مسعود پزشکیان با حمایت اصلاحطلبان نهمین رییسجمهوری ایران شد؛ حالا او مانده و میراث ابراهیم رئیسی: بنزینی که ناچار است گران کند و سایه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید.
البته این بار دیگر وزیر امور خارجه بعدی جمهوری اسلامی نمیتواند با کارت مشارکت بالای ۷۰ درصدی مردم بازی کند.
۲۹ خرداد پیش از پخش برنامه تبلیغاتی در صدا و سیما، مسعود پزشکیان و محمدجواد ظریف برای نماز به عباس عراقچی اقتدا کردند. معمولا اصلاحطلبان با این نمازها پیامهایی ارسال میکنند. آیا پزشکیان که برخی او را اصلاحطلب ذوب در ولایت میخوانند، آمده تا کار ناتمام حسن روحانی را تمام کند؟
با انتخاب شدن پزشکیان به عنوان نهمین رییس دولت جمهوری اسلامی، حالا نگاهها به سوی رویکرد او در پرونده هستهای و برجام است.
یکی از فعالترین اعضای ستاد او، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی بود. نام ظریف با برجام گره خورده است؛ توافقی که در زمان صدارتش با خروج ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ عملا به محاق رفت.
نماز با نیت سیاست خارجی
با در نظر گرفتن حاشیهها و چالشهای ظریف با جناح اصولگرای جمهوری اسلامی، به نظر نمیرسد او شانسی برای سکانداری مجدد وزارت امور خارجه داشته باشد. در همان دور اول رقابتها و روز ۲۹ خرداد، پزشکیان و ظریف برای برنامهای تبلیغاتی راجع به سیاست خارجی به صدا و سیما رفتند.
آن روز تصویری منتشر شد که نشان میداد پزشکیان، ظریف و مسعود تختروانچی به عباس عراقچی، معاون پیشین ظریف در وزارت خارجه، اقتدا کردند. در جمهوری اسلامی و بین اصلاحطلبان، این نمازها و اقتداها نوعی نشانه است.
اقتدای علی اکبر ناطق نوری، محمد خاتمی، حسن خمینی و حسن روحانی به اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از انتخابات سال ۱۳۹۶ یا اقتدای خاتمی به ناطق نوری در سال ۱۳۹۷، همواره نشانهشناسی شده است.
این بار هم در سطحی دیگر تصویر این نماز جماعت قابل توجه است. عراقچی در کنار ظریف، زوج مذاکرهکننده برجام بودند. در زمان تصویب برجام، برخی عراقچی را چهره معتمد بیت علی خامنهای در مذاکرات میدانستند.
با پایان دولت روحانی، عراقچی از دولت به بیت رفت. او از مهرماه ۱۴۰۰ به عنوان دبیر شورای راهبردی روابط خارجی منصوب شد؛ شورایی زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی که اعضای آن با حکم مستقیم خامنهای منصوب میشوند.
تختروانچی هم سالها سابقه حضور در پستهای مهم وزارت امور خارجه را داشته است. او در زمان مذاکرات هستهای ظریف، عضو تیم مذاکرهکننده بود.
وزیر امور خارجه از جمله سهمیههای تشکیلات بیت رهبری در دولت است. اینکه عراقچی، تختروانچی یا شاید علیاکبر صالحی، کدام یک برای این پست مورد توافق قرار بگیرند، مشخص نیست. اما به نظر میرسد وزارت امور خارجه دولت پزشکیان راه ظریف را در پیش خواهد گرفت.
نظر پزشکیان درباره برجام و تحریم
نهمین رییس دولت جمهوری اسلامی زمانی که در مجلس شورای اسلامی بود از حامیان برجام به شمار میرفت. او دیماه ۱۳۹۶ در نشستی در اردبیل، پس از تصویب برجام در مجلس گفت: «زمانی که بنده نیز به عنوان عضو اکیپ مجلس در مورد برجام انتخاب شدم با مطالعه آن به معنای واقعی به دلیل تخصصی بودن بحث زیاد متوجه قضایا نشدم؛ تنها این را فهمیدم که اگر برجام نبود ما هر روز یک هزار میلیارد تومان باید به خاطر تحریمها ضرر میکردیم.»
پزشکیان مهر ماه سال ۱۳۹۸، پس از خروج آمریکا از برجام در پاسخ به اینکه آیا جمهوری اسلامی همچنان در برجام خواهد ماند، پاسخ داد این موضوع را نمیداند اما آنچه که خامنهای تصمیم بگیرد «قطعا از آن تبعیت خواهیم کرد و طبیعتا دولت هم باید بر آن اساس هماهنگیهای لازم را داشته باشد».
او همانطور که خودش هم تاکید میکند سررشتهای از برجام و مذاکرات خارجی ندارد و قصد دارد آن را به کارشناسان این حوزه بسپارد؛ ظاهرا کارشناس مورد اعتماد او در این زمینه ظریف و تیم اوست که در انتخابات همراهیاش کرد.
با این حال تیم کارشناسی پزشکیان محتاج تایید خامنهای هستند. همانطور که پزشکیان هم در گذشته و در انتخابات گفته، او خود را ذوب در ولایت و مقید به تبعیت از نظر خامنهای میداند.
با این حساب بیش از آنکه نگاه تیم پزشکیان به برجام و مذاکرات اهمیت داشته باشد، تصمیم خامنهای پر اهمیت به نظر میرسد.
رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۴ با پیامی که به مجلس داد، ۲۰ دقیقهای برجام را تصویب کرد. اما همین خامنهای با چراغ سبز به مجلسی دیگر «قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از حقوق ملت ایران» را در سال ۱۳۹۹ تصویب کرد؛ قانونی که به گفته ظریف در تبلیغات تلویزیونی انتخابات ۱۴۰۳ «در آن شش ماه تلخ» مانع بازگشت جو بایدن، رییس جمهوری آمریکا به برجام شد.
حضور جواد ظریف در ستاد پزشکیان، سیگنال مشخص و محکمی از رویکرد او در پرونده هستهای بود.
تابستان سال ۱۴۰۳، مثل زمستان سال ۱۳۹۹ نیست. سال ۱۳۹۹ ظریف و تیمش شاغل در وزارت امور خارجه دولتی رو به اتمام بودند که امیدی هم به ادامه آن نبود. اما حالا ظریف در آستانه دولتی تازه است؛ قطعا خامنهای هم در جریان این موضوع قرار دارد.
برخی ناظران بر این باورند شاید رییس دولت اصلاحطلبی که ذوب در ولایت هم هست، بتواند نظر مساعد خامنهای را برای چرخش و «نرمشی قهرمانانه» دیگری اخذ کند.
قرارداد برجام در ۲۳ تیر ماه سال ۱۳۹۴ در دولت روحانی و البته با حمایت خامنهای که آن را «نرمش قهرمانانه» خواند به امضا رسید.
خامنهای در سال ۱۳۹۲ و در آغاز مذاکرات هستهای که به برجام منتهی شد، با ارجاع به سخنرانی خود در سال ۱۳۵۱ و کتابی که درباره صلح امام دوم شیعیان تالیف کرده بود، سیاست نرمش قهرمانانه را طرح کرد و گفت نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه در پیامی ضمن تبریک به پزشکیان اعلام کرد اطمینان دارد او با بسیج ظرفیتها و فرصتها برای پیروزی نظام در «جنگ اقتصادی» و «صیانت از اقتدار نظام در آوردگاههای بینالمللی» اقدام میکند.
او افزود سپاه برای همکاری با پزشکیان در اجرای سیاستهای خامنهای آماده است.
انتخاب جانشین ابراهیم رئیسی در ریاستجمهوری به پایان رسید و اکنون این نکته مهم است که آیا در پیمودن مسیر طولانی و سخت آزادی، همچنان توپ در زمین جامعه مدنی است؟
نکته دیگر این است که جامعه مدنی چگونه از نارضایتی برای گذار از نظام اقتدارگرا بهره بگیرد.
این یادداشت هفت نکته مهم را درباره انتخابات دو مرحلهای و پیروزی مسعود پزشکیان بررسی میکند.
انتخاب جانشین ابراهیم رئیسی در ریاستجمهوری به پایان رسید اما راه سخت و طولانی آزادی، به تعبیر نلسون ماندلا، ادامه دارد. توپ تغییر همچنان در زمین جامعه مدنی است و این که چگونه نارضایتی فراگیر و مخالفت گسترده به گذار از رژیم اقتدارگرای مستقر در ایران منتهی شود.
این یادداشت هفت نکته مهم را درباره انتخابات دو مرحلهای و پیروزی مسعود پزشکیان مورد بررسی قرار میدهد.
نخست؛ هر سخنی درباره این انتخابات بدون اشاره به کاهش معنادار میزان شرکت شهروندان و افت تاریخی نرخ مشارکت، ناقص و بلکه نادقیق است.
شرکت نکردن دستکم ۶۰ درصد شهروندان در دور نخست و پرهیز بیش از ۵۰ درصد ایرانیان از مشارکت در دور دوم، ابعاد نارضایتی از رژیم سیاسی و نظام حکمرانی را بهگونهای بیسابقه عریان کرد.
دوم؛ مشارکت نکردن بسیاری از چهرههای اجتماعی و سیاسی، از هنرمندان مشهور و ورزشکاران سرشناس تا رهبران «جنبش سبز» و زندانیان سیاسی، و نیز گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی، از جبهه ملی ایران تا شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و از اتحادیههای مستقل کارگری تا انجمنهای دانشجویی، تداوم خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سطح و مداری جدید بود. جنبشی اعتراضی که درونمایه آن «نه»گویی به نمایش انتخاباتی بود.
سوم؛ پرهیز از شرکت در انتخابات، تنها با رویکردی سلبی، یعنی خودداری از همراهی با حاکمیت زورگو و تزویرگر، انجام نشد، بلکه وجهی اثباتی و ایجابی داشت: تقویت جنبش مقاومت مدنی و تجمیع قدرت بیقدرتان با سمتوسوی تغییرات ساختاری و گذار به دموکراسی.
مخالفان مشارکت بهدنبال مشهود کردن بحران مشروعیت نظام نبودند، بلکه بسط و تقویت نیروی مقاومت مدنی برای گذار به دموکراسی را تعقیب میکردند.
پزشکیان و حامیان اصلاحطلبش ضربهگیر ولایت فقیه شدهاند
چهارم؛ بیگمان، شهروندان ناراضی و تغییرخواه را نباید به تحریمکنندگان انتخابات تقلیل داد. بخش مهمی از حامیان پزشکیان و افرادی که به او رای دادند، شهروندان تغییرخواهی هستند که اعتراض به وضع مستقر و تحول را در شرایط کنونی با همراهی با نامزد اصلاحطلب پیگیری کردند. بهویژه در دوم که نامزد رقیب، باند تمامیتخواه و فرقهای ایدئولوژیک را نمایندگی میکرد. پنجم؛ پزشکیان در حالی رییسجمهور شده که رقیب او حدود ۴۴ درصد آرای شرکتکنندگان در انتخابات را از آن خود کرده است. این به معنای وجود جبههای پرتوان از منتقدان دولت مستقر، افزون بر شهروندان مخالف تمامیت نظام سیاسی و ناراضی از حاکمیت است.
از این زاویه، پزشکیان نهتنها از فردای ریاستجمهوری باید به وعدههایش عمل کند و به مطالبات شهروندان معترض و ناراضی پاسخ گوید، بلکه ناگزیر است منتقدان اصولگرا و رقبای سیاسی حاشیهساز در ساختار قدرت را هم لحاظ کند.
ششم؛ هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی با محوریت خامنهای، کوشید با تایید صلاحیت پزشکیان، به نظام بیش از پیش بیاعتبارشده پس از اعتراضهای آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی»، روکشی از مشروعیت بپوشاند. پروژهای نه چندان کامیاب و ایبسا ناکام با توجه به تحریم فراگیر.
افزون بر این، با توجه به تغییرات اجتنابناپذیر و قابل حدس در نظام اداری و قوه مجریه، حواشی و عوارض و پیامدهای ریاست جمهوری پزشکیان مشخص نیست.
با تمام اینها، یک واقعیت مهم آن است که پزشکیان و حامیان اصلاحطلبش، ضربهگیر ولایت فقیه شدهاند و از این پس تا اطلاع ثانوی، متولی اصلی پاسخگویی به معترضان و ناراضیان.
آخر؛ نه جمهوری اسلامی با انتخاب پزشکیان به استقراری ویژه رسیده و نه روند گذار به دموکراسی با این انتخابات دچار دگرگونی شده است.
به تعبیر نلسون ماندلا، «راه سخت و طولانی آزادی» ادامه دارد. توپ همچنان در زمین جامعه مدنی است. اینکه حامیان گذار به دموکراسی چگونه از پتانسیل و توان بسیار ارزشمند نارضایتی و مخالفت و اعتراض آشکار و پنهان در جامعه، برای گذار از نظام اقتدارگرا بهره گیرند.
بهویژه آنکه سیاستورزی در بزنگاه عبور از جمهوری اسلامی در نهایت از «خیابان» و با تکیه بر جنبشهای اجتماعی حامی گذار به دموکراسی میگذرد.