پیام امید به پیروزی از سوی زنان زندانی ایران در نشریه لوموند فرانسه
روزنامه لوموند فرانسه نامههایی از پنج زن ایرانی زندانی را منتشر کرد که درباره تجربه خود از شرایط زندان و شکنجه، جنبش زن، زندگی، آزادی و امیدواری به مسیری گفتند که معترضان در پیش دارند. نرگس محمدی، گلرخ ایرایی، سپیده قلیان و زینب جلالیان از جمله نویسندگان این نامهها هستند.
زینب جلالیان؛ ۱۶ سال حبس و شکنجه تا رسیدن به پیروزی
زینب جلالیان که پیشتر مانند چهار نویسنده دیگر این نامهها در اوین بوده، اکنون در زندان شهر یزد است و عنوان «قدیمیترین زندانی سیاسی زن ایران» را هم بر خود دارد.
این زندانی سیاسی در نامه خود نوشت که طی این سالها شاهد «جنایات بسیار، تحقیرها، تهمتها و اهانتهای بسیار، شکنجه زندانیان و از همه سختتر شاهد اعدام همبندیان خود» بوده است و با اینحال «ظالمان» از او که این همه ظلم را به چشم دیده میخواهند تا ابراز پشیمانی کند.
او در ادامه به روزهای بازداشت و سه ماه بازجویی در بازداشتگاه مخفی اطلاعات کرمانشاه در اسفند سال ۸۶ اشاره کرد و نوشت: «در آن مدت تحت شکنجههای جسمی و روانی بودم و تهدید به تجاوز شدم. لباس بر تنم پاره میکردند و با چشمان بسته و در حالی که دستها و پاهایم به هم زنجیر شده بود به تختی آهنی بسته شده بودم و در این حال مورد بازجویی قرار میگرفتم.»
جلالیان با اشاره به شکنجههایی که دیده به کابل زدن به کف پا و کوبیده شدن سرش به دیوار که باعث شکستگی سر و ورم چشمش شده، اشاره کرد. سازمانهای حقوق بشری بارها از مقامات ایران خواستهاند شکنجه جسمی و روانی زندانیان را متوقف کرده و با پایبندی به قانون، خاطیان را پاسخگو کنند، با این حال مقامهای جمهوری اسلامی تمام این موضوعات را اتهام بیاساس خوانده و نقض حقوق زندانیان و اعمال شکنجه را تکذیب میکنند.
این زندانی سیاسی با اشاره به اینکه ۹ ماه پس از بازداشت و درحالی که از حق داشتن وکیل محروم بود، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد، نوشت که طی سالهای بعد از آن از زندان اوین به کرمانشاه، خوی، قرچک ورامین، کرمان و دیزلآباد کرمانشاه منتقل شد و از آبان ۹۹ تاکنون در زندان یزد است.
حکم اعدام جلالیان در سال ۱۳۹۰ با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد. او یادآور شد که از ۱۶ سال پیش تاکنون در زندان بوده اما در این مدت و در زندانهای مختلف «صدها تن از بازداشتشدگان اعتراضات» را از ۸۸ تا خیزش انقلابی ایرانیان دیده است؛ معترضانی که جمهوری اسلامی آنان را با باتون و گلوله هدف قرار داد و «آشوبگر و غیرخودی» خطابشان کرد.
او ضمن همدردی با تکتک کسانی که در این سالها بازداشت و شکنجه شدند و خانوادههای دادخواه، در پایان نوشت: «من پشت این دیوارها با این امید زندهام که روزی با آغوشی پر از گل یاس به سویتان بیایم و سر تعظیم در برابرتان فرود بیاورم و به قلبهای مهربانتان شاخهای گل یاس تقدیم کنم. تا رسیدن به پیروزی در جبهه ستمدیدگان و به حاشیه راندهشدگان، علیه ظالمان خواهم بود.»
نرگس محمدی؛ صدای ترک خوردن دیوار ترس را در ایران بشنوید
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در اوین نیز در نامه امیدوارانه خود به مقاومت ایرانیان در برابر جمهوری اسلامی نوشت: «آیا صدای ترک خوردن دیوار ترس را در ایران میشنوید؟ بهزودی صدای ریزش آن را به لطف اراده و قاطعیت ایرانیان خواهید شنید.»
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه مروری بر زندگی خود داشت و یادآور شد که تبعید و دوری، او را از حق دیدار و داشتن فرزندانش که در خارج از کشور هستند و با پدرشان در پاریس زندگی میکنند، محروم کرده است.
محمدی یادآور شد همواره بهعنوان یک زن با فرهنگ مردسالارانه، قدرت دینی و استبدادی حکومت، قوانین تبعیضآمیز و ظالمانه و انواع محدودیتها در تمام زمینههای زندگی خود مواجه بوده است.
با وجود این تبعیضها اما به گفته او، زنان ایرانی زنجیرها را «یک به یک پاره کردند» تا اینکه «جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱ و بعد از کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد به دلیل اعمال حجاب اجباری آغاز شد.
به گفته محمدی، جنبش زن، زندگی، آزادی به گذاری میرسد که در روند آن ایران روز به روز از جمهوری اسلامی فاصله گرفته و به سمت دموکراسی، برابری و آزادی حرکت خواهد کرد.
شعارهای معترضانی که پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی در سراسر ایران به خیابان آمدند، در حمایت از حقوق زنان و مخالفت با تمامیت حکومت جمهوری اسلامی بود.
این فعال حقوق بشر زندانی در پایان خطاب به خوانندگان نامهاش، گفت: «پیام امیدمان را منتقل کنید، به دنیا بگویید که ما بیهوده پشت این دیوارها نیستیم و اکنون قویتر از جلادان خود هستیم که از همه ابزارهای ممکن برای ساکت کردن جامعه ما استفاده میکنند.»
سپیده قلیان؛ کابوس اصلی رژیم ظالم ایران، مردم این کشور است
سپیده قلیان، دیگر زندانی زن سیاسی است که نامه او از اوین در لوموند منتشر شده است.
او نوشت: «صدای من را از پشت دیوارهای زندان اوین میشنوید. بنای ۶۰ سالهای که نامش با شکنجه، سرکوب، آزادیخواهی و عدالتطلبی در ایران گره خورده است.»
او در ادامه جنبش زن، زندگی، آزادی را همچون تجربهای بزرگ از تمایل وسیع ایرانیان به براندازی، تغییر وضعیت موجود خواند و گفت این جنبش نه رخدادی خلقالساعه که به جنبشهای اجتماعی پیش از خود استوار بود.
این فعال کارگری زندانی، تاکید کرد که خیزش انقلابی ایرانیان یک «تجربه بزرگ در زمینه بسیج کردن مردم» بود و بر همین اساس نباید آن را تجربهای گذرا ارزیابی کرد.
قلیان یادآور شد با توجه به گستردگی جنبش اعتراضی در کشور، حکومت و مردم ایران میدانند که در نهایت دموکراسی پیروز خواهد شد.
او در پایان با خوشبینی نسبت به آینده اعتراضات، نوشت: «میتوانم بگویم که امید عزیزترین دارایی من است.»
گلرخ ایرایی؛ خیابان، تنها مسیر منتهی به انقلاب است
گلرخ ایرایی نیز که اکنون در زندان اوین محبوس است در نامه خود با اشاره به جریان خیزش انقلابی ایرانیان، اعتراضهای خیابانی، اعدام شهروندان معترض و در نهایت «تنها ماندن خیابان» نوشت: «خیابان، تنها مسیر منتهی به انقلاب و پایان دادن به استبداد و اقتدارگرایی است.»
جمهوری اسلامی در تلاش برای سرکوب خیزش انقلابی ایرانیان در سال ۱۴۰۱، دستکم ۷ معترض از جمله محمد حسینی و محمدمهدی کرمی را اعدام کرد و به چند معترض دیگر حکم اعدام داد. حکومت در آستانه سالگرد کشته شدن مهسا امینی نیز تعدادی از خانواده بازداشتشدگان و فعالان زنان را بازداشت و زندانیان پیشین را احضار و بازداشت کرده و از آنها تعهد گرفته در اعتراضات احتمالی در پی سالگرد مهسا شرکت نکنند. بسیاری از تحلیلگران این اقدامات را فرار به جلوی حکومت در سرکوب موج دوم اعتراضات میدانند.
ایرایی در ادامه «مشروعیتزدایی از چهره رژیم» را برجستهترین دستاورد اعتراضات دانست.
این کنشگر که از مهر سال گذشته زندانی است، همچنین به تجربه دیدار و گفتوگوی خود با معترضان بازداشتشده اشاره کرد که به گفته او از «طبقات مختلف اجتماعی، با دیدگاهها و تحلیلهایی متفاوت و گاه در تضاد با یکدیگر» بودند اما همگی «متفقالرای بر نخواستن جمهوریاسلامی» تاکید داشتند.
به گفته ایرایی، خیزش انقلابی ایرانیان موجب «ریزش نیروهای مردمیِ مذهبی حامی حکومت»، «شکسته شدن تابوها» و مواجهه حکومت با «نسلی متفاوت از معترضان» شد.
حضور چشمگیر خیابانی جوانان و نوجوانانی که از آنها به عنوان نسل «زد» یاد میشود -نسلی که از کودکی با دسترسی به اینترنت و فناوریهای دیجیتال قابل حمل بزرگ شدهاند-، همراهی مردان با جنبش زنان و حمایت عمومی از حقوق زیرپا گذاشته شده آنها، آتش زدن روسری در خیابان و برداشتن حجاب اجباری از سمت گروهی از زنان قشر سنتیتر جامعه، از جمله تفاوتهای چشمگیر این اعتراضات بود.
گزارشی که لوموند از نامه این زنان زندانی با تیتر «جرم ما تمنای زندگی است» کار کرده در صفحه نخست روز جمعه ۱۷ شهریور این روزنامه چاپ پاریس منتشر شده است.
این نامهها پیشتر در همایش «زن، زندگی، آزادی» دانشگاه سوربن پاریس خوانده شده بودند.
کشف جاسوسافزار «پگاسوس» روی تلفن همراه یکی از کارکنان یک سازمان جامعه مدنی در واشینگتن موجب شد شرکت اپل بهروز رسانی امنیتی تازهای را برای دستگاههای خود منتشر کند.
بر اساس گزارش «سیتیزنلب» (Citizen Lab) وابسته به دانشگاه تورنتو، هفته پیش کارشناسان این مجموعه هنگام بررسی گوشی آیفون کارمند یک سازمان مردمنهاد متوجه آلوده بودن این دستگاه به جاسوسافزار پگاسوس شدند. این موضوع در حالی روی میداد که دستگاه مورد نظر از آخرین نسخه سیستمعامل «آیاواس» بهره میبرد.
ایراد نرمافزاری موجود در دستگاههای اپل به هکرها این امکان را داده بود تا تنها از طریق ارسال یک پیام حاوی عکس در نرمافزار «آی مسیج» بتوانند قربانی را به جاسوسافزار خود آلوده کنند.
در این نوع حملات که با نام «زیرو کلیک» (zero-click) شناخته میشوند، کاربر نقشی در فرایند هک ندارد و حتی بدون کلیک روی فایل یا لینک خاصی، آلوده میشود.
به گفته جان اسکات ریلتون، محقق ارشد مجموعه سیتیزنلب، ایراد نرمافزاری مورد اشاره بلافاصله پس از کشف به شرکت اپل گزارش شد. اپل روز پنجشنبه بهروز رسانی امنیتی تازهای را برای دستگاههای مختلف از جمله آیفون، آیپد و لپتاپهای مکبوک منتشر کرد.
پگاسوس یکی از شناختهشدهترین جاسوسافزارهای تجاری حال حاضر در جهان است که عموما توسط دولتها برای هدف قرار دادن مخالفان سیاسی، روزنامهنگاران و فعالان مدنی مورد استفاده قرار میگیرد. این جاسوسافزار پس از نصب روی دستگاه قربانی کلیه اطلاعات خصوصی، پیامها، موقعیت مکانی و سایر دسترسیهای حیاتی مانند استفاده ناشناس از دوربین و میکروفن را در اختیار هکر قرار میدهد.
با وجود آنکه کاربران عادی هدف اینگونه حملات نیستند، کارشناسان امنیتی توصیه میکنند همه دارندگان دستگاههای اپل باید «فورا» دستگاه خود را بهروز رسانی کنند.
در سالهای گذشته شرکت اسرائیلی «اناساو» (NSO Group) به عنوان توسعهدهنده و مالک این جاسوسافزار به اتهامات مختلفی در زمینه کمک به حکومتهای خودکامه برای تحت فشار قرار دادن فعالان متهم شده است.
ایالات متحده و اتحادیه اروپا دو سال پیش این شرکت را به دلیل فعالیتهای جاسوسی و توسعه جاسوسافزار پگاسوس در فهرست سیاه تحریمهای خود قرار دادند. چند ماه پیش از آن، روزنامه لوموند از نفوذ به تلفن همراه امانوئل مکرون، رئیس جمهور این کشور از طریق جاسوسافزار پگاسوس خبر داده بود.
با این حال، فعالیت این گروه علیرغم فشارهای بینالمللی و تحریمهای مختلف ادامه دارد.
سخنگوی وزارت خارجه ایران بیانیه شورای همکاری خلیج فارس در حمایت از موضع امارات درباره جزایر سهگانه ایران را فاقد ارزش سیاسی و حقوقی خواند. او همچنین در واکنش به حمایت این شورا از مالکیت کویت و عربستان بر میدان نفتی آرش، بر لزوم همکاری سازنده کشورها در حوزه انرژی تاکید کرد.
ناصر کنعانی مقدم، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، گفت: «جزایر سهگانه جزء لاینفک و ابدی خاک ایران است و اشاره به آنها در بیانیه اخیر نشست شورای وزیران شورای همکاری خلیج فارس فاقد هرگونه ارزش سیاسی و حقوقی است.»
شورای وزیران شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه نشست ۱۵۷ خود در ریاض، ایران را به «اشغال» جزایر سهگانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی متهم کرد و بار دیگر امارات را مالک این جزایر خواند. این شورا از ایران خواست این موضوع را از طریق مذاکره با امارات یا در دیوان بینالمللی دادگستری حل و فصل کند.
امارات متحده عربی از سال ۱۳۷۱ خواهان ارجاع این موضوع به دیوان بینالمللی لاهه است.ایران در مقابل، با طرح این نکته که مساله حاکمیت بر جزایر به طور قطعی و دائمی در سال ۱۹۷۱ تعیین شده است این درخواست را رد کرده و تنها برای مذاکره «برای رفع سوتفاهم» اعلام آمادگی کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی بر گسترش روابط استراتژیک خود با چین و روسیه تاکید میکند، روسیه در اواسط تیرماه در حالی که میزبان نشست گفتوگوی راهبردی روسیه و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بود، در بیانیه این نشست از موضع امارات متحده عربی درباره جزایر سهگانه مورد مناقشه با ایران حمایت کرد.
پیشتر در آذر ماه سال گذشته نیز، رییسجمهوری چین در سفری که به منطقه داشت، از بیانیه نشست شورای همکاری خلیج فارس در آن زمان که امارات را مالک جزایر سهگانه خوانده بود، حمایت کرد.
میدان نفتی آرش، مساله هستهای و عادیسازی روابط تهران و ریاض
سخنگوی وزارت خارجه ایران همچنین در واکنش به بیانیه این شورا درباره مالکیت عربستان سعودی و کویت بر میدان نفتی آرش (الدره)، گفت که جمهوری اسلامی «براساس مذاکرات دوجانبه خود با دولت کویت و سوابق مذاکراتی، همواره بر همکاری دوستانه و سازنده در حوزه انرژی از جمله در منطقه آرش تاکید کرده است.»
او تاکید کرد کشورهای حوزه خلیج فارس باید بر اساس «حسننیت و حقوق تاریخی» و در راستای منافع مشترک کشورها از منابع بستر خلیج فارس بهرهبرداری کنند.
شورای وزیران شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه خود تاکید کرد که مالکیت کامل میدان نفتی آرش (الدره) متعلق به عربستان سعودی و کویت است و این دو کشور حق بهرهبرداری از همه منابع این میدان را دارند.
موضوع اختلاف بر سر سهم ایران از میدان گازی مشترک آرش/الدره به دهه ۱٩۶٠ بازمیگردد و عربستان سعودی و کویت از دهه ۷۰ همکاریهایی را برای بهرهبرداری از این میدان آغاز کردند که اعتراض ایران را به دنبال داشته است.
ذخایر این میدان گازی ۲۲۰ میلیارد متر مکعب یا هفت هزار میلیارد فوت مکعب تخمین زده شده است.
شورای وزیران شورای همکاری خلیج فارس همچنین از عادیسازی روابط ایران و عربستان سعودی، از جمله بازگشت سفیران دو کشور استقبال کرد.
بیانیه این وزیران ضمن تاکید بر اهمیت خودداری ایران از غنیسازی اورانیوم بالاتر از حد لازم برای مقاصد صلحآمیز، خاطرنشان کرد کشورهای عضو این شورا باید در روند هر گونه مذاکرات بینالمللی در این مورد حضور داشته باشند.
آبرام پیلی، معاون نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، گفت در حالی که شواهد پرواز اخیر شرکت هواپیمایی پویا، وابسته به سپاه، به کریمه را تایید میکند، این شرکت انجام این پرواز را رد میکند و رژیم ایران نیز به دروغ گفتن درباره نقش خود در حمایت از روسیه در جنگ اوکراین ادامه میدهد.
پیلی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: پنجشنبه یک هواپیمای بزرگ ترابری شرکت هواپیمایی پویا، وابسته به سپاه، که برای حمل سلاحهای سنگین طراحی شده و از این سلاحها میتوان در جنگ علیه اوکراین استفاده کرد، دو ساعت پس از فرود در فرودگاه شهر سیمفروپول در کریمه، آنجا را ترک کرد.
او افزود: در حالی که شواهد برای همه جهان در دسترس است، شرکت هواپیمایی پویا پروازش به کریمه را رد میکند و رژیم ایران نیز به دروغ گفتن درباره حمایتش از روسیه در تهاجم علیه اوکراین، ادامه میدهد.
صفحه فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی اکس نیز نوشت: شواهد روشنی مبنی بر پرواز هواپیمایی پویا، یک شرکت هواپیمایی وابسته به سپاه پاسداران که از سوی سازمان ملل و ایالات متحده مورد تحریم قرار گرفته، به کریمه اشغالی وجود دارد که دروغ بودن انکار مضحک این شرکت را اثبات میکند.
وزارت خارجه آمریکا افزود: رژیم ایران برای سرپوش گذاشتن بر روابط نظامی خود با روسیه و پشتیبانیش از جنگ روسیه علیه اوکراین به دروغگویی خود ادامه میدهد. ایالات متحده به افشای فعالیتهای بیثباتکننده رژیم ایران و ایجاد اختلال در تکثیر سلاحهای خطرناک این رژیم ادامه خواهد داد.
پیشتر شرکت هواپیمایی پویا گزارش رسانههای اوکراین درباره پرواز هواپیمای ایلوشین ۷۶ این شرکت از فرودگاه شهر سیمفروپول در شبهجزیره کریمه برای کمکرسانی به نیروهای روسیه را «کذب محض» خواند و اعلام کرد که این هواپیما طی ۴۸ ساعت گذشته در فرودگاه مهرآباد پارک بوده است.
آمریکا، بریتانیا، اتحادیه اروپا، استرالیا و نیوزیلند تا کنون جمهوریاسلامی را به دلیل ارائه پهپاد به روسیه در جنگ اوکراین، هدف چندیدن دور تحریم قرار دادهاند.
با این حال مقامهای جمهوری اسلامی کمک تسلیحاتی خود به روسیه در جنگ اوکراین را انکار میکنند.
از سوی دیگر، گزارشهای مختلفی نیز درباره حضور مستشارهای نظامی ایران در کریمه برای آموزش کار با پهپاد به نیروهای روسیه در حمله به اوکراین و نیز تصمیم احتمالی جمهوری اسلامی برای ساخت خط تولید پهپاد در روسیه و نیز ارائه موشک بالستیک به مسکو حکایت دارد.
عسل جزیده، جوان ۱۸ ساله اهل لشتنشا در استان گیلان که در جریان خیزش انقلابی یک چشمش را از دست داده، ضمن انتشار تصاویری از خود در رسانههای اجتماعی، خبر داد که برای درمان چشم دیگرش ایران را ترک کرده است.
ماموران حکومتی در جریان تجمع اعتراضی مردم رشت در روز ۹ مهر ۱۴۰۱ مقابل دانشگاه علوم پایه این شهر، به چشمهای عسل جزیده شلیک کردند.
میترا طاهرنژاد، مادر عسل جزیده که خود او هم هدف اصابت گلولههای ساچمهای قرار گرفته، درباره این ماجرا در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «به سمت دخترم میرفتم که دیدم ساچمهها بهصورتش پاشید، دندان جلویش شکست و چشمان و صورت و سرش پر از ساچمه شد.»
بر اثر این شلیکها، چشم چپ این نوجوان که آن زمان دانشآموز مدرسهای بود، تخلیه میشود و چشم راست او نیز چند بار تحت عمل جراحی قرار میگیرد و یکی از گلولهها از جمجهاش خارج میشود.
عسل جزیده درباره وضعیت بینایی چشم راست خود در اینستاگرامش نوشت: «این اواخر بهخاطر آب مروارید و دو ساچمهای که به خاطر ریسک افزود جراحی هنوز در چشمم است، بیناییام کمتر شده.»
این معترض جوان همچنین گفت که چند روز پیش برای از دست ندادن کامل بیناییاش در نهایت از ایران خارج شده است.
عسل جزیده یادآور شد که در یک سال گذشته به دلیل جراحیهای متوالی و اوضاع سلامتی خود نتوانسته به صورت مرتب در کلاسهای مدرسه شرکت کند.
با وجود این مشکلات اما او در اینستاگرام خود نوشت: «عمل، درد، عمل... چون نمیتونستن تیرهای تو سر و صورتم رو در بیارن، قیافهام خیلی بد شده بود و روزی نبود و نیست که سمت چپ صورتم رو با موهام نپوشونم. اما پشیمون نیستم. به زن زندگی آزادی، مردم و این انقلاب ایمان دارم... به امید آزادی و پیروزی هرچه زودتر نور، بر تاریکی.»
روز ۱۴ شهریور نیز راحله امیری که در جریان خیزش انقلابی چشمش مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، در پاسخ به چند پرسش در اینستاگرام خود نوشت از شرکت در اعتراضات پشیمان نیست و اگر به عقب بازمیگشت، دوباره در تجمعها شرکت میکرد.
از سوی دیگر، روز ۱۵ شهریور مرکز مشاوره حقوقی دادبان گزارش داد که پارسا قبادی، از قربانیان شلیک عامدانه به هر دو چشم، روز دوشنبه در محل کار پدرش بازداشت شده است.
از آغاز خیزش انقلابی مردم در ایران، صدها معترض به دلیل اصابت ساچمههای فلزی و پلاستیکی به چشمهایشان، بینایی یک یا هر دو چشم خود را از دست دادهاند.
هر چند آمار دقیقی از تعداد این شهروندان آسیبدیده منتشر نشده، اما گزارشهای شاهدان عینی و مدارک پزشکی حاکی از آن است که در جریان اعتراضات سراسر ایران، صدها شهروند معترض با جراحاتی مانند پارگی شبکیه، صدمه شدید اعصاب چشم و عنبیه سوراخ شده به مراکز درمانی مراجعه کردهاند.
پاییز سال گذشته چندین روزنامه معتبر جهانی مانند گاردین و نیویورکتایمز گزارشهایی درباره شلیک عمدی ماموران به صورت و چشم معترضان از فاصله نزدیک منتشر کردند و سازمان حقوق بشر ایران، آن را امری «سیستماتیک» دانست.
بیش از ۴۰۰ چشمپزشک در ایران نیز همان زمان با امضای نامهای مشترک به محمود جباروند، رییس انجمن چشمپزشکی، درباره نابینا کردن عمدی معترضان هشدار داده بودند.
سوزانه میتاگ، نماینده پارلمان فدرال آلمان، اعلام کرد با توجه به خطر جانی برای مریم عباسینیکو، از معترضان بازداشتی در ایران، کفالت سیاسی او را برعهده میگیرد. دادگاه این معترض ۲۷ شهریور برگزار میشود.
این نماینده پارلمان آلمان با ارسال نامهای به دفتر ایران اینترنشنال در برلین، با اشاره به اینکه عباسینیکو از داشتن وکیل انتخابی محروم است و برای او وکیل تسخیری تعیین شده، افزود: «من شدیدا به این رویه اعتراض میکنم، زیرا اصول حاکمیت قانون نقض شده است.»
میتاگ همچنین با محکوم کردن استفاده مستمر حاکمیت ایران از مجازات اعدام به عنوان یک وسیله سرکوب تصریح کرد حقوق بشر نباید در ایران نادیده گرفته شود.
مریم عباسینیکو، اهل شاهینشهر از توابع استان اصفهان است و به دست نیروهای حکومتی در این شهر بازداشت شده. سایت هرانا خبر داد که دادگاه این شهروند زندانی در اصفهان، با اتهاماتی از جمله «سب النبی» و «اهانت به دختر پیامبر اسلام و اهانت به مقدسات اسلام»، روز ۲۷ شهریور ،در شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری دو شاهینشهر برگزار خواهد شد.
او مادر بیتا شفیعیراد، نوجوان دانشآموزی است که در اعتراض به حملات سازمانیافته به مدارس دخترانه برای مدتی بازداشت و شکنجه شد.
یک منبع نزدیک به خانواده شفیعیراد به ایران اینترنشنال گفت که ماموران اطلاعات سپاه پاسداران شامگاه پنجم تیرماه، پس از حمله به خانه این دانشآموز، بدون داشتن حکم قصد بازداشت او را داشتند، اما به دلیل نیافتن بیتا در خانه، مادرش، مریم عباسینیکو را بازداشت کردند.
در این حمله ۸ مامور اطلاعات سپاه پاسداران از جمله دو زن حضور داشتند که پس از درگیر شدن با خانواده شفیعیراد، به وسایل خانه آسیب زدند و تلفن همراه پدر او را ضبط کردند.
عباسینیکو همچنین با اتهام «سب النبی» که مجازات اعدام در پی دارد، مواجه شده است.
حملات شمیایی به مدارس و مسمومیت هزاران دانشآموز در ایران بیش از پنج ماه ادامه داشت. در این مدت جمهوری اسلامی از پذیرفتن مسئولیت دفاع از امنیت فضاهای آموزشی برای کودکان و نوجوانان شانه خالی کرد و «تمارض»، «شیطنت» و «هراس جمعی» را عامل «بدحالی» دانشآموزان خواند.
در جریان سرکوب خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی که منجر به بازداشت بسیاری از معترضان شد، تعدادی از نمایندگان پارلمانهای کشورهای مختلف، کفالت سیاسی معترضان بازداشتی به ویژه معترضان بازداشتی محکوم به اعدام را برعهده گرفتند.
به عنوان نمونه، در آذرماه سال گذشته، کلارا بونگر، نماینده حزب چپ آلمان، در ایمیلی به دفتر ایران اینترنشنال در برلین اعلام کرد از «وحشیگری و خشونت رژیم آخوندی» وحشتزده شده و به همین دلیل کفالت سیاسی محمد قبادلو را بر عهده گرفته تا بهعنوان نماینده پارلمان فدرال برای نجات جان و آزادی او کاری کرده باشد.
پس از آن نیز، در ۲۴ آذرماه آندریاس لارم، یک نماینده دیگر پارلمان آلمان کفالت امیر نصر آزادانی را برعهده گرفت و خواستار آزادی او شد.
لارم به ایران اینترنشنال گفت در نامهای به سفیر جمهوری اسلامی در برلین به حکم اعدام امیر نصر آزادانی اعتراض کرده و از او خواسته است آزادی این ورزشکار هرچه سریعتر فراهم شود.
همچنین سال گذشته، در یک اقدام مشابه دیگری، همه اعضای پارلمان اتریش کفالت سیاسی چندین زندانی سیاسی در ایران را به عهده گرفتند.