نماینده مجلس: بیماران در بیمارستانهای دولتی برای تهیه ملحفه و پتو هم با مشکل مواجهاند
حسینعلی شهریاری، رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با هشدار درباره کمبود تجهیزات و اقلام مصرفی پزشکی گفت وضعیت در برخی بیمارستانهای دولتی بهگونهای است که از بیماران هنگام بستری خواسته میشود ملحفه، پتو و لباس مورد نیاز خود را همراه بیاورند.
شهریاری گفت: «در زمینه تجهیزات پزشکی و اقلام مصرفی پزشکی بدترین و جدیترین مشکلات را داریم. حتی در برخی بیمارستانها که از ذکر نام آنها خودداری میکنم، هنگامی که بیمار برای بستری مراجعه میکند، به او میگویند ملحفه، پتو و لباس مورد نیاز خود را تهیه کند و همراه بیاورد؛ آن هم در بیمارستان دولتی.»
او تاکید کرد که این وضعیت نشاندهنده مشکلات جدی در تامین اقلام و تجهیزات مورد نیاز بیماران است.
رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به افزایش قیمت دارو و ناکافی بودن اعتبارات صندوق بیماریهای خاص و صعبالعلاج هشدار داد که ادامه مشکلات حوزه دارو و درمان میتواند برخی بیماران را از ادامه روند درمان باز دارد.
دو مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتند تهران با تغییر تاکتیکهای حمله به کشتیها در تنگه هرمز و گسترش دامنه عملیات، میکوشد قیمت نفت را بالا نگه دارد و بر انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان تاثیر بگذارد.
این دو مقام که نامشان در گزارش منتشر شده در چهارشنبه ۲۲ مهر ذکر نشده، گفتند راهبرد تازه شامل تغییر نوع و آهنگ حملات به شناورهایی است که از نظر تهران محدودیتهای وضعشده برای عبور از تنگه هرمز را نقض میکنند.
به گفته یکی از آنها، اجرای تاکتیکهای تازه از حدود ۱۰ روز پیش آغاز شده و شمار حملات به این کشتیها افزایش یافته است.
یکی از این مقامها هدف را «ناکام گذاشتن تلاشهای آمریکا و متحدانش برای پایین آوردن قیمت جهانی نفت» توصیف کرد.
آنها گفتند تصمیم اتخاذ این راهبرد در بالاترین سطوح رهبری حکومت ایران گرفته شده و در سراسر ساختار حاکمیت درباره آن هماهنگی کامل وجود دارد، اما از ارائه جزییات بیشتر خودداری کردند.
جمهوری اسلامی از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند سال گذشته کوشیده است با محدود کردن عبور کشتیها از تنگه هرمز، بر واشینگتن فشار وارد کند.
پیش از جنگ اخیر، حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایعشده از این آبراه میگذشت.
به گزارش رویترز، تهدیدها و حملات نیروهای نظامی جمهوری اسلامی رفتوآمد کشتیها را بهشدت کاهش داده و قیمت نفت را بالا برده است؛ هرچند انتقال بخشی از نفت از این مسیر همچنان ادامه دارد.
یک مقام نظامی آمریکایی که به شرط ناشناس ماندن با رویترز گفتوگو کرد، تغییر یکی از تاکتیکهای حکومت ایران را تایید کرد.
به گفته او، پس از نابودی بخش بزرگی از توان راداری ایران در حملات آمریکا، سپاه پاسداران استفاده از دیدهبانهای غیرمسلح سوار بر قایقهای کوچک را برای شناسایی اهداف احتمالی، از جمله شناورهای نیروی دریایی آمریکا، آغاز کرده است.
این مقام گفت نیروهای آمریکایی هفته گذشته تشخیص دادند دیدهبانهای ایرانی از یک لنج، موقعیت اهداف را به سپاه پاسداران اطلاع میدهند.
به روایت این مقام نظامی، نیروهای آمریکا پس از دستور تخلیه به سرنشینان، لنج را منهدم کردند و این رویداد تلفاتی نداشت.
رویترز نوشت این حادثه پیشتر گزارش نشده بود.
این مقام آمریکایی در عین حال گفت حکومت ایران نتوانسته مانع افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز شود.
به گفته او، تهران پس از آسیب گسترده به نیروی دریاییاش، مایل نیست قایقهای تندروی باقیمانده را به خطر بیندازد.
دادههای مستقل مورد استناد رویترز نشان میدهد حملات به کشتیهای تجاری در روزهای اخیر به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است.
بر پایه تحلیل منابع امنیت دریایی و گزارشهای ثبتشده در مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، در ۴۸ ساعت منتهی به این گزارش دستکم پنج رویداد مرتبط با نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری در محدوده تنگه هرمز ثبت شده که حملات پهپادی نیز در میان آنها بوده است.
دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی نیز نشان میدهد این میزان تقریبا با آهنگ حملات در روزهای سوم تا پنجم اکتبر (۱۱ تا ۱۳ مهر) برابری میکند.
یک منبع امنیت دریایی به رویترز گفت افزایش آهنگ حملات «عمدی» به نظر میرسد.
دو مقام ایرانی همچنین گفتند تهران قصد دارد دامنه عملیات خود را از تنگه هرمز به دریای عمان و آبهای دورتر گسترش دهد.
به نوشته رویترز، تحلیل گزارشهای مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا و شرکتهای امنیت دریایی نشان میدهد این روند ممکن است آغاز شده باشد.
این گزارشها از هدف قرار گرفتن کشتیها در آبهای نزدیک سواحل قطر و امارات متحده عربی در روزهای اخیر حکایت دارند.
مقام دوم ایرانی گفت تهران اجازه نخواهد داد دونالد ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای قیمت نفت را پایین بیاورد.
او این رویارویی را به «بازی شطرنج» تشبیه کرد و گفت: «درست وقتی فکر میکنند به نقطهای نزدیک میشوند که قیمتها کاهش خواهد یافت، آنها را از آن نقطه دور میکنیم.»
این مقام افزود شناورهایی که محدودیتهای جمهوری اسلامی را نقض کنند، «هیچجا، حتی بیرون از تنگه هرمز» در امان نخواهند بود.
جنگ و هزینه ماهانه سه میلیارد دلاری آن، به نوشته رویترز، به یکی از مسائل اصلی کارزار انتخابات میاندورهای آمریکا تبدیل شده است. انتخاباتی که کنترل کنگره را تعیین خواهد کرد.
ترامپ گفته است پیش از رایگیری بار دیگر به ایران حمله نخواهد کرد، هرچند گزینههای بعدی را بررسی میکند.
آمریکا همزمان محاصره دریایی بنادر ایران را ادامه داده و تحریمها را گسترش میدهد تا تهران را برای دستیابی به توافقی بهمنظور پایان درگیری تحت فشار بگذارد.
دو مقام ایرانی گفتند تهران به سوی وضعیتی پیش میرود که هیچ شناور ناقض محدودیتهایش نتواند از تنگه عبور کند.
یکی از آنها گفت: «بهزودی تنگه کاملا بسته خواهد شد.»
مرکز مشترک اطلاعات دریایی، تحت هدایت نیروی دریایی آمریکا، در گزارش یکشنبه ۱۹ مهر خود سطح تهدید علیه کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز را همچنان «شدید»، یک پله پایینتر از بالاترین درجه تهدید، ارزیابی کرد.
این مرکز از تداوم حملات، تلاش برای حمله و اقدامات ایذایی سپاه پاسداران، از جمله پرواز پهپادها، زیر نظر گرفتن هدفمند کشتیهای تجاری و تماسهای رادیویی گاهبهگاه خبر داد.
پنتاگون و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تا زمان انتشار گزارش رویترز، به درخواست این خبرگزاری برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
فرامرز توفیقی، عضو سابق شورای عالی کار و فعال کارگری، در گفتوگو با خبرآنلاین به افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید کارگران، بهویژه پس از جنگ ایران، اشاره کرد و گفت سبد معیشت خانوار کارگری به «۹۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان» رسیده است.
توفیقی در این گفتوگو که سهشنبه ۲۱ مهر منتشر شد، افزود که محاسبه سبد معیشت «با اتکا به ارقام مرکز آمار ایران» انجام شده است و نشاندهنده فاصله قابلتوجه میان حداقل دستمزد و هزینه واقعی زندگی است.
او همچنین اشاره کرد: «افزایش دو، سه یا پنج میلیون تومانی دستمزد در شرایط فعلی موضوعیت چندانی ندارد؛ زیرا سبد معیشت در فاصله شش ماه، ۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرده است.»
توفیقی تاکید کرد: با این روند تورمی، افزایش دستمزد بهتنهایی نمیتواند مشکل فقر را حل کند.»
در حال حاضر، پایه دستمزد کارگران مشمول قانون کار حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. حداقل دستمزد این کارگران در صورت متاهل بودن و داشتن فرزند به حدود ۲۵ میلیون تومان میرسد.
با این همه، همین میزان دستمزد به کارگرانی که مشمول قانون کار نیستند، پرداخت نمیشود.
در این میان، واکنش دولت تا چند روز پیش، بیاعتنایی به درخواستها برای افزایش دستمزدها بود.
خبرگزاری ایسنا ۱۴ مهر گزارش داد که احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گفتوگوی تلویزیونی خود « درباره بخش قابل توجهی از موضوعات مرتبط با معیشت و زندگی مردم صحبت کرد؛ از کالابرگ و شیوه جدید حمایت از خانوارها گرفته تا وضعیت بازنشستگان، متناسبسازی، بدهی کارفرمایان به تامین اجتماعی، بخشودگی جرایم بیمهای، اشتغال، تعاونیها و وضعیت صندوقهای بازنشستگی، اما در میان این مباحث، موضوع ترمیم مزد کارگران که طی هفتههای اخیر یکی از موضوعات اصلی حوزه کار بوده، جایی در اظهارات وزیر نداشت.»
این رفتار را می توان ادامه موضع دولت پزشکیان در سال گذشته دانست که هیچ اقدامی برای افزایش حداقل دستمزد سال ۱۴۰۴ نکرد.
با این همه، در روزهای اخیر، و همزمان با تشدید مشکلات معیشتی کارگران و مزدبگیران، دولت مسعود پزشکیان تنها پیشنهاد افزایش سه میلیون تومانی را مطرح کرد.
خبرآنلاین ۱۹ مهر در این مورد نوشت بر اساس پیشنهاد دولت [در نشست ۲۸ شهریور شورای عالی کار] «تنها حدود یک تا یکونیم میلیون تومان به پایه مزد اضافه میشود و مابقی افزایش از طریق افزایش برخی مزایای مزدی مانند حق خواروبار یا حق تاهل تامین خواهد شد.»
در این ارتباط، کاظم فرجاللهی، فعال کارگری، به خبرگزاری ایلنا گفت: «اخبار دریافتی از جلسات [شورای عالی کار] نشان میدهد توافقات اولیه بیشتر به سمت افزایش مزایای مزدی سوق داده شده است. علت اصلی این تمایل، شانه خالی کردن از فشارهای مالی به سازمان تامین اجتماعی است؛ زیرا افزایش پایه دستمزد، سازمان تامین اجتماعی را موظف میسازد که مستمری بیش از پنج میلیون بازنشسته را نیز به همان نسبت افزایش دهد.»
او اشاره کرد: «هیچ رغبتی برای افزایش مزد واقعی (مزدی که قدرت خرید را حفظ کند) وجود ندارد. اگر به تاریخچه تدوین و تصویب قانون کار و بخشنامههای مزدی از نخستین سالهای پس از انقلاب نگاه کنیم، متوجه میشویم که سیاست مزدی حاکم بر ایران، معمولاً همواره سیاست فقیرسازی طبقه کارگر و توزیع فقر بوده است.»
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه در بیانیهای اجرای احکام شلاق برای بیش از ۱۰ کارگر اخراجی شرکت پتروپارس هویزه در استان خوزستان را محکوم کرد، و خواستار «پایان فوری این ستم مصاعف، محاکمه صادرکنندگان این حکم و عذرخواهی علنی از کارگران آسیبدیده» شد.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه سهشنبه ۲۱ مهر در بیانیه خود نوشت: «کارگر را به جرم اعتراض به گرسنگی و فقر شلاق میزنند؛ دستمزدهای ناچیز و ناچیزتر از هزینههای زندگی را بر او تحمیل میکنند و فریاد حقطلبیاش را با گلوله، زندان، شکنجه و اخراج پاسخ میدهند. حق تشکلیابی مستقل کارگران را سرکوب میکنند و سفرههای خالی خانوادههای کارگری را به گروگان میگیرند؛ اما در هیاهوی رسانهای، دم از دفاع از محرومان و ستمدیدگان جهان میزنند.»
پیشتر سازمان حقوق بشری کارون ۱۷مهر گزارش داده بود احکام شلاق بیش از ۱۰ کارگر متخصص و بومی عرب شرکت پتروپارس که به اخراج، تمدید نشدن قراردادهای کاری و جایگزینی با نیروهای غیربومی اعتراض کرده بودند، اجرا شده است.
سندیکا تاکید کرد: «نمیتوان با یک دست نان را از سفره مردم گرفت و با دست دیگر، ادعای دفاع از آنان را کرد.»
این تشکل کارگری با تاکید بر اینکه «ما زندگی در فقر و فلاکت، ستم و استثمار را نمیپذیریم»، نوشت: «برخورداری از دستمزد شایسته و مناسب، امنیت شغلی، آزادی، رفاه و کرامت انسانی، حق مسلم همه کارگران و زحمتکشان است؛ حقوقی که هیچ قدرتی نباید آنها را پایمال کند.»
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه افزود: «تنها با اتحاد و همبستگی میتوان در برابر ستم ایستاد و برای دستیابی به زندگی شایسته مبارزه کرد.»
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در پایان بیانیه نوشت: «حرمت و کرامت کارگر خریدنی نیست؛ حقطلبی جرم نیست و اعتراض به گرسنگی سزاوار شلاق و سرکوب نیست.»
تا کنون چند تشکل کارگری و بازنشستگان اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاق برای کارگران اخراجی پتروپارس را محکوم کردهاند.
از جمله شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت و شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت (ارکان ثالث) در یک بیانیه مشترک در ۱۹ مهر اجرای حکم شلاق را «گستاخی بیشرمانه» و «وحشیگری و بیشرمی» خواندند.
گروه اتحاد بازنشستگان هم روز سهشنبه ۲۱ مهر نوشت: «۷۴ ضربه شلاق برای اعتراض؟ برای مطالبه بازگشت به کار؟ برای آنکه کارگری جرات کرده است در برابر تصمیم کارفرما سکوت نکند؟ و در کنار این شلاقها، جریمهای ۲۰ میلیون تومانی، گویی بیکاری و محرومیت از نان کافی نبوده و باید هزینه اعتراض به آن را نیز از کارگر گرفت.»
این تشکل صنفی اشاره کرد: «این حکم، چهره عریان نظامی است که در برابر بیکاری و بیعدالتی از کارگر حمایت نمیکند، اما اعتراض او را با شلاق و جریمه پاسخ میدهد. کارگر از نان و شغل محروم میشود و سپس برای اعتراض به محرومیتش مجازات میشود؛ درحالیکه کارفرمایانِ مسئول این وضعیت در برابر کدام محکمه پاسخگو هستند؟»
گروه اتحاد بازنشستگان همچنین نوشت: «این حکم، تلاشی برای ارعاب کارگران و خاموش کردن صدای اعتراض است؛ اما شلاق و زندان نمیتواند حق کار، حق اعتراض و حق زیستن در رفاه را از میان ببرد.»
تاکنون مقامهای قضایی جمهوری اسلامی در قبال این موضوع سکوت کردهاند.
در همین حال، سایت «کولبرنیوز» در مورد صدور حکم ۷۴ ضربه شلاق و جریمه ۲۰۰ میلیون ریالی برای هر یک از کارگران نوشت که این حکم را نباید یک پرونده قضایی دید، و تاکید کرد: «باید با نام واقعی آن، انتقام طبقاتی، از آن یاد کرد. کارگری که کارش را از او گرفتهاند و حق اعتراض به همین بیحقی را هم ندارد، باید ضربههای تازیانه را بر پشتش تحمل کند تا دیگران حساب کار دستشان بیاید.»
کولبرنیوز نوشت که پتروپارس حادثهای منحصربهفرد نیست و در این مورد به صدور احکام شلاق برای ۱۷ کارگر معدن طلای آقدره، و همچنین یک سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و یک ماه بیگاری برای ۴۲ کارگر شرکت آذراب اراک اشاره کرد.
این سایت اضافه کرد: نزدیکان کارگران معدن طلای آقدره گفتهاند دستگاه قضایی از زندان و جریمه نقدی گذشته بود، اما بر یک چیز پافشاری میکرد: شلاق، آن هم جلوی چشم دیگر کارگران. هدف روشن بود، برپا کردن نمایشی از تحقیر؛ «درس عبرتی» برای هر کسی که بخواهد سرش را بالا بگیرد.
در سالیان اخیر، برخوردهای امنیتی و قضایی با کارگران و دیگر مزدبگیران تشدید شده است و این در شرایطی است که فعالان و تشکلهای کارگری و صنفی همچنان تحت اینگونه فشارها قرار دارند.
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته که نشان میدهد اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، بهتازگی مجتبی حقلسان را بهعنوان فرمانده جدید یگان ۸۴۰ منصوب کرده است.
یزدان میر، فرمانده پیشین این یگان، معروف به حاج اصغر باقری، ۱۷ فروردینماه در حمله هدفمند اسرائیل کشته شد.
حقلسان، فرمانده جدید و ۶۴ ساله این یگان، پیشتر رییس بخش اطلاعات آن بود.
دو مقاله از حقلسان با عنوانهای «آشوبهای منطقه و امنیت داخلی» و «مداخله آمریکا در بحران بوسنی»، بهترتیب در سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۸۳، در نشریه «مطالعات راهبردی»، متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، منتشر شده است.
به گفته دو منبع نزدیک به نیروی قدس، پس از افشای ساختار و اعضای فرماندهی یگان ۸۴۰، سپاه تصمیم گرفت نام آن را به واحد ۶۰۰ تغییر دهد.
این منابع تازهترین نمودار فرماندهی این واحد را در اختیار ایراناینترنشنال قرار دادند. بر اساس این نمودار، محمدرضا انصاری معاون حقلسان و مسئول پرونده اسرائیل در یگان ۶۰۰ است.
محسن بروجنی رییس بخش عملیات ویژه در آمریکا و اروپا است و ریاست بخش عملیات ویژه در خاورمیانه و آفریقا را مرتضی بابایی بر عهده دارد. جواد شرفایی نیز بخش عملیات ویژه آسیا را مدیریت میکند.
در این نمودار، میثم صحرایی از عوامل پیشبرد حملات در آفریقا و هند معرفی شده است. غلامحسین حسینی و محمد حسینپور نیز از عوامل برجسته این بخش معرفی شدهاند که در پیشبرد فعالیتهای تروریستی نقش دارند.
منابع ایراناینترنشنال گفتهاند استفاده از چهرههای سابق، از یک سو نشاندهنده بحران فرماندهی پس از حذف فرماندهان ارشد سپاه است و از سوی دیگر، در میان اعضای نیروی قدس تردیدهایی درباره کارایی سپاه پاسداران ایجاد کرده است.
واحد ویژه ترور؛ از جان بولتون و پمپئو تا روزنامهنگاران مخالف حکومت
یگان ۸۴۰ یکی از پرکارترین واحدهای عملیاتی نیروی قدس سپاه در یک دهه گذشته بوده است.
این واحد در نیمه اول دهه ۱۳۹۰ به دستور قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران، از دل یگان ۴۰۰ شکل گرفت؛ یگان عملیات ویژه مخفی که ارتباط نزدیکی با حزبالله دارد.
تصویری از یزدان میر، فرمانده پیشین یگان ۸۴۰، در کنار حسن نصرالله، محمدرضا زاهدی و محمد حجازی نشاندهنده این پیوند است.
شش سال پیش، سازمان اطلاعاتی یکی از کشورهای غربی دفتر مرکزی این یگان را در دمشق، پایتخت سوریه، شناسایی و به آن حمله کرد.
چهار سال پیش، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد شهرام پورصفی، عضو سپاه پاسداران، با هدایت محمدرضا انصاری، معاون یگان ۸۴۰، قصد داشت جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ در دولت اول او، را ترور کند.
مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، یکی دیگر از اهداف ترور بود.
چندی بعد، توطئه این یگان نیروی قدس برای ترور دو تاجر اسرائیلی کشف و خنثی شد.
واحد ۸۴۰ در این سالها تلاش کرده است از گروههای تبهکاری و قاچاقچیان مواد مخدر برای عملیات ترور خود استفاده کند.
در آلمان، رامین یکتاپرست، شهروند ایرانی-آلمانی و عضو گروه موتورسواران «فرشتههای جهنم»، از طرف نیروی قدس حمله به دو کنیسه در شهرهای بوخوم و اسن را سازماندهی کرد.
او همچنین پشت پرده توطئه نافرجام ترور شاهین نجفی، خواننده رپ، در برلین بود.
۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، یکتاپرست در تهران هدف چهار گلوله قرار گرفت و کشته شد. پس از انتشار خبر دست داشتن موساد در قتل او، خبرگزاری تسنیم انتساب او به سپاه پاسداران را رد کرد و گفت او در جریان درگیری بر سر «مسائل شخصی» کشته شده است.
با این حال، در آگهی ترحیم یکتاپرست، مرگ او «عروج شهادتگونه» نامیده شد و او را در قطعه ۱۹ بهشت زهرا، متعلق به کشتهشدگان سپاه و بسیج، دفن کردند.
در بریتانیا، یگان ۸۴۰ توطئهای را با اسم رمز «عروسی» اجرا کرد که هدف آن ترور دو روزنامهنگار ایراناینترنشنال در ازای پرداخت ۲۰۰ هزار پوند بود. اما قاچاقچی طرف حساب نیروی قدس، مامور دوجانبه از کار درآمد و طرح شکست خورد.
نیروی قدس در سوئد از روا مجید، رهبر گروه تبهکاری «فاکستروت»، برای حمله به ساختمانها و افراد مرتبط با اسرائیل در سوئد و دانمارک استفاده کرد. روا مجید پس از تحریم شدن به ایران گریخته و تحت حمایت سپاه زندگی میکند.
یگان نهچندان مخفی ترور سپاه زیر ضربات پیدرپی موساد
یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران در فاصله سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، در پی نفوذ سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، موساد، بهشدت آسیب دید.
در اردیبهشت ۱۴۰۱، موساد فیلم بازجویی مامورانش از منصور رسولی، قاچاقچی همکار یگان ۸۴۰، را منتشر کرد.
رسولی، اهل ارومیه، در این فیلم اعتراف کرد که قرار بود یک شهروند اسرائیلی را در ترکیه، یک ژنرال ارشد آمریکایی را در آلمان و یک روزنامهنگار را در فرانسه ترور کند.
دو هفته بعد، حسن صیاد خدایی، از فرماندهان ارشد یگان ۸۴۰، در قلب تهران ترور شد. چند روز بعد، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از یک مقام اطلاعاتی بلندپایه نوشت اسرائیل به آمریکا گفته که در کشته شدن صیاد خدایی دست داشته است.
این شکستهای پیدرپی در نهایت به برکناری حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، انجامید.
با این حال، یک ماه بعد، عوامل موساد یدالله خدمتی، یکی از فرماندهان بخش آماد و پشتیبانی سپاه، را در نزدیکی تهران بازجویی و فیلم آن را منتشر کردند.
آخرین عملیات لورفته این واحد، تلاش برای انهدام خط لوله نفتی باکو–تفلیس–جیهان، سفارت اسرائیل و مراکز یهودی در یکی از کشورهای همسایه ایران در فروردینماه بود که ناکام ماند و برخی از عوامل آن دستگیر شدند.
آمریکا، بریتانیا و اتحادیه اروپا فرمانده یگان ۸۴۰ و برخی از اعضایش را به اتهام مشارکت در توطئه ترور مقامهای آمریکایی و مخالفان جمهوری اسلامی در سراسر جهان تحریم کردهاند.
تلاش سپاه برای احیای جوخه ترور با نام یگان ۶۰۰
به گفته منابع ایراناینترنشنال، از زمان کشته شدن یزدان میر در میانه فروردینماه، یگان ۸۴۰ فرمانده نداشت.
پس از افشای هویت اعضا و ساختار یگان ۸۴۰، نیروی قدس تصمیم گرفت این واحد را تجدید ساختار کند.
به همین دلیل، حقلسان پس از شش ماه بهعنوان فرمانده یگانی منصوب شد که اگرچه نام آن دستخوش تغییر شده، ماموریتش تغییر نکرده است.
یگان ۸۴۰ مسئول عملیات مخفی علیه مخالفان جمهوری اسلامی، روزنامهنگاران مخالف حکومت و اهداف اسرائیلی در سراسر جهان است.
پس از حذف علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، مقامهای حکومت با تاکید بر خونخواهی و انتقام، آشکارا از «ترور مقدس» سخن میگویند.
آنها دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و خلبانان دو کشور را که در حمله روز نخست جنگ ۴۰ روزه نقش داشتند، بهعنوان اهداف ترور معرفی کردهاند.
همزمان، جمهوری اسلامی سامانهای موسوم به «علاج» را برای جمعآوری اطلاعات، شناسایی و معرفی ایرانیان مخالف حکومت در خارج از کشور راهاندازی کرده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از حامیان جمهوری اسلامی خواسته است اطلاعات مربوط به مخالفان حکومت را از طریق وبسایت این سامانه و پیامرسانهای تلگرام و بله در اختیار گردانندگان آن قرار دهند.
در این شرایط، احیای یگان عملیات مخفی نیروی قدس سپاه پاسداران بخشی از کارزار تازه جمهوری اسلامی برای ترور و عملیات خرابکارانه علیه مخالفان نظام و اهداف اسرائیلی به شمار میرود.
نام «دریای کاسپین» روی نقشه در یکی از برنامههای صداوسیما
صداوسیمای جمهوری اسلامی پس از پخش برنامه «قرارگاه جنگ» با عنوان «نقشه صهیونیستها برای تغییر نام دریای کاسپین به خزر»، دستکم در دو نوبت از برنامههای هواشناسی، نام «کاسپین» را بهجای «خزر» به کار برد. هنوز روشن نیست دستورالعملی رسمی برای این تغییر صادر شده است یا نه.
برنامه «قرارگاه جنگ» شبکه افق اواخر مرداد با حضور احمد کاظمی که از او با عنوان «پژوهشگر و استاد حقوق بینالملل» یاد میشود، به بررسی نامهای تاریخی دریای خزر و پیامدهای تصویب کنوانسیون حقوقی آن پرداخت.
کاظمی در این برنامه گفت استفاده از نام خزر به تلاش اسرائیل برای اثبات وجود یک «امپراتوری یهودی» در قفقاز کمک میکند.
این بخش از صحبتهای او با عنوان «نقشه صهیونیستها برای تغییر نام دریای کاسپین به خزر» ۲۱ مرداد در وبسایت صداوسیما منتشر شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز این سخنان را بازنشر کرد.
کاظمی همچنین گفت مردم جهان ایرانیان را بهدلیل استفاده از نام «غیرایرانی» خزر «مسخره میکنند»؛ در حالی که خود نام کاسپین را به کار میبرند.
کاظمی کاسپیها را قومی ایرانی توصیف کرد که از کاشان تا مازندران و سواحل این دریا زندگی میکردند.
پس از پخش این قسمت از قرارگاه جنگ، در دستکم دو نوبت از برنامههای هواشناسی صداوسیما، از جمله سهشنبه ۲۱ مهر، نام «کاسپین» بهجای «خزر» روی نقشه نمایش داده شد.
نام «دریای کاسپین» در یکی از برنامههای صدا و سیما، ۲۱ مهر
پیشینه تلاش برای جایگزینی نام خزر
تلاش برای ترویج نام کاسپین به برنامههای اخیر صداوسیما محدود نیست. ۹ دی ۱۴۰۳، کارزاری به قلم علی ملکمحمدی، دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی تنکابن، خطاب به رییس مجلس، رییس صداوسیما و وزیر آموزشوپرورش راه افتاد.
امضاکنندگان این کارزار، کاسپین را نامی اصیل و ایرانی توصیف کردند و خواستار استفاده از آن در رسانهها، کتابهای درسی و منابع رسمی شدند.
این کارزار که همچنان فعال و در حال جمعآوری امضا است، از سوی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی تنکابن راهاندازی شده است.
محمدابراهیم زارعی، سرپرست وقت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، نیز در اسفند ۱۴۰۳ در گردهمایی سالانه باستانشناسی ایران پیشنهاد کرد نام «کاسپی» یا «کاسپین» جایگزین خزر شود. او قدمت بیشتر این نام را دلیل پیشنهاد خود عنوان کرد.
پیروز مجتهدزاده، متخصص جغرافیای سیاسی، دیدگاه متفاوتی دارد. او میگوید نامهای جاافتاده جغرافیایی را نباید بهدلیل مخالفتهای سیاسی، قومی یا مذهبی با ریشه این نامها تغییر داد.
به استدلال او، کنار گذاشتن نام خزر بهدلیل ادعاهای منتسب به اسرائیل درباره این منطقه، به معنای پذیرفتن مبنای این ادعاهاست، نه به چالش کشیدن آن.
مجتهدزاده هشدار داد تغییر نام این دریا، موضع ایران را در مخالفت با تلاشها برای تغییر نام خلیج فارس تضعیف میکند.
او خطاب به طرفداران جایگزینی نام خزر پرسید: «آیا با این کار عملا تلاشهای اعراب برای تغییر نام جغرافیایی خلیج فارس را توجیه و تایید نکردهاید؟»
«کاسپین» از قوم باستانی کاسپی گرفته شده است. دانشنامه ایرانیکا ضمن اشاره به وجود نام این قوم در منابع باستانی، درباره محل دقیق سکونت و پیشینه زبانی آن ابهامهایی را مطرح میکند.
نام خزر نیز به قومی ترکتبار در قرون وسطی برمیگردد که قلمرو حکومتش در شمال و شمال غربی این دریا قرار داشت و بخشی از فرمانروایانش به یهودیت گرویدند. این نام قرنها در متون جغرافیایی منطقه کاربرد داشته است.
این پهنه آبی در ایران با نام «دریای مازندران» نیز شناخته شده و این نام در گذشته کاربرد رسمی هم داشته است.
آذر ۱۳۸۱ در دوره ریاستجمهوری محمد خاتمی، کمیته تخصصی نامنگاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران، خزر را برای کاربرد داخلی و کاسپین را برای متنهای خارجی، قراردادها و معاهدات بینالمللی تعیین کرد.
این تصمیم، نامی از پیش رایج را بر گزینههایی مانند مازندران ترجیح داد و آغاز استفاده از نام خزر نبود.
در ماههای اخیر، وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز مطلبی در مخالفت با کارزار تغییر نام این دریا منتشر کرد.
آرش نصیری، از نویسندگان این مرکز، در مقالهای در مرداد امسال این استدلال را به چالش کشید که تبار قومی، پیشینه نظامی یا پیوند خزرها با یهودیت، کنار گذاشتن این نام را توجیه میکند.
نصیری همچنین استدلال کرد استفاده از یک نام جغرافیایی به معنای تایید رفتار یا باورهای قومی نیست که نام از آن گرفته شده است.
به نوشته او، خزر به بخشی جاافتاده از زبان فارسی تبدیل شده و کاربرد آن فراتر از پیوندش با قومی در قرون وسطی است.
او نوشت کاسپین از نظر تاریخی نامی معتبر است، اما قرار دادن «کاسپین ایرانی» در برابر «خزر بیگانه»، تاریخی پیچیده را به یک مرزبندی سیاسی تقلیل میدهد.