محسنی اژهای در پاسخ به اظهارات پدر روحالله عجمیان: هیچ مداخلهای در پرونده نشد
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، با رد ادعاهای پدر روحالله عجمیان گفت در پرونده این بسیجی کشته شده هیچ مداخلهای نشده و نامهای از طرف علیاکبر ولایتی به قوه قضاییه نرسیده است.
میزرا ولی عجمیان، ۱۲ آبان ماه در یک برنامه صداوسیما خواستار اعدام معترضان بیشتر بهخاطر کشته شدن پسر بسیجیاش شده بود.
محسنیاژهای روز ۱۶ آذر در دانشگاه محقق داماد گفت: «از زبان پدر عجمیان و در برخی رسانهها چنین اعلام شد که نامهای از ناحیه علیاکبر ولایتی (مشاور رهبر جمهوری اسلامی) در خصوص پرونده مزبور به من واصل شده است. پس از بررسی دقیق متوجه شدیم اصلا چنین نامهای به قوه قضاییه واصل نشده است.»
او اضافه کرد موضوع را از رییس کل دادگستری استان البرز و حتی قاضی پرونده جویا شده و از آنها پرسیده است که آیا نامهای درباره این پرونده دریافت کردهاند که آنان نیز این موضوع را رد کردهاند.
رییس قوه قضاییه خطاب به خانواده عجمیان گفت: «وقتی اصلا نامهای به دست ما مقامات و مسوولان قضایی نرسیده، پس چگونه گفته میشود در پرونده عجمیان اعمال نفوذ شده است؟ در این قضیه، یک عدهای از علیاکبر ولایتی تقاضایی کردند اما او کوچکترین دخالتی در این پرونده نداشت.»
اژهای با بیان اینکه ادعا ندارد در هیچ بخش و مرجع قضاییای هیچگونه اعمال نفوذی نمیشود، گفت: «در مقابل این گونه مقولات قاطعانه میایستم.»
پس از مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، ۱۶ نفر به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شدند.
از میان آنها، روز ۱۷ دی سال گذشته محمدمهدی کرمی و محمد حسینی اعدام و شهریور امسال حکم سنگین حبس و نفی بلد هشت نفر دیگر قطعی شد.
طولانیترین مدت حبس در این پرونده برای حمید قرهحسنلو صادر شده است که دادگاه بدوی او را به اعدام محکوم کرده بود.
با وجود این احکام، میرزا ولی عجمیان، پدر روحالله عجمیان، به تازگی در یک برنامه زنده تلویزیونی از شبکه اول صداوسیمای جمهوری اسلامی مدعی شد عدالت در حق فرزند او اجرا نشده است.
به معترضان هم در تلویزیون «فرصت درد دل» بدهید
محسن بیات، وکیل خانواده قرهحسنلو روز ۱۳ آبان در مصاحبه با دیدهبان ایران، اجازه طرح شدن چنین مدعایی در صداوسیما را «شگفتآور» خواند و گفت در پرونده هیچگونه دلیلی مبنی بر دخالت حمید قرهحسنلو و همسرش در خصوص قتل و حتی ضرب و جرح وجود نداشته است.
به گفته او، برخلاف رویه مرسوم در کلیه برنامههای تلویزیونی که مقابل هر گونه ادعای مطرح از سوی هر شخص علیه دیگری، به طرف مقابل اجازه پاسخگویی داده میشود، چنین مطلبی اجازه طرح پیدا میکند.
بیات گفت: «آیا طرح هر گونه شبهه و مساله در پرونده، ولو در حوزه مسایل علمی و حقوقی از سوی طرف مقابل و وکلای آنان نیز با چنین سعه صدری از سوی حاکمیت و مسوولان حقوقی مواجه میشود؟ یا فقط برخی چنین امتیازی دارند؟»
این وکیل دادگستری در ادامه از درخواست خانواده قرهحسنلو برای دفاع از او در صداوسیما خبر داد.
در واکنشی دیگر، روزنامه هممیهن در گزارشی با عنوان «عجایب پرونده عجمیان» نوشت صداوسیما باید «حق دسترسی به تریبون این رسانه» را به همه معترضان بدهد تا آنها نیز مانند پدر عجمیان بتوانند درد دل خود را بیان کنند.
هممیهن تاکید کرد با توجه به احکام صادر شده در پرونده کرج و سخنان میرزا ولی عجمیان، اینگونه برداشت میشود که شاید او انتظار اعدامهای بیشتری داشته است در حالی که «تکلیف دستگاه قضایی نه انتقامجویی که برقراری عدالت است».
این روزنامه با اشاره به تداوم حواشی خیزش انقلابی یادآور شد هنوز خانواده کشتهشدگان یا بسیاری از معترضانی که به دلیل اصابت گلوله ساچمهای بینایی خود را از دست داده و چشمانشان تخلیه شده است، «مطالبهگر» هستند.
هممیهن اظهار امیدواری کرد دستگاه قضایی برای رسیدگی به تظلمات این افراد هم وارد عمل شده و با عاملان این آسیبها چنان برخورد کند که والدین آنان نیز مانند میرزا ولی عجمیان بگویند «سیستم قضایی کشور همه تلاش خود را برای فرزند من کرد».
ادعای بیاساس درباره نفوذ ولایتی و روایتی از جانبداری دادگاه به نفع عجمیان
پدر روحالله عجمیان در برنامه تلویزیونی مورد اشاره، گفت که علیاکبر ولایتی، از مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی و نزدیک به علی خامنهای با توصیه به قوه قضاییه مانع به دار آویخته شدن متهمان دیگر شده است.
میزرا ولی عجمیان ضمن بیان این موضوع، در اعتراض، استودیوی تلویزیونی محل مصاحبه را ترک کرد.
رسانههای ایران نوشتند منظور پدر روحالله عجمیان از دخالتهای ولایتی، در مورد احکام صادر شده برای حمید قرهحسنلو و همسرش فرزانه قرهحسنلو است.
سال گذشته و در جریان رسیدگی به این پرونده، شایعاتی مبنی بر این مطرح شد که ولایتی با توجه به اینکه خودش هم پزشک است، سبب شده حکم اعدام حمید قرهحسنلو بشکند و او در نهایت به ۱۵ سال و همسرش به پنج سال حبس و نفی بلد محکوم شوند.
محسن بیات در این زمینه به دیدهبان ایران گفت: «دکتر ولایتی هیچگونه دخالتی در این پرونده نداشته و ندارد.»
او «سوءتفاهم» پیش آمده برای پدر روحالله عجمیان را «بیاساس» خواند و اشاره کرد که رییس کل دادگستری استان البرز هم این ادعا را رد کرده است.
بابک پاکنیا، وکیل حسین محمدی، از متهمان پرونده عجمیان هم درباره ادعای اعمال نفوذ ولایتی به روزنامه هممیهن گفت اگر قرار به دخالت بود که نباید به قرهحسنلو چنین حکم سنگینی داده میشد.
به گفته او، اگر فرض صحبت خانواده یا دوستان قرهحسنلو با ولایتی درباره پرونده صحت داشته باشد، به منزله «دخالت در فرایند دادرسی» است؛ موضوعی که در «موارد بسیاری» به نفع طرف دیگر یعنی خانواده عجمیان رخ داده است.
پاکنیا تشریح کرد: «دادگاه مرجعی بیطرف است اما نحوه برخورد با آنها و ما و احترامی که به آنان گذاشته بود با نوع برخورد با ما، بسیار متفاوت بود. بنابراین آیا صحیح است که ما هم مصاحبه کنیم و بگوییم که روند غیرعادی وجود داشت و در جریان دادرسی اعمال نفوذ شده و دادگاه بیطرف نبود؟»
اقدام غیرقانونی خانواده عجمیان در فرجامخواهی پروندهای که به آنان مربوط نیست
بابک پاکنیا که علاوه بر حسین محمدی، وکالت یکی از متهمان پرونده شهرک اکباتان و مرگ آرمان علیوردی را نیز بر عهده دارد تاکید کرد در رابطه با روحالله عجمیان دو پرونده تشکیل شده است: یکی درباره «قتل» و دیگری درباره «محاربه».
به گفته او، میرزا ولی عجمیان در پرونده محاربه که به محمدی و افرادی مانند حمید قرهحسنلو مرتبط میشود دارای «سِمت و حق» نیست.
با این حال خانواده عجمیان درباره نقض اعدام قرهحسنلو، محمدی و یکی دیگر از متهمان «فرجامخواهی» کردهاند در حالی که به گفته پاکنیا، آنها چنین حقی نداشتهاند و اگر مقرر بود اعتراضی صورت بگیرد، باید از سوی دادستان اتفاق میافتاد.
این وکیل دادگستری تاکید کرد در این پرونده، خانواده عجمیان «شاکی محسوب نمیشوند» چون موضوع نه قتل که محاربه و شاکیاش دادستان است.
توهین و فحاشی خانواده عجمیان به وکیلها و متهمان در دادگاه
به گفته پاکنیا، در جلسه رسیدگی مجدد به پرونده متهمان، خانواده عجمیان به وکیلها و متهمان «توهین» کردند و به وکیلان گفتند که چرا از این افراد دفاع میکنند؟
او در ادامه گفت: «با وجود اینکه ما نهایت احترام را به آنها گذاشتیم، این خانواده برخورد بدی داشتند.»
این وکیل دادگستری همچنین گفت خواهر روحالله عجمیان درباره وکلا «الفاظ توهینآمیزی» به کار میبرد: «به آنها گفتم بنا به سخنان آقای [روحالله] خمینی اگر اولیای دم به گوش یک قاتل پیش از قصاص او سیلی بزنند، قاتل هم باید یک سیلی به گوش اولیای دم بزند و آن سیلی را قصاص کند. این توهینهای شما نیز مشمول همین سخن است.»
ایرادات متعدد در پرونده متهمان
پاکنیا با اشاره به نقض حکم اعدام دادگاه بدوی درباره حسین محمدی، رضا آریا و حمید قرهحسنلو از سوی دیوان عالی کشور، به ایرادهای متعدد پرونده موکلش اشاره کرد.
حکم اعدام این سه تن علاوه بر محمد حسینی و محمدمهدی کرمی از سوی قاضی موسی آصفالحسینی صادر شد.
پاکنیا گفت به آصفالحسینی یادآور شده است ماده ۳۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری درباره این متهمان رعایت نشده.
این ماده میگوید باید ادله و اتهام به صورت دقیق تفهیم شود.
او تشریح کرد: «به قاضی گفتم وقتی میتوانیم دفاع کنیم که ادله را تک تک تفهیم کنید و اگر فیلم و عکسی هست که نشاندهنده نقش موکلمان است آن را نشان دهید.»
این وکیل دادگستری با اشاره به واکنش آصفالحسینی به این ایرادات گفت زمان اعلام تنفس در جلسه رسیدگی، موکلم را صدا زدند و به او گفتند باید من را عزل کند اما حسین محمدی این موضوع را قبول نکرد.
فردای آن روز هم خانواده محمدی با پاکنیا تماس گرفتند و گفتند به حسین در زندان برگهای داده و گفتهاند که «وکیلات را عزل کن».
پاکنیا بدون اشاره به جزییات بیشتر گفت: «با توجه به صحبتهایی که با موکلم در زندان شده بود، به او توصیه کردم من را عزل کند.»
در نهایت حکم اعدام محمدی به ۱۰ سال حبس در نفی بلد تقلیل داده شد که به گفته این وکیل دادگستری، همان هم «ایرادات فاحش» داشت و صحیح نبود.
او یادآور شد: «در دادگاه به قاضی گفتم اگر دیوان عالی کشور با دقت پرونده را نمیخواند و ایرادات را نمیدید الان موکل من هم اعدام شده بود و زیر خاک بود.»
حاشیههای مرتبط با پرونده کرج و سخنان پدر روحالله عجمیان در حالی مطرح است که علاوه بر متهمان این پرونده، خانوادههای آنان نیز هدف آزار و زیر فشار عوامل جمهوری اسلامی قرار دارند.
امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان المپیادی زندانی، به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، پیامی از زندان اوین منتشر کردند. آنان تلاش حکومت را در جلوگیری از قیام مردمی برای نابودی جمهوری اسلامی بینتیجه دانستند و تاکید کردند پتانسیل و نقش تاثیرگذار دانشجویان مایه هراس حکومت شده است.
این دو دانشجوی زندانی با یادآوری نقش دانشجویان سراسر ایران در جریان خیزش سراسری نوشتند: «دانشجویان سال گذشته نشان دادند بخش مهمی از قیام و تحولات پس از آن هستند. امروز نیز به عنوان یک قشر جوان و آگاه میتوانند پایانبخش تردیدها باشند.»
اعتراضات سال گذشته دانشجویان به مناسب روز دانشجو همزمان با خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی بود. دانشجویان از نخستین روزهای خیزش همراه با مردم به اعتراض برخاستند و تا مدتها دانشگاههای محل تحصیل خود را به مکانی برای بیان مواضع و شعارها علیه حکومت تبدیل کردند.
مرادی و یونسی تردیدهایی مثل «اینا برن، کی بیاد؟» را بیپایه و بنیاد خواندند و تاکید کردند: «اصلا بنا نیست که کسی بیاید و بناست حكومت دیکتاتوری در هر شکل آن، چه شاه، چه شیخ، یک بار برای همیشه پایان یابد و یک جمهوری واقعی و جمهوری دموکراتیک جایگزین آن شود.»
نویسندگان این پیام، تیزتر شدن تیغ سرکوب جمهوری اسلامی علیه دانشجویان را ناشی از هراس حکومت از پتانسیل و نقش تاثیرگذار دانشجویان دانستند.
این دو زندانی سیاسی با تاکید بر تسلیمناپذیری دانشجویان در مبارزه با جمهوری اسلامی، در بخشی از پیام خود نوشتند: «دانشجویان نشان دادند در این جنگ که "جنگ واقع" ماست، تسلیم نمیشوند. جنگی که قربانیانش آرمیتا و مهسا و همه کسانی هستند که اعدام شدند یا هدف گلوله قرار گرفتند. جنگی که ۴۵ سال است علیه مردم ایران در جریان است و به دست همه ما با رسیدن به آزادی پایان مییابد.»
روز پنجشنبه ۱۶ آذر، همزمان با روز دانشجو، جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس، کانون صنفی معلمان و شورای بازنشستگان ایران، با انتشار بیانیههایی جداگانه بر ادامه مبارزات دانشجویان تا رسیدن به خواستههای خود تاکید کردند.
پیش از آن در روز چهارشنبه ۱۵ آذر ماه، فعالان دانشجویی، تشکلها و نهادهای دانشگاههای مختلف، در آستانه روز دانشجو بیانیهای مشترک منتشر کردند.
نویسندگان این بیانیه، روز ۱۶ آذر را نماد ایستادگی و مبارزات دانشجویان در برابر هر گونه دیکتاتوری خواندند و گفتند امسال برای دومین بار این روز به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغشته است.
ابراهیم رئیسی، رییس دولت جمهوری اسلامی روز پنجشنبه ۱۶ آذر با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه در مسکو دیدار کرد. رئیسی در این دیدار گفت: «آنچه در فلسطین صورت میگیرد یک نسلکشی و جنایت علیه بشریت است.»
اسرائیل پیشتر گفته است ادعاهای نسلکشی درباره عملیات نظامیاش در غزه تاسفبار است و با اقداماتش نه غیرنظامیان که حماس را هدف قرار میدهد.
جمهوری اسلامی از گروه شبهنظامی حماس که از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا به عنوان یک گروه تروریستی شناخته میشود، حمایت میکند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، روسیه با همه بازیگران کلیدی خاورمیانه از جمله حماس و اسرائیل رابطه دارد و میزبانیاش از هیات حماس در مسکو در ماه اکتبر، خشم اسرائیلیها را برانگیخت.
بر اساس گزارش این خبرگزاری، تحلیلگران میگویند مناقشه غزه توجه جهانیان را از جنگ در اوکراین منحرف کرده است.
رئیسی پیش از ترک تهران برای سفر به مسکو گفت که ایران و روسیه نسبت به مسایل منطقهای و فرامنطقهای نگاه و نظر مشترک دارند.
غرب بارها نسبت به افزایش همکاریهای نظامی مسکو و تهران ابراز نگرانی کرده است.
رئیسی روز پنجشنبه ۱۶ آذر در فرودگاه تهران به خبرنگاران گفت: «در این سالها گامهای خوبی برای توسعه روابط دو کشور و منافع منطقه برداشته شده است. نسبت به مسایل منطقه و فرامنطقهای نگاه و نظر مشترک داریم. تقویت خطوط انرژی و صنعتی و کشاورزی و حوزههای مشابه از موارد همکاری دو کشور ایران و روسیه است.»
ایران در سالهای اخیر به عضویت بریکس و سازمان همکاریهای شانگهای درآمده که روسیه و چین عضو آنها هستند و نفوذ بسیاری دارند.
رئیسی گفت: «در جهت توسعه اقتصادی و تجاری همکاریهای ایران و روسیه گامهایی برداشته شده اما همچنان برای توسعه این روابط زمینه وجود دارد.»
به گفته او، موضوع جنگ اسرائیل و حماس در غزه یکی دیگر از موضوعات مورد بحث در دیدارش با رییسجمهوری روسیه است.
یک روز پیش از سفر رئیسی به مسکو، پوتین برای مذاکره درباره مناقشه حماس و اسرائیل وارد امارات متحده عربی شد و با محمد بن زاید آل نهیان، رییس این کشور دیدار کرد.
علاوه بر موضوع جنگ در غزه، جنگ اوکراین، تولید نفت و منازعات سوریه، یمن و سودان در دستور کار مذاکرات رهبران دو کشور قرار داشت.
پوتین در این دیدار گفت روابط مسکو و ابوظبی به «سطح بیسابقهای» رسیده است.
کرملین پیش از این امارات را «بزرگترین شریک اقتصادی روسیه در جهان عرب» نامیده بود.
با شعلهور شدن آتش درگیریها میان حماس و اسرائیل، اکنون توجهها به خاورمیانه معطوف شده و جنگ اوکراین به حاشیه رفته است. این امر نگرانی کییف را در پی داشته که برای ادامه رویارویی با روسیه به کمکهای مالی و نظامی کشورهای غربی وابسته است.
پیشتر کشورهای غربی جمهوری اسلامی را متهم کردهاند با ارسال تجهیزات جنگی به ویژه پهپادهای انفجاری شاهد به روسیه، در تهاجم به اوکراین کمک میکند.
صفحه اینستاگرام یک شهروند اهل رشت معروف به «صادق بوقی» که در بازار این شهر آواز میخواند و میرقصید، به دلیل آنچه «تولید محتوای مجرمانه» خوانده شده، به دستور مقامهای قضایی جمهوری اسلامی مسدود شد.
تمامی پستهای این حساب کاربری با ۱۲۸ هزار دنبالکننده حذف شدهاند و تنها پست موجود در این صفحه اینستاگرام، مربوط به پلیس فتا است که هشدار داده «فعالیتهای مجرمانه کاربران تحت رصد» قرار دارد.
هیرکانی، رسانه حقوق بشر و محیط زیست البرز، هویت صادق بوقی را «صادق بنا متجدد» اعلام کرده و نوشته است که او «لیدر سالهای دور» تیم فوتبال سپیدرود رشت بود.
در روزهای گذشته حسین حسنپور، جانشین فرمانده انتظامی استان گیلان اعلام کرد در همین رابطه، ۱۲ نفر در رشت بازداشت و برایشان پرونده تشکیل شد.
به گفته او، این افراد گردانندگان صفحاتی اجتماعی بودند که تصاویری از رقص و پایکوبی شهروندان را در پیادهراه فرهنگی، معابر عمومی و بازار رشت منتشر کردند.
فرماندهی انتظامی گیلان این ۱۲ نفر را به «هنجارشکنی و بازتاب آن در شبکههای اجتماعی و ماهوارهای» متهم کرد که موجب «جریحهدار شدن عفت عمومی» شده است.
حسنپور گفته بود ۹ صفحه مجازی منتشر کننده محتوای «هنجارشکنانه» از سوی پلیس شناسایی و با اخذ دستور قضایی، محتوای غیرقانونیشان حذف شد.
در خبرها ذکر شده است که اداره نظارت بر اماکن عمومی برای چهار «واحد صنفی متخلف برپاکننده رقص و آوازخوانی» نیز اخطاریه پلمب صادر کرده است.
در هفتههای گذشته ویدیوهای رقص و آوازخوانی صادق بوقی یا «عمو صادق» به گیلکی، در شبکههای اجتماعی بسیار پر بازدید شده بود.
یکی از این ویدیوها مربوط به خواندن و دست زدن و شادی شهروندان در بازار ماهیفروشان رشت بود که بسیاری از کاربران آن را با جمله معروف سالهای اخیر کاربران شبکه اجتماعی ایکس منتشر کردند و نوشتند: «تراپی؟ نه ممنون، میروم بازار رشت ...»
در واکنش به موج بازداشتها و برخوردهای قضایی با کسانی که به هر شکلی در این آوازخوانی مشارکت داشتند، کاربران شبکههای اجتماعی، جمهوری اسلامی را «دشمن شادی و امید» خواندند.
به دنبال انتشار گزارشهایی در رسانههای سوئیس در مورد رخ دادن اتفاقهای سریالی مرموز برای کارکنان سفارت این کشور در تهران، وزارت امور خارجه سوئیس در پاسخ به پرسش خبرنگار ایراناینترنشنال، وقوع سه حادثه امنیتی را برای این افراد بین ماه می ۲۰۲۱ تا ماه سپتامبر ۲۰۲۳ تایید کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس به ایراناینترنشنال گفت بر اساس «اطلاعات فعلی»، این کشور «ارتباطی میان این حوادث نمیبینید».
پییر الن التشینگر گفت تحقیقات درباره این پروندهها انجام شده یا در حال انجام است: «با این حال وزارت امور خارجه سوئیس به دلیل حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیشتری درباره آنها ارائه نخواهد کرد.»
سخنگوی وزارت امور خارجه سوئیس در پاسخ به این پرسش که آیا سفارتخانه این کشور در تهران به دنبال حوادث رخ داده، اقدامات بیشتری برای تقویت امنیت دیپلماتهایش انجام داده یا نه، گفت: «تمام نمایندگیهای سوئیس در خارج از کشور دارای یک پروتکل امنیتی برای محافظت از زیرساختها و کارکنان سفارت هستند که به طور مداوم بررسی و در صورت لزوم بهروز میشود.»
او اضافه کرد: «با وجود این، اگر یک حادثه امنیتی رخ دهد، وزارت امور خارجه تحقیقات لازم را آغاز میکند و در صورت نیاز، اقدامات امنیتی بیشتری انجام خواهد داد.»
به گفته این مقام وزارت امور خارجه سوئیس، همه کارکنان سفارتخانه این کشور در تهران به طور منظم آموزش دیده و در مورد امنیت حساس هستند.
روز دوشنبه چهارم دسامبر (۱۳ آذر)، برخی نشریات سوئیس گزارشی درباره رخ دادن اتفاقهای سریالی مرموز برای کارکنان سفارت سوئیس در تهران منتشر کردند.
تازهترین این موارد در سپتامبر امسال رخ داده است که طی آن به یک کارمند بخش ویزای سفارت سوئیس در راه رفتن به محل کار با چاقو حمله شد. او از ناحیه دست نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
این فرد مدتی بعد درمان شده و به سر کارش برگشته است.
در چهارم ماه می سال ۲۰۲۱، یک زن دیپلمات ۵۱ ساله که منشی اول سفارت سوئیس و رییس بخش حافظ منافع آمریکا در تهران بود، از بالکن آپارتمان خود در طبقه هفدهم یک ساختمان در تهران سقوط کرد و پیکرش هشت ساعت بعد به وسیله یک باغبان کشف شد.
در ۱۱ ژوئن امسال نیز یک وابسته دفاعی سفارت و کارمند وزارت دفاع سوئیس با جراحات متعددی در اتاق هتلی در تهران پیدا شد.
یک سخنگوی ارتش سوئیس در ماه ژوییه ضمن تایید این خبر به گروه رسانهای سوئیسی CH Media گفت: «او در سفر کاری بود و در اتاق هتل خود بیهوش شد و بر اثر افتادن بر زمین از ناحیه سر آسیب دید. او از ۱۱ تا ۱۵ ژوئن در بیمارستانی در تهران تحت درمان قرار گرفت و به دستور پزشک سفارت سوئیس به کشورش بازگردانده شده و حالش خوب است.»
تشکلهای صنفی و دانشجویان با انتشار بیانیههایی همزمان با شانزدهم آذر، روز دانشجو، بر ادامه مبارزات دانشجویان تا رسیدن به خواستههای خود تاکید کردند. جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس، کانون صنفی معلمان و شورای بازنشستگان ایران نیز در همین زمینه بیانیههایی صادر کردند.
فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس: خواب از چشمان مدیران امنیتی ربوده شده
جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس با انشار بیانیهای به مناسب ۱۶ آذر اعلام کردند امسال در شرایطی به استقبال روز دانشجو میروند که دانشگاه یکی از خفقانآلودترین روزهایش را در تاریخ ایران تجربه میکند.
آنها با اشاره به اینکه «وحشت از تکرار روزهای درخشان جنبش "زن، زندگی، آزادی" خواب را از چشمان مدیران امنیتی وزارت علوم و دانشگاهها ربوده»، تصویب آییننامههای انضباطیِ ضددانشگاهی، تعلیق و اخراج دانشجویان و اساتیدِ معترض و افزایش ادوات نظارت و سرکوب در دانشگاهها را «تلاشی از سوی نهادهای امنیتی برای آرام کردن درون ترسخورده و مضطرب خود» توصیف کردند.
امضاکنندگان این بیانیه ساختار حاکمیت را به ارگانی که فعالیت مغزی ندارد تشبیه کرده و گفتند: «بدنه رسمی دانشگاه امروز، مانند کلیت حکومت، همچون ارگانیسمی عمل میكند که مغزش از کار افتاده و سیستم عصبیاش مختل شده و ایدههایش کار نمیکند.»
این گروه از دانشجویان دانشگاه تربیتمدرس با اشاره به اینکه دانشجویان این دانشگاه در جنبش مهسا ژینا امینی، همراه با دیگر دانشگاههای کشور یکی از شکوهمندانهترین لحظات جنبش دانشجویی را رقم زدند، تاکید کردند که مدیریت دانشگاه این واقعیت را هضم نکرده و از همان آغاز جنبش، آرایشی تماما امنیتی و خصمانه علیه دانشجویان و استادان معترض اتخاذ کرده است.
در بخشی از این بیانیه از فرهاد دانشجو به عنوان مدیری امنیتی یاد شده که همراه با دیگر مسوولان دانشگاه مجموعه اقداماتی را که در بولتنهای نهادهای امنیتیـاطلاعاتی برای سرکوب اعتراضات مدنی توصیه شده، در دستور کار قرار دادند.
آنها سرکوبکنندگان دانشجویان را «شعبانبیمخهایی» نامیدند که روزی همدست کودتاچیان بودند و روزی دیگر شاعر و روشنفکر سلاخی کردند و امروز کتوشلوار پوشیده و لقب دکتر گرفتهاند و مدیر دانشگاهی شدهاند.
این گروه از فعالان دانشجویی در پایان بیانیه خود تاکید کردند دانشگاه را خانه خود میدانند و آن را به کسانی که اشغالگر نامیدهاند، واگذار نخواهند کرد.
این بیانیه با شعار زندهباد «زن، زندگی، آزادی» پایان یافته است.
کانون صنفی معلمان: «ما با شما حرفی نداریم جز یک کلمه: نه»
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در بیانیهای ضمن اعلام همبستگی با جنبش دانشجویی، به نهادهای امنیتی و حاکمیتی هشدار داد ادامه سرکوب دانشجویان و استادان دانشگاه برای حکومت دستاوردی نخواهد داشت و پاسخ دانشجویان همچون همیشه است که گفتهاند: «ما با شما حرفی نداریم جز یک کلمه: نه.»
اشاره آنها به اعتراض فارغالتحصیلان دانشگاه هنر است که در روز ۲۸ خرداد بیانیهای با جملهای اثرگذار منتشر کرده و خطاب به حکومت گفتند: «ما با شما هیچ حرفی نداریم الا یک کلمه: نه!»
این تشکل صنفی، دانشجویان را یکی از جریانهای اصلی پیش برنده جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال گذشته دانست و نوشت: «آنها با تجمعات اعتراضی و تحصن در دانشگاه همگام با سایر اقشار اجتماعی، سلطهجویی حکومت مستقر را به چالش کشیدند.»
آنها به تلاش برای سرکوب شدید دانشجویان با بازداشت گسترده فعالان دانشجویی در جریان جنبش ژینا مهسا امینی اشاره کرده و تاکید کردند که این سرکوب بعد از گذشت بیش از یک سال همچنان به شکلهای دیگر در درون دانشگاهها ادامه دارد.
در این بیانیه با استناد به آمار تشکلهای دانشجویی آمده است که در طول ماههای اخیر در ۱۵ دانشگاه کشور بیش از هزار دانشجو ممنوعالورود شدهاند و ۶۰۰ تن امکان ادامه تحصیل در سال جاری را از دست دادهاند.
این بیانیه اضافه کرده است: «علاوه بر دانشجویان، دهها نفر از استادان در دانشگاههای مختلف به بهانههای متفاوت اما در راستای انتقامجویی نهادهای امنیتی از همراهی آنان با دانشجویان در طول جنبش ژینا/مهسا، از ادامه تدریس در دانشگاه محروم شدهاند.»
امضاکنندگان این بیانیه با یادآوری اینکه سرکوب معلمان، زنان، کارگران و بازنشستگان در چهار دهه گذشته دستاوردی جز فروریزی مشروعیت برای حکومت نداشته، اعلام کردند بهعنوان جزیی از جنبش معلمان در کنار دانشجویان و جنبش دانشجویی خواهند بود و خواهان توقف سرکوب و لغو احکام تعلیق، تبعید و اخراج دانشجویان و لغو محرومیت استادان دانشگاه از تدریس هستند.
شورای بازنشستگان ایران: دانشجویان تاثیرگذاری خود را به پیش میبرند
شورای بازنشستگان ایران روز پنجشنبه ۱۶ آذر به مناسبت روز دانشجو بیانیهای با عنوان «فرزند کارگرانیم، کنارشان میمانیم» منتشر کرد.
این تشکل صنفی، برتری جمعیتی دختران دانشجو در ترکیب دانشگاهها و حضور فعالانه و جسورانه زنان در همه عرصههای معیشتی و اجتماعی را عامل بیشتر شدن شور و انگیزه مطالبهگری در جنبش دانشجویی دانست.
به باور امضاکنندگان این بیانیه، جنبش دانشجویی در انقلاب «زن،زندگی،آزادی» حضور تعیینکننده و روزهای درخشانی داشت و به همین سبب حکومت با سازماندهی گسترده، در راستای انتقامگیری و سرکوب جنبش دانشجویی تلاش کرد.
شورای بازنشستگان ایران، بازداشت و حبس دانشجویان، تصویب آییننامههای ضد دانشجویی، تعلیق و اخراج دانشجویان و استادان، محرومیت از حق تحصیل تعداد زیادی از دانشجویان با صدور احکام فلهای و ناعادلانه، افزایش ابزارهای نظارتی و کنترلی، انتصاب روسای امنیتی بیربط به دانش و دانشگاه، قدرتگیری بیش از پیش نیروهای حراست و مداخلههای بیسابقه این نهاد در امور دانشجویی را بخشی از پروژه سرکوب دانشجویان از سوی حکومت خواند.
این تشکل صنفی تاکید کرد چنین سیاستی نه تنها بازدارنده نیست بلکه خشم مردم را در شرایط سخت معیشتی کنونی دوچندان خواهد کرد.
شورای بازنشستگان به ادامه سرکوب و تلاش برای ایجاد جو خفقان در میان فعالان دانشجویی اشاره کرد و گفت: «مقاومت و مبارزه دانشجویان همپای سایر نیروهای اجتماعی معترض به شرایط موجود، بیوقفه ادامه دارد.»
در بخش پایانی این بیانیه تاکید شد که در شرایط و فضای کنونی جامعه ایران، دانشجویان تاثیرگذاری خود را با گره زدن مطالباتشان به زندگی اجتماعی و خواست عمومی مردم به پیش میبرند.
دیدهبان ایران: حجاببانان به دانشگاهها هم رسیدند
سایت دیدهبان ایران روز پنجشنبه ۱۶ آذر به مناسبت روز دانشجو گزارشی با عنوان «آنچه در این یک سال بر دانشجویان گذشت؛ از تشکیل پرونده به دلیل انتشار عکس در صفحه شخصی تا گشت حجاببانان در دانشگاه» منتشر کرد.
در این گزارش آمده است: «از ۱۶ آذر سال گذشته تا امسال، دانشجویان مصائب بسیاری را چشیدند و جای زخم احکام شدید قضایی اعم از تعلیق، اخراج و تبعید بر پیکر دانشجویان مانده است.»
به نوشته این سایت خبری، دانشجویانی که گرفتار احکام قضایی نشدند، با بدعتهای عجیب حراست همچون تشکیل پرونده به دلیل انتشار عکس در صفحه شخصی و گشت حجاببانان در دانشگاه دست و پنجه نرم میکنند.
یک دانشجوی دختر دانشگاه بهشتی درباره برخوردهای شدید حراست به دیدهبان ایران گفته است: «فشار از سوی دانشگاه برای رعایت حجاب به خصوص در دانشکده پزشکی بیشتر شده. در دانشکده پزشکی اگر مقنعه هم از سر بیفتد کارت دانشجویی را میگیرند.»
او اضافه کرده است: «حتی بابت عکسهای دانشجویان در اینستاگرام پرونده تشکیل دادهاند؛ در صورتی که صفحاتشان شخصی (بسته) بوده اما یک سری نفوذی بین دانشجویان وجود داشته که از عکس آنها در صفحه شخصیشان اسکرینشات گرفته و کار به کمیته انضباطی کشیده شده است.»
یک دانشجوی دختر دانشکده فنی دانشگاه تهران درباره برخورد حراست با دانشجویان به دلیل حجاب گفته است: «بدون حجاب نمیتوانیم از در حراست عبور کنیم. مانند گیت مترو باید کارت بزنیم تا بتوانیم وارد شویم. در فضای دانشگاه بسیاری از دانشجویان بدون حجاب هستند اما زنانی با پوشش چادر و یونیفرم در فضای دانشگاه حرکت میکنند و تذکر میدهند.»
او در پاسخ به این سوال دیدهبان ایران که آیا این نیروها با دانشجویان برخورد شدیدی داشتهاند گفته است: «میایستند تا حجابت را سرت کنی اما خارج از دانشگاه هم پلیسهای نیروی انتظامی هستند که بابت حجاب تذکر میدهند.»
در ادامه این گزارش، روایت یکی از دانشجویان پسر دانشگاه تهران نقل شده که گفته است: «دستکم هفتهای یک بار میبینم زنانی چادری در محوطه دانشگاه، دوربین را زیر چادر خود قایم کرده و از دانشجویان فیلم میگیرند؛ فرقی هم ندارد دانشجو پسر باشد یا دختر. در سطح دانشگاه تردد میکنند و برای حجاب تذکر میدهند.»
دیدهبان ایران با طرح این پرسش که گشت حجاببان در دانشگاه چه میکند، روایتی مشابه از دانشجویان دانشگاه تهران را به نقل از یکی از کانالهای تلگرامی دانشجویان نوشته است: «به سمت دانشکده حقوق میرفتیم که خانمی چادری که ماسک بر صورتش داشت، جلویمان ظاهر شد و گفت مانتو من کوتاه است و فردا آن را نپوشم.»
پیش از این و در روز ۱۵ آذر، فعالان دانشجویی، تشکلها و نهادهای دانشگاههای مختلف، در آستانه روز دانشجو بیانیهای مشترک منتشر کردند.
نویسندگان این بیانیه، روز ۱۶ آذر را نماد ایستادگی و مبارزات دانشجویان برابر هر گونه دیکتاتوری خواندند و گفتند امسال برای دومین بار این روز به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» آغشته است.