مردم بریتانیا روز دوشنبه هفته خود را با دو خبر حیرتانگیز از دفتر نخستوزیری آغاز کردند؛ وزیر کشور جنجالی برکنار شد و دیوید کامرون، نخستوزیر پیشین، هفت سال پس از کنارهگیری دوباره در خانه شماره ۱۰ دیده شد. او در تغییرات جدید کابینه، وزیر امور خارجه شد.
کمتر از شش ماه تا برگزاری انتخابات سراسر بریتانیا باقی مانده است. همه شواهد نشان از شکست حزب حاکم (محافظهکار به رهبری ریشی سوناک) در این انتخابات است.
رایدهندگان دلایل زیادی برای پشت کردن به حکومت فعلی دارند که عمدهترین آن، وضعیت نابهسامان اقتصادی است. در کنار تاثیر دوره رکود کرونا و جنگ اوکراین، بسیاری معتقدند عمده مشکلات اقتصادی بریتانیا، ناشی از خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) است.
دیوید کامرون زمانی که نخستوزیر بود، تحت فشار جناح راستگراتر حکومت خود، وعده داد اگر در انتخابات ۲۰۱۴ پیروز شود، سرنوشت بریتانیا در اتحادیه اروپا را به همهپرسی بگذارد.
او خودش برای ماندن در اتحادیه اروپا تلاش کرد اما در همهپرسی شکست خورد. پس از رای ۵۲ درصدی به خروج از اتحادیه اروپا، آقای کامرون از سمت نخستوزیری کنار کشید.
پس از او چهار نخستوزیر دیگر آمدند اما اوضاع بریتانیای پسابرگزیت روز به روز بدتر شد.
دیوید کامرون متعلق به جناح میانه حزب محافظهکار است. بسیاری او را بر دولتمردان فعلی ترجیح میدهند که مواضع راستگرایانهتری دارند.
به نظر میرسد ریشی سوناک با این امید دیوید کامرون را به کابینه خود آورده که رای حامیان میانهرو حزب محافظهکار را جلب کند.
قربانی کردن یک عنصر تندرو
آوردن یک سیاستمدار معتدلتر و مخالف برگزیت به کابینه برای نشان دادن چهره میانهرو از حکومت ریشی سوناک کافی نبود. او پیش از آوردن دیوید کامرون، یک چهره تندرو را از کابینه کنار گذاشت. اخراج سوئلا براورمن، تحولی خبرسازتر از آمدن دیوید کمرون بود.
خانم براورمن در یک سالی که در مقام وزیر کشور در کابینه ریشی سوناک حضور داشت، بهانههای زیادی برای منتقدان حکومت و حزب حاکم فراهم کرد. یکی از آنها موضعگیری او درباره تظاهرات حمایت از آتشبس در غزه و حملهاش به نیروی پلیس بود.
دو روز پیش از این دوشنبه حیرتانگیز، بریتانیا شنبه پرحاشیهای را پشت سرگذاشت. در حالی که در نزدیکی دفتر نخستوزیری، اعضای دولت، خاندان سلطنتی و نیروهای مسلح، سرگرم برگزاری مراسم گرامیداشت کشتهشدگان جنگ جهانی اول بودند، چند خیابان آنسوتر، صدها هزار نفر با شعار آتشبس در فلسطین، کیلومترها راه پیمودند تا خود را به سفارت آمریکا برسانند.
این یکی از بزرگترین راهپیماییهای سالهای اخیر در بریتانیا بود اما آرامش این تظاهرات مسالمتآمیز، در نقاط مختلف با حمله گروههای راست افراطی بر هم خورد.
در رسانهها و شبکههای اجتماعی گفته میشود ریختن راستگرایان به خیابانها، نتیجه موضعگیری نسنجیده و جنجالی وزیر کشور برکنار شده بریتانیاست.
براورمن راهپیمایی حامیان فلسطین را «رژه نفرت» نامیده و از پلیس خواسته بود جلوی برگزاری آن را بگیرد. روسای پلیس لندن به این خواسته مافوق خود توجه نکردند و اجازه دادند راهپیمایی برگزار شود.
براورمن در مقالهای در روزنامه تایمز، از پلیس انتقاد کرد و این نیروها را به همراهی با فلسطینیان متهم کرد.
مهاجرزاده مخالف مهاجرت
این تنها حاشیه پرهزینه براورمن برای حکومت ریشی سوناک نبود. او از منتقدان سرسخت مهاجرت است. طرح جنجالی براورمن برای فرستادن پناهجویانی که از راه دریا وارد بریتانیا میشوند به کشور رواندا، اگرچه موافقانی داشت اما صدای بسیاری را درآورده بود.
او در مصاحبهای گفته بود یکی از آرزوهایش این است که شاهد پرواز هواپیمای حامل پناهجویان به سوی رواندا باشد.
وزیر کشور برکنار شده بریتانیا که خودش از والدین مهاجر زاده شده، آمدن پناهجویان به این کشور را به طوفان تشبیه کرده بود و باور داشت مهاجران بر اقتصاد کشور تاثیر منفی میگذارند.
براورمن همچنین معتقد بود سیاست چندفرهنگی (Multiculturalism) در بریتانیا شکست خورده است. این سخن از سوی فردی که خودش از والدین مهاجر هندی-آفریقایی زاده شده، با یک سرمایهدار یهودی ازدواج کرده و در کابینه یک نخستوزیر هندیتبار به یکی از مهمترین پستهای حکومت دست یافته، نشان میداد دیدگاه او با تجربه خودش از زندگی در یک جامعه چندفرهنگی تناقض دارد.
در کنار این، براورمن برای جامعهای که روز به روز میکوشد برای اقلیتهای جنسی و جنسیتی پذیراتر باشد، بیش از حد محافظهکار بود. او پلیس را بهخاطر حضور در رژه سالانه افتخار جامعه الجیبیتیکیو سرزنش کرده بود.
در حالی که الجیبیتیکیوها در کشورهای زیادی مجازات میشوند یا با خطر مرگ مواجهاند، براورمن میگفت صرف اینکه کسی همجنسگرا باشد، دلیل نمیشود بتواند در بریتانیا پناهندگی بگیرد.
معلوم نیست ریشی سوناک در این مواضع و سیاستها، با وزیر کشوری که دانسته انتخاب کرده بود، مخالفت داشته باشد یا نه اما وقتی زمان انتخابات میرسد، سیاستمداران احساس میکنند باید چهره دیگری از خود نشان دهند و از عناصر تندرو فاصله بگیرند.
احساس تنهایی یک حس مشترک در میان ما انسانهاست و هر کدام از ما در مقطعی از زندگی این احساس را تجربه کردهایم. اما آیا درد ناشی از احساس انزوای اجتماعی صرفا بخشی از انسان بودن است؟ چرا وقتی احساس تنهایی میکنیم دنیا از اساس متفاوت به نظر میرسد؟
وبسایت کانورسیشن در گزارشی به بررسی تحقیقاتی پرداخت که نشان میدهند تنهایی میتواند بر ادراک و شناخت ما تاثیر بگذارد. اگرچه هیچکس از احساس تنهایی لذت نمیبرد اما دانشمندان معتقدند انسانها به دلایل خوبی تکامل یافتهاند تا این احساس را داشته باشند.
روابط اجتماعی برای انسان بسیار مهم است زیرا امنیت، منابع، فرصت فرزندآوری و مزایای بسیاری را به همراه میآورد. در مقابل احساس تنهایی میتواند طاقتفرسا باشد. این احساس ناخوشایند، اغلب ما را به برقراری ارتباط مجدد با دیگران تشویق میکند و تمام این فواید را به همراه دارد.
با این حال همهچیز به این سادگی نیست. احساس تنهایی ممکن است باعث کنارهگیری اجتماعی و انواع تفکرات منفی شود که میتواند برقراری ارتباط با سایر انسانها را سختتر کند.
مغز افراد تنها
مطالعات، تفاوتهایی را در نواحی مرتبط با احساس تنهایی در مغز افراد مختلف نشان میدهند. در مغز نوجوانان تنها، مناطق مربوط به شناخت اجتماعی و احساس همدلی، ماده سفید تراکم کمتری دارد.
ماده سفید شبکه بزرگی از رشتههای عصبی است که امکان تبادل اطلاعات و ارتباط بین نواحی مختلف مغز را فراهم میکند.
در افراد بزرگسال تنها، این نواحی از مغز که برای پردازش شناختی و تنظیم هیجانی مهم هستند، حجم کمتری دارند.
مطالعه اخیر منتشر شده در کانورسیشن نشان میدهد مغز افراد تنها، دنیا را به طور خاصی پردازش میکند.
در این مطالعه، محققان از شرکتکنندگان خواستند در حالی که داخل اسکنر امآرآی قرار داشتند، مجموعهای از ویدیو کلیپها را تماشا کنند.
دانشمندان با مطالعه عملکرد مغز این افراد، دریافتند که فعالیت عصبی مغز افراد غیر تنها بسیار مشابه یکدیگر است در حالی که افراد تنها، فعالیت مغزی متفاوتی با یکدیگر و با افراد غیر تنها نشان میدهند.
بنابراین به نظر میرسد افراد تنها، دنیا را به گونهای منحصر به فرد میبینند.
دوستان خیالی
این تفاوت در نحوه نگاه افرادِ تنها به شخصیتهای داستانی نیز مشهود است.
محققان در آمریکا بر اساس اسکن فعالیت مغز طرفداران سریال تلویزیونی «بازی تاج و تخت» تحقیقی را انجام دادند. در حالی که این افراد مشغول تصمیمگیری درباره انتخاب واژههای مختلف برای توصیف شخصیتهای سریال بودند، محققان توانستند فعالیتی را در مغز شناسایی کنند که افراد واقعی و خیالی را از هم تشخیص میدهد.
در حالی که تفاوت بین این دو دسته در افراد غیر تنها مشخص بود اما برای افرادِ تنها این تفاوت بسیار جزیی به نظر رسید.
این نتایج نشان میدهند احساس تنهایی ممکن است مغز را وادار به شناسایی شخصیتهای تخیلی بهعنوان دوستان دنیای واقعی کند.
مطالعه جدید دیگری که از سوی محققانی در اسکاتلند انجام شد، شواهد بیشتری را از این مساله ارائه کرد که چگونه تنهایی میتواند بر شناخت انسان تاثیر بگذارد.
در این مطالعه که روی اجسام بیجان تمرکز داشت، تصاویری از محصولات پاریدولیک به شرکتکنندگان نشان داده شد و پژوهشگران از آنها خواستند تا بر اساس اشتیاق و میزان احتمال خرید، اجسام با طرحهای صورتمانند را رتبهبندی کنند.
نتایج نشان داد شرکتکنندگان تنهاتر در مقایسه با کسانی که احساس تنهایی کمتری داشتند، بیشتر جذب محصولاتی میشوند که طرحهای صورت «شاد» دارند.
این یافتهها میتوانند نشان دهند احساس تنهایی با انگیزه یافتن ارتباط حتی با اشیا، مرتبط است.
در واقع با توجه به تحقیقات قبلی که نشان میدادند افراد تنهاتر به احتمال زیاد ابزارها یا حیوانات خانگی خود را انسانسازی میکنند، این امر منطقی به نظر میرسد.
به این ترتیب اگر به نتیجه این مطالعات و تجربیات دقت شود، مشخص میشود تنهایی نه تنها غیبت درک شده دیگران، بلکه میل به ارتباط است؛ خواه ارتباط با شخصیتهای خیالی یا اشیایی با ظاهری شاد.
به نظر میرسد مغز ما در هر کجا که امکان برقراری ارتباط پیدا کند به آن واکنش مثبت نشان میدهد؛ به خصوص زمانی که احساس میکنیم انسانها به اندازه کافی این امکان را برایمان فراهم نمیکنند.
تروریستهای حماس تنها کسانی نبودند که جنایتهای جنگی خود را در جریان حمله مرگبار هفتم اکتبر به اسرائیل مستند کردند. برخی از تصاویر این جنایات از سوی عکاسها و خبرنگاران مستقر در غزه ضبط شدند که برای خبرگزاریهای آسوشیتدپرس و رویترز کار میکنند.
انتشار چنین تصاویری از سوی این خبرگزاریها، سوالات اخلاقی جدی را در مورد چگونگی حضور خبرنگاران در منطقه مرزی و همزمان با وقوع جنایات برانگیخت.
آنست ریپورتینگ روز ۱۷ آبان در گزارشی به جزییات عکسهای منتشر شده از لحظات حمله حماس به اسرائیل در رسانههای مطرح جهان پرداخت.
با این حال رویترز، نیویورک تایمز، آسوشیتدپرس و سیانان، طی بیانیههایی این گزارش را رد کردهاند.
رویترز گزارش آنست ریپورتینگ درباره احتمال اطلاع قبلی رویترز و چند رسانه دیگر از حمله ۱۵ مهر حماس به اسرائیل را قویا رد کرد و گفت رویترز عکسهای حمله به مناطق اسرائیلی را از دو عکاس آزاد ساکن غزه دریافت کرده بود و کارکنان این رسانه در محل حمله نبودهاند.
آسوشیتد پرس نیز ضمن رد این گزارش، گفت کارکنان این رسانه در محل حمله نبودند و تصاویری که از عکاسهای آزاد دریافت کرده، همگی مربوط به یک ساعت پس از حمله بودند.
نیویورک تایمز نیز گزارش آنست ریپورتینگ را درباره احتمال همکاری عکاس نیویورک تایمز با حماس در زمان حمله ۱۵ مهر حماس به اسرائیل، رد کرد.
این عکاسان چطور و چرا آنجا بودند؟
چرا آن عکاسان، صبح شنبه هفت اکتبر (۱۵ مهر) که معمولا روز آرام خبری است، در مناطق هدف حمله حضور داشتند؟ آیا با حماس هماهنگ شده بودند؟ آیا سرویسهای خبری که عکسهای آنان را نشر دادند، حضور آنها را در خاک دشمن به همراه تروریستها تایید کردهاند؟ آیا عکاسان و خبرنگارانی که برای رسانههای دیگر مانند سیانان و نیویورکتایمز کار میکنند، به این رسانهها اطلاع دادهاند؟
آنست ریپورتینگ با اشاره به این پرسشها و مروری بر تصاویر به دست آمده از لحظات قتل، آدمربایی و یورش به کیبوتصها در اسرائیل نوشت: «به نظر میرسد مرز غزه و اسرائیل نه تنها از نظر فیزیکی بلکه از نظر روزنامهنگاری نیز شکسته شده است.»
عکاس یا عامل نفوذی؟
اسامی چهار عکاس-خبرنگار شامل «حسن اصلیح»، «یوسف مسعود»، «علی محمود» و «حاتم علی» در تیتراژ عکسهایی که آسوشیتدپرس از منطقه مرزی اسرائیل و غزه در هفتم اکتبر منتشر کرده، آمده است.
حسن اصلیح، عکاس مستقلی است که برای سیانان نیز کار میکند. او روز هفتم اکتبر از مرز غزه وارد اسرائیل شد، از یک تانک اسرائیلی که در حال سوختن بود عکس گرفت و سپس از ماموران مخفی حماس که وارد کیبوتص کفار عزه میشدند، فیلمبرداری کرد.
آنست ریپورتینگ اسکرینشاتهایی از پیامهای حذف شده اصلیح را در ایکس به دست آورده است.
در این پیامهای تصویری، او مقابل تانک اسرائیلی ایستاده و جلیقه مطبوعاتی یا کلاه ایمنی به سر ندارد.
اصلیح در توضیح عکس به زبان عربی نوشته است: «زنده، از داخل شهرکهای نوار غزه.»
این رسانه ساعاتی پس از افشای خبر، این عکس را منتشر کرد و نوشت: «توجه داشته باشید که هویت اصلیح به عنوان خبرنگار تایید نشده است.»
با این حال آسوشیتدپرس و سیانان تشخیص دادند که استفاده از مطالب او قابل قبول است.
عکسهای دیگری که اصلیح در کیبوتص کفار عزه گرفته است، تروریستهای حماس را در تلاش برای شکستن حصار کیبوتص و یک خانه در حال سوختن نشان میدهند.
متن پیامهای اصلیح در ایکس
پس از حمله حماس، شاهدان عینی در اسرائیل وقایع آن روز و وحشت خود را بازگو کردند.
ساکنان اسرائیلی منطقه مرزی غزه خود را داخل اتاقهای امن حبس کرده بودند و فکر میکردند که: «چقدر طول میکشد تا ارتش به این منطقه برسد؟»
به گزارش آنست ریپورتینگ، یوسف مسعود که برای نیویورک تایمز کار میکند در این لحظات و درست به موقع، برای گرفتن عکسهای بیشتر از تانک در حال سوختن در خاک اسرائیل حضور داشت.
علی محمود و حاتم علی نیز برای ثبت تصاویری از ربوده شدن وحشتناک اسرائیلیها در منطقه مرزی غزه و در موقعیتی مناسب بودند.
علی محمود، عکسی از وانت حامل جسد شانی لوک، زن جوان آلمانی-اسرائیلی گرفت و حاتم علی تصاویری از افراد ربوده شده از اسرائیل ثبت کرد که به داخل نوار غزه منتقل شدند.
این تصاویر را آسوشیتدپرس منتشر کرد.
جالب اینجاست اسامی این عکاسان که در منابع دیگر آمده، از برخی عکسهای پایگاه داده آسوشیتدپرس حذف شده است.
بنا بر گزارش آنست ریپورتینگ، شاید کسی در آژانس متوجه شده که حضور این افراد در لحظات وقوع جنایات حماس، سوالاتی جدی را در مورد اخلاق روزنامهنگاری آسوشیتدپرس ایجاد میکند.
«تصویر روز» از قتل به دست اوباش
خبرگزاری رویترز نیز تصاویری از محمد فایق ابومصطفی و یاسر قدیه، دو عکاس خبری منتشر کرد که نشان میدهند آنها هم دقیقا در زمان نفوذ حماس در منطقه مرزی حضور داشتند.
هر دوی آنها تصویر یک تانک در حال سوختن اسرائیل را ثبت کردند اما ابومصطفی پا را فراتر گذاشت و از اوباشی که جسد یک سرباز اسرائیلی را وحشیانه از تانک بیرون کشیده شده بودند، عکس گرفت.
بر اساس گزارش آنست ریپورتینگ، رویترز به اندازه کافی ملاحظهکار بود که یک هشدار گرافیکی بهعنوان عکس اضافه کند اما این امر مانع از آن نشد که سردبیران این خبرگزاری با «بیشرمی» آن را بهعنوان یکی از «تصاویر روز» در پایگاه داده سرمقاله خود قرار دهند.
آنست ریپورتینگ در ادامه نوشت: «بگذارید صادقانه بگویم: خبرگزاریها ممکن است ادعا کنند این افراد فقط کار خود یعنی مستند کردن جنایات جنگی را انجام میدادند. متاسفانه ممکن است بخشی از این گفته درست باشد اما مساله به این سادگی نیست.»
اکنون کاملا واضح است که حماس برای مدتی طولانی، حمله هفتم اکتبر به اسرائیل را برنامهریزی کرده بود. آنها همه چیز را از استقرار، زمانبندی، استفاده از دوربینهای روی لباس و فیلمهای تلفن همراه برای به اشتراکگذاری این جنایات در نظر گرفته بودند.
آیا میتوان تصور کرد «روزنامهنگاران» صبح زود بدون هماهنگی قبلی با تروریستها در مرز ظاهر شدهاند؟ یا باید گفت آنها نیز جزیی از برنامه بودند؟
حتی اگر آنها از قبل در جریان جزییات اتفاقی نبودند که قرار بود رخ دهد، پس از آشکار شدنش آیا نفهمیدند دارند «مرزها را زیر پا میگذارند»؟
اگر متوجه شدند، آیا به خبرگزاریها اطلاع دادند؟ بدون شک آنها قبل، بعد یا در حین حمله به نوعی ارتباط برای انتشار عکسها نیاز داشتند.
واکنش رسانهها
پس از انتشار مقاله آنست ریپورتینگ، سخنگوی آسوشیتدپرس به نقل از دیلی وایر، هر گونه اطلاع قبلی از این حمله را رد کرد.
نیکول میر گفت: «آسوشیتدپرس قبل از وقوع حملات هفتم اکتبر هیچ اطلاعی در مورد آن نداشت. نقش این خبرگزاری جمعآوری اطلاعات درباره رویدادهای خبری فوری در سراسر جهان است؛ در هر کجا که اتفاق بیفتند و حتی زمانی که آن رویدادها وحشتناک هستند و باعث تلفات گسترده میشوند. آسوشیتدپرس از تصاویر گرفته شده به وسیله عکاسان مستقل در سراسر جهان از جمله غزه استفاده میکند.»
به گزارش واینت نیوز، سیانان تصمیم گرفت با وجود نداشتن دلیل برای «شک در صحت ژورنالیستی بودن کاری که اصلیح انجام داده است»، روابط خود را با او به حالت تعلیق درآورد.
بیانیه اداره دیپلماسی عمومی اسرائیل
اداره دیپلماسی عمومی اسرائیل در دفتر نخستوزیر با صدور بیانیهای اعلام کرد با «شدت» به پدیده خبرنگارانی که جنایات حماس را پوشش میدهند، مینگرند و آنها را «همدست جنایات علیه بشریت» میداند.
در این بیانیه آمده است دفتر مطبوعاتی دولت اسرائیل با ارسال شکایتی رسمی خواستار توضیح و «اقدام فوری» از سوی رسانههای مربوطه شده است.
انجمن روزنامهنگاران اورشلیم نیز از رسانههای بینالمللی مربوطه خواسته است تا تحقیقات کاملی را درباره سوالات ناشی از این افشاگری آغاز کنند.
وقتی خبرگزاریهای بینالمللی تصمیم میگیرند برای مطالبی که تحت چنین شرایط مشکلسازی ضبط شدهاند پول بپردازند، ممکن است استانداردهای اخلاقی آنها زیر سوال برود.
آنست ریپورتینگ نوشت مخاطبان این رسانهها شایسته دانستن واقعیت هستند: «اگر این خبرنگاران برای گرفتن عکس بهطور فعال یا منفعلانه با حماس همکاری کردهاند، باید از آنها خواست تا "مرز بین روزنامهنگاری و بَربَریت" را دوباره تعریف کنند.
در حالی که اوکراینیها با واقعیت تلخ طولانی شدن جنگ با روسیه روبهرو شدهاند، درگیریهای مرگبار در غزه که به دنبال حمله هفتم اکتبر شبهنظامیان حماس به اسرائیل آغاز شد، نه تنها توجهها را از اوکراین دور کرده است که بر تامین منابع مالی برای حمایت از کییف نیز تاثیر گذاشته است.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین در واکنش به صحبتهای رییسجمهوری سابق آمریکا، دونالد ترامپ که مدعی شده است در صورت پیروزی مجدد در انتخابات سال آینده می تواند در عرض ۲۴ ساعت به جنگ روسیه علیه اوکراین پایان دهد، از ترامپ دعوت کرد از اوکراین دیدن کند.
سیانان در گزارش روز دوشنبه ۱۵ آبان ماه، به بررسی شرایط اوکراین و میزان حمایت جامعه جهانی از ادامه رویارویی نظامی اوکراین با تهاجم روسیه همزمان با افزایش خطر گسترده تر شدن جنگ در خاورمیانه پرداخت.
دعوت زلنسکی از ترامپ
زلنسکی در مصاحبهای با شبکه انبیسی که روز یکشنبه ۱۴ آبان ماه پخش شد، ادعاهای ترامپ را زیر سوال برد و از او دعوت کرد برای دیدن ابعاد واقعی تهاجم، روسیه به اوکراین سفر کند.
او در این مصاحبه عنوان کرد: «اگر او بتواند به اینجا بیاید، من به ۲۴ دقیقه - بله، ۲۴ دقیقه - نیاز دارم تا به رییسجمهوری ترامپ توضیح دهم نمیتواند این جنگ را مدیریت کند.»
زلنسکی در ادامه گفت: «به خاطر پوتین او نمیتواند صلح به ارمغان بیاورد.»
رییسجمهوری اوکراین همچنین از جو بایدن، رییسجمهوری ایالات متحده برای سفری که اوایل سال جاری به اوکراین داشت ستایش کرد و گفت: «فکر میکنم او جزییاتی را فهمیده است که شما فقط با حضور در اینجا میتوانید متوجه شوید. بنابراین من ترامپ را دعوت می کنم تا به اوکراین بیاید.»
ترامپ پیش از این در گفتوگویی با سیانان در ماه می ادعا کرده بود اگر او در زمان آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین رییسجمهوری بود، این جنگ هرگز رخ نمیداد و اگر دوباره انتخاب شود، میتواند درگیری را در یک روز حل کند.
او گفته بود: «اگر رییسجمهوری باشم، این جنگ در یک روز، در ۲۴ ساعت حل می شود. من با پوتین ملاقات خواهم کرد. من با زلنسکی ملاقات خواهم کرد. هر دو دارای نقاط ضعف و نقاط قوت هستند. ظرف ۲۴ ساعت این جنگ خاتمه خواهد یافت.»
اما اظهارات زلنسکی پس از آن بیان شد که فرمانده ارشد اوکراین هفته گذشته هشدار داد جنگ وارد «بنبست» شده است.
به گزارش سیانان، زلنسکی در حالی به سختی برای حفظ حمایت جامعه جهانی مبارزه میکند که توجهها به درگیری در خاورمیانه منحرف شده و اختلاف نظر قانونگذاران آمریکایی، میتواند تامین منابع مالی برای ادامه کمک به جنگ در اوکراین از سوی ایالات متحده را با مشکل مواجه کند.
بنبست در نبرد
ژنرال والری زالوژنی، فرمانده ارتش اوکراین، در مقالهای مفصل برای اکونومیست نوشت: «درست مانند جنگ جهانی اول، به سطحی از فنآوری رسیدهایم که ما را در بنبست قرار داده است.»
به گزارش سیانان، در حالی که اوکراین بیش از ۲۰ ماه در برابر تهاجم تمام عیار روسیه مقاومت کرده، زالوژنی تاکید کرده است بدون یک جهش عظیم تکنولوژیک برای شکستن بنبست، «به احتمال زیاد هیچ پیشرفت موثری وجود نخواهد داشت».
اوکراین از زمان آغاز عملیات متقابل و ضد حمله در برابر روسیه در اوایل تابستان، موفق به بازپسگیری زمینهای کمی از سرزمین خود شده است؛ زمینهایی که از سوی خط دفاعی روسیه احاطه شدهاند.
به گزارش سیانان هنوز نزدیک به یک پنجم از خاک اوکراین در اشغال نیروهای روسیه است.
به گفته زالوژنی درگیری وارد «آنچه ما در ارتش آن را "جنگ موضعی"، نبرد ایستا و فرسایشی مینامیم ... - برخلاف جنگ "مانور، حرکت و سرعت" شده است».
او هشدار داد این شرایط به نفع روسیه خواهد بود زیرا به آنها زمان کافی میدهد تا قدرت نظامی خود را برای حملات مجدد به اوکراین بازسازی کنند.
زلنسکی در پاسخ به سوال انبیسی که آیا اظهارات ژنرال ارشد خود را میپذیرد، گفت: «وضعیت دشوار است اما فکر نمیکنم جنگ به بنبست رسیده باشد.»
او در ادامه گفت: «ما ابتکار عمل را در دست داریم. میتوانید تصور کنید که یک جنگ تمام عیار یا دو سال جنگ تمام عیار چگونه است؟ همه خسته میشوند اما با وجود این، من به رزمندگان و مردممان افتخار میکنم. آنها قوی هستند ... مردم ما تمایل شدیدی به پیروزی دارند.»
زلنسکی پس از پرداختن به حملات موفق اوکراین به کشتیهای جنگی روسیه و بنادر کریمه در تابستان گذشته و اشاره به موفقیتها در دریای سیاه و کریمه، به انبیسی گفت: «ناوگان روسیه با مهمات ما در حال نابودی است.»
با وجود این سیانان نوشت تلاش زلنسکی برای متقاعد کردن متحدان در مورد احتمال پیروزی اوکراین در جبهه نبرد به طور فزایندهای دشوار شده است زیرا در حال حاضر توجه جهان به جنگ در خاورمیانه معطوف است.
تامین منابع مالی امنیت ملی ایالات متحده
کاخ سفید اعلام کرد بودجهای که ایالات متحده برای کمک نظامی به اوکراین در اختیار دارد به سرعت در حال اتمام است چون مایک جانسون، رییس جدید مجلس نمایندگان و سنا همچنان بر سر درخواست دولت جو بایدن در مورد تصویب بیش از یکصد میلیارد دلار منابع مالی برای امنیت ملی اختلاف نظر دارند.
بایدن از کنگره خواسته است لایحه الحاقی را که شامل ۶۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار بودجه برای کمک نظامی به اوکراین و ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برای کمک نظامی به اسرائیل است، به عنوان یک «توافق جامع و دو حزبی» به تصویب برساند.
درگیری گستردهتر اروپایی
استدلال زلنسکی این است که مبارزه اوکراین علیه روسیه در راستای منافع امنیت ملی آمریکا است.
او به انبیسی گفت که اگر حمایت واشینگتن از میان برود، سربازان آمریکایی در نهایت ممکن است به یک درگیری گستردهتر اروپایی با روسیه کشیده شوند: «اگر روسیه همه ما را بکشد، به کشورهای ناتو حمله خواهد کرد و شما پسران و دختران خود را برای مقابله با تهاجم گسترده تر روسیه خواهید فرستاد. متاسفم اما در آن صورت هزینه بالاتری پرداخت خواهد شد.»
نمیتوانیم به تروریستها اعتماد کنیم
عدم تمایل کنگره به تصویب هزینه اضافی برای اوکراین در حالی است که تعدادی از نامزدهای ریاست جمهوری جمهوریخواه و دیگر مقامات غربی خواستار پایان دادن به جنگ از طریق مذاکرات صلح میان اوکراین و روسیه هستند.
سیانان با اشاره به صحبتهای زلنسکی با انبیسی در مخالفت با ایده مذاکرات صلح نوشت: ... حرف تروریستها هیچ ارزشی ندارد. هیچ! نمیتوان به تروریستها اعتماد کرد زیرا تروریستها همیشه برمیگردند ... آنها همیشه بازمیگردند.
زیر سایه جنگ اسرائیل و حماس، اتفاقهای ناگوار بسیاری در گوشه و کنار جهان از توجهها دور ماندهاند. جنگ اوکراین به نظر بزرگترین بحران جهانی حاضر است که خبرهایش در پس اخبار خاورمیانه گم شده. پیشبینیها حاکی از دگرگون شدن احوال تمام جهان بر اثر بحران کنونی خاورمیانه است.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین به تازگی در جریان یک نشست خبری با اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا در کییف، انحراف توجهها از جنگ در کشورش را زیر سایه جنگ در خاورمیانه بدیهی خواند.
فایننشال تایمز در گزارشی به رویدادهای جهانی پرداخت که اکنون در سایه اخبار غزه قرار گرفتهاند.
این گزارش با این جمله آغاز میشود: «درگیری در خاورمیانه، خبری بد برای لیبرالها، به نفع ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ.»
شرایط جهان در دهه ۹۰ میلادی
آهنگ «شرایط فقط میتواند بهتر شود» در سال ۱۹۹۳، چهار سال پس از فروپاشی دیوار برلین منتشر و به سرود دهه ۹۰ میلادی تبدیل شد.
این آهنگ دههای را به تصویر میکشید که در آن آپارتاید پایان یافت، دموکراسی به اروپای شرقی رسید، صلح به ایرلند شمالی آمد و توافقنامه اسلو نوید پایان دادن به درگیری فلسطین و اسرائیل را میداد.
دهه ۱۹۹۰ عصر صلحطلبان، دموکراتها و جهانگرایان (انترناسیونالیستها) بود اما امروز ناسیونالیستها، جنگافروزان و نظریهپردازان توطئه، پیشتازان عرصههای سیاسی هستند.
روسیه؛ خطر رو به افزایش
فایننشال تایمز در گزارش خود به خطر فزاینده روسیه اشاره کرده و آورده است که این کشور سال آینده ابتکار عمل را در جنگ با اوکراین به دست میآورد.
در خاورمیانه، خوشبینی ناشی از توافقنامه «صلح ابراهیم» بین تلآویو و کشورهای عربی با حملات حماس و تهاجم اسرائیل به غزه از بین رفته است و امکان وقوع یک جنگ گستردهتر در منطقه محتملتر از احیای روند صلح به نظر میرسد.
از سوی دیگر در آمریکا، جو بایدن، رییسجمهوری، با مشکلات فراوانی روبهرو است و دونالد ترامپ، رقیب او در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۴ به گزینه مورد علاقه بازارهای شرطبندی تبدیل شده است.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهند ترامپ در اکثر ایالتهای خاکستری که میتوانند نتیجه انتخابات را تعیین کنند، به راحتی پیشی گرفته است.
شرایط اوکراین
به نوشته فایننشال تایمز، جنگ غزه آمریکا را مجبور کرد زمان و منابع نظامی خود را از اوکراین منحرف کند. در برخی موارد، میان اوکراین و اسرائیل رقابتی مستقیم برای دسترسی به مهمات وجود دارد.
اوکراین به شدت با کمبود گلوله روبهرو است و اکنون برای تامین منابع با اسرائیل رقابت میکند. سیستمهای دفاع هوایی نیز همزمان مورد نیاز کییف و تلآویو هستند.
اکنون توانایی غرب برای جلب حمایت جهانی از اوکراین به دلیل خشم «جهان جنوبی» در مورد حمایت آمریکا از اسرائیل، آسیب بیشتری دیده است.
تلاشها برای تقویت این استدلال که روسیه در حال ارتکاب جنایات جنگی در اوکراین است، اکنون با اتهامات جدیدی مبنی بر استانداردهای دوگانه غرب مواجه خواهد شد.
این تحولات زمانی رخ داد که تلاشهای جنگی اوکراین از قبل دچار تزلزل شده بود.
به نظر میرسد استراتژی ضد حمله دولت کییف در رویارویی با روسیه تا حد زیادی شکست خورده است.
روسیه؛ یک اقتصاد جنگی
فایننشال تایمز نوشت رییسجمهوری اوکراین با عصبانیت این ایده را که جنگ در حال تبدیل شدن به یک بنبست است رد میکند؛ در حالی که پیشبینیها در مورد این مساله در واقع میتواند بیش از حد خوشبینانه باشد.
روسیه خود را به یک اقتصاد جنگی تبدیل کرده است و احتمالا در سال آینده از نظر تسلیحات و تعداد سربازان برتری رو به رشدی خواهد داشت.
احتمال اینکه نیروهای روسی در ماههای آتی بار دیگر شهرها و زیرساختهای اوکراین را هدف حمله قرار دهند، بسیار بیشتر از قبل است.
در طرف مقابل، اوکراین آسیبدیده همچنان به شدت برای تامین تسلیحات و حمایت مالی به غرب وابسته است اما حامیان غربی کییف نتوانستهاند تولید تسلیحات خود را برای مطابقت با ماشین جنگی روسیه افزایش دهند. همچنین، با مخالفت جمهوریخواهان حامی ترامپ، ادامه تامین بودجه برای جنگ اوکراین در کنگره ایالات متحده گیر کرده است.
با توجه به چشمانداز فزاینده بازگشت ترامپ به کاخ سفید و رها کردن اوکراین به سرنوشت خود، پوتین دلایل بیشتری برای ادامه جنگ سخت در سال آینده دارد.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید
احتمال پیروزی ترامپ در انتخابات پیشرو به دلیل درگیری غزه بیشتر شده است زیرا بایدن برای ماندن در مقام ریاستجمهوری به رای جوانان، ترقیخواهان و عرب-آمریکاییها نیاز دارد اما بسیاری از مردم از حمایت دولت او از اسرائیل خشمگین هستند.
اگر ترقیخواهان در خانه بمانند یا به نامزدهای حاشیهای رای دهند، انتخابات میتواند به برنده شدن ترامپ منتهی شود.
اگر احساسات و طرفداری از فلسطین بهطور غیرمستقیم ترامپ را به کاخ سفید بازگرداند، در پاسخ به این احساسات نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت زیرا رییسجمهوری سابق آمریکا اخیرا بار دیگر خواستار ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا شد.
زیر سایه جنگ حماس و اسرائیل
توجه شدید جامعه جهانی به اسرائیل و غزه ممکن است پوششی برای سایر موارد نقض حقوق بشر باشد.
در هفتههای اخیر در پاکستان، سودان و قره باغ کوهستانی اخراج دستهجمعی و انتقال اجباری افراد یا صورت گرفته یا اعلام شده است.
سایر مشکلات مهم جهانی مانند تغییرات آب و هوایی نیز در خطر نادیده گرفته شدن هستند. کنفرانس جهانی اقلیمی سازمان ملل (کاپ ۲۸) با حضور رهبران جهان اواخر ماه جاری در حالی در دوبی آغاز میشود که توجهها به غزه است.
در شرایطی که آمریکا بیش از حد درگیر سیاستهای خارجی خود شده و در داخل کشور نیز شرایط بیثباتی را تجربه میکند، ممکن است چین از فرصت بهدست آمده استفاده کند.
تمرکز اصلی جاهطلبیهای شی جین پینگ، رییسجمهوری چین، بر تایوان است. تحلیلگران در واشینگتن بر این باورند که او به ارتش چین برای حمله به جزیره تایوان در سال ۲۰۲۷ فرمان آمادهباش داده است.
بایدن در تلاش برای بازداشتن چین از این تصمیم، بارها متعهد شده است از تایوان دفاع کند اما با وجود شرایط کنونی خاورمیانه، شی ممکن است فرصتی برای افزایش فشار بر تایوان بهدست آورد.
مساله تایوان یک بحران امنیتی در شرق آسیاست که به بحرانهای کنونی اروپا و خاورمیانه میافزاید.
با نگاهی به گذشته، میتوان فهمید ۳۰ سال پس از انتشار آهنگ «شرایط فقط میتواند بهتر شود»، این رویا قطعا به پایان رسیده است.
فایننشال تایمز در انتهای گزارش خود مینویسد این تحولات ناگوار، منجر به تاریک شدن روحیه سیاسی جهانی میشود؛ رویدادهایی که مستقیما از یکدیگر تغذیه میکنند.
اینکه بگوییم اکنون در عصری به سر میبریم که اوضاع فقط بدتر میشود شاید درست نباشد اما درک این واقعیت بسیار ساده است که در حال حاضر، قویترین روندها در امور جهانی «بدخواهانه» و رو به افزایش هستند.
قتلعام صدها اسرائیلی به دست جوخههای مرگ حماس نشان دهنده فروپاشی فاجعهبار استراتژی امنیتی اسرائیل است. این کشور باید بپذیرد مدل قدیمی «بازدارندگی دفاعیاش» مرده است. فارین پالیسی و فارین افرز در گزارشهایی به بررسی چگونگی روند جنگ اسرائیل و حماس و آینده پیش رو در غزه پرداختند.
بنا بر گزارش فارین افرز، وزیران دفاع و اطلاعات اسرائیل مسوولیت خود را پذیرفته و مطمئنا پس از پایان جنگ استعفا خواهند داد اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، تاکنون از پذیرفتن مسوولیت فاجعهای که تحت رهبری او رخ داده، خودداری کرده است.
نخستوزیر اسرائیل به مانور دادن میان انحراف و انکار ادامه و وعده «پاسخ پس از جنگ» را میدهد.
دکترین امنیتی اسرائیل
فارین افرز نوشت طی سالها درگیری میان حماس و اسرائیل، مشخص بود قدرت نظامی این گروه در حال افزایش است. از جمله دسترسی به سلاحهای بهتر مانند راکتهایی با برد بالا و مجهز به کلاهکهای بزرگتر، همراه پهپادهایی که از هوا و دریا میتوانند اسرائیل را تهدید کنند.
همچنین آشکار بود که حماس در حال ساخت شبکهای بزرگ و پیچیده از تونلهای زیرزمینی است. در طول هر درگیری، حماس تمام تلاش خود را به کار میبرد تا نیروهای دفاعی اسرائیل را بکوبد و به مناطق اطراف مرز غزه برسد.
اسرائیل هم در این میان توان دفاع ضد موشکی و ضد تونل خود را افزایش داد و در نتیجه عملیاتهای حماس تا قبل از حمله هفتم اکتبر عمدتا با شکست مواجه شدند.
این شکستها با وجود تواناییهای رو به رشد حماس، اسرائیل را متقاعد کرد که استراتژی دفاعیاش کارآمد است.
مقامهای اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که تلاش برای نابودی کامل نیروهای حماس بسیار پرهزینه خواهد بود و ممکن است مشکلات خطرناک جدیدی ایجاد کند.
درگیریهای قبلی اسرائیل با حماس از نظر دامنه محدود میماند، معمولا بین چند روز تا چند هفته به طول میانجامید و سرانجام با نوعی آتشبس با میانجیگری مصر، همراه با تحریمهای اقتصادی پایان مییافت.
درگیریهای محدود، همراه با پذیرش ضمنی حکومت حماس در غزه از سوی اسرائیل با هدف نتانیاهو برای تجزیه نظام فلسطین همراستا بود. اسرائیل میتوانست با اجازه دادن به حماس برای حفظ کنترل نوار غزه، تشکیلات خودگردان فلسطین را در کرانه باختری تضعیف کند.
این رویکرد اسرائیل به حماس اجازه داد منابع مورد نیاز خود را برای تبدیل شبهنظامیانش به گروهی بسیار توانمند به دست آورد.
برنامهریزی حماس برای هفت اکتبر
بر اساس گزارش فارین افرز، در این بین حماس از سال ۲۰۱۸ سازماندهی به اصطلاح راهپیماییهای «بازگشت» را آغاز و تعداد زیادی از فلسطینیها را به تجمع در نزدیکی حصار مرزی با اسرائیل تشویق کرد.
حماس جنگجویان مسلح خود را در میان جمعیت معترض پنهان و از معترضان بهعنوان پوششی برای رسیدن به حصار مرزی استفاده میکرد.
این گروه سعی میکرد از این طریق، حملاتی را علیه واحدهای نیروهای دفاعی و شهرهای اسرائیلی در نزدیکی غزه انجام دهد.
ارتش اسرائیل توانست با متفرق کردن جمعیت، هدف قرار دادن رهبران و کشتن صدها نفر در طول چندین ماه، مهاجمان را دفع و از شکستن خط مرزی جلوگیری کند.
با این حال راهپیماییها راه را برای جنگجویان حماس در حمله هفتم اکتبر به خاک اسرائیل آماده کردند.
در هفتههای قبل از کشتار، حماس بار دیگر تجمعات گستردهای را در نزدیکی حصار مرزی شکل داد. همچنین تراکتورهایی به بهانه کارهای کشاورزی و آمادهسازی برای تظاهرات به منطقه مرزی آورده شدند.
حماس در روز هفتم اکتبر از این تراکتورها برای خراب کردن حصار مرزی و باز کردن راه جوخههای مرگ خود استفاده کرد.
آیا اسرائیل واقعا میتواند حماس را نابود کند؟
مقامات اسرائیلی هدف خود را از جنگ، از بین بردن آخرین ردپای حماس تعیین کردهاند؛ نه تنها از بین بردن تاکتیکی سر حماس، بلکه از بین بردن تواناییهای این گروه برای داشتن هر گونه توانایی نظامی یا قضایی در غزه.
فارین پالیسی در گزارشی به تحلیل هدف اسرائیل برای نابود کردن کامل حماس پرداخت و نوشت پیشبینیها برای آنچه در غزه پیش خواهد آمد، نیازمند گذر زمان است.
تهاجم زمینی ارتش اسرائیل به نوار غزه با انبوهی از ساختمانهای بلند متراکم، با نبرد علیه دولت اسلامی (داعش) در موصل عراق طی سال ۲۰۱۶ مقایسه شده است. نبردی که یکی از سنگینترین جنگهای شهری جهان از زمان جنگ جهانی دوم بود. هر چند در حال حاضر شدت عملیات بمباران اسرائیل از شدیدترین حملات هوایی در نبرد ائتلاف تحت رهبری آمریکا در موصل، فراتر رفته است.
فرانک لوونشتاین، فرستاده ویژه سابق وزارت امور خارجه آمریکا در مذاکرات اسرائیل و فلسطین به فارین پالیسی گفت: «در واقع هدف نظامی اسرائیل تنها با بمباران بخش قابل توجهی از غزه قابل دستیابی است.»
نیروهای دفاعی اسرائیل به قصد کاهش تلفات غیر نظامیان، بارها از یک میلیون شهروند شمال غزه خواستهاند این مناطق را تخلیه کنند و هشدار دادهاند هر کسی که بماند «همدست» حماس در نظر گرفته خواهد شد.
بر اساس برآوردهای اسرائیل حدود ۳۵۰ هزار غیرنظامی در غزه باقی ماندهاند. برخی از آنها برای جابهجایی خیلی پیر یا بیمار هستند. بعضی دیگر میترسند هرگز اجازه بازگشت به خانههایشان را پیدا نکنند.
کسانی که به جنوب گریختهاند نیز همچنان در معرض بمباران قرار دارند زیرا حملات هوایی اسرائیل سراسر نوار غزه را هدف گرفته است.
ماهها، نه هفتهها
فارین افرز در گزارش خود نوشت از آنجایی که اسرائیل عملیات زمینی را در مقیاس بزرگ در غزه آغاز میکند، بسیار مهم است بدانیم شکست سریع حماس غیرممکن خواهد بود.
بر خلاف اکثر عملیاتهای قبلی اسرائیل از زمان جنگ اول لبنان در سال ۱۹۸۲، این کشور به یک کمپین طولانی برای تخریب، انزوا و ریشهکن کردن حماس در غزه نیاز دارد.
این کمپین برای دستیابی به نتایج پایدار باید شامل تلاشهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، حقوقی و اقتصادی باشد و مورد تایید شرکای منطقهای و بینالمللی قرار بگیرد.
بنابراین اسرائیل نمیتواند کارزار کنونی خود علیه حماس را از عملیاتهای قبلی در غزه الگوبرداری کند. در عوض، استراتژیستهای اسرائیلی باید از درگیریهای طولانیتر تاریخ اسرائیل از جمله جنگ استقلال ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹، جنگ فرسایشی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ و عملیات سپر دفاعی در سال ۲۰۰۲ الهام بگیرند.
البته باید در نظر داشت پارادایم جنگ طولانی مشکلات خاص خود را دارد. برای مثال جنگ طولانی اسرائیل در لبنان حکایت هشداردهندهای به همراه داشت. این عملیات که در سال ۱۹۸۲ با نابودی موفقیتآمیز سازمانهای مسلح فلسطینی در لبنان و اخراج یاسر عرفات، رهبر فلسطینی از بیروت آغاز شد، اسرائیل را به باتلاق لبنان کشاند و وارد جنگ طولانی با حزبالله کرد. این جنگ عملا تا عقبنشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ ادامه یافت.
این میراث، بخش اعظم منطق رویکرد مناقشه محدود با غزه و بیمیلی اسرائیل را برای انجام عملیاتهای زمینی گسترده و تعیینکننده در دو دهه گذشته توضیح میدهد.
جبهههای دیگر
فارین افرز نوشت اسرائیل باید به موازات عملیات غزه، طبق یک استراتژی دفاعی قوی برای خنثی کردن همه تهدیدات وارد عمل شود.
حلقههای ترور تهران در اطراف اسرائیل، دیر یا زود و مطمئنا قبل از تلاش جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به یک قدرت مجهز به سلاح هستهای باید از بین برود.
جمهوری اسلامی در حال انجام جنگی چند جانبه علیه اسرائیل از عراق، لبنان، سوریه، یمن و همچنین از داخل جمعیت فلسطینی در کرانه باختری است و تهدید نیروهای تروریستی نیابتیاش نیز افزایش یافته. بنابراین اسرائیل باید مقابله با «محور مقاومت» ایران را به بالاترین اولویت ملی در سالهای آینده تبدیل کند.
شکست حماس چه معنایی دارد؟
تعیین معنای شکست حماس از سوی اسرائیل مهم است. فراتر از شکست نظامی و پایان دادن به حکومت حماس در غزه، اسرائیل باید قدرت حماس را در ابعاد دیگر مورد توجه قرار دهد.
ریشهکن کردن این گروه بهعنوان یک جنبش ایدئولوژیک و اجتماعی که اکنون در جامعه فلسطین نفوذ عمیقی دارد، مهمتر از در هم شکستن آن در میدان جنگ است.
به نوشته فارین افرز، باید با ایدئولوژی و روایتهای رادیکال حماس که تهدیدی برای کشورهای عربی میانهرو و اسرائیل است، با اتحاد صداهای محلی و منطقهای مقابله شود.
به عبارت دیگر، اسرائیل باید راهکاری برای گردهم آوردن طرفهای فلسطینی و منطقهای برای ایجاد راهحلی پایدار پیدا کند.
غزه جدید، اسرائیل جدید
زمانی که اسرائیل به اهداف نظامی خود در برابر حماس دست یافت، باید با مسایل بزرگتری مقابله کند. اولین مورد، چگونگی تثبیت غزه است.
اسرائیل نمیتواند حکومت در غزه را به عهده بگیرد چون دولت باید مسوولانه عمل کند و به طرفهای ذینفع و شرکا اجازه دهد نیازهای مردم غیرنظامی فلسطین را تامین و از ظهور مجدد تهدیدات تروریستی جلوگیری کنند.
به گفته فارین افرز، حمایت شرکای جهانی و منطقهای اسرائیل از تشکیل یک دولت میانهرو، قانونی و مسوولانه فلطسطینی در غزه حیاتی خواهد بود. این شرکا شامل کشورهای حاشیه خلیج فارس و اعضای «پیمان ابراهیم» و شرکای منطقهای قدیمیتر اسرائیل مانند مصر و اردن هستند.
در اصل غزه باید در نهایت به وسیله شهروندان غزه و فلسطینیهای توانمندی اداره شود که از حمایت منطقهای و بینالمللی و همچنین نظارت دقیق برای جلوگیری از تجدید حیات تروریسم برخوردارند.
عربستان سعودی و قطر
حمله حماس ضربه بزرگی به تلاشها برای عادیسازی روابط بین تلآویو و ریاض وارد کرد. اگرچه احتمال پیشرفت رسمی و قابل توجه مذاکرات عادیسازی همزمان با وقوع جنگ بسیار کم است اما عربستان سعودی همچنان یک بازیگر مهم در کمک به شکلدهی آینده غزه و روابط اسرائیل و فلسطین است.
به نوشته فارین افرز، نقش قطر باید محدود باشد. این کشور میلیاردها دلار را برای حماس به منظور ساختن «ارتش تروریستی»اش فراهم کرده است.
قطر همچنین از طریق نفوذ قدرتمند شبکه الجزیره در سراسر جهان عرب از اهداف حماس و میزبانی از رهبری سیاسی حماس در دوحه حمایت کرده است.
تشکیلات خودگردان
در حالی که تشکیلات خودگردان فلسطین علاقهای به اداره غزه ندارد، رهبران عرب و غربی اصرار دارند بخشی از پایان بازی غزه باشد.
جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا نیز امیدواری خود را برای «راهحل دو کشوری» ابراز کرده است اما در شرایط فعلی این چشمانداز دور از دسترس به نظر میرسد.
فارین افرز نوشت چنین چشماندازی با وجود اعضای دست راستی دولت فعلی اسرائیل که تشکیلات خودگردان را عامل ترور میدانند، همخوانی کمی دارد.
جنگ در خانه
اسرائیل برای بازیابی تعادل در وضعیت دفاعی خود به یک روند طولانی و دردناک نیاز دارد. اگر این کشور تزلزلناپذیر به وظایف اساسی خود متعهد نشود، به زودی ممکن است خود را در بحران وحشتناک دیگری بیابد.
انرژی وحدت ملی که پس از حملات حماس این کشور را گرد هم آورده است، نویدبخش رویارویی موفقیتآمیز اسرائیل با چالشهاست.
آمی آیالون، مدیر سابق شینبت به فارین پالیسی گفت: «ما میخواهیم دولت اسرائیل را امن و بدون از دست دادن هویتش بهعنوان یک دموکراسی یهودی ببینیم. این تنها مفهوم قابل قبول است زیرا در غیر این صورت ما یک دولت آپارتاید ایجاد کرده و هرگز امنیت نخواهیم داشت.»