی و پژوهشی که تابعیت کشور دیگری را دارند، مهیا شود.
اهدای تابعیت به شبهنظامیان در جنگ سوریه
تلاش دولت برای اصلاح و تغییر قانون تابعیت ایران در حالی رخ میدهد که در سالهای گذشته و هم زمان با اعزام نیروهای شبهنظامی از سوی ایران به جنگ در سوریه، شواهدی از اهدا شناسنامه به این نیروهای غیر ایرانی منتشر شده است.
این شواهد نشان میدهند افرادی که تابعیت ایرانی گرفتهاند مشمول هیچکدام از موارد ذکر شده در قانون نمیشوند.
در اسفند ۱۴۰۲، منتقدان حضور مهاجران افغان در ایران، عکس شناسنامههای صادر شده برای اعضای خانواده لشکر فاطمیون را با هدف ایجاد نگرانی از احتمال نفوذ افغانها به ایران و دامن زدن به رفتارهای مهاجرستیزانه منتشر کردند.
در ادامه ناتوانی حکومت در رسیدگی به مطالبات بازنشستگان در ایران، بازنشستگان شرکت مخابرات ایران، دوشنبه ۱۸ تیرماه در اعتراض به اجرا نشدن آییننامه استخدامی و رفاهی سال ۱۳۸۹، رفع نشدن مشکلات بیمه درمانی و پایمال شدن حقوق خود، در شماری از شهرهای کشور تجمع اعتراضی برگزار کردند.
این تجمعات در برابر ساختمانهای شرکت مخابرات در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، تبریز، اصفهان، سنندج، خرمآباد، شهرکرد، بیجار، بندرعباس، همدان، ارومیه و رشت شکل گرفت.
بازنشستگان معترض در شعارهای اعتراضی خود «ستاد اجرایی فرمان امام» و «بنیاد تعاون سپاه پاسداران» که سهامداران عمده شرکت مخابرات هستند را هدف قرار دادند و شعارهایی از جمله «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و «وزیر بیلیاقت، نمیخوایم نمیخوایم» سردادند.
بازنشستگان معترض در تهران، با سر دادن شعارهایی از جمله «ستاد اجرایی، حق ماها رو خورده»، «سهامدار عمده، حق ماها رو خورده» و «بنیاد تعاون سپاه، حق ماها رو خورده» اعتراض خود را اعلام کردند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان شرکت مخابرات سنندج هم در برابر اداره مرکزی این شرکت در استان کردستان شکل گرفت و معترضان شعارهایی از جمله «سهامدار غاصب، ننگت باد» و «سلطانی بیکفایت، ننگت باد» سر دادند.
مجید سلطانی، مدیرعامل شرکت مخابرات ایران است که تجمعکنندگان معترض در شعارهای خود خواهان برکنار شدن او شدند.
بازنشستگان اصفهانی نیز شعار «اونی که حق ما را خورده، ستاد اجراییه» را سر دادند.
این نخستین بار نیست که بازنشستگان مخابرات تجمع اعتراضی برگزار میکنند.
کارکنان و بازنشستگان مخابرات در سالهای گذشته بارها در اعتراض به تاخیر در پرداخت مطالبات و کمک هزینههای رفاهی و مشکلات بیمه تکمیلی در مراکز استانهای ایران تجمع کرده و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدهاند.
با وجود وعدههای جمهوری اسلامی، وضعیت معیشتی بازنشستگان در ایران هر روز وخیمتر میشود.
یکشنبه ۱۷ تیرماه نیز دستکم در ۱۰ شهر ایران تجمعات اعتراضی- معیشتی برگزار شد و در جریان آن کارگران و بازنشستگان خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت نیز یکشنبه ۱۷ تیرماه در گزارشی نوشت که کارگران پروژهای شاغل در دستکم ۱۲۳ شرکت نفت و گاز جنوب، همچنان در اعتصاب به سر بردند.
زندانیان اعتصابکننده کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۹ زندان ایران، صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی، فعال کارگری را «بیشرمانه و ننگین» خواندند و خواستار حمایت سراسری برای توقف «ماشین اعدام» در کشور شدند. آنان اعلام کردند سهشنبه ۱۹ تیر نیز علیه اعدام اعتصاب غذا میکنند.
زندانیان سیاسی معترض که در زندانهای اوین، قزلحصار کرج، مرکزی کرج، خرمآباد، خوی، نقده، سقز، مشهد و تبریز بهسر میبرند، در بیانیهای که روز دوشنبه ۱۸ تیر در آستانه بیست و چهارمین هفته اعتصاب غذای سهشنبههای خود صادر کردند، نسبت به شدت گرفتن اعدامها در هفتهها و ماههای پیش رو هشدار دادند.
امضاکنندگان این بیانیه با بیان اینکه «دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی همانگونه که پیش از برگزاری نمایش انتصابات، اجرای اعدامها را تا سر حد ممکن کاهش داد»، تاکید کردند جمهوری اسلامی «پس از عبور تحقیرآمیز از این پیچ»، به حرکت ماشین صدور و اجرای احکام اعدام سرعت خواهد داد و به سرکوب خانوادههای دادخواه بیش از گذشته خواهد پرداخت.
آنان صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی و بازداشت رعنا کوکور، خواهر مجاهد کورکور، معترض زندانی محکوم به اعدام را در همین راستا ارزیابی کردند و این رخدادها را نشانه شدت گرفتن نقض فاحش حقوق بشر و حق زندگی از سوی حاکمیت دانستند.
این کارزار برای توقف اعدامها، از سوی زندانیان سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج آغاز شد و سپس زندانیانی از سایر زندانها نیز به آن پیوستند.
زندان قزلحصار کرج در یک سال گذشته بزرگترین مرکز اجرای حکم اعدام در کشور بوده است.
اکنون زندانیان اعتصابکننده در این کارزار با اشاره به اینکه بخش بزرگی از مردم ایران به انتخابات نه گفتند، تاکید کردند: «بررسی رفتارهای دستگاههای سرکوب نظام در سالهای گذشته نشان داده هر گاه نمایش باشکوهی از اکثریت مردم ایران در مقابل اقلیت مستبد حاکم بر کشور بروز و ظهور یافته، ماشین سرکوب حکومت فعالتر شده و با هدف القای ترس و ایجاد ارعاب در مردم برای جلوگیری از قیام و اعتراضات سیاسی و اجتماعی علیه استبداد، از ابزار اعدام بیشترین بهره را برده است.»
این زندانیان با بیان اینکه مسیر سخت مبارزه با اعدام با «همبستگی، کنشگری جمعی و فراگیر» به مقصد خواهد رسید و «هیچکس چون خود زندانیان نمیتواند عمق رنج و درد همبندیهای در خطر اعدامشان را درک کند»، زندانیان سراسر کشور را به همراهی با «کارزار علیه اعدام» دعوت کردند.
پیش از این و در روز ۱۳ تیر، سازمان حقوق بشر ایران با انتشار گزارشی جدید از وضعیت حقوق بشر در ایران از ۲۴۹ مورد اعدام طی شش ماه گذشته خبر داد و در مورد تشدید اجرای احکام اعدام در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ هشدار داد.
محمود امیری مقدم، مدیر این سازمان حقوق بشری، درباره موج اعدامهای پیش رو به مخاطبان و جامعه جهانی توجه داد و از آنان خواست که «از حالا برای مقابله و واکنش مناسب به موج احتمالی اعدامها آماده شوند».
نهم خرداد امسال، سازمان عفو بینالملل در گزارش سالانه خود درباره مجازات اعدام در جهان به افزایش چشمگیر اعدام در ایران اشاره و گزارش کرد نزدیک به ۷۵ درصد کل اعدامهای ثبتشده در سال گذشته در جهان، در ایران رخ داده است.
عفو بینالملل اعلام کرد بعد از جنبش مهسا، جمهوری اسلامی استفاده از مجازات اعدام را برای «القای وحشت در میان مردم و تشدید کنترل خود بر قدرت» افزایش داده است.
آتشسوزی گسترده در جنگلهای پارک ملی کرخه در استان خوزستان که از ظهر یکشنبه ۱۷ تیر آغاز شد، همچنان در بخشهایی از این جنگل ادامه دارد و باعث افزایش خطر از بین رفتن زیستگاه اصلی گونههای مختلف جانوری از جمله گوزن زرد ایرانی شده است.
به گفته مسئولان پارک ملی کرخه، این آتش بامداد دوشنبه ۱۸ تیر ماه «با استفاده از ظرفیتهای محیطبانی و نیروهای مردمی مهار شد» اما پس از ساعاتی، بار دیگر در بخشهایی از این جنگل شعلهور شد.
محمد الوندی، رییس پارک ملی کرخه شوش، در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا، «پوشش متراکم جنگلی و ورزش شدید باد» را دلیل گسترش این آتشسوزی عنوان کرد و گفت تیمهای محیطبانی علاوه بر تلاش برای خاموش کردن آتش، در حال برآورد خسارتهای وارد شده به این پارک هستند.
منطقه حفاظت شده کرخه حدود ۱۴ هزار هکتار وسعت دارد که هفت هزار و ۵۰۰ هکتار آن پارک ملی است.
پوشش گیاهی این پارک ملی، گز، پده، کنار، توت خودرو، بید، کنارک و دیگر درختان است و زیستگاه گوزن زرد ایرانی است.
روز ۲۹ اریبهشت ادارهکل حفاظت محیط زیست استان خوزستان ویدیویی منتشر کرد که حاکی از تولد اولین گوزن زرد ایرانی در سال ۱۴۰۳ در زیستگاه طبیعی پارک ملی دز بود.
گوزن زرد ایرانی در دو مرحله (۱۸ گوزن در سال ۱۴۰۱ و ۱۰ گوزن هم در سال ۱۴۰۲) از مراکز تکثیر ایلام به جنگلهای پارک ملی دز منتقل شده است.
این نخستینبار نیست که جنگلهای پارک ملی کرخه دچار آتشسوزی میشوند.
این منطقه خرداد ماه امسال نیز دچار آتشسوزیهای متوالی شد و طی پنج روز ۴۶ هکتار از جنگلهای آن در آتش سوخت.
قدرتالله علیپور، رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان گچساران نیز روز دوشنبه خبر داد که بیش از ۱۰ هکتار از جنگل، مراتع و نقاط کوهستانی «کوه پهن» واقع در این شهرستان در روز یکشنبه ۱۷ تیر در آتش سوخت.
در هفتههای گذشته گزارشهای متعددی درباره آتشسوزی در بخشهای وسیعی از جنگلهای زاگرس منتشر شد.
روز چهارم تیر ماه در پی آتشسوزی جنگلهای زاگرس، خبرگزاری تسنیم به نقل از محمد یزدانپور، فعال محیط زیست، این آتشسوزیها را «عمدی» گزارش کرد و نوشت دلیل آن نابودی جنگل و تبدیل جنگلها به باغهای انگور و انجیر است.
او افزود ستاد بحران بر خلاف گذشته در این زمینه تشکیل جلسه نداده است.
رضا دادمهر، استاد بازنشسته رشته جنگل، آذر ماه ۱۴۰۲ در گفتوگو با ایرنا به کمبود تجهیزات روز اطفای حریق در جنگلهای کشور اشاره کرد و گفت: «یکی از دلایل طولانی شدن اطفای حریق در جنگلها کمبود تجهیزات جدید است. بهروز نبودن امکانات و تجهیزات اطفای حریق و وجود معضلات اقتصادی و اجتماعی از دیگر عوامل آتشسوزیها محسوب میشود.»
آتشسوزی یکی از خسارتبارترین رخدادهایی است که برای جنگلها رخ میدهد و به پوشش گیاهی، محیط زیست، خاک و زندگی موجودات زنده آسیب جدی وارد میکند.
با این حال مساله جنگلهای زاگرس تنها موضوع محیط زیستی نیست. این جنگلها که در ۱۱ استان کشور گسترده شدهاند، زیستبوم ۱۰ میلیون نفر از مجموع جمعیت کشورند و ۷۰ درصد جمعیت عشایر کشور در آن زندگی میکنند.
با گذشت دو روز از اعلام نتایج انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری در ایران و پیروزی پزشکیان، تنشها میان نیروهای اصولگرا افزایش یافته است. اصولگرایان معترض، جلیلی را به دلیل عدم ائتلاف با قالیباف و شکست در انتخابات به «خیانت»، «عدد نفهمی» و «سادهسازی عمل سیاسی» متهم میکنند.
روز دوشنبه ۱۸ تیر، روزنامه اصولگرای فرهیختگان در یادداشتی سعید جلیلی و تیم انتخاباتی او را مسئول شکست این جریان در انتخابات روز جمعه ۱۵ تیر خواند.
به نوشته این روزنامه، گزارشهایی که درباره «سازمان رای» از سوی اعضای ستاد جلیلی منتشر میشد به قدری «دور از واقعیت» بود که بهترین تعبیر درباره آن «عدد نفهمی» است.
در این یادداشت از «سادهسازی عمل سیاسی» به عنوان اولین اشتباه عمده «اصولگرایان بازنده انتخابات» یاد شده و با اشاره به روایتهای تاریخی مذهبی درباره «طلحه و زبیر»، جلیلی به «بیعتشکنی» متهم شده است.
در منابع شیعی آمده است پس از قتل عثمان، سومین خلیفه مسلمانان، طلحه و زبیر از اولین کسانی بودند که با علی ابن ابیطالب بیعت کردند. آنان پس از مدتی از او خواستند حکومت قسمتی از سرزمینهای اسلامی را به ایشان بسپارد اما چون علی درخواست آنها را رد کرد، به عایشه و بنیامیه و مخالفان علی در مکه پیوستند.
شیعیان از این دو شخصیت تاریخی صدر اسلام به عنوان «نماد خیانت در عهد» یاد میکنند.
روزنامه اصولگرای فرهیختگان تاثیر مسائل سیاسی و اجتماعی، گشت ارشاد، فیلترینگ، موضوع حجاب و تحریم را در نتایج این انتخابات رد نکرده است.
جلیلی به رای روستاها باخت؟
پایه یکی از اعتراضات اصلی اصولگرایان به جلیلی، امید او و ستادش به رای آوردن این کاندیدا در روستاهاست.
به نوشته فرهیختگان، اعضای ستاد این کاندیدای اصولگرا امید میدادند که: «رای روستاها بهسمت جلیلی بازگشته است!»
امیدی که در نهایت محقق نشد.
این روزنامه سرمایهگذاری جلیلی بر رای روستاها را بی ثمر دانست و پرسید آیا این افراد نمیدانستند «جمعیت روستایی کسری از جمعیت طبقه متوسط برخی شهرهای بزرگ» هم نمیشود که پای صندوق آمدند؟
این در حالی است که محمدجواد ظریف و مسعود پزشکیان در دوران تبلیغات انتخاباتی ستاد جلیلی را به توزیع پول در روستاها متهم کردند.
این اتهام سوی جلیلی رد شد.
هفته گذشته نیز سید علی آقازاده، رییس ستاد انتخابات حزب اعتدال که در این انتخابات از پزشکیان حمایت میکرد از توزیع پول و مواد خوراکی در روستاها و شهرهای کوچک و از رایزنی و مذاکره با برخی فرمانداران و دهیاران «به نفع یک کاندیدای خاص» خبر داد.
اختلاف در پایگاه اصولگرایی
در دوران رقابتهای انتخاباتی، درگیریهای سیاسی میان اعضای ستاد کاندیداهای اصولگرا به اوج خود رسید و طرفداران جلیلی و محمدباقر قالیباف تلاش کردند با استفاده از انواع ترفندها مانند افشاگریها، انتشار انواع نظرسنجیها و نظر سازیها و نقل قولهای متضاد از شخصیتهای مختلف سیاسی، مذهبی و نظامی، دیگری را از گردونه رقابت خارج کنند.
با حضور جلیلی و پزشکیان در دور دوم این انتخابات، ائتلافی میان جریان اصولگرایی شکل گرفت اما تا آن زمان شکاف میان نیروهای دو طرف چنان عمیق شد که کمتر کسی انتظار داشت حتی اعضای اصلی ستاد قالیباف هم به جلیلی رای بدهند.
در یک نمونه، محسن عالیپور، از حامیان قالیباف، در واکنش به توییت محسن منصوری، رییس ستاد انتخاباتی جلیلی که خواستار همدلی دو گروه در دور دوم انتخابات شده بود، پزشکیان را انتخابی «عاقلانهتر و بهتر» دانست که کشور را «فدای عقدههایش» نمیکند.
او نوشت: «ما هیچ عهدی با شما نداریم. شما جریان را فدای عقدههایتان کردید.»
در نمونهای دیگر محمد پاداش، فعال رسانهای، پس از حذف قالیباف در دور اول انتخابات با بازنشر تصویری از جلیلی و اشاره به عدم پاسخگویی او به تماسها برای انصراف از ادامه رقابتهای انتخاباتی نوشت: «دیگر از فردا میتوانید تلفنتان را روشن کنید آقای جلیلی. تمام شد.»
تسلیم اما شاکی
کانال رسمی صابریننیوز، نزدیک به سپاه پاسداران، همزمان با شمارش آرا، جلیلی را عامل شکست اصولگراها معرفی کرد و با ابراز تاسف از این که جلیلی با «بی توجهی به توصیه بزرگان انقلاب» باعث «شکست تلخ جبهه انقلاب» شد، وعده داد در آینده درباره «خیانت و خودخواهی» جلیلی بیشتر بنویسد.
همزمان کانال مکتوبات، از اصلیترین رسانههای نزدیک به جلیلی با حمله به قالیباف او را به اقدامات «فرمالیته» و «عدم بسیج کامل نیروها» در حمایت از جلیلی در دور متهم کرد.
اعتراضات تیم رسانهای جلیلی محدود به قالیباف نماند و پای شورای نگهبان را هم به علت «چینش و ترکیب کاندیداها و رد و تایید صلاحیت آنها» به دایره انتقادات اصولگراها کشاند.
به نظر میرسد آنها انتظار داشتند شورای نگهبان مانع حضور رقبای جلیلی در انتخابات شود.
روز جمعه ۱۵ تیر، دور دوم انتخابات چهاردهمین دوره ریاستجمهوری در ایران با مشارکت اعلام شده حدود ۴۹/۸ درصدی واجدین شرایط رایدهی برگزار شد که در آن پزشکیان با ۵۴ درصد آرا، توانست کاندیدای اصولگرایان را شکست دهد و به عنوان نهمین رییسجمهوری ایران انتخاب شود.
در ادامه واکنشها به صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی، فعال کارگری محبوس در زندان لاکان رشت، وریشه مرادی، زندانی سیاسی، در نامهای از زندان اوین این حکم را ناعادلانه، گواهی روشن بر زنستیزی جمهوری اسلامی و پیام تهدید به کل جامعه به ویژه زنان معترض در خیزش «زن، زندگی، آزادی» دانست.
این زندانی سیاسی که خود نیز با اتهام «بغی» مواجه است و ممکن است او هم محکوم به اعدام شود، در بخشی از نامهاش خطاب به محمدی نوشت: «هر دو نیک میدانیم دار اعدام هیچگاه ضمانتی برای تداوم نظامهای استبدادی نبوده است. تو نه اولین و نه آخرین زنی هستی که با شکنجه، فشار برای اعتراف اجباری، پروندهسازی و ادعاهای بی پایه و اساس مواجه شدهای.»
مرادی در نامه خود با بیان اینکه دیوارهای زندان نمیتواند مانعی برای همدلی باشد، نوشت: «همزخمان را جز پناه یکدیگر بودن التیامی نیست.»
ریحانه انصارینژاد، کارگر زندانی نیز روز یکشنبه ۱۷ تیر در نامهای از زندان اوین نوشت صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی همزمان با انتخابات ریاست جمهوری پیامی روشن در مورد سرکوب کارگران و همه مردم دارد.
او صدور این حکم را «سناریویی مسخره» نامید و تاکید کرد جرم محمدی کارگر بودن و سالم زیستن است.
انصارینژاد در نامه خود با اشاره به اینکه مهم نیست جمهوری اسلامی نام چه فردی را به عنوان رییسجمهوری از صندوقش بیرون کشیده است، تاکید کرد: «رویه جمهوری اسلامی همان رویه ۴۶ ساله در دفاع از منافع سرمایهداران و سرکوب بیامان کارگران است.»
این فعال کارگری در ادامه نامه خود با بیان اینکه «یک ماه است نمایشی به نام انتخابات راه انداخته و دم از مطالبات کارگران، زنان، اقوام و ... میزنند»، نوشت: «صدور این حکم در آستانه انتخابات، تناقضات و ذات واقعی حاکمیت سرمایه در جمهوری اسلامی را نشان میدهد و گواهی بر این واقعیت است که در انتخابات باید حرفهای قشنگ زد اما در عمل باید کارگران، زنان و دیگر بخشهای مطالبهگر جامعه سرکوب شوند.»
شریفه محمدی با حکم احمد درویشگفتار، قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب رشت به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
قاضی برای انتساب این اتهام به محمدی، به مخالفتهای او با اعدام در جمهوری اسلامی و گزارش وزارت اطلاعات مبنی بر عضویت او در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» استناد کرد که از سوی ماموران امنیتی به عنوان «گروهی وابسته به حزب کومله» معرفی شده است.
انصارینژاد در بخشی از نامه خود با اشاره به اینکه محمدی زمانی عضو این کمیته بود و برای ایجاد تشکل کارگری مطابق مقاولهنامههای سازمان جهانی کار (ILO) تلاش کرده، نوشت: «حالا بیدادگاهی در رشت اعلام کرده که کمیته هماهنگی وابسته به کومله است و بر همین اساس شریفه محمدی را که روزی عضو این کمیته بود به اعدام محکوم کرده است.»
او با تاکید بر اینکه این کمیته هیچ ارتباطی با کومله ندارد و این اتهام به اعضای این تشکل کارگری تلاشی برای سرکوب کارگران عضو آن است، تاکید کرد: «اگر عضویت در کمیته هماهنگی بغی است پس برای من هم به عنوان عضوی از این کمیته این حکم رواست.»
صدور حکم اعدام برای شریفه محمدی با واکنش گسترده فعالان کارگری، مدنی و سیاسی و شماری از تشکلهای مستقل صنفی مواجه شد.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه، گروه اتحاد بازنشستگان، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری و کارگران بازنشسته خوزستان، در بیانیهای مشترک، حکم صادر شده برای محمدی را یک جنایت در پوشش دفاع از امنیت خواندند و اتهامهای منتسب به او را نادرست و دروغین توصیف کردند.
سندیکای کارگران شرکت واحد تهران صدور حکم اعدام برای این فعال کارگری را محکوم کرد و افزود: «سناریوسازی علیه فعالان کارگری و مدنی توسط عوامل امنیتی و وابستگی کامل قضات و قوه قضاییه به نهادهای امنیتی از هر گونه حد و مرز و اصول و مبانی انسانی گذشته است.»
همچنین شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با اشاره به «ماهها حبس ناعادلانه و اعمال انواع شکنجه»، انتساب اتهام بغی و صدور حکم اعدام برای محمدی را محکوم کرد و افزود که هدف از صدور «این حکم غیرانسانی، منکوب کردن فعالان صنفی، مدنی و سیاسی است.»
فرهاد میثمی، فعال مدنی هم در واکنش به صدور حکم اعدام برای محمدی، نوشت اگر این حکم لغو نشود مقابل دادگاه انقلاب رشت اعتصاب غذا خواهد کرد.
او افزود: «اگر خواستید محمدی را اعدام کنید، دو تا قبر بکنید.»
انصارینژاد در بخش دیگری از نامهاش شریفه محمدی را کارگری مطالبهگر توصیف کرد که به دلیل زن بودن و پیشینه کارگری خانوادهاش و دیدن رنج کارگران و زنانی مانند خودش، همیشه دغدغه عدالتخواهی داشته و خواستار آزادی بیقید و شرط او شد.
انصارینژاد روز ۱۱ تیر نیز به همراه هشت زن زندانی سیاسی چپ در اوین، با نوشتن نامهای اعلام کردند: «رهایی، نه از صندوق رای، بلکه به دستان خودمان و از راه مبارزه آگاهانه میسر است.»
شریفه محمدی روز ۱۴ آذر ۱۴۰۲ با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» بازداشت و سپس با اتهام «بغی» مواجه شد.
بیش از یک ماه پس از بازداشت او، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در روز ۲۳ دی ۱۴۰۲ خبر داد محمدی به دست بازجوهای وزارت اطلاعات برای اعتراف اجباری علیه خود هدف ضرب و جرح قرار گرفته است.
جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن همواره فعالان مدنی، کارگری و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی و سیاسی و معترضان، از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.