• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

یک جامعه‌شناس: شادی گسترده مردم از مرگ رئیسی حاکی از انزجارشان از حکومت است

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۵:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

مهرداد درویش‌پور، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه ملاردالن سوئد به ایران‌اینترنشنال گفت ابراهیم رئیسی برای جمهوری اسلامی، نمادی از تولید وحشت و مرگ‌آفرینی و سرکوب بود و برای همین، مستقل از هر دلیلی که پشت این سانحه باشد حکومت احساس می‌کند که دچار ضربه شده است.

به گفته او، اکثریت قریب‌ به اتفاق مردم احساس خوشحالی می‌کنند؛ نه به خاطر اینکه خوی مرگ‌دوستی داشته باشند بلکه اتفاقا به این خاطر که یکی از نمادهای مرگ‌آفرینی کشته شده است.

درویش‌پور این شادی را دقیقا به معنی «تنفر و انزجار مردم ایران از حکومت» دانست.

این استاد جامعه‌شناسی خاطرنشان کرد: «وقتی برای مرگ رئیسی به عنوان پادوی خامنه‌ای، مردم این‌طور شادی می‌کنند قطعا برای مرگ خود خامنه‌ای شادی و خوشحالی بسیار گسترده‌تری خواهند داشت که البته کاملا قابل درک است.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

Banner

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

استاد روابط بین‌الملل: مرگ امیرعبداللهیان تغییری در سیاست‌های کلی حکومت ایجاد نمی‌کند

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۴:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

کامران متین، استاد روابط بین‌الملل به ایران‌اینترنشنال گفت مرگ حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جهوری اسلامی تغییری در سیاست‌های کلی حکومت ایجاد نخواهد کرد.

چراکه به گفته او، در ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی قدرت، سیاست‌ خارجی و سیاست داخلی در دست قوه‌ مجریه و وزارت‌خانه‌ها و یا وزیر امور خارجه نیست.

متین تاکید کرد: «قدرت اصلی در دست شخص علی خامنه‌ای و نهادهای نزدیک به رهبر، به خصوص سپاه پاسداران است.»

دیپلمات پیشین: جایگاه رئیسی نه در دولت، بلکه در مجلس خبرگان مهم بود

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

حسین علیزاده، دیپلمات پیشین و تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل به ایران‌اینترنشنال گفت که جایگاه ابراهیم رئیسی به‌عنوان رییس دولت هیچ اهمیتی نداشت اما جایگاهش در مجلس خبرگان مهم بود.

علیزاده با تاکید بر اینکه ابراهیم رئیسی اساسا از خودش هیچ اراده‌ای نداشت، افزود: «او به‌عنوان امین، نزدیک و مطیع علی خامنه‌ای برای رهبر هیچ دردسری ایجاد نکرد.»

به گفته او، اکنون مساله این است که چه کسی را به جای ابراهیم رئیسی انتخاب کنند.

تحلیل‌گر سیاسی: رئیسی بله قربان‌گوی خامنه‌ای و رییس‌جمهور مطلوب او بود

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۱:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

دامون محمدی، تحلیل‌گر سیاسی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال ابراهیم رئیسی را رییس‌جمهور مطلوب علی خامنه‌ای توصیف و تاکید کرد رئیسی، «مطیع و فرمان‌بر بدون حاشیه و بله قربان‌گو» بود.

او یادآور شد با آمدن محمد مخبر، تغییر خاصی در سیاست‌های دولت اتفاق نمی‌افتد چون اصل قدرت در اختیار خامنه‌ای است.

رئیسی در سقوط بالگرد کشته شد؛ حالا چه می‌شود؟

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۱۰:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید برزگر

هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی، رییس دولت در جمهوری اسلامی، روز یک‌شنبه ۳۰ اردیبهشت سقوط کرد و پس از گذشت نزدیک به ۱۷ ساعت اعلام شد او و همراهانش از جمله حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه، کشته شده‌اند. یکی از سوالات اصلی افکار عمومی این است که حالا با مرگ رئیسی چه خواهد شد؟

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه ۳۱ اردیبهشت در پیام خود اعلام کرد که محمد مخبر طبق اصل ۱۳۱ قانون اساسی در مقام مدیریت قوه مجریه قرار می‌گیرد و موظف است به همراهی روسای قوای مقننه و قضاییه ترتیبی دهد که ظرف حداکثر ۵۰ روز ربیس جمهور جدید انتخاب شود.

در جمهوری اسلامی، ابراهیم رئیسی اولین کسی نیست که نتوانسته دوره اول ریاست جمهوری خود را تکمیل کند. پیش از او ابوالحسن بنی‌صدر به دلیل استیضاح و شکست از جناح رقیب ( اول تیر ۱۳۶۰) و محمدعلی رجایی، کشته‌شده در انفجاری منسوب به سازمان مجاهدین خلق (هشت شهریور ۱۳۶۰) نتوانستند دوره اول ریاست جمهوری را به اتمام برسانند. به جز این سه، همه شش رییس‌جمهوری دیگر، دو دوره متوالی را به پایان برده‌اند.

از دست دادن سه ر‌ییس‌جمهوری در دوره‌ای ۴۵ ساله، در مقایسه با بسیاری از کشورها آماری بالا به حساب می آید که به‌ویژه با توجه به نحوه مواجهه با آن و پیامدهایش می‌توان گفت نشان از یک بی‌ثباتی مزمن دارد.

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسیر کار روشن و مشخص است و قبلا هم دو بار پیموده شده گرچه، به دلیل تغییر مفاد اصول ۱۳۰ و ۱۳۱ در تجدیدنظر سال ۱۳۶۸، این بار در اجرا تفاوت‌هایی خواهد داشت.

اصل ۱۳۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌گوید: «در صورت‏ فوت‏، عزل‏، استعفاء، غیبت‏ یا بیماری‏ بیش‏ از دو ماه‏ رئیس‏ جمهور و یا در موردی‏ که‏ مدت‏ ریاست‏ جمهوری‏ پایان‏ یافته‏ و رئیس‏ جمهور جدید بر اثر موانعی‏ هنوز انتخاب‏ نشده‏ و یا امور دیگری‏ از این‏ قبیل‏، معاون‏ اول‏ رئیس‏ جمهور با موافقت‏ رهبری،‏ اختیارات‏ و مسئولیت‌های‏ وی‏ را بر عهده‏ می‌‏گیرد و شورایی‏ متشکل‏ از رئیس‏ مجلس‏ و رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ و معاون‏ اول‏ رئیس‏ جمهور موظف‏ است‏ ترتیبی‏ دهد که‏ حداکثر ظرف‏ مدت‏ پنجاه‏ روز رئیس‏ جمهور جدید انتخاب‏ شود. در صورت‏ فوت‏ معاون‏ اول‏ و یا امور دیگری‏ که‏ مانع انجام‏ وظایف‏ وی‏ گردد و نیز در صورتی‏ که‏ رئیس‏ جمهور، معاون‏ اول‏ نداشته‏ باشد مقام‏ رهبری‏ فرد دیگری‏ را به‏ جای‏ او منصوب‏ می‌‏کند.»

اما مشکل این است که مساله به این سادگی‌ها هم نخواهد بود و در جمهوری اسلامی دیری است که در دیگر بر پاشنه همان قانون اساسی نمی‌چرخد.

تردیدی نیست که مرگ رئیسی تلاطمی قابل توجه در حکومت ایجاد می‌کند. اینکه آیا این تلاطم در جامعه هم بازتاب خواهد یافت، نکته دیگری است که در پایان به آن می‌پردازم.

سوابق تاریخی در جمهوری اسلامی ثابت می‌کند صاحبان قدرت در صورت لزوم رقیب را از میان برمی‌دارند. به باور عده‌ای هم رئیسی و هم مجتبی خامنه‌ای آخرین نامزدهای اصلی و فعلی جانشینی علی خامنه‌ای بودند، بنابراین، مرگ او به نظریه‌پردازی‌ها درباره احتمال حذف شدنش دامن‌می زند و با توجه به سابقه جمهوری اسلامی در حذف رقبا، انکار این فرضیه را برای حاکمان سخت خواهد کرد.

اما اگر مرگ رئیسی، رویدادی پیش‌بینی‌ناشده باشد در نتیجه می‌تواند پیامدهای متفاوتی به همراه آورد که برای دستگاه رهبری چندان هم مطلوب نباشد.

دستگاه رهبری جمهوری اسلامی، یعنی علی خامنه‌ای و نزدیک‌ترین حلقه‌های تصمیم‌گیری و اجرایی در جمهوری اسلامی، با پرداخت هزینه‌هایی گزاف هم‌زمان در سرکوب جامعه و حذف و حاشیه‌نشین کردن در راس قدرت کوشیده است و چه بسا آسوده‌تر از قبل گمان می‌کند که در هر دو زمینه موفق شده یا دست‌کم قسمت سخت راه را پیموده است.

پس از دو انتخابات ریاست جمهوری (۱۴۰۰) و مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری (۱۴۰۲) که با تحریم بی‌سابقه و رکوردهای پایین‌ترین میزان مشارکت برگزار شدند، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام برای طیف حاکم دردسر و چالشی نالازم است.

تلاش برای کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای، کاری است که انجامش برای طیف حاکم بر نظام اسلامی نه خوشایند است نه آسان، اما در عین حال ضروری، تا نشان دهند که حکومت همچنان از نظر مردم مشروعیت دارد.

همین معادله چند مجهولی، بالقوه توانایی آن را دارد که باعث شود فرآیند کنترل مداوم سرکوب و گرفتن نتیجه دلخواه از این سرکوب البته تا به حال، هم در سطح حاکمان و به حاشیه‌رانده‌شدگان خدشه‌دار شود و هم با دلایل و اهدافی متفاوت در نزد مردم ایران.

مرگ ابراهیم رئیسی به تنهایی، بر قدرت به حاشیه‌رانده‌شدگان از دستگاه رهبری جمهوری اسلامی نمی‌افزاید، اما می‌تواند در آنان جنبش و تکانی بیافریند و به تکاپویشان اندازد تا دوباره سهمی از قدرت را طلب کنند و بکوشند فضای تنفس و ایفای نقشی برای خود بگشایند. قاعدتا آنها هم از راه صحبت با افکار عمومی و هم با نگاهی خیره به منازعات درونی طیف حاکم، در این مسیر خواهند کوشید.

به همان ترتیب، دست‌کم در فضای کنونی که قابل مشاهده و تحلیل است، دشوار بتوان گفت که این تلاطم نسبتا شدید در دستگاه رهبری جمهوری اسلامی، به همان شدت هم در جامعه بازتاب پیدا کند. با این همه، مرگ کسی که به‌خاطر نقشش در کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مشهور است، از جمله به خاطر بازتاب جنگ قدرت در سطح جامعه، از این توان برخوردار است که جامعه به‌شدت ملتهب و معترض را به حرکت درآورد.

احتمال اینکه رویدادهای پیش‌بینی‌ناشده، نتایجی پیش‌بینی‌ناشده داشته باشند، همیشه بیشتر است.

رویکرد رهبران جمهوری اسلامی در میان خودشان برای تصاحب و حفظ قدرت به گونه‌ای بوده که همه گزینه‌ها همیشه روی میز باشند: از تقلب گرفته تا حصر و حاشین‌نشین کردن و حذف فیزیکی.

در مواجهه با مردم و آنها که معترض به قدرت هستند هم البته همه گزینه‌ها را روی میز دارند: از محدودیت تا سرکوب و زندان و کشتار.

مرگ ابراهیم رئیسی، به‌ خودی خود تغییری عمده در این وضعیت ایجاد نمی‌کند، اما زمینه‌ای چندان مساعد فراهم می‌آورد که بتواند پذیرای تغییراتی بزرگ باشد.

شوخ‌ طبعی، وقت‌شناسی جمعی و تبدیل تراژدی حکومتی به کمدی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۰۶:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیک‌آهنگ کوثر

گوشی موبایل این روزها همه چیز ما شده، از ساعت شماطه‌دار تا تلویزیون و تلکس خبرگزاری و محل انعکاس دعواهای روزانه آنلاین ما.

وقتی دیشب ساعت موبایلم را تنظیم می‌کردم تا پیش از طلوع خورشید بیدارم کند و کار فیلم‌برداری از طبیعت را قبل از خروس‌خوان شروع کنم، به خیالم هم نمی‌رسید که شبکه‌های اجتماعی در روز یک‌شنبه ۳۰ اردیبهشت تبدیل به یکی از مراکز تولید طنز و فکاهه و هزل و هجو در باره رئیس جمهوری اسلامی شود.

وقتی ساعت زنگ زد و از سر تنبلی نگاهی به خبرها انداختم، متوجه خبر ناپدید شدن هلیکوپتر ابراهیم رئیسی شدم. ناگهان ده‌ها ایده طنزآمیز جلوی چشمانم رژه رفتند، اما چون برخلاف سال‌های گذشته دیگر کارتون نمی‌کشم، به خودم گفتم که بعد از پایان فیلم‌برداری چند خطی بنویسم و روی X یا همان توئیتر سابق درج کنم، تا کمی بخندم و بخندیم، اما دیدم از همان لحظات اول، فضای مجازی تبدیل به محفلی چند هزار نفره برای انتقام نرم از حکومتی شده که بابت هر نقدی، برخوردی سخت می‌کند.

در تاریخ معاصر، بارها دیده‌ایم که مردمی که از پس حکومت سرکوب‌گر بر نمی‌آیند، حرف و نقد خود را به‌شکل جوک و لطیفه بیان می‌کنند. اگر سرعت انتقال و جابجایی جوک در بهار سال ۷۶ به‌هنگام رقابت‌های انتخاباتی میان ناطق نوری و خاتمی، ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر در ساعت بود، و آن هم بر پایه مسافتی که راننده تاکسی که لطیفه‌ای را مثلا از مسافری در میدان آزادی شنیده بود و برای چند نفر در میدان انقلاب و میدان امام حسین تعریف می‌کرد، امروزه به خاطر فضای فعال آنلاین، من می‌توانستم شوخی یک مستعارنویس طناز در تهران را چند ثانیه بعدش در کوهستان‌های کالیفرنیا بخوانم.

از خوبی یا بد حادثه، حتی موقع فیلم‌برداری از طبیعت، گوشی موبایل از دست من نیافتاد تا ایده‌های خنده‌دار و البته پر نیش مردم را بخوانم. همان موقع بود که تلفن زنگ زد و از من خواستند که در باره وضعیت محیط زیستی منطقه‌ای که ابراهیم رئیسی بازدید کرده برای مخاطبان برنامه «تیتر اول» ایران اینترنشنال توضیح بدهم. آنقدر در فضای طنز غوطه‌ور بودم که وقتی ساعاتی بعد جلوی دوربین آمدم، ناخودآگاه برای حیات وحش محل برخورد هلیکوپتر رئیس جمهوری آرزوی سلامتی کردم!

سرکوب حاکم سرکوب‌گر با سلاح شوخ‌طبعی

سرجا پوپوویچ، یکی از رهبران جنبش دانشجویی یوگسلاوی در اواخر دهه ۹۰ میلادی که به عنوان کارشناس سرنگونی دیکتاتورها از طریق انقلاب‌های بدون خشونت شناخته می‌شود، معتقد است که شوخ‌طبعی عاملی برای تضعیف دیکتاتورها است. به عقیده او، مردم از طریق شوخی و کارتون، اعتبار و صلابت حاکمان زورگو را می‌شکنند. حساسیت ویژه حاکمان نسبت به برخی از جوک‌ها به همین دلیل است. این شوخی‌ها با آنچه با تایید حاکمان در جامعه پخش می‌شود(طنز حکومتی) و یا حکومت با آنها مشکلی ندارد، فرق می‌کنند.

بشار اسد زمانی خود را مردمی و مهربان معرفی می‌کرد و با طنزپردازان سوری، از جمله علی فرزات، معروف‌ترین کارتونیست سوریه رفیق شد. این دوستی چند سالی ادامه داشت تا وقتی جنگ داخلی سوریه، فرزات و خیلی‌های دیگر را مقابل رهبر سوریه قرار داد. یک روز سربازان تحت امر بشار اسد، علی فرزات را ربودند و انگشتانش را یک به یک شکستند و وقتی خیال کردند کارتونیست بزرگ سوریه بی‌جان شده، وسط خیابان پرتش کردند. علی فرزات اما زنده ماند، و تحقیر دیکتاتوری سوریه از طریق شوخ‌طبعی نوشتاری و بصری چند برابر شد.

شکستن ابهت قدرتمندان اگر از حدی قوی‌تر باشد، طنز حکومتی را شکست می‌دهد. غیرمنتظره بودن این آثار حکومت را نگران می‌کند و نیروهای سرکوبگر توان مهار گفتمان غالب جدید را از دست می‌دهند. طنز قدرتمند فعالان عالم مجازی هم حکومت و هم حامیان حکومت را آزار می‌داد. در فضای مجازی، حامیان رهبر جمهوری اسلامی و اصول‌گرایان به شدت در موقعیتی ضعیف قرار گرفتند، شرایطی که به آن عادت نداشتند

کسانی که قربانی کردن مخالفان حکومت را امری عادی می‌دانند، خود فضای جدیدی را تجربه می‌کردند، پر از نگرانی و تشویش. شادی گروه بزرگی از زخم خورده‌های حاکمیت در فضای مجازی، به فضای واقعی هم سرایت کرد و تصاویر آتش‌بازی و رقص و پایکوبی خوشحالان از ناپدید شدن و منتظران مرگ رئیسی، با سرعتی بسیار زیاد فراگیر شد. تشکر ویژه بعضی از تبعیدی‌ها از ابر و باد و مه خورشید و فلک، به آذربایجان هم کشید و از جنگل‌ها و کوهستان‌های آذربایجان هم برای تمام کردن کار ابراهیم رئیسی تشکر کردند.

شوخی‌هایی برای همه فصول

حمله به یکی از مهم‌ترین عوامل دیکتاتوری که عمری مردم را در موقعیت ضعف قرار داده بود و بعد از انتشار خبر گم شدن هلیکوپتر، خود در موقعیت ضعف قرار گرفته بود، با هشتگ #سقوط_جلاد نیز همراه شد.تا زمانی که خبر مرگ رئیسی نهایی نشده بود، شوخی با او بر روی سوابقش در دهه ۶۰، گاف‌های مکرر در دوران ریاست جمهوری چرخ می‌زد. به عنوان مثال، حرف‌های چند سال پیش در مورد «ناهار دادن» مورد استفاده «لیبرال آرتیست» قرار گرفت:

امیر عبداللهیان، وزیر خارجه کابینه که جزو آخرین هم‌سفران رئیسی بود نیز در امان نماند. خیلی‌ها حرف‌های دیپلمات ارشد جمهوری را در فضای مجازی از نو منتشر کردند، از جمله ادعای او در مورد اولویت رئیسی در قبال جلب رضایت ایرانیان خارج از کشور، که بسیاری از فضای مجازی، از گم شدن و مرگ احتمالی قاضی پیشین دادگاه‌های مرگ در دهه ۶۰ به شدت اظهار رضایت می‌کردند.

شوخی‌‌های تند با حکومت، رئیسی، همراهانش، و دلواپسان جمهوری اسلامی تا مدتی ادامه پیدا خواهد کرد. منتقدان طناز رژیم نشان داده‌اند که به شدت خواهان جلو بردن مرز شوخی تا دروازه‌های بیت رهبری هستند. احتمالا آن روز چندان دور نخواهد بود.