عقبنشینی از اخراج جنجالی؛ اوپنایآی سم آلتمن را به مدیرعاملی شرکت بازگرداند

یک هفته پس از اخراج ناگهانی سم آلتمن، مدیرعامل و موسس اوپنایآی، این شرکت از بازگرداندن او و تشکیل هیات مدیره جدید خبر داد.

یک هفته پس از اخراج ناگهانی سم آلتمن، مدیرعامل و موسس اوپنایآی، این شرکت از بازگرداندن او و تشکیل هیات مدیره جدید خبر داد.
حساب کاربری اوپنایآی در شبکه اجتماعی ایکس صبح روز چهارشنبه اول آذر از یک «توافق اصولی» برای بازگرداندن آلتمن به سمت مدیرعاملی این شرکت خبر داد و نوشت هیات مدیره اولیه جدیدی متشکل از برت تیلور (رییس)، لری سامرز و آدام دیآنجلو تشکیل میشود.
آلتمن در واکنش به این تصمیم جدید در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «من عاشق اوپنایآی هستم و همه کارهایی که اخیرا انجام دادهام بر حفظ این تیم و ماموریتش متمرکز بود. وقتی یکشنبه عصر تصمیم گرفتم به مایکروسافت بپیوندم، مشخص بود این بهترین انتخاب هم برای من و هم برای تیم است.»
او گفت با هیات مدیره جدید و حمایت ساتیا نادلا، مشتاقانه منتظر بازگشت به اوپنایآی و تقویت همکاری با مایکروسافت است.
نادلا، مدیرعامل و رییس هیات مدیره مایکروسافت است که روز دوشنبه اعلام کرده بود آلتمن و گِرگ بروکمن، دیگر موسس برکنار شده اوپنایآی به مایکروسافت ملحق خواهند شد تا عهدهدار هدایت تیم تحقیقاتی پیشرفته این شرکت در زمینه هوش مصنوعی شوند.
نادلا روز چهارشنبه از تغییرات جدید در هیات مدیره اوپنایآی استقبال کرد و گفت این اقدام، نخستین گام اساسی به سوی یک حکمرانی پایدارتر، آگاهانهتر و موثرتر است.
او گفت همراه با آلتمن و بروکمن تصمیم گرفتند نقش مهمی را در تیم رهبری اوپنایآی ایفا و اطمینان حاصل کنند که این شرکت به رشد و ادامه ماموریتش ادامه میدهد.
مدیرعامل مایکروسافت از «توسعه شراکت قوی» خود با اوپنایای و ارائه ارزش نسل جدید هوش مصنوعی به مشتریان و شرکا نیز خبر داد.
روز ۲۶ آبان و پس از آنکه اعضای هیات مدیره مطرحترین شرکت هوش مصنوعی جهان در اقدامی ناگهانی آلتمن را از سمت خود به عنوان مدیرعامل و عضو هیات مدیره برکنار کردند، سهام مایکروسافت به عنوان سرمایهگذار اصلی و مالک ۴۹ درصدی اوپنایآی بیش از ۸۰ میلیارد دلار از ارزش خود را در بازار از دست داد.
پس از برکناری آلتمن، گرگ بروکمن، از موسسان و رییس هیات مدیره این شرکت، جیکوب پاچوکی، مدیر واحد تحقیقات، الکساندر مادری، مدیر واحد ارزیابی خطرات هوش مصنوعی و زایمن سیدور، محقق حوزه متن باز، در اعتراض به تصمیم هیات مدیره از این شرکت کنارهگیری کردند.
بلومبرگ نوشت حدود ۷۰۰ کارمند اوپنایآی نیز تهدید کردند شرکت را ترک خواهند کرد؛ مگر اینکه همه اعضای فعلی هیات مدیره استعفا دهند.
از سوی دیگر منابعی به خبرگزاری رویترز گفتند سرمایهگذاران اوپنایآی قصد دارند به دلیل برکناری آلتمن، از هیات مدیره شکایت کنند.
اخراج آلتمن در حالی صورت گرفته بود که شرکت تحت مدیریت او در هفتههای گذشته با برگزاری کنفرانسی به رونمایی از امکانات نوآورانه تازهای در چت جیپیتی پرداخت.
استقبال کاربران از ویژگیهای رونمایی شده به اندازهای بود که موجب شد اوپنایآی به دلیل حفظ کیفیت خدمات خود، ثبتنام افراد جدید را موقتا غیرفعال کند.
آلتمن با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، اخراج خود را «تجربهای عجیب» توصیف و تاکید کرده بود: «حالا هیات مدیره باید در برابر سهم او در این شرکت، مسوولیتپذیر عمل کند.»
عدم توافق بر سر استراتژیهای بلندمدت، همسو نبودن اهداف تجاری با اهداف غیرانتفاعی و محقق نشدن اهداف مالی از جمله دلایل مطرح شده در اخراج آلتمن عنوان شده بود.
برخی مانند ران کانوی، سرمایهگذار فعال در سیلیکون، اخراج آلتمن را از اوپنایآی با اخراج استیو جابز، موسس و مدیرعامل فقید اپل از این شرکت مقایسه کرده و آن را کودتا نامیدند.
شبکه بیبیسی در واکنش به اخراج آلتمن او را «سوپراستار» دنیای هوش مصنوعی توصیف کرد.

جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، گفت آمریکا در حال بررسی تروریست شناختن حوثیهای یمن در پی اقدام آنها در توقیف کشتی «گلکسی لیدر» در دریای سرخ است. کربی جمهوری اسلامی را «همدست» حوثیها در این اقدام دانست.
جان کربی سهشنبه ۳۰ آبان در نشست خبری خود گفت آمریکا علاوه بر بررسی تروریست شناختن حوثیها، با شرکا و متحدان خود سایر گزینهها را نیز علیه این گروه بررسی خواهد کرد.
سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید اقدام حوثیها در توقیف این کشتی را «نقض آشکار قوانین بینالمللی» خواند و خواستار آزادی فوری این کشتی و سرنشینان بینالمللی آن شد.
تصمیم کاخ سفید برای بررسی تروریست شناختن حوثیها در حالی صورت میگیرد که دولت بایدن پس از روی کار آمدن در ژانویه ۲۰۲۱، به عنوان یکی از اولین اقدامهایش حوثیها را از فهرست سازمانهای تروریستی خارج کرد و دلیل این اقدام را نگرانی از وخیمتر شدن شرایط انسانی در یمن عنوان کرد.
کشتی باری ربوده شده روز شنبه ۲۷ آبان در حال حرکت از ترکیه به سمت هند بود که در جنوب غربی جده عربستان سعودی آفلاین شد و حوثیهای یمن از ربودن آن خبر دادند.
با اعلام مفقود شدن کشتی گلکسی لیدر، حوثیها خبر دادند «کشتی باری اسرائیل» را در دریای سرخ توقیف کردهاند.
این گروه نزدیک به جمهوری اسلامی همزمان هشدار داد همه کشتیهای مرتبط با اسرائیل به «هدف قانونی نیروهای مسلح» حوثی تبدیل خواهند شد.
در بیانیه این گروه آمده است تا زمانی که «تجاوز به غزه و جنایت علیه برادران فلسطینی در غزه و کرانه باختری» متوقف نشود، نیروهای حوثی به عملیات نظامی علیه اسرائیل ادامه خواهند داد.
ارتش اسرائیل در اطلاعیهای اعلام کرد هیچکدام از صاحبان یا خدمه کشتی ربوده شده به دست حوثیهای یمن، اسرائیلی نیستند. بر اساس اعلام تلآویو، این کشتی باری بریتانیایی است و ژاپن آن را اداره میکند اما هیچکدام از خدمهاش ژاپنی نیستند. جمهوری اسلامی هر گونه مداخله در توقیف کشتی گلکسی لیدر را رد کرد.
گاردین به نقل از شرکت امنیت دریایی آمبری خبر داد مالک گروه کشتی ربوده شده در فهرست کشتیهای خودروبر «ری» قرار دارد که شرکت مادرش متعلق به یک تاجر اسرائیلی به نام آبراهام اونگار معروف به «رامی» است.
تایمز اسرائیل نوشت این کشتی با پرچم «باهاما»، هنگام ربایش از سوی یک شرکت ژاپنی اجاره شده بود.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل گفت: «این یکی دیگر از اقدامات تروریستی ایران و بیانگر تشدید جنگطلبی آن علیه شهروندان جهان آزاد است.»
حوثیهای یمن که از متحدان جمهوری اسلامی هستند، از چند روز پیش اسرائیل را به ربودن کشتیهایش تهدید کرده بودند.
در روز ۲۳ آبان (۱۴ نوامبر)، عبدالمالک الحوثی، رهبر حوثیها گفته بود این گروه به دنبال کشتیهای اسرائیلی در آبهای تجاری حیاتی دریای سرخ است؛ حتی کشتیهایی که پرچم اسرائیل نداشته باشند.
این گروه شبهنظامی در همبستگی با حماس، موشکهای دوربرد و پهپاد نیز به سمت اسرائیل پرتاب کردهاست.

بایننس، بزرگترین صرافی رمزارز جهان،با پذیرش جرم خود در نقض قوانین پولشویی آمریکا، با وزارت دادگستری آمریکا توافق کرد برای حلوفصل این پرونده بیش از چهار میلیارد دلار پرداخت کند. دادستان کل آمریکا گفت در بایننس ۹۰۰ میلیون دلار تراکنش بین آمریکا و کاربرانی در ایران انجام شده است.
بایننس سهشنبه ۳۰ آبان به عنوان بخشی از توافق با وزارت دادگستری برای پایان یافتن تحقیقات قضایی از این صرافی، پذیرفت به جرمهای خود اعتراف کند و چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار بپردازد.
چانگ پنگ ژائو، مدیرعامل بایننس، نیز به جرم نقض قوانین ضد پولشویی اعتراف و به عنوان بخشی از توافق با دولت آمریکا، با پرداخت ۵۰ میلیون دلار جریمه و کنارهگیری از سمت خود موافقت کرد.
مریک گارلند، دادستان کل آمریکا، گفت صرافی «بایننس»، بزرگترین صرافی رمزارز آنلاین جهان، امکان انجام ۹۰۰ میلیون دلار تراکنش را بین آمریکا و کاربران ایرانی ایجاد کرده است.
طبق اعلام وزارت دادگستری آمریکا، بخش قابل توجهی از مشتریان بایننس در جاهایی بودند که تحت تحریم قرار داشتند و بایننس مطلع بود که بیشتر این مشتریان از ایران بودهاند.
بایننس به ارتکاب تخلفات گسترده از جمله کلاهبرداری بانکی، دور زدن تحریمها و پولشویی متهم است.
با نهایی شدن این توافق، تکلیف یکی از بزرگترین پروندههای قضایی در حوزه رمزارز مشخص شد.
به گفته مقامهای آمریکایی، بایننس علاوه بر نقض تحریمها و قوانین پولشویی آمریکا، بیش از ۱۰۰ هزار تراکنش مشکوک با سازمانهایی که آمریکا آنها را تروریست شناخته، از جمله حماس، القاعده و داعش را گزارش نکرده است.
به گفته این مقامها، بایننس همچنین هیچوقت تراکنشها با وبسایتهای مربوط به فروش محتوای آزار جنسی کودکان را گزارش نکرده و یکی از بزرگترین دریافتکنندگان عواید ناشی از باجافزارها بوده است.
همزمان با افزایش گمانهزنیها در مورد استفاده گروههای تروریستی از شبکه ارزمرز برای تامین مالی خود، آمریکا تحقیقاتش را درباره تخلفات صورت گرفته در حوزه دیجیتال شدت بخشیده است.
در پی حملات مرگبار حماس به اسرائیل در روز ۱۵ مهر (هفتم اکتبر)، اسرائیل ۱۰۰ حساب بایننس را به ظن ارتباط با این گروه مسدود کرد.
تلآویو همچنین از دارندگان بیش از ۲۰۰ حساب رمزارز دیگر خواست در مورد فعالیتهای خود توضیحات لازم را ارائه کنند. اکثر این حسابها متعلق به بایننس بودند.
بایننس در تیر ماه سال جاری از همکاری با ارتش اسرائیل برای مقابله با پولشویی سپاه قدس، شاخه عملیات برونمرزی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی خبر داده بود.
پیش از این و در روز ۲۰ تیر رویترز گزارش داد بر اساس تحقیقات این خبرگزاری، بایننس با وجود تحریمهای آمریکا و منع داخلی خود این شرکت برای انجام تجارت با ایران، به ارائه خدمات به مشتریهایی در داخل این کشور ادامه داده است.
هفت تاجر در گفتوگو با رویترز تایید کردند توانستهاند منعهای قانونی در تجارت با بایننس را کنار بزنند و تا سپتامبر سال گذشته از حسابهای خود در این صرافی استفاده کنند.
تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۸ و پس از خروج واشینگتن از برجام دوباره اعمال شد و در نوامبر همان سال، بایننس به معاملهگران رمزارز در ایران اطلاع داد دیگر به آنان خدمات ارائه نخواهد کرد.
در حالی که تحریمهای تجاری و بانکی آمریکا علیه جمهوری اسلامی هر گونه معاملهای را از داخل ایران با کشورهای دیگر دچار مشکل کرده، رمزارزها میتوانند در پرداختها و دریافتهای برونمرزی برای دور زدن تحریمهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند.

بیزنس اینسایدر گزارش کرد روسیه ممکن است با استناد به پایان محدودیتهای موشکی جمهوری اسلامی بر اساس یکی از بندهای برجام، برای ادامه حملات خود به اوکراین از موشکهای بالیستیک ساخت ایران استفاده کند. این اقدام احتمالی روسیه عواقبی جدی برای امنیت اوکراین به همراه خواهد داشت.
به گزارش بیزنس اینسایدر در روز سهشنبه ۳۰ آبان، روسیه خود را برای انجام حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی اوکراین در زمستان ۲۰۲۴ آماده میکند.
در این گزارش آمده است روسیه خود به تولید موشک و پهپاد ادامه میدهد اما با توجه به ادامه جنگ و حملات مستمر ارتش روسیه به خاک اوکراین، ذخایر موشکی و پهپادی این کشور به شدت کاهش یافته است.
توافق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) شامل یک سری از لغو محدودیتها موسوم به بندهای غروب است که بر اساس آن، قرار بود محدودیتهای موشکی علیه جمهوری اسلامی در روز ۱۸ اکتبر (۲۶ مهر)، موسوم به روز انتقال برجام کنار گذاشته شود اما شورای اتحادیه اروپا روز ۲۵ مهر با انتشار بیانیهای اعلام کرد اقدامهای محدود کننده علیه جمهوری اسلامی را ذیل تحریمهای منع اشاعه پس از روز انتقال برجام حفظ میکند.
در این بیانیه آمده است طبق ارزیابی شورای اروپا دلایل معتبری برای خودداری از لغو این محدودیتها بر اساس آنچه در برجام پیشبینی شده بود وجود دارد.
بر اساس تصمیم شورای اروپا، تحریمهایی که در ابتدا از سوی سازمان ملل متحد علیه افراد و نهادهای دخیل در فعالیتهای مرتبط با توسعه موشکهای هستهای یا بالیستیک جمهوری اسلامی یا افراد و نهادهای وابسته به سپاه پاسداران وضع شده بود، همچنان به قوت خود باقی میمانند.
در مقابل، تهران و مسکو با استقبال از فرا رسیدن روز انتقال برجام تاکید کردند دیگر محدودیتی برای فعالیتهای موشکی جمهوری اسلامی وجود ندارد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز ۲۶ مهر اعلام کرد: «از این تاریخ هیچ محدودیتی در حوزه نقل و انتقال اقلام، خدمات و فنآوریهای موشکی به/از جمهوری اسلامی ایران وجود نخواهد داشت.»
وزارت امور خارجه روسیه نیز روز ۲۵ مهر در بیانیهای اعلام کرد مراودات موشکی میان تهران و مسکو دیگر نیازی به تایید شورای امنیت ندارد.
هر چند گمانهزنیها از احتمال همکاری موشکی تهران و مسکو حکایت دارد اما بسیاری به استفاده احتمالی روسیه از موشکهای بالیستیک ساخت ایران با دیده تردید مینگرند.
آنتون مارداسوف، تحلیلگر موسسه خاورمیانه گفت اگر چه روسیه به سلاحهایی با دقت بالا نیاز دارد اما مسکو نمیخواهد در این موارد کاملا به تهران وابسته شود.
به گفته مارداسوف، مسکو همچنین میداند افزایش همکاریهای نظامی با تهران منجر به سردی روابط روسیه با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اسرائیل میشود و به همین دلیل از این تنش احتمالی اجتناب خواهد کرد.
او تاکید کرد هر تصمیمی ممکن است از سوی مقامهای تهران و مسکو اتخاذ شود اما در شرایط کنونی بعید است جمهوری اسلامی موشک ذوالفقار و سایر موشکهای خود را در اختیار روسیه قرار دهد.
بیزنس اینسایدر در گزارش خود نوشت روسیه از زمستان سال گذشته از پهپادهای جمهوری اسلامی در عملیات نظامی خود علیه اوکراین بهره میبرد.
بنا بر این گزارش، تنها شش ماه پس از آغاز حمایت پهپادی تهران از مسکو، روسیه در جنگ اوکراین از هزار پهپاد ایرانی استفاده کرد.
در ماه سپتامبر سال جاری میلادی، روسیه از ۵۰۰ پهپاد برای هدف قرار دادن مواضعی در خاک اوکراین استفاده کرد.
این آمار بیسابقه گزارش شده است.
آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، استرالیا و نیوزیلند تاکنون جمهوریاسلامی را به دلیل ارائه پهپاد به روسیه در جنگ اوکراین، هدف چندیدن دور تحریم قرار دادهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی کمک تسلیحاتی خود به روسیه را در جنگ اوکراین انکار میکنند.

فایننشنالتایمز با استناد به آمار سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اعلام کرد ایران بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱ با افزایشی ۱۴۱ درصدی، سریعترین رشد نرخ مهاجرت به کشورهای ثروتمند را در جهان داشت و تعداد مهاجرانش از ۴۸ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ به ۱۱۵ هزار نفر در سال ۲۰۲۱ رسید.
ایرانیان در مرحله مهاجرت دستهجمعی کنترلنشده
رصدخانه مهاجرت ایران با اشاره به افزایش شدید درخواستهای ایرانیان برای پناهندگی یا کار و ویزای دانشجویی در خارج از کشور در سالهای اخیر، گفت که ایران در حال گذراندن مرحله «مهاجرت دستهجمعی کنترلنشده» است.
بر اساس تحلیل سازمان بینالمللی مهاجرت از دادههای آژانس پناهندگان سازمان ملل، تعداد درخواستهای جدید پناهندگی که از سوی ایرانیها در سراسر جهان در سال ۲۰۲۲ ارائه شده، نسبت به سال قبل ۴۴ درصد افزایش یافته است.
تعداد دانشجویان ایرانی که در خارج از کشور تحصیل میکنند نیز برای هشت سال متوالی افزایش یافته و از ۴۹ هزار نفر در سال ۲۰۱۳ به ۷۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۱ رسیده است.
فایننشنالتایمز در گزارش روز سهشنبه ۳۰ آبان خود به نقل از تحلیلگران، مشکلات اقتصادی و سیاسی را نیروی محرک مهاجرت و پناهندگی ایرانیان خواند.
نرخ تورم ایران در چهار سال گذشته بالای ۴۰ درصد بوده و جمهوری اسلامی خیزش انقلابی و اعتراضات گسترده مردم را پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی با شدیدترین و خشنترین واکنش پاسخ داد.
از سوی دیگر ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی بین تهران و رقبایش و ترس از اینکه ایران به عنوان حامی گروههای ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی در منطقه، در صورت تشدید جنگ در غزه به یک درگیری گستردهتر کشیده شود، از عوامل رشد مهاجرت هستند.
مهاجران ایرانی به طور سنتی به سمت آمریکا، استرالیا، کانادا و اروپا رفتهاند اما توسعه مستمر کشورهای همسایه در منطقه خلیج فارس باعث شده کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی، قطر و عمان به مقصدی جذاب برای افراد جویای کار تبدیل شوند.
بر اساس گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت، ترکیه نیز در سالهای اخیر به یک مقصد مطلوب برای مهاجران ایرانی تبدیل شده است.
مهاجرت نگرانکننده کارآفرینان و کادر درمان
کسانی که ایران را ترک میکنند شامل ورزشکاران حرفهای، هنرمندان، کارگران ماهر و تکنیسینهای نخبه و در عینحال تعداد زیادی از ایرانیان فقیرتری هستند که اغلب برای رسیدن به کشورهای غربی از مسیرهای خطرناکی عبور میکنند.
از ابتدای سال ۲۰۱۸ تا مارس ۲۰۲۳ ایرانیان بزرگترین گروهی را تشکیل دادند که با عبور از کانال مانش از سرزمین اصلی اروپا با قایقهای کوچکی که توسط قاچاقچیان انسان اداره میشد، به بریتانیا رسیدند.
به گفته رصدخانه مهاجرت دانشگاه آکسفورد، ۱۸ هزار ایرانی از این گذرگاه عبور کردند: برابر با ۲۱ درصد از کل افرادی که در آن دوره از کانال مانش گذشته بودند.
مهاجرت در میان کادر بهداشت و درمان ایران هم منجر به بروز نگرانی شده است.
علیرضا گچکوبان، رییس نظام پرستاری اهواز، روز سهشنبه ۳۰ آبان از مهاجرت ۱۵۰ پرستار خوزستانی به خارج از کشور خبر داد و گفت کمبود پرستار در اوج خود قرار گرفته است.
او توضیح داد: «در سال گذشته حدود ۱۵۰ گواهی گود استندینگ برای پرستاران خوزستانی صادر شد که به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. این آمار به جز پرستارانی است که از خوزستان به سایر استانها مهاجرت میکنند.»
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار به تازگی گفت تعداد پرستارانی که سالانه از کشور خارج میشوند به سه هزار نفر رسیده است اما وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حتی به اندازه همین آمار به کادر درمان اضافه نمیکند.
به گفته او مقصد مهاجرت برای پرستاران، آلمان، آمریکا، استرالیا و کاناداست چون در این کشورها به راحتی میتوانند به جای درآمد ماهی ۲۰۰ یورو در ایران، دو هزار و ۵۰۰ یورو در ماه به دست بیاورند.
علاوه بر پرستاران، مهاجرت در میان پزشکان نیز رشدی فزاینده داشته است، بهطوری که طی دو سال گذشته تقریبا ۱۰ هزار پزشک درخواست دریافت گواهینامههای حرفهای داشتهاند که کشورهای مقصد از پزشکان خارجی میخواهند.
صنعت فنآوری ایران نیز رشد مشابهی را در میزان مهاجرت تجربه کرده است.
یکی از مشاوران وزیر امور اقتصادی و دارایی چندی پیش گفته بود ۵۰ درصد استارتآپهای فنآوری ایران درخواست فعالیت در خارج از کشور دادهاند.
بهرام صلواتی، مدیر رصدخانه مهاجرت ایران گفت طی سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ حدود دو هزار ویزای استارتآپ برای کارآفرینان ایرانی در کانادا و انگلیس صادر شده است.
نیما نامداری، تحلیلگر اقتصاد دیجیتال به فایننشالتایمز گفت: «تعدادی از متخصصان صنعت فنآوری بر این باورند که ایران به دلیل چشمانداز اقتصادی ناپایدار، محیط پر ریسکی برای یک استارتآپ است.»
به گفته او، موج مهاجرتهای گسترده اکوسیستم استارتآپی ایران را خالی کرده است.
با وجود این مقامهای جمهوری اسلامی نگرانیها درباره رشد روزافزون مهاجرت را کماهمیت جلوه میدهند.
روحالله دهقانی فیروزآبادی، معاون ابراهیم رئیسی اخیرا گفت دادههای مهاجرت «اصلا نگرانکننده» نیستند.
رئیسی هم اخیرا استدلال کرده بود مهاجرت پزشکان روندی است که میتواند «معکوس» شود.
او «اطمینان داد» شغلهایی شایسته در انتظار کسانی است که به ایران برگردند.
در مقابل، سازمان بینالمللی مهاجرت در گزارش سال ۲۰۲۱ خود گفت که سیاستهای دولت ایران برای مدیریت مهاجرت و تشویق به بازگشت مهاجران «گیجکننده» است.
بسیاری از کسانی که در ایران ماندهاند، احساس میکنند گزینههای کمی برایشان باقی مانده است تا به موج مهاجرت و ترک کشور بپیوندند.
فایننشنالتایمز در انتهای گزارش خود به نقل از یک موسیقیدان ایرانی نوشت: «برای بسیاری از ایرانیان از جمله نوازندگان مستقل، چارهای جز بستن چمدانها باقی نمانده است.»

بمبها و موشکها همچنان بر غزه میبارند، محلههای مسکونی را تخریب میکنند و آمار کشتهشدگان به آمار جنگهای خونین در طول تاریخ اضافه میشود. با وجود این شرایط، همچنان ممکن است بشود سرنخهایی پیدا کرد درباره چگونگی پایان دادن به این جنگ و تاثیرش بر چشمانداز سیاسی خاورمیانه.
وبسایت عرب نیوز در گفتوگو با آرون برگمن، مورخ و محقق سیاسی اسرائیلی و ساکن بریتانیا به بررسی امکان تحقق راهحل دو-کشوری میان اسرائیل و فلسطین پرداخت.
او بهعنوان نویسنده چندین کتاب درباره جنگهای به ظاهر پایانناپذیر اسرائیل و فلسطینیان، این احتمال را مطرح کرد که در این دور از درگیریهای اسرائیل و فلسطین، شاهد «لحظه قوی سیاه» باشیم.
برگمن «لحظه قوی سیاه» را این چنین توصیف کرد: «استعارهای که توسط سیاسیون، نظریهپردازان و تحلیلگران مالی استفاده میشود؛ لحظه قوی سیاه، رویدادی نادر و غیرمنتظره را توصیف میکند که پیامدهایی چشمگیر و غیرقابل پیشبینی به همراه دارد.»
تاسیس کشور اسرائیل
برگمن به عرب نیوز گفت اسرائیل ۷۵ سال در جنگ بوده است. از زمانی که داوید بن گوریون، رییس لهستانیالاصل سازمان جهانی صهیونیسم در ۱۴ می ۱۹۴۸ و روز پایان یافتن قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، تاسیس کشور اسرائیل را اعلام کرد.
به دلایل سیاسی، بریتانیا از سال ۱۹۱۷ و زمانی که اعلامیه بالفور را صادر کرد از تاسیس خانه ملی برای یهودیان در فلسطین دفاع کرده است.
در اعلامیه بالفور، بریتانیا متعهد شد از «خانه ملی برای مردم یهودی در فلسطین» حمایت کند.
آرتور بالفور ۱۱ آگوست ۱۹۱۹ در یادداشتی نوشت: «صهیونیسم چه درست باشد چه غلط، خوب یا بد، ریشه در سنتهای دیرینه، نیازهای کنونی و امیدهای آینده دارد و اهمیتش بسیار عمیقتر از خواستهها و تعصبات ۷۰۰ هزار عرب است که اکنون در آن سرزمین باستانی زندگی میکنند.»
شاید اکنون، پس از تقریبا یک قرن درد و رنج، حمله حماس محرکی برای اسرائیل و جهان باشد تا در نهایت بدانند «سنتهای دیرینه، نیازهای کنونی و امیدهای آینده اعراب فلسطین»، اهمیتی برابر با قوم یهود دارد.
اولین هشدارها در مورد پیامدهای اجتنابناپذیر «سرریز جمعیت بیگانه به یک کشور عربی» از سوی یکی از اعضای مجلس اعیان بریتانیا در سال ۱۹۲۰ مطرح شد.
لرد سیدنهام در مناظرهای در مورد قیومیت فلسطین در مجلس اعیان در ۲۱ ژوئن ۱۹۲۲ گفت آسیبی که این امر به همراه خواهد داشت، ممکن است هرگز جبران نشود ...
سیدنهام ادامه داد: «کاری که ما انجام دادهایم با امتیاز دادن نه به مردم یهود، بلکه به یک بخش افراطی صهیونیستی، زخمی در شرق ایجاد خواهد کرد که هیچکس نمیتواند بگوید این زخم تا کجا ادامه خواهد یافت.»
برگمن در جواب این سخنان گفت: «تا به امروز، حدود سه چهارم قرن ...»
ترازنامه بیش از ۶۰ سال درگیری
اقدام آغازین در این تراژدی طولانیمدت که تا به امروز در جریان است، جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بود که قبل از جنگ داخلی بین جوامع عرب و یهودی و با خشم جهان عرب از طرح سازمان ملل برای تقسیم فلسطین آغاز شد.
این طرح که در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید ۵۶ درصد از سرزمین را به یهودیان اختصاص داد؛ اگرچه در آن زمان تعداد اعراب در فلسطین، دو برابر یهودیان بود.
همانطور که برگمن در سال ۲۰۱۰ در کتاب خود با عنوان «جنگهای اسرائیل، تاریخچهای از سال ۱۹۴۷» نوشت، اگر از منظر تاریخی به این جنگهای جداگانه و کوتاهمدت نگاه کنیم میتوانیم آنها را به عنوان یک درگیری مداوم در نظر بگیریم.
در این درگیری ابتدا سرزمین فلسطین و سپس سرزمینهایی که به وسیله یهودیان تصرف شدهاند (به عنوان علتی برای تکرار آتشافروزی) عامل اصلی بروز جنگهای بعدی بودند.
پس از حدود ۶۰ سال درگیری، ترازنامه جنگ نشان میدهد در میدان نبرد هیچ پیروزی آشکاری نه برای اعراب و نه برای اسرائیل وجود نداشته است.
با این حال برگمن معتقد است با وجود وحشت مهارنشدنی حمله هفتم اکتبر حماس و واکنش نظامی سازشناپذیر اسرائیل، درگیری کنونی ممکن است در نهایت راه را به سوی راهحل دو-دولتی هموار کند.
اشغال مجدد غزه
به گفته برگمن، در نگاه اول ممکن است این امر خلاف واقع به نظر برسد چون اگرچه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برنامهریزی دولتش را برای اشغال مجدد غزه رد کرده اما این موضوع دقیقا همان چیزی است که جنگطلبان حاضر در دولت او خواستارش هستند.
برگمن گفت: «افرادی افراطی در دولت اسرائیل وجود دارند که آرزوی بازگشت به بازسازی شهرکهای یهودی در غزه را دارند که آریل شارون در سال ۲۰۰۵ آنها را تخلیه کرد.»
او معتقد است مناقشه کنونی چنین پایانی نخواهد داشت: «آن زمان شارون فهمید هشت هزار شهرکنشین یهودی نمیتوانند میان یک میلیون و ۳۰۰ هزار فلسطینی زندگی کنند. اکنون چگونه افراطیون انتظار دارند شهرکنشینها میان دو میلیون و ۲۰۰ هزار فلسطینی، پس از ویرانیهای کنونی زندگی کنند؟ آنهم وقتی ساکنان، دشمنی بیشتری نسبت به اسرائیل خواهند داشت.»
علاوه بر این، هر گونه بازگشت اسرائیل به نوار غزه با مخالفت کل جامعه بینالملل، به ویژه آمریکا مواجه خواهد شد که اکنون اسرائیل بسیار به حمایت آن وابسته است.
در حال حاضر برای بسیاری، صحنههای فرار فلسطینیها از خانههای خود در غزه یادآور خاطرات دردناک آوارگی اجباری بیش از نیمی از جمعیت فلسطین قبل و در طول جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ است.
شدت واکنش اسرائیل به وقایع هفتم اکتبر، خاطرات جنگ شش روزه ۱۹۶۷ را تداعی میکند که در پایان، اسرائیل به قیمت آوارگی صدها هزار عرب فلسطینی، بلندیهای جولان، نوار غزه، شبه جزیره سینا و کرانه باختری را تصرف کرد.
برگمن، استاد ارشد دپارتمان مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، به دنبال بررسی قسمت دیگری از درگیریهای طولانی اسرائیلی-فلسطینی است تا سرنخی از چگونگی وقوع رویدادها در حال حاضر بهدست آورد.
او در این خصوص به عرب نیوز توضیح داد ۵۰ سال پیش در اکتبر ۱۹۷۳، یک حمله غافلگیرکننده به اسرائیل از سوی ائتلافی از کشورهای عربی به رهبری مصر با انگیزه بازپسگیری زمینهای تصرف شده به دست اسرائیل در سال ۱۹۶۷ انجام شد.
جنگ رمضان یا یوم کیپور، با پیروزی اسرائیل به پایان رسید. این نبرد به شدت با تسلیحات آمریکایی حمایت شد اما زنجیرهای از وقایع را به راه انداخت که چشمانداز سیاسی و سرزمینی را تغییر داد.
به رسمیت شناخت اسرائیل از جانب مصر
برگمن گفت پیش از جنگ ۱۹۷۳ انور سادات، رییسجمهوری مصر پیشنهاد صلحی را به اسرائیلیها ارائه کرد.
او به اسرائیلیها گفت از شبهجزیره سینا نه به طور کامل بلکه تا ۳۵ کیلومتر عقبنشینی کنند تا قاهره یک روند صلح را آغاز کند.
گلدا مایر، نخستوزیر وقت اسرائیل این پیشنهاد را رد کرد و در نتیجه انور سادات وارد جنگ شد.
برگمن افزود: «نکته جالب اینجاست که پس از جنگ، دقیقا عقبنشینی مدنظر سادات اتفاق افتاد. در سال ۱۹۴۷ اسرائیلیها دقیقا ۳۵ کیلومتر در شبه جزیره سینا عقب رفتند.»

به گفته برگمن، اسرائیلیها پس از نبرد ۱۹۷۳ حاضر به انجام کارهایی بودند که قبلا و به خاطر جنگ آمادگیاش را نداشتند: «این همان "لحظه قوی سیاه" بود و شاید آنچه اکنون میبینیم نیز یک "قوی سیاه" باشد که میتواند همه چیز را تغییر دهد.»
برگمن گفت این اتفاق به نوبه خود منجر به توافق کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸ و امضای پیمان صلح تاریخی بین اسرائیل و مصر در سال بعد از آن شد.
مصر با امضای پیمان صلح، اولین کشور عربی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و توانست کل شبهجزیره سینا را باز پس بگیرد.
توافق صلح میان مصر و اسرائیل باعث شد انور سادات و مناخیم بگین، نخستوزیر وقت اسرائیل جایزه صلح نوبل دریافت کنند؛ هر چند در جهان عرب این اقدام سادات به عنوان خیانت به فلسطینیها و آرمان فلسطین محکوم و منجر به ترور او در سال ۱۹۸۱ شد.
برگمن که از سال ۱۹۸۹ در بریتانیا زندگی میکند، مرتبا برای دیدار با خانواده به اسرائیل بازمیگردد و از نزدیک با چشمانداز نظامی، سیاسی و اطلاعاتی این کشور آشناست.
او به مدت شش سال در نیروهای دفاعی اسرائیل خدمت کرد، به عنوان سرگرد در جنگ لبنان در سال ۱۹۸۲ حضور داشت و سپس به عنوان دستیار پارلمانی در کنست کار کرد.
برگمن در سال ۲۰۱۶ کتاب «جاسوسی که سقوط کرد» را با موضوع جاسوسی میان مصر و اسرائیل نوشت و نتفلیکس بر اساس آن یک مستند تهیه کرد.
او گفت: «اشتباه برداشت نکنید! آنچه در هفتم اکتبر اتفاق افتاد وحشیانه بود؛ همتراز با جنایات داعش در بالاترین حد شیطانی ممکن. اما اگر صرفا از منظر نظامی به آن نگاه کنیم متوجه میشویم این یک عملیات بسیار موفق برای حماس بود.»
برگمن ادامه داد: «آنها اسرائیلیها را غافلگیر کردند. تصور میکنم در حال حاضر بسیاری از فلسطینیها در نوار غزه به دلیل آنچه بر سرشان آمده عصبانی هستند اما در درازمدت، این حمله پس از سالها پیروزیهای اسرائیل و تحقیر فلسطینیان، به عنوان یک رویداد بزرگ در تاریخ مردم فلسطین تلقی خواهد شد.»
برگمن معتقد است مرحله کنونی درگیری به زودی، در چند روز یا چند هفته دیگر به پایان خواهد رسید زیرا آمریکاییها حملات اسرائیلیها را متوقف خواهند کرد: «بایدن در صورت ادامه جنگ، از شکست در انتخابات میترسد اما صدای بالهای قوی سیاه در اتفاقی که ممکن است بیفتد به گوش میرسد.»
لحظه قوی سیاه
از نظر برگمن چندین پیامد احتمالی وجود دارد که از میان آنها قصد نتانیاهو برای نابودی کامل حماس، غیرممکن است؛ چون حماس فقط یک گروه از آدمها نیست و یک ایده است که به سادگی از بین نخواهد رفت: «اما اگر میخواهید ایدهای را از بین ببرید، باید آن را با ایدهای بهتر جایگزین کنید. ایده بهتر برای فلسطینیها این است: اینجا شما دولت خود را خواهید داشت.»
هر چند در شرایط فعلی چنین اتفاقی یک چشمانداز ایدهآل به نظر میرسد اما به گفته برگمن، این دقیقا ماهیت سناریوی «قوی سیاه» است.
او افزود: «به گمان من تحت فشار ایالات متحده، اسرائیل میتواند بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به غزه را تسهیل کند. در این سناریو، شخص دیگری میتواند جایگزین محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان شود.»
برگمن گفت: «به عنوان مثال، اسرائیل میتواند کاری شجاعانه انجام دهد و مروان برغوثی را از زندان آزاد کند.»
مروان برغوثی، سیاستمدار فلسطینی است که در سال ۲۰۰۲ به حبس ابد محکوم شد و اکنون در زندان به سر میبرد.
به گفته برگمن، برغوثی به عنوان یک کاندیدای بالقوه متحد تلقی میشود که با حضورش میتوان حکومت خودگردان فلسطین را دوباره بر دو منطقه حاکم کرد.
او گفت: «البته جناح راست در اسرائیل از انجام چنین کاری بسیار اکراه خواهد داشت زیرا کل سیاست نتانیاهو "تفرقه بینداز و حکومت کن" بوده است. این او بود که میخواست حماس را در قدرت نگه دارد و آنها را قدرتمند کرد.»
تظاهرات گسترده
به گفته برگمن، پس از پایان این مرحله، تظاهرات گستردهای در اسرائیل برگزار میشود که بسیار بزرگتر از هر چیزی است که قبلا دیده شده: «در حال حاضر خشم سرکوب شده بسیار زیادی در اسرائیل وجود دارد. پس از جنگ این خشم آزاد خواهد شد.»
او افزود: «این خشم ناشی از شکست پاسخ نظامی به حمله حماس، مدیریت نادرست گروگانگیری از سوی دولت و افزایش نارضایتی از تحریک جنبش شهرکنشینان از طریق تهاجمات مکرر به مسجد الاقصی، ضرب و شتم نمازگزاران، حمله به آنها و بیرون کشیدن مردان مسن از مسجد الاقصی است.»
همین اقدامات بود که از سوی محمد الضیف، فرمانده حماس در حمله هفتم اکتبر، به عنوان محرک درگیری کنونی ذکر شد.
یک منبع نزدیک به حماس در روز ۱۱ اکتبر به خبرگزاری رویترز گفت برنامهریزی برای این حمله از ماه می سال ۲۰۲۱ آغاز شده بود.
برگمن با اشاره به تداوم تظاهرات در اسرائیل درباره سرنوشت نتانیاهو گفت: «کابینه کنونی، نماینده اسرائیل واقعی نیست. به احتمال زیاد افراطیونی که به آنها اجازه ورود به دولت داده شد، باید بروند و راه را برای یک دولت عملگراتر اسرائیلی و در نهایت امکان تشکیل یک دولت فلسطینی واحد در غزه و کرانه باختری هموار کنند.»
به گفته او، در این صورت اساس راهحل دو کشوری به وجود خواهد آمد: «اتفاقی که "بازی پایانی" است و آمریکاییها در تلاشاند اسرائیل را به سمت آن سوق دهند.»
برگمن در انتهای این گفتوگو یکی از اثرات حمله هفتم اکتبر را شوکی خواند که میتواند چشمانداز سیاسی اسرائیل را تا پایههای آن متزلزل کند.






